Forwarded from Bai Liu’s devotee altar. (Bai Liu's criminal mind.)
«من همیشه همینطور بودم.» تاویل به بای لیو(6) نگاه کرد. «با این حال، تو اولین کسی هستی که به من نزدیک شدی و بهم فهموندی که چقدر سردم.»
همینطور که نگاهش به آرامی پایین میافتاد، حالتی خسته اما راضی در چهرهاش نمایان شد. لبخندی کمرنگ بر لبانش نقش بست و زیر لب گفت، «بیدار شدن و کشتن یه npc خلاف قوانین سیستمیه که برای به دام انداختنم استفاده شده. پس مجبور شدم که به خواب عمیق فرو برم...»
«با این حال، من ندات رو حس کردم، پس بیدار شدم تا ببینمت.»
تاویل خودش رو جمع کرد و انگشتی رو که دمای بدن بای لیو رو به همراه داشت، گرفت. بالاخره چشمانش رو کاملاً بست و صداش کمکم محو شد، «بای لیو، هر وقت بیدار میشم دیدنت باعث خوشحالیه. دفعهی بعد هم میبینمت.»
«من واقعاً دمای بدنت رو دوست دارم. امیدوارم دفعهی بعد که دیدمت، بتونی یکم بیشتر گرمم کنی.»
بذار من، هیولای خفته در خلا و سرما، ذرهای از گرمایی رو که با هر بار بیدار شدنم بهم هدیه میدی، در خودم نگه دارم.
Ch105 - GHG
#ghg
Bai Liu’s devotee altar.
خدا منو ببخشه هنوز دارم به این میخندم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM