معرفی دوره
“مدیریت ناب ۲ ، راهبری کسب و کار”
مناسب مدیران عامل و بازاریان و صاحبان کسب و کارها
🌞 @leanstrategy
“مدیریت ناب ۲ ، راهبری کسب و کار”
مناسب مدیران عامل و بازاریان و صاحبان کسب و کارها
🌞 @leanstrategy
داستان زندگی یکی از رهبران و
رییس جمهورهای تاریخ معاصر جهان...
▪️هواپیمای ریاستجمهوری و تعداد 35 ماشین مرسدس مخصوص وزرا را فروخت و درآمد حاصله را به خزانهی دولت واریز کرد!
▫️فروش و خصوصیسازی موسسات استراتژیک دولتی را ممنوع کرد.
▪️حقوق و دستمزد خود را به ۳۰درصد کاهش داد تا با درآمد عمومی برابری کند!
▫️پاداشها و سرویسهای ویژهی دیپلماتیک را لغو کرد!
▪️برای کاهش هزینهها، سفارتخانهها، کنسولگریها و نمایندگیهای غیرضروری در خارج از کشور را بست!
▫️برای سفرهای دیپلماتیک بینالمللیِ خود با خرید بلیط از پروازهای عمومی استفاده کرد!
▪️او به مردمش گفت: اگر از بانک جهانی وام نگیریم از گرسنگی نمیمیریم. و وام نگرفت!
او گفت: ما تنها به پروژههای سودآوری که درآمد خزانهی دولتی را افزایش دهد، فکر میکنیم.
▫️مالیات افراد کمدرآمد را لغو کرد!
▪️با فساد اداری در تمام سازمانهای دولتی مبارزه کرد.
▫️کشور خود را که به تازگی از جنگهای داخلی بیرون آمده بود به یکی از کشورهای پایدار و موفق از نظر اقتصادی تبدیل کرد!
▪️برای تشویق تیم ملی فوتبال کشورش با هزینهی شخصی و خرید بلیط عادی و نه فرستکلاس و رزرو هتل به روسیه سفر کرد!
▫️به محض رسیدن به سوچی به استادیوم رفت اما در ابتدا در جایگاه ویژه ننشست!
▪️با در دست داشتن بلیط مسابقه در بین طرفداران کروواسی روی صندلی معمولی نشست، سپس با آمدن مدودف و دعوت او، به جایگاه ویژه رفت!
▫️در طول مسابقه، تیم ملی کشورش را تشویق کرد و در پایان مسابقه و پیروزی بر روسیهی میزبان در نیمهنهایی به رختکن تیم کرواسی رفت و در شادی آنان شرکت کرد، پیروزی و موفقیتی که ممکن است دیگر سالها اتفاق نیفتد.
آنچه نوشتم در مورد کالیندا سی، شیرزن باغیرت و باشرف، وطنپرست و مردمدوست، رئیسجمهور کشور کروواسی بود و خوشابحال مردم چنین کشوری....!!!!
احسنت به رفتار، منش، شخصیت، انسانیت، شرافت، غیرت، وجدان کاری، حس وطنپرستی و مردمدوستی چنین مسئولی...
منبع : کانال خانه پدری
رییس جمهورهای تاریخ معاصر جهان...
▪️هواپیمای ریاستجمهوری و تعداد 35 ماشین مرسدس مخصوص وزرا را فروخت و درآمد حاصله را به خزانهی دولت واریز کرد!
▫️فروش و خصوصیسازی موسسات استراتژیک دولتی را ممنوع کرد.
▪️حقوق و دستمزد خود را به ۳۰درصد کاهش داد تا با درآمد عمومی برابری کند!
▫️پاداشها و سرویسهای ویژهی دیپلماتیک را لغو کرد!
▪️برای کاهش هزینهها، سفارتخانهها، کنسولگریها و نمایندگیهای غیرضروری در خارج از کشور را بست!
▫️برای سفرهای دیپلماتیک بینالمللیِ خود با خرید بلیط از پروازهای عمومی استفاده کرد!
▪️او به مردمش گفت: اگر از بانک جهانی وام نگیریم از گرسنگی نمیمیریم. و وام نگرفت!
