پداگوژی دانشگاهی – Telegram
پداگوژی دانشگاهی
924 subscribers
191 photos
32 videos
30 files
323 links
سیاستگذاری در دانشگاه مرجع معارضه نیست؛ بلکه مشروعیت بخشیدن به منافع و ارزش‌های ذینفعان واقعی و ذیحقان در حاشیه است (علی خورسندی!
@taskoh22
Download Telegram
Forwarded from انجمن آموزش عالی ایران (fahimeh_hamdi)
🗓۱۴۰۴/۰۷/۱۹

□ انجمن آموزش‌ عالی ایران با همکاری مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی برگزار می‌کند:

¤ سلسله نشست‌های بازاندیشی سنوات دوره کارشناسی:
︎ تجربه دانشجویی (نشست سوم)

• دکتر اکرم اسمعیلی یدکی، دانش‌آموخته دکتری مدیریت آموزش عالی، دانشگاه تهران

• علیرضا میرجمهری، دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی، دانشگاه علامه طباطبایی

• مهسا رشیدی، دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی، دانشگاه خوارزمی

• علی تابع، کارشناسی ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی، دانشگاه علامه طباطبایی

• اسرا خلج، دانشجوی کارشناسی مدیریت آموزش سازمانی، دانشگاه تهران

¤ دبیر نشست: دکتر فرناز عین‌خواه، نایب‌رئیس انجمن آموزش عالی ایران

︎ با حضور:

•  دکتر علی خورسندی طاسکوه، رئیس انجمن آموزش عالی ایران

¤ شیوه برگزاری: حضوری
¤ زمان: سه‌شنبه، ۲۹  مهرماه ۱۴٠۴، ساعت   ۱٠ تا ۱۲
¤ مکان: تهران، خیابان نلسون ماندلا (آفریقا)، کوچه گلفام، پلاک ۷۰، مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی

🌿 انجمن
آموزش عالی ایران
      مجله | تلگرام | وب سایت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی راه، نزدیک‌تر از عمر آرزومند است!

تیم‌ملی مصر داشت بعد از ۲۸ سال به جام‌جهانی صعود میکرد…
اما دقیقه ۸۹ گل تساوی رو ‌میخورن و رویای یه ‌کشور از بین میره…
گاهی وقتا درست همون لحظه‌ای که فکر می‌کنی همه چیز خراب شده، مثل اون دقیقه ۸۹ که کنگو بازی رو مساوی کرد و انگار رؤیای یه ملت به باد رفت، همون‌جاست که زندگی یه پنالتی دیگه جلوت میذاره درست مثل محمد صلاح که توی آخرین لحظه اون پنالتی رو گل کرد توی کسب‌وکار و زندگی هم همون‌جا که فکر می‌کنی همه چیز از دست رفته، شاید یه پنجره جدید برای یه حرکت جسورانه‌تر باز بشه مهم اینه که اون لحظه رو درک کنی، خودت ‌رو نبازی و بدونی که هر شکست می‌ تونه شروع یه پیروزی دیگه باشد.
📲 @MasalCity2016

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
آیا می‌توان علوم انسانی را از هوش مصنوعی نجات داد؟!

ترکیب سه‌گانه «سودمحوری»، «کم‌سوادی» و «هوش مصنوعی» علوم انسانی را به زانو درآورده است!

🔴 آموزش‌های لیبرال -شامل فلسفه، ادبیات، زبان، تاریخ و رشته‌هایی مشابه آن‌ها- چند قرن، هستۀ اصلی رسالت دانشگاه‌ها را می‌ساخت. هدف از این نوع آموزش، پرورش دانشجویانی آزاد و خردمند بود که بتوانند نقش رهبری را در جامعۀ خود ایفا کنند. اما امروزه این رشته‌ها یکی از سخت‌ترین دوران‌های خود را سپری می‌کنند. جنیفر فری، استاد فلسفه و رئیس سابق کالج تولسا، اخیراً در نیویورک‌تایمز نوشت: تراژدی آکادمی معاصر این است که آموزش‌های لیبرال حتی اگر بسیار هم موفق باشند، ناکارآمد و بی‌ارزش قملداد می‌شوند.

