برای حل مشکل قطع شدن وایفای مودم TDLTE هنگام روشن کردن سیستم اوبونتو، مراحل زیر را بررسی کنید:
### ۱. بررسی سختافزار و درایورها
- شناسایی کارت شبکه بیسیم:
خروجی را برای مدل کارت شبکه بررسی کنید (مثلاً
- بررسی درایورهای نصبشده:
مطمئن شوید درایور مناسب فعال است و خطایی گزارش نشده.
- بهروزرسانی درایورها:
- برای کارتهای Intel:
- برای کارتهای Broadcom:
### ۲. بررسی تداخل با فیرمور (Firmware)
- فهرست فیرمورهای موجود:
- اگر خطایی در بارگذاری فیرمور مشاهده شد، آن را دانلود و نصب کنید.
---
### ۳. تشخیص تداخل نرمافزاری
- غیرفعال کردن موقت NetworkManager:
سپس از
- بررسی تنظیمات DHCP/Static IP:
مطمئن شوید آدرس IP تکراری وجود ندارد یا تنظیمات دستی باعث конфликт نمیشود.
---
### ۴. بررسی لاگهای سیستم
- خطاهای مربوط به وایفای و شبکه:
---
### ۵. تست تداخل سختافزاری
- سیستم را در حالت Safe Mode یا با کرنل قدیمیتر بوت کنید:
- از یک دیستروی لایو (مثل Ubuntu Live USB) استفاده کنید تا مطمئن شوید مشکل سختافزاری نیست.
---
### ۶. تنظیمات پیشرفته
- غیرفعال کردن Power Saving در وایفای:
فایل
سپس:
- تعویض کانال وایفای مودم:
از تنظیمات مودم، کانال وایفای را به ۱، ۶ یا ۱۱ تغییر دهید (برای کاهش تداخل).
---
### ۷. حل مشکل قطع شدن سایر دستگاهها
- بررسی ARP Spoofing یا حملات شبکه:
- غیرفعال کردن IPv6:
در تنظیمات شبکه اوبونتو، IPv6 را غیرفعال کنید.
---
### ۸. نصب ابزارهای عیبیابی
- Wavemon (بررسی سیگنال وایفای):
- HTop (بررسی مصرف منابع):
---
اگر مشکل پس از این مراحل باقی ماند:
- گزارش باگ: اطلاعات خود را در [Launchpad](https://bugs.launchpad.net/ubuntu) ثبت کنید.
- استفاده از کرنل LTS: نسخه
### ۱. بررسی سختافزار و درایورها
- شناسایی کارت شبکه بیسیم:
lspci | grep -i wireless
lsusb | grep -i wireless
خروجی را برای مدل کارت شبکه بررسی کنید (مثلاً
Intel, Broadcom, Realtek).- بررسی درایورهای نصبشده:
lspci -v | grep -A10 -i network
مطمئن شوید درایور مناسب فعال است و خطایی گزارش نشده.
- بهروزرسانی درایورها:
- برای کارتهای Intel:
sudo apt install linux-firmware
- برای کارتهای Broadcom:
sudo apt install bcmwl-kernel-source
### ۲. بررسی تداخل با فیرمور (Firmware)
- فهرست فیرمورهای موجود:
dmesg | grep -i firmware
- اگر خطایی در بارگذاری فیرمور مشاهده شد، آن را دانلود و نصب کنید.
---
### ۳. تشخیص تداخل نرمافزاری
- غیرفعال کردن موقت NetworkManager:
sudo systemctl stop NetworkManager
sudo systemctl disable NetworkManager
سپس از
wicd یا systemd-networkd برای تست استفاده کنید.- بررسی تنظیمات DHCP/Static IP:
مطمئن شوید آدرس IP تکراری وجود ندارد یا تنظیمات دستی باعث конфликт نمیشود.
---
### ۴. بررسی لاگهای سیستم
- خطاهای مربوط به وایفای و شبکه:
journalctl -b -0 | grep -iE 'wlan|firmware|error|fail'
dmesg | grep -iE 'wlan|firmware|error'
---
### ۵. تست تداخل سختافزاری
- سیستم را در حالت Safe Mode یا با کرنل قدیمیتر بوت کنید:
sudo apt install linux-image-generic
sudo reboot
- از یک دیستروی لایو (مثل Ubuntu Live USB) استفاده کنید تا مطمئن شوید مشکل سختافزاری نیست.
