Forwarded from ناف تهرون - حمیدرضا حسینی
💠 نگاهبانان خزانه ملت
🔹 کنکاشی تاریخی درباره ادعای خروج جواهرات ملی از ایران
🖌 فرزانه ابراهیمزاده
🔘 تصمیم را کدام یکی گرفته بود معلوم نیست ؟ حالا هیچکدام از آن مردان نیستند که بگویند کدام یک تصمیم قطعی برای حفظ چند قطعه از نفایس ملی را در بانک مرکزی گرفتند؛ خزاینی که حالا سخنگوی دولت و البته رسانه مربوط به آن مدعی خروج آنها از کشور شدند بدون این که سری به مهمترین و بیقیمتترین موزه کشور بزنند یا حتی در فضای وب جستجوی سادهای بکنند.
🔘 ماجرا این است که از زمانی که خزانه ملی راه اندازی شده حداقل تا چند وقت پیش حتی یک دانه سنگ قیمتی نیم قیراطی نیز از آن خزانه کم نشده بود. بخشی از بازماندن این خزانه به قانون تاسیس بانک مرکزی و خزانه و بخشی به خاطر کسانی بود که این خزانه را حفظ کردند. کسانی در کنار کارمندان وظیفهشناس این بانک. اما این افراد حقیقی کدام یک تصمیم گرفتند تا با استناد به آن قانون این خزانه را حفظ کنند معاوم نیست. محمد یگانه رییس سازمان برنامه بودجه، حسنعلی مهران وزیر دارایی یا یوسف خوشکیش رییس بانک مرکزی یا آن دو نفری که نتوانستم اسمشان را پیدا کنم.
🔘 ماجرا از قانون بانک مرکزی و خزانه جواهرات ملی در روزهای آذر و دی ۵۷ باز میگردد. روزهایی که همه خبرها به اتفاق مهم در شرف وقوع میرسید و شاه به نظر میرسید که قصد رفتن از ایران را دارد. قصدی که قریبالوقوع بود. در همین زمان بود که گویا فرح پهلوی قصد گرفتن تاج اصلی خود و چند تکه از جواهرات حفاظت شده در خزانه را داشت که آن قانون مانع شد.
🔘 در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۱۶ شمسی قانونی در مجلس شورای ملی مصوب شد که به موجب آن جواهرات و نفایس ملی که شامل گنجینه جواهرات و سنگهای قیمتی بازمانده از دورانهای تاریخی - به شکل مکتوب از دوران صفویه- تا دوران پهلوی بود به خزانه بانک ملی ایران که در سال ۱۳۰۷ تاسیس شده بود منتقل به عنوان پشتوانه اسکناس و بعداً وثيقه اسناد بدهی دولت به بانک بابت پشتوانه اسکناس قرار گرفت. این مجموعه شامل مجموعه نفایس و جواهرات شاهان صفوی، غنایم به دست آمده از جنگهای نادراه افشار بخصوص جنگ با محمد شاه ابدالی و جنگ دهلی و جواهرات دوران قاجاریه بخصوص جواهراتی که به دستور فتحعلیشاه قاجار ساخته شد، بودند. برخی از این نفایس عبارت بودند از الماس صورتی ۱۸۲ قیراطی دریای نور، الماس نورالعین، بیش از۱۰۰ رشته مروارید منحصر به فرد از خلیج فارس، شمشیر مرصع نادرشاه افشار، تاج شاهان قاجار معروف به تاج کیانی، تختهای مرصع طاووس و تخت سفری نادر، کره جواهرنشان، تاج پهلوی… در مورد تک تک این نفایس میشود صفحات زیادی نوشت.
🔘 با تاسیس بانک مرکزی در سال ۱۳۳۹ این خزانه که در سال ۱۳۳۴ شمسی به ساختمان جدید و منحصر به فردی منتقل شده بود رسما به بانک مرکزی واگذار و به عنوان خزانه جواهرات ملی نامگذاری شد. در سال ۱۳۴۶ زمانی که جشن تاجگذاری برگزار شد یک طراح فرانسوی تاج ملکه را طراحی و در همین خزانه سر هم کرد. در کنار این چندین تاج از خاندان سلطنتی هم قرار داشت که در خزانه نگهداری میشد. لباس تاجگذاری عصا و گوی سلطنتی شاه و لباس تاجگذاری شهبانو هم بعد از پایان مراسم به خزانه منتقل شد. خزانهای که حتی شاه نیز نمیتوانست به راحتی به اشیای آن دست پیدا کند. براساس قانون خزانه جواهرات ملی شاه و ملکه و اعضای خاندان سلطنتی تنها اجازه قرض گرفتن این اشیا را با حضور پنج شخصیت حقوقی یعنی رییس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و دارایی، رییس سازمان برنامه و بودجه، رییس بانک ملی و ریاست خزانه داشتند.
🔘 زمانی این خزائن قرض داده میشد که همه این پنج نفر در جلسه حضور و پای صورتجلسه را امضا کنند. اما در سال ۵۷ تصمیم این افراد چنین بود که این نفایس را قرض ندهند. تصمیم جمعی آنها این بود که هر روز یکی از افراد در جلسه حاضر نشوند. این رویه یک هفته به طول انجامید تا ملکه پیشیمان شد. به نظر میآید این پیشنهاد مهران بود که در آن زمان سمت وزیر دارایی را داشت.
🔘 در هر صورت این اشیا در ایران ماند و هیچ کدام از ایران خارج نشد. تا سال ۹۸ هم خزانه قابل بازدید تحت شدیدترین تدابیر امنیتی بود. حالا اگر قطعهای از آن اشیا گم شده سوال اینجاست که سخنگوی دولت از کجا خبر دارد و این شی در این دوسال تحت چنین قانونی که البته بعد از انقلاب یکی از شخصیتها به رییس جمهور تغییر یافته انجام گرفته است؟ شاید دردناک باشد اما یکی از اعضای این گروه یعنی یوسف خوشکیش که رییس بانک مرکزی بود بعد از انقلاب به جرم تورم و بالا رفتن قیمتها در دوران وزارتش اعدام شد.
🔺تلگرام و اینستاگرام ناف تهرون @nafetehroon
🔹 کنکاشی تاریخی درباره ادعای خروج جواهرات ملی از ایران
🖌 فرزانه ابراهیمزاده
🔘 تصمیم را کدام یکی گرفته بود معلوم نیست ؟ حالا هیچکدام از آن مردان نیستند که بگویند کدام یک تصمیم قطعی برای حفظ چند قطعه از نفایس ملی را در بانک مرکزی گرفتند؛ خزاینی که حالا سخنگوی دولت و البته رسانه مربوط به آن مدعی خروج آنها از کشور شدند بدون این که سری به مهمترین و بیقیمتترین موزه کشور بزنند یا حتی در فضای وب جستجوی سادهای بکنند.
🔘 ماجرا این است که از زمانی که خزانه ملی راه اندازی شده حداقل تا چند وقت پیش حتی یک دانه سنگ قیمتی نیم قیراطی نیز از آن خزانه کم نشده بود. بخشی از بازماندن این خزانه به قانون تاسیس بانک مرکزی و خزانه و بخشی به خاطر کسانی بود که این خزانه را حفظ کردند. کسانی در کنار کارمندان وظیفهشناس این بانک. اما این افراد حقیقی کدام یک تصمیم گرفتند تا با استناد به آن قانون این خزانه را حفظ کنند معاوم نیست. محمد یگانه رییس سازمان برنامه بودجه، حسنعلی مهران وزیر دارایی یا یوسف خوشکیش رییس بانک مرکزی یا آن دو نفری که نتوانستم اسمشان را پیدا کنم.
🔘 ماجرا از قانون بانک مرکزی و خزانه جواهرات ملی در روزهای آذر و دی ۵۷ باز میگردد. روزهایی که همه خبرها به اتفاق مهم در شرف وقوع میرسید و شاه به نظر میرسید که قصد رفتن از ایران را دارد. قصدی که قریبالوقوع بود. در همین زمان بود که گویا فرح پهلوی قصد گرفتن تاج اصلی خود و چند تکه از جواهرات حفاظت شده در خزانه را داشت که آن قانون مانع شد.