او گفت: ما تنها به پروژههای سودآوری که درآمد خزانهی دولتی را افزایش دهد، فکر میکنیم.
▫️مالیات افراد کمدرآمد را لغو کرد!
▪️با فساد اداری در تمام سازمانهای دولتی مبارزه کرد.
▫️کشور خود را که به تازگی از جنگهای داخلی بیرون آمده بود به یکی از کشورهای پایدار و موفق از نظر اقتصادی تبدیل کرد!
▪️برای تشویق تیم ملی فوتبال کشورش با هزینهی شخصی و خرید بلیط عادی و نه فرستکلاس و رزرو هتل به روسیه سفر کرد!
▫️به محض رسیدن به سوچی به استادیوم رفت اما در ابتدا در جایگاه ویژه ننشست!
▪️با در دست داشتن بلیط مسابقه در بین طرفداران کروواسی روی صندلی معمولی نشست، سپس با آمدن مدودف و دعوت او، به جایگاه ویژه رفت!
▫️در طول مسابقه، تیم ملی کشورش را تشویق کرد و در پایان مسابقه و پیروزی بر روسیهی میزبان در نیمهنهایی به رختکن تیم کرواسی رفت و در شادی آنان شرکت کرد، پیروزی و موفقیتی که ممکن است دیگر سالها اتفاق نیفتد.
آنچه نوشتم در مورد کالیندا سی، شیرزن باغیرت و باشرف، وطنپرست و مردمدوست، رئیسجمهور کشور کروواسی بود و خوشابحال مردم چنین کشوری....!!!!
احسنت به رفتار، منش، شخصیت، انسانیت، شرافت، غیرت، وجدان کاری، حس وطنپرستی و مردمدوستی چنین مسئولی...
منبع : کانال خانه پدری
Telegram
attach 📎
💢ده نکته از کتاب "اثر مرکب"
نوشته: دارن هاردی، ترجمه: لطیف احمدپور و میلاد حیدری، سال ۱۳۹۳، انتشارات شریف.
۱ – سکه جادویی یک ریالی
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
۲ – اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.
۳ – موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!
۴ – نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!
۵ – فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.
۶ – اعتیاد به عادتهای خوب و بد
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.
۷ – تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!
۸ – ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
۹ – ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.
۱۰ – اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
منبع مدیریت رفتار سازمانی
🌞 @leanstrategy
نوشته: دارن هاردی، ترجمه: لطیف احمدپور و میلاد حیدری، سال ۱۳۹۳، انتشارات شریف.
۱ – سکه جادویی یک ریالی
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
۲ – اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.
۳ – موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!
۴ – نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!
۵ – فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.
۶ – اعتیاد به عادتهای خوب و بد
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.
۷ – تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!
۸ – ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
۹ – ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.
۱۰ – اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
منبع مدیریت رفتار سازمانی
🌞 @leanstrategy
هرچیز مهم به ندرت فوریت دارد و هر چیز فوری به ندرت مهم است
جمله بالا از ژنرال آیزنهاور نقل شده است. حال سوال اینکه اولویت بندی انجام کارها باید بر چه اساس باشد: کارهای فوری یا کارهای مهم؟
اگر مالک محصول نداند که چه کاری مهم تر است، همیشه کارهای فوری راه خودشان را به لیست وظایف باز خواهند کرد.
در صورتی که این کارهای مهم تر هستند که برای ذی نفعان نمود دارند و پیشرفت محصول را نشان می دهند و حیات آن را تداوم می بخشند.
یک مالک محصول خوب باید بتواند در اولویت بندی کارها هم فوریت و هم اهمیت کارها را در نظر بگیرد.
برای تشخیص کارهای مهم نیاز است که چشم انداز و اهداف دراز مدت تر برای محصول وجود داشته باشد. ندانستن اینکه چه کاری مهم است نشان می دهد که چنین چشم انداز و اهدافی وجود ندارد یا کمرنگ است
🌞 @leanstrategy
جمله بالا از ژنرال آیزنهاور نقل شده است. حال سوال اینکه اولویت بندی انجام کارها باید بر چه اساس باشد: کارهای فوری یا کارهای مهم؟
اگر مالک محصول نداند که چه کاری مهم تر است، همیشه کارهای فوری راه خودشان را به لیست وظایف باز خواهند کرد.
