5 اصل موفقیت از نظر بیل گیتس:
1. نه گفتن
2. استقبال از انتقاد
3. خوشبینی
4. عدم ترس از شکست
5. تمرکز بر هدف
🍃 @leanstrategy
1. نه گفتن
2. استقبال از انتقاد
3. خوشبینی
4. عدم ترس از شکست
5. تمرکز بر هدف
🍃 @leanstrategy
سلام و ضمن عرض تبریک مجدد سال نو
مدیریت با استراتژی ناب
دوره ای متفاوت برای کسانی که میخواهند:
خودشان را بشناسند
بر خودشان مدیریت کنند
برای آینده خود برنامه درستی تدوین کنند
اجرای موفق برنامه هایشان در محیط ایران را یاد بگیرند .
🍃 @leanstrategy
مدیریت با استراتژی ناب
دوره ای متفاوت برای کسانی که میخواهند:
خودشان را بشناسند
بر خودشان مدیریت کنند
برای آینده خود برنامه درستی تدوین کنند
اجرای موفق برنامه هایشان در محیط ایران را یاد بگیرند .
🍃 @leanstrategy
بخش هایی از چهارمین جلسه و آخرین جلسه دوره آموزشی bp&leadership
راوی داستان موفقیت:مهندس گوران (مدیرعامل شرکت سروش همراه)
جهت ثبت نام در دوره آموزشي جدید (((مدیریت با استراتژی ناب ))) به سایت ktrgroup.ir مراجعه کنید
یا عدد ۹ را به سامانه ی 50002211503 ارسال کنید
يا با شماره ي ٧٧٩٣١٦٧٦-٠٢١ تماس بگيريد.
🍃 @leanstrategy
راوی داستان موفقیت:مهندس گوران (مدیرعامل شرکت سروش همراه)
جهت ثبت نام در دوره آموزشي جدید (((مدیریت با استراتژی ناب ))) به سایت ktrgroup.ir مراجعه کنید
یا عدد ۹ را به سامانه ی 50002211503 ارسال کنید
يا با شماره ي ٧٧٩٣١٦٧٦-٠٢١ تماس بگيريد.
🍃 @leanstrategy
از زرتشت پرسیدند ؛
زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
گفت: چهار اصل!
دانستم که رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم... دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم...
دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم
دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم ..
🍃 @leanstrategy
زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
گفت: چهار اصل!
دانستم که رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم... دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم...
دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم
دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم ..
🍃 @leanstrategy
خطای هزینهی هدر رفته
یکی از دوستانم سال ها از رابطهی عاشقانهی پرمشکلش زجر میکشید.
نامزدش بارها و بارها به او خیانت میکرد.
هر دفعه هم پشیمان برمیگشت و التماس میکرد که دوستم او را ببخشد.
او میگفت "انرژی زیادی صرف این رابطه کردهام و کنار گذاشتنش کار اشتباهی است" یک مورد کلاسیک از خطای هزینهی هدر رفته.
خطرناکترین حالت خطای هزینهی هدر رفته وقتی است که زمان، پول، انرژی یا عشق زیادی صرف چیزی کرده باشیم.
این هزینه کردن دلیلی میشود برای ادامه دادن، حتی اگر با موضوعی محکوم به شکست سر و کار داشته باشیم.
هر چه بیشتر سرمایه گذاری کنیم، هزینهی هدر رفته بیشتر میشود و بیشتر مجبور میشویم ادامه بدهیم.
#برشی_از_کتاب📚
هنر شفاف اندیشیدن- رولف دوبلی
🍃 @leanstrategy
یکی از دوستانم سال ها از رابطهی عاشقانهی پرمشکلش زجر میکشید.
نامزدش بارها و بارها به او خیانت میکرد.
هر دفعه هم پشیمان برمیگشت و التماس میکرد که دوستم او را ببخشد.
او میگفت "انرژی زیادی صرف این رابطه کردهام و کنار گذاشتنش کار اشتباهی است" یک مورد کلاسیک از خطای هزینهی هدر رفته.
خطرناکترین حالت خطای هزینهی هدر رفته وقتی است که زمان، پول، انرژی یا عشق زیادی صرف چیزی کرده باشیم.
این هزینه کردن دلیلی میشود برای ادامه دادن، حتی اگر با موضوعی محکوم به شکست سر و کار داشته باشیم.
