محمد کرام‌الدینی – Telegram
محمد کرام‌الدینی
204 subscribers
82 photos
39 videos
20 files
69 links
پژوهشگر، نویسنده، مترجم و مروج علم
Download Telegram
«شکافی در آفرینش: ویرایش ژن‌ها و توان باورنکردنی انسان در کنترل تکامل» جدیدترین کتاب من است که از سوی نشر گودو منتشر شده و ترجمه‌ی کتاب معروف «جنیفر داودنا» برنده‌ی نوبل شیمی ۲۰۲۰ است.
«جنیفر داودنا» در مقدمه چنین نوشته است:
نام من جنیفر داودنا است. با اینکه زیست‌شیمیدانم، ولی در دههٔ گذشته در زمینه‌ای از علوم زیستی کار کرده‌ام که چهاردیواری هیچ مرکز پژوهشی دانشگاهی‌ای نتوانسته جلو پیشرفت آن را بگیرد. من بیشتر وقت کاری‌ام را در آزمایشگاهم روی موضوعی کار می‌کنم که اسمش به گوش خیلی‌ها نخورده: «کریسپر».
این کتاب داستان من و کریسپر است. البته، شما هم در این داستان هستید؛ چون پی‌آمدهای آن به زودی به خانهٔ شما نیز خواهد رسید.
به تازگی پژوهشگران موفق شده‌اند با استفاده از کریسپر، DNA را درون سلول‌های زنده دستکاری و کدهای ژنتیکی جانداران را تقریباً به آسانیِ ویرایش یک متن ساده ویرایش کنند و تغییر دهند.
ادامه 👇
مثلاً، با کمک کریسپر سگ‌هایی بسیار بزرگ و عضلانی ایجاد کرده‌اند؛ با غیرفعال کردن ژنی در ژنوم خوک که به هورمون رشد پاسخ می‌دهد، ریزخوک‌هایی ساخته‌اند به اندازهٔ گربه؛ ژنوم نوعی بز را طوری ویرایش کرده‌اند تا هم گوشت بیشتری داشته باشد و هم موهای بلندتر؛ حتی DNA فیل آسیایی را به DNA ماموت پشمالو تبدیل کرده‌اند و امیدوارند که روزی این جانور منقرض شده را دوباره زنده کنند. برنج‌های مقاوم به بیماری، گوجه‌فرنگی‌های دیررس، سویاهایی با چربی چندغیراشباع سالم‌تر و سیب‌زمینی‌هایی که نوروتوکسین کمتر دارند، تولید کرده‌اند. متخصصان مواد غذایی به این پیشرفت‌ها با اصلاح ژن‌های خود جاندار یعنی تغییر تنها چند حرف از DNA آن، دست یافته‌اند. کریسپر توان ویرایش و ترمیم ژن‌های جهش‌یافته را به طور مستقیم در انسان‌های بیمار دارد و می‌توان از این توانایی برای درمان بسیاری بیماری‌ها استفاده کرد.
اما مسئله این است: طی صدها هزار سال زندگی انسان مدرن، دو نیرو ژنوم ما را شکل داده‌اند: جهش‌های تصادفی و انتخاب آن جهش‌ها از سوی طبیعت، یعنی انتخاب طبیعی. اکنون، برای اولین بار، ما نه تنها توانایی ویرایش DNA انسان‌های زنده را داریم، بلکه می‌توانیم در DNA نسل‌های آینده که هنوز متولد نشده‌اند هم دست ببریم و هدایت تکامل گونهٔ انسان را به دست گیریم. این تغییر در تاریخ حیات زمین بی‌سابقه است و ما را در برابر واقعیتی ترسناک قرار می‌دهد: ما گونه‌ای شکست‌خورده‌ایم که اعضای آن نمی‌توانند به آسانی با هم به توافق برسند. بنابراین، با این توانایی شگفت‌انگیز چه خواهیم کرد؟
المپیاد جهانی زیست‌شناسی امسال در فیلیپین برگزار خواهد شد.
چون محتوای آزمون‌های این المیپاد با توجه به موضوع‌ها و سرفصل‌های جهانی تعیین و روزآمد می‌شود، می‌توان آن را میانگین آموزش زیست شناسی در کشورهای عضو دانست.