🔘 در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۱۶ شمسی قانونی در مجلس شورای ملی مصوب شد که به موجب آن جواهرات و نفایس ملی که شامل گنجینه جواهرات و سنگهای قیمتی بازمانده از دورانهای تاریخی - به شکل مکتوب از دوران صفویه- تا دوران پهلوی بود به خزانه بانک ملی ایران که در سال ۱۳۰۷ تاسیس شده بود منتقل به عنوان پشتوانه اسکناس و بعداً وثيقه اسناد بدهی دولت به بانک بابت پشتوانه اسکناس قرار گرفت. این مجموعه شامل مجموعه نفایس و جواهرات شاهان صفوی، غنایم به دست آمده از جنگهای نادراه افشار بخصوص جنگ با محمد شاه ابدالی و جنگ دهلی و جواهرات دوران قاجاریه بخصوص جواهراتی که به دستور فتحعلیشاه قاجار ساخته شد، بودند. برخی از این نفایس عبارت بودند از الماس صورتی ۱۸۲ قیراطی دریای نور، الماس نورالعین، بیش از۱۰۰ رشته مروارید منحصر به فرد از خلیج فارس، شمشیر مرصع نادرشاه افشار، تاج شاهان قاجار معروف به تاج کیانی، تختهای مرصع طاووس و تخت سفری نادر، کره جواهرنشان، تاج پهلوی… در مورد تک تک این نفایس میشود صفحات زیادی نوشت.
🔘 با تاسیس بانک مرکزی در سال ۱۳۳۹ این خزانه که در سال ۱۳۳۴ شمسی به ساختمان جدید و منحصر به فردی منتقل شده بود رسما به بانک مرکزی واگذار و به عنوان خزانه جواهرات ملی نامگذاری شد. در سال ۱۳۴۶ زمانی که جشن تاجگذاری برگزار شد یک طراح فرانسوی تاج ملکه را طراحی و در همین خزانه سر هم کرد. در کنار این چندین تاج از خاندان سلطنتی هم قرار داشت که در خزانه نگهداری میشد. لباس تاجگذاری عصا و گوی سلطنتی شاه و لباس تاجگذاری شهبانو هم بعد از پایان مراسم به خزانه منتقل شد. خزانهای که حتی شاه نیز نمیتوانست به راحتی به اشیای آن دست پیدا کند. براساس قانون خزانه جواهرات ملی شاه و ملکه و اعضای خاندان سلطنتی تنها اجازه قرض گرفتن این اشیا را با حضور پنج شخصیت حقوقی یعنی رییس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و دارایی، رییس سازمان برنامه و بودجه، رییس بانک ملی و ریاست خزانه داشتند.
🔘 زمانی این خزائن قرض داده میشد که همه این پنج نفر در جلسه حضور و پای صورتجلسه را امضا کنند. اما در سال ۵۷ تصمیم این افراد چنین بود که این نفایس را قرض ندهند. تصمیم جمعی آنها این بود که هر روز یکی از افراد در جلسه حاضر نشوند. این رویه یک هفته به طول انجامید تا ملکه پیشیمان شد. به نظر میآید این پیشنهاد مهران بود که در آن زمان سمت وزیر دارایی را داشت.
🔘 در هر صورت این اشیا در ایران ماند و هیچ کدام از ایران خارج نشد. تا سال ۹۸ هم خزانه قابل بازدید تحت شدیدترین تدابیر امنیتی بود. حالا اگر قطعهای از آن اشیا گم شده سوال اینجاست که سخنگوی دولت از کجا خبر دارد و این شی در این دوسال تحت چنین قانونی که البته بعد از انقلاب یکی از شخصیتها به رییس جمهور تغییر یافته انجام گرفته است؟ شاید دردناک باشد اما یکی از اعضای این گروه یعنی یوسف خوشکیش که رییس بانک مرکزی بود بعد از انقلاب به جرم تورم و بالا رفتن قیمتها در دوران وزارتش اعدام شد.
🔺تلگرام و اینستاگرام ناف تهرون @nafetehroon
Forwarded from صدای میانه (T Naebi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تورم ونزوئلا تکرقمی شد!
💬گزارش جالب ایرنا از تکرقمی شدن تورم ونزوئلا بعد از توافق با آمریکا
🆑️ @vomir
💬گزارش جالب ایرنا از تکرقمی شدن تورم ونزوئلا بعد از توافق با آمریکا
🆑️ @vomir
Forwarded from یاسر عرب
✅نقدی بر علی کریمی و درخواستی از او
✍️ محمد مهاجری
آقای علی کریمی فوتبالیست سابقا محبوب کشورمان در صفحه اینستاگرام خود با لفظی بیادبانه در باره بستن تنگه هرمز اظهارنظر کرده و سپس نوشته است: در دهه ۶۰ هم از این لات بازیهادرآوردید، ناو سهند و سبلانتان را ترکوندند. راحت ترین کار این است که با ادبیات چاله میدانی وارد دعوا با آقای علی کریمی شد و حتی مانند خودش بیادبانه برخورد کرد، اما ترجیح میدهم بجای اینکه او را اجیر و خودفروخته ونامرد و وطن فروش و خائن بنامم، با ادبیات دیگری با او مواجه شوم.
۱- بستن تنگه هرمز که کشورهای حامی عراق بخشی از نفت خود را از آن صادر میکردند، از زمان حمله صدام به ایران مطرح بود. طبعا جنگ، اقتضائات خودش را دارد و گرچه تنگه هرمز عملا بسته نشد، اما از آن به عنوان یک حربه سیاسی موثر استفاده شد. اما امروزه که پدیده ایران هراسی جدی شده، هررفتاری میتواند در این پازل معنای خاص خود را پیدا کند، و ادعاهایی مثل بستن تنگه هرمز، عملا بازی در زمین حریف است. افرادی هم که آن را مطرح میکنند به گفتن آن عادت کردهاند و ترک این عادت برایشان سخت است.
۲- تقریبا مطمئنم آقای علی کریمی و بسیاری دیگر از اپوزیسیون از واقعه حمله به دو ناوچه سهند و سبلان چیزی نمیدانند. در روزهای پایانی جنگ، نیروی دریایی امریکا به یاری عراق آمد و عملاً وارد جنگ مستقیم شد و عملیاتی با نام ” آخوندک “ را در دریا به راه انداخت.۲۹ فروردین ۱۳۶۷( نخستین روز ماه مبارک رمضان) همزمان با روز ارتش، امریکاییها از ساعت ۸ صبح حملات خود را علیه سکوها و ناوهای ایران آغاز کردند. در ادامه ناوچه موشک انداز جوشن که در مأموریت اسکورت کاروان کشتیهای نفتی حضور داشت و نزدیکترین یگان به صحنه عملیات بود، برای امداد و نجات به منطقه سکوهای نفتی نصر و سلمان اعزام شد.که هدف جنگ الکترونیکی ناوهای متجاوز امریکایی قرار گرفت و فرمانده ناو امریکایی از فرمانده ناوچه خواست همراه تمامی کارکنان تسلیم شود، ولی فرمانده شجاع ناوچه، مقاومت تا مرز شهادت را انتخاب کرد. در ادامه ناوشکنهای سهند و سبلان از بندرعباس به صحنه عملیات آمدند. ناوشکن سهند موفق به انهدام یک فروند هواپیمای دشمن شد و خود نیز آماج موشکهای دشمن قرار گرفت. ناوشکن سبلان نیز آسیب دید، ولی با اقدام به موقع و سریع کارکنان ناو و یگانهای پشتیبانی نجات یافت و در مدتی کوتاه نیز بازسازی و بکارگیری شد. ۴۵ نفر از رزمندگان سهند به شهادت رسیدند که فقط پیکر ۷ نفر از آنها پیدا شد. در ناوچه جوشن نیز ۱۱ نفر شهید شدند و صحنهای غرورانگیز از حماسه و مظلومیت را در تاریح جنگ، نقاشی کردند.
۳- آقای کریمی میتواند با هرچیزی مخالف باشد و امروز در آن سوی دنیا در قامت یک چهره اپوزیسیون هر حرفی بزند. آدمها بسته به شرایط زندگی و تربیتی خود ظرفیتی دارند که میتواند کم یا زیاد باشد. اهالی سیاست باید در مواجهات خود این ظرفیت ها را بشناسند و عملیات روانی خود را بر همان اساس بنا کنند..
4-آقای کریمی میتواند همچنان اپوزیسیون بماند اما همانگونه که در دوران اوج فوتبال، چهرهای با پرنسیب خاص بود، الان هم یک اپوزیسیون باشخصیت باشد. لودگی و شلخنگی سیاسی و فحش و ناسزا گفتن به این و آن، فقط در فرهنگ چارواداری قابل تعریف است. آقای کریمی به گمانم میتواند مستقل از نحلهها و چهرهها بماند و مردانه با جمهوری اسلامی بجنگد، شرافتمندانه مبارزه کند و خود را از رفتارهایی که او را در مظان خیانت و خودفروختگی قرار میدهد، رهایی بخشد. توهین و هتاکی به بزرگ سربازان و دلاورانی که در دفاع از میهن جان خود را فدا کردهاند، برای هیچکس عزت نمیآورد.
بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد
@yaser_arab57
✍️ محمد مهاجری
آقای علی کریمی فوتبالیست سابقا محبوب کشورمان در صفحه اینستاگرام خود با لفظی بیادبانه در باره بستن تنگه هرمز اظهارنظر کرده و سپس نوشته است: در دهه ۶۰ هم از این لات بازیهادرآوردید، ناو سهند و سبلانتان را ترکوندند. راحت ترین کار این است که با ادبیات چاله میدانی وارد دعوا با آقای علی کریمی شد و حتی مانند خودش بیادبانه برخورد کرد، اما ترجیح میدهم بجای اینکه او را اجیر و خودفروخته ونامرد و وطن فروش و خائن بنامم، با ادبیات دیگری با او مواجه شوم.
۱- بستن تنگه هرمز که کشورهای حامی عراق بخشی از نفت خود را از آن صادر میکردند، از زمان حمله صدام به ایران مطرح بود. طبعا جنگ، اقتضائات خودش را دارد و گرچه تنگه هرمز عملا بسته نشد، اما از آن به عنوان یک حربه سیاسی موثر استفاده شد. اما امروزه که پدیده ایران هراسی جدی شده، هررفتاری میتواند در این پازل معنای خاص خود را پیدا کند، و ادعاهایی مثل بستن تنگه هرمز، عملا بازی در زمین حریف است. افرادی هم که آن را مطرح میکنند به گفتن آن عادت کردهاند و ترک این عادت برایشان سخت است.
۲- تقریبا مطمئنم آقای علی کریمی و بسیاری دیگر از اپوزیسیون از واقعه حمله به دو ناوچه سهند و سبلان چیزی نمیدانند. در روزهای پایانی جنگ، نیروی دریایی امریکا به یاری عراق آمد و عملاً وارد جنگ مستقیم شد و عملیاتی با نام ” آخوندک “ را در دریا به راه انداخت.۲۹ فروردین ۱۳۶۷( نخستین روز ماه مبارک رمضان) همزمان با روز ارتش، امریکاییها از ساعت ۸ صبح حملات خود را علیه سکوها و ناوهای ایران آغاز کردند. در ادامه ناوچه موشک انداز جوشن که در مأموریت اسکورت کاروان کشتیهای نفتی حضور داشت و نزدیکترین یگان به صحنه عملیات بود، برای امداد و نجات به منطقه سکوهای نفتی نصر و سلمان اعزام شد.که هدف جنگ الکترونیکی ناوهای متجاوز امریکایی قرار گرفت و فرمانده ناو امریکایی از فرمانده ناوچه خواست همراه تمامی کارکنان تسلیم شود، ولی فرمانده شجاع ناوچه، مقاومت تا مرز شهادت را انتخاب کرد. در ادامه ناوشکنهای سهند و سبلان از بندرعباس به صحنه عملیات آمدند. ناوشکن سهند موفق به انهدام یک فروند هواپیمای دشمن شد و خود نیز آماج موشکهای دشمن قرار گرفت. ناوشکن سبلان نیز آسیب دید، ولی با اقدام به موقع و سریع کارکنان ناو و یگانهای پشتیبانی نجات یافت و در مدتی کوتاه نیز بازسازی و بکارگیری شد. ۴۵ نفر از رزمندگان سهند به شهادت رسیدند که فقط پیکر ۷ نفر از آنها پیدا شد. در ناوچه جوشن نیز ۱۱ نفر شهید شدند و صحنهای غرورانگیز از حماسه و مظلومیت را در تاریح جنگ، نقاشی کردند.
۳- آقای کریمی میتواند با هرچیزی مخالف باشد و امروز در آن سوی دنیا در قامت یک چهره اپوزیسیون هر حرفی بزند. آدمها بسته به شرایط زندگی و تربیتی خود ظرفیتی دارند که میتواند کم یا زیاد باشد. اهالی سیاست باید در مواجهات خود این ظرفیت ها را بشناسند و عملیات روانی خود را بر همان اساس بنا کنند..
4-آقای کریمی میتواند همچنان اپوزیسیون بماند اما همانگونه که در دوران اوج فوتبال، چهرهای با پرنسیب خاص بود، الان هم یک اپوزیسیون باشخصیت باشد. لودگی و شلخنگی سیاسی و فحش و ناسزا گفتن به این و آن، فقط در فرهنگ چارواداری قابل تعریف است. آقای کریمی به گمانم میتواند مستقل از نحلهها و چهرهها بماند و مردانه با جمهوری اسلامی بجنگد، شرافتمندانه مبارزه کند و خود را از رفتارهایی که او را در مظان خیانت و خودفروختگی قرار میدهد، رهایی بخشد. توهین و هتاکی به بزرگ سربازان و دلاورانی که در دفاع از میهن جان خود را فدا کردهاند، برای هیچکس عزت نمیآورد.
بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد
@yaser_arab57
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Eni Kazemi)
شیخ ابوسعید ابوالخیر یک بار به طوس رسید. مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند. اجابت کرد.
بامداد در خانقاه، تخت بنهادند. مردم میآمدند و مینشستند. چون شیخ بیرون آمد، مُقَریان، قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند. چنانکه هیچ جای نبود.
معّرف بر پای خاست و گفت: «خدایش بیامرزاد که هرکسی از آنجا که هست، یک گام، فراتر آید ».
شیخ گفت: «وَ صلَّی اللّهُ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلهِ أجمَعین.»؛ و دست به روی فرو آورد و گفت: «هرچه ما خواستیم گفت، و همه پیغمبران بگفتهاند؛ او بگفت که از آنچه هستید، یک قدم فراتر آیید. » کلمهای نگفت و از تخت فرو آمد و بر این ختم کرد مجلس را
اسرارتوحید، محمد بن منور
@siminsagh🌿
بامداد در خانقاه، تخت بنهادند. مردم میآمدند و مینشستند. چون شیخ بیرون آمد، مُقَریان، قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند. چنانکه هیچ جای نبود.
معّرف بر پای خاست و گفت: «
شیخ گفت: «وَ صلَّی اللّهُ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلهِ أجمَعین.»؛ و دست به روی فرو آورد و گفت: «
اسرارتوحید، محمد بن منور
@siminsagh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✅استاد سید عبدالله انوار درگذشت. او تاریخدان، مترجم، نسخهپژوه و تهرانشناس برجستهای بود. عمر با برکتی داشت و کاش باز هم میماند و پا در سدهی دوم عمر خویش میگذاشت. روحش شاد.
✅خوشحالم که روزی در این شهر به پیشنهاد و راهبری آقای احمد مسجد جامعی عزیز عضو وقت شورای شهر تهران، برای بزرگداشت «تهران»، روز و هفته برگزار و از استاد انوار تجلیل کردیم. اگر چه، تا دقایقی قبل از برنامه، مسئول عالیرتبه شهر، او را نمیشناخت و از حواشی برنامه میهراسید؛ به هر بهانهای خواست بخش تجلیل از مرحوم استاد انوار و مرحوم ناصر تکمیل همایون را هوا کند که کسی زیر بار نرفت. آرزو میکنم همه ما آثار این محقق و پژوهشگر برجسته را که دهها سال برای آنها زحمت کشید، مطالعه کنیم.
✅از جمله مهمترین آثار او، نگارش تمام لغات مربوط به حرف «خ» و بخشی از لغات مربوط به حرف «ک» در لغتنامه دهخداست. از مرحوم انوار، آثار پرشماری نیز با موضوع ترجمه، تصحیح و تعلیق کتابهای تاریخی و فلسفی به یادگار مانده که شهرهترین آنها، ترجمه و تفسیر کتاب «شفا»ی ابنسینا در ۲۱ مجلد است. از سیدعبدالله انوار، مقالههای ارزشمندی نیز با موضوع تاریخ تهران در دوره قاجار منتشر شده است.
✅خوشحالم که روزی در این شهر به پیشنهاد و راهبری آقای احمد مسجد جامعی عزیز عضو وقت شورای شهر تهران، برای بزرگداشت «تهران»، روز و هفته برگزار و از استاد انوار تجلیل کردیم. اگر چه، تا دقایقی قبل از برنامه، مسئول عالیرتبه شهر، او را نمیشناخت و از حواشی برنامه میهراسید؛ به هر بهانهای خواست بخش تجلیل از مرحوم استاد انوار و مرحوم ناصر تکمیل همایون را هوا کند که کسی زیر بار نرفت. آرزو میکنم همه ما آثار این محقق و پژوهشگر برجسته را که دهها سال برای آنها زحمت کشید، مطالعه کنیم.
✅از جمله مهمترین آثار او، نگارش تمام لغات مربوط به حرف «خ» و بخشی از لغات مربوط به حرف «ک» در لغتنامه دهخداست. از مرحوم انوار، آثار پرشماری نیز با موضوع ترجمه، تصحیح و تعلیق کتابهای تاریخی و فلسفی به یادگار مانده که شهرهترین آنها، ترجمه و تفسیر کتاب «شفا»ی ابنسینا در ۲۱ مجلد است. از سیدعبدالله انوار، مقالههای ارزشمندی نیز با موضوع تاریخ تهران در دوره قاجار منتشر شده است.
