ازمیان دوچشم یک تن کم
وزشمارخرد هزاران بیش
به یاد روانشاد استاد استادان دکتر علیرضا یلدا ،
استاد همیشه ماندگار دانش و اخلاق پزشکی تاریخ معاصر ایران والگوی راستین خرد و مهر و انساندوستی
به قلم دکتر علی میر موذن،
رادیولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان
و یکی از بیشمار شاگردان استاد یلدای بزرگ
پزشکی نیست که دردانشگاه علوم پزشکی تهران فارغ التحصیل شده باشد و وبه ایشان ومحضر علمی شان ادای احترام نکرده باشد.
دوخاطره ازایشان
خاطره نخست:
فروتنی ومردم دوستی از دل وجان و در جامعه پزشکی ودانشگاهی مرجع قابل اعتماد و امیدبخش تشخیص بیماریهای پیچیده عفونی وداخلی
اوتا پایان عمر در مطب و بیمارستان خصوصی کار پزشکی ننمودند و بیش از ۶۰ سال فعالیت او در بخش بیماری های عفونی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
معروفیت و مردمی بودنشان آنچنان بود که بیماران از شهرهای دور و نزدیک که غالبا از قشر فرودست جامعه بودند برای درمان بیماری شان به خانه شان میرفتند.
یکبار برای دانشجویانش دربیمارستان امام خمینی تعریف نمود که در خانه بودند و زنگ خانه را زدند .با پیژاما در را باز کردند. زن ومردی نگران بابچه شان دم درب خانه بودند وگفتند بچه شان چندروز است تب دارد ومیخواهند به دکتر یلدا نشانش دهند . گفتند بفرمایید یلدا منم. انها نگاهی به پیژامه شان انداختند وگفتند برو بگو دکتر بیاید ( فکر کردند مستخدم خانه شان است و میخواهد دست به سرشان کند) .
خاطره دوم :
دانشجوی سال پنجم پزشکی بودیم .درمورد عارضه عارضه اسهال در تجویز نابجای آمپی سیلین با شوخ طبعی که داشتند و انرا برای آموزش بکار میگرفتند گفتند که بیمار با خط زرد روی زمین برای پزشکان می نویسد " خانم دکتر، آقای دکتر، امپی سیلین مرا قطع کن"
خدایش رحمت کناد
نام ویاد این استاد بی تکرار دانش پزشکی گرامی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
وزشمارخرد هزاران بیش
به یاد روانشاد استاد استادان دکتر علیرضا یلدا ،
استاد همیشه ماندگار دانش و اخلاق پزشکی تاریخ معاصر ایران والگوی راستین خرد و مهر و انساندوستی
به قلم دکتر علی میر موذن،
رادیولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان
و یکی از بیشمار شاگردان استاد یلدای بزرگ
پزشکی نیست که دردانشگاه علوم پزشکی تهران فارغ التحصیل شده باشد و وبه ایشان ومحضر علمی شان ادای احترام نکرده باشد.
دوخاطره ازایشان
خاطره نخست:
فروتنی ومردم دوستی از دل وجان و در جامعه پزشکی ودانشگاهی مرجع قابل اعتماد و امیدبخش تشخیص بیماریهای پیچیده عفونی وداخلی
اوتا پایان عمر در مطب و بیمارستان خصوصی کار پزشکی ننمودند و بیش از ۶۰ سال فعالیت او در بخش بیماری های عفونی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
معروفیت و مردمی بودنشان آنچنان بود که بیماران از شهرهای دور و نزدیک که غالبا از قشر فرودست جامعه بودند برای درمان بیماری شان به خانه شان میرفتند.
یکبار برای دانشجویانش دربیمارستان امام خمینی تعریف نمود که در خانه بودند و زنگ خانه را زدند .با پیژاما در را باز کردند. زن ومردی نگران بابچه شان دم درب خانه بودند وگفتند بچه شان چندروز است تب دارد ومیخواهند به دکتر یلدا نشانش دهند . گفتند بفرمایید یلدا منم. انها نگاهی به پیژامه شان انداختند وگفتند برو بگو دکتر بیاید ( فکر کردند مستخدم خانه شان است و میخواهد دست به سرشان کند) .
خاطره دوم :
دانشجوی سال پنجم پزشکی بودیم .درمورد عارضه عارضه اسهال در تجویز نابجای آمپی سیلین با شوخ طبعی که داشتند و انرا برای آموزش بکار میگرفتند گفتند که بیمار با خط زرد روی زمین برای پزشکان می نویسد " خانم دکتر، آقای دکتر، امپی سیلین مرا قطع کن"
خدایش رحمت کناد
نام ویاد این استاد بی تکرار دانش پزشکی گرامی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
وقتی یک جراح خود تحت عمل جراحی قرار میگیرد
به قلم
دکتر رضا شهریار کامرانی، دکتر محمد حسین نبیان
مرکز ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی تهران
بیش از سی سال است که من حرفهی جراحی ارتوپدی را آغاز کردهام. در این مدت بیماران بیشماری را عمل کردهام و داستانهای بیشماری را که پس از عمل با من در میان گذاشتهاند شنیدهام.
اما شش ماه پیش، در حالیکه هنوز فعالانه به کار مشغول بودم، ناگهان خود را در طرف دیگر میز عمل یافتم؛ اینبار بهعنوان بیمارِ نیازمند جراحی اورژانسی بایپس عروق کرونر قلب.
برای نخستین بار، یک عمل جراحی بزرگ را از منظر بیمار تجربه کردم. این دوران آکنده از درسها و بینشهایی بود که بیگمان مسیر حرفهای مرا همچنان شکل خواهد داد. بر خود لازم دیدم که بخشی از این تأملات را با همکارانم در میان بگذارم؛ باشد که دریچهای به سوی تجربهی بیمار بگشاید.
البته تجربهی من به یک نوع جراحی خاص مربوط بود، اما باور دارم جنبههای انسانی مشترکی در بسیاری از جراحیها وجود دارد که شایستهی توجه هستند.
درس نخست
پیش از عمل، من این امتیاز را داشتم که هم جراح و هم متخصص بیهوشیام را از نزدیک میشناختم. وقتی به عیادت من آمدند و با مهربانی و بهاختصار توضیحاتی دربارهی عمل دادند، احساس عمیق آرامش در من پدید آمد.
این تجربه مرا متوجه ساخت که در کار روزمرهام، اغلب بیماران اورژانسی را تنها در اتاق عمل برای نخستین بار میبینم. اما یک ملاقات سادهی پیش از عمل در اتاق بیمار، میتواند تأثیری شگرف بر آرامش روانی او بگذارد.
چنین دیداری کوتاه، اعتماد میآفریند و اضطراب را فرو مینشاند و در نهایت میتواند به بهبود پیامد درمان کمک کند.
درس دوم
پس از جراحی، پنج روز در بخش مراقبتهای ویژه بستری بودم. اگرچه با روحیهای خوب ترخیص شدم، اما از نظر جسمی بسیار ضعیف بودم—و آن زمان بود که دشواری واقعی آغاز شد.
به دلیل محدودیتهای جراحی، نه میتوانستم به پهلو بخوابم و نه به راحتی صاف به پشت دراز بکشم. چیزی که ظاهراً بیاهمیت مینماید، در عمل یکی از سختترین تجربههای زندگی من شد. شبهای بیخوابی هفتهی نخست در خانه تقریباً غیرقابل تحمل بود، تا آنکه با مشورت یک روانپزشک و مصرف داروی خواب مناسب، اوضاع اندکاندک بهبود یافت.
این تجربه برایم آشکار کرد که بیخوابی پس از عمل صرفاً یک علامت آزاردهنده نیست، بلکه میتواند توان بیمار را برای بازتوانی بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، ارزیابی و درمان منظم اختلالات خواب پس از عمل، میتواند روند بهبودی عملکردی را تسریع کند و بر پیشآگهی کلی بیمار اثر مثبت بگذارد.
این امر مرا به بازنگری در شیوهی پاسخگویی به بیمارانم واداشت؛ هنگامیکه آنان پس از عمل برای درد یا بیخوابی درخواست دارو میکردند، معمولاً تنها توصیه میکردم مسکن سادهی بدون نسخه مصرف کنند. اما آیا هرگز اندیشیده بودم که مثلاً بیماری پس از عمل شانه، شبها چه رنجی را تحمل میکند؟
به این نتیجه رسیدم که موفقیت یک عمل، پایان درمان نیست. بیمار باید به عنوان یک «کل» دیده شود. این نکته مرا متوجه لزوم گسترش دانشم به فراتر از داروشناسی و دربرگرفتن توانبخشی و مراقبتهای غیرارتوپدی کرد. وظیفهی من است که این ابعاد درمان را به رسمیت بشناسم و برای تأمین آنها تلاش کنم—خواه شخصاً، خواه با ارجاع به همکاران مربوطه.
درس سوم
در ماه نخست بهبودی، ضعف زیادی داشتم و این دوران نقاهت طولانی، نگرانی جدی در من ایجاد کرد: آیا هرگز توان بازگشت به کار را خواهم داشت؟
برای پاسخ، به یکی از همکلاسیهای قدیمیام که اکنون متخصص قلب است مراجعه کردم. نمیخواستم جراح خود را با اضطرابهایم بیازارم، از این رو از دوست پزشکم دربارهی پیشآگهی و چشمانداز درمان پرسیدم.
این تجربه مرا واداشت به گذشته بیندیشم: بارها به بیماران گفته بودم وظیفهی من انجام بهترین درمان یا جراحی ممکن است، اما نتیجه نهایی قابل پیشبینی نیست. حال که خود با این تردید دستوپنجه نرم کردم، دریافتم که بیان شفاف و واقعبینانه دربارهی نتایج احتمالی، ارتباط مستقیمی با رضایت بیماران و بهبود تجربهی آنان دارد.
پس دو نکته را آموختم: نخست اینکه باید همیشه تلاش کنم پیامدهای احتمالی را به وضوح برای بیماران توضیح دهم؛ دوم اینکه بیماران شاید از ترس یا احترام، پرسشهایشان را مطرح نکنند، و بنابراین این مسئولیت بر عهدهی من است که خودم ابتکار عمل را در ارائهی این اطلاعات به دست بگیرم.
درس چهارم
سالها بیمارانم برای مراقبتی که دریافت کردهاند، از من سپاسگزاری کردهاند. غالباً میپنداشتم این سخنان، رسمی و از سر عادت است. اما زمانیکه خود، با تمام وجود از جراح خود قدردانی کردم، فهمیدم که این سپاسگزاری چقدر میتواند صادقانه و عمیق باشد. از این پس، ارزش بیشتری برای قدردانی بیمارانم قائل خواهم شد.
ادامه در پست پایین
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
به قلم
دکتر رضا شهریار کامرانی، دکتر محمد حسین نبیان
مرکز ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی تهران
بیش از سی سال است که من حرفهی جراحی ارتوپدی را آغاز کردهام. در این مدت بیماران بیشماری را عمل کردهام و داستانهای بیشماری را که پس از عمل با من در میان گذاشتهاند شنیدهام.
اما شش ماه پیش، در حالیکه هنوز فعالانه به کار مشغول بودم، ناگهان خود را در طرف دیگر میز عمل یافتم؛ اینبار بهعنوان بیمارِ نیازمند جراحی اورژانسی بایپس عروق کرونر قلب.
برای نخستین بار، یک عمل جراحی بزرگ را از منظر بیمار تجربه کردم. این دوران آکنده از درسها و بینشهایی بود که بیگمان مسیر حرفهای مرا همچنان شکل خواهد داد. بر خود لازم دیدم که بخشی از این تأملات را با همکارانم در میان بگذارم؛ باشد که دریچهای به سوی تجربهی بیمار بگشاید.
البته تجربهی من به یک نوع جراحی خاص مربوط بود، اما باور دارم جنبههای انسانی مشترکی در بسیاری از جراحیها وجود دارد که شایستهی توجه هستند.