سرفصل‌های آزمون امسال و درصدهای سرفصل‌ها از این قرار است:
۱. آزمون‌های نظری
(۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵، دانشگاه آتنئو دِ مانیلا)
آزمون‌های نظری المپیاد جهانی زیست‌شناسی (IBO) میزان درک، پردازش و به‌کارگیری دانش زیست‌شناسی توسط شرکت‌کنندگان را ارزیابی می‌کنند. این بخش شامل دو آزمون خواهد بود که هرکدام سه (۳) ساعت زمان دارند. مباحث پوشش داده‌شده در آزمون‌ها و نسبت هر موضوع به‌شرح زیر است:
* زیست‌شناسی سلولی (۲۰٪)
* ساختار و عملکرد سلول‌ها و اجزای آن‌ها
* میکروبیولوژی
* زیست‌فناوری
* کالبدشناسی و فیزیولوژی گیاهی (۱۵٪)
* با تأکید بر گیاهان دانه‌دار
* کالبدشناسی و فیزیولوژی جانوری (۲۵٪)
* با تأکید بر مهره‌داران، به‌ویژه انسان
* رفتارشناسی (۵٪)
* ژنتیک و تکامل (۲۰٪)
* بوم‌شناسی (۱۰٪)
* سیستماتیک (۵٪)
---
۲. آزمون‌های عملی
(۲۲ ژوئیه ۲۰۲۵، دانشگاه آتنئو دِ مانیلا)
آزمون‌های عملی المپیاد جهانی زیست‌شناسی شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌ها هستند که توانایی شرکت‌کنندگان در حل مسائل زیستی از طریق مهارت‌ها و روش‌های رایج در آزمایشگاه‌های زیست‌شناسی را می‌سنجند. این بخش شامل چهار آزمون است که هرکدام یک (۱) ساعت و ۳۰ دقیقه به طول می‌انجامد.
چهار آزمون عملی در زمینه‌های زیر برگزار می‌شوند:
* علوم زیست‌پزشکی
* زیست‌شناسی سلولی و مولکولی
* بوم‌شناسی و سیستماتیک
* میکروبیولوژی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حشرات شب‌تاب (از خانواده‌ی Lampyridae) احتمالاً شناخته‌شده‌ترین گونه‌ی زیست‌تابان زمین‌اند. بیش از ۲۰۰۰ گونه‌ی مختلف از آن‌ها وجود دارد. راز نور این جانور دو عنصر اساسی است: «لوسیفرین» و «لوسیفراز». با آن‌که احتمالاً این نور ابتدا در روند فرگشت به‌عنوان نوعی ابزار دفاعی پدید آمده، امروزه این حشرات نورانی از نور خود در آیینی ویژه برای جفت‌یابی که مختص هر گونه است، بهره می‌گیرند.
المپیاد جهانی زیست‌شناسی همه ساله در کنار مسابقه‌ برای دانش‌آموزان عضو (۸۰ کشور)، کنفرانسی آموزشی نیز برگزار می‌کند تا ایده‌ها و تجربه‌های اعضا را درباره‌ی آموزش زیست‌شناسی در سراسر جهان به اشتراک بگذارد.
این جانب به عنوان عضو هیئت ژوری این المپیاد دو بار در این کنفرانس سخنرانی کرده‌ام، یک بار در سال ۲۰۱۴ در اندونزی در خصوص زیست‌شناسی نوین و بار دیگر در سال ۲۰۱۸ در بیست‌و نهمین المپیاد جهانی زیست‌شناسی در تهران، درباره‌ی تجربه‌ها‌یی در آموزش زیست‌شناسی در ایران.
امسال نیز در سی و ششمین المپیاد جهانی زیست‌شناسی در فیلیپین چنین کنفرانسی خواهیم داشت. موضوع کنفرانس امسال «مدارس متحد» است و معلمان زیست شناسی مدارس دولتی فیلیپین نیز در این کنفرانس حضور خواهند داشت.