🔴 دانشگاه روزگاری نهادی بود برای پرورش انسان‌های ژرف‌اندیش و بزرگ. اما با تغییر تدریجی دستورکارهای این نهاد، دانشگاه به جایی تبدیل شد که وظیفه‌اش تولید انسان‌هایی است که بتوانند پول بیشتری دربیاورند.

🔴 بحران مالی سال ۲۰۰۸ وخامت این مسئله را دوچندان کرد. تیغِ سودآوری بالای سر همۀ استادان دانشگاه به چرخش درآمد. از شاخه‌های مختلف علوم انسانی، دم به دم، خواسته می‌شد تا بهره‌وری‌شان را بالا ببرند و ثابت کنند به چه دردی می‌خورند. بدین‌ترتیب، فضای بحث‌های عمیق و رابطۀ غنی و پیچیدۀ استادان و دانشجویان در این رشته‌ها که نقش اصلی را در پرورش شخصیت علمی آن‌ها ایفا می‌کرد از بین رفت، و جای آن را فرهنگِ سمی مقاله‌نویسی و کلاس‌های شلوغ و دوره‌های آموزشی کوتاه پر کرد.

🔴 فری در گفت‌وگو با آناستازیا برگ، استاد فلسفۀ دانشگاه کالیفرنیا، می‌گوید «در عصر کاهش سواد، نفوذ افسارگسیختۀ هوش مصنوعی و سیاست‌های اقتدارگرا، مبارزه برای علوم انسانی مبارزه‌ای پیشاپیش شکست‌خورده به نظر می‌رسد».

🔴 در تصور امروزی ما از دانشگاه، دانشجویان باید در سال‌های تحصیل خود مهارت‌های لازم برای پیداکردن شغل و کسب درآمد را بیاموزند. اما این تصور فراموش می‌کند که، در مرتبۀ اول، دانشجوها بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، باید بتوانند «زندگی» کنند. و برای این کار باید به درکی از شخصیت خودشان رسیده باشند و قابلیت تصمیم‌گیری و انتخاب‌های عاقلانه را کسب کرده باشند. همچنین باید به فهمی نظام‌مند از جهان اجتماعی خوشان رسیده باشند تا در کوران حوادث به‌کلی سردرگم و پریشان نشوند. و این اتفاقی است که با افول علوم انسانی رخ داده است.

🔴 منتقدان می‌گویند که علوم انسانی درنهایت به دانشجویان می‌آموزند چگونه متن‌هایی تأثیرگذار بنویسند، حال‌آنکه هوش مصنوعی با سرعتی باورنکردنی این کار را انجام می‌دهد. از نظر فری، آنچه این منتقدان نادیده می‌گیرند این است که «نوشتن» مهم‌ترین راه بشر برای «فکرکردن» است. و ما با سپردن این وظیفه به ماشین خودمان را از قابلیت اندیشیدن محروم می‌کنیم. پس نباید تعجب کنیم اگر در بحران‌های سیاسی، اجتماعی یا محیط‌زیستی با مردمی روبه‌رو می‌شویم که به نظر می‌رسد رفتارهایشان با هیچ منطقی سازگار نیست.

🔴 فری می‌گوید شیوۀ فهم امروزی از دانشگاه و وظایف و توانایی‌های آن تماماً به ضرر علوم انسانی است. با ازمیان‌بردن فرصت گفت‌وگوهای بنیادین در دانشگاه و جایگزین‌کردن آن با مقاله‌ و پروژه چه اتفاقی می‌افتد؟ مقاله‌های استادان در آرشیو مجلات تخصصی خاک می‌خورد و دانشجویان، سرگشته و گیج، از کلاسی به کلاس دیگر می‌روند. اما این مسئله صرفاً در سطح دانشکده‌های علوم انسانی باقی نمی‌ماند. جامعه‌ای که کوهی از مقاله‌های خوانده‌نشده و لشکری از دانشجویان سردرگم تولید می‌کند بعید است آیندۀ روشنی در پیش داشته باشد.

آنچه خواندید برگرفته از مصاحبۀ آناستازیا برگ، استاد فلسفۀ دانشگاه کالیفرنیا و سردبیر مجلۀ پوینت، با جنیفر فِرِی، رئیس سابق کالج تولسا است که در تاریخ ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵ با عنوان «آیا می‌توان علوم انسانی را نجات داد؟» در سابستک مجلۀ پوینت منتشر شده است.

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

@tarjomaanweb
https://thepointmag.substack.com/p/can-the-humanities-be-saved
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خردخانه‌ها را به آتش نکشیم!

«شهر» را «مهندسان» می‌سازند؛ اما «ایده شهر» از جنس «علوم انسانی» است. شهر «بی‌ایده»، شهر «بی‌آینده» و «بی‌رونق» است!

علوم «مظلوم» انسانی را صمیمانه‌تر در آغوش بگیریم! علوم انسانی «یتیم» مانده است!

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
«فلسفه» را به «فلسفه دکتری» (Ph.D) برگردانیم!
مجله نیچر

دوره دکتری باید دانشجو را «متفکر» بار بیاورد و نه فقط «متخصص»!

گوندولا بوش از دانشگاه جانز هاپکینز می‌گوید، بسیاری از برنامه‌های درسی دوره‌های دکترا بجای تفکر انتقادی و تربیت متفکران منتقد روی برنامه‌های معمولی و پرورش افرادی با ذهنیت‌های محدود معطوف و متمرکز هستند. به عقیده خانم بوش این مسئله می‌تواند و باید تغییر کند. این یادداشت انتقادی برای ما نیز پیام‌های خوبی دارد!
🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

https://www.nature.com/articles/d41586-018-01853-1
🔻نسل Z بدون مدرسه هم یاد می‌گیرد!

🔹این سوال که نسل Z چگونه خارج از مدرسه یاد می‌گیرد، دیگر یک مسئله حاشیه‌ای نیست. نسل Z در خارج از مدرسه و با سرعتی بیش از همیشه در حال یادگیری است. این یک تغییر قابل مشاهده است. در یوتیوب، دیسکورد و مشاغل جانبی، جوانان یادگیری خودگردان را انتخاب می‌کنند و از کلاس درس سنتی صرف نظر می‌کنند.

🔹طبق آمار Statista، بیش از ۵۰٪ از نسل Z در سطح جهان اکنون برای یادگیری مهارت‌های جدید هفتگی به یوتیوب مراجعه می‌کنند. از مهارت‌های نرم مانند مذاکره و مدیریت زمان گرفته تا آموزش‌های پیچیده در مورد مدل‌سازی سه‌بعدی یا توسعه بلاکچین، الگوریتم به یک معلم تبدیل شده است.

@EghtesadNews_com
Forwarded from انجمن آموزش عالی ایران (F Einkhah)
امکان تغییر در ساختار و سنوات دوره کارشناسی:

💢 از انعطاف‌پذیری فرایندهای برنامه‌ریزی آموزشی و درسی تا صیانت از کیفیت آموزش‌عالی

🔹 پنجمین نشست از سلسله نشست های تخصصی «بررسی کاهش سنوات دوره کارشناسی» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و مدیران آموزش عالی کشور در مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی برگزار شد.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید: 👇👇

https://irphe.ac.ir/content/5282/140408101

🆔https://news.1rj.ru/str/IranianHEA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه عالم در توست!
چو خود را دانستي،
همه را دانستي (ش ت)

هستی در دو دقیقه!

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
هوش مصنوعی:
خوب، بد، ترسناک!


خوب:
هوش مصنوعی دسترسی‌های روزمره و «کیفیت زندگی» ما را بهبود می‌بخشد!

بد:
بداخلاقی‌های علمی و «سوگیری» در استفاده از داده‌های ناقص را افزایش می‌دهد!

ترسناک:
بر توانمندی‌های شناختی ما در «تصمیم‌گیری‌» چیره می‌شود.

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

https://eng.vt.edu/magazine/stories/fall-2023/ai.html
به عدم حضورها عادت نکنیم!