درس نخست
پیش از عمل، من این امتیاز را داشتم که هم جراح و هم متخصص بیهوشیام را از نزدیک میشناختم. وقتی به عیادت من آمدند و با مهربانی و بهاختصار توضیحاتی دربارهی عمل دادند، احساس عمیق آرامش در من پدید آمد.
این تجربه مرا متوجه ساخت که در کار روزمرهام، اغلب بیماران اورژانسی را تنها در اتاق عمل برای نخستین بار میبینم. اما یک ملاقات سادهی پیش از عمل در اتاق بیمار، میتواند تأثیری شگرف بر آرامش روانی او بگذارد.
چنین دیداری کوتاه، اعتماد میآفریند و اضطراب را فرو مینشاند و در نهایت میتواند به بهبود پیامد درمان کمک کند.
درس دوم
پس از جراحی، پنج روز در بخش مراقبتهای ویژه بستری بودم. اگرچه با روحیهای خوب ترخیص شدم، اما از نظر جسمی بسیار ضعیف بودم—و آن زمان بود که دشواری واقعی آغاز شد.
به دلیل محدودیتهای جراحی، نه میتوانستم به پهلو بخوابم و نه به راحتی صاف به پشت دراز بکشم. چیزی که ظاهراً بیاهمیت مینماید، در عمل یکی از سختترین تجربههای زندگی من شد. شبهای بیخوابی هفتهی نخست در خانه تقریباً غیرقابل تحمل بود، تا آنکه با مشورت یک روانپزشک و مصرف داروی خواب مناسب، اوضاع اندکاندک بهبود یافت.
این تجربه برایم آشکار کرد که بیخوابی پس از عمل صرفاً یک علامت آزاردهنده نیست، بلکه میتواند توان بیمار را برای بازتوانی بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، ارزیابی و درمان منظم اختلالات خواب پس از عمل، میتواند روند بهبودی عملکردی را تسریع کند و بر پیشآگهی کلی بیمار اثر مثبت بگذارد.
این امر مرا به بازنگری در شیوهی پاسخگویی به بیمارانم واداشت؛ هنگامیکه آنان پس از عمل برای درد یا بیخوابی درخواست دارو میکردند، معمولاً تنها توصیه میکردم مسکن سادهی بدون نسخه مصرف کنند. اما آیا هرگز اندیشیده بودم که مثلاً بیماری پس از عمل شانه، شبها چه رنجی را تحمل میکند؟
به این نتیجه رسیدم که موفقیت یک عمل، پایان درمان نیست. بیمار باید به عنوان یک «کل» دیده شود. این نکته مرا متوجه لزوم گسترش دانشم به فراتر از داروشناسی و دربرگرفتن توانبخشی و مراقبتهای غیرارتوپدی کرد. وظیفهی من است که این ابعاد درمان را به رسمیت بشناسم و برای تأمین آنها تلاش کنم—خواه شخصاً، خواه با ارجاع به همکاران مربوطه.
درس سوم
در ماه نخست بهبودی، ضعف زیادی داشتم و این دوران نقاهت طولانی، نگرانی جدی در من ایجاد کرد: آیا هرگز توان بازگشت به کار را خواهم داشت؟
برای پاسخ، به یکی از همکلاسیهای قدیمیام که اکنون متخصص قلب است مراجعه کردم. نمیخواستم جراح خود را با اضطرابهایم بیازارم، از این رو از دوست پزشکم دربارهی پیشآگهی و چشمانداز درمان پرسیدم.
این تجربه مرا واداشت به گذشته بیندیشم: بارها به بیماران گفته بودم وظیفهی من انجام بهترین درمان یا جراحی ممکن است، اما نتیجه نهایی قابل پیشبینی نیست. حال که خود با این تردید دستوپنجه نرم کردم، دریافتم که بیان شفاف و واقعبینانه دربارهی نتایج احتمالی، ارتباط مستقیمی با رضایت بیماران و بهبود تجربهی آنان دارد.
پس دو نکته را آموختم: نخست اینکه باید همیشه تلاش کنم پیامدهای احتمالی را به وضوح برای بیماران توضیح دهم؛ دوم اینکه بیماران شاید از ترس یا احترام، پرسشهایشان را مطرح نکنند، و بنابراین این مسئولیت بر عهدهی من است که خودم ابتکار عمل را در ارائهی این اطلاعات به دست بگیرم.
درس چهارم
سالها بیمارانم برای مراقبتی که دریافت کردهاند، از من سپاسگزاری کردهاند. غالباً میپنداشتم این سخنان، رسمی و از سر عادت است. اما زمانیکه خود، با تمام وجود از جراح خود قدردانی کردم، فهمیدم که این سپاسگزاری چقدر میتواند صادقانه و عمیق باشد. از این پس، ارزش بیشتری برای قدردانی بیمارانم قائل خواهم شد.
ادامه در پست پایین
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
ادامه پست پیشین
جمعبندی
سرانجام، به امتیازاتی میاندیشم که من داشتم: سه دهه تجربهی پزشکی، ارتباطات حرفهای گسترده، امکان انتخاب جراح ماهر، نبود مشکلات مالی و نبود ترس جدی از آینده.
اما بسیاری از بیماران چنین امتیازاتی ندارند؛ انتخاب پزشک برایشان پرابهام است، مسائل مالی طاقتفرساست، و نگرانیهای آینده همیشه سایهافکن.
این تجربه به من آموخت که در هر برخورد با بیمار، باید حتی برای لحظهای خود را جای او بگذارم. تنها با دیدن دنیا از دریچهی نگاه اوست که میتوانم نه فقط جراحی حرفهایتر، بلکه پزشکی شوم که مراقبتی واقعاً جامع ارائه میدهد.
برگرفته شده از:
مقاله چاپ شده در مجله
The Archives of Bone and Joint Surgery
اکتبر ۲۰۲۵ میلادی، جلد ۱۳
لینک مقاله:
https://share.google/Pso18otolyWN9RPGu
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
جمعبندی
سرانجام، به امتیازاتی میاندیشم که من داشتم: سه دهه تجربهی پزشکی، ارتباطات حرفهای گسترده، امکان انتخاب جراح ماهر، نبود مشکلات مالی و نبود ترس جدی از آینده.
اما بسیاری از بیماران چنین امتیازاتی ندارند؛ انتخاب پزشک برایشان پرابهام است، مسائل مالی طاقتفرساست، و نگرانیهای آینده همیشه سایهافکن.
این تجربه به من آموخت که در هر برخورد با بیمار، باید حتی برای لحظهای خود را جای او بگذارم. تنها با دیدن دنیا از دریچهی نگاه اوست که میتوانم نه فقط جراحی حرفهایتر، بلکه پزشکی شوم که مراقبتی واقعاً جامع ارائه میدهد.
برگرفته شده از:
مقاله چاپ شده در مجله
The Archives of Bone and Joint Surgery
اکتبر ۲۰۲۵ میلادی، جلد ۱۳
لینک مقاله:
https://share.google/Pso18otolyWN9RPGu
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
تجربه جراحی قلب من
نگارش: دکتر علی قاسمیان
عضو هیات علمی بازنشسته دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی،
۱۲ مهر ۱۴۰۴
مقاله روان و جالب آقای دکتر کامرانی را با دقت خوانده و بسیار استفاده بردم. تجربیات جالبی در این مقاله، به ویژه از نگاه یک پزشک متخصص، ولی این بار در جایگاه یک بیمار نیازمند به جراحی، آورده شده است.
با توجه به این که اینجانب در حدود چهار ماه پیش تحت همین عمل جراحی قرار گرفتم، شرایط و عوارض تشریح شده در این مقاله را با شرایط خود مقایسه کرده و نتایج را به شرح زیر اعلام می کنم، شاید مفید افتد.
در نگارش و تنظیم این متن از تقسیم بندی ارائه شده در مقاله مرجع استفاده می کنم تا امکان مقایسه به صورت بخش به بخش فراهم شود.
بخش نخست:
اقدامات پیش از عمل
به طور کلی، بیماران عادی و خارج از کادر دست اندرکاران خدمات پزشکی از امتیاز عنوان شده توسط نویسنده محترم مقاله برخوردار نیستند و البته هم این امر با توجه به شرایط موجود در مراکز درمانی، تا حدی هم طبیعی می نماید؛ و البته باید در نظر داشت که کیفیت خدمات درمانی در ایران بستگی مستقیم به بیمارستان مربوطه دارد و عموما در بیمارستان های خصوصی و با کیفیت بالا، که هزینه های بسیار بالاتری را هم می طلبند، ارائه می شود.
ضمنا وجود این امتیاز برای پزشکان محترم، حداقل از نگاه من، امری طبیعی است. دست اندرکاران هر حوزه یا صنف باید هم برای همکاران خود حریم و امتیاز ویژه ای قائل شوند (و این را در بسیاری از صنوف دیگر هم دیده ام). باید اضافه کنم که دکتر جراح بنده به تایید شاگردان ایشان، که همگی پزشکان فوق تخصص قلب و عروق هستند، و انجام آنژیوپلاستی نهایتا ناموفق در بیمارستان ... روی بنده را بر عهده داشتند، اگر جراح شماره یک قلب ایران نباشند به یقین نفر اول تهران هستند.
آقای دکتر .. استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی .... هستند که همچنان در حال خدمت به بیماران نیازمند، همچون اینجانب، و جامعه پزشکی می باشند؛ و در واقع، نیاز مبرم جامعه به افراد توانمندی مانند ایشان مانع بازنشستگی کامل ایشان می گردد. به تایید پزشک متخصص آنژیوگرافی که بنده را به ایشان معرفی کردند (یا، در واقع، برعکس - و لطف بزرگی به من کردند) این را هم به من گفتند که بعد از ویزیت شدن توسط آقای دکتر و تشخیص ایشان، هیچ گونه تردیدی به خود راه ندهم و بلافاصله بر اساس نظر ایشان عمل کنم؛ زیرا ایشان اخلاق خاصی دارند و هرگونه تردیدی در بیمار ببینند بلافاصله وی را نزد سایر پزشکان جراح قلب می فرستند.
و دقیقا هم همین اتفاق افتاد! و ایشان وقتی فیلم آنژیوگرافی بنده را دیدند و با نظر پزشک متخصص آنژیوگرافی در مورد نیاز فوری به عمل بای پس موافقت فرمودند، در مقابل یک سوال من، حال از سر کنجکاوی علمی یا از سر ترس از عمل، که آیا امکان درمان دارویی برای این مورد، به جای عمل وجود دارد؟، بلافاصله بنده را به سایر جراحان نامدار این زمینه ارجاع کردند.
و فقط در مقابل توضیحات فرزند و همسرم، که پزشک عمومی و پرستار هستند، دوباره با عمل بنده توسط خودشان موافقت کرده و دستور صدور معرفی نامه به بیمارستان را دادند.
این از روحیه و منش پزشکی آقای دکتر ...، که البته من از آن رضایت دارم، و مطب ایشان هم آنچنان شلوغ است که اصلا وقت صحبت های اضافی ندارند، و ضمنا فقط بیماران نیازمند به جراحی قلب را در مطب خود می پذیرند و لاغیر. دستمزد دریافتی ایشان هم، حداقل در مقایسه با بسیاری از جراحان دیگر، بسیار اندک و در واقع، هیچ است.
