وای امروز تولد کسی بود که ۱۸۶۵ تا ازش وجود داره ولی حتی یکیش مال من نیستههه و من یادم شده بود البته که مهم نیته
😭8
. /ᐢ⑅ᐢ\ ♡ ₊˚
꒰ ˶• ༝ •˶꒱ ♡‧₊˚ ♡
./づ~ :¨·.·¨: ₊˚
·..·‘ ₊˚ ♡
Happy birthday to the husband of my dreams🌸🤏🏻
꒰ ˶• ༝ •˶꒱ ♡‧₊˚ ♡
./づ~ :¨·.·¨: ₊˚
·..·‘ ₊˚ ♡
Happy birthday to the husband of my dreams🌸🤏🏻
🍓4💋3💘2
Forwarded from 雪見❄️ساختمان 36 خیابان زوتلند (هـدیـ✿ـه 🌸)
🔮چالش سوال جواب از ناول ارباب رازها🔮
✦سعی کردم سوالا هیچ اسپویلی نداشته باشن، پس لطفا اگر جواباتون اسپویل داره حتما اسپویلر بزنین.
۱. اولین تصوری که از ناول لرد داشتی یا داری چیه؟
۲. اگر به هر دلیلی تو ناول لرد تناسخ کنی، چه مسیری رو انتخاب میکنی؟
۳.اگر عضو تاروت کلاب میشدی، چه اسم رمزی برای خودت انتخاب میکردی؟
۴. موردعلاقه ترین دیالوگی که تو کل ناول داری چیه؟
۵. به کدوم یکی از کرکتر ها احساس نزدیکی میکنی و چرا؟
۶. اگر میتونستی یکی از حقیقت های دنیای لرد رو تغییر بدی اون چیه؟
۷. از کدوم مسیر خوشت نمیاد و چرا؟
۸. اون مومنتی که باعث شد خیلی زیاد هیجان زده بشی کدومه؟
۹. اگر قرار بود عضو یکی از سازمان های این دنیا باشی، کدوم رو انتخاب میکردی؟
۱۰. با کدوم یکی از مومنت های ناول گریه کردی؟
۱۱. کدوم کرکتر ناول رو دوست داری یک روز کامل باهاش وقت بگذرونی؟
۱۲. دوست داشتی تو کدوم دوره بدنیا بیای و زندگی کنی؟
۱۳. کدوم کرکترو هرچی سعی کردی نتونستی دوست داشته باشی؟
۱۴. تصور کن نویسنده بهت اجازه میداد یک پایان برای لرد بنویسی، قبول میکردی و تغییرش میدادی؟
۱۵. و برای اخرین سوال، چی باعث شد این ناول و دوست داشته باشی و برات خاص باشه؟
✦سعی کردم سوالا هیچ اسپویلی نداشته باشن، پس لطفا اگر جواباتون اسپویل داره حتما اسپویلر بزنین.
۱. اولین تصوری که از ناول لرد داشتی یا داری چیه؟
۲. اگر به هر دلیلی تو ناول لرد تناسخ کنی، چه مسیری رو انتخاب میکنی؟
۳.اگر عضو تاروت کلاب میشدی، چه اسم رمزی برای خودت انتخاب میکردی؟
۴. موردعلاقه ترین دیالوگی که تو کل ناول داری چیه؟
۵. به کدوم یکی از کرکتر ها احساس نزدیکی میکنی و چرا؟
۶. اگر میتونستی یکی از حقیقت های دنیای لرد رو تغییر بدی اون چیه؟
۷. از کدوم مسیر خوشت نمیاد و چرا؟
۸. اون مومنتی که باعث شد خیلی زیاد هیجان زده بشی کدومه؟
۹. اگر قرار بود عضو یکی از سازمان های این دنیا باشی، کدوم رو انتخاب میکردی؟
۱۰. با کدوم یکی از مومنت های ناول گریه کردی؟
۱۱. کدوم کرکتر ناول رو دوست داری یک روز کامل باهاش وقت بگذرونی؟
۱۲. دوست داشتی تو کدوم دوره بدنیا بیای و زندگی کنی؟
۱۳. کدوم کرکترو هرچی سعی کردی نتونستی دوست داشته باشی؟
۱۴. تصور کن نویسنده بهت اجازه میداد یک پایان برای لرد بنویسی، قبول میکردی و تغییرش میدادی؟
۱۵. و برای اخرین سوال، چی باعث شد این ناول و دوست داشته باشی و برات خاص باشه؟
雪見❄️ساختمان 36 خیابان زوتلند
🔮چالش سوال جواب از ناول ارباب رازها🔮 ✦سعی کردم سوالا هیچ اسپویلی نداشته باشن، پس لطفا اگر جواباتون اسپویل داره حتما اسپویلر بزنین. ۱. اولین تصوری که از ناول لرد داشتی یا داری چیه؟ ۲. اگر به هر دلیلی تو ناول لرد تناسخ کنی، چه مسیری رو انتخاب میکنی؟ ۳.اگر…
۱. ایده ای نداشتم به خاطر مدیسی و همون جمله معروف شروعش کردم
۲. خورشید یا غارتگر
۳. خورشید یا جادوگر
۴.«هر سفری مقصدی دارد.» - «نور، معنای همه چیز بود.» - «من دیگه فراموش کردم که شما دو نفر دیگه وجود ندارین..» -«او آخرین کلماتش را شنید. صدای خودش را شنید که پرسید: «چرا؟» - "ترسیدی؟" "نه." "ارباب بزرگ، میترسی؟" "بله."