بازار «رتبه‌بندی‌ها» از هر نوعش به شکل غیرمنتظره‌ای داغ است؛ چیزیکه در قرن گذشته بندرت مشاهده می‌شد! امروز مجلات و ایجنت‌های مختلفی، جهان را بر اساس پارامترهای مشخصی رتبه‌بندی می‌کنند. کیفیت زندگی، رفاه، شادی، قدرت، هزینه، اشتغال و‌ ده‌ها و شاید صدها شاخص دیگر از این جنس هستند.

رتبه‌بندی آموزش در هر دو سطح آموزش عمومی و آموزش عالی نیز داغ و متعارف شده است. امسال وبسایت «بررسی جمعیت جهان» WPR، سیستم‌های آموزشی جهان را بر اساس شاخص «کیفیت» رتبه‌بندی کرده است. کره جنوبی، دانمارک، هلند، بلژیک، استوونی، ژاپن، آلمان، فنلاند، نروژ و ایرلند ده کشور برتر این رتبه‌بندی هستند.

خلا حضور نظام آموزشی ایران در هر دو سطح آموزش عمومی و آموزش عالی در میان نظام‌های آموزشی برتر کماکان ادامه دارد! در واقع، ما عادت کرده‌ایم به این عدم حضورها! وقتی اسمی‌ترین دانشگاه ما با بیش از پنجاه دانشکده و دانشکدگان و غیره، تازه با چندین پله رشد، امسال رتبه ۹۳ آسیا را (دقیقا منظور آسیا است!) کسب کرده است، حس خوبی نمی‌گیریم! از این‌که در مرکز توجهات هستیم ولی در حاشیه جهان آموزش نفس می‌کشیم، حس قشنگی نیست! برخورداری از نظام آموزشی برتر از روی شعار و شانس و اتفاق نیست! به دور از شعارزدگی‌های تکراری و برنامه‌‌های فانتزی، به سناریوهای خلاقانه‌تر و واقعی‌تر نیاز است! با برنامه‌های علمی و احساس تعلق و همدلی، کارها دشوار نیست! با این همه ظرفیت و سرمایه انسانی، شأن نظام آموزشی ما بسیار فراتر است!

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

https://www.shiksha.com/studyabroad/country-with-best-higher-education-system-articlepage-1423
✔️ یکصد «مسئله» آموزش عالی کشور

موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی به عنوان مرجع رسمی داده و اتاق فکر آموزش عالی پس از شناسایی روشمند و علمی یکصد مسئله جاری‌ و مبتلابه آموزش عالی، در تلاش است حرکت جدیدی در شناسایی، فهم و حل مسائل آموزش عالی ایران در سال ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بردارد.

با دعوت از دانشگاه‌پژوهان و محققان حوزه آموزش عالی کشور درخواست می‌شود پیشنهاده‌های اولیه پژوهشی (پروپوزال) را حداکثر تا ۳۰ آذرماه سال جاری از طریق پست الکترونیکی faraakhan۱۴۰۴@irphe.ac.ir برای معاونت پژوهشی مؤسسه ارسال کنند.

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

https://irphe.ac.ir/content/5292/140408282
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا چینی‌ها «ایده دانشگاه» را به سخره گرفته‌اند؟
و شاید ما «معاصر» هم نیستیم؟!

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
♦️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اول‌های زندگی‌اند؟
علی خورسندی
دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی

قول مشهوری است از ارنست همینگوی، که می‌گوید، کمیاب‌ترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی می‌کنند! شواهدی دال بر همنوایی با پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر می‌گردیم، می‌بینیم خیلی از همکلاسی‌های درس‌خوان و شاگرد اول‌های‌ کلاس پیشرفت اجتماعی متوسط‌تری دارند؛ زیست اقتصادی پایین‌تری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛‌ زندگی عاطفی پرچالش‌تری دارند. احساس خوشبختی کمتری می‌کنند! در مقابل، همکلاسی‌های درس‌نخوان و مدرسه‌گریز دوران مدرسه زیست‌ اجتماعی‌ بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونق‌تری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایت‌بخش‌تری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی می‌کنند.

به‌راستی چرا اینگونه است؟ تحقیقا پاسخ به این پرسش و تایید پیش‌فرض‌های فوق نیازمند پژوهش‌های علمی است. اما بنظر می‌رسد علت‌ها و عوامل مختلفی در این رابطه می‌توانند دخیل‌ باشند!