---
### ۶. تنظیمات پیشرفته
- غیرفعال کردن Power Saving در وایفای:
فایل
/etc/NetworkManager/conf.d/default-wifi-powersave-on.conf را ویرایش کنید:[connection]
wifi.powersave = 2
سپس:
sudo systemctl restart NetworkManager
- تعویض کانال وایفای مودم:
از تنظیمات مودم، کانال وایفای را به ۱، ۶ یا ۱۱ تغییر دهید (برای کاهش تداخل).
---
### ۷. حل مشکل قطع شدن سایر دستگاهها
- بررسی ARP Spoofing یا حملات شبکه:
sudo arp-scan --localnet
- غیرفعال کردن IPv6:
در تنظیمات شبکه اوبونتو، IPv6 را غیرفعال کنید.
---
### ۸. نصب ابزارهای عیبیابی
- Wavemon (بررسی سیگنال وایفای):
sudo apt install wavemon
wavemon
- HTop (بررسی مصرف منابع):
sudo apt install htop
htop
---
اگر مشکل پس از این مراحل باقی ماند:
- گزارش باگ: اطلاعات خود را در [Launchpad](https://bugs.launchpad.net/ubuntu) ثبت کنید.
- استفاده از کرنل LTS: نسخه
linux-image-lowlatency یا linux-image-generic را نصب کنید.Launchpad
Bugs : Ubuntu
Ubuntu also includes a wide variety of software through its network of software repositories. Once your system is installed you can simply call up a list of all the existing tools out there and choose any of them for immediate installation over the internet.
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Miracle of Science 🫠
Researchers at the University of California, San Francisco, have successfully restored speech to a patient who had been unable to speak for 18 years—using a chip and artificial intelligence.
لینک لینکدین :
Masoumeh (Masi) Mousavi
Researchers at the University of California, San Francisco, have successfully restored speech to a patient who had been unable to speak for 18 years—using a chip and artificial intelligence.
لینک لینکدین :
Masoumeh (Masi) Mousavi
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرین سلیمی
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
👍7😁1
فعالسازی بوت از شبکه (PXE Boot) در مادربردهای ASUS
تو بعضی از سیستمها، مخصوصاً مادربردهای ASUS، گزینهی بوت از شبکه (که بهش PXE Boot هم میگن) بهصورت پیشفرض توی لیست Boot Priority نمیاد و لازمه دستی فعالش کنیم.
مراحل فعالسازی PXE Boot
۱. ورود به BIOS/UEFI
سیستم رو روشن کن و کلید Del یا F2 رو سریع بزن تا وارد محیط بایوس بشی.
۲. فعالسازی Network Stack یا PXE ROM
توی تبهای Advanced یا Onboard Devices Configuration دنبال گزینهای مثل موارد زیر بگرد و فعالش کن:
Intel PXE Option ROM
Onboard LAN Boot ROM
Network Stack
اگه سیستم UEFI داره، معمولاً این گزینهها داخل بخش Network Stack Configuration قرار دارن.
۳. فعالسازی گزینههای مرتبط با بوت از شبکه
وقتی Network Stack رو فعال کردی، میتونی تنظیمات زیر رو هم ببینی و اگه خواستی فعال کنی:
IPv4 PXE Support
IPv6 PXE Support
۴. ذخیره تنظیمات و ریستارت سیستم
با فشردن F10 تنظیمات رو ذخیره کن و سیستم رو ریستارت کن.
۵. بررسی Boot Priority
حالا توی لیست اولویت بوت باید گزینهای مثل PXE IPv4 Realtek یا Intel Boot Agent ظاهر بشه.
در اصل Network Stack دقیقاً چیه و چرا اینجاست؟
در واقع Network Stack یه اصطلاح برای فعالسازی مجموعهای از پروتکلهای شبکه توی سطح بایوسه؛ یعنی قبل از اینکه سیستمعامل بالا بیاد، بایوس بتونه از طریق شبکه ارتباط برقرار کنه. وقتی این گزینه غیرفعاله، بایوس اصلاً کارت شبکه رو به عنوان یک وسیلهی بوت نمیشناسه.