Forwarded from اصلاحات نیوز - رسانه
📢 واکنش عباس عبدی به تیتر یک کیهان
✍️ عباس عبدی، فعال رسانهای نوشت:
◀️ ایران و عربستان در پکن پذیرفتند که به توافقنامه دو کشور در سال ۱۳۷۷ و ۱۳۸۰ یعنی دوره اصلاحات برگردند، حالا آموزش مذاکره؛ آن هم زیر سایه چین را میدهند.
◀️ ۲۵ سال مردم را اسیر قدرت طلبی خود کردند.
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
✍️ عباس عبدی، فعال رسانهای نوشت:
◀️ ایران و عربستان در پکن پذیرفتند که به توافقنامه دو کشور در سال ۱۳۷۷ و ۱۳۸۰ یعنی دوره اصلاحات برگردند، حالا آموزش مذاکره؛ آن هم زیر سایه چین را میدهند.
◀️ ۲۵ سال مردم را اسیر قدرت طلبی خود کردند.
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
Forwarded from ناف تهرون - حمیدرضا حسینی
💠سیدعبدالله انوار، غنایِ درون و استغنای از بیرون
🖋حمیدرضا حسینی
🔘در یادکردِ استاد سیدعبدالله انوار که امروز، بیستم اسفندماه ۱۴۰۱ پیکرش در خاکِ ری آرام گرفت، بیشتر از مقام علمی او سخن گفته میشود؛ چه آنکه دانشمندی جامعالاطراف بود و در چند شاخه از علوم انسانی، مقامی ارجمند داشت. به باور نگارنده اما، آنچه انوار را به چهرهای کممانند تبدیل کرده بود، فضایل اخلاقی او بود؛ فضایلی که در روزگارِ ما، سخت کمیاب یا شاید نایاب است.
🔘بهواقع، دشوار است که بتوان فضایل اخلاقی او را آنگونه که باید و شاید، بازگفت. باید انوار را دیده باشید و در محضرش نشسته باشید تا بدانید که چگونه دانش گسترده او در برابر اخلاق والایش کمرنگ جلوه میکرد. انوار یک الگوی بزرگ اخلاقی و سنجهای برای تمیز میان عالمان و شبه عالمان در جامعهای بود که گویی پیوند علم و اخلاق در آن از هم گسسته و علم نافع به تزکیه اخلاقیِ فرد و جامعه بیارج شده است.
🔘سیدعبدالله انوار مردی بهغایت فروتن بود. از خودستایی و فخرفروشی دور و بیزار بود؛ به عناوین و القابی که امروزه برای کثیری از اهلِ علم مطلوبیت ذاتی یافته و وسیله تفاخر و کسب منزلت و امرار معاش شده است، ذرهای اهمیت نمیداد؛ به تکریم و تعظیم دیگران بیاعتنا بود؛ در جمعهایی که حضور مییافت، صدر و ذیل مجلس برایش فرقی نداشت و با همگان، جدا از اینکه در چه مقام و موقعیتی باشند، از سرِ احترام و به تساوی برخورد میکرد.
🔘او در نهایت سادهزیستی و فارغ از تعلقات دنیوی بود. همواره لباسی ساده بر تن داشت؛ از تجملات دوری میجست؛ در بندِ مال و منال دنیا و اهل حساب و کتاب نبود و از جایگاه علمی خود برای ثروتاندوزی استفاده نمیکرد. وقتی به خانهاش میرفتید متحیر میشدید که از یک کرسی قدیمی بهعنوان میز تلویزیون و از سطل ماست بهعنوان جامدادی استفاده میکند! از پدر، ثروتی را به ارث برده بود که میتوانست زندگی پر زرق و برقی را با آن تجربه کند اما به اندازه رفع حوایج اولیه و ضروریات زندگی برداشت کرده و بقیه را بخشیده بود. ثروت او بسیار و نیازش به ثروت، اندک بود.
🔘به همان اندازه که در استفاده از ثروت شخصی بر خود سخت میگرفت، در بخشش به دیگران دستی گشاده داشت. سالها پیش فهمیده بود که یکی از علامههای روزگار دچار تنگدستی شده است. به او گفته بود: اگر شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را به من درس دهید، منت گذاردهاید. بدینسان درحالیکه شاید به اندازه همان علامه یا بیش از او شرح منظومه را میفهمید، ساعتها نزدش شاگردی کرده بود تا حقالتدریسی را به او بپردازد و مشکل مالیاش را حل کند و مهمتر اینکه: عزت نفس علامه آسیب نبیند.
🔘سخاوت سیدعبدالله انوار به بخششهای مادی محدود نمیشد. او دانش وسیع خود را نیز بیدریغ و بیچشمداشت در اختیار دیگران قرار میداد. فقط کافی بود بداند کسی نیازمند دانش اوست تا بیمزد و منت به همه پرسشهایش پاسخ گوید. چه بسیار کسانی که گاه و بیگاه تلفن خانهاش را به صدا درمیآوردند تا پرسشی را با او در میان بگذارند. بیآنکه بپرسد: که هستی و پاسخ را برای چه میخواهی، سخنهای دراز با آنان میگفت و اگر احساس میکرد که حق مطلب ادا نمیشود، پرسشگر ناشناس را به منزل خود دعوت میکرد تا مفصلا موضوع را برایش شرح دهد و از کتابخانه بزرگ خود، کتابهایی را در اختیارش بگذارد. اگر حالش مساعد بود، دعوت به سخنرانی یا شرکت در همایشهای علمی را رد نمیکرد و در مقابل، حتی اینقدر توقع نداشت که ماشین و رانندهای را برای رفت و آمد در اختیارش بگذارند.
🔘چنین فضایلی که کسب آنها به حرف ساده و در عمل بسی دشوار است، حاصل غنای درونی سیدعبدالله انوار و احتمالا نتیجه سالها مشاهده و مراقبه باطنی بود. او از درون چنان فربه و غنی بود که در بیرون بهکمال استغنا رسیده بود. استغنای از مال، نام، مقام و هرچیز دیگری که اسباب وابستگی به دنیاست. بهراستی، تفسیر کامل این بیت حضرت حافظ بود که میفرماید: در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است/ خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
انوار به درویشی و خرسندی زیست و در اوج تنعم از دارِ فانی به دَر شد.
🔺تلگرام و اینستاگرام ناف تهرون @nafetehroon
🖋حمیدرضا حسینی
🔘در یادکردِ استاد سیدعبدالله انوار که امروز، بیستم اسفندماه ۱۴۰۱ پیکرش در خاکِ ری آرام گرفت، بیشتر از مقام علمی او سخن گفته میشود؛ چه آنکه دانشمندی جامعالاطراف بود و در چند شاخه از علوم انسانی، مقامی ارجمند داشت. به باور نگارنده اما، آنچه انوار را به چهرهای کممانند تبدیل کرده بود، فضایل اخلاقی او بود؛ فضایلی که در روزگارِ ما، سخت کمیاب یا شاید نایاب است.
🔘بهواقع، دشوار است که بتوان فضایل اخلاقی او را آنگونه که باید و شاید، بازگفت. باید انوار را دیده باشید و در محضرش نشسته باشید تا بدانید که چگونه دانش گسترده او در برابر اخلاق والایش کمرنگ جلوه میکرد. انوار یک الگوی بزرگ اخلاقی و سنجهای برای تمیز میان عالمان و شبه عالمان در جامعهای بود که گویی پیوند علم و اخلاق در آن از هم گسسته و علم نافع به تزکیه اخلاقیِ فرد و جامعه بیارج شده است.
🔘سیدعبدالله انوار مردی بهغایت فروتن بود. از خودستایی و فخرفروشی دور و بیزار بود؛ به عناوین و القابی که امروزه برای کثیری از اهلِ علم مطلوبیت ذاتی یافته و وسیله تفاخر و کسب منزلت و امرار معاش شده است، ذرهای اهمیت نمیداد؛ به تکریم و تعظیم دیگران بیاعتنا بود؛ در جمعهایی که حضور مییافت، صدر و ذیل مجلس برایش فرقی نداشت و با همگان، جدا از اینکه در چه مقام و موقعیتی باشند، از سرِ احترام و به تساوی برخورد میکرد.
🔘او در نهایت سادهزیستی و فارغ از تعلقات دنیوی بود. همواره لباسی ساده بر تن داشت؛ از تجملات دوری میجست؛ در بندِ مال و منال دنیا و اهل حساب و کتاب نبود و از جایگاه علمی خود برای ثروتاندوزی استفاده نمیکرد. وقتی به خانهاش میرفتید متحیر میشدید که از یک کرسی قدیمی بهعنوان میز تلویزیون و از سطل ماست بهعنوان جامدادی استفاده میکند! از پدر، ثروتی را به ارث برده بود که میتوانست زندگی پر زرق و برقی را با آن تجربه کند اما به اندازه رفع حوایج اولیه و ضروریات زندگی برداشت کرده و بقیه را بخشیده بود. ثروت او بسیار و نیازش به ثروت، اندک بود.