هر چه بیشتر سرمایه گذاری کنیم، هزینهی هدر رفته بیشتر میشود و بیشتر مجبور میشویم ادامه بدهیم.
#برشی_از_کتاب📚
هنر شفاف اندیشیدن- رولف دوبلی
🍃 @leanstrategy
تغییر کنید تا اطرافیان شما هم افراد دیگری شوند!
یونگ معتقد است افرادی که در اطراف ما هستند به صورت اتفاقی در کنار ما قرار نگرفتهاند بلکه به دلیل تشابه یا نقطه اشتراک خاصی جذب ما شدهاند. بنابراين قبل اینکه در جستجوی تغییر در دیگران باشید باید به فکر تغییر خودتان باشید! رفتار دیگران با ما قبل اینکه به دیگران بستگی داشته باشد به نگاه خودمان به خود بستگی دارد !
🍃 @leanstrategy
یونگ معتقد است افرادی که در اطراف ما هستند به صورت اتفاقی در کنار ما قرار نگرفتهاند بلکه به دلیل تشابه یا نقطه اشتراک خاصی جذب ما شدهاند. بنابراين قبل اینکه در جستجوی تغییر در دیگران باشید باید به فکر تغییر خودتان باشید! رفتار دیگران با ما قبل اینکه به دیگران بستگی داشته باشد به نگاه خودمان به خود بستگی دارد !
🍃 @leanstrategy
رتبه بندی تصویری " بهترین کشورهای جهان برای کسب و کار"
درسال 2019 - به نقل از بانک جهانی :
رتبه 1: نیوزیلند
رتبه 2: سنگاپور
رتبه 3: دانمارک
رتبه 4: هنگ کنگ
رتبه 5: کره جنوبی
رتبه 6: گرجستان
رتبه 7: نروژ
رتبه 8: آمریکا
رتبه 9: انگلستان
رتبه 10: مقدونیه
رتبه کشورمان در این رده بندی عدد 128 است.
🍃 @leanstrategy
درسال 2019 - به نقل از بانک جهانی :
رتبه 1: نیوزیلند
رتبه 2: سنگاپور
رتبه 3: دانمارک
رتبه 4: هنگ کنگ
رتبه 5: کره جنوبی
رتبه 6: گرجستان
رتبه 7: نروژ
رتبه 8: آمریکا
رتبه 9: انگلستان
رتبه 10: مقدونیه
رتبه کشورمان در این رده بندی عدد 128 است.
🍃 @leanstrategy
بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، معتقد است موفقیت بر اساس اثرگذار بودن در جامعه تعریف می شود
گیتس دومین ثروتمند جهان است و ثروتی به ارزش خالص ۸۶ میلیارد دلار دارد، اما از نظر او موفقیت، روابط و به جا گذاشتن یک میراث است.
در یک صفحه “از من بپرسید” در وبگاه Reddit، وقتی از گیتس درباره تعریفاش از موفقیت پرسیدهشد، او به توصیهای از وارن بافت اشاره کرد:
"وارن بافت همیشه میگوید معیار سنجش [موفقیت] این است که نزدیکانتان راضی باشند و عاشقتان باشند."
او افزود: "همچنین اینکه احساس کنید تفاوتی در جهان ایجاد کردهاید –اختراع چیزی یا بزرگ کردن فرزندان یا کمک به نیازمندان- لذتبخش است.
🍃 @leanstrategy
گیتس دومین ثروتمند جهان است و ثروتی به ارزش خالص ۸۶ میلیارد دلار دارد، اما از نظر او موفقیت، روابط و به جا گذاشتن یک میراث است.
در یک صفحه “از من بپرسید” در وبگاه Reddit، وقتی از گیتس درباره تعریفاش از موفقیت پرسیدهشد، او به توصیهای از وارن بافت اشاره کرد:
"وارن بافت همیشه میگوید معیار سنجش [موفقیت] این است که نزدیکانتان راضی باشند و عاشقتان باشند."
او افزود: "همچنین اینکه احساس کنید تفاوتی در جهان ایجاد کردهاید –اختراع چیزی یا بزرگ کردن فرزندان یا کمک به نیازمندان- لذتبخش است.
🍃 @leanstrategy
در یک مکالمه به هیچ وجه تمجید و انتقاد را ترکیب نکنید!