علت اول؛ در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت می‌کند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیت‌های یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق می‌گردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهره‌وری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی می‌تواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست.

علت دوم؛ برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیت‌ها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارت‌های ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته می‌شود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتب‌گریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است!

علت سوم؛ برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهم‌ترین فاکتور موفقیت حرفه‌ای و شغلی افراد در تجارت و کسب‌و‌‌کار شناخته می‌شود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر می‌شود. هوش هیجانی، هوش تصمیم‌گیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمی‌شود! به همین دلیل، در سازمان‌های قوی و‌ موفق مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخش‌تر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند.

علت چهارم؛ جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درس‌خوان‌ها و شاگرد اول‌های کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همان‌هایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسه‌گریزی و اجتماع‌طلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماع‌طلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگ‌تری می‌بیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اول‌های کلاس اجتماع‌گریزند، بی‌دلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی می‌شود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست!

گاردنر می‌گفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدم‌ها از توانمندی‌های ذهنی و انواع هوش‌ها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارت‌های برابر در کاربرد آنها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک Public است، نمی‌تواند تک‌ساحتی عمل کند؛ و یا تک‌بعدی آموزش دهد. فعالیت‌های آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمی‌توانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانش‌آموزان است! انواع هوش‌های ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفته‌اند! برنامه‌های درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوش‌ها، بطور ویژه هوش‌های اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان متمرکز است. «بازنشر»

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
برف امید!

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
ارزش جهالت در پژوهش‌‌های علمی؟!

شیفتگی درک محیط و نیاز عاطفی ما به اکتشاف یافته‌های علمی جدید از دلایل اصلی ادامه تحصیل بویژه دوره دکتری هستند. اما برنامه‌های دوره دکترا اغلب به دو طریق به دانشجویان آسیب می‌زنند. اول، اکثر دانشجویان در بدو ورود فکر نمی‌کنند که انجام پژوهش واقعی چقدر سخت است! بویژه‌ درک درستی از انجام پژوهش‌های مهم ندارند؛ چون انجام پژوهش‌های مهم و اصیل بسیار بسیار دشوار هستند! از لحاظ دشواری، مقایسه پژوهش علمی اصیل با گذراندن دوره‌های درسی قابل مقایسه نیست!
چیزی که پژوهش را دشوار می‌کند، غوطه‌ور شدن در ناشناخته‌هاست. در یک پژوهش واقعی و مبتنی بر مسئله اصلا نمی‌دانیم داریم چکار می‌کنیم! تا زمانی که به پاسخ یا نتیجه نرسیم، حتی نمی‌توانیم مطمئن باشیم که آیا پرسش را درست طرح کرده‌ایم یا داریم آزمایش را درست انجام می‌دهیم! درست است که رقابت برای اخذ بورسیه‌ها و کمک‌های مالی و چاپ مقاله در مجلات برتر، تحصیل را دشوار می‌کند؛ اما جدا از همه اینها، انجام پژوهش‌های علمی مهم ذاتاً دشوار است و تغییر سیاست‌های دپارتمانی، نهادی یا ملی در کاهش دشواری‌های ذاتی تحصیل و اکتشاف ناشناخته‌ها موفق نیستند.

نکته دوم اینکه، ما به اندازه کافی به دانشجویان یاد نمی‌دهیم که چگونه به طور موثرتر و مفیدتری «احمق» باشند! یعنی در انجام پژوهش اگر احساس حماقت نکنیم، به این معنی است که واقعاً تلاش نکرده‌ایم؛ یا پژوهش مهمی را انجام نمی‌دهیم! موضوع بحث «حماقت نسبی» نیست که خیلی‌ها در موارد مختلف زیست اجتماعی و یا دوران تحصیل ممکن است احساس کنیم! پژوهش علمی اصیل مواجه شدن با «حماقت مطلق» ماست. این نوع حماقت یک واقعیت وجودی است که در تلاش‌های ما برای ورود به ناشناخته‌ها و فهم مجهولات ذاتی است. ایده درستی است که در آزمون‌ها اساتید تا زمانی که دانشجو تسلیم شود و بگوید «نمی‌دانم» برای ادامه کار فشار می‌آورند. هدف امتحان این نیست که نشان دهد آیا دانشجو همه پاسخ‌ها را درست می‌داند یا خیر؟! اگر هدف آزمون این باشد، این اساتید هستند که در امتحان مردود شده‌اند. هدف آزمون‌ها این است که نقاط ضعف دانشجو شناسایی شود، تا ببینیم کجاها باید تلاش بیشتری کند و نیز اینکه ببینیم آیا دانش دانشجو در سطح کافی هست که آماده پذیرش یک پروژه تحقیقاتی باشد یا خیر!

