❄️ @leanstrategy
تکنیک هایی که کمک می کند بیان خوبی داشته باشیم شامل:
تلفظ درست و صحیح لغات، استفاده بجا از دستور زبان مانند رعایت مکث ها و تاکید ها، حذف تکه کلام های که از تاثیر گذاری کلام کم می کند مانند من من کردن و یا گفتن اِ زیاد در خلال صحبت، رسا و با صلابت حرف زدن، کنترل نفس و بدون تنش نبودن بیان، بدون حس و احساس نبودن بیان، بیش از اندازه سریع یا کند صحبت نکردن، لرزش یا خشدار نبودن صدا ، رعایت زبان بدن مناسب مانند نوع نگاه و حالت چهره و دیگر اجزای ارتباط غیر کلامی و میتوان گفت فن بیان خوب یعنی استفاده از همه اجزایی که کمک می کند پیام ما به درستی به مخاطب انتقال یابد.
❄️ @leanstrategy
تکنیک هایی که کمک می کند بیان خوبی داشته باشیم شامل:
تلفظ درست و صحیح لغات، استفاده بجا از دستور زبان مانند رعایت مکث ها و تاکید ها، حذف تکه کلام های که از تاثیر گذاری کلام کم می کند مانند من من کردن و یا گفتن اِ زیاد در خلال صحبت، رسا و با صلابت حرف زدن، کنترل نفس و بدون تنش نبودن بیان، بدون حس و احساس نبودن بیان، بیش از اندازه سریع یا کند صحبت نکردن، لرزش یا خشدار نبودن صدا ، رعایت زبان بدن مناسب مانند نوع نگاه و حالت چهره و دیگر اجزای ارتباط غیر کلامی و میتوان گفت فن بیان خوب یعنی استفاده از همه اجزایی که کمک می کند پیام ما به درستی به مخاطب انتقال یابد.
❄️ @leanstrategy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞
سلام💞
صبح شما بخیر🌺
امروز براتون سرشار از خوشی باشه دلتون بی غم و آخر هفتتون زیبا🌻🍇🙏
🍀🍀🍀🍀
❄️ @leanstartegy
سلام💞
صبح شما بخیر🌺
امروز براتون سرشار از خوشی باشه دلتون بی غم و آخر هفتتون زیبا🌻🍇🙏
🍀🍀🍀🍀
❄️ @leanstartegy
💥راز موفقیت کاری آلمانیها با تعداد ساعات کم!
شاید شما هم تعجب کنید اگر بدانید در یکی از ثروتمندترین و صنعتی ترین کشورهای دنیا، ساعت کاری کارمندان در مقایسه با دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی، پایین است.
طبق مقاله سایت «هافینگتون پست» در قانون کار آلمان، ساعت کاری 35 ساعت در هفته تعیین شده است؛ یعنی روزی پنج و نیم ساعت. اما چطور این کشور فوق پیشرفته می تواند با این میزان ساعت کار، همچنان جایگاهش را در صحنه رقابت با ژاپن و آمریکا حفظ کند؟
کارمندان آلمانی تحت هیچ شرایطی در زمان کار حق صحبت غیر کاری با یکدیگر را ندارند.
استفاده از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، اینستاگرام و شبکه های پیام رسان نظیر تلگرام در محل کار تقریبا قدغن است و هیچ تماس تلفنی غیر کاری در ساعات کار نباید گرفته شود.
@leanstrategy
در مستند معروف BBC با نام «از من یک آلمانی بساز»، یک زن جوان آلمانی به انگلیس سفر می کند و از این که کارمندان در محل کار به راحتی با یکدیگر درباره مسائل زندگی خصوصی شان صحبت می کنند، بهت زده می شود.
@leanstrategy
این زن می گوید آن ها در آلمان حتی حق بررسی ایمیل شخصی شان را هم در محل کار ندارند. البته ساعات کاری خارج از کار برای آلمانی ها، کاملا فارغ از مسائل کاری است.