اگر در یک مکالمه، هم از فرد تعریف کنید و هم انتقاد، مثل این است که کلوچهای به او بدهید و بعد وقتی میخواهد اولین گاز را به آن بزند، ضربهای به قلم پایش بزنید! در این صورت، نه تنها هیچ لذتی از خوردن کلوچهای که گرفته بود نمیبرد، بلکه یک معنی منفی در ذهنش شکل میگیرد و دفعه بعدی که به فرد کلوچه بدهید، منتظر است تا ضربهای به پایش بخورد.
به این موضوع فکر کنید. تا به حال اتفاق افتاده که رئیستان از شما تعریف کند و تمام مدتی که مشغول صحبت کردن است، با اضطراب منتظر باشید که کی قرار است ضربه را بزند؟ آیا بعد از تعریفها و تمجیدها منتظر آن «اما» ماندهاید؟ این نشان میدهد به دلیل اینکه سالها بعد از شنیدن تعریفها و تحسینها انتقاد شنیدهاید، ذهنتان شرطی شده است. از نظر روانشناسی، تعریفهای شما باید خالصانه باشد و انتقادتان هم باید سازنده باشد. دادهها هم چنین موضوعی را اثبات میکنند.
به نظر منطقی میرسد که تصور کنیم یکی از دلایلی که افراد ترجیح میدهند صراحتا واقعیت را بشنوند این است که آنها از اینکه یکسری تعریف و تمجید غیرواقعی از آنها صورت بگیرد تا برای انتقاد اصلی زمینهچینی شود، خسته شدهاند. شرطی شدن ذهن برای شنیدن جملات منفی همراه با تعریف و تمجیدهای ریاکارانه، واقعا فرساینده است.
اخیرا مطالعه کوتاهی را انجام دادهایم که در آن بررسی کردیم تعداد ۱۸۰۰ رهبر سازمانی، چگونه انتقادات سازنده خود را به کارکنان مطرح میکنند. نکته نگرانکننده این است که بیش از نصف مدیران این پاسخ را انتخاب کرده بودند: من کاری میکنم که شنیدن انتقاد سازنده راحتتر باشد. معمولا از «ساندویچ تعریف و تمجید» استفاده میکنم. یعنی در خلال انتقادهایی که از فرد دارم، از او تعریف و تمجید هم میکنم.
خیلیها فکر میکنند این بهترین گزینه است، چون باعث میشود کارکنان از دست آنها ناراحت نشوند. به یاد داشته باشید که حتی اگر مدیران با ترکیب کردن انتقاد و تعریف و تمجید حس بهتری بگیرند، دادههای تحقیقاتی که انجام شده اثبات میکنند کارمندان بیشتر ترجیح میدهند واقعیت صریح را بدانند.
منبع: Forbes
🍃 @leanstrategy
اگر در یک مکالمه، هم از فرد تعریف کنید و هم انتقاد، مثل این است که کلوچهای به او بدهید و بعد وقتی میخواهد اولین گاز را به آن بزند، ضربهای به قلم پایش بزنید! در این صورت، نه تنها هیچ لذتی از خوردن کلوچهای که گرفته بود نمیبرد، بلکه یک معنی منفی در ذهنش شکل میگیرد و دفعه بعدی که به فرد کلوچه بدهید، منتظر است تا ضربهای به پایش بخورد.
به این موضوع فکر کنید. تا به حال اتفاق افتاده که رئیستان از شما تعریف کند و تمام مدتی که مشغول صحبت کردن است، با اضطراب منتظر باشید که کی قرار است ضربه را بزند؟ آیا بعد از تعریفها و تمجیدها منتظر آن «اما» ماندهاید؟ این نشان میدهد به دلیل اینکه سالها بعد از شنیدن تعریفها و تحسینها انتقاد شنیدهاید، ذهنتان شرطی شده است. از نظر روانشناسی، تعریفهای شما باید خالصانه باشد و انتقادتان هم باید سازنده باشد. دادهها هم چنین موضوعی را اثبات میکنند.
به نظر منطقی میرسد که تصور کنیم یکی از دلایلی که افراد ترجیح میدهند صراحتا واقعیت را بشنوند این است که آنها از اینکه یکسری تعریف و تمجید غیرواقعی از آنها صورت بگیرد تا برای انتقاد اصلی زمینهچینی شود، خسته شدهاند. شرطی شدن ذهن برای شنیدن جملات منفی همراه با تعریف و تمجیدهای ریاکارانه، واقعا فرساینده است.