در صورتی که این کارهای مهم تر هستند که برای ذی نفعان نمود دارند و پیشرفت محصول را نشان می دهند و حیات آن را تداوم می بخشند.
یک مالک محصول خوب باید بتواند در اولویت بندی کارها هم فوریت و هم اهمیت کارها را در نظر بگیرد.
برای تشخیص کارهای مهم نیاز است که چشم انداز و اهداف دراز مدت تر برای محصول وجود داشته باشد. ندانستن اینکه چه کاری مهم است نشان می دهد که چنین چشم انداز و اهدافی وجود ندارد یا کمرنگ است
🌞 @leanstrategy
شوخطبعی مدیران نقش یک استراتژی قدرتمند را در حفظ کارمندان بازی میکند. همچنین استرس محیط کار را کاهش میدهد و کمک میکند مشکلات سازمانی، با راهحلهای نوآورانهای حل شوند. این استراتژی نهتنها احساسات خوب انسان را تقویت میکند، بلکه روابط اجتماعی ، تعلق سازمانی و میزان اعتمادرا نیز بهبود میبخشد. «طنز و شوخطبعی» را سرمایهی قدرتمند خویش برای نیل به آرمانهای سازمانی بدانید!
🌞 @leanstrategy
🌞 @leanstrategy
دوره آموزشی مناسب و عالی جهت مدیران عامل و مدیران کسب و کارها که علاقمند به توسعه فردی و توسعه کسب و کار هستند
“مدیریت ناب ۱ ، راهبری خویشتن ، رفتار فاخر “
مخاطبان : مدیران شعب بانک آینده
جمعه ۱۴ تیرماه
🌞 @leanstrategy
“مدیریت ناب ۱ ، راهبری خویشتن ، رفتار فاخر “
مخاطبان : مدیران شعب بانک آینده
جمعه ۱۴ تیرماه
🌞 @leanstrategy
«کنیچی اومای» و تلنگری برای دانشکدههای مدیریت و کسبوکار کشور
علی بابایی
دهۀ 70 و 80 میلادی است و ژاپنیها با شرکتهای خود نظیر یاماها، سونی، هوندا، NEC و ... به سرعت در حال پیشی گرفتن از آمریکاییها هستند. این سبقت به قدری سریع و شگفتآور است که افراد بسیاری از گوشه و کنار دنیا، در حال تفسیر این موضوع از ظن خود هستند. اما شاید مهمترین این افراد، «کنیچی اومای» مدیر دفتر مککینزی در توکیو و یکی از مشهورترین متفکران ژاپنی در حوزۀ استراتژی باشد. اومای، به واسطۀ ارتباط نزدیک خود با این شرکتها، موفقیت ژاپنیها را اینگونه توصیف میکند:
در نظر بسیاری از افراد، مهمترین علت موفقیت کمپانیهای ژاپنی، استراتژیهای فوقالعادۀ آنهاست. اما وقتی از نزدیکتر به این کمپانیها نگاه کنید به یک پارادوکس خواهید رسید چراکه این کمپانیها در عین پیشتازی در بازار، به هیچ وجه دارای ستاد برنامهریزی بزرگ و یا فرآیندهای برنامهریزی استراتژیکِ مفصل و عریض و طویل نیستند.
استراتژیستهای این کمپانیها، اغلب اوقات از تحصیلات آکادمیک کمی در حوزه کسبوکار برخوردارند (چراکه در ژاپن هیچ دانشکدهای تحت عنوان دانشکدۀ کسبوکار وجود ندارد) و آنها ممکن است حتی یک کتاب نیز در عمر خود در حوزه استراتژی مطالعه نکرده باشند. اما علیرغم همه این موضوعات، استراتژیستهای این کمپانیها دارای یک شهود کامل، در مورد چیستیِ عناصر تشکیلدهندۀ یک استراتژی بزرگ هستند ...