💡 طبق بررسی های نویسنده «هافینگتون پست»، آلمانی ها ارزش زیادی برای تفکیک کار از زندگی شخصی قائلند و مدیران در زمان غیر کاری حتی از ارسال ایمیل کاری به کارمندانشان هم خودداری می کنند.
❄️ @leanstrategy
شاید شما هم تعجب کنید اگر بدانید در یکی از ثروتمندترین و صنعتی ترین کشورهای دنیا، ساعت کاری کارمندان در مقایسه با دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی، پایین است.
طبق مقاله سایت «هافینگتون پست» در قانون کار آلمان، ساعت کاری 35 ساعت در هفته تعیین شده است؛ یعنی روزی پنج و نیم ساعت. اما چطور این کشور فوق پیشرفته می تواند با این میزان ساعت کار، همچنان جایگاهش را در صحنه رقابت با ژاپن و آمریکا حفظ کند؟
کارمندان آلمانی تحت هیچ شرایطی در زمان کار حق صحبت غیر کاری با یکدیگر را ندارند.
استفاده از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، اینستاگرام و شبکه های پیام رسان نظیر تلگرام در محل کار تقریبا قدغن است و هیچ تماس تلفنی غیر کاری در ساعات کار نباید گرفته شود.
@leanstrategy
در مستند معروف BBC با نام «از من یک آلمانی بساز»، یک زن جوان آلمانی به انگلیس سفر می کند و از این که کارمندان در محل کار به راحتی با یکدیگر درباره مسائل زندگی خصوصی شان صحبت می کنند، بهت زده می شود.
@leanstrategy
این زن می گوید آن ها در آلمان حتی حق بررسی ایمیل شخصی شان را هم در محل کار ندارند. البته ساعات کاری خارج از کار برای آلمانی ها، کاملا فارغ از مسائل کاری است.
💡 طبق بررسی های نویسنده «هافینگتون پست»، آلمانی ها ارزش زیادی برای تفکیک کار از زندگی شخصی قائلند و مدیران در زمان غیر کاری حتی از ارسال ایمیل کاری به کارمندانشان هم خودداری می کنند.
❄️ @leanstrategy
زمانی از فایول پرسیدند مدیریت یعنی چه ؟پاسخ داد فقط یک جمله"هرچیزی در جای خودش باشد."
❄️ @leanstrategy
❄️ @leanstrategy
🔵 10 نکته مهم که هنگام سخنرانی نباید انجام دهید!!
1️⃣ زمین یا آسمان را نگاه نکنید (ارتباط چشمی معنیداری برقرار کنید)؛
2️⃣ تا زمانی که به جایگاه سخنرانی نرسیدهاید، صحبت کردن را شروع نکنید؛
3️⃣ با موهای سر و صورت خود بازی نکنید؛
4️⃣ روی یک پا تکیه نکنید؛
5️⃣ با یک انگشت به کسی یا چیزی اشاره نکنید؛
6️⃣ دستبهسینه نباشید؛
7️⃣ پاها را روی هم نیندازید؛
8️⃣ بدن خود را به طرفین تاب ندهید؛
9️⃣ پاها را جفت نکنید؛
🔟 به حضار پشت نکنید.
❄️ @leanstrategy
1️⃣ زمین یا آسمان را نگاه نکنید (ارتباط چشمی معنیداری برقرار کنید)؛
2️⃣ تا زمانی که به جایگاه سخنرانی نرسیدهاید، صحبت کردن را شروع نکنید؛
3️⃣ با موهای سر و صورت خود بازی نکنید؛
4️⃣ روی یک پا تکیه نکنید؛
5️⃣ با یک انگشت به کسی یا چیزی اشاره نکنید؛
6️⃣ دستبهسینه نباشید؛
7️⃣ پاها را روی هم نیندازید؛
8️⃣ بدن خود را به طرفین تاب ندهید؛
9️⃣ پاها را جفت نکنید؛
🔟 به حضار پشت نکنید.
❄️ @leanstrategy
اکثر آدم های موفق که من میشناسم، آدم هاییاند که بیش از آنکه #صحبت کنند گوش میدهند...