این کنفرانس آموزشی با حمایت مؤسسه‌ی آموزش علوم وزارت علوم و فناوری فیلیپین برگزار در روز جمعه ۱۲ ژوئیه برگزار خواهد شد و در آن شش سخنرانی در سه موضوع (کلی) پیش‌بینی شده است:
ساعت ۲:۰۰ تا ۲:۵۰ بعدازظهر
موضوع اول: فناوری
استفاده از فناوری‌ها در کلاس‌های زیست‌شناسی، با وجود منابع محدود
ساعت ۳:۰۰ تا ۳:۵۰ بعدازظهر
موضوع دوم: روش‌های پژوهش
تقویت آموزش و تمرین روش‌های پژوهشی برای دانش‌آموزان
ساعت ۴:۰۰ تا ۴:۵۰ بعدازظهر
موضوع سوم: مفاهیم دشوار
ساده‌سازی مفاهیم دشوار زیست‌شناسی
افسوس که وقت ندارم به دعوت‌نامه‌ی امسال این کنفرانس برای سخنرانی پاسخ مثبت بدهم. به علاوه، این کنفرانس با جلسه‌ی هماهنگ‌کنندگان کشوری که من باید در آن حضور داشته باشم، همزمان است. با این حال، سعی خواهم کرد گزارش‌هایی در باره‌ی این کنفرانس به دست بیاورم و به اشتراک بگذارم.
هفتاد ساله شدم
هفتاد سال گذشت از آن روزی که هوای پاک زادگاهم را با نخستین دَم به درون شُش‌هایم فروکشیدم، نخستین بازدم را با سر دادن صدای گریه اطلاع‌رسانی کردم و سپس دیده به روشنی این جهانِ پرنور و زیبا گشودم.
بی‌گمان، در آن چهارشنبه‌ی زیبای بهاری نمی‌دانستم تا چه اندازه بخت ادامه‌ی زندگی خواهم داشت و نیز بی‌خبر بودم که فرایند انتخاب طبیعی چه «ژن‌های خوبی» نصیبم کرده که خواهم توانست خود را از خطرهای جاده‌ی مین‌گذاری‌شده‌ی زندگی برهانم، تاب بیاورم، نوزادی، کودکی، جوانی و بزرگسالی را پشت سر بگذارم، از پستی‌ها و بلندی‌های چند دهه گذر کنم، تا اینجا که هستم، پیش بیایم و به سرنوشت برادران و خواهران هیچ‌ساله‌ام که از بیماری‌های گوناگون دوران نوزادی درگذشته‌اند، دچار نشوم.
باری، لازم است اعتراف کنم آنچه در این هفتاد سال‌ها برایم ارزشمند بوده، نه افتخارها و عنوان‌ها که فرصت اندیشیدن، آموختن، آموزش دادن و هم‌نشینی با انسان‌هایی‌ بوده که هر یک چراغی در مسیر زندگی‌ام افروختند.
من معلم بوده‌ام، اما همواره خود را دانش‌آموز دانسته‌ام و پیوسته کوشیده‌ام از زندگی، از طبیعت، از درون کتاب‌ها و از دل‌ها و ذهن‌های بیدار آدمیان بیاموزم.
خرسندم اگر توانسته‌ باشم نقشی هرچند کوچک در مسیر دانش و فرهنگ سرزمینم ایفا کنم. خوشبخت و شکرگزارم اگر صدایم در کلاس درس یا واژه‌های کتاب‌هایم، روزی انگیزه‌ای یا تلنگری برای دل و ذهنی بوده باشند.
هفتاد سالگی برایم نه پایان راه، بلکه مجالی دوباره برای تأمل و یادگیری ژرف‌تر است.
بی‌گمان در این مسیر خطاهایی داشته‌ام که از آن‌ها آموخته‌ام. اگر توفیق‌هایی حاصل شده، نتیجه‌ی لطف خدا و همراهی افراد بسیاری‌ است که باید از آنان سپاسگزار باشم: خانواده‌ام، استادانم، شاگردانم، دوستان فرهیخته‌ام و همه‌ی آنان که چیزی به من یاد داده‌اند.
با فروتنی بسیار، این نقطه از مسیر زندگی‌ام را گرامی می‌دارم و امیدوارم آن‌چه را که مانده با حضوری مفید سپری کنم.
محمد کرام‌الدینی
سوم خرداد ۱۴۰۴
محمد کرام‌الدینی
دزدیدن بی‌مرگی از خدایان-۱
در قدیم‌ترین اثر ادبیِ برجا ماندهٔ جهان آمده است که «شاه گیلگمش» بر «اوروک» حکومت می‌کرد. پس از مرگ نابه‌هنگام بهترین دوستش «انکیدو»، ترس از مرگ به جانش افتاد. زاری می‌کرد که «آیا من هم باید بمیرم»؟ «سیدوری» میخانه‌دار به او گفت که «زندگی آدمی کوتاه است. فقط خدایان می‌توانند جاودان زنده بمانند»[i]. پس گیلگمشِ ناآرام، در جست‌وجوی اسرار خدایان و کلید جاودانگی به سفری حماسی رفت.