تو بعضی از سیستمها، مخصوصاً مادربردهای ASUS، گزینهی بوت از شبکه (که بهش PXE Boot هم میگن) بهصورت پیشفرض توی لیست Boot Priority نمیاد و لازمه دستی فعالش کنیم.
مراحل فعالسازی PXE Boot
۱. ورود به BIOS/UEFI
سیستم رو روشن کن و کلید Del یا F2 رو سریع بزن تا وارد محیط بایوس بشی.
۲. فعالسازی Network Stack یا PXE ROM
توی تبهای Advanced یا Onboard Devices Configuration دنبال گزینهای مثل موارد زیر بگرد و فعالش کن:
Intel PXE Option ROM
Onboard LAN Boot ROM
Network Stack
اگه سیستم UEFI داره، معمولاً این گزینهها داخل بخش Network Stack Configuration قرار دارن.
۳. فعالسازی گزینههای مرتبط با بوت از شبکه
وقتی Network Stack رو فعال کردی، میتونی تنظیمات زیر رو هم ببینی و اگه خواستی فعال کنی:
IPv4 PXE Support
IPv6 PXE Support
۴. ذخیره تنظیمات و ریستارت سیستم
با فشردن F10 تنظیمات رو ذخیره کن و سیستم رو ریستارت کن.
۵. بررسی Boot Priority
حالا توی لیست اولویت بوت باید گزینهای مثل PXE IPv4 Realtek یا Intel Boot Agent ظاهر بشه.
در اصل Network Stack دقیقاً چیه و چرا اینجاست؟
در واقع Network Stack یه اصطلاح برای فعالسازی مجموعهای از پروتکلهای شبکه توی سطح بایوسه؛ یعنی قبل از اینکه سیستمعامل بالا بیاد، بایوس بتونه از طریق شبکه ارتباط برقرار کنه. وقتی این گزینه غیرفعاله، بایوس اصلاً کارت شبکه رو به عنوان یک وسیلهی بوت نمیشناسه.
👍3
فایلسیستمهای مختلف محدودیتهای خاص خودشون رو برای اندازه فایل، حجم پارتیشن و تعداد فایل دارن.
مثلاً اگه شما یه فلش داری که با FAT32 فرمت شده، نمیتونی یه فایل بزرگتر از 4 گیگ روش بریزی، حتی اگه فضای خالی داشته باشه!!
توی FAT32، اندازهی فایلها با یه فیلد ۳۲ بیتی ذخیره میشه
عدد ۳۲ بیتی یعنی چی؟ یعنی حداکثر مقدارش میتونه باشه:
2³² = 4,294,967,296 بایت = دقیقاً 4 گیگابایت
یعنی وقتی بخوای یه فایل بزرگتر از این بریزی، سیستم نمیتونه توی جدول فایلها اون مقدار رو ذخیره کنه، چون بیشتر از اون عدد جا نمیگیره.
پس حتی اگه ۱۰۰ گیگ فضای خالی داشته باشی، باز نمیتونی یه فایل ۵ گیگی بریزی روش!
چون مشکل از فضای خالی نیست، مشکل از محدودیت طراحی فایلسیستم FAT32 هست.
مثلاً اگه شما یه فلش داری که با FAT32 فرمت شده، نمیتونی یه فایل بزرگتر از 4 گیگ روش بریزی، حتی اگه فضای خالی داشته باشه!!
توی FAT32، اندازهی فایلها با یه فیلد ۳۲ بیتی ذخیره میشه
عدد ۳۲ بیتی یعنی چی؟ یعنی حداکثر مقدارش میتونه باشه:
2³² = 4,294,967,296 بایت = دقیقاً 4 گیگابایت
یعنی وقتی بخوای یه فایل بزرگتر از این بریزی، سیستم نمیتونه توی جدول فایلها اون مقدار رو ذخیره کنه، چون بیشتر از اون عدد جا نمیگیره.
پس حتی اگه ۱۰۰ گیگ فضای خالی داشته باشی، باز نمیتونی یه فایل ۵ گیگی بریزی روش!