اخیرا مطالعه کوتاهی را انجام دادهایم که در آن بررسی کردیم تعداد ۱۸۰۰ رهبر سازمانی، چگونه انتقادات سازنده خود را به کارکنان مطرح میکنند. نکته نگرانکننده این است که بیش از نصف مدیران این پاسخ را انتخاب کرده بودند: من کاری میکنم که شنیدن انتقاد سازنده راحتتر باشد. معمولا از «ساندویچ تعریف و تمجید» استفاده میکنم. یعنی در خلال انتقادهایی که از فرد دارم، از او تعریف و تمجید هم میکنم.
خیلیها فکر میکنند این بهترین گزینه است، چون باعث میشود کارکنان از دست آنها ناراحت نشوند. به یاد داشته باشید که حتی اگر مدیران با ترکیب کردن انتقاد و تعریف و تمجید حس بهتری بگیرند، دادههای تحقیقاتی که انجام شده اثبات میکنند کارمندان بیشتر ترجیح میدهند واقعیت صریح را بدانند.
منبع: Forbes
🍃 @leanstrategy
چگونه ژیلت از یک فروشنده دورهگرد،
به میلیاردری بزرگ تبدیل شد
کینگ کمپ ژیلت، فروشندهای دورهگرد و مردی خیالباف بود. او به تمام شهرها سفر میکرد تا اجناسش را بفروشد، در حالی که رویای خلق جامعه آرمانی را در سر میپروراند که عاری از فقر، جرم، جنایت و جنگ باشد. همچنین آرزوی ابداع وسیله یا راهی را داشت تا او را به شهرت و ثروت برساند اما برای هیچیک از اختراعاتش، نتوانست پولی به دست آورد.
چیزی که زندگی ژیلت را عوض کرد، سر بطری نوشابه بود. مشتریان پس از یکبار مصرف، آن را دور میانداختند و جدیدش را میخریدند؛ این موضوع به شدت نظر ژیلت را جذب کرد. ژیلت سالها وقت صرف کرد تا فهرستی از کالاهای یکبار مصرف را تهیه کند.
یک روز صبح در سال 1895، تیغ ریشتراشی خود را برداشت تا صورتش را اصلاح کند. در آن دوران، تیغها لبه فولادی کلفتی داشتند که آنها را باید مرتب به چرم میکشیدند تا تیز بمانند. تیغ ژیلت آنقدر کند شده بود که به چرم کشیدنش نیز فایدهای نداشت، باید آن را پیش چاقو تیز کن میبرد تا تیزش کند.
اینجا بود که فکری به ذهنش رسید. ژیلت نخستین سالی که محصولش را به بازار عرضه کرد، 51 تیغ و کمتر از دویست لبه تیغ فروخت! سال بعد، نودهزار تیغ و 15 میلیون لبه تیغ فروخت! ژیلت تا آخر عمرش، بیش از بیست میلیون تیغ در سال فروخت...!
چرا لبه تیغی به نازکی کاغذ و آنقدر ارزان نسازیم تا بتوان پس از یکبار مصرف آن را دور انداخت؟ هشت سال طول کشید تا ژیلت به این فکر جامه عمل بپوشاند اما تیغ ژیلتی که در سال 1903 به بازار آمد برای همیشه ریشتراشی را عوض کرد. همچنین راه را برای فرهنگ یکبار مصرف امروزی باز کرد که در نوع خود یک تحول بود...
🍃 @leanstrategy
به میلیاردری بزرگ تبدیل شد
کینگ کمپ ژیلت، فروشندهای دورهگرد و مردی خیالباف بود. او به تمام شهرها سفر میکرد تا اجناسش را بفروشد، در حالی که رویای خلق جامعه آرمانی را در سر میپروراند که عاری از فقر، جرم، جنایت و جنگ باشد. همچنین آرزوی ابداع وسیله یا راهی را داشت تا او را به شهرت و ثروت برساند اما برای هیچیک از اختراعاتش، نتوانست پولی به دست آورد.
چیزی که زندگی ژیلت را عوض کرد، سر بطری نوشابه بود. مشتریان پس از یکبار مصرف، آن را دور میانداختند و جدیدش را میخریدند؛ این موضوع به شدت نظر ژیلت را جذب کرد. ژیلت سالها وقت صرف کرد تا فهرستی از کالاهای یکبار مصرف را تهیه کند.
