Forwarded from آموزش سواد سایبری
📚وقتِ ورق زدن؛
هوشیاری کافی نیست: تاریخچهای از سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده
Vigilance Is Not Enough: A History of United States Intelligence
by Mark M. Lowenthal
May 6, 2025
Product details:
Publisher : Yale University Press
Language : English
Print length : 832 pages
🔗 https://a.co/d/09c8I3ZW
@Cyber_Literacy
هوشیاری کافی نیست: تاریخچهای از سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده
Vigilance Is Not Enough: A History of United States Intelligence
by Mark M. Lowenthal
May 6, 2025
Product details:
Publisher : Yale University Press
Language : English
Print length : 832 pages
🔗 https://a.co/d/09c8I3ZW
@Cyber_Literacy
Forwarded from آموزش سواد سایبری
آموزش سواد سایبری
📚وقتِ ورق زدن؛ هوشیاری کافی نیست: تاریخچهای از سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده Vigilance Is Not Enough: A History of United States Intelligence by Mark M. Lowenthal May 6, 2025 Product details: Publisher : Yale University Press Language : English…
چکیده:
هر ملتی یک دستگاه اطلاعاتی دارد - وسیلهای که مقامات ارشد آن اطلاعات مورد نیاز در مورد مسائل حساس را به دست میآورند. اما هر ملتی این کار را به طور متفاوتی انجام میدهد و تحت تأثیر تاریخ، شرایط جغرافیایی و سنتهای سیاسی خود قرار دارد.
در این کتاب، مارک ام. لوونتال به بررسی توسعه اطلاعات ایالات متحده میپردازد تا توضیح دهد که چگونه و چرا ایالات متحده تقریباً یک شبه از نداشتن سرویس اطلاعاتی به قدرت اطلاعاتی غالب جهان تبدیل شد و در مورد انتخابهای دشوار مربوط به حفظ این تسلط در یک دموکراسی لیبرال بحث میکند.
لوونتال شرح میدهد که چگونه فقدان سنت جاسوسی، تلاشهای آمریکا برای توسعه سرویسهای اطلاعاتی را در طول و پس از جنگ جهانی دوم هم مانع و هم کمک کرد. او به عملگرایی سیاسی - که منجر به انتخابهای دشوار - که اکثر مدیران اطلاعاتی با آن عمل میکردند، اشاره میکند؛ تنش مداوم بین امنیت و آزادیهای مدنی در یک دموکراسی مشروطه؛ تنش بین نیاز به پنهانکاری و پاسخگویی مورد نیاز برای حکومت دموکراتیک؛ و نحوه تغییر روشها و اهداف جمعآوری اطلاعات توسط اهمیت روزافزون فناوری.
این کتاب، فراتر از یک تاریخ اپیزودیک، تحلیلی از چرایی توسعهی اطلاعات آمریکا به شیوهی فعلی و معنای آن برای سیاست کشور و جهان ارائه میدهد.
درباره نویسنده:
مارک ام. لوونتال چندین سمت ارشد دولتی ایالات متحده، از جمله معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور اطلاعاتی، دستیار مدیر در سازمان سیا و مدیر کارکنان کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان را بر عهده داشته است.
#معرفی_کتاب
@Cyber_Literacy
هر ملتی یک دستگاه اطلاعاتی دارد - وسیلهای که مقامات ارشد آن اطلاعات مورد نیاز در مورد مسائل حساس را به دست میآورند. اما هر ملتی این کار را به طور متفاوتی انجام میدهد و تحت تأثیر تاریخ، شرایط جغرافیایی و سنتهای سیاسی خود قرار دارد.
در این کتاب، مارک ام. لوونتال به بررسی توسعه اطلاعات ایالات متحده میپردازد تا توضیح دهد که چگونه و چرا ایالات متحده تقریباً یک شبه از نداشتن سرویس اطلاعاتی به قدرت اطلاعاتی غالب جهان تبدیل شد و در مورد انتخابهای دشوار مربوط به حفظ این تسلط در یک دموکراسی لیبرال بحث میکند.