او، «اوتناپیشتیم»، یا «نوح میان‌رودان» را که زندگی جاویدان داشت و با راهنمایی خدای «انکی» قایقی ساخته، آن را با حیوانات پُر کرده و از سیلی بزرگ جان به در برده بود، پیدا کرد. «اوتناپیشتیم» پس از اصرار بسیار، سرانجام نشانیِ «گیاهی شگفت» را که در عمق دریا روییده و جادویی و جوانی‌بخش است، به «گیلگمش» داد. «گیلگمش» گیاه را یافت؛ اما در راه بازگشت به خانه، ماری نابه‌کار آن را دزدید. مار دوباره جوان شد. «گیلگمش» نومید به خانه رفت و سرانجام مرگِ اجتناب‌ناپذیرِ خود را پذیرفت.
من نیز مانند «گیلگمشِ» مدت‌ها در این اندیشه بودم که چرا زندگی ما باید با سرعت قوس کوتاهی را بین دو گریه در در بیمارستان از سر بگذراند؟ چه شوخی بی‌رحمانه‌ای که فیبرهای ماهیچه‌های ما در دههٔ سوم زندگی رو به تحلیل می‌روند! چرا بسیاری از توانایی‌های بدنی ما از اواخر دههٔ سوم زندگی رو به کاهش می‌گذارند؟ چرا در دههٔ چهارم زندگی هر هشت سال یک بار احتمال فرا رسیدن مرگ دو برابر می‌شود و از چه رو در آغاز دههٔ پنجم سلول‌های ما توانایی ترمیم جهش‌های خطرناک را از دست می‌دهند؟
من تنها نیستم که در این اندیشه‌ام. از زمانی که انسان پا به جهان گذاشته، با مرگ مبارزه کرده است. مرگ‌آگاهی ما را مجبور کرده باشد در حالی که هنوز توانایی دستیابی به آرزوهایمان را داریم، دست از آن‌ها بشوییم. مرگ در بهترین حالت شمشیری دولبه است، هم خوب است، هم بد.
[i] David Ferry, Gilgamesh: A New Rendering in English Verse (New York: Farrar, Straus, and Giroux, 1992): 56–57.
محمد کرام‌الدینی
المپیاد جهانی زیست‌شناسی همه ساله در کنار مسابقه‌ برای دانش‌آموزان عضو (۸۰ کشور)، کنفرانسی آموزشی نیز برگزار می‌کند تا ایده‌ها و تجربه‌های اعضا را درباره‌ی آموزش زیست‌شناسی در سراسر جهان به اشتراک بگذارد. این جانب به عنوان عضو هیئت ژوری این المپیاد دو بار…
گفته بودم که از جلسه‌ی آموزش زیست‌شناسی که در پیرامون سی و ششمین المپیاد جهانی زیست‌شناسی در دانشگاه آتنه‌ئو دِ مانیلای فیلیپین برگزار شد، گزارش تقدیم خواهم کرد.
هم‌چنین گفته بودم که چون من باید در جلسه‌ی مجمع عمومی این المپیاد که همزمان با آن جلسه برگزار می‌شد شرکت کنم. نخواهم توانست در جلسه‌ی مذکور شرکت کنم.
همین طور هم شد. شرکت نکردم. یکی به دلیلی که گفتم و دیگر به این دلیل که ما حق شرکت نداشتیم تا جا برای معلمان زیست‌شناسی آنجا باشد. قرار بود حدود صد نفر از معلمان فیلیپینی‌ شرکت کنند.
اما بشنوید چه شد: آقای رییس یادش رفته بود به موقع به آن صد نفر معلم‌ اطلاع بده. فقط شب قبلش یادش افتاده بود و به آن‌ها اطلاع داد. ولی فقط ده پانزده نفر شرکت کردند. تازه، مسئول برگزاری هم می‌گفت که بیشتر سخنرانی‌ها چندان مرتبط نبودند! افتضاح!