چون مشکل از فضای خالی نیست، مشکل از محدودیت طراحی فایلسیستم FAT32 هست.
👍7
تفاوت CPU با GPU چیه؟
مورد اول CPU (مخفف Central Processing Unit) مثل مغز اصلی کامپیوتره، وظیفهش انجام دادن کارهای مختلف و کلیه. مثلاً وقتی داری با یه برنامه کار میکنی، کلیک میکنی، چیزی تایپ میکنی یا فایل باز میکنی، CPU این کارها رو پردازش میکنه. CPU برای انجام چند تا کار مختلف به صورت سریع پشت سر هم خیلی خوبه.
مورد دوم GPU (مخفف Graphics Processing Unit) برای کارهای گرافیکی و تکراری طراحی شده. مثلاً برای بازیها، رندر کردن ویدیو، یا یادگیری ماشین (Machine Learning) عالیه چون میتونه هزاران کار مشابه رو همزمان انجام بده. یعنی برخلاف CPU که کارها رو یکییکی و خیلی سریع انجام میده، GPU کارها رو با تعداد بالا و به صورت موازی انجام میده.
کجا ازشون استفاده میشه؟
CPU:
اجرای سیستم عامل
اجرای برنامهها مثل مرورگر، آفیس، فایل منیجر
پردازشهای عمومی
GPU:
بازیهای گرافیکی
نرمافزارهای طراحی و تدوین ویدیو
رندر سهبعدی
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی
ماینینگ رمزارزها
مثالی از ChatGPT :
درواقع CPU مثل یه آدم باهوشه که همه کار بلده ولی فقط میتونه یه کارو خیلی سریع انجام بده.
اما GPU مثل یه ارتش از کارگرای ماهره که یه کار خاص رو همه با هم انجام میدن
مورد اول CPU (مخفف Central Processing Unit) مثل مغز اصلی کامپیوتره، وظیفهش انجام دادن کارهای مختلف و کلیه. مثلاً وقتی داری با یه برنامه کار میکنی، کلیک میکنی، چیزی تایپ میکنی یا فایل باز میکنی، CPU این کارها رو پردازش میکنه. CPU برای انجام چند تا کار مختلف به صورت سریع پشت سر هم خیلی خوبه.
مورد دوم GPU (مخفف Graphics Processing Unit) برای کارهای گرافیکی و تکراری طراحی شده. مثلاً برای بازیها، رندر کردن ویدیو، یا یادگیری ماشین (Machine Learning) عالیه چون میتونه هزاران کار مشابه رو همزمان انجام بده. یعنی برخلاف CPU که کارها رو یکییکی و خیلی سریع انجام میده، GPU کارها رو با تعداد بالا و به صورت موازی انجام میده.
کجا ازشون استفاده میشه؟
CPU:
اجرای سیستم عامل
اجرای برنامهها مثل مرورگر، آفیس، فایل منیجر
پردازشهای عمومی
GPU:
بازیهای گرافیکی
نرمافزارهای طراحی و تدوین ویدیو
رندر سهبعدی
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی
ماینینگ رمزارزها
مثالی از ChatGPT :
درواقع CPU مثل یه آدم باهوشه که همه کار بلده ولی فقط میتونه یه کارو خیلی سریع انجام بده.
اما GPU مثل یه ارتش از کارگرای ماهره که یه کار خاص رو همه با هم انجام میدن
👏6👍2
هر هسته CPU شامل بخشهای اصلی زیره:
بخش اول ALU (Arithmetic Logic Unit): کارهای ریاضی و منطقی انجام میده (مثل جمع، ضرب، مقایسه).
بخش دوم Registers: حافظههای خیلی کوچیکی هستن که دادهها توش موقتی نگه داشته میشن.
بخش سوم Control Unit: این بخش تعیین میکنه هر بخش دیگه باید چی کار کنه.
بخش چهارم Cache: حافظه خیلی سریع برای ذخیرهسازی موقتی دادههایی که زیاد استفاده میشن.
بخش اول ALU (Arithmetic Logic Unit): کارهای ریاضی و منطقی انجام میده (مثل جمع، ضرب، مقایسه).
بخش دوم Registers: حافظههای خیلی کوچیکی هستن که دادهها توش موقتی نگه داشته میشن.