لوونتال شرح میدهد که چگونه فقدان سنت جاسوسی، تلاشهای آمریکا برای توسعه سرویسهای اطلاعاتی را در طول و پس از جنگ جهانی دوم هم مانع و هم کمک کرد. او به عملگرایی سیاسی - که منجر به انتخابهای دشوار - که اکثر مدیران اطلاعاتی با آن عمل میکردند، اشاره میکند؛ تنش مداوم بین امنیت و آزادیهای مدنی در یک دموکراسی مشروطه؛ تنش بین نیاز به پنهانکاری و پاسخگویی مورد نیاز برای حکومت دموکراتیک؛ و نحوه تغییر روشها و اهداف جمعآوری اطلاعات توسط اهمیت روزافزون فناوری.
این کتاب، فراتر از یک تاریخ اپیزودیک، تحلیلی از چرایی توسعهی اطلاعات آمریکا به شیوهی فعلی و معنای آن برای سیاست کشور و جهان ارائه میدهد.
درباره نویسنده:
مارک ام. لوونتال چندین سمت ارشد دولتی ایالات متحده، از جمله معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور اطلاعاتی، دستیار مدیر در سازمان سیا و مدیر کارکنان کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان را بر عهده داشته است.
#معرفی_کتاب
@Cyber_Literacy
👍2
آموزش سواد سایبری
📚وقتِ ورق زدن؛ هوشیاری کافی نیست: تاریخچهای از سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده Vigilance Is Not Enough: A History of United States Intelligence by Mark M. Lowenthal May 6, 2025 Product details: Publisher : Yale University Press Language : English…
Intelligence_Evolution.pdf
16.7 MB
The Intelligence Paradox
هوشیاری کافی نیست: تاریخچهای از سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده
@Cyber_Literacy
@irCDS
هوشیاری کافی نیست: تاریخچهای از سرویسهای اطلاعاتی ایالات متحده
@Cyber_Literacy
@irCDS
👍3
Forwarded from آموزش سواد سایبری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پییر لوتن بازیگر فرانسوی در مراسم سزار:
«میخواهم جایزه خودم را به دکتر محمد مصدق و مردم ایران تقدیم کنم.»
پییر لوتن (Pierre Lottin) بازیگر فرانسوی، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد سزار ۲۰۲۶ رو برای فیلم «بیگانه» (L'Étranger) فرانسوا اوزون برد
«میخواهم جایزه خودم را به دکتر محمد مصدق و مردم ایران تقدیم کنم.»
پییر لوتن (Pierre Lottin) بازیگر فرانسوی، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد سزار ۲۰۲۶ رو برای فیلم «بیگانه» (L'Étranger) فرانسوا اوزون برد
👏8👎1
Forwarded from آموزش سواد سایبری
پورنوگرافیِ خشونت؛ چگونه «فرومایگی» جایگزین «سیاست» شد؟
Forwarded from آموزش سواد سایبری
آموزش سواد سایبری
پورنوگرافیِ خشونت؛ چگونه «فرومایگی» جایگزین «سیاست» شد؟
پورنوگرافیِ خشونت؛ چگونه «فرومایگی» جایگزین «سیاست» شد؟
۱ . تماشای سیرکِ اخیر «گلسا قمری» و «الیکا لبن» در رسانههای غربی، صرفاً یک جدل لفظی نبود؛ ما شاهد ظهور یک «خردهفرهنگ لومپن-دیپلماتیک» هستیم. کسانی که با تکیه بر «فحاشی سازمانیافته»، پرستیژ زن ایرانی را در مسلخِ جلبتوجه (Attention Economy) ذبح میکنند. این نه مبارزه است، نه سیاست؛ این «تجارتِ وقاحت» است.
۲. اصطلاح «صنعت خشم» برای اینها کافی نیست. دقیقتر آن است که بگوییم این افراد دچار «زوالِ نمادین» شدهاند. وقتی گلسا قمری، با کارنامهای
۳ . این دو نفر، نمایندهی «زنِ ایرانی» نیستند؛ آنها «پیمانکارانِ نفرت» هستند. فراخوان برای حمله نظامی به خاک ایران توسط کسانی که در امنیتِ غرب نشستهاند، فراتر از خیانت، یک «سادیسم سیاسی» است. آنها تصویرِ زنِ فرهیخته، استراتژیک و صبورِ داخل ایران را با
تصویری «هیستریک و بدوی» جایگزین میکنند تا به مخاطب غربی القا کنند: «ایرانی، فقط زبان زور و فحش را میفهمد.»