در بیمارستان فوق تخصصی قلب ..که من با معرفی آقای دکتر ...در آنجا پذیرش و بستری شدم (بگذریم از داستان مفصل چگونگی پذیرش و مشکلات مرتبط با آن)، و در بخش قلب مردان، تعداد بیمار آنقدر زیاد بود (و هست) که جای خالی اصلا وجود نداشت و لذا انجام ملاقات با پزشک جراح پیش از عمل برای بیماران امکان نداشت، یا حداقل، من ندیدم. پرسنل شاغل در بخش، و همینطور مسئول دفتر آقای دکتر در مطب ایشان، به من گفته بودند که آقای دکتر هفته ای ۳ روز در بیمارستان .. (که یکی از بهترین بیمارستان های تخصصی قلب در ایران است) و 2 تا 3 روز دیگر هم در بیمارستان قلب .. تهران، مشغول جراحی هستند و گاهی تا ساعت ۲ بامداد هم درگیر عمل هستند و لذا امکان چنین برنامه هایی مثل ملاقات پیش از عمل برای ایشان وجود ندارد.
و البته، به جای ایشان، شاگردان ایشان این کار را در مواردی انجام می دهند و همزمان برگه تعهد را به امضای بیمار می رسانند. در مورد بنده، فقط امضای برگه تعهد بیمار توسط بنده انجام شد.
همچنین، به نظر بنده ذکر این مطلب نیز لازم می باشد که بر اساس شنیده ها، حتی در بعضی از مراکز دولتی، بیماران نیازمند به این عمل با مراجعه به بیمارستان و مواجهه با هزینه های مربوطه، از همان راه آمده برمی گردند و به راه خود می روند و خود را به خدای بزرگ می سپارند.
ادامه در پست پایین
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
نگارش: دکتر علی قاسمیان
عضو هیات علمی بازنشسته دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی،
۱۲ مهر ۱۴۰۴
مقاله روان و جالب آقای دکتر کامرانی را با دقت خوانده و بسیار استفاده بردم. تجربیات جالبی در این مقاله، به ویژه از نگاه یک پزشک متخصص، ولی این بار در جایگاه یک بیمار نیازمند به جراحی، آورده شده است.
با توجه به این که اینجانب در حدود چهار ماه پیش تحت همین عمل جراحی قرار گرفتم، شرایط و عوارض تشریح شده در این مقاله را با شرایط خود مقایسه کرده و نتایج را به شرح زیر اعلام می کنم، شاید مفید افتد.
در نگارش و تنظیم این متن از تقسیم بندی ارائه شده در مقاله مرجع استفاده می کنم تا امکان مقایسه به صورت بخش به بخش فراهم شود.
بخش نخست:
اقدامات پیش از عمل
به طور کلی، بیماران عادی و خارج از کادر دست اندرکاران خدمات پزشکی از امتیاز عنوان شده توسط نویسنده محترم مقاله برخوردار نیستند و البته هم این امر با توجه به شرایط موجود در مراکز درمانی، تا حدی هم طبیعی می نماید؛ و البته باید در نظر داشت که کیفیت خدمات درمانی در ایران بستگی مستقیم به بیمارستان مربوطه دارد و عموما در بیمارستان های خصوصی و با کیفیت بالا، که هزینه های بسیار بالاتری را هم می طلبند، ارائه می شود.
ضمنا وجود این امتیاز برای پزشکان محترم، حداقل از نگاه من، امری طبیعی است. دست اندرکاران هر حوزه یا صنف باید هم برای همکاران خود حریم و امتیاز ویژه ای قائل شوند (و این را در بسیاری از صنوف دیگر هم دیده ام). باید اضافه کنم که دکتر جراح بنده به تایید شاگردان ایشان، که همگی پزشکان فوق تخصص قلب و عروق هستند، و انجام آنژیوپلاستی نهایتا ناموفق در بیمارستان ... روی بنده را بر عهده داشتند، اگر جراح شماره یک قلب ایران نباشند به یقین نفر اول تهران هستند.
آقای دکتر .. استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی .... هستند که همچنان در حال خدمت به بیماران نیازمند، همچون اینجانب، و جامعه پزشکی می باشند؛ و در واقع، نیاز مبرم جامعه به افراد توانمندی مانند ایشان مانع بازنشستگی کامل ایشان می گردد. به تایید پزشک متخصص آنژیوگرافی که بنده را به ایشان معرفی کردند (یا، در واقع، برعکس - و لطف بزرگی به من کردند) این را هم به من گفتند که بعد از ویزیت شدن توسط آقای دکتر و تشخیص ایشان، هیچ گونه تردیدی به خود راه ندهم و بلافاصله بر اساس نظر ایشان عمل کنم؛ زیرا ایشان اخلاق خاصی دارند و هرگونه تردیدی در بیمار ببینند بلافاصله وی را نزد سایر پزشکان جراح قلب می فرستند.
و دقیقا هم همین اتفاق افتاد! و ایشان وقتی فیلم آنژیوگرافی بنده را دیدند و با نظر پزشک متخصص آنژیوگرافی در مورد نیاز فوری به عمل بای پس موافقت فرمودند، در مقابل یک سوال من، حال از سر کنجکاوی علمی یا از سر ترس از عمل، که آیا امکان درمان دارویی برای این مورد، به جای عمل وجود دارد؟، بلافاصله بنده را به سایر جراحان نامدار این زمینه ارجاع کردند.
و فقط در مقابل توضیحات فرزند و همسرم، که پزشک عمومی و پرستار هستند، دوباره با عمل بنده توسط خودشان موافقت کرده و دستور صدور معرفی نامه به بیمارستان را دادند.
این از روحیه و منش پزشکی آقای دکتر ...، که البته من از آن رضایت دارم، و مطب ایشان هم آنچنان شلوغ است که اصلا وقت صحبت های اضافی ندارند، و ضمنا فقط بیماران نیازمند به جراحی قلب را در مطب خود می پذیرند و لاغیر. دستمزد دریافتی ایشان هم، حداقل در مقایسه با بسیاری از جراحان دیگر، بسیار اندک و در واقع، هیچ است.
در بیمارستان فوق تخصصی قلب ..که من با معرفی آقای دکتر ...در آنجا پذیرش و بستری شدم (بگذریم از داستان مفصل چگونگی پذیرش و مشکلات مرتبط با آن)، و در بخش قلب مردان، تعداد بیمار آنقدر زیاد بود (و هست) که جای خالی اصلا وجود نداشت و لذا انجام ملاقات با پزشک جراح پیش از عمل برای بیماران امکان نداشت، یا حداقل، من ندیدم. پرسنل شاغل در بخش، و همینطور مسئول دفتر آقای دکتر در مطب ایشان، به من گفته بودند که آقای دکتر هفته ای ۳ روز در بیمارستان .. (که یکی از بهترین بیمارستان های تخصصی قلب در ایران است) و 2 تا 3 روز دیگر هم در بیمارستان قلب .. تهران، مشغول جراحی هستند و گاهی تا ساعت ۲ بامداد هم درگیر عمل هستند و لذا امکان چنین برنامه هایی مثل ملاقات پیش از عمل برای ایشان وجود ندارد.
و البته، به جای ایشان، شاگردان ایشان این کار را در مواردی انجام می دهند و همزمان برگه تعهد را به امضای بیمار می رسانند. در مورد بنده، فقط امضای برگه تعهد بیمار توسط بنده انجام شد.
همچنین، به نظر بنده ذکر این مطلب نیز لازم می باشد که بر اساس شنیده ها، حتی در بعضی از مراکز دولتی، بیماران نیازمند به این عمل با مراجعه به بیمارستان و مواجهه با هزینه های مربوطه، از همان راه آمده برمی گردند و به راه خود می روند و خود را به خدای بزرگ می سپارند.
ادامه در پست پایین
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بخش دوم:
اقدامات بعد از عمل
من تیم جراحی را حدود ساعت ۱ بعدازظهر روز عمل (یک شنبه) در اتاق عمل، و آن هم چند دقیقه اول و صحبت کوتاه با پزشک متخصص بیهوشی، دیدم و سپس حدود ساعت 11 شب خود را در ICU یافتم. بعد از 2 روز هم (روز سه شنبه) به تشخیص پزشک به بخش منتقل شدم و 2 روز هم در بخش ماندم (تا 5شنبه) و طی این مدت فقط با بخش های مختلف ذیربط مثل آزمایشگاه، اکو، رادیولوژی و ... سروکار داشتم و بس؛ و روز پنجشنبه حدود ساعت 2 بعدازظهر ترخیص شدم.
به طور کلی، پرسنل بخش بسیار مجرب و تقریبا خوش برخورد با همه بیماران، قبل و بعد از عمل بودند. نقش مهم ایشان در این فرآیند درمانی، در مقاله ارسالی مورد توجه قرار نگرفته است. وجود روحیه مناسب در بیماران، به خصوص در مرحله پیش از عمل، و همچنین بعد از عمل، مورد بسیار مهمی محسوب می شود. افرادی را دیدم که حتی بعد از آنژیوگرافی، خود را باخته بودند. حال بیماران نیازمند به جراحی بای پس چندان تعریفی نداشت و عموما دچار استرس شدید بودند و نیاز شدید به روحیه بخشی و گفتار درمانی داشتند. تحت چنین شرایطی، یکی از پزشکان دستیار جراح (من این گونه به نظرم آمد و شاید هم ایشان دستیار جراح نبودند)، بعد از عمل آموزش های فیزیکی و بدنی را به بیماران می داد و به دلیل روحیه خوب من در هر دو مرحله، از من خواسته بود که در طول حضور در بخش بیماران را وادار به حرکت و فعالیت های لازم بکنم، که حداکثر تلاش خود را در این مورد، چه به صورت حرکات ساده بدنی و چه به صورت گفتاری، به عمل آوردم.
آقای دکتر ... دو هفته بعد از عمل مرا در مطب خود معاینه کردند و تنها وسیله تشخیصی ایشان، گوشی پزشکی ایشان بود و بس، و فرمودند که خوب هستم و نیاز به هیچ عملی مثل اکو و ... ندارم و 6 ماه دیگر برای ویزیت مجدد به ایشان مراجعه کنم؛
و تمام.
می خواهم بگویم ایشان در کار خود بسیار حاذق و مجرب هستند به طوری که این امر در همان چند دقیقه کوتاه ویزیت کاملا مشخص است و روحیه مضاعفی به من داد.
بخش سوم:
اقدامات حمایتی و مراقبت های بعد از عمل
نکته مهم دیگری که در مقاله ارسالی مورد توجه قرار نگرفته است، نقش بسیار مهم مراقبت ها و پرستاری بعد از عمل است. مواردی را که آقای دکتر در مقاله خود به عنوان مشکلات و سختی های بعد از عمل، مثل چگونگی خوابیدن، نیاز به مصرف داروی خواب و غیره، ذکر کرده اند، اینجانب اصلا نداشتم و این را مدیون قابلیت های خود و تجربه پرستاری همسرم هستم (اصولا افرادی که عادت به غلت زدن حین خواب دارند بعد از انجام عمل بای پس بسیار دچار مشکل می شوند؛ در حالی که بنده همیشه این قابلیت را داشته ام که در صورت نیاز بتوانم کاملا ثابت و بدون حرکات جانبی به پشت بخوابم و این، کمک بزرگی برایم محسوب شد. به هیچ وجه نیاز به داروی خواب پیدا نکردم و حتی؛ غیر از یکی دو روز اول، داروی مسکّن نیز مورد نیاز واقع نشد)
و در واقع
یک بار دیگر به این اصل مهم در حرفه پزشکی و پرستاری پی برده ام که بخش عمده ای از کار درمانی و به ویژه، اقدامات مراقبتی بر عهده کادر پرستاری و کیفیت کار ایشان هست، که متاسفانه در کشور ما، برخلاف اکثر کشورهای دنیا، چندان مورد توجه و حمایت قرار نمی گیرند و اهمیت واقعی و لازم از جهات مختلف به کار حیاتی ایشان داده نمی شود.
بخش چهارم:
رفتار بیماران و قدردانی از پزشکان معالج
صرف نظر از بعضی موارد اندک و انگشت شمار در باره رفتار نامناسب بعضی از همراهان بیمار، که متاسفانه در مواردی منجر به خسارات جانی و مالی در جامعه محترم پزشکی شده است، به نظر می رسد آمار موجود بیانگر رفتار مناسب و قدردانی قلبی و حقیقی بیماران و مردم از جامعه پزشکی است.