بخش سوم Control Unit: این بخش تعیین میکنه هر بخش دیگه باید چی کار کنه.
بخش چهارم Cache: حافظه خیلی سریع برای ذخیرهسازی موقتی دادههایی که زیاد استفاده میشن.
👍3
روند کار GPU:
یه داده گرافیکی یا ماتریس یا تصویر یا هر چیز تکراری رو میگیره
میفرسته برای هزاران هسته به صورت همزمان
هر هسته یه بخش از اون داده رو پردازش میکنه
سریع و موازی نتیجه میگیرن
یه داده گرافیکی یا ماتریس یا تصویر یا هر چیز تکراری رو میگیره
میفرسته برای هزاران هسته به صورت همزمان
هر هسته یه بخش از اون داده رو پردازش میکنه
سریع و موازی نتیجه میگیرن
👍5
اگر میخواید یک متغییر در لینوکس خودتون تعریف کنید که همیشه پایدار بمونه و برای همه ی کاربران قابل استفاده باشه
باید داخل Environment تعریفش کنید :
به عنوان مثال تعریف آپشن برای LS
حالا بعد از ریبوت یا log out و log in این متغیر قابل دسترس هست
باید داخل Environment تعریفش کنید :
vim /etc/environment
به عنوان مثال تعریف آپشن برای LS
LS_OPTION="—color=auto"
حالا بعد از ریبوت یا log out و log in این متغیر قابل دسترس هست
👍7
مفهوم DLSS در کارت گرافیک چیه؟
درواقع DLSS مخفف Deep Learning Super Sampling هست
و توسط شرکت NVIDIA طراحی شده.
یه تکنولوژی هوش مصنوعیه که کاری میکنه بازیها رو با رزولوشن پایینتر اجرا بشه (که باعث میشه کارت گرافیک کمتر اذیت بشه)،
ولی تصویر نهایی رو به شکل هوشمند و شفاف به رزولوشن بالاتر تبدیل میکنه،
طوری که چشم ما فرقشو با اجرا روی رزولوشن بالا حس نکنه!
فرض کن داری یه بازی سنگین رو توی رزولوشن 4K اجرا میکنی.
اگه کارت گرافیکت بخواد اینو بهصورت واقعی 4K بکشه، کلی فشار روش میاد و FPS میاد پایین.
در اصل DLSS میاد بازی رو مثلاً روی 1080p (یا 1440p) اجرا میکنه،
بعد با کمک هوش مصنوعی، تصویر رو به 4K upscale میکنه
و کاری میکنه که کیفیت تصویر نزدیک به واقعی 4K بشه
به چه شکلی؟
یه مدل هوش مصنوعی آموزش دیده (با هزاران تصویر واقعی از بازیها)
بازی رو در رزولوشن پایینتر اجرا میکنه
هوش مصنوعی پیشبینی میکنه که تصویر نهایی باید چطوری باشه
تصویر نهایی با کیفیت بالا و سرعت بالا بهت نشون داده میشه
درواقع DLSS مخفف Deep Learning Super Sampling هست
و توسط شرکت NVIDIA طراحی شده.
یه تکنولوژی هوش مصنوعیه که کاری میکنه بازیها رو با رزولوشن پایینتر اجرا بشه (که باعث میشه کارت گرافیک کمتر اذیت بشه)،
ولی تصویر نهایی رو به شکل هوشمند و شفاف به رزولوشن بالاتر تبدیل میکنه،
طوری که چشم ما فرقشو با اجرا روی رزولوشن بالا حس نکنه!
فرض کن داری یه بازی سنگین رو توی رزولوشن 4K اجرا میکنی.
اگه کارت گرافیکت بخواد اینو بهصورت واقعی 4K بکشه، کلی فشار روش میاد و FPS میاد پایین.