در هر صورت، حماقت سازنده (Productive stupidity) به معنای نادانی به انتخاب خود است. تمرکز بر سوالات مهم، ما را در موقعیت ناخوشایند نادانی و تلاش برای یادگیری بیشتر قرار می‌دهد. یکی از آورده‌های زیبای پژوهش این است که به ما اجازه می‌دهد تا مکررا با اشتباهاتمان کنار بیاییم! بارها اشتباه کنیم و تا زمانی که هر بار چیزی یاد می‌گیریم، احساس خوبی داشته باشیم. بدون شک، این می‌تواند برای دانشجویانی که درس‌خوان و حافظه‌محور هستند و به انباشت پاسخ‌های درست و دقیق عادت دارند، دشوار باشد یا خوشایند نباشد. اما سطوح معقولی از احساس حماقت، اعتماد به نفس و تاب‌آوری عاطفی کمک می‌کند تا نه تنها از اکتشاف دیگران بیشتر یاد بگیریم بلکه خودمان به سمت پژوهش‌های مهم‌تر و سخت‌تر حرکت کنیم!

نتیجه اینکه در پژوهش علمی هرچه بیشتر احساس احمق بودن داشته باشیم ‌و راحت‌تر با آن مواجه شویم، عمیق‌تر به سوی ناشناخته‌های مهم‌تر خواهیم رفت و احتمال بیشتری وجود دارد که به اکتشافات بزرگ‌تر و ناب‌تر دست یابیم!
«تلخیص-خورسندی»

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

https://journals.biologists.com/jcs/article/121/11/1771/30038/The-importance-of-stupidity-in-scientific-research
دکتر خورسندی در نشست پژوهش‌های علمی و توسعه ایرانی عنوان کرد:

💢 آیا پژوهش و تولید دانش سیاست‌پذیر است تا بتوان آن را سیاستگذاری کرد؟

🔹 دکتر علی خورسندی، رئیس مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، در سخنانی با طرح این پرسش که «آیا پژوهش اصولاً سیاست‌پذیر است تا بتوان آن را سیاستگذاری کرد؟ و اگر سیاست‌پذیر است پیش‌بیست‌های سیاستگذاری موفق در حوزه پژوهش کدامند؟»، به بررسی امکان سیاست‌گذاری در حوزه پژوهش و پیش‌بایست‌های آن پرداخت.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید: 👇👇

https://irphe.ac.ir/content/5309/14049262
📘نشست تخصصی
در جستجوی «ایده دانشگاه» در ایران

🎓 با سخنرانی:
🔹 دکتر خسرو باقری – استاد دانشگاه تهران
🔹 دکتر جعفر توفیقی – استاد دانشگاه تربیت مدرس
🔹 دکتر علی خورسندی – دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
🔹 دکتر مقصود فراستخواه – استاد مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی
🔹 دکتر غلامرضا ذاکر صالحی – استاد مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش‌عالی
🔹 دکتر احمدرضا روشن – معاون پژوهشی مؤسسه و دبیر نشست

زمان: سه‌شنبه ۲ دی‌ماه/ ساعت ۱۰ الی ۱۲

🌐 لینک ورود مجازی: guest.irphe.ac.ir

📍 محل برگزاری:
موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی
اجتماعی‌سازی دانشگاه؛ ایده‌ای نوظهور در آموزش عالی
علی خورسندی

اگر سرآغاز دانشگاه امروزی را از قرن ۱۲ میلادی و نیز عصر نوزایی به این سو بررسی کنیم، می‌توان حداقل پنج ایده شاخص را در آن شناسایی کرد.