امورش زیست‌شناسی در جهان امروز
می‌توان گفت هم‌اکنون آموزش زیست‌شناسی در سطح جهانی به سمت روش‌های نوین و مبتنی بر تکنولوژی پیش می‌رود. می‌توان چند روند مهم را در این زمینه مشاهده کرد:

آموزش مجازی و آنلاین: استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال و دوره‌های آنلاین برای آموزش زیست‌شناسی به‌ویژه پس از پاندمی کرونا افزایش یافته است. این روش‌ها امکان دسترسی به منابع آموزشی غنی را در اختیار دانش‌آموزان و دانشجویان قرار داده‌اند.

آموزش مبتنی بر پروژه: این رویکرد به‌ویژه در رشته‌های علمی مثل زیست‌شناسی برای درگیر کردن دانش‌آموزان در حل مسائل واقعی و کاربردی مورد توجه قرار گرفته است. در این روش، یادگیری فعال و تفکر انتقادی را تشویق می‌کنند.

استفاده از فناوری‌های نوین: نرم‌افزارهای شبیه‌سازی و ابزارهای دیجیتال برای مدل‌سازی مفاهیم پیچیده‌ی زیست‌شناسی در حال گسترش‌اند. این ابزارها به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا مفاهیم دشوار مانند فرآیندهای زیستی یا ژنتیکی را به‌صورت تعاملی درک کنند.

ترکیب زیست‌شناسی با دیگر علوم: در بسیاری از کشورها، آموزش زیست‌شناسی به‌طور فزاینده‌ای با دیگر علوم مانند فناوری اطلاعات و شیمی ترکیب می‌شود. این رویکرد چندرشته‌ای به درک عمیق‌تر و گسترده‌تر مفاهیم زیست‌شناسی کمک می‌کند.

تقویت مهارت‌های علمی و عملی: آزمایش‌های علمی و کارهای عملی در آزمایشگاه‌ها همچنان بخش جدایی‌ناپذیر آموزش زیست‌شناسی‌اند. این کارها نه‌تنها مهارت‌های علمی بلکه مهارت‌های تحلیلی و تحقیقاتی دانش‌آموزان را نیز تقویت می‌کنند.
محمد کرام‌الدینی
نشانه‌ها و پیام‌ها در همه‌ی سطوح همه‌ی فرمانروهای زنده حضور دارند، از مولکول تا زیستکره.
نشانه‌شناسی زیستی (Biosemiotics) شاخه‌ای نوپدید و میان‌رشته‌ای از نشانه‌شناسی است که به بررسی فرایندهای نشانه‌ای و ارتباطی بین موجودات زنده می‌پردازد. پایه و اساس این شاخه بر این فرض استوار است که ارتباط از طریق نشانه‌ها، محدود به انسان و زبان انسانی نیست، بلکه این نوع ارتباط در همه‌ی ترازهای حیات، از مولکول‌ها تا زیستکره وجود دارد. نشانه ممکن است مولکول، رفتار، صدا یا ساختاری باشد که در فرایند ارتباط زیستی نقش دارد.
موجودات زنده همواره در حال دریافت، رمزگشایی و پاسخ به نشانه‌های درونی (مانند هورمون‌ها) یا نشانه‌های بیرونی (مانند نور یا سیگنال شکارچی) هستند.
دنیای ادراکی خاص هر موجود زنده جهان‌زیست نامیده می‌شود. جهان‌زیستِ هر جاندار، جهانی است که نشانه‌های قابل درک برای آن موجود زنده شکل می‌دهند.
نشانه‌شناسی جانوری، نشانه‌شناسی گیاهی، نشانه‌شناسی میکروبی، ‌نشانه‌شناسی سلولی و مولکولی، نشانه‌شناسی رشد، نشانه‌شناسی بوم‌شناختی، نشانه‌شناسی تکاملی، نشانه‌شناسی انسان‌زیستی و نشانه‌شناسی بیماری‌ها از زیرشاخه‌های موضوع نشانه‌شناسی زیستی هستند. به بیان دیگر نشانه‌ها و پیام‌ها در همه‌ی سطوح همه‌ی فرمانروهای زنده حضور دارند، از مولکول تا زیستکره.
نشانه‌شناسی زیستی تلاشی است برای پیوند دادن علوم زیستی با علوم انسانی و فلسفه، به‌ویژه در زمینه‌ی معنا، آگاهی و فرایندهای ارتباطی و به ما کمک می‌کند تا زندگی را نه فقط از منظر فیزیکی، بلکه از منظر معنا و تفسیر نیز بفهمیم.