جمع بندی
یک مقایسه کلی بین موارد گفته شده در مقاله مذکور از نگاه یک پزشک متخصص و تجربه های عینی اینجانب در مورد یک عمل جراحی واحد نشان می دهد که هنوز تفاوت های بارز و نسبتا زیادی در این باره وجود دارد. به طور خلاصه، آنچه که برای یک پزشک متخصص محترم توسط همکاران ایشان انجام شده و می شود، به ویژه در رابطه با رعایت اصول حرفه ای پزشکی و در نظر گرفتن اخلاق پزشکی، برای سایر بیماران، بنا به دلایل مختلف و متفاوت، انجام نمی شود. میزان شدت و ضعف این تفاوت بستگی مستقیم به افراد دست اندرکار و بیمارستان انتخاب شده دارد. تنها بیمارستان های خصوصی این گونه موارد را در نظر می گیرند و خدمات ذیربط را ارائه می کنند.
با آرزوی سلامتی و عمر با عزت برای کلیه کادر درمان (پزشکان، پرستاران و ...)
که علیرغم همه کاستی ها، ناملایمات، بی فرهنگی های افراد ناآگاه یا مغرض (اعم از همراهان بیماران، کادر اجرایی و غیره) و خطرات جانی و روحی مختلف، همچنان به خدمات صادقانه خود ادامه می دهند.
توضیح:
این متن توسط نگارنده آن، آقای دکتر علی قاسمیان به کانال تلگرامی بنیاد مکتب پروفسور یلدا جهت انتشار فرستاده شده است.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
اقدامات بعد از عمل
من تیم جراحی را حدود ساعت ۱ بعدازظهر روز عمل (یک شنبه) در اتاق عمل، و آن هم چند دقیقه اول و صحبت کوتاه با پزشک متخصص بیهوشی، دیدم و سپس حدود ساعت 11 شب خود را در ICU یافتم. بعد از 2 روز هم (روز سه شنبه) به تشخیص پزشک به بخش منتقل شدم و 2 روز هم در بخش ماندم (تا 5شنبه) و طی این مدت فقط با بخش های مختلف ذیربط مثل آزمایشگاه، اکو، رادیولوژی و ... سروکار داشتم و بس؛ و روز پنجشنبه حدود ساعت 2 بعدازظهر ترخیص شدم.
به طور کلی، پرسنل بخش بسیار مجرب و تقریبا خوش برخورد با همه بیماران، قبل و بعد از عمل بودند. نقش مهم ایشان در این فرآیند درمانی، در مقاله ارسالی مورد توجه قرار نگرفته است. وجود روحیه مناسب در بیماران، به خصوص در مرحله پیش از عمل، و همچنین بعد از عمل، مورد بسیار مهمی محسوب می شود. افرادی را دیدم که حتی بعد از آنژیوگرافی، خود را باخته بودند. حال بیماران نیازمند به جراحی بای پس چندان تعریفی نداشت و عموما دچار استرس شدید بودند و نیاز شدید به روحیه بخشی و گفتار درمانی داشتند. تحت چنین شرایطی، یکی از پزشکان دستیار جراح (من این گونه به نظرم آمد و شاید هم ایشان دستیار جراح نبودند)، بعد از عمل آموزش های فیزیکی و بدنی را به بیماران می داد و به دلیل روحیه خوب من در هر دو مرحله، از من خواسته بود که در طول حضور در بخش بیماران را وادار به حرکت و فعالیت های لازم بکنم، که حداکثر تلاش خود را در این مورد، چه به صورت حرکات ساده بدنی و چه به صورت گفتاری، به عمل آوردم.
آقای دکتر ... دو هفته بعد از عمل مرا در مطب خود معاینه کردند و تنها وسیله تشخیصی ایشان، گوشی پزشکی ایشان بود و بس، و فرمودند که خوب هستم و نیاز به هیچ عملی مثل اکو و ... ندارم و 6 ماه دیگر برای ویزیت مجدد به ایشان مراجعه کنم؛
و تمام.
می خواهم بگویم ایشان در کار خود بسیار حاذق و مجرب هستند به طوری که این امر در همان چند دقیقه کوتاه ویزیت کاملا مشخص است و روحیه مضاعفی به من داد.
بخش سوم:
اقدامات حمایتی و مراقبت های بعد از عمل
نکته مهم دیگری که در مقاله ارسالی مورد توجه قرار نگرفته است، نقش بسیار مهم مراقبت ها و پرستاری بعد از عمل است. مواردی را که آقای دکتر در مقاله خود به عنوان مشکلات و سختی های بعد از عمل، مثل چگونگی خوابیدن، نیاز به مصرف داروی خواب و غیره، ذکر کرده اند، اینجانب اصلا نداشتم و این را مدیون قابلیت های خود و تجربه پرستاری همسرم هستم (اصولا افرادی که عادت به غلت زدن حین خواب دارند بعد از انجام عمل بای پس بسیار دچار مشکل می شوند؛ در حالی که بنده همیشه این قابلیت را داشته ام که در صورت نیاز بتوانم کاملا ثابت و بدون حرکات جانبی به پشت بخوابم و این، کمک بزرگی برایم محسوب شد. به هیچ وجه نیاز به داروی خواب پیدا نکردم و حتی؛ غیر از یکی دو روز اول، داروی مسکّن نیز مورد نیاز واقع نشد)
و در واقع
یک بار دیگر به این اصل مهم در حرفه پزشکی و پرستاری پی برده ام که بخش عمده ای از کار درمانی و به ویژه، اقدامات مراقبتی بر عهده کادر پرستاری و کیفیت کار ایشان هست، که متاسفانه در کشور ما، برخلاف اکثر کشورهای دنیا، چندان مورد توجه و حمایت قرار نمی گیرند و اهمیت واقعی و لازم از جهات مختلف به کار حیاتی ایشان داده نمی شود.
بخش چهارم:
رفتار بیماران و قدردانی از پزشکان معالج
صرف نظر از بعضی موارد اندک و انگشت شمار در باره رفتار نامناسب بعضی از همراهان بیمار، که متاسفانه در مواردی منجر به خسارات جانی و مالی در جامعه محترم پزشکی شده است، به نظر می رسد آمار موجود بیانگر رفتار مناسب و قدردانی قلبی و حقیقی بیماران و مردم از جامعه پزشکی است.
جمع بندی
یک مقایسه کلی بین موارد گفته شده در مقاله مذکور از نگاه یک پزشک متخصص و تجربه های عینی اینجانب در مورد یک عمل جراحی واحد نشان می دهد که هنوز تفاوت های بارز و نسبتا زیادی در این باره وجود دارد. به طور خلاصه، آنچه که برای یک پزشک متخصص محترم توسط همکاران ایشان انجام شده و می شود، به ویژه در رابطه با رعایت اصول حرفه ای پزشکی و در نظر گرفتن اخلاق پزشکی، برای سایر بیماران، بنا به دلایل مختلف و متفاوت، انجام نمی شود. میزان شدت و ضعف این تفاوت بستگی مستقیم به افراد دست اندرکار و بیمارستان انتخاب شده دارد. تنها بیمارستان های خصوصی این گونه موارد را در نظر می گیرند و خدمات ذیربط را ارائه می کنند.
با آرزوی سلامتی و عمر با عزت برای کلیه کادر درمان (پزشکان، پرستاران و ...)
که علیرغم همه کاستی ها، ناملایمات، بی فرهنگی های افراد ناآگاه یا مغرض (اعم از همراهان بیماران، کادر اجرایی و غیره) و خطرات جانی و روحی مختلف، همچنان به خدمات صادقانه خود ادامه می دهند.
توضیح:
این متن توسط نگارنده آن، آقای دکتر علی قاسمیان به کانال تلگرامی بنیاد مکتب پروفسور یلدا جهت انتشار فرستاده شده است.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
جراحی روح انسان
پیوند پزشکی و انسانیت
به قلم: فرامرز شعربافی
مدیر عامل موسسه نیک اندیشان بهشهر
در دو روز اخیر دو نوشته خواندیم که هر دو از تجربه یک جراحی سخن میگفتند، اما نه صرفا از جراحی بدن، بلکه از جراحی روح انسان.
در نوشته نخست، دکتر رضاشهریارکامرانی جراح ارتوپد، خود را در جایگاه بیمار یافت و از ورای بیهوشی و نقاهت، دوباره معنای پزشکی را بازشناخت.
در نوشته دوم، دکتر علی قاسمیان، که او نیز ناگزیر از عمل قلب شد، با زبانی صمیمی و خردمندانه، تجربه همان مسیر را از نگاه بیماری قدردان بازگو کرد. این دو نگاه، از دو سوی یک آینهاند:
یکی از درون اتاق عمل و دیگری از بیرون آن.
یکی با دانش و تجربه پزشک، و دیگری با ایمان و سپاس بیمار.
برای من، این دو نوشته فرصتی شد تا درباره پیوند میان پزشکی و انسانیت بیندیشم، و در چهار بخش کوتاه، میخواهم تاملاتم را با شما در میان بگذارم.
- بخش اول: وقتی پزشک، انسان میشود،
پزشک، سالها در جایگاه دانایی مینشیند، جراحی میکند، تصمیم میگیرد، و درمان مینویسد. اما روزی ممکن است بر تختی دراز بکشد که دیگر آنسوی آن نیست.
در همان لحظه است که علم،رنگ تازهای میگیرد و انسان دوباره به صحنه بازمیگردد.
دکتر کامرانی، وقتی خود به اتاق عمل رفت، دریافت که دیدار ساده جراح و بیمار پیش از عمل، میتواند از هر دارویی آرامبخشتر باشد. در آن لحظه، او از جایگاه جراح پایین آمد و در مقام انسان ایستاد.
و این شاید عمیقترین درس پزشکی باشد:
شاید بزرگترین کشف پزشکی، نه داروی تازه، بلکه درک دوباره انسان در مقام رنج و نیاز باشد.
- بخش دوم: همدلی، حلقه مفقوده درمان،
در هر دو روایت، چیزی ورای مهارت فنی مطرح میشود، چیزی به نام همدلی.
پزشکی که پیش از عمل چند دقیقه با بیمار بنشیند، نیمی از درد او را تسکین داده است.
اما در بیمارستانهای شلوغ و پر ازدحام، همین چند دقیقه گاه ناممکن میشود، و بیماران در تنهایی بیکلام خود رنج میبرند.
دکتر کامرانی، از اثر آرامبخش گفتگوی پیش از عمل میگوید.
دکتر قاسمیان، از نبود چنین فرصتی در سیستم درمان.
و هر دو، ناآگاهانه به یک نتیجه واحد میرسند:
اگر پزشکی را از انسان جدا کنیم، از درمان تنها جراحی میماند، نه شفا.
- بخش سوم: پزشک در آینه بیمار،
شاید هیچ آینهای صادقتر از تخت بیمارستان نباشد. آنجا، پزشک جراح، دیگر روپوش سفید ندارد، بلکه با همان ترسها و امیدهای بیمار روبروست. دکتر کامرانی، در آن آینه، تصویر تازهای از خود دید، و دکتر قاسمیان، در بازتاب همان آینه، تصویر سپاس و ایمان را یافت. علم و انسانیت، در این نقطه به هم میرسند، جاییکه درمان، نهفقط بریدن و بخیه زدن، بلکه پیوند دادن دلهاست. جراحی، تنها گشودن سینه نیست، گشودن دریچهایست از فهم متقابل میان علم و انسان.