۴. از منظر جامعهشناسی سیاسی، ما با پدیده «نمایندگیِ غصبی» روبرو هستیم. این لکاته-خبرنگاران (در مفهوم کلاسیکِ کلمه یعنی کسانی که کلام را به به ابتذال میکشند)، آگاهانه از «زبانِ فرودستانه و لومپنی» استفاده میکنند تا هرگونه دیالوگ عقلانی را عقیم کنند. هدف آنها «رهبری» نیست، بلکه «تخریبِ امکانِ تفکر» است.
۵. چرا رسانهای مثل پیرس مورگان به اینها تریبون میدهد؟ چون آنها «دلقکهای مفیدی» هستند
(Useful Idiots). آنها کلیشههای نژادپرستانه غربی درباره «خاورمیانهایِ غیرمتمدن» را بازتولید میکنند. الیکا و گلسا با هر فریاد و توهین، میخی بر تابوتِ پرستیژ بینالمللیِ زنی میکوبند که دههها برای اثباتِ «عقلانیتِ سیاسی» خود جنگیده است.
۶ . این یک هشدار است: خطرِ این «سقوطِ اخلاقی» از هر تهدید خارجی جدیتر است. وقتی «بیچاکودهنی» به عنوان مدالِ افتخار بر گردنِ کنشگر آویخته شود، فضای سیاسی به یک «چاله میدانِ دیجیتال» تبدیل میشود که در آن، هر چه تهیمغزتر و فحاشتر باشی، صدایت بلندتر است.
۷ . زمان آن رسیده که جامعه نخبگانی ایران، خطکشیِ قاطعی با این «ویترینهای آلوده» انجام دهد. ما اجازه نخواهیم داد هویتِ زن ایرانی توسط کسانی بازنمایی شود که تنها هنرشان، گداییِ توجه از طریقِ ترویجِ ویرانی و خشونت کلامی است.
۱ . تماشای سیرکِ اخیر «گلسا قمری» و «الیکا لبن» در رسانههای غربی، صرفاً یک جدل لفظی نبود؛ ما شاهد ظهور یک «خردهفرهنگ لومپن-دیپلماتیک» هستیم. کسانی که با تکیه بر «فحاشی سازمانیافته»، پرستیژ زن ایرانی را در مسلخِ جلبتوجه (Attention Economy) ذبح میکنند. این نه مبارزه است، نه سیاست؛ این «تجارتِ وقاحت» است.
۲. اصطلاح «صنعت خشم» برای اینها کافی نیست. دقیقتر آن است که بگوییم این افراد دچار «زوالِ نمادین» شدهاند. وقتی گلسا قمری، با کارنامهای
۳ . این دو نفر، نمایندهی «زنِ ایرانی» نیستند؛ آنها «پیمانکارانِ نفرت» هستند. فراخوان برای حمله نظامی به خاک ایران توسط کسانی که در امنیتِ غرب نشستهاند، فراتر از خیانت، یک «سادیسم سیاسی» است. آنها تصویرِ زنِ فرهیخته، استراتژیک و صبورِ داخل ایران را با
تصویری «هیستریک و بدوی» جایگزین میکنند تا به مخاطب غربی القا کنند: «ایرانی، فقط زبان زور و فحش را میفهمد.»
۴. از منظر جامعهشناسی سیاسی، ما با پدیده «نمایندگیِ غصبی» روبرو هستیم. این لکاته-خبرنگاران (در مفهوم کلاسیکِ کلمه یعنی کسانی که کلام را به به ابتذال میکشند)، آگاهانه از «زبانِ فرودستانه و لومپنی» استفاده میکنند تا هرگونه دیالوگ عقلانی را عقیم کنند. هدف آنها «رهبری» نیست، بلکه «تخریبِ امکانِ تفکر» است.