🔘به همان اندازه که در استفاده از ثروت شخصی بر خود سخت میگرفت، در بخشش به دیگران دستی گشاده داشت. سالها پیش فهمیده بود که یکی از علامههای روزگار دچار تنگدستی شده است. به او گفته بود: اگر شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را به من درس دهید، منت گذاردهاید. بدینسان درحالیکه شاید به اندازه همان علامه یا بیش از او شرح منظومه را میفهمید، ساعتها نزدش شاگردی کرده بود تا حقالتدریسی را به او بپردازد و مشکل مالیاش را حل کند و مهمتر اینکه: عزت نفس علامه آسیب نبیند.
🔘سخاوت سیدعبدالله انوار به بخششهای مادی محدود نمیشد. او دانش وسیع خود را نیز بیدریغ و بیچشمداشت در اختیار دیگران قرار میداد. فقط کافی بود بداند کسی نیازمند دانش اوست تا بیمزد و منت به همه پرسشهایش پاسخ گوید. چه بسیار کسانی که گاه و بیگاه تلفن خانهاش را به صدا درمیآوردند تا پرسشی را با او در میان بگذارند. بیآنکه بپرسد: که هستی و پاسخ را برای چه میخواهی، سخنهای دراز با آنان میگفت و اگر احساس میکرد که حق مطلب ادا نمیشود، پرسشگر ناشناس را به منزل خود دعوت میکرد تا مفصلا موضوع را برایش شرح دهد و از کتابخانه بزرگ خود، کتابهایی را در اختیارش بگذارد. اگر حالش مساعد بود، دعوت به سخنرانی یا شرکت در همایشهای علمی را رد نمیکرد و در مقابل، حتی اینقدر توقع نداشت که ماشین و رانندهای را برای رفت و آمد در اختیارش بگذارند.
🔘چنین فضایلی که کسب آنها به حرف ساده و در عمل بسی دشوار است، حاصل غنای درونی سیدعبدالله انوار و احتمالا نتیجه سالها مشاهده و مراقبه باطنی بود. او از درون چنان فربه و غنی بود که در بیرون بهکمال استغنا رسیده بود. استغنای از مال، نام، مقام و هرچیز دیگری که اسباب وابستگی به دنیاست. بهراستی، تفسیر کامل این بیت حضرت حافظ بود که میفرماید: در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است/ خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
انوار به درویشی و خرسندی زیست و در اوج تنعم از دارِ فانی به دَر شد.
🔺تلگرام و اینستاگرام ناف تهرون @nafetehroon
▫️ورشکستگی بانک آمریکایی و ابهام در فضای مالی
🔺در تاریخ جمعه ۱۰ مارچ ۲۰۲۳ میلادی یا ۱۹ اسفند ماه ۱۴۰۱، اعلام شد که به دلیل ورشکستگی و عدم توان بازپرداخت تعهدات مالی در بانک سیلیکون ولی در آمریکا، نهاد ملی تضمین کننده سپردههای بانکی یا FDIC, مسئولیت مدیریت این بانک را به عهده گرفته است.
🔹این بانک تامین کننده منابع مالی زیادی برای استارت آپ ها در آمریکا بوده و این خبر قیمت سهام بسیاری از این نوع بانک ها و حتي استارت آپ ها را در آمریکا با سقوط ۳ تا ۵ درصدی در یک روز مواجه کرده است.
🔻این خبر و واقعه، نگرانی در بازار مالی آمریکا را افزایش داده و پیشبینی فضای متلاطم و بحرانی را مشابه سال های ۲۰۰۸ میلادی در پی داشته است.
🔹باید مشاهده کرد که روز دوشنبه فضای بازار مالی آمریکا چگونه این واقعه مهم ورشکستگی بانک استارت آپ ها را که ممکن است پدیده دومینویی ایجاد نماید، هضم خواهد کرد.
🔸به هر حال ورشکستگی یک بانک با حدود ۱۷۵ میلیارد دلار دارایی پیام جدی برای فضای مالی آتی در آمریکا خواهد داشت. سیستم مالی پیچیده آمریکا ممکن است از تعادل خارج و به سمت بیثباتی روی آورد.
▪️نظر یک کارشناس بانکی
https://news.1rj.ru/str/karimimali
🔺در تاریخ جمعه ۱۰ مارچ ۲۰۲۳ میلادی یا ۱۹ اسفند ماه ۱۴۰۱، اعلام شد که به دلیل ورشکستگی و عدم توان بازپرداخت تعهدات مالی در بانک سیلیکون ولی در آمریکا، نهاد ملی تضمین کننده سپردههای بانکی یا FDIC, مسئولیت مدیریت این بانک را به عهده گرفته است.
🔹این بانک تامین کننده منابع مالی زیادی برای استارت آپ ها در آمریکا بوده و این خبر قیمت سهام بسیاری از این نوع بانک ها و حتي استارت آپ ها را در آمریکا با سقوط ۳ تا ۵ درصدی در یک روز مواجه کرده است.
🔻این خبر و واقعه، نگرانی در بازار مالی آمریکا را افزایش داده و پیشبینی فضای متلاطم و بحرانی را مشابه سال های ۲۰۰۸ میلادی در پی داشته است.
🔹باید مشاهده کرد که روز دوشنبه فضای بازار مالی آمریکا چگونه این واقعه مهم ورشکستگی بانک استارت آپ ها را که ممکن است پدیده دومینویی ایجاد نماید، هضم خواهد کرد.
🔸به هر حال ورشکستگی یک بانک با حدود ۱۷۵ میلیارد دلار دارایی پیام جدی برای فضای مالی آتی در آمریکا خواهد داشت. سیستم مالی پیچیده آمریکا ممکن است از تعادل خارج و به سمت بیثباتی روی آورد.
▪️نظر یک کارشناس بانکی
https://news.1rj.ru/str/karimimali
Telegram
شايد به كارمان بيايد
كارشناس ارتباطات و فعال ارتباطي و رسانه اي هستم. در كنار مسئوليت حقوقي، علاقه مندم برخي مطالب و اطلاعاتِ عمدتاً منتشر شده را كه خوب است ايرانيان بدانند و بخوانند، به اشتراك بگذارم.
هوالشاهد
عيد آمده، بابا جان!
برگرد!
محمّد حسين كريمي پور
اين عكس ٢٨ اسفند ١٣٦٣ در جنوب بصره، گرفته شده است. استخبارات عراق، خبرنگاران را به بازديد صحنه درگيري با ايران، برده است. عكاسي به نام پاولوسكي، عكسي از جسد يك بسيجي جوان، مي اندازد كه جاودانه مي شود.
همه اين عكس را قبلا ديده ايم. اما پريشب كه آقا مجيد باز آن را برايم فرستاد، گويي براي اولين بار ديده باشمش.
پسرك آرام خوابيده، مثل هر پسر جواني كه پس از ساعت ها تلاش، به خواب سنگيني فرورفته باشد. رنگ چهره اش نشان مي دهد چند روزيست كه همين جا آرميده. قيافه زيبا و معصومش نشاني از وحشت و درد ندارد. حالت دست هايش شبيه كسيست كه در خنكاي يك سحر بهاري، شيرين ترين قسمت از بهترين خواب هاي عالم را تجربه مي كند.
جورابش نو است. او تنها كسي نيست كه لباس تميز و عطر، براي عمليات كنار مي گذاشت.
كفش به پا ندارد. كوله پشتي اش خاليست. فانوسقه اش باز شده. پسر رشيد مان، آنقدر عميق خوابيده بوده كه هرچه داشته ، برده اند و او بيدار نشده است.
ويك دنيا گل وحشي بدن نازنينشش را در برگرفته اند. بخواب پسرم، بخواب عزيز دلم!
اينجا دور از تو، در وطن، باز بهار آمده. اما ما نه حال و هواي تو را داريم ديگر ، نه باور و آرامشت را. اينجا ديگر كسي نيست كه گل هاي وحشي، هوس بغل كردنش را بكنند. از خواب كه بيدار شوي، مي بيني ما غالبا مرده ايم و داريم مي پوسيم. ايكاش يك كم از خواب هاي زيبايي كه مي بيني برايمان حواله كني! يك ذره بركت ، يك قبس نور، يك بند ترانه، يك كف دست خوشدلي.
باباجان! هر وقت بيدار شدي، برگرد و زير پر و بالمان را بگير. قربانت بروم.. برگرد. برگرد عزيز دلم و بگرد تا "تبّرك عيد" را كه سالهاست گم كرده ايم، يك جوري، يك جايي بجوري برايمان.