- بخش چهارم: سپاس، نشانه سلامت روح جامعه،
در نوشته دوم، دکتر قاسمیان بر نکتهای انگشت میگذارد که در غوغای نقد و گلایهها، کمتر شنیده میشود:
قدردانی واقعی مردم از جامعه پزشکی. او مینویسد که بیماران، هنوز از صمیم دل از پزشکان خود سپاسگزارند، و همین، نشان از نیکنهادی جامعه دارد. در جهانی که شکاف میان اعتماد و درمان روزبهروز عمیقتر میشود، چنین سپاسی، خود بهترین داروی سلامت اجتماعی است. در سرزمینی که هنوز بیمار، جراحش را دعا میکند، ریشه اعتماد اجتماعی خشک نشده است.
و نهایتا :
از دل این دو تجربه انسانی درمییابیم که پزشکی، پیش از آنکه فنی باشد، نوعی نگاه است. نگاهی که اگر از انسان غافل شود، حتی دقیقترین تیغ جراحی هم به درمان نمیرسد. پزشک، وقتی در آینه بیمار خود را میبیند، دوباره یادش میافتد که درمان، با دیدن انسان آغاز میشود. و بیمار، وقتی قدردان است، به جامعه یادآوری میکند که اعتماد هنوز ممکن است.
شاید راز تداوم امید، همین باشد:
در هر جراحی، دو شفا در کار است یکی برای بدن بیمار، و دیگری برای روح پزشک،
گاهی تیغ جراحی، تن را میشکافد تا روح،
دوباره انسان شود.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پیوند پزشکی و انسانیت
به قلم: فرامرز شعربافی
مدیر عامل موسسه نیک اندیشان بهشهر
در دو روز اخیر دو نوشته خواندیم که هر دو از تجربه یک جراحی سخن میگفتند، اما نه صرفا از جراحی بدن، بلکه از جراحی روح انسان.
در نوشته نخست، دکتر رضاشهریارکامرانی جراح ارتوپد، خود را در جایگاه بیمار یافت و از ورای بیهوشی و نقاهت، دوباره معنای پزشکی را بازشناخت.
در نوشته دوم، دکتر علی قاسمیان، که او نیز ناگزیر از عمل قلب شد، با زبانی صمیمی و خردمندانه، تجربه همان مسیر را از نگاه بیماری قدردان بازگو کرد. این دو نگاه، از دو سوی یک آینهاند:
یکی از درون اتاق عمل و دیگری از بیرون آن.
یکی با دانش و تجربه پزشک، و دیگری با ایمان و سپاس بیمار.
برای من، این دو نوشته فرصتی شد تا درباره پیوند میان پزشکی و انسانیت بیندیشم، و در چهار بخش کوتاه، میخواهم تاملاتم را با شما در میان بگذارم.
- بخش اول: وقتی پزشک، انسان میشود،
پزشک، سالها در جایگاه دانایی مینشیند، جراحی میکند، تصمیم میگیرد، و درمان مینویسد. اما روزی ممکن است بر تختی دراز بکشد که دیگر آنسوی آن نیست.
در همان لحظه است که علم،رنگ تازهای میگیرد و انسان دوباره به صحنه بازمیگردد.
دکتر کامرانی، وقتی خود به اتاق عمل رفت، دریافت که دیدار ساده جراح و بیمار پیش از عمل، میتواند از هر دارویی آرامبخشتر باشد. در آن لحظه، او از جایگاه جراح پایین آمد و در مقام انسان ایستاد.
و این شاید عمیقترین درس پزشکی باشد:
شاید بزرگترین کشف پزشکی، نه داروی تازه، بلکه درک دوباره انسان در مقام رنج و نیاز باشد.
- بخش دوم: همدلی، حلقه مفقوده درمان،
در هر دو روایت، چیزی ورای مهارت فنی مطرح میشود، چیزی به نام همدلی.
پزشکی که پیش از عمل چند دقیقه با بیمار بنشیند، نیمی از درد او را تسکین داده است.
اما در بیمارستانهای شلوغ و پر ازدحام، همین چند دقیقه گاه ناممکن میشود، و بیماران در تنهایی بیکلام خود رنج میبرند.
دکتر کامرانی، از اثر آرامبخش گفتگوی پیش از عمل میگوید.
دکتر قاسمیان، از نبود چنین فرصتی در سیستم درمان.
و هر دو، ناآگاهانه به یک نتیجه واحد میرسند:
اگر پزشکی را از انسان جدا کنیم، از درمان تنها جراحی میماند، نه شفا.
- بخش سوم: پزشک در آینه بیمار،
شاید هیچ آینهای صادقتر از تخت بیمارستان نباشد. آنجا، پزشک جراح، دیگر روپوش سفید ندارد، بلکه با همان ترسها و امیدهای بیمار روبروست. دکتر کامرانی، در آن آینه، تصویر تازهای از خود دید، و دکتر قاسمیان، در بازتاب همان آینه، تصویر سپاس و ایمان را یافت. علم و انسانیت، در این نقطه به هم میرسند، جاییکه درمان، نهفقط بریدن و بخیه زدن، بلکه پیوند دادن دلهاست. جراحی، تنها گشودن سینه نیست، گشودن دریچهایست از فهم متقابل میان علم و انسان.
- بخش چهارم: سپاس، نشانه سلامت روح جامعه،
در نوشته دوم، دکتر قاسمیان بر نکتهای انگشت میگذارد که در غوغای نقد و گلایهها، کمتر شنیده میشود:
قدردانی واقعی مردم از جامعه پزشکی. او مینویسد که بیماران، هنوز از صمیم دل از پزشکان خود سپاسگزارند، و همین، نشان از نیکنهادی جامعه دارد. در جهانی که شکاف میان اعتماد و درمان روزبهروز عمیقتر میشود، چنین سپاسی، خود بهترین داروی سلامت اجتماعی است. در سرزمینی که هنوز بیمار، جراحش را دعا میکند، ریشه اعتماد اجتماعی خشک نشده است.
و نهایتا :
از دل این دو تجربه انسانی درمییابیم که پزشکی، پیش از آنکه فنی باشد، نوعی نگاه است. نگاهی که اگر از انسان غافل شود، حتی دقیقترین تیغ جراحی هم به درمان نمیرسد. پزشک، وقتی در آینه بیمار خود را میبیند، دوباره یادش میافتد که درمان، با دیدن انسان آغاز میشود. و بیمار، وقتی قدردان است، به جامعه یادآوری میکند که اعتماد هنوز ممکن است.
شاید راز تداوم امید، همین باشد:
در هر جراحی، دو شفا در کار است یکی برای بدن بیمار، و دیگری برای روح پزشک،
گاهی تیغ جراحی، تن را میشکافد تا روح،
دوباره انسان شود.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
نوشتاری بر سه مقاله جراحی قلب و جراحی روح
به قلم: دکتر محمدکاظم شاه کرمی
عضو هیئت علمی گروه ویروس شناسی موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی
شخصا از سه متنی که در کانال وزین علمی بنیاد مکتب زنده یاد پروفسور علیرضا یلدا منتشر شد بسیار آموختم و بخصوص آخرین متن بسیار دلنشین بود.
اگرچه همه ما تجربه فقدان اقدامات کاهش استرس بیمار و حتی گاهی تحمیل استرس نابجا در مراکز درمانی را داریم ولی یک نکته ذهن اینجانب را مشغول کرده که اجازه میخواهم دو قسمت از نوشتار جناب آقای دکتر قاسمیان را به هم ارتباط داده و یک نتیجه گیری کوچک بکنم:
" ... و انجام آنژیوگرافی نهایتا ناموفق روی بنده را برعهده داشتند...."
".... در مقابل یک سوال من ... که آیا بجای عمل ،امکان درمان دارویی وجود دارد .... مرا به سایر پزشکان نامدار عمل قلب معرفی کردند".
یکم:
در نگاه اول حق به بیمار داده میشود و پزشک آشفته از یک سوال بیمار، محکوم. حال آنکه این یک سوال کوچک نیست، زیر سوال بردن تخصص و اعتبار پزشک است. اگر حتی میپرسیدند آیا گزینه دیگری دارم؟ مطمئنا نتیجه دیگری میگرفتند.
دوم:
آیا بیمار که توسط پزشکان متخصص متعدد ویزیت شده اند، همسر پرستار و فرزند پزشک دارند، مدتی بستری شده اند و الحمدلله پس از عمل بهبودی هم پیدا کرده اند، آیا در طی این پروسه طولانی تشخیص، درمان و بهبودی هرگز از کادر درمان یا خانواده نشنیده اند که آنژیوگرافی روش تشخیصی است نه درمانی، و "ناموفق بودن آن" معنی ندارد؟ احتمالا بله، ولی بر باور خود اصرار دارند.
غرض از طرح این نکته این بود که اگرچه اینجانب هرگز در جایگاه پزشک رو در روی بیمار نبوده ام اما در میان بستگان و آشنایان بسیار دیده ام که اساسا برخی بیماران افراد دیر باور و مرددی هستند که با سوالات بی مورد روحیه پزشک را می فرسایند.
به عقیده اینجانب، بیمار باید پیش از انتخاب پزشک با تمام امکانات خود تحقیق کند و بعد از آن خود را با توکل به خدا به دست وی بسپارد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
به قلم: دکتر محمدکاظم شاه کرمی
عضو هیئت علمی گروه ویروس شناسی موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی
شخصا از سه متنی که در کانال وزین علمی بنیاد مکتب زنده یاد پروفسور علیرضا یلدا منتشر شد بسیار آموختم و بخصوص آخرین متن بسیار دلنشین بود.
اگرچه همه ما تجربه فقدان اقدامات کاهش استرس بیمار و حتی گاهی تحمیل استرس نابجا در مراکز درمانی را داریم ولی یک نکته ذهن اینجانب را مشغول کرده که اجازه میخواهم دو قسمت از نوشتار جناب آقای دکتر قاسمیان را به هم ارتباط داده و یک نتیجه گیری کوچک بکنم:
" ... و انجام آنژیوگرافی نهایتا ناموفق روی بنده را برعهده داشتند...."
".... در مقابل یک سوال من ... که آیا بجای عمل ،امکان درمان دارویی وجود دارد .... مرا به سایر پزشکان نامدار عمل قلب معرفی کردند".
یکم:
در نگاه اول حق به بیمار داده میشود و پزشک آشفته از یک سوال بیمار، محکوم. حال آنکه این یک سوال کوچک نیست، زیر سوال بردن تخصص و اعتبار پزشک است. اگر حتی میپرسیدند آیا گزینه دیگری دارم؟ مطمئنا نتیجه دیگری میگرفتند.
دوم:
آیا بیمار که توسط پزشکان متخصص متعدد ویزیت شده اند، همسر پرستار و فرزند پزشک دارند، مدتی بستری شده اند و الحمدلله پس از عمل بهبودی هم پیدا کرده اند، آیا در طی این پروسه طولانی تشخیص، درمان و بهبودی هرگز از کادر درمان یا خانواده نشنیده اند که آنژیوگرافی روش تشخیصی است نه درمانی، و "ناموفق بودن آن" معنی ندارد؟ احتمالا بله، ولی بر باور خود اصرار دارند.
غرض از طرح این نکته این بود که اگرچه اینجانب هرگز در جایگاه پزشک رو در روی بیمار نبوده ام اما در میان بستگان و آشنایان بسیار دیده ام که اساسا برخی بیماران افراد دیر باور و مرددی هستند که با سوالات بی مورد روحیه پزشک را می فرسایند.
به عقیده اینجانب، بیمار باید پیش از انتخاب پزشک با تمام امکانات خود تحقیق کند و بعد از آن خود را با توکل به خدا به دست وی بسپارد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
برندگان جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
Mary Brunkow, Fred Ramsdell,
Shimon Sakaguchi
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Mary Brunkow, Fred Ramsdell,
Shimon Sakaguchi
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
جایزه نوبل پزشکی امسال به سه ایمونولوژیست برجسته پزشکی
Mary Brunkow, Fred Ramsdell
از آمریکا وShimon Sakaguchi از ژاپن تعلق گرفت.
