مذاکره ناب
این یک مورد https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=&ved=2ahUKEwiZnK3RxPf1AhVROhoKHYYuCxgQtwJ6BAgEEAI&url=https%3A%2F%2Fwww.aparat.com%2Fv%2F2Wlei%2F%25D8%25B3%25D9%2588%25D8%25B1%25DB%258C%25D9%2584%25D9%2586%25D8%25AF_-_%25D9%25BE%…
کلیپی در آپارات متناسب با اساتید زرد
مذاکره ناب
Video
پوتین میخواهد نشان دهد با رهبران پیشین روسیه تفاوت دارد و صرفنظر از دشواری هر کاری، از عهده آن برمیآید.
«او میخواهد نشان دهد که رئیس است و غالباً شاهد هستیم که فرمانبرداران او در سکوت به اظهاراتش گوش میکنند.»
مأمورین نهاد اطلاعاتی ک گ ب آموزشدیدهاند که دست راستشان بایستی همواره برای شکار اسلحه مخفی آماده و جلوتر باشد.
فارغ از اینکه این ادعا درست باشد، اما این طرز راه رفتن پوتین، پرانرژی و هدفمند و مانند مردی است که یک مأموریت را دنبال میکند.
از دیگر حرکات اشارهشده در این کلیپ ویدئویی، طریقه دست دادن پوتین است.
او همواره دستش را از بالا به سمت دست مخاطب نشانه رفته تا القا کند که او رئیس است.
همچنین بدن رئیسجمهوری روسیه هنگام ملاقات با یک مقام سیاسی دو وضعیت متفاوت را دنبال میکند.
در این کلیپ ویدئویی، ملاقات وی با امانوئل مکرون رئیسجمهوری فرانسه را نشان میدهد که در جریان آن، مکرون تمام بدن خود را به سمت پوتین متمایل کرده، اما رئیسجمهوری روسیه، درحالیکه نیمه بالای تن خود را به سمت مکرون متمایل، اما نیمه پایین تنش یعنی پاهایش را از یکدیگر باز و ژست متفاوتی را گرفته است.
این اقدام نشان میدهد که پوتین در یک حالت چهره خود را عیان و از سوی دیگر چهره دومش را پنهان میکند.
روسیه از زمان پترکبیر رهبری پرانرژی و پرشور نداشته است. پوتین هم میداند که مردم روسیه چنین رهبری را دوست دارند و به همین خاطر، او خود را فردی نشان میدهد که قابلیت برخورد با هر چالشی را دارد و میتواند در آن موفق شود.
پوتین یک مرد روسی اهل عمل است و بقول ترامپ فردی است که بیتردید بازنده نیست.
@leanstrategy
«او میخواهد نشان دهد که رئیس است و غالباً شاهد هستیم که فرمانبرداران او در سکوت به اظهاراتش گوش میکنند.»
مأمورین نهاد اطلاعاتی ک گ ب آموزشدیدهاند که دست راستشان بایستی همواره برای شکار اسلحه مخفی آماده و جلوتر باشد.
فارغ از اینکه این ادعا درست باشد، اما این طرز راه رفتن پوتین، پرانرژی و هدفمند و مانند مردی است که یک مأموریت را دنبال میکند.
از دیگر حرکات اشارهشده در این کلیپ ویدئویی، طریقه دست دادن پوتین است.
او همواره دستش را از بالا به سمت دست مخاطب نشانه رفته تا القا کند که او رئیس است.
همچنین بدن رئیسجمهوری روسیه هنگام ملاقات با یک مقام سیاسی دو وضعیت متفاوت را دنبال میکند.
در این کلیپ ویدئویی، ملاقات وی با امانوئل مکرون رئیسجمهوری فرانسه را نشان میدهد که در جریان آن، مکرون تمام بدن خود را به سمت پوتین متمایل کرده، اما رئیسجمهوری روسیه، درحالیکه نیمه بالای تن خود را به سمت مکرون متمایل، اما نیمه پایین تنش یعنی پاهایش را از یکدیگر باز و ژست متفاوتی را گرفته است.
این اقدام نشان میدهد که پوتین در یک حالت چهره خود را عیان و از سوی دیگر چهره دومش را پنهان میکند.