اما امروزه در ایالات متحده، آنچه در فرهنگ بسیاری از بنگاههای بزرگ این کشور ارج نهاده میشود، «منطق» و «تحلیل» است و از همینرو، نه نوآوران، بلکه این تحلیلگران هستند که زمام امور در این بنگاهها را در دستان خود گرفتهاند. درواقع چندان اغراقآمیز نیست اگر بگوییم که در حال حاضر، سبک مدیریت بسیاری از بنگاههای بزرگ آمریکایی، درست همانند سبک مدیریت اقتصادهای جماهیر شوروی است. این بنگاهها میپندارند که برای موفقیت، باید از قبل، دست به برنامهریزیهای جامع و دقیق زده و فعالیتهای افراد را میبایست بهطور دقیق کنترل کنند ...
اما حقیقت نشان میدهد که هرچقدر فرآیندهای برنامهریزی استراتژیک، بخش بیشتری از ذهن و فکر این بنگاهها را به خود مشغول کرده است، به همان میزان، تفکر استراتژیک از درون آنها رخت بسته است ... واقعیت آن است که استراتژیهای بزرگ و موفقیتآمیز، حاصل یک تحلیل جامع و کامل نیست بلکه ریشه در بینش (شهود) استراتژیستها دارد که آن هم دور از دسترس تحلیلهای آگاهانه است ...
در جهان واقعی، پدیدهها و رخدادها هرگز به شکل یک مدل خطی بوقوع نمیپیوندند و از همینرو، «شناخت» این جهان واقعی نیز از طریق یک متدولوژی گامبهگام میسر نیست بلکه نهایتا این تفکر غیرخطیِ مغز انسان است که میتواند به این شناخت نایل شود؛ تفکر استراتژیک، هرگز شباهتی به سیستمهای مکانیکیِ رایجِ مبتنی بر تفکر خطی ندارد ..."
با اندکی دقت به توصیف اومای از چگونگی موفقیت شرکتهای ژاپنی، اکنون سوال مهمی پیش رو ظاهر میشود: آیا دانشکدههای مدیریت و کسبوکار کشور (که تعداد آنها نیز بهطور روزافزونی در حال افزایش بوده است) در حال تقویت جنبههای تحلیلی و برنامهریزیِ دانشجویان و مدیران حال و آیندۀ کشور هستند و یا در حال تقویت جنبههای بینشی، نوآوری، و غیرخطی آنها؟ آیا با توجه به وضعیت بسیار پیچیدۀ کشور، چه از منظر شرایط اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی داخلی، و چه از منظر شرایط بحرانی پیرامونی، ما نیاز به برنامهریزان و تحلیلگران بهتری داریم یا بالعکس، به نوآوران و افراد دارای بینش و تفکر غیرخطی؟ به نظرم این سوالی است که پاسخ به آن، تعریف کنندۀ بسیاری از ابعاد مسئولیت اجتماعی دانشکدههای مدیریت و کسبوکار کشور نسبت به آیندۀ کشور است.
🌞 @leanstrategy
علی بابایی
دهۀ 70 و 80 میلادی است و ژاپنیها با شرکتهای خود نظیر یاماها، سونی، هوندا، NEC و ... به سرعت در حال پیشی گرفتن از آمریکاییها هستند. این سبقت به قدری سریع و شگفتآور است که افراد بسیاری از گوشه و کنار دنیا، در حال تفسیر این موضوع از ظن خود هستند. اما شاید مهمترین این افراد، «کنیچی اومای» مدیر دفتر مککینزی در توکیو و یکی از مشهورترین متفکران ژاپنی در حوزۀ استراتژی باشد. اومای، به واسطۀ ارتباط نزدیک خود با این شرکتها، موفقیت ژاپنیها را اینگونه توصیف میکند:
در نظر بسیاری از افراد، مهمترین علت موفقیت کمپانیهای ژاپنی، استراتژیهای فوقالعادۀ آنهاست. اما وقتی از نزدیکتر به این کمپانیها نگاه کنید به یک پارادوکس خواهید رسید چراکه این کمپانیها در عین پیشتازی در بازار، به هیچ وجه دارای ستاد برنامهریزی بزرگ و یا فرآیندهای برنامهریزی استراتژیکِ مفصل و عریض و طویل نیستند.