آنان این جایزه را به سبب اکتشافات بنیادی خود در مورد تحمل ایمنی محیطی، مکانیسمی که به عنوان نگهبانان سیستم ایمنی ، از حمله سیستم ایمنی به بدن جلوگیری میکند، دریافت نمودند.
سیستم ایمنی بدن ما روزانه با عوامل بیماریزای بیشماری مبارزه میکند، اما باید با دقت بین آنچه خارجی است و آنچه خودی است تمایز قائل شود.
در سال ۱۹۹۵، شیمون ساکاگوچی دسته جدیدی از سلولهای ایمنی، بنام سلولهای T تنظیمی ( رگولاتوری)، را کشف نمود که بازدارنده واکنشهای خودایمنی است.
مری برونکو و فرد رامسدل اساس ژنتیکی این واکنش را در سال ۲۰۰۱ کشف کردند: آنها کشف کردند که جهش در ژن FOXP3 باعث یک بیماری خودایمنی شدید میشود. دو سال بعد، ساکاگوچی با اثبات اینکه FOXP3 توسعه سلولهای T تنظیمی را کنترل میکند، موفق شد هر دو کشف را به هم مرتبط کند.
این اکتشافات، زمینه تحقیقات تحمل محیطی را ایجاد کرد و راههای جدیدی را برای درمان بیماریهای خودایمنی، سرطان و عوارض پیوند وعوارض پیوند گشود .
" بنیاد آکادمیک جهانی زنده یاد استاد پروفسور علیرضا یلدا در جهان پزشکی" این پیروزی دانشی را به این سه دانشمند برجسته که جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵ را به شایستگی دریافت نموده اند و همچنین جامعه پزشکی بویژه جامعه ایمونولوژی شادبادش می گوید و موفقیت های بیش از پیش را در راه خدمت به تندرستی انسان ها ارزومند است.
پروفسور علیرضا رنجبر
۶ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی
بن، المان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
جایزه نوبل پزشکی امسال به سه ایمونولوژیست برجسته پزشکی
Mary Brunkow, Fred Ramsdell
از آمریکا وShimon Sakaguchi از ژاپن تعلق گرفت.
آنان این جایزه را به سبب اکتشافات بنیادی خود در مورد تحمل ایمنی محیطی، مکانیسمی که به عنوان نگهبانان سیستم ایمنی ، از حمله سیستم ایمنی به بدن جلوگیری میکند، دریافت نمودند.
سیستم ایمنی بدن ما روزانه با عوامل بیماریزای بیشماری مبارزه میکند، اما باید با دقت بین آنچه خارجی است و آنچه خودی است تمایز قائل شود.
در سال ۱۹۹۵، شیمون ساکاگوچی دسته جدیدی از سلولهای ایمنی، بنام سلولهای T تنظیمی ( رگولاتوری)، را کشف نمود که بازدارنده واکنشهای خودایمنی است.
مری برونکو و فرد رامسدل اساس ژنتیکی این واکنش را در سال ۲۰۰۱ کشف کردند: آنها کشف کردند که جهش در ژن FOXP3 باعث یک بیماری خودایمنی شدید میشود. دو سال بعد، ساکاگوچی با اثبات اینکه FOXP3 توسعه سلولهای T تنظیمی را کنترل میکند، موفق شد هر دو کشف را به هم مرتبط کند.
این اکتشافات، زمینه تحقیقات تحمل محیطی را ایجاد کرد و راههای جدیدی را برای درمان بیماریهای خودایمنی، سرطان و عوارض پیوند وعوارض پیوند گشود .
" بنیاد آکادمیک جهانی زنده یاد استاد پروفسور علیرضا یلدا در جهان پزشکی" این پیروزی دانشی را به این سه دانشمند برجسته که جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵ را به شایستگی دریافت نموده اند و همچنین جامعه پزشکی بویژه جامعه ایمونولوژی شادبادش می گوید و موفقیت های بیش از پیش را در راه خدمت به تندرستی انسان ها ارزومند است.
پروفسور علیرضا رنجبر
۶ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی
بن، المان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
نگهبانان خاموش: سرگذشت سلولهایی که بدن را از خویشتن میرهانند.
به مناسبت جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
جایزه نوبل پزشکی امسال به سه دانشمند برجسته، فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell)، مِری برانکو (Mary Brunkow) و شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) تعلق گرفت؛ پژوهشگرانی که با کشف سلولهای T تنظیمی (Tregs)، مرزهای درک انسان از سیستم ایمنی و مفهوم «سلامت» را دگرگون کردند.
آنچه آنان آشکار ساختند، تنها کشفی در زیستشناسی نبود، بلکه پردهبرداری از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب بود؛ سامانهای که در سکوت، تعادل را میپرورد.
۱. ایمنی؛ میان جنگ و خویشتنداری
دهههای متمادی، علم ایمنیشناسی با استعارهای دفاعی زیسته بود. بدن چون دژی استوار در برابر مهاجمان مانند ویروسها، باکتریها و سلولهای توموری، تصور میشد. هر سلول ایمنی، سربازی بود که باید بکُشد تا بقا یابد.
اما این تصویر، در برابر واقعیتی تلخ رنگ باخت: گاه همین ارتشِ مدافع، به شهر خودی تاخت میبرد. بیماریهای خودایمنی چون دیابت نوع یک (Type 1 Diabetes)، لوپوس (Lupus) و مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) نشان دادند که بدن، اگر مرزی درون خود نگذارد، دشمن خویش خواهد شد.
پرسش بنیادین پدید آمد: در میان این هیاهوی دفاع، چه نیرویی زمام آرامش را در دست دارد؟
پاسخ، در چهرهی سلولهایی پیدا شد که کمتر کسی پیشتر از آنان سخن گفته بود: سلولهای T تنظیمی (Tregs).
۲. راز سلولهایی که فروتنی را میآموزند
در دههی ۱۹۹۰، شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) در دانشگاه کیوتو (Kyoto University) نشان داد که گروهی از سلولهای T، با نشانگر سطحی (CD25)، نقش نگهبانانی خاموش را دارند. حذف این سلولها در موشها موجب بروز طغیان ایمنی و التهاب گسترده میشد؛ گویی سلول های ایمنی بدن، بدون فرمان عقل، به خود میتاخت.
همزمان، مِری برانکو (Mary Brunkow) و فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell) با بررسی جهش در ژن (FOXP3)، کلید رمز این خویشتنداری را یافتند. آنان نشان دادند که نقص در این ژن سبب بروز بیماری مهلکی در انسان و موش میشود که با نام سندروم IPEX (Immune dysregulation, Polyendocrinopathy, Enteropathy, X-linked) شناخته میشود. در این بیماری، بدن از ناتوانی در خاموش کردن شور دفاعی خویش، به نابودی خود میرسد.
از دل این کشفها، معنایی تازه از ایمنی برآمد: قدرت، تنها آنگاه فضیلت است که مهار را بشناسد.
۳. زبان تعادل در بدن
سلولهای T تنظیمی، زبان ناپیدای تعادلاند. آنان میان التهاب و آرامش، میان دفاع و مدارا حرکت میکنند.
اگر پاسخ ایمنی بیش از حد فعال شود، آنان آرامش میدمند؛ و اگر خاموشی بیش از اندازه بر بدن سایه افکند، آنان هشدار میدهند.
این سلولها، حافظ مرزی هستند که بدن را از خودویرانی بازمیدارد؛ مرزی که یادآور عقل در برابر هیجان، یا وقار در برابر خشم است.
در جهانی که علم را گاه با تواناییِ تسلط بر طبیعت میسنجد، این کشف یادآور حقیقتی ساده اما ژرف است:
> بقای حیات، در مهار قدرت است نه در انباشت آن.
۴. از آزمایشگاه تا درمان
درک نو از Tregs مسیرهای تازهای در پزشکی گشوده است:
در درمان سرطانها (Cancer Immunotherapy)، مهار این سلولها میتواند توان ایمنی ضدتوموری را افزایش دهد.
در پیوند اعضا (Organ Transplantation) و بیماریهای خودایمنی (Autoimmune Diseases)، افزایش یا تقویت آنها راهی برای کاهش التهاب و جلوگیری از رد پیوند فراهم میکند.
در طراحی واکسنها (Vaccine Design) و ایمنیدرمانی (Immunotherapy)، شناخت دقیق نقش تنظیمی آنها میتواند پاسخ ایمنی را هدفمند و ایمن سازد.
از اینرو، سلولهای T تنظیمی در نقطهی تلاقی علوم پایه و بالینی ایستادهاند؛ همانجا که فهم ژنتیک با حکمت زیستی در هم میآمیزد.
۵. پایان سخن: دانشی برای بقا
میراث رمزدل (Ramsdell)، برانکو (Brunkow) و ساگاگوچی (Sakaguchi) تنها در کشف سلولی تازه نیست، بلکه در آموختن معنای قدیمیِ بقاست.
بدن میآموزد که برای زنده ماندن باید خود را مهار کند؛ همانگونه که جوامع برای پایداری نیازمند قانوناند، و اندیشه برای بلوغ نیازمند تردید.
سلولهای T تنظیمی نگهبانان خاموش این جهان دروناند؛ سلولهایی که بیهیاهو، از بدن در برابر خویشتن دفاع میکنند.
و شاید این همان راز سلامت باشد:
«زیستن، در یافتن حدّ میان شور و سکوت است.»
دکتررضا جعفری
استاد یار ایمونولوژی پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز،
کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
به مناسبت جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
جایزه نوبل پزشکی امسال به سه دانشمند برجسته، فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell)، مِری برانکو (Mary Brunkow) و شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) تعلق گرفت؛ پژوهشگرانی که با کشف سلولهای T تنظیمی (Tregs)، مرزهای درک انسان از سیستم ایمنی و مفهوم «سلامت» را دگرگون کردند.
آنچه آنان آشکار ساختند، تنها کشفی در زیستشناسی نبود، بلکه پردهبرداری از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب بود؛ سامانهای که در سکوت، تعادل را میپرورد.
۱. ایمنی؛ میان جنگ و خویشتنداری
دهههای متمادی، علم ایمنیشناسی با استعارهای دفاعی زیسته بود. بدن چون دژی استوار در برابر مهاجمان مانند ویروسها، باکتریها و سلولهای توموری، تصور میشد. هر سلول ایمنی، سربازی بود که باید بکُشد تا بقا یابد.
اما این تصویر، در برابر واقعیتی تلخ رنگ باخت: گاه همین ارتشِ مدافع، به شهر خودی تاخت میبرد. بیماریهای خودایمنی چون دیابت نوع یک (Type 1 Diabetes)، لوپوس (Lupus) و مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) نشان دادند که بدن، اگر مرزی درون خود نگذارد، دشمن خویش خواهد شد.
پرسش بنیادین پدید آمد: در میان این هیاهوی دفاع، چه نیرویی زمام آرامش را در دست دارد؟
پاسخ، در چهرهی سلولهایی پیدا شد که کمتر کسی پیشتر از آنان سخن گفته بود: سلولهای T تنظیمی (Tregs).
۲. راز سلولهایی که فروتنی را میآموزند
در دههی ۱۹۹۰، شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) در دانشگاه کیوتو (Kyoto University) نشان داد که گروهی از سلولهای T، با نشانگر سطحی (CD25)، نقش نگهبانانی خاموش را دارند. حذف این سلولها در موشها موجب بروز طغیان ایمنی و التهاب گسترده میشد؛ گویی سلول های ایمنی بدن، بدون فرمان عقل، به خود میتاخت.
همزمان، مِری برانکو (Mary Brunkow) و فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell) با بررسی جهش در ژن (FOXP3)، کلید رمز این خویشتنداری را یافتند. آنان نشان دادند که نقص در این ژن سبب بروز بیماری مهلکی در انسان و موش میشود که با نام سندروم IPEX (Immune dysregulation, Polyendocrinopathy, Enteropathy, X-linked) شناخته میشود. در این بیماری، بدن از ناتوانی در خاموش کردن شور دفاعی خویش، به نابودی خود میرسد.