پیام‌رسانی هورمونی میان سلول‌ها مثالی از نشانه‌شناسی زیستی سلولی و مولکولی است. مانند عملکرد هورمون انسولین در تنظیم قند خون. مولکول انسولین از سلول‌های بتای پانکراس ترشح می‌شود و نشانه‌ای زیستی است. پیامی که انسولین منتقل می‌کند این است: «سطح گلوکز خون بالاست، سلول‌ها باید گلوکز جذب کنند». گیرنده‌های خاص انسولین بر سطح سلول‌های هدف «زبان» پانکراس را که همان انسولین است، می‌فهمند، پس از اتصال به انسولین، آبشارهای سیگنالی درون‌سلولی را فعال می‌کنند و موجب ورود گلوکز به سلول می‌شوند. این فرایند کاملاً شبیه به ارتباط‌ میان انسان‌هاست که طی آن فرستنده‌ی پیام سلول‌های پانکراس‌اند، نشانه مولکول انسولین است، گیرنده سلول‌های هدف هستند که گیرنده‌های اختصاصی دارند و پاسخ جذب گلوکز است.
مثال‌های بسیار زیادی از نشانه‌شناسی زیستی در دنیای موجودات زنده وجود دارد.
بسیاری از ما پیوسته از داروین سخن می‌گوییم، بی‌آنکه کتابش را خوانده باشیم یا در نظریه‌اش عمیق شده باشیم. این شعرگونه را که با تأثیرپذیری از شعری از احمد شاملو نوشته‌ام، تقدیم می‌کنم به شما:


هنوز
در اندیشه‌ی آن مردِ تنهایم،
که در جزیره‌ای دور
در جست‌وجوی باورهای کهنه
بر منقارِ نازکِ سهره‌ها
چشم انداخت ـ تیز،
و چیزی گفت
که کوه‌ها
با صدای سنگین‌شان
تا امروز
با حیرتی بی‌پایان
تکرار می‌کنند.

گاه از خود می‌پرسم:
او،
بر دفترِ نازکِ زندگی
چه نوشت،
که آوایش هنوز
همچون پژواکی کهن
از گلوگاهِ کوه‌های پیر
بازمی‌گردد؟
محمد کرام‌الدینی
Photo
متاسفانه من در این مراسم فقط به صورت مجازی شرکت خواهم کرد.
جین گودال
تجربه‌ای از جین گودال (نخستی‌شناس تازه‌درگذشته) از کتاب مرز حیات، کارل زیمر، ترجمه‌ی محمد کرام‌الدینی:
... اولین مشاهده از رفتار نخستی‌ها در رویارویی با مرگ در دهه‌ی ۱۹۶۰ از سوی جین گودال ، طبیعت‌شناس بریتانیایی که برای زندگی با شمپانزه‌ها به تانزانیا سفر کرده بود، انجام شد. روزی گودال به مشاهدهٔ شمپانزهٔ ماده‌ای که او را اُلی می‌نامید، پرداخت. اُلی به تازگی زایمان کرده بود؛ اما گودال مشاهد کرد که حال نوزاد او خوب نیست و در این باره چنین نوشت: «هر چهار دست و پای بچه پایین افتاده بودند، شُل و آویزان بودند و تقریباً هر بار که مادرش قدمی برمی‌داشت، او فریادی می‌کشید».
از آنجا که بچه‌شمپانزه ضعیف‌تر از آن بود که بتواند موهای اُلی را در چنگ بگیرد و خود را روی بدن مادر ثابت نگه‌دارد، اُلی مجبور بود او را با احتیاط روی دست خود بخواباند. مادر او را از درختی بالا برد، روی شاخه‌ای نشست و با احتیاط او را روی پاهای خود گذاشت. ناگهان باد و بارانی شدید در گرفت و به مدت نیم ساعت شمپانزه‌ها و نخستی‌شناس ما را در بر گرفت. وقتی هوا صاف شد، گودال مشاهده کرد که اُلی از درخت پایین می‌آید؛ اما صدایی از بچه در نمی‌آید. این بار، سر بچه هم مانند دست‌ها و پاهایش آویزان بود. گودال متوجه شد که اُلی با نوزادش به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کند. گودال نوشته است: «انگار می‌دانست که بچه مرده است».