قد و بالايت را بگردم، آرام جانم! دير نكني ها! سال تحويل نزدیک شده زودتر برگرد!!
نثار شهدا صلوات
https://news.1rj.ru/str/zekre_salavat
https://news.1rj.ru/str/karimimali
عيد آمده، بابا جان!
برگرد!
محمّد حسين كريمي پور
اين عكس ٢٨ اسفند ١٣٦٣ در جنوب بصره، گرفته شده است. استخبارات عراق، خبرنگاران را به بازديد صحنه درگيري با ايران، برده است. عكاسي به نام پاولوسكي، عكسي از جسد يك بسيجي جوان، مي اندازد كه جاودانه مي شود.
همه اين عكس را قبلا ديده ايم. اما پريشب كه آقا مجيد باز آن را برايم فرستاد، گويي براي اولين بار ديده باشمش.
پسرك آرام خوابيده، مثل هر پسر جواني كه پس از ساعت ها تلاش، به خواب سنگيني فرورفته باشد. رنگ چهره اش نشان مي دهد چند روزيست كه همين جا آرميده. قيافه زيبا و معصومش نشاني از وحشت و درد ندارد. حالت دست هايش شبيه كسيست كه در خنكاي يك سحر بهاري، شيرين ترين قسمت از بهترين خواب هاي عالم را تجربه مي كند.
جورابش نو است. او تنها كسي نيست كه لباس تميز و عطر، براي عمليات كنار مي گذاشت.
كفش به پا ندارد. كوله پشتي اش خاليست. فانوسقه اش باز شده. پسر رشيد مان، آنقدر عميق خوابيده بوده كه هرچه داشته ، برده اند و او بيدار نشده است.
ويك دنيا گل وحشي بدن نازنينشش را در برگرفته اند. بخواب پسرم، بخواب عزيز دلم!
اينجا دور از تو، در وطن، باز بهار آمده. اما ما نه حال و هواي تو را داريم ديگر ، نه باور و آرامشت را. اينجا ديگر كسي نيست كه گل هاي وحشي، هوس بغل كردنش را بكنند. از خواب كه بيدار شوي، مي بيني ما غالبا مرده ايم و داريم مي پوسيم. ايكاش يك كم از خواب هاي زيبايي كه مي بيني برايمان حواله كني! يك ذره بركت ، يك قبس نور، يك بند ترانه، يك كف دست خوشدلي.
باباجان! هر وقت بيدار شدي، برگرد و زير پر و بالمان را بگير. قربانت بروم.. برگرد. برگرد عزيز دلم و بگرد تا "تبّرك عيد" را كه سالهاست گم كرده ايم، يك جوري، يك جايي بجوري برايمان.
قد و بالايت را بگردم، آرام جانم! دير نكني ها! سال تحويل نزدیک شده زودتر برگرد!!
نثار شهدا صلوات
https://news.1rj.ru/str/zekre_salavat
https://news.1rj.ru/str/karimimali
Telegram
همراهان ذکر صلوات
برای ارتباط با خادم گروه با آی دی زیر ارتباط برقرار کنید
@Hanif_Hanif
@Hanif_Hanif
Forwarded from مطالعات راهبردی آمریکا
🌎 ایران در تفاهمِ جدیدِ آمریکا و چین
✍️ محمود سریع القلم
🌿 مردم و حکومتِ چین که تحتِ تاثیر آموزههای کنفوسیوسی هستند عموماً از یک قاعده در تمامی امورزندگی تبعیت میکنند: انطباق دائمی با شرایط و واقعیت های روز. تحولاتِ مربوط به بحران اوکراین از سال گذشته، پی آمدهای جدی در محاسباتِ کلانِ حکومتِ چین به همراه داشته است. از یک طرف، در کمتر از چند ماه، 11000 تحریم توسط غربیها علیه روسیه اعمال شد، 3500 شرکت غربی از این کشور خارج شدند، تقابلِ غرب با روسیه وارد یک دورۀ طولانی گردید و آمریکا از یک فرصتی که سالها به دنبال آن بود در تحقیر، تضعیف و تحدید روسیه نهایتِ استفاده را کرد. از طرفی دیگر، مماشات اروپاییها با مسکو متزلزل شد، وابستگی آنها به انرژی روسیه به حداقل رسید، ناتو چندین برابر قدرتمندتر شد، درصد هزینههای تسلیحاتی اروپاییها افزایش یافت و اتحاد اروپا-آمریکا تعمیق گردید. طبیعی است که آمریکا علاقمند نیست رقیبی مانند روسیه از بحرانی که برای نمایش مصنوعی قدرت خود ایجاد کرده به این زودی ها رهایی یابد.
تابستان گذشته، سرخط اخبار جهان، موضوع حملۀ احتمالی چین به تایوان بود. آمریکاییها چینیها را متنبه کردند که در صورت چنین اقدامی علاوه بر حمایت نظامی از تایوان، کلیۀ ارتباطات مالی چینی ها با دلار، یورو و پوند در سطح جهان را قطع خواهند کرد. هرچند ممکن است عملیات نظامی چینیها، در نزدیکی مرزهای خود به مراتب سهل تراز تقابل نظامی آمریکاییها از راه دور و انتقال دائمی نیرو باشد ولی چینیها متوجه شدند قدرت نرم آمریکا، اقتصاد چین که متکی به صادرات است را میتواند دچار سقوط آزاد کند.
از طرفی دیگر، رئیس جمهور چین که از چند سال پیش خود را آماده میکرد که تا آخر عمر در این سمت بماند، تغییر قانون اساسی را به عنوان اولین قدم برای برداشتن محدودیتِ دو دوره ای ریاست جمهوری در دستور کار خود قرار داد و آن را به انجام رساند. او به دنبال افقی است که چین را در عرصۀ اقتصادی و نظامی طی یک دهۀ آینده به یک قدرت تثبیت شدۀ جهانی مبدل کند. در دو سال گذشته، محدودیتهای کرونا باعث شد که نرخ رشد اقتصادی چین نصف شود و این زنگ خطری برای قدرتمند شدن چین بود. بیجینگ لازم دارد نرخ رشد اقتصادی را به بالای 5 درصد برساند، سرمایهگذاری در عرصه نظامی را ادامه دهد و نیروی دریایی چین را بر آسیا و شرق آسیا مسلط کند زیرا که اولین شرطِ نظامی جهت قدرتمند شدن گستردۀ یک کشور، قدرت دریایی آن است. هرچند تایوان یک موضوع هویتی برای چینیها است ولی با اهدافی همچون نرخ رشد اقتصادی و حفظ برتری مالی، تولیدی و فنآوری این کشورقابل مقایسه نیست. هم اکنون به خصوص پس از مذاکرات چهارساعتۀ رهبران آمریکا و چین در حاشیۀ گردهمایی گروه بیست (G20) در اندونزی در نوامبر-آبان گذشته، موضوع تایوان تقریباً از اخبار جهانی ناپدید شده است و دو کشور به تفاهم رسیدند که روابط خود را حداقل در دو سال آینده از تنش های ژئوپلیتیک به رقابت اقتصادی و تولید ثروت سوق دهند.
📌 ادامه اینجا
@EsfandiarKhodaee
✍️ محمود سریع القلم
🌿 مردم و حکومتِ چین که تحتِ تاثیر آموزههای کنفوسیوسی هستند عموماً از یک قاعده در تمامی امورزندگی تبعیت میکنند: انطباق دائمی با شرایط و واقعیت های روز. تحولاتِ مربوط به بحران اوکراین از سال گذشته، پی آمدهای جدی در محاسباتِ کلانِ حکومتِ چین به همراه داشته است. از یک طرف، در کمتر از چند ماه، 11000 تحریم توسط غربیها علیه روسیه اعمال شد، 3500 شرکت غربی از این کشور خارج شدند، تقابلِ غرب با روسیه وارد یک دورۀ طولانی گردید و آمریکا از یک فرصتی که سالها به دنبال آن بود در تحقیر، تضعیف و تحدید روسیه نهایتِ استفاده را کرد. از طرفی دیگر، مماشات اروپاییها با مسکو متزلزل شد، وابستگی آنها به انرژی روسیه به حداقل رسید، ناتو چندین برابر قدرتمندتر شد، درصد هزینههای تسلیحاتی اروپاییها افزایش یافت و اتحاد اروپا-آمریکا تعمیق گردید. طبیعی است که آمریکا علاقمند نیست رقیبی مانند روسیه از بحرانی که برای نمایش مصنوعی قدرت خود ایجاد کرده به این زودی ها رهایی یابد.