از دل این کشفها، معنایی تازه از ایمنی برآمد: قدرت، تنها آنگاه فضیلت است که مهار را بشناسد.
۳. زبان تعادل در بدن
سلولهای T تنظیمی، زبان ناپیدای تعادلاند. آنان میان التهاب و آرامش، میان دفاع و مدارا حرکت میکنند.
اگر پاسخ ایمنی بیش از حد فعال شود، آنان آرامش میدمند؛ و اگر خاموشی بیش از اندازه بر بدن سایه افکند، آنان هشدار میدهند.
این سلولها، حافظ مرزی هستند که بدن را از خودویرانی بازمیدارد؛ مرزی که یادآور عقل در برابر هیجان، یا وقار در برابر خشم است.
در جهانی که علم را گاه با تواناییِ تسلط بر طبیعت میسنجد، این کشف یادآور حقیقتی ساده اما ژرف است:
> بقای حیات، در مهار قدرت است نه در انباشت آن.
۴. از آزمایشگاه تا درمان
درک نو از Tregs مسیرهای تازهای در پزشکی گشوده است:
در درمان سرطانها (Cancer Immunotherapy)، مهار این سلولها میتواند توان ایمنی ضدتوموری را افزایش دهد.
در پیوند اعضا (Organ Transplantation) و بیماریهای خودایمنی (Autoimmune Diseases)، افزایش یا تقویت آنها راهی برای کاهش التهاب و جلوگیری از رد پیوند فراهم میکند.
در طراحی واکسنها (Vaccine Design) و ایمنیدرمانی (Immunotherapy)، شناخت دقیق نقش تنظیمی آنها میتواند پاسخ ایمنی را هدفمند و ایمن سازد.
از اینرو، سلولهای T تنظیمی در نقطهی تلاقی علوم پایه و بالینی ایستادهاند؛ همانجا که فهم ژنتیک با حکمت زیستی در هم میآمیزد.
۵. پایان سخن: دانشی برای بقا
میراث رمزدل (Ramsdell)، برانکو (Brunkow) و ساگاگوچی (Sakaguchi) تنها در کشف سلولی تازه نیست، بلکه در آموختن معنای قدیمیِ بقاست.
بدن میآموزد که برای زنده ماندن باید خود را مهار کند؛ همانگونه که جوامع برای پایداری نیازمند قانوناند، و اندیشه برای بلوغ نیازمند تردید.
سلولهای T تنظیمی نگهبانان خاموش این جهان دروناند؛ سلولهایی که بیهیاهو، از بدن در برابر خویشتن دفاع میکنند.
و شاید این همان راز سلامت باشد:
«زیستن، در یافتن حدّ میان شور و سکوت است.»
دکتررضا جعفری
استاد یار ایمونولوژی پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز،
کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
برندگان جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۵
از چپ:
Susumu Kitagawa، Richard Robson، Omar Yaghi
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
از چپ:
Susumu Kitagawa، Richard Robson، Omar Yaghi
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
نگاهی به نقش برندگان جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۵ در تحول هوشمندانه داروسازی و پزشکی حال و آینده
اعطای جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۵ به سوسومو کیتاگاوا (Susumu Kitagawa)، ریچارد رابسون (Richard Robson) و عمر یاقی (Omar Yaghi) نقطهعطفی در تاریخ علم مواد و زیستفناوری بهشمار میرود. این سه دانشمند با ابداع و توسعهی ساختارهای موسوم به چارچوبهای فلزی–آلی (Metal–Organic Frameworks, MOFs)، جهانی تازه از مواد متخلخل، قابلبرنامهریزی و واکنشپذیر را پدید آوردند.
معماری مولکولی با قابلیت طراحی
چارچوبهای فلزی–آلی ساختارهایی بلوریاند که از پیوند میان یونهای فلزی و لیگاندهای آلی تشکیل شدهاند. ویژگی منحصربهفرد این مواد، تخلخل فوقالعاده بالا و قابلیت تنظیم شیمیایی و ساختاری است؛ خصوصیتی که آنها را به یکی از انعطافپذیرترین سکویهای طراحی در شیمی نوین بدل کرده است. این معماری دقیق، به پژوهشگران امکان میدهد تا خواص شیمیایی و فیزیکی ماده را برای کارکردهای خاص، از جمله کاربردهای زیستپزشکی، بهینه کنند.
سامانههای نوین برای رهایش هدفمند دارو
یکی از برجستهترین دستاوردهای MOFها در پزشکی، توسعهی سامانههای هوشمند رهایش دارو (Smart Drug Delivery Systems) است. ساختار متخلخل آنها میتواند داروها را درون خود ذخیره کرده و در پاسخ به تغییرات محیطی مانند pH، دما یا تابش نور، بهصورت کنترلشده آزاد کند. این ویژگی، مسیر درمانهای هدفمند در بیماریهایی چون سرطان را هموار ساخته است. بهویژه، چارچوبهای مبتنی بر زیرکونیوم (Zr-MOFs) برای انتقال داروهای ضدتومور مانند دوکسوروبیسین (Doxorubicin)، نتایج چشمگیری نشان دادهاند.
بسترهای تازه برای تشخیص و تصویربرداری
در عرصهی تشخیص پزشکی، MOFها بهعنوان حاملهای نوری و مغناطیسی بهکار گرفته میشوند. ترکیب آنها با مواد فلورسانس یا ایزوتوپهای رادیواکتیو، منجر به ساخت نانوپروبهای تصویربرداری (Imaging Nanoprobes) برای روشهایی چون MRI و PET شده است. این فناوریها دقت تصویربرداری سلولی و مولکولی را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند.
از حسگرهای زیستی تا درمانهای نوری
چارچوبهای فلزی–آلی همچنین پایهای برای توسعهی حسگرهای زیستی (Biosensors) با حساسیت بالا فراهم کردهاند؛ ابزاری که قادرند مولکولهای زیستی یا گازهای نشانگر بیماری را در غلظتهای بسیار پایین شناسایی کنند. برخی از این چارچوبها با ترکیبات نوری فعال، در درمانهای نوینی مانند درمان فوتودینامیک (Photodynamic Therapy) و درمان فوتوترمال (Photothermal Therapy) نیز به کار میروند.
آیندهای در همتنیده با زیستفناوری
جهتگیریهای تازه در این حوزه بهسوی طراحی بیومواد (Bio-MOFs) پیش میرود؛ موادی که از لیگاندهای زیستی مانند اسیدهای آمینه یا پپتیدها ساخته میشوند و میتوانند بهطور طبیعی در بدن تجزیه شوند. این نسل جدید از مواد، راه را برای درمانهای شخصیسازیشده و زیستسازگار هموار میسازد.
جمعبندی
کشف و توسعهی چارچوبهای فلزی–آلی، که روزگاری دستاوردی صرفاً شیمیایی بهنظر میرسید، اکنون در قلب تحولات پزشکی مدرن جای گرفته است. از دیدگاه علمی، دستاورد برندگان نوبل شیمی ۲۰۲۵ نهتنها گامی بزرگ در مهندسی ماده، بلکه گشایشی در مهندسی حیات است، که نمونهای درخشان از چگونگی پیوند میان معماری مولکولی و پزشکی آیندهنگر میباشد.
دکتر رضا جعفری
استاد یار ایمونولوژی پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز و
عضو کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
اعطای جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۵ به سوسومو کیتاگاوا (Susumu Kitagawa)، ریچارد رابسون (Richard Robson) و عمر یاقی (Omar Yaghi) نقطهعطفی در تاریخ علم مواد و زیستفناوری بهشمار میرود. این سه دانشمند با ابداع و توسعهی ساختارهای موسوم به چارچوبهای فلزی–آلی (Metal–Organic Frameworks, MOFs)، جهانی تازه از مواد متخلخل، قابلبرنامهریزی و واکنشپذیر را پدید آوردند.
معماری مولکولی با قابلیت طراحی
چارچوبهای فلزی–آلی ساختارهایی بلوریاند که از پیوند میان یونهای فلزی و لیگاندهای آلی تشکیل شدهاند. ویژگی منحصربهفرد این مواد، تخلخل فوقالعاده بالا و قابلیت تنظیم شیمیایی و ساختاری است؛ خصوصیتی که آنها را به یکی از انعطافپذیرترین سکویهای طراحی در شیمی نوین بدل کرده است. این معماری دقیق، به پژوهشگران امکان میدهد تا خواص شیمیایی و فیزیکی ماده را برای کارکردهای خاص، از جمله کاربردهای زیستپزشکی، بهینه کنند.
سامانههای نوین برای رهایش هدفمند دارو
یکی از برجستهترین دستاوردهای MOFها در پزشکی، توسعهی سامانههای هوشمند رهایش دارو (Smart Drug Delivery Systems) است. ساختار متخلخل آنها میتواند داروها را درون خود ذخیره کرده و در پاسخ به تغییرات محیطی مانند pH، دما یا تابش نور، بهصورت کنترلشده آزاد کند. این ویژگی، مسیر درمانهای هدفمند در بیماریهایی چون سرطان را هموار ساخته است. بهویژه، چارچوبهای مبتنی بر زیرکونیوم (Zr-MOFs) برای انتقال داروهای ضدتومور مانند دوکسوروبیسین (Doxorubicin)، نتایج چشمگیری نشان دادهاند.
بسترهای تازه برای تشخیص و تصویربرداری
در عرصهی تشخیص پزشکی، MOFها بهعنوان حاملهای نوری و مغناطیسی بهکار گرفته میشوند. ترکیب آنها با مواد فلورسانس یا ایزوتوپهای رادیواکتیو، منجر به ساخت نانوپروبهای تصویربرداری (Imaging Nanoprobes) برای روشهایی چون MRI و PET شده است. این فناوریها دقت تصویربرداری سلولی و مولکولی را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند.
از حسگرهای زیستی تا درمانهای نوری
چارچوبهای فلزی–آلی همچنین پایهای برای توسعهی حسگرهای زیستی (Biosensors) با حساسیت بالا فراهم کردهاند؛ ابزاری که قادرند مولکولهای زیستی یا گازهای نشانگر بیماری را در غلظتهای بسیار پایین شناسایی کنند. برخی از این چارچوبها با ترکیبات نوری فعال، در درمانهای نوینی مانند درمان فوتودینامیک (Photodynamic Therapy) و درمان فوتوترمال (Photothermal Therapy) نیز به کار میروند.
آیندهای در همتنیده با زیستفناوری
جهتگیریهای تازه در این حوزه بهسوی طراحی بیومواد (Bio-MOFs) پیش میرود؛ موادی که از لیگاندهای زیستی مانند اسیدهای آمینه یا پپتیدها ساخته میشوند و میتوانند بهطور طبیعی در بدن تجزیه شوند. این نسل جدید از مواد، راه را برای درمانهای شخصیسازیشده و زیستسازگار هموار میسازد.
جمعبندی
کشف و توسعهی چارچوبهای فلزی–آلی، که روزگاری دستاوردی صرفاً شیمیایی بهنظر میرسید، اکنون در قلب تحولات پزشکی مدرن جای گرفته است. از دیدگاه علمی، دستاورد برندگان نوبل شیمی ۲۰۲۵ نهتنها گامی بزرگ در مهندسی ماده، بلکه گشایشی در مهندسی حیات است، که نمونهای درخشان از چگونگی پیوند میان معماری مولکولی و پزشکی آیندهنگر میباشد.
دکتر رضا جعفری
استاد یار ایمونولوژی پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز و
عضو کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
باز نشر وبینار علمی "سایکونوروایمونولوژی"
این وبینار توسط "انجمن علمی ایمونولوژی و آلرژی ایران" با سخنرانی استادان مطرح روانپزشکی، ایمونولوژی پایه و بالینی پزشکی در حدود سه سال پیش ( ۹ شهریور ۱۴۰۱ خورشیدی، ۳۱ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی) برگزار شد، اما بسیاری از محتوای آن تازگی خود را همچنان حفظ نموده است و احتمالا بدین دلیل اکنون بار دیگر در چند گروه علمی و پزشکی باز نشر یافته است.