❄️ @leanstrategy
❄️ @leanstrategy
✅ از زبان خوش و مثبت استفاده کنید تا مشتری را جذب خودتان کنید!
🔵 زبان خوش و به کار گرفتن عبارات و جملات مثبت باعث میشود تا مکالمه ادامه پیدا کند و از سوءتفاهمهای احتمالی جلوگیری شود. کلمات منفی مانند نمیتوانید، نباید و… باری بهشدت منفی دارند. سعی کنید تا مشکل مشتری را حل کنید و چیزی نگویید که واکنش او را برانگیزید.
❄️ @leanstrategy
🔵 زبان خوش و به کار گرفتن عبارات و جملات مثبت باعث میشود تا مکالمه ادامه پیدا کند و از سوءتفاهمهای احتمالی جلوگیری شود. کلمات منفی مانند نمیتوانید، نباید و… باری بهشدت منفی دارند. سعی کنید تا مشکل مشتری را حل کنید و چیزی نگویید که واکنش او را برانگیزید.
❄️ @leanstrategy
انتقام گرفتن در مذاکره
در مذاکره لحظاتی پیش می آید که احساس می کنیم به ما ظلم شده، حق ما خورده شده، صحبتی شده است که ما را زیر سوال برده است و مواردی از این قبیل که احساس نیاز به انتقام در ما برانگیخته می شود.
در این شرایط ما فکر می کنیم که حتما باید حرفی بزنیم یا کاری کنیم تا از طرف مقابل انتقام بگیریم وگرنه ممکن است ما کوچک شویم و حق مان پایمال شود!!
هر اتفاقی که بیفتد مذاکره محل انتقام جویی نیست و بهتر است از آن پرهیز کنید. حتی در بدترین شرایط ممکن اگر قصد انتقام داشتید، بلافاصله برای انتقام گرفتن اقدام نکنید. احساسات تان را کنترل کنید و آن را به تاخیر بیندازید.
تاخیر در انتقام گیری دو مزیت بزرگ برای شما ایجاد می کند:
اول اینکه به شما فرصت می دهد تا اگر اشتباه برداشت کرده باشید، بتوانید برداشت خود را اصلاح کنید و انرژی خودتان را بیهوده هدر نداده باشید و از طرف دیگر، رابطه خود با طرف مذاکره را دچار خدشه نکرده اید.
دوم اینکه فرصت بیشتری برای فکر کردن و طراحی یک اقدام حرفه ای و حساب شده در اختیار شما قرار می دهد.
" KILL BILL " اگر فیلم
را دیده باشید حتما این دیالوگ را به خاطر دارید : انتقام غذایی است که باید خنک سرو شود.
پس شما نیز هیچوقت در مذاکره هنگامی که داغ و عصبانی هستید اقدامی مبنی بر انتقام جویی صورت ندهید. همواره انتقام در مذاکره را به تاخیر اندازید.
❄️ @leanstrategy
در مذاکره لحظاتی پیش می آید که احساس می کنیم به ما ظلم شده، حق ما خورده شده، صحبتی شده است که ما را زیر سوال برده است و مواردی از این قبیل که احساس نیاز به انتقام در ما برانگیخته می شود.
در این شرایط ما فکر می کنیم که حتما باید حرفی بزنیم یا کاری کنیم تا از طرف مقابل انتقام بگیریم وگرنه ممکن است ما کوچک شویم و حق مان پایمال شود!!
هر اتفاقی که بیفتد مذاکره محل انتقام جویی نیست و بهتر است از آن پرهیز کنید. حتی در بدترین شرایط ممکن اگر قصد انتقام داشتید، بلافاصله برای انتقام گرفتن اقدام نکنید. احساسات تان را کنترل کنید و آن را به تاخیر بیندازید.
تاخیر در انتقام گیری دو مزیت بزرگ برای شما ایجاد می کند:
اول اینکه به شما فرصت می دهد تا اگر اشتباه برداشت کرده باشید، بتوانید برداشت خود را اصلاح کنید و انرژی خودتان را بیهوده هدر نداده باشید و از طرف دیگر، رابطه خود با طرف مذاکره را دچار خدشه نکرده اید.