روسیه از زمان پترکبیر رهبری پرانرژی و پرشور نداشته است. پوتین هم میداند که مردم روسیه چنین رهبری را دوست دارند و به همین خاطر، او خود را فردی نشان میدهد که قابلیت برخورد با هر چالشی را دارد و میتواند در آن موفق شود.
پوتین یک مرد روسی اهل عمل است و بقول ترامپ فردی است که بیتردید بازنده نیست.
@leanstrategy
عوامل موثر در خشنودی کارمندان در محل کار. حدود سه میلیارد نفر روی کره زمین شاغل هستند که تنها 40 درصد از ایشان دارای رضایت شغلی می باشند . مایکل بوش در این ویدیو سعی دارد که عواملی که موجب می شود رضایت شغلی کارکنان افزایش یابد را تشریح می نماید .
💢 اهداف را فراموش کنید
جیمز کلییر در کتاب ارزشمند خود به نام «عادتهای اتمی» مینویسد:
همیشه به ما یاد دادهاند «اگر میخواهی در زندگی و کسب و کارت موفق شوی، باید اهدافی واقعی، مشخص و قابل اجرا برای خودت تعیین کنی
من هم مثل شما این کار را میکردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که تمرکز صرف بر اهداف، من را تنها به برخی از آنها میرساند و در راه رسیدن به بسیاری از اهدافم ناکام میمانم
بعد از بررسیهای گسترده متوجه شدم اشکال کارم اینجاست که «روی اهدافم متمرکز هستم» ولی «سیستم کاریام را فراموش کردهام»
سپس این سوال برایم پیش آمد که «اهداف چه تفاوتی با سیستم کاری دارند؟». اهداف، نتایجی که میخواهیم به آنها برسیم را تعریف میکنند ولی سیستم کاری، فرایندها و وظایفی را به ما یادآوری میکنند که برای رسیدن به آن نتایج باید انجام بدهیم. با این تعریف، بهتر است روی سیستمهای کاریمان متمرکز شویم و اهدافمان را فراموش کنیم.
منظور من از فراموش کردن اهداف، این است که نباید زمان زیادی را صرف اهدافمان کنیم، بلکه باید بیشتر وقتمان را به طراحی، بهبود و ارتقاء سیستمهای کاریمان اختصاص بدهیم
💡 وقتی بیش از حد روی تعیین اهدافمان وقت میگذاریم، این چهار مساله برایمان پیش میآید:
1️⃣ برندگان و بازندگان، اهداف مشابهی دارند
وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم، نباید تصور کنیم چون اهداف بلندپروازانهای داشتهاند، موفق شدهاند، بلکه به این دلیل موفق شدهاند که سیستم کاری دقیقی داشتهاند.
پس نباید اشتباه کنیم که صرفا با داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه میتوانیم موفق شویم
2️⃣ دستیابی به هدف، فقط یک تغییر موقت است.
فرض کنید میخواهید اتاقتان را تمییز کنید و برای این کار ساعتها وقت و انرژی میگذارید و اتاقتان را تمییز و مرتب میکنید.
اگر روش زندگیتان درست نباشد و مثلا هر چیزی را بعد از استفاده از آن، سر جایش نگذارید، بعد از یکی دو روز باز هم اتاقتان شلوغ میشود.
در این حالت، یا باز هم باید وقت و انرژی بگذارید و اتاقتان را تمییز کنید یا کلا انگیزهتان را برای تمییز کردن اتاق از دست میدهید.
پس به جای تمیز کردن اتاق، بهتر است روی تغییر روش زندگیتان تمرکز کنید.
3️⃣ اهداف، شادی ما را محدود میکنند
طبیعی است که وقتی به هدفمان میرسیم، خوشحال میشویم. در این حالت، خوشحالیمان را تا رسیدن به هدف بعدیمان، به تعویق میاندازیم.
اما اگر عاشق فرایندهای کاریمان باشیم و از انجام آنها لذت ببریم، همیشه و هر روز از انجام کارهایی که میکنیم، خوشحال میشویم و خوشحالیمان را به آیندهای دور موکول نمیکنیم
4️⃣ اهداف با پیشرفت بلندمدت در تعارضاند.
همه ما احتمالا این حالت را تجربه کردهایم: «روی یک هدف خاص متمرکز میشویم و حواسمان از اطرافمان و سایر اهدافمان پرت میشود»
مثلا تمام حواسمان را روی «افزایش فروش» شرکتمان متمرکز میکنیم و حواسمان از «تغییر تکنولوژی» پرت میشود. در این حالت، تمرکز روی اهداف ما را از پیشرفت بلندمدت غافل میکند.