۵. چرا رسانهای مثل پیرس مورگان به اینها تریبون میدهد؟ چون آنها «دلقکهای مفیدی» هستند
(Useful Idiots). آنها کلیشههای نژادپرستانه غربی درباره «خاورمیانهایِ غیرمتمدن» را بازتولید میکنند. الیکا و گلسا با هر فریاد و توهین، میخی بر تابوتِ پرستیژ بینالمللیِ زنی میکوبند که دههها برای اثباتِ «عقلانیتِ سیاسی» خود جنگیده است.
۶ . این یک هشدار است: خطرِ این «سقوطِ اخلاقی» از هر تهدید خارجی جدیتر است. وقتی «بیچاکودهنی» به عنوان مدالِ افتخار بر گردنِ کنشگر آویخته شود، فضای سیاسی به یک «چاله میدانِ دیجیتال» تبدیل میشود که در آن، هر چه تهیمغزتر و فحاشتر باشی، صدایت بلندتر است.
۷ . زمان آن رسیده که جامعه نخبگانی ایران، خطکشیِ قاطعی با این «ویترینهای آلوده» انجام دهد. ما اجازه نخواهیم داد هویتِ زن ایرانی توسط کسانی بازنمایی شود که تنها هنرشان، گداییِ توجه از طریقِ ترویجِ ویرانی و خشونت کلامی است.
👍6👎4
آموزش سواد سایبری
پورنوگرافیِ خشونت؛ چگونه «فرومایگی» جایگزین «سیاست» شد؟ ۱ . تماشای سیرکِ اخیر «گلسا قمری» و «الیکا لبن» در رسانههای غربی، صرفاً یک جدل لفظی نبود؛ ما شاهد ظهور یک «خردهفرهنگ لومپن-دیپلماتیک» هستیم. کسانی که با تکیه بر «فحاشی سازمانیافته»، پرستیژ زن ایرانی…
The_Pornography_of_Violence.pdf
13.9 MB
آموزش سواد سایبری
پورنوگرافیِ خشونت؛ چگونه «فرومایگی» جایگزین «سیاست» شد؟ ۱ . تماشای سیرکِ اخیر «گلسا قمری» و «الیکا لبن» در رسانههای غربی، صرفاً یک جدل لفظی نبود؛ ما شاهد ظهور یک «خردهفرهنگ لومپن-دیپلماتیک» هستیم. کسانی که با تکیه بر «فحاشی سازمانیافته»، پرستیژ زن ایرانی…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1🗿1
Audio
👍4
@RastarLib شناخت نظامهای تئاتر.pdf
3.8 MB
شناخت نظامهای تئاتر
شومیت میتر
ترجمه عبدالحسین مرتضوی/ میترا علوی طلب
شومیت میتر
ترجمه عبدالحسین مرتضوی/ میترا علوی طلب
@RastarLib قدرت، زبان، زندگی روزمره.pdf
39.7 MB
قدرت، زبان، زندگی روزمره در گفتمان فلسفی سیاسی معاصر
احمد خالقی
احمد خالقی
Forwarded from عباس وریج کاظمی
📢 انجمنعلمی جامعهشناسی دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکند:
📌 ناگهان گذشته
تأملی بر نسبت خوشبینی تودهای و پهلویگرایی
👤 عباس کاظمی
(جامعهشناس و پژوهشگر مطالعات زندگی روزمره)
🗓 دوشنبه، ۱۱ اسفند | ساعت ۱۷
📍دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تالار شریعتی
ورود به این نشست برای همهی علاقهمندان آزاد است.
@tehransociology
@varijkazemi
📌 ناگهان گذشته
تأملی بر نسبت خوشبینی تودهای و پهلویگرایی
👤 عباس کاظمی
(جامعهشناس و پژوهشگر مطالعات زندگی روزمره)
🗓 دوشنبه، ۱۱ اسفند | ساعت ۱۷
📍دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تالار شریعتی
ورود به این نشست برای همهی علاقهمندان آزاد است.