دوم اینکه فرصت بیشتری برای فکر کردن و طراحی یک اقدام حرفه ای و حساب شده در اختیار شما قرار می دهد.
" KILL BILL " اگر فیلم
را دیده باشید حتما این دیالوگ را به خاطر دارید : انتقام غذایی است که باید خنک سرو شود.
پس شما نیز هیچوقت در مذاکره هنگامی که داغ و عصبانی هستید اقدامی مبنی بر انتقام جویی صورت ندهید. همواره انتقام در مذاکره را به تاخیر اندازید.
❄️ @leanstrategy
پنج آموزه جاودان از بيل گيتس ، اندي گرو و استيو جابز :
منبع : #كتاب_قواعد_استراتژي
نويسنده : ديويد يوفي
قاعده اول - نگاهتان به آینده، و استدلالتان بر مبنای آموخته های قبلی باشد
قاعده دوم - شرطِ بزرگ ببندید، اما روی کل شرکت شرطبندی نکنید
قاعده سوم - همزمان، پلتفرم و اکوسیستم ایجاد کنید – نه فقط محصول
قاعده چهارم - از نقطۀ اتکاء و قدرت خود همزمان بهره ببرید - هم جودو و هم سومو بازی کنید
قاعده پنجم - سازمان خود را به گونه ای شکل دهید که خودتان رکن اصلی اش باشید
گیتس، گرو، و جابز توانستند با بگارگیری این پنج قاعده در شرکت هایشان، به برخی از بهترین نتایجی دست یابند که تا کنون در دنیای کسب و کار به منصه ظهور رسیده است. شاهکار مالی تنها بخش کوچکی از حکایت پیچیده آنهاست، اما قطعاً شاخص مشهودی دربارۀ موفقیتشان است.
البته گیتس، گرو، و جابز همگی بخشی از موفقیت خود را مدیون اختراع انفجاری کامپیوتر شخصی، ظهور اینترنت، و بکارگیری فراگیر تجهیزات سیار دیجیتالی هستند. آنها بدون شک در زمان مناسب و در موقعیت مناسب قرار داشتند.
البته در سال های اخیر عملکرد مالی، ارزش بازار، و نظر عموم از مایکروسافت، اینتل، و حتی اپل کمی تنزل یافته است. ما دیگر شاهد دو برابر یا سه برابر شدن میانگین نرخ رشد صنعت یا ظهور محصولاتی واقعاً انقلابی نیستیم. این موضوع خیلی هم غیرمنتظره نیست. مدیران عاملی که دنباله روی گیتس، گرو، و جابز بوده اند، در واقع قربانی موفقیت اسلاف خود شده اند.
❄️ @leanstrategy
منبع : #كتاب_قواعد_استراتژي
نويسنده : ديويد يوفي
قاعده اول - نگاهتان به آینده، و استدلالتان بر مبنای آموخته های قبلی باشد
قاعده دوم - شرطِ بزرگ ببندید، اما روی کل شرکت شرطبندی نکنید
قاعده سوم - همزمان، پلتفرم و اکوسیستم ایجاد کنید – نه فقط محصول
قاعده چهارم - از نقطۀ اتکاء و قدرت خود همزمان بهره ببرید - هم جودو و هم سومو بازی کنید
قاعده پنجم - سازمان خود را به گونه ای شکل دهید که خودتان رکن اصلی اش باشید
گیتس، گرو، و جابز توانستند با بگارگیری این پنج قاعده در شرکت هایشان، به برخی از بهترین نتایجی دست یابند که تا کنون در دنیای کسب و کار به منصه ظهور رسیده است. شاهکار مالی تنها بخش کوچکی از حکایت پیچیده آنهاست، اما قطعاً شاخص مشهودی دربارۀ موفقیتشان است.
البته گیتس، گرو، و جابز همگی بخشی از موفقیت خود را مدیون اختراع انفجاری کامپیوتر شخصی، ظهور اینترنت، و بکارگیری فراگیر تجهیزات سیار دیجیتالی هستند. آنها بدون شک در زمان مناسب و در موقعیت مناسب قرار داشتند.