حالا، اُلی به جای اینکه نوزاد را روی دست نگه دارد، او را با یک پا یا یک دست آویزان نگه داشته بود و گاه بدن او را به دور گردنش می‌انداخت. اُلی که در ظاهر سرگردان بود، به مدت دو روز بچه را با خود حمل می‌کرد. شمپانزه‌های دیگر به او و نوزاد مرده‌اش خیره می‌شدند؛ اما اُلی فقط به فضا خیره بود. سرانجام، گودال رَد او را در میان بیشه‌ای متراکم گُم کرد؛ اما روز بعد اُلی بدون بچه پیدا شد.
درک ما و بسیاری از جاندارن دیگر از مفهوم زنده‌ یا مرده بودن ذاتی است و انسان از طریق منطق و استنباط به این درک نمی‌رسد. درک ما از مرگ مانند نظریهٔ تکاملی داروین یا کشف الکترون از سوی تامسون، محصول تجربه و آزمایش نیست؛ بلکه ریشه در ذات باستانی انسان دارد.
کارل زیمر:
جین گودال در ۲۶ سالگی به تانزانیا سفر و بررسی رفتار شامپانزه‌ها را در پارک ملی گومبه استریم آغاز کرد. یافته‌های او انقلابی بودند. او نشان داد که شامپانزه‌ها می‌توانند ابزار بسازند و از آن استفاده کنند، رفتار اجتماعی پیچیده‌ای دارند و از اشارات و حرکات برای برقراری ارتباط بهره می‌برند و نیز با همکاری متخصصان بیماری‌های عفونی، سرنخ‌هایی درباره‌ی منشأ ویروس HIV در شامپانزه‌ها ارائه داد. گودال علاوه بر کارهای علمی، فعال محیط زیست و محافظت از حیوانات است و بنیاد جین گودال را برای حفاظت از حیات وحش و آموزش‌های محیط زیستی تأسیس کرد.
حال فرض کنید گودال ۲۶ ساله برای اولین بار به محل میدانی خود رسیده است و قرار است اکتشافات خود را انجام دهد، ولی ناگهان درمی‌یابد که بودجه‌ای که برای تحقیقات نیاز داشته، به دلایل نامعلومی ناپدید شده است. آیا چاره‌ای جز بازگشت به خانه و یافتن شغل دیگری داد؟
داستان ناپدید شدن بودجه‌های تحقیقاتی هم‌اکنون در ایالات متحده در حال وقوع است. دولت دوم ترامپ، فعالیت‌های علمی را دچار هرج‌ومرج کرده است. آزمایش‌های بالینی و مطالعات میدانی بلندمدت را ناگهان متوقف کرده است. دانشجویان تحصیلات تکمیلی متوجه شده‌اند که حمایت لازم را ندارند. دانشمندان بین‌المللی که می‌توانستند تخصص خود را به آزمایشگاه‌های آمریکا ببرند، به طور فزاینده‌ای به دیگر کشورها می‌روند. پایگاه‌های داده‌ای که زیربنای تحقیقات‌اند، از وب‌سایت‌های دولت آمریکا حذف می‌شوند. برخی واژه‌ها، مانند «تغییرات اقلیمی»، ممنوع اعلام شده‌اند. وزیر بهداشت و خدمات انسانی هم قول داده که دانشمندان دولتی «اثبات خواند کرد» که تایلنول باعث اوتیسم می‌شود. ولی روش علم چنین نیست. این اختلال در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است و انعکاس‌هایی در تاریخ کشورهای دیگر نیز وجود دارد؛ مانند علم شوروی در زمان لیسنکو یا علم آلمان در دهه‌ی ۱۹۳۰.
رمان «از هم جدا نمی‌شویم» در محیط مجازی «طاقچه» منتشر شد. از هم‌اکنون می‌توانید آن را از اپلیکیشن طاقچه تهیه کنید و بخوانید.

انتشار کتاب در دنیای مجازی نشانه‌ی سطحی بودن و کم‌ارزش‌بودن اثر نیست، بلکه به عکس، انتشار در محیط‌های مجازی یعنی کتاب‌خوانی بدون قطع درختان، بدون صرف انرژیِ حمل‌ونقل، به‌دست آوردن بی‌درنگ و بی‌واسطه، فقط با چند کلیک. کتاب مجازی همیشه همراه و در جیب شماست.

کم‌هزینه‌تر برای زمین، نزدیک‌تر به شما. بی‌قطع درختان، بی‌صرف انرژی حمل‌ونقل، همیشه همراه شما، ساده، در دسترس و مسئولانه.

https://taaghche.com/book/246090/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85