در صورتی که اگر روی ارتقاء و بهبود سیستمهای کاریمان تمرکز کنیم، میتوانیم به هر دو هدف «افزایش فروش» و «ارتقاء تکنولوژی» برسیم.
جیمز کلییر در کتاب ارزشمند خود به نام «عادتهای اتمی» مینویسد:
همیشه به ما یاد دادهاند «اگر میخواهی در زندگی و کسب و کارت موفق شوی، باید اهدافی واقعی، مشخص و قابل اجرا برای خودت تعیین کنی
من هم مثل شما این کار را میکردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که تمرکز صرف بر اهداف، من را تنها به برخی از آنها میرساند و در راه رسیدن به بسیاری از اهدافم ناکام میمانم
بعد از بررسیهای گسترده متوجه شدم اشکال کارم اینجاست که «روی اهدافم متمرکز هستم» ولی «سیستم کاریام را فراموش کردهام»
سپس این سوال برایم پیش آمد که «اهداف چه تفاوتی با سیستم کاری دارند؟». اهداف، نتایجی که میخواهیم به آنها برسیم را تعریف میکنند ولی سیستم کاری، فرایندها و وظایفی را به ما یادآوری میکنند که برای رسیدن به آن نتایج باید انجام بدهیم. با این تعریف، بهتر است روی سیستمهای کاریمان متمرکز شویم و اهدافمان را فراموش کنیم.
منظور من از فراموش کردن اهداف، این است که نباید زمان زیادی را صرف اهدافمان کنیم، بلکه باید بیشتر وقتمان را به طراحی، بهبود و ارتقاء سیستمهای کاریمان اختصاص بدهیم
💡 وقتی بیش از حد روی تعیین اهدافمان وقت میگذاریم، این چهار مساله برایمان پیش میآید:
1️⃣ برندگان و بازندگان، اهداف مشابهی دارند
وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم، نباید تصور کنیم چون اهداف بلندپروازانهای داشتهاند، موفق شدهاند، بلکه به این دلیل موفق شدهاند که سیستم کاری دقیقی داشتهاند.
پس نباید اشتباه کنیم که صرفا با داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه میتوانیم موفق شویم
2️⃣ دستیابی به هدف، فقط یک تغییر موقت است.
فرض کنید میخواهید اتاقتان را تمییز کنید و برای این کار ساعتها وقت و انرژی میگذارید و اتاقتان را تمییز و مرتب میکنید.
اگر روش زندگیتان درست نباشد و مثلا هر چیزی را بعد از استفاده از آن، سر جایش نگذارید، بعد از یکی دو روز باز هم اتاقتان شلوغ میشود.
در این حالت، یا باز هم باید وقت و انرژی بگذارید و اتاقتان را تمییز کنید یا کلا انگیزهتان را برای تمییز کردن اتاق از دست میدهید.
پس به جای تمیز کردن اتاق، بهتر است روی تغییر روش زندگیتان تمرکز کنید.
3️⃣ اهداف، شادی ما را محدود میکنند
طبیعی است که وقتی به هدفمان میرسیم، خوشحال میشویم. در این حالت، خوشحالیمان را تا رسیدن به هدف بعدیمان، به تعویق میاندازیم.
اما اگر عاشق فرایندهای کاریمان باشیم و از انجام آنها لذت ببریم، همیشه و هر روز از انجام کارهایی که میکنیم، خوشحال میشویم و خوشحالیمان را به آیندهای دور موکول نمیکنیم
4️⃣ اهداف با پیشرفت بلندمدت در تعارضاند.
همه ما احتمالا این حالت را تجربه کردهایم: «روی یک هدف خاص متمرکز میشویم و حواسمان از اطرافمان و سایر اهدافمان پرت میشود»
مثلا تمام حواسمان را روی «افزایش فروش» شرکتمان متمرکز میکنیم و حواسمان از «تغییر تکنولوژی» پرت میشود. در این حالت، تمرکز روی اهداف ما را از پیشرفت بلندمدت غافل میکند.
در صورتی که اگر روی ارتقاء و بهبود سیستمهای کاریمان تمرکز کنیم، میتوانیم به هر دو هدف «افزایش فروش» و «ارتقاء تکنولوژی» برسیم.