البته در سال های اخیر عملکرد مالی، ارزش بازار، و نظر عموم از مایکروسافت، اینتل، و حتی اپل کمی تنزل یافته است. ما دیگر شاهد دو برابر یا سه برابر شدن میانگین نرخ رشد صنعت یا ظهور محصولاتی واقعاً انقلابی نیستیم. این موضوع خیلی هم غیرمنتظره نیست. مدیران عاملی که دنباله روی گیتس، گرو، و جابز بوده اند، در واقع قربانی موفقیت اسلاف خود شده اند.
❄️ @leanstrategy
✅ استراتژی اقیانوس آبی چیست و چه کاربردی در مدیریت شما دارد؟
❓تابهحال با خود فکر کردهاید چطور برخی از شرکتها در مدت زمانی محدود به رشدی عجیبوغریب و شهرتی جهانی دست پیدا میکنند؟
http://bit.ly/2jisW9Q
✔️ در سال ۲۰۰۵ کتابی به نام «استراتژی اقیانوس آبی» منتشر شد که نتایج تحقیق روی شرکتهای ۳۰ صنعت در ۱۵۰ سال را بازگو میکرد. این کتاب توضیح میدهد که شرکتهای موفق مانند شرکتهای معمولی برنامه ریزی نمیکنند و برای دستیابی به موفقیت، از طرز فکر جدیدی پیروی میکنند که نتیجهی آن خلق استراتژی اقیانوس آبی است. با چطور همراه باشید تا کلیات این استراتژی را مرور کنیم.
💡 بازار تبلیغات، بازاریابی و ارتباطات در دنیای امروزی بسیار گسترده شده است. شرکتهای خدماتی هر روز خدمات جدیدتری معرفی و بازار را شلوغتر میکنند. در واقع سهم بازار رقبا ثابت باقی میماند، اما بهدلیل رقابت بیشتر، حاشیهی سود آنها کاهش مییابد. برخی شرکتهای خدماتی ممکن است بتوانند با ارائهی خدمات بهتر یا کمپین بازاریابی قویتر، افزایش سهم بازار را تجربه کنند، اما خیلی از شرکتها هم راه اشتباهی را در پیش میگیرند.
🎯 در سال ۲۰۰۵، اساتید دانشگاهی در فرانسه، کتابی به اسم «استراتژی اقیانوس آبی» منتشر کردند. پایه و اساس کتابِ آنها دربارهی این بود که بهترین شرکتها، مانند اپل، یک بازار شلوغ را برای رقابت انتخاب نمیکنند. آنها بازار جدیدی میسازند که قبلا اصلا وجود خارجی نداشته است. این فرضیه با عقل هم جور در میآید. ما میتوانیم به تکهای از یک کیک قانع باشیم یا کیکِ مردم را فراموش کنیم و خودمان کیک بزرگتر و خوشمزهتری بپزیم! بهجای اینکه در اقیانوس قرمزی که پر از شناگر است، دستوپا بزنیم، میتوانیم در اقیانوسی آبی که بیانتهاست و آب تمیزی دارد شنا کنیم.
❓تابهحال با خود فکر کردهاید چطور برخی از شرکتها در مدت زمانی محدود به رشدی عجیبوغریب و شهرتی جهانی دست پیدا میکنند؟
http://bit.ly/2jisW9Q
✔️ در سال ۲۰۰۵ کتابی به نام «استراتژی اقیانوس آبی» منتشر شد که نتایج تحقیق روی شرکتهای ۳۰ صنعت در ۱۵۰ سال را بازگو میکرد. این کتاب توضیح میدهد که شرکتهای موفق مانند شرکتهای معمولی برنامه ریزی نمیکنند و برای دستیابی به موفقیت، از طرز فکر جدیدی پیروی میکنند که نتیجهی آن خلق استراتژی اقیانوس آبی است. با چطور همراه باشید تا کلیات این استراتژی را مرور کنیم.