@tehransociology
@varijkazemi
👌3❤1
Forwarded from پيام فضلىنژاد
ضرورت بقای ملی
🔹پنج نکته درباره جنگ، جامعه و رهبری
✍️پیام فضلینژاد، روزنامه اطلاعات، ۱۹ اسفند ۱۴۰۴، صفحه دو
در حالی که کشور طی یازده روز گذشته زیر سنگینترین فشارهای دو دشمن آمریکایی- اسرائیلی قرار دارد، فرآیند انتخاب و انتقال رهبری در ایران نیز با سرعت انجام شد و روز گذشته رهبر جدید انقلاب اسلامی انتخاب گردید؛ رخدادی که در میانه یک جنگ همهجانبه و بحران کمسابقه امنیتی به وقوع پیوست. همزمانی این دو رویداد (حمله خارجی و انتقال رهبری) ایران را در موقعیتی قرار داد که از منظر تاریخی و سیاسی اهمیت ویژهای دارد:
۱- تاریخ ایران، تاریخ بحران است. این سرزمین در طول بیش از دو هزار سال بارها با تهاجم خارجی، فروپاشی حکومتها، جنگهای بزرگ و اشغال نظامی روبهرو شده است. اما آنچه ایران را از بسیاری از سرزمینهای تاریخی متمایز میکند، توانِ «عبور از بحران» است. ایران بارها تا آستانه فروپاشی پیش رفته، اما در بسیاری از این لحظات توانسته است از دل آشوب، نظمی تازه بسازد.
تاریخ نشان میدهد که در لحظه تهاجم خارجی، هرگاه راس سیاسی کشور حذف شده یا مرکز سیاسی آن از کار افتاده است، پیامد آن غالباً فروپاشی دولت و هرج و مرج یا از دست رفتن سرزمین و تجزیه بوده است.
از همین رو، در حافظه تاریخی ایرانیان پیوندی عمیق میان بقای کشور و استمرار رهبری شکل گرفته است. در همین چارچوب، تجربه روزهای اخیر ایران واجد اهمیتی ویژه است. در شرایطی که کشور همزمان با حمله بیامان دشمنان خارجی با مسئله انتقال رهبری روبهرو شد، ساختار سیاسی توانست در مدت کوتاهی این خلأ را پر کند و زنجیره فرماندهی و تصمیمگیری ملی را حفظ نماید تا قدرت حفظ سرزمین در زمان جنگ افزایش یابد.
۲- اما در فهم این پدیده نباید تنها به مفهوم «دولت» به معنای مدرن آن بسنده کرد. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که ساختار اقتدار در این سرزمین غالباً ترکیبی پیچیده از عناصر مدنی، سیاسی، دینی و فرهنگی بوده است. از پادشاهیهای باستان که با نوعی مشروعیت قدسی همراه بودند تا دورههای بعد که دین و سیاست در سطوح مختلف در هم تنیده شدند، رهبری در ایران اغلب جایگاهی فراتر از یک «رئیس سیاسی» داشته است. در جامعهای با زمینه عمیق مذهبی، اقتدار سیاسی هنگامی پایدار میشود که با نظام ارزشی جامعه پیوند برقرار کند. در چنین ساختاری، رهبری تنها رأس یک دستگاه حکومتی نیست؛ نقطه اتصال دولت، جامعه و نظام معنایی آن است. همین پیوند تاریخی میان اقتدار سیاسی و باور اجتماعی، یکی از عناصر مهم تداوم ایران در دورههای بحران بوده است.
۳- از سوی دیگر، عنصر «آگاهی تاریخی» از فرجام فروپاشی و تجزیه، یکی از ارکان اصلی نظریه بقای ملی است. ایرانیان در طول تاریخ آموختهاند که هرگاه مرکز اقتدار تضعیف شود و در عین حال مردم نیز غایب یا منفعل باشند، تجزیه دائمی و کاهش قلمرو سرزمینی نتیجهای اجتنابناپذیر است؛ اما هرگاه «مقاومت فعال» شکل میگیرد، روند تجزیه متوقف میشود. این آگاهی در روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ آشکار شد؛ گروههای مسلح در کردستان، خوزستان و سیستانوبلوچستان تلاش کردند مناطقی را از کنترل دولت وقت خارج کنند، اما مردم با مقاومت فعال مانع تجزیه شدند. این الگو، سپس در هشت سال دفاع مقدس و جنگ ۱۲ روزه آزموده شد و امروزه به یک قانون اساسی برای بقای ملی تبدیل شده است: همکاری میان رهبری، مردم و نیروهای مسلح، حلقهای حیاتی برای حفظ تمامیت ارضی است.