یک روز صبح در سال 1895، تیغ ریشتراشی خود را برداشت تا صورتش را اصلاح کند. در آن دوران، تیغها لبه فولادی کلفتی داشتند که آنها را باید مرتب به چرم میکشیدند تا تیز بمانند. تیغ ژیلت آنقدر کند شده بود که به چرم کشیدنش نیز فایدهای نداشت، باید آن را پیش چاقو تیز کن میبرد تا تیزش کند.
اینجا بود که فکری به ذهنش رسید. ژیلت نخستین سالی که محصولش را به بازار عرضه کرد، 51 تیغ و کمتر از دویست لبه تیغ فروخت! سال بعد، نودهزار تیغ و 15 میلیون لبه تیغ فروخت! ژیلت تا آخر عمرش، بیش از بیست میلیون تیغ در سال فروخت...!
چرا لبه تیغی به نازکی کاغذ و آنقدر ارزان نسازیم تا بتوان پس از یکبار مصرف آن را دور انداخت؟ هشت سال طول کشید تا ژیلت به این فکر جامه عمل بپوشاند اما تیغ ژیلتی که در سال 1903 به بازار آمد برای همیشه ریشتراشی را عوض کرد. همچنین راه را برای فرهنگ یکبار مصرف امروزی باز کرد که در نوع خود یک تحول بود...
🍃 @leanstrategy
سه استراتژی موفقیت آمازون از زبان جف بزوس
1. استانداردها اکتسابی هستند.
بزوس معتقد است رسیدن به استانداردهای بالا اکتسابی هستند نه ذاتی. او می گوید: یک فرد جدید را وارد یک تیم قوی کنید. او سریعا خود را با استعدادهای بالای تیم منطبق خواهد کرد.
2. اهداف واضح و واقع گرایانه تعیین کنید.
اگر می خواهید در زمینه خاصی استانداردهای خود را ارتقا دهید، در ابتدا باید آن زمینه را بررسی کرده سپس اهداف واقعبینانه ای با توجه به مقدار کار یا زمانی که لازم است تا به آن سطح از کیفیت برسید، تعیین کنید.
3. با مشتریان خود در ارتباط نزدیک باشید.
زمانی که شما خدمت یا محصولی را به مشتری می فروشید، باید به یاد داشته باشید که هرگز ارتباط خود را با او قطع نخواهید کرد صرف نظر از اینکه چقدر در بیزینس خود موفق هستید.
بزوس می گوید او هنوز ایمیل هایی که مردم به آدرس ایمیل عمومی او می فرستند را می خواند و این راهی است برای اینکه بداند بر مشتریان آمازون چه می گذرد. او می گوید تمرکز بر اینکه مشتریان چه می گویند بسیار مهم تر از تمرکز بر عملکرد رقبا است.
🍃 @leanstrategy
1. استانداردها اکتسابی هستند.
بزوس معتقد است رسیدن به استانداردهای بالا اکتسابی هستند نه ذاتی. او می گوید: یک فرد جدید را وارد یک تیم قوی کنید. او سریعا خود را با استعدادهای بالای تیم منطبق خواهد کرد.
2. اهداف واضح و واقع گرایانه تعیین کنید.
اگر می خواهید در زمینه خاصی استانداردهای خود را ارتقا دهید، در ابتدا باید آن زمینه را بررسی کرده سپس اهداف واقعبینانه ای با توجه به مقدار کار یا زمانی که لازم است تا به آن سطح از کیفیت برسید، تعیین کنید.
3. با مشتریان خود در ارتباط نزدیک باشید.
زمانی که شما خدمت یا محصولی را به مشتری می فروشید، باید به یاد داشته باشید که هرگز ارتباط خود را با او قطع نخواهید کرد صرف نظر از اینکه چقدر در بیزینس خود موفق هستید.
بزوس می گوید او هنوز ایمیل هایی که مردم به آدرس ایمیل عمومی او می فرستند را می خواند و این راهی است برای اینکه بداند بر مشتریان آمازون چه می گذرد. او می گوید تمرکز بر اینکه مشتریان چه می گویند بسیار مهم تر از تمرکز بر عملکرد رقبا است.
🍃 @leanstrategy