تابستان گذشته، سرخط اخبار جهان، موضوع حملۀ احتمالی چین به تایوان بود. آمریکاییها چینیها را متنبه کردند که در صورت چنین اقدامی علاوه بر حمایت نظامی از تایوان، کلیۀ ارتباطات مالی چینی ها با دلار، یورو و پوند در سطح جهان را قطع خواهند کرد. هرچند ممکن است عملیات نظامی چینیها، در نزدیکی مرزهای خود به مراتب سهل تراز تقابل نظامی آمریکاییها از راه دور و انتقال دائمی نیرو باشد ولی چینیها متوجه شدند قدرت نرم آمریکا، اقتصاد چین که متکی به صادرات است را میتواند دچار سقوط آزاد کند.
از طرفی دیگر، رئیس جمهور چین که از چند سال پیش خود را آماده میکرد که تا آخر عمر در این سمت بماند، تغییر قانون اساسی را به عنوان اولین قدم برای برداشتن محدودیتِ دو دوره ای ریاست جمهوری در دستور کار خود قرار داد و آن را به انجام رساند. او به دنبال افقی است که چین را در عرصۀ اقتصادی و نظامی طی یک دهۀ آینده به یک قدرت تثبیت شدۀ جهانی مبدل کند. در دو سال گذشته، محدودیتهای کرونا باعث شد که نرخ رشد اقتصادی چین نصف شود و این زنگ خطری برای قدرتمند شدن چین بود. بیجینگ لازم دارد نرخ رشد اقتصادی را به بالای 5 درصد برساند، سرمایهگذاری در عرصه نظامی را ادامه دهد و نیروی دریایی چین را بر آسیا و شرق آسیا مسلط کند زیرا که اولین شرطِ نظامی جهت قدرتمند شدن گستردۀ یک کشور، قدرت دریایی آن است. هرچند تایوان یک موضوع هویتی برای چینیها است ولی با اهدافی همچون نرخ رشد اقتصادی و حفظ برتری مالی، تولیدی و فنآوری این کشورقابل مقایسه نیست. هم اکنون به خصوص پس از مذاکرات چهارساعتۀ رهبران آمریکا و چین در حاشیۀ گردهمایی گروه بیست (G20) در اندونزی در نوامبر-آبان گذشته، موضوع تایوان تقریباً از اخبار جهانی ناپدید شده است و دو کشور به تفاهم رسیدند که روابط خود را حداقل در دو سال آینده از تنش های ژئوپلیتیک به رقابت اقتصادی و تولید ثروت سوق دهند.
📌 ادامه اینجا
@EsfandiarKhodaee
Telegraph
ایران در تفاهمِ جدیدِ آمریکا و چین
الف) مردم و حکومتِ چین که تحتِ تاثیر آموزههای کنفوسیوسی هستند عموماً از یک قاعده در تمامی امورزندگی تبعیت میکنند: انطباق دائمی با شرایط و واقعیت های روز. تحولاتِ مربوط به بحران اوکراین از سال گذشته، پی آمدهای جدی در محاسباتِ کلانِ حکومتِ چین به همراه…
روز و هفتهی #ارتباطات است و من قبل از آنکه مناسبت را به دوستان و همکارانم در همه جای کشور از جمله، نظام بانکی، بانک مرکزی، شهرداری تهران و …و همکلاسیهایم تبریک بگویم، لازم میدانم قدردانی خود را از آن مدیرکل روابط عمومی ابراز کنم که در بدوِ فعالیتم، زمانی که انبوهی از مشتریان و ذینفعانِ آن سازمان بهخاطر برخی مسائل اداری و سازمانی، جلوی ساختمان اعتراض کردند و شعار میدادند، در جواب منِ تازه فارغ شده از دانشگاه، گفت: لازم به انجام هیچ کاری نیست؛ بیا داخل اتاق و در رو ببند! بریم باهاشون حرف بزنیم پر رو تر میشن و … و آن روز نخستین مواجههی منِ ارتباطات خوانده با عملگرایی و نسخهی اجرایی روابط عمومی شکل گرفت.😅😨
دو دهه بعد، مدیر قبلی که صندلیاش را به من میسپرد، چنین نسخهای پیچید که مبادا با مردم معترض که هر روز جلوی ساختمان تجمع میکنند گفتوگویی ترتیب دهی و باب ارتباط بگشایی که خلاصه خوب نیست و این حرفها..
پر واضح است که کوشیدم خلافِ این مسیر را در طول فعالیت حرفهای طی کنم.
بههر حال، #روز_ارتباطات از راه دور و ارتباطات انسانی بر همه کنشگران و #ارتباطگران مبارک🍃
#محمدعلی_کریمی
https://news.1rj.ru/str/karimimali
دو دهه بعد، مدیر قبلی که صندلیاش را به من میسپرد، چنین نسخهای پیچید که مبادا با مردم معترض که هر روز جلوی ساختمان تجمع میکنند گفتوگویی ترتیب دهی و باب ارتباط بگشایی که خلاصه خوب نیست و این حرفها..
پر واضح است که کوشیدم خلافِ این مسیر را در طول فعالیت حرفهای طی کنم.
بههر حال، #روز_ارتباطات از راه دور و ارتباطات انسانی بر همه کنشگران و #ارتباطگران مبارک🍃
#محمدعلی_کریمی
https://news.1rj.ru/str/karimimali
Telegram
شايد به كارمان بيايد
كارشناس ارتباطات و فعال ارتباطي و رسانه اي هستم. در كنار مسئوليت حقوقي، علاقه مندم برخي مطالب و اطلاعاتِ عمدتاً منتشر شده را كه خوب است ايرانيان بدانند و بخوانند، به اشتراك بگذارم.
Forwarded from آواز استاد شجریان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اين دزد، خلف، به حق كه آقازاده است
برهم زده شرع و عرف ايمانى را
همچون پدرش كه شاه طراران است
دزديده ز سينه قلب ايرانى را...
۳۱ اردیبهشت زادروز همایون آواز ایران و شاهزادهی بی رقیب موسیقی سنتی ایرانی، نوازندهٔ تنبک و کمانچه، همایون شجریان گرامی باد🌹
💠💠💠
🎶 کانال آواز استاد شجریان
🎶 @ostad_shajariyan
برهم زده شرع و عرف ايمانى را
همچون پدرش كه شاه طراران است
دزديده ز سينه قلب ايرانى را...
۳۱ اردیبهشت زادروز همایون آواز ایران و شاهزادهی بی رقیب موسیقی سنتی ایرانی، نوازندهٔ تنبک و کمانچه، همایون شجریان گرامی باد🌹
💠💠💠
🎶 کانال آواز استاد شجریان
🎶 @ostad_shajariyan
Forwarded from نشر و حفظ آثار محمدرضا شعبانعلی
مقدمه یک:
پنجم دبستان، با یکی از همکلاسیهایم رقابت شدید داشتیم و یک بار به دلگیری خیلی زیاد و قهر رسید. سر کلاسها، دیگر به درس گوش نمیدادم و بیشتر وقتم به حرص خوردن میگذشت. وقتی با معلمم حرف زدم، لبخندی زد و گفت: وقتی تو و او، روی یک نیمکت کنار هم نشستهاید و تو تمام دنیا را در همین نیمکت خلاصه کردهای، معلوم است که به خاطر یک دعوا، زندگیت جهنم میشود.
کمی فاصله بگیر. از دید سایر بچههای کلاس، دو تا دانش آموز همکلاسی – و نه تمام کلاس – با هم دعوا دارند.
بیشتر فاصله بگیر. از نظر من، در یکی از کلاسها، دو دانشآموز با هم مشکل دارند.
بیشتر فاصله بگیر. مدرسهای در این شهر هست که دو نفر در آن با هم دعوا دارند.
حتی، کشوری روی این کره هست که شهری در آن کشور هست که مدرسهای در آن شهر هست که کلاسی در آن …
مقدمه ی دو:
روبرت گانتر در کتاب تصمیمگیری خود، از ریاضیدانی میگوید که مشکلات را روی برگهای کاغذ مینوشته و در گوشه دیوار آویزان میکرده و خودش، از گوشه دیگر اتاق، با دوربین(!)، مسئله را میخوانده است. به او میگویند: این چه کار مسخرهای است که انجام میدهی؟ پاسخ میدهد: وقتی کاغذ دست من است «مسئلهی من است» و وقتی آن دورها قرار میگیرد، فقط «یک مسئله» است. راحتتر حل میشود.
به نظر میآید، گاهی نیازمند نگاه از بالا هستیم. از دورتر. دوردستتر.
شاید مقایسه ماشین من با ماشین تو، وقتی پشت چراغ قرمز ایستادهایم، امکان پذیر باشد.
شاید نارضایتی من از اینکه خانه ی تو بزرگ تر از خانهی من است، برای خیلی از ما، اجتنابناپذیر باشد.
شاید فراموش کردن آنچه من برای تو کردهام و تو برای من نکردهای، سخت و دشوار باشد.
اما وقتی کمی فاصله میگیری،
همهی اینها معنی خود را از دست میدهند.