۴- بدینترتیب، آنچه میتوان آن را «الهیات بقا» در تجربه تاریخی ایران نامید، بر شبکهای پنجگانه از عناصرِ بههمپیوسته استوار است: مرکزیت اقتدار سیاسی، انسجام نهادهای دولتی، هماهنگی نیروهای مسلح، مقاومت فعال جامعه و آگاهی تاریخیای که دوباره احضار شده است. هرگاه این عناصر در کنار یکدیگر عمل کردهاند، ایران توانسته حتی در سختترین شرایط از فروپاشی کامل عبور کند.
۵- ایران امروز در حال عبور از یک وضعیت استثناییِ بحرانی است. جامعه ثبات میخواهد؛ ثباتی که چشمانداز آن هر چند کمرنگ، اما در حال شکلگیری است و کیفیتِ مدیریت این گذار، نقش تعیینکنندهای در آینده کشور خواهد داشت. باید آگاه بود که کوچکترین ناهماهنگی یا ضعف در انسجام دولت، هماهنگی نیروهای مسلح و مقاومت فعال جامعه میتواند ظرفیت دفاعی و توان راهبردی کشور را در میانه جنگ کاهش دهد و دشمنان خارجی را به پیشروی تشویق کند. ایران باید از این خطر برکنار بماند تا رهبری جدید انقلاب، نقشه راه عبور از بحران جنگ را با هدف بازسازی جامعه و کشور ترسیم کند.
🔺متن کامل
https://ettelaat.com/x3ckF
@payamfazlinejad
🔹پنج نکته درباره جنگ، جامعه و رهبری
✍️پیام فضلینژاد، روزنامه اطلاعات، ۱۹ اسفند ۱۴۰۴، صفحه دو
ساختار سیاسی توانست در مدت کوتاهی، خلأ رهبری را پر کند و زنجیره فرماندهی و تصمیمگیری ملی را حفظ نماید.
در حالی که کشور طی یازده روز گذشته زیر سنگینترین فشارهای دو دشمن آمریکایی- اسرائیلی قرار دارد، فرآیند انتخاب و انتقال رهبری در ایران نیز با سرعت انجام شد و روز گذشته رهبر جدید انقلاب اسلامی انتخاب گردید؛ رخدادی که در میانه یک جنگ همهجانبه و بحران کمسابقه امنیتی به وقوع پیوست. همزمانی این دو رویداد (حمله خارجی و انتقال رهبری) ایران را در موقعیتی قرار داد که از منظر تاریخی و سیاسی اهمیت ویژهای دارد:
۱- تاریخ ایران، تاریخ بحران است. این سرزمین در طول بیش از دو هزار سال بارها با تهاجم خارجی، فروپاشی حکومتها، جنگهای بزرگ و اشغال نظامی روبهرو شده است. اما آنچه ایران را از بسیاری از سرزمینهای تاریخی متمایز میکند، توانِ «عبور از بحران» است. ایران بارها تا آستانه فروپاشی پیش رفته، اما در بسیاری از این لحظات توانسته است از دل آشوب، نظمی تازه بسازد.
تاریخ نشان میدهد که در لحظه تهاجم خارجی، هرگاه راس سیاسی کشور حذف شده یا مرکز سیاسی آن از کار افتاده است، پیامد آن غالباً فروپاشی دولت و هرج و مرج یا از دست رفتن سرزمین و تجزیه بوده است.
