Forwarded from 𝑉𝑖𝑐𝑡𝑜𝑟'𝑠 𝑊𝑖𝑓𝑒
The End of a Forgotten Script
پایان یک فیلمنامه ی فراموش شده
لینک ناول
🩶اینم از ناول من!
که توی وب ناول دارم پابلیش میکنم.
خوشحالم میشم برید تو سایت بخونید و امتیاز بدید، کامنت بزارید و حمایتم کنید.
و سعی خودم رو میکنم دیلی اپدیت داشته باشم.
💘5
دیلیگاه لیلیان
چی چرا
ببین اصلا خیلی پیچ در پیچه بعد توی یک چپتر یهو صد تا اتفاق مهم میوفته یوجین یه چیزی میگه که خیلی مهمه یه اتفاق میوفته که ندونی دیگه هیچی از چپترای بعد متوجه نمیشی یه مکالمهی عادیه ولی مهمه اون وسط یهو یوجین یاد یوهیون میوفته تو در بین اینکه هیچی داری نمیفهمی سیل اشکات راه میوفته بعد یهو هیونجه سر و کلش پیدا میشه اشکات دیگه در نمیاد به جاش از فاحشگی مردی لذت میبری ولی باز اتفاق های مهم مهم مهم
😭4🤝1
دیلیگاه لیلیان
ببین داری میخونیش مثلا وسط جنگه و هیجان و استرس یهو میبینی داری شر و شر اشک میریزی اصلا نمیفهمی از کجا خوردی کی فلش بک زدن اینا چطور شده که میخوای خودت رو ريالريال کنی برای یوجین
دقیقاااا
بعد مثلا دارم برای یوهیون خودمو جر میدم چوم یوجین وسط جنگ و بدبختی یادش افتاده یهو یریم یه چیزی میگه از خنده میپاشم بعد باز یوهیون در حال حاضر میاد یوجین یاد یوهیونی که رهاش کرده میوفته باز سیل راه میوفته بعد بین اینا نمیدونم چرا هی هیونجه میاد وسط دارن میجنگن هیونجه عین شاهزاده سوار بر اسب میاد وسط یوجین هی میگه من با این دوست نیستم ما باهم کنار نمیایم من بهش نزدیک نیستم
دو دقیقه بعد : درحال رد و بدل لاس
بعد مثلا دارم برای یوهیون خودمو جر میدم چوم یوجین وسط جنگ و بدبختی یادش افتاده یهو یریم یه چیزی میگه از خنده میپاشم بعد باز یوهیون در حال حاضر میاد یوجین یاد یوهیونی که رهاش کرده میوفته باز سیل راه میوفته بعد بین اینا نمیدونم چرا هی هیونجه میاد وسط دارن میجنگن هیونجه عین شاهزاده سوار بر اسب میاد وسط یوجین هی میگه من با این دوست نیستم ما باهم کنار نمیایم من بهش نزدیک نیستم
دو دقیقه بعد : درحال رد و بدل لاس
😭4
حس میکنم عقل ندارم وقتی دارم میخونمش اصلا نمیفهمم چهخبره ولی یه خبرایی هست😭
🤝4
وای یه جا بود یوجین میگفت نمیدونم چرا انقد خوشگل میاد موهاش خراب نمیشه(وسط جنگ و بدبختی)
😭3
Forwarded from دیلیگاه لیلیان (تمام شدم)
اینطوریه که: شام میخورم. فکر کنم هیونجاعه با خوردن این شام لبخند میزد.
میرم خرید. خرید کردن با کارت هیونجاعه خیلی بیشتر حال میداد.
بریم بخوابیم. خوابیدن تو خونه هیونجاعه خیلی هیجان انگیز بود.
خب دیگه رفتم حموم. فکر کنم حموم رفتن با هیونجاعه-
میرم خرید. خرید کردن با کارت هیونجاعه خیلی بیشتر حال میداد.
بریم بخوابیم. خوابیدن تو خونه هیونجاعه خیلی هیجان انگیز بود.
خب دیگه رفتم حموم. فکر کنم حموم رفتن با هیونجاعه-
دیلیگاه لیلیان
اینطوریه که: شام میخورم. فکر کنم هیونجاعه با خوردن این شام لبخند میزد. میرم خرید. خرید کردن با کارت هیونجاعه خیلی بیشتر حال میداد. بریم بخوابیم. خوابیدن تو خونه هیونجاعه خیلی هیجان انگیز بود. خب دیگه رفتم حموم. فکر کنم حموم رفتن با هیونجاعه-
خاک تو سر سیمپت یوجین از اخر یوهیون سکته میکنه
😭5
هیچی مثل اونجایی نبود که هیونجه گفت پرنسسو نجات دادم ولی حتی یه بوسم نداد بهم
😭5
سیمپر ∞ Whore
هیچی مثل اونجایی نبود که هیونجه گفت پرنسسو نجات دادم ولی حتی یه بوسم نداد بهم
داشتم خودکشی میکردم
🤝5
دیلیگاه لیلیان
اونجاش که از پنجره اومد تو و یوجین و دختره رو تو پوزیشن نامناسب دید
یوجین بدبخت داشت بهش تجاوز میشد😭 هی میگفت هیونجه چرا نمیای😭😭😭
😭5
دیلیگاه لیلیان
هیونجاعه: ✨😄🫵 پرنسس اومدم نجاتت بد- هیونجاعه: یوجین: هیونجاعه اویزون از پنجره: 🧍
هیونجه : این نسخه +۱۸ داستانی بچگونست؟🤔
یوجین : نجاتم بدههههه
هیونجه : هرجور میلته پرنسس🤭
یوجین : نجاتم بدههههه
هیونجه : هرجور میلته پرنسس🤭
😭5
雪見❄️ساختمان 36 خیابان زوتلند
وای . . . خیلی قشنگ بود خیلی خیلی قشنگ بود هربار خوندمش پوستم دون دون شد
وای...از بعد ۷۱۸ چپتر انقد قشنگ نداشتیم🫠
😭3