در اصل DLSS میاد بازی رو مثلاً روی 1080p (یا 1440p) اجرا میکنه،
بعد با کمک هوش مصنوعی، تصویر رو به 4K upscale میکنه
و کاری میکنه که کیفیت تصویر نزدیک به واقعی 4K بشه
به چه شکلی؟
یه مدل هوش مصنوعی آموزش دیده (با هزاران تصویر واقعی از بازیها)
بازی رو در رزولوشن پایینتر اجرا میکنه
هوش مصنوعی پیشبینی میکنه که تصویر نهایی باید چطوری باشه
تصویر نهایی با کیفیت بالا و سرعت بالا بهت نشون داده میشه
👍5
اگه میخوای یکسری دستور هر موقع که لاگین میکنی به سیستم لینوکست قابل دسترس باشه کارای زیر رو بکن
مثل چی؟
مثلا میخوای یکسری Alias تعریف کنی که هر بار که سیستم رو خاموش و روشن کردی و وارد شدی قابل دسترسی باشن
مثلا دستور زیر رو میخوای alias کنی که هر سری به صورت طولانی نخوای بنویسی :
به صورت دستی که فقط تا زمانی که لاگین هستی قابل کارکرد هست اینه که بیای از دستور زیر استفاده کنی :
اما اگر بخوای دائمی باشه باید وارد مسیر زیر بشیم :
و یک فایل مناسب برای خودمون بسازیم
و داخلش مقادیر دلبخواه رو تعریف میکنیم :
بعدشم پرمیشن اجرایی بهش میدیم:
حالا بعد از یک ریبوت یا log out و log in ، هر دستوری داخل فایل test.sh گذاشته بودید قابل اجراست.
مثل چی؟
مثلا میخوای یکسری Alias تعریف کنی که هر بار که سیستم رو خاموش و روشن کردی و وارد شدی قابل دسترسی باشن
مثلا دستور زیر رو میخوای alias کنی که هر سری به صورت طولانی نخوای بنویسی :
ls -la —color=auto
به صورت دستی که فقط تا زمانی که لاگین هستی قابل کارکرد هست اینه که بیای از دستور زیر استفاده کنی :
alias test="ls -la —color=auto"
اما اگر بخوای دائمی باشه باید وارد مسیر زیر بشیم :
cd /etc/profile.d
و یک فایل مناسب برای خودمون بسازیم
vim test.sh
و داخلش مقادیر دلبخواه رو تعریف میکنیم :
alias test="ls -la —color=auto"
بعدشم پرمیشن اجرایی بهش میدیم:
chmod +x test.sh
حالا بعد از یک ریبوت یا log out و log in ، هر دستوری داخل فایل test.sh گذاشته بودید قابل اجراست.
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امسال رو بسازیم
شاید بتونیم از این منجلاب سختی و مشقت خارج بشیم😊
عیدتون مبارک❤️
شاید بتونیم از این منجلاب سختی و مشقت خارج بشیم😊
عیدتون مبارک❤️
❤5👍1
سال نو همتون مبارک باشه ایشالا که سالی پر پول و سلامتی باشه برای همتون ❤️❤️🔥🌹
🥰5
نگاهی به Bridge Root و RSTP در شبکههای سوئیچی
در شبکههای مبتنی بر سوئیچ، یکی از دغدغههای اصلی جلوگیری از ایجاد حلقههای شبکهای (Loop) در لایه دوم است. برای مدیریت این مسئله، پروتکلهایی مثل STP (Spanning Tree Protocol) و نسخهی بهروزتر آن، RSTP (Rapid Spanning Tree Protocol)، توسعه داده شدهاند. یکی از مفاهیم کلیدی در این پروتکلها، Bridge Root یا Root Bridge است که نقش محوری در کنترل مسیرهای شبکه ایفا میکند.
در اصل Bridge Root چیست و چه وظایفی دارد؟
به سوئیچی گفته میشود که به عنوان مرجع اصلی در پروتکل STP یا RSTP انتخاب میشود. تمام سوئیچهای دیگر در شبکه مسیرهای خود را بر اساس موقعیت نسبت به این سوئیچ تنظیم میکنند.
وظایف اصلی Bridge Root:
مرجع مسیرها در کل شبکه:
همهی سوییچها مسیرهای خود را بر اساس فاصله تا Bridge Root تنظیم میکنند تا از کوتاهترین و بهینهترین مسیر استفاده شود.
ارسال BPDU
سوییچ Bridge Root بهصورت مرتب BPDU (Bridge Protocol Data Units) ارسال میکند که اطلاعات توپولوژی شبکه در آنها وجود دارد. این BPDUها در شبکه پخش میشوند و بقیهی سوییچها با تحلیل آنها تصمیمگیری میکنند.