ایده نخست، «نیکداشت حقیقت» بود. این ایده دانشگاه را نهادی در خدمت حقیقت کلیسا تعریف می‌کرد و مأموریت آن اغلب تربیت میسیونر و آموزش و ترویج الهیات و آموزه‌های مسیحیت بود. در این دوره، پاسداشت خدای کلیسا و خدای اسقف اعظم، سوژه محوری دانشگاه بود.

ایده دوم، ایده‌ای است که دانشگاه را در خدمت نهاد «قدرت» تعریف می‌کرد. در بستر ایده «خدمت‌ به قدرت» در عین حال که کلیسا همچنان حضور موثر داشت، ولی «قدرت» سوژه اصلی دانشگاه بود و دانشگاه مأموریت داشت به مسائلی بپردازد که اولویت حکمرانان در آن‌سوی دانشگاه بود و دانشی ارزش انتقال داشت که توجیه‌کننده و مروج ایدئولوژی‌های نخبگان سیاسی و دولت باشد.

ایده سوم دانشگاه ریشه در ایدئالیسم آلمانی و اندیشه‌های کانت بویژه در خصوص عقل آزاد و آزادی علمی و نیز نزاع میان «حقیقت» و «قدرت» در دانشگاه دارد. این ایده بر جست‌وجوی حقیقت و انکشاف مرزهای ناشناخته دانش متمرکز بود و دوری‌گزینی از کلیسا و قدرت و حاکمان شهر مبنا شد و دانشگاه به درون خویش برگشت و سوژه خود را از  «حقیقت کلیسا»، به «حقیقت علم» تغییر داد. در سنت هومبولتی وحدت میان تمامی دانش‌ها بویژه وحدت میان آموزش و پژوهش در بستر این ایده رشد کرد و این انقلاب بزرگی بود که در سوژگی دانشگاه رخ داد.

ایده چهارم دانشگاه که عمدتاً در حوزه آتلانتیک شمالی شکل گرفت، بر «سودمندی دانش» و «خلق ثروت» تأکید داشت. در این چارچوب، دانش زمانی ارزنده تلقی می‌شد که سودمند بوده و بتواند به ثر‌وت‌آفرینی و کارآفرینی منجر شود. ایده دانشگاه آتلانتیک شمالی به کثرت‌گرایی و تنوع‌بخشی در همه چیز اشتیاق داشت و بازار و سود و ثروت، سوژه اصلی دانشگاه شد.

ایده «رهبری فرهنگی» دانشگاه ایده پنجمی است که کم و بیش رواج داشته است. سواد علمی و ارتقای دانش فرهنگی دانشجویان و تعالی روحی و تهذیب و پرورش منش دانشجویی مبنای آموزش و تدریس بود. بر اساس این ایده، دانشگاه فقط دانش علمی و یا دانش فنی تولید و تدریس نمی‌کند بلکه تولید دانش‌های فرهنگی و تربیت روشنفکران اجتماعی و عمومی و پرورش نخبگان فرهنگی و نیز نقد و پالایش فرهنگی جامعه از کارکردهای اصلی دانشگاه هستند. به عبارتی «فرهنگ» و «توسعه فرهنگی» سوژه دانشگاه بود.

افزون‌بر پنج ایده فوق، ایده ششمی وجود دارد که فهم آن برای دانشگاه ایرانی حیاتی است. این ایده را «ایده جهان جنوب» نام گذاشته‌ام. پدیده محوری ایده «جهان جنوب»، جبران عقب‌ماندگی‌ها و واپس‌زدگی‌ها از جهان  شمال (غرب آرمانی‌شده) بود. ایده جهان جنوب، سرنوشت دانشگاه در همه کشورهای جهان سومی بود که می‌خواستند به سمت صنعتی‌شدن بروند تا از رنج بدوی‌بودن رهایی یابند! این کشورها غیرت پیشرفت داشتند و نسخه اروپایی دانشگاه را مرجع پیشرفت می‌دانستند. ویژگی مشترک ایده «جهان جنوب» نوسازی دستوری حکمرانان کشورهای جنوب بود. «جهان جنوب» جهان در حسرت توسعه بود که مجبور به اصلاح ساختارهای سنتی و بی‌نظمی‌های اجتماعی بود و دانشگاه می‌توانست این مشکل را فهم کند. وضع ما هم بهتر از این نبود! حکم حکومتی ۹۰ سال پیش «بسیار خوب! بروید آن را بسازید!» دلالت بر بازنمایی ایده «جهان جنوب» دانشگاه در قلمرو ما داشت!

