"Tell me, you fool. If I continue to regress will I ever got to meet you again?" No
😭2 1
ORV CHAPTER 413 :
He saw a star dying alone in the distance. But to him, that guy no longer looked like a Constellation now.
Kim Dokja.
It was still not too late.
He saw a star dying alone in the distance. But to him, that guy no longer looked like a Constellation now.
Kim Dokja.
It was still not too late.
-اسم غذایی که ازش متنفری رو بهم بگو
+چرا یکدفعهای؟
-خفهشو و به سوالم جواب بده
[یه لحظه تحت تاثیر این پسر کوچولو قرار گرفتم]
+"گوجه فرنگی"
[اون یک دفترچه یادداشت از جیب داخل کتش بیرون آورد و با دست خطی منظم یادداشت کرد.]
[اصلا چرا داشت یادداشت میکرد؟]
-غذای مورد علاقت چیه؟
+دامپلینگ موریم با سوپ مرغ
[چیزی که گفتم حالت صورت ۹۹۹ رو تغییر داد]
-به نظر میرسه زبونت چیزای خوبیو میشناسه
Cp 420
+چرا یکدفعهای؟
-خفهشو و به سوالم جواب بده
[یه لحظه تحت تاثیر این پسر کوچولو قرار گرفتم]
+"گوجه فرنگی"
[اون یک دفترچه یادداشت از جیب داخل کتش بیرون آورد و با دست خطی منظم یادداشت کرد.]
[اصلا چرا داشت یادداشت میکرد؟]
-غذای مورد علاقت چیه؟
+دامپلینگ موریم با سوپ مرغ
[چیزی که گفتم حالت صورت ۹۹۹ رو تغییر داد]
-به نظر میرسه زبونت چیزای خوبیو میشناسه
Cp 420
😭10 3
ORV CHAPTER 413 :
ten steps away, nine, eight...
he endured against sparks tearing into his body and continue to march in.
Five steps away, four....
The moment his hand was about to touch the fabric...
A firm, strong hand was holding his wrist, not letting it go.
And it happened to be a very familiar hand.
ten steps away, nine, eight...
he endured against sparks tearing into his body and continue to march in.
Five steps away, four....
The moment his hand was about to touch the fabric...
A firm, strong hand was holding his wrist, not letting it go.
And it happened to be a very familiar hand.
قانومی سرد و خشن با ابهت
تو هیچکدوم از مانهواها نمیتونین یه خانوم به خفنی ایشون پیدا کنین، ولی خب اینکه ویکتورو تراماتایزد کرده یهجوریه
تو هیچکدوم از مانهواها نمیتونین یه خانوم به خفنی ایشون پیدا کنین، ولی خب اینکه ویکتورو تراماتایزد کرده یهجوریه
رابطه سالمی که دارن>>>>>
سوتفاهما رو زود برطرف میکنن
درست صحبت میکنن، نمیزارن طرف مقابل انقد فکر کنه یه سوتفاهم درست نشدنی تو ذهنش درست بشه
دوتاشون تلاش میکنن یه رابطه خوب و سالم کنار هم داشته باشن
سوتفاهما رو زود برطرف میکنن
درست صحبت میکنن، نمیزارن طرف مقابل انقد فکر کنه یه سوتفاهم درست نشدنی تو ذهنش درست بشه
دوتاشون تلاش میکنن یه رابطه خوب و سالم کنار هم داشته باشن
ORV CHAPTER 413 :
A being who understood a story the best was not the 'reader' who had read it, but the 'character' that actually lived through that very story.
[GO back. You can't save anyone.]
A being who understood a story the best was not the 'reader' who had read it, but the 'character' that actually lived through that very story.
[GO back. You can't save anyone.]