۵.کلاین مشخصا همونجور که اون پله پله یاد میگرفت و کشف میکرد منم باهاش یاد گرفتم
۶.جنگی که برای تاج خون داشتن
۷.شکارچی چون مرد میشن کی دوست مرد باشه؟؟؟؟؟
۸.اخر جلد پنج، موقعی که کلاین معجون خیمه شب بازو خورد،موقعی که اون شاه دریا(؟؟؟؟) رو کشت، وقتی قهرمان امپراطور تاریک شد، وقتی کلا اسم امون میومد، چرنوبیل.
۹.سازمان زاراتول (اسمش یادم نیست😭)
۱۰.خیلی زیادن وقتی نیل مرد وقتی دان مرد موقعی که کلاین به ملیسا گل داد وقتی کلاین بیچهره شد و شبیه دان شد وقتی کلاین رفت پیش آدری و گریه کرد اونجایی که کلاین مزه غذا هارو از دست داده بود وقتی دریک نور رو به شهر نقره آورد موقعی که مدیسی رو کشتن اونجایی که ارودس از کلاین پرسید میترسی یا نه وقتی کلاین با چهره دان با دالی رقصید آخرین تاروت کلاب و کلاین عروسی بنسون رو دید وقتی با آدری رفته بودن مدرسه و ملیسا رو دید وقتی همه رو توی مه خاکستری تصور کردن که کنار هم خوشحالن
۱۱.کلاین- لئونارد- دریک- امون(ببخشید من نمیتونم انتخاب کنم😔)
۱۲. دوره چهارم
۱۳.شیو
۱۴. نه اگه این پایان نبود انقدر عاشقش نمیشدم بهترین پایان بندی رو داشت ولی یکاری میکردمکلاین اینجوری انسانیتشو از دست نده و خودش بمونه
۱۵. جزئیاتش باعث شد عاشقش بشم تاحالا هیچ ناولی با این جزئیات بک استوری لور داستانی داستان سرایی طراحی کارکتر و ورلد بیلدینگ نخونده بودم و هیچوقت به نظرم رو دستش نمیاد مگه اینکه یه دوهزار چپتر دیگه بنویسه درمورد گریشا و دوره چهارم وسیر تبدیل شدن کلاین از یه فرد عادی به خدای قادر مطلق بهترین چیزی بود که توی زندگیم خوندم
۲. خورشید یا غارتگر
۳. خورشید یا جادوگر
۴.
۵.کلاین مشخصا همونجور که اون پله پله یاد میگرفت و کشف میکرد منم باهاش یاد گرفتم
۶.جنگی که برای تاج خون داشتن
۷.
۸.اخر جلد پنج، موقعی که کلاین معجون خیمه شب بازو خورد،
۹.سازمان
۱۰.
۱۱.کلاین- لئونارد- دریک- امون(ببخشید من نمیتونم انتخاب کنم😔)
۱۲. دوره چهارم
۱۳.شیو
۱۴. نه اگه این پایان نبود انقدر عاشقش نمیشدم بهترین پایان بندی رو داشت ولی یکاری میکردم
۱۵. جزئیاتش باعث شد عاشقش بشم تاحالا هیچ ناولی با این جزئیات بک استوری لور داستانی داستان سرایی طراحی کارکتر و ورلد بیلدینگ نخونده بودم و هیچوقت به نظرم رو دستش نمیاد مگه اینکه یه دوهزار چپتر دیگه بنویسه درمورد گریشا و دوره چهارم و
😭5
تاحالا انقد به مغزم فشار نیاورده بودم مخصوصا اونجایی که با کجا گریه کردی با ۹۰ درصدش گریه کردم😭
😭7
Forwarded from ■□
●نظر کلاین درمورد محدثه:
محدثه: مغزی که از ساعت خوابش جلو زده، ولی بدنش هنوز تو حالت صرفهجویی انرژی کار میکنه.
دلم میخواد یه روز یه معجون جادویی بهش بدم که یه بار برای همیشه بیدار بمونه، ولی خب، مطمئنم بعد پنج دقیقه میخواد با همون معجون بره بخوابه!
یه جورایی شبیه اونایی که تلاش میکنن تو تاریکی بمونن ولی نور روز هی از پنجره میره تو. یعنی هر چقدر خوابش رو زیاد کنی، بازم حس میکنی یه جای کار میلنگه. شاید یه نفر باید بهش بگه «محدثه جان، این خواب نیست، زندگیه که داره اذیتت میکنه!
اسپویل جلد دوم لرد
قبلا گفتم چرا لئونارد مثل روانیا با خودش صحبت میکنه دنبال حرفم گشتم ولی پیداش نکردم فکر کنم پاکش کردم با اینکه پالازو تو جلد دوم معرفی کردن الان توی ریرید فهمیدم تو نایک هاوکس ام که بود پالازو داشت🥰 برای همین بود هی میگفت من خاصم من راز دارم من فلان احمق حتی نمیدونست اینی که تو بدنشه چیه😭😭😭چقدم میبالید و پز میداد به همه تا وقتی عضو دستکش قرمزا نشد نفهمید اینی که بدنشه چیه💀