اما قریب به دو قرن است که پرسش مبنایی ما بی‌پاسخ مانده است! پرسش تاریخی ما این است که «چه دانشگاهی به کار ما می‌آید؟!»؛ ما نه تنها توافق سیاستی نداریم، بلکه در پاسخ به پرسش‌‌های مبنایی اجماع نظری نداریم! دلیل آن روشن است؛ چون ایده‌ای برای دانشگاه نداشتیم و هنوز هم به معنای فلسفی و معرفتی کلمه ایده‌ای نداریم!.

تلاش برای پاسخ به این پرسش‌ها، شاید بتواند ایده هفتمی را برای دانشگاه مطرح کند؛ و آن ایده «اجتماعی‌سازی دانشگاه» است. حکمرانی اجتماعی دانشگاه و اینکه چگونه دانش و پارادایم‌های دانشی را در سیاستگذاری‌های عمومی و اجتماعی رواج دهیم، دغدغه محوری این ایده است. بر اساس این ایده، دانشگاه نسبت به «جامعه» و مصائبش تعهد حرفه‌ای و اخلاقی دارد. حکمرانی دانشگاه نسبت به قدرت، به معنای عام‌کلمه، نیز متعهد است. تعهد اخلاقی و حرفه‌ای دانشگاه به «جامعه» و «دولت» محدود نمی‌شود، «محیط زیست»، «حوزه عمومی»، «صنعت» و «بازار اشتغال» از مخاطبین کارکردی دانشگاه هستند. در این معنا، دانشگاه به مثابه عقل راهبر در سیاستگذاری‌های عمومی و اجتماعی نقش‌نمایی می‌کند. بنابراین، ایده محوری اجتماعی‌سازی دانشگاه، اثرگذاری اجتماعی و مسئولانه دانشگاه نسبت به مصالح عمومی، مسائل مبتلابه اجتماعی و نیازهای توسعه ملی و محلی است!

🆔@khorsanditaskoh
🔰 پداگوژی دانشگاهی

https://irphe.ac.ir/content/5315/1404106
مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با همکاری انجمن مهندسی شیمی ایران برگزار می‌کنند:

🔹 پنل تخصصی: نقش استقرار نظام اعتباربخشی در کاهش تخلفات در آموزش عالی

🎙 سخنرانان:
▪️ دکتر جعفر توفیقی
استاد دانشگاه تربیت مدرس و رئیس هیأت‌مدیره انجمن آموزش مهندسی ایران

▪️ دکتر نسیم نهاوندی
استاد دانشگاه تربیت مدرس و رئیس مرکز نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

▪️ دکتر محمود کمره‌ای
استاد دانشگاه تهران و معاون آموزشی دانشگاه

▪️ دکتر علی خورسندی
دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

🎤 دبیر پنل:
دکتر وحید تقی‌خانی
استاد دانشگاه صنعتی شریف و دبیر انجمن مهندسی شیمی ایران

📌 محورهای پنل:
▫️ تخلف در سیستم پذیرش دانشجو
▫️ تخلف در ارزیابی علمی و آموزشی عملکرد دانشجویان
▫️ تخلف در امر پژوهش و چاپ آثار و مقالات علمی
▫️ تخلف در صدور مدارک تحصیلی جعلی
▫️ تخلف در اشتغال و عناوین علمی و تخصصی مدرسان

📅 زمان: شنبه ۲۰ / ۱۰ / ۱۴۰۴
۱۰ تا ۱۲

📍 مکان: مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی

💻 لینک مجازی:
https://guest.irphe.ac.ir