💡 بازار تبلیغات، بازاریابی و ارتباطات در دنیای امروزی بسیار گسترده شده است. شرکتهای خدماتی هر روز خدمات جدیدتری معرفی و بازار را شلوغتر میکنند. در واقع سهم بازار رقبا ثابت باقی میماند، اما بهدلیل رقابت بیشتر، حاشیهی سود آنها کاهش مییابد. برخی شرکتهای خدماتی ممکن است بتوانند با ارائهی خدمات بهتر یا کمپین بازاریابی قویتر، افزایش سهم بازار را تجربه کنند، اما خیلی از شرکتها هم راه اشتباهی را در پیش میگیرند.
🎯 در سال ۲۰۰۵، اساتید دانشگاهی در فرانسه، کتابی به اسم «استراتژی اقیانوس آبی» منتشر کردند. پایه و اساس کتابِ آنها دربارهی این بود که بهترین شرکتها، مانند اپل، یک بازار شلوغ را برای رقابت انتخاب نمیکنند. آنها بازار جدیدی میسازند که قبلا اصلا وجود خارجی نداشته است. این فرضیه با عقل هم جور در میآید. ما میتوانیم به تکهای از یک کیک قانع باشیم یا کیکِ مردم را فراموش کنیم و خودمان کیک بزرگتر و خوشمزهتری بپزیم! بهجای اینکه در اقیانوس قرمزی که پر از شناگر است، دستوپا بزنیم، میتوانیم در اقیانوسی آبی که بیانتهاست و آب تمیزی دارد شنا کنیم.
Forwarded from 👑 نما مایند 👑 (Nil Hatami)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درود روزتون پرانرژی وهدفمند امروز رو با این کلیپ شروع میکنیم .چرا کارهای کوچیک برامون سخته
@malakeamoozesh
@malakeamoozesh
💢تئوري سوسك
متن زیر داستان بسیار جالبی را در حوزه توسعه شخصی روایت میکند. اگرچه این داستان به یکی از سخنرانیهای سوندار پیچای (Sundar Pichai) مدیرعامل فعلی شرکت گوگل (Google) نسبت داده میشود، اما در واقع او هیچگاه این سخنرانی را نکرده است. منشاء این داستان نامعلوم است، اما مفهوم بسیار آشنایی را روایت میکند و از آنجا که داستان قدرتمندی است، خواندن آن میتواند مفید باشد. این داستان با عنوان “تئوری سوسک در توسعه شخصی” رواج یافته است!
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زندن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند. بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند!
پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت محکم میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار هیستریک شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
✅من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
✅آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
✅واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند.
✅این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.
❄️ @leanstrstegy
متن زیر داستان بسیار جالبی را در حوزه توسعه شخصی روایت میکند. اگرچه این داستان به یکی از سخنرانیهای سوندار پیچای (Sundar Pichai) مدیرعامل فعلی شرکت گوگل (Google) نسبت داده میشود، اما در واقع او هیچگاه این سخنرانی را نکرده است. منشاء این داستان نامعلوم است، اما مفهوم بسیار آشنایی را روایت میکند و از آنجا که داستان قدرتمندی است، خواندن آن میتواند مفید باشد. این داستان با عنوان “تئوری سوسک در توسعه شخصی” رواج یافته است!
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زندن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند. بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند!
پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند.
در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت محکم میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند.
زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار هیستریک شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
✅من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
✅آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
✅واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند.
✅این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.
❄️ @leanstrstegy
بسم الله النور
دوشنبه رابا نام
زیبایت آغازمیکنیم
الهی
دراین صبح زیبا
بهترینها رانصیب دوستانم کن
تا تقدیرشان انگونه که
تومیپسندی مهیاشود
صبحی شادهمراه با
عریزانتان داشته باشید🌸
❄️ @leanstrategy
دوشنبه رابا نام
زیبایت آغازمیکنیم
الهی
دراین صبح زیبا
بهترینها رانصیب دوستانم کن
تا تقدیرشان انگونه که
تومیپسندی مهیاشود
صبحی شادهمراه با
عریزانتان داشته باشید🌸
❄️ @leanstrategy