استراتژیستهای این کمپانیها، اغلب اوقات از تحصیلات آکادمیک کمی در حوزه کسبوکار برخوردارند (چراکه در ژاپن هیچ دانشکدهای تحت عنوان دانشکدۀ کسبوکار وجود ندارد) و آنها ممکن است حتی یک کتاب نیز در عمر خود در حوزه استراتژی مطالعه نکرده باشند. اما علیرغم همه این موضوعات، استراتژیستهای این کمپانیها دارای یک شهود کامل، در مورد چیستیِ عناصر تشکیلدهندۀ یک استراتژی بزرگ هستند ...
اما امروزه در ایالات متحده، آنچه در فرهنگ بسیاری از بنگاههای بزرگ این کشور ارج نهاده میشود، «منطق» و «تحلیل» است و از همینرو، نه نوآوران، بلکه این تحلیلگران هستند که زمام امور در این بنگاهها را در دستان خود گرفتهاند. درواقع چندان اغراقآمیز نیست اگر بگوییم که در حال حاضر، سبک مدیریت بسیاری از بنگاههای بزرگ آمریکایی، درست همانند سبک مدیریت اقتصادهای جماهیر شوروی است. این بنگاهها میپندارند که برای موفقیت، باید از قبل، دست به برنامهریزیهای جامع و دقیق زده و فعالیتهای افراد را میبایست بهطور دقیق کنترل کنند ...
اما حقیقت نشان میدهد که هرچقدر فرآیندهای برنامهریزی استراتژیک، بخش بیشتری از ذهن و فکر این بنگاهها را به خود مشغول کرده است، به همان میزان، تفکر استراتژیک از درون آنها رخت بسته است ... واقعیت آن است که استراتژیهای بزرگ و موفقیتآمیز، حاصل یک تحلیل جامع و کامل نیست بلکه ریشه در بینش (شهود) استراتژیستها دارد که آن هم دور از دسترس تحلیلهای آگاهانه است ...
در جهان واقعی، پدیدهها و رخدادها هرگز به شکل یک مدل خطی بوقوع نمیپیوندند و از همینرو، «شناخت» این جهان واقعی نیز از طریق یک متدولوژی گامبهگام میسر نیست بلکه نهایتا این تفکر غیرخطیِ مغز انسان است که میتواند به این شناخت نایل شود؛ تفکر استراتژیک، هرگز شباهتی به سیستمهای مکانیکیِ رایجِ مبتنی بر تفکر خطی ندارد ..."
با اندکی دقت به توصیف اومای از چگونگی موفقیت شرکتهای ژاپنی، اکنون سوال مهمی پیش رو ظاهر میشود: آیا دانشکدههای مدیریت و کسبوکار کشور (که تعداد آنها نیز بهطور روزافزونی در حال افزایش بوده است) در حال تقویت جنبههای تحلیلی و برنامهریزیِ دانشجویان و مدیران حال و آیندۀ کشور هستند و یا در حال تقویت جنبههای بینشی، نوآوری، و غیرخطی آنها؟ آیا با توجه به وضعیت بسیار پیچیدۀ کشور، چه از منظر شرایط اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی داخلی، و چه از منظر شرایط بحرانی پیرامونی، ما نیاز به برنامهریزان و تحلیلگران بهتری داریم یا بالعکس، به نوآوران و افراد دارای بینش و تفکر غیرخطی؟ به نظرم این سوالی است که پاسخ به آن، تعریف کنندۀ بسیاری از ابعاد مسئولیت اجتماعی دانشکدههای مدیریت و کسبوکار کشور نسبت به آیندۀ کشور است.
🌞 @leanstrategy
ثبت نام دوره آموزشی
“مدیریت ناب،راهبری خویشتن”
با دکتر طباطبایی در مرداد ماه آغاز شد برای ثبت نام در این دوره از طریق راه های ارتباطی درج شده زیر بنر با ما در ارتباط باشید
🌞 @leanstrategy
“مدیریت ناب،راهبری خویشتن”
با دکتر طباطبایی در مرداد ماه آغاز شد برای ثبت نام در این دوره از طریق راه های ارتباطی درج شده زیر بنر با ما در ارتباط باشید
🌞 @leanstrategy