بخش جذاب بحث و پرسش و پاسخ از حدود ساعت ۲ و ۵۷ دقیقه این ویدئو با حضور تمام سخنرانان شروع میشود.
جهانی شگفت انگیز از اثرات متقابل عصب و روان و متابولیسم سلولی و سیستم ایمنی.
لینک مشاهده کامل وبینار:
https://news.1rj.ru/str/Medical_Sciences_Department/906
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
این وبینار توسط "انجمن علمی ایمونولوژی و آلرژی ایران" با سخنرانی استادان مطرح روانپزشکی، ایمونولوژی پایه و بالینی پزشکی در حدود سه سال پیش ( ۹ شهریور ۱۴۰۱ خورشیدی، ۳۱ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی) برگزار شد، اما بسیاری از محتوای آن تازگی خود را همچنان حفظ نموده است و احتمالا بدین دلیل اکنون بار دیگر در چند گروه علمی و پزشکی باز نشر یافته است.
بخش جذاب بحث و پرسش و پاسخ از حدود ساعت ۲ و ۵۷ دقیقه این ویدئو با حضور تمام سخنرانان شروع میشود.
جهانی شگفت انگیز از اثرات متقابل عصب و روان و متابولیسم سلولی و سیستم ایمنی.
لینک مشاهده کامل وبینار:
https://news.1rj.ru/str/Medical_Sciences_Department/906
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Forwarded from Medical Sciences Department
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در رسای استاد دکتر فتح اله حکمی، فوق تخصص و استاد برجسته جراحی توراکس ایران
سروده استاد دکتر ابراهیم رزم پا، استاد بیماری های گوش و حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی تهران، مهرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
سروده استاد دکتر ابراهیم رزم پا، استاد بیماری های گوش و حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی تهران، مهرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
در رسای استاد دکتر فتح اله حکمی
سروده استاد دکتر ابراهیم رزم پا
مجلسی از نخبگان اینجا بپاست
جمع استادان خوب وباصفاست
افتخاری شد نصیب رزم پا
اندر این محفل پذیرای شماست
من جسارت می کنم در جمعتان
شعر گفتن در چنین جمعی رواست؟
این اساتیدند محبوب و بصیر
کارشان تهذیب و تعلیم و شفاست
بخش توراکس است مدیون کسی
کو در ایران وجهان نام آشناست
از حکمی دوستان کم گفته اند
این دلیل گفتمان رزم پاست
انچه گویم من ز ارزشهای او
از زبان دل بود بی کم و کاست
حکمی حکما فقط استاد نیست
سمبل ایمان و ایثار و وفاست
هم معلم هم مدبر هم طبیب
باصراحت باصداقت ،دلرباست
پرتوان دریای علم و دانش است
در تخصص با تعهد کیمیاست
حامی همکار و در هر مشکلی
باحضور مثمرش مشکل گشاست
در تعالیمش دقیق و سخت کوش
با صبوری در عمل ها رهنماست
هرکجا باشد حضورش کارساز
با تعقل گفته هایش پربهاست
با وجود این مقام و منزلت
خاکی و افتاده و بی ادعاست
درد بیماران همیشه درد اوست
یاور هر مستمند بی نواست
در بیان حرف حق در هرزمان
فاش می گوید به هر لحنی سزاست
گاه در لحنش اگر پرخاش بود
لیک قلبش پرزمهر وبی ریاست
با تعهد در ره خدمت به خلق
نام او نیکو و اجرش با خداست
مهر ایران در دل و اندیشه اش
رادمردی از تبار آریاست
آرزومندم که عمرش مستدام
مهر اوهم تا ابد در قلب ماست
جمله این جمع در و گوهرند
حکمی تک گوهری ناب و جداست
مهرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
سروده استاد دکتر ابراهیم رزم پا
مجلسی از نخبگان اینجا بپاست
جمع استادان خوب وباصفاست
افتخاری شد نصیب رزم پا
اندر این محفل پذیرای شماست
من جسارت می کنم در جمعتان
شعر گفتن در چنین جمعی رواست؟
این اساتیدند محبوب و بصیر
کارشان تهذیب و تعلیم و شفاست
بخش توراکس است مدیون کسی
کو در ایران وجهان نام آشناست
از حکمی دوستان کم گفته اند
این دلیل گفتمان رزم پاست
انچه گویم من ز ارزشهای او
از زبان دل بود بی کم و کاست
حکمی حکما فقط استاد نیست
سمبل ایمان و ایثار و وفاست
هم معلم هم مدبر هم طبیب
باصراحت باصداقت ،دلرباست
پرتوان دریای علم و دانش است
در تخصص با تعهد کیمیاست
حامی همکار و در هر مشکلی
باحضور مثمرش مشکل گشاست
در تعالیمش دقیق و سخت کوش
با صبوری در عمل ها رهنماست
هرکجا باشد حضورش کارساز
با تعقل گفته هایش پربهاست
با وجود این مقام و منزلت
خاکی و افتاده و بی ادعاست
درد بیماران همیشه درد اوست
یاور هر مستمند بی نواست
در بیان حرف حق در هرزمان
فاش می گوید به هر لحنی سزاست
گاه در لحنش اگر پرخاش بود
لیک قلبش پرزمهر وبی ریاست
با تعهد در ره خدمت به خلق
نام او نیکو و اجرش با خداست
مهر ایران در دل و اندیشه اش
رادمردی از تبار آریاست
آرزومندم که عمرش مستدام
مهر اوهم تا ابد در قلب ماست
جمله این جمع در و گوهرند
حکمی تک گوهری ناب و جداست
مهرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
وبینار علمی
تحمل ایمنی محیطی (Peripheral Immune Tolerance)
به مناسبت جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۵
و مروری بر دستاوردهای درخشان علمی آن
تاریخ: ۳ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی
ساعت: ۱۹:۰۰ به وقت ایران
شرکت در این وبینار رایگان می باشد.
برگزارکنندگان:
بنیاد آکادمیک جهانی پروفسور علیرضا یلدا در جهان پزشکی،
آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان و
اتحاد زیست شناسان ایران
لینک ثبت نام:
https://biologyevents.ir/course/837
لینک ورود:
https://skyroom.online/ch/union/-1760891002-
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
تحمل ایمنی محیطی (Peripheral Immune Tolerance)
به مناسبت جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۵
و مروری بر دستاوردهای درخشان علمی آن
تاریخ: ۳ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی
ساعت: ۱۹:۰۰ به وقت ایران
شرکت در این وبینار رایگان می باشد.
برگزارکنندگان:
بنیاد آکادمیک جهانی پروفسور علیرضا یلدا در جهان پزشکی،
آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان و
اتحاد زیست شناسان ایران
لینک ثبت نام:
https://biologyevents.ir/course/837
لینک ورود:
https://skyroom.online/ch/union/-1760891002-
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
وبینار علمی
تحمل ایمنی محیطی (Peripheral Immune Tolerance)
به مناسبت جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۵
و مروری بر دستاوردهای درخشان علمی آن
تاریخ: ۳ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی
ساعت: ۱۹:۰۰ به وقت ایران
دبیر علمی:
پروفسور علیرضا رنجبر، بن، آلمان
سخنرانان و عنوان های سخنرانی:
۱- مروری بر تحمل ایمنی محیطی و اهمیت آن در پزشکی
پروفسور علیرضا رنجبر
استاد ممتاز بیماری های کودکان و نوجوانان، ایمونولوژی و آلرژی مولکولی و بالینی،
بُن، آلمان
۲- تحمل ایمنی محیطی و نقش ان در بیماریهای عفونی بالینی
پروفسور رضا نصیری
استاد هماتولوژی بالینی و فارماکوتراپی، دانشگاه میشیگان آمریکا،
مشاور ارشد سازمان جهانی بهداشت در حوزه بیماریهای عفونی و ویروسی
۳- رویکردهای درمانی با سلولهای T رگولاتوری (Treg Therapy)
پروفسور امیرعلی حمیدیه
استاد هماتولوژی-انکولوژی کودکان و پیوند سلولهای بنیادی
دانشگاه علوم پزشکی تهران
۴- درمانهای NK و CAR NK در سرطان
دکتر نفیسه اسماعیل
استاد ایمونولوژی ایمونولوژی
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
۵- از برندگان نوبل ۲۰۲۵ تا تولرانس: برهمکنش ایمونولوژی، فلسفه علم و ذهنشناسی
دکتر رضا جعفری
استادیار ایمونولوژی و واکسینولوژی،
موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی
این وبینار علمی فرصتی استثنایی برای پژوهشگران، پزشکان و علاقهمندان به حوزه ایمنیشناسی و پزشکی مدرن است تا با آخرین پیشرفتهای جهانی در زمینه تحمل ایمنی محیطی و کاربردهای درمانی آن آشنا شوند.
شرکت در این وبینار رایگان می باشد.
برگزارکنندگان:
بنیاد آکادمیک جهانی پروفسور علیرضا یلدا در جهان پزشکی،
آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان و
اتحاد زیست شناسان ایران
لینک ثبت نام:
https://biologyevents.ir/course/837
لینک ورود:
https://skyroom.online/ch/union/-1760891002-
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
تحمل ایمنی محیطی (Peripheral Immune Tolerance)
به مناسبت جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۵
و مروری بر دستاوردهای درخشان علمی آن
تاریخ: ۳ آبان ۱۴۰۴ خورشیدی، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵ میلادی
ساعت: ۱۹:۰۰ به وقت ایران
دبیر علمی:
پروفسور علیرضا رنجبر، بن، آلمان
سخنرانان و عنوان های سخنرانی:
۱- مروری بر تحمل ایمنی محیطی و اهمیت آن در پزشکی
پروفسور علیرضا رنجبر
استاد ممتاز بیماری های کودکان و نوجوانان، ایمونولوژی و آلرژی مولکولی و بالینی،
بُن، آلمان
۲- تحمل ایمنی محیطی و نقش ان در بیماریهای عفونی بالینی
پروفسور رضا نصیری
استاد هماتولوژی بالینی و فارماکوتراپی، دانشگاه میشیگان آمریکا،
مشاور ارشد سازمان جهانی بهداشت در حوزه بیماریهای عفونی و ویروسی
۳- رویکردهای درمانی با سلولهای T رگولاتوری (Treg Therapy)
پروفسور امیرعلی حمیدیه
استاد هماتولوژی-انکولوژی کودکان و پیوند سلولهای بنیادی
دانشگاه علوم پزشکی تهران
۴- درمانهای NK و CAR NK در سرطان
دکتر نفیسه اسماعیل
استاد ایمونولوژی ایمونولوژی
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
۵- از برندگان نوبل ۲۰۲۵ تا تولرانس: برهمکنش ایمونولوژی، فلسفه علم و ذهنشناسی
دکتر رضا جعفری
استادیار ایمونولوژی و واکسینولوژی،
موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی
این وبینار علمی فرصتی استثنایی برای پژوهشگران، پزشکان و علاقهمندان به حوزه ایمنیشناسی و پزشکی مدرن است تا با آخرین پیشرفتهای جهانی در زمینه تحمل ایمنی محیطی و کاربردهای درمانی آن آشنا شوند.
شرکت در این وبینار رایگان می باشد.
برگزارکنندگان:
بنیاد آکادمیک جهانی پروفسور علیرضا یلدا در جهان پزشکی،
آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان و
اتحاد زیست شناسان ایران
لینک ثبت نام:
https://biologyevents.ir/course/837
لینک ورود:
https://skyroom.online/ch/union/-1760891002-
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf