⋆⑅˚₊لئونارد که تازه وارد طبقه اول شده بود ناگهان سرش را چرخاند گویا به چیزی گوش میکرد. حالت چهره اش تغییر کرد سریع آستینش را بالا داد و به زخم گل نگاه کرد. با ساختار او ناگهان خون ریزی زخم متوقف شد؛ هنوز چند ورم سرخ به جا مانده بود. چهره لئونارد شوم شد. او انگشت اشاره چپش را نیشگون گرفت و ناخنش را کند! صورتش از شدت درد به هم ریخت ولی متوقف نشد؛ همانطور که چیزی را می خواند با ناخنش زخم لخته شده را برید. وقتی ناخن با خون قرمز تیره اش آغشته شد چند تار مو از فرق سرش کند و ناخن را با مویش پوشاند. در حین حال لئونارد ناخن خونین که توسط مویش پوشانده شده بود را به گوشه ای انداخت و آن را دید که میسوزد و بو مستهجن آزاد میکند. ناخن و مویش سریع ناپدید شدند و فقط خاکستر باقی گذاشتند. ༘ ೀ⋆。
ྀིکلاین صوت خوش نوایی را شنید که از ساختمان هدف می آمد. گوشش را تیز کرد تا بهتر بشنود کلاین تایید کرد که آن صوت محبوب محلی بود که لئونارد میچل همیشه همهمه میکرد. پر از کلمات ساده بود.وقتی لئونارد میچل متوجه ورود کلاین شد لحنش را تغییر داد و صدایش نرم تر و جذاب تر شد.𓂃࣪˖
˖๋ ࣭ ⭑دان گیج گاهش را مالید و برای چند ثانیه مکث کرد او به کلاین به قصد تست از او گفت: «اگه تو بودی ماموریت امروز رو چجوری انجام میدادی؟ فرض كن من لئونارد و فرای تنها اعضای تیمت بودیم» کلاین اخم کرد و بیشتر از ده ثانیه فکر کرد. «اول فال میگرفتم که آیا مراسم به زودی انجام میشه یا نه اگه جواب منفی بود اونوقت به تماشا می پرداختم و نزدیک نمی شدم؛ بعد به پلیس خبر میدادم تا پرسنل اطراف رو اعزام کنن و حداقل پنج تا توپ جمع میکردم که تا وقتی که تریسی له شه به ساختمون شلیک کنن. اون یا میتونست تا با ساختمون بترکه یا بین شلیک توپ فرار کنه که این به آسونی فاشش میکرد. تا اون موقع تو و بقیه رو تو نقاط مختلف میکاشتم....»
او هر چه بیشتر میگفت هیجان زده تر میشد. او احساس می کرد که این ایده ساده و موثر وحشیانه و قاطعانه بود. خیلی هم امن و مناسب بود. دان لئونارد و فرای بهت زده شدند آنها برای مدت زیادی چیزی برای گفتن نداشتند. «کاپیتان این ایده خوبی نیست؟» کلاین که هیچ واکنشی ندید قلبش به خاطر هیجان سریع می تپید. دان چند ثانیه ساکت شد و گفت «نه ایده خوبیه ولی به فرض این که بتونیم تایید کنیم به زور نابود کردن محراب نتیجه فاجعه بار نده.... آه به عنوان یه شبح قدیمی ما خیلی به تکیه به خودمون و قدرتمون به عنوان فرارو و تفنگهامون عادت داریم به اینکه به مردم عادی درگیر اتفاقات ماوراء طبیعی شن عادت نداریم...» خیلی خب من همیشه طرفدار سرسخت بمباران توپی بودم... کلاین در قلبش اشاره کرد.⋆.ೃ࿔*:・
❀˖°روی سکو تریسی لباس بلند بژ پوشیده بود و کلاه گرد زنانه پوشیده بود از اطراف کلاه تور آویزان بود و نیمی از صورتش را پوشانده بود. ظاهرش تار و غیر قابل تشخیص شده بود.𓍢 ִ ໋
Forwarded from تسوکی (виноград) (𝛕𝛅𝛖𝛋𝛊(fire lord))
بیاید یه چالش
فور کنید و شغلای فانتزیتونو بگید یا تو کامنتا بگید
اون چیزیو بگید که با فکر کردن بهش هیجان زده میشید
فور کنید و شغلای فانتزیتونو بگید یا تو کامنتا بگید
اون چیزیو بگید که با فکر کردن بهش هیجان زده میشید
🪷Nymphaea🪷
کلا چیزایی که گفتی و دوست دارم-
کلا کشف چیزای ناشناخته خیلی حال میده😭 دوست دارم تناسخ کنم تو لرد
تسوکی (виноград)
اره از فانتزی منظورم این بود که شغلی که میخواید ولی نمیتونید🤣
دقیقا من میخوام ولی نمیتونم
Forwarded from • クラゲ
𓏲⋆ 𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗍𝗈 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗆𝖺𝗂𝗇 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝖺𝗇𝖽 𝖻𝖺𝗌𝖾𝖽 𝗈𝗇 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗏𝗂𝖻𝖾, 𝖨’𝗅𝗅 𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝖺𝗇𝖽 𝖺 𝗅𝖺𝗍𝗂𝗇 𝗉𝗁𝗋𝖺𝗌𝖾 🐠
limit: until this is crossed
limit: until this is crossed
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓3💘3