نداشتن Root Port:
برخلاف سایر سوئیچها که یک پورت به عنوان Root Port (برای اتصال به Root Bridge) دارند، خود Root هیچ Root Portی ندارد. معمولاً تمام پورتهای Root Bridge در حالت Designated هستند (مگر در شرایط خاص توپولوژی).
جلوگیری از Loop:
با مشخص شدن Bridge Root و مسیرهای مجاز، پورتهایی که میتوانند باعث Loop شوند توسط STP یا RSTP در حالت Block قرار میگیرند تا از چرخش بیپایان بستهها جلوگیری شود.
پروتکل RSTP چیست و چه تفاوتی با STP دارد؟
پروتکل RSTP یا Rapid Spanning Tree Protocol نسخهی بهبودیافتهی STP است که توسط استاندارد IEEE 802.1w معرفی شده. این پروتکل با هدف کاهش زمان همگرایی شبکه (convergence) طراحی شده است.
حالتهای پورت در RSTP
یک - Discarding: جایگزین حالتهای Blocking و Listening شده و پورت را غیرفعال نگه میدارد.
دو - Learning: فریمهای دیتا را عبور نمیدهد اما جدول MAC را پر میکند.
سه - Forwarding: اجازه عبور فریمها را میدهد.
در شبکههای مبتنی بر سوئیچ، یکی از دغدغههای اصلی جلوگیری از ایجاد حلقههای شبکهای (Loop) در لایه دوم است. برای مدیریت این مسئله، پروتکلهایی مثل STP (Spanning Tree Protocol) و نسخهی بهروزتر آن، RSTP (Rapid Spanning Tree Protocol)، توسعه داده شدهاند. یکی از مفاهیم کلیدی در این پروتکلها، Bridge Root یا Root Bridge است که نقش محوری در کنترل مسیرهای شبکه ایفا میکند.
در اصل Bridge Root چیست و چه وظایفی دارد؟
به سوئیچی گفته میشود که به عنوان مرجع اصلی در پروتکل STP یا RSTP انتخاب میشود. تمام سوئیچهای دیگر در شبکه مسیرهای خود را بر اساس موقعیت نسبت به این سوئیچ تنظیم میکنند.
وظایف اصلی Bridge Root:
مرجع مسیرها در کل شبکه:
همهی سوییچها مسیرهای خود را بر اساس فاصله تا Bridge Root تنظیم میکنند تا از کوتاهترین و بهینهترین مسیر استفاده شود.
ارسال BPDU
سوییچ Bridge Root بهصورت مرتب BPDU (Bridge Protocol Data Units) ارسال میکند که اطلاعات توپولوژی شبکه در آنها وجود دارد. این BPDUها در شبکه پخش میشوند و بقیهی سوییچها با تحلیل آنها تصمیمگیری میکنند.
نداشتن Root Port:
برخلاف سایر سوئیچها که یک پورت به عنوان Root Port (برای اتصال به Root Bridge) دارند، خود Root هیچ Root Portی ندارد. معمولاً تمام پورتهای Root Bridge در حالت Designated هستند (مگر در شرایط خاص توپولوژی).
جلوگیری از Loop:
با مشخص شدن Bridge Root و مسیرهای مجاز، پورتهایی که میتوانند باعث Loop شوند توسط STP یا RSTP در حالت Block قرار میگیرند تا از چرخش بیپایان بستهها جلوگیری شود.
پروتکل RSTP چیست و چه تفاوتی با STP دارد؟
پروتکل RSTP یا Rapid Spanning Tree Protocol نسخهی بهبودیافتهی STP است که توسط استاندارد IEEE 802.1w معرفی شده. این پروتکل با هدف کاهش زمان همگرایی شبکه (convergence) طراحی شده است.
حالتهای پورت در RSTP
یک - Discarding: جایگزین حالتهای Blocking و Listening شده و پورت را غیرفعال نگه میدارد.
دو - Learning: فریمهای دیتا را عبور نمیدهد اما جدول MAC را پر میکند.
سه - Forwarding: اجازه عبور فریمها را میدهد.
👍4👎2