شهری را میبینی که با تو، یا بی تو، به زندگیش ادامه میدهد.
خانههایی که از دوردست همه یک اندازهاند.
هزاران سقف که آرامش و هزاران سقف که تنش را در خود پنهان کردهاند.
شاید هم لبخندی بر لبانت بنشیند. از مردمی که با شتاب از نقطهای به نقطهی دیگر میروند بیآنکه به «جای دیگری» رفته باشند…
#محمدرضا_شعبانعلی
@shabanali_motamem
پنجم دبستان، با یکی از همکلاسیهایم رقابت شدید داشتیم و یک بار به دلگیری خیلی زیاد و قهر رسید. سر کلاسها، دیگر به درس گوش نمیدادم و بیشتر وقتم به حرص خوردن میگذشت. وقتی با معلمم حرف زدم، لبخندی زد و گفت: وقتی تو و او، روی یک نیمکت کنار هم نشستهاید و تو تمام دنیا را در همین نیمکت خلاصه کردهای، معلوم است که به خاطر یک دعوا، زندگیت جهنم میشود.
کمی فاصله بگیر. از دید سایر بچههای کلاس، دو تا دانش آموز همکلاسی – و نه تمام کلاس – با هم دعوا دارند.
بیشتر فاصله بگیر. از نظر من، در یکی از کلاسها، دو دانشآموز با هم مشکل دارند.
بیشتر فاصله بگیر. مدرسهای در این شهر هست که دو نفر در آن با هم دعوا دارند.
حتی، کشوری روی این کره هست که شهری در آن کشور هست که مدرسهای در آن شهر هست که کلاسی در آن …
مقدمه ی دو:
روبرت گانتر در کتاب تصمیمگیری خود، از ریاضیدانی میگوید که مشکلات را روی برگهای کاغذ مینوشته و در گوشه دیوار آویزان میکرده و خودش، از گوشه دیگر اتاق، با دوربین(!)، مسئله را میخوانده است. به او میگویند: این چه کار مسخرهای است که انجام میدهی؟ پاسخ میدهد: وقتی کاغذ دست من است «مسئلهی من است» و وقتی آن دورها قرار میگیرد، فقط «یک مسئله» است. راحتتر حل میشود.
به نظر میآید، گاهی نیازمند نگاه از بالا هستیم. از دورتر. دوردستتر.
شاید مقایسه ماشین من با ماشین تو، وقتی پشت چراغ قرمز ایستادهایم، امکان پذیر باشد.
شاید نارضایتی من از اینکه خانه ی تو بزرگ تر از خانهی من است، برای خیلی از ما، اجتنابناپذیر باشد.
شاید فراموش کردن آنچه من برای تو کردهام و تو برای من نکردهای، سخت و دشوار باشد.
اما وقتی کمی فاصله میگیری،
همهی اینها معنی خود را از دست میدهند.
شهری را میبینی که با تو، یا بی تو، به زندگیش ادامه میدهد.
خانههایی که از دوردست همه یک اندازهاند.
هزاران سقف که آرامش و هزاران سقف که تنش را در خود پنهان کردهاند.
شاید هم لبخندی بر لبانت بنشیند. از مردمی که با شتاب از نقطهای به نقطهی دیگر میروند بیآنکه به «جای دیگری» رفته باشند…
#محمدرضا_شعبانعلی
@shabanali_motamem
🖤
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت
یک جهان پنجره بیدار شد از بانگِ رسایت
تا قیامت همه جا محشر کبرای تو برپاست
ای شب تار ِعدم، شام غریبانِ عزایت
عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت
خبری مختصر از حادثهی کرب و بلایت
همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روز
که درخشید خدا در همهی آینههایت
کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو ابوالفضل
میفشاندیم سبکتر ز کفی آب به پایت
از فراسوی ازل تا ابد ای حلقِ بریده
میرود دایره در دایره پژواکِ صدایت
محمدرضا محمدینیکو
🖤
https://news.1rj.ru/str/karimimali
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت
یک جهان پنجره بیدار شد از بانگِ رسایت
تا قیامت همه جا محشر کبرای تو برپاست
ای شب تار ِعدم، شام غریبانِ عزایت
عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت
خبری مختصر از حادثهی کرب و بلایت
همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روز
که درخشید خدا در همهی آینههایت
کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو ابوالفضل
میفشاندیم سبکتر ز کفی آب به پایت
از فراسوی ازل تا ابد ای حلقِ بریده
میرود دایره در دایره پژواکِ صدایت
محمدرضا محمدینیکو
🖤
https://news.1rj.ru/str/karimimali
Telegram
شايد به كارمان بيايد
كارشناس ارتباطات و فعال ارتباطي و رسانه اي هستم. در كنار مسئوليت حقوقي، علاقه مندم برخي مطالب و اطلاعاتِ عمدتاً منتشر شده را كه خوب است ايرانيان بدانند و بخوانند، به اشتراك بگذارم.
🔻 کارگران چاپخانه و اولین اعتصاب سراسری تاریخ مطبوعات
🔹 در روزهای پایانی تیرماه 1286 و در پی توقیف نشریه «حبلالمتین»، کارگران چاپخانه در کنار روزنامهنگاران و کتابداران اعتصاب کردند. از این اعتصاب سراسری با عنوان اولین اعتصاب سراسری در تاریخ مطبوعات ایران یاد شده است.
🔹 اعتصابی که حدود یک هفته ادامه داشت و در نهایت با حصول نتیجه به پایان رسید. در پی این اعتصاب سراسری مقامات مجبور به پذیرش خواست اعتصاب کنندگان شدند و از حبلالمتین رفع توقیف شد.
🔹 این تنها کنش قابل توجه کارگران چاپخانه در آن دوره نبود. آنها در آن زمان با سازماندهی فعالیتهایشان و تشکیل اولین اتحادیه کارگری گامی بلند در تاریخ مبارزات کارگران در ایران برداشتند.
🔸 ادامه این مطلب را در لینک زیر بخوانید: 👇
https://www.revayatnameh.com/fa/tiny/news-191
https://news.1rj.ru/str/karimimali
🔹 در روزهای پایانی تیرماه 1286 و در پی توقیف نشریه «حبلالمتین»، کارگران چاپخانه در کنار روزنامهنگاران و کتابداران اعتصاب کردند. از این اعتصاب سراسری با عنوان اولین اعتصاب سراسری در تاریخ مطبوعات ایران یاد شده است.
🔹 اعتصابی که حدود یک هفته ادامه داشت و در نهایت با حصول نتیجه به پایان رسید. در پی این اعتصاب سراسری مقامات مجبور به پذیرش خواست اعتصاب کنندگان شدند و از حبلالمتین رفع توقیف شد.
🔹 این تنها کنش قابل توجه کارگران چاپخانه در آن دوره نبود. آنها در آن زمان با سازماندهی فعالیتهایشان و تشکیل اولین اتحادیه کارگری گامی بلند در تاریخ مبارزات کارگران در ایران برداشتند.
🔸 ادامه این مطلب را در لینک زیر بخوانید: 👇
https://www.revayatnameh.com/fa/tiny/news-191
https://news.1rj.ru/str/karimimali
روایت نامه
کارگران چاپخانه و اولین اعتصاب سراسری تاریخ مطبوعات
در روزهای پایانی تیرماه 1286 و در پی توقیف نشریه «حبلالمتین»، کارگران چاپخانه در کنار روزنامهنگاران و کتابداران اعتصاب کردند. از این اعتصاب سراسری با عنوان اولین اعتصاب سراسری در تاریخ مطبوعات ایران یاد شده است. اعتصابی که حدود یک هفته ادامه داشت و در نهایت…
Forwarded from شهرآرانیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥مستان همه افتاده و ساقی نمانده
با نوای مرحوم استاد کریمخانی
🔹مرحوم محمدعلی کریمخانی (۵ مهر ۱۳۲۹ – ۳۰ خرداد ۱۴۰۱) مداح و خوانندهٔ مذهبی ایرانی بود، یکی از آثار بهیادماندنی مرحوم استاد کریمخانی، نوحه «مستان همه افتاده و ساقی نمانده» است.
#رسانه_تصویری_شهرآرا
🌎در شهرآرانیوز ببینید
https://shrr.ir/000jpJ
@ShahraraNews
با نوای مرحوم استاد کریمخانی
🔹مرحوم محمدعلی کریمخانی (۵ مهر ۱۳۲۹ – ۳۰ خرداد ۱۴۰۱) مداح و خوانندهٔ مذهبی ایرانی بود، یکی از آثار بهیادماندنی مرحوم استاد کریمخانی، نوحه «مستان همه افتاده و ساقی نمانده» است.
#رسانه_تصویری_شهرآرا
🌎در شهرآرانیوز ببینید
https://shrr.ir/000jpJ
@ShahraraNews