از همین رو، در حافظه تاریخی ایرانیان پیوندی عمیق میان بقای کشور و استمرار رهبری شکل گرفته است. در همین چارچوب، تجربه روزهای اخیر ایران واجد اهمیتی ویژه است. در شرایطی که کشور همزمان با حمله بیامان دشمنان خارجی با مسئله انتقال رهبری روبهرو شد، ساختار سیاسی توانست در مدت کوتاهی این خلأ را پر کند و زنجیره فرماندهی و تصمیمگیری ملی را حفظ نماید تا قدرت حفظ سرزمین در زمان جنگ افزایش یابد.
۲- اما در فهم این پدیده نباید تنها به مفهوم «دولت» به معنای مدرن آن بسنده کرد. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که ساختار اقتدار در این سرزمین غالباً ترکیبی پیچیده از عناصر مدنی، سیاسی، دینی و فرهنگی بوده است. از پادشاهیهای باستان که با نوعی مشروعیت قدسی همراه بودند تا دورههای بعد که دین و سیاست در سطوح مختلف در هم تنیده شدند، رهبری در ایران اغلب جایگاهی فراتر از یک «رئیس سیاسی» داشته است. در جامعهای با زمینه عمیق مذهبی، اقتدار سیاسی هنگامی پایدار میشود که با نظام ارزشی جامعه پیوند برقرار کند. در چنین ساختاری، رهبری تنها رأس یک دستگاه حکومتی نیست؛ نقطه اتصال دولت، جامعه و نظام معنایی آن است. همین پیوند تاریخی میان اقتدار سیاسی و باور اجتماعی، یکی از عناصر مهم تداوم ایران در دورههای بحران بوده است.
۳- از سوی دیگر، عنصر «آگاهی تاریخی» از فرجام فروپاشی و تجزیه، یکی از ارکان اصلی نظریه بقای ملی است. ایرانیان در طول تاریخ آموختهاند که هرگاه مرکز اقتدار تضعیف شود و در عین حال مردم نیز غایب یا منفعل باشند، تجزیه دائمی و کاهش قلمرو سرزمینی نتیجهای اجتنابناپذیر است؛ اما هرگاه «مقاومت فعال» شکل میگیرد، روند تجزیه متوقف میشود. این آگاهی در روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ آشکار شد؛ گروههای مسلح در کردستان، خوزستان و سیستانوبلوچستان تلاش کردند مناطقی را از کنترل دولت وقت خارج کنند، اما مردم با مقاومت فعال مانع تجزیه شدند. این الگو، سپس در هشت سال دفاع مقدس و جنگ ۱۲ روزه آزموده شد و امروزه به یک قانون اساسی برای بقای ملی تبدیل شده است: همکاری میان رهبری، مردم و نیروهای مسلح، حلقهای حیاتی برای حفظ تمامیت ارضی است.
۴- بدینترتیب، آنچه میتوان آن را «الهیات بقا» در تجربه تاریخی ایران نامید، بر شبکهای پنجگانه از عناصرِ بههمپیوسته استوار است: مرکزیت اقتدار سیاسی، انسجام نهادهای دولتی، هماهنگی نیروهای مسلح، مقاومت فعال جامعه و آگاهی تاریخیای که دوباره احضار شده است. هرگاه این عناصر در کنار یکدیگر عمل کردهاند، ایران توانسته حتی در سختترین شرایط از فروپاشی کامل عبور کند.
۵- ایران امروز در حال عبور از یک وضعیت استثناییِ بحرانی است. جامعه ثبات میخواهد؛ ثباتی که چشمانداز آن هر چند کمرنگ، اما در حال شکلگیری است و کیفیتِ مدیریت این گذار، نقش تعیینکنندهای در آینده کشور خواهد داشت. باید آگاه بود که کوچکترین ناهماهنگی یا ضعف در انسجام دولت، هماهنگی نیروهای مسلح و مقاومت فعال جامعه میتواند ظرفیت دفاعی و توان راهبردی کشور را در میانه جنگ کاهش دهد و دشمنان خارجی را به پیشروی تشویق کند. ایران باید از این خطر برکنار بماند تا رهبری جدید انقلاب، نقشه راه عبور از بحران جنگ را با هدف بازسازی جامعه و کشور ترسیم کند.
🔺متن کامل
https://ettelaat.com/x3ckF
@payamfazlinejad