اصطلاحات کاربردی انگلیسی – Telegram
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
7.11K subscribers
6 photos
208 videos
75 files
57 links
⭕️⭕️⭕️بهترین پادکستهای تقویت
listening &speaking
در چهار سطح
elementary
Intermediate
Upper intermediate
Advanced
این پادکستها بسیارکاربردی و مفید هستند

هر گونه سوالی داشتین به این ایدی بفرستید👇👇

@Ec_supporter

به همه‌ی پیام ها خودم جواب میدم.
Download Telegram
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Laughing all the way to the bank
🔴laughing all the way to the bank

پول زیاد به دست آوردن بدون زحمت زیاد کشیدن، پول درآوردن راحت و بدون سختی مخصوصا از راه هایی که بقیه فکر می کنن احمقانه و بی فایده و مسخره س.

عبارت "در حال خندیدن تا بانک" یک اصطلاح محبوب در زبان انگلیسی است که حس پیروزی، معمولاً در زمینه مالی را منتقل می‌کند.
• زمانی که کسی محصولی را به فروش می‌رساند که دیگران شک داشتند که فروش خواهد رفت. یا در موقعیتی که کسی به خاطر انتخاب‌هایش مورد انتقاد قرار می‌گیرد اما در نهایت از آن‌ها سود می‌برد.

📌مثال

Despite all the criticism, the entrepreneur is laughing all the way to the bank with his new app.

• با وجود تمام انتقادات، کارآفرین با اپلیکیشن جدیدش در حال پول پارو کردن است.

🔴Similar Expressions
اصطلاحات مشابه

📌1. "Rolling in dough."

• Meaning: To have a lot of money.

• "در پول غلتیدن."

• معنای آن: داشتن مقدار زیادی پول.

Example: After his successful business venture, he is rolling in dough!
مثال: بعد از موفقیت کسب و کارش، او در پول غلتیده است!

📌2. "Making a killing."

• Meaning: To earn a large profit quickly.

• "سود کلان بردن، پول بسیار به جیب زدن"

• معنای آن: به سرعت سود زیادی کسب کردن.

Example: She made a killing in real estate last year.
مثال: او سال گذشته در املاک و مستغلات پول زیادی به جیب زد.

📌3. "Striking it rich."

• Meaning: To suddenly become wealthy.

• "ثروتمند شدن."

• معنای آن: ناگهان ثروتمند شدن.

Example: He struck it rich with his lottery ticket.
مثال: او با بلیط قرعه‌کشی‌اش ثروتمند شد.


🔴Speaking Example

مثال اسپیکینگ

"I invested in a startup that many people doubted would succeed. However, it took off, and I was laughing all the way to the bank!"
"من در یک استارتاپ سرمایه‌گذاری کردم که بسیاری از مردم شک داشتند که موفق خواهد شد. اما این استارتاپ رونق گرفت و من در حال پول پارو کردن بودم!


🔴"Writing Example

مثال رایتینگ

"Many entrepreneurs face skepticism when launching new products; however, those who persevere can find themselves laughing all the way to the bank."
"بسیاری از کارآفرینان هنگام راه‌اندازی محصولات جدید با بدبینی مواجه می‌شوند؛ با این حال، کسانی که ادامه می‌دهند می‌توانند خود را در حال پول پارو کردن بیابند."


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇

#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
4👍1
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Give someone the runaround
🔴 "Give Someone the Runaround"

عبارت "give someone the runaround" یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای ارائه اطلاعات نادرست، گیج‌کننده یا بی‌فایده به شخصی است. این عبارت معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فردی در تلاش است تا به یک پاسخ یا راه‌حل مشخص برسد، اما به جای آن با اطلاعات متناقض یا سردرگم‌کننده مواجه می‌شود.
. وقتی کسی می‌گوید "I was given the runaround," به این معنی است که او در تلاش برای دریافت یک پاسخ یا راه‌حل، با موانع و اطلاعات نامشخص مواجه شده است.
مثال:

1. I called customer service three times, but they just gave me the runaround.

• من سه بار با خدمات مشتری تماس گرفتم، اما آن‌ها فقط من را گیج کردند.

2. After visiting several offices, I realized they were just giving me the runaround about my application.

• پس از بازدید از چندین دفتر، متوجه شدم که آن‌ها فقط درباره درخواست من، من را پاس میدهند.

🔴دیگر اصطلاحات با معنی مشابه

📌1. "Lead Someone on": این اصطلاح به معنای فریب دادن یا امیدوار کردن کسی به چیزی است که ممکن است هرگز محقق نشود.

• Example:He led her on for months before finally breaking up with her.

او برای ماه‌ها او را امیدوار کرد قبل از اینکه بالاخره از او جدا شود.

📌2. "String Someone Along": این عبارت به معنای ادامه دادن به فریب کسی یا نگه داشتن او در حالت انتظار بدون هیچ نتیجه‌ای است.

• Example: The company strung him along for weeks before rejecting his application.

شرکت او را برای هفته‌ها در حالت انتظار نگه داشت قبل از اینکه درخواستش را رد کند.



📌مثال در اسپیکینگ

در هنگام صحبت درباره تجربیات شخصی یا نظرات درباره خدمات مشتری، می‌توانید بگویید:

• "I often feel like companies give customers the runaround instead of providing clear answers."

• من اغلب احساس می‌کنم که شرکت‌ها به جای ارائه پاسخ‌های واضح، مشتریان را پاس می‌ دهند.

📌مثال در رایتینگ

در نوشتن مقاله‌ای درباره تأثیرات منفی خدمات ضعیف مشتری می‌توانید از این عبارت استفاده کنید:

• "Many consumers report feeling frustrated when they are given the runaround by customer service representatives."

• بسیاری از مصرف‌کنندگان گزارش می‌دهند که وقتی از نمایندگان خدمات مشتری پاسکاری میشوند، احساس ناامیدی می‌کنند.
👍5
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
Out of order
PODCAST
🔴out of order


عبارت "out of order" معمولاً به عنوان یک صفت در جملات به کار می‌رود و می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی از جمله توصیف وضعیت وسایل عمومی مانند آسانسورها، ماشین‌های خودپرداز، و دستگاه‌های دیگر استفاده شود.

مثال:

. The heating system is out of order, and the temperature is dropping quickly.
(سیستم گرمایش خراب شده و دما به سرعت در حال کاهش است.)


🔴 اصطلاحات با معنی مشابه

💎1. Out of service:
این عبارت نیز به معنای غیرقابل استفاده بودن یک دستگاه یا وسیله است.

•"The train is out of service today."
(قطار امروز خارج از سرویس است.)

💎2. Broken down:

این عبارت به معنای خراب شدن یا از کار افتادن یک وسیله یا سیستم است.

• Example: "My car broke down on the way to work."
(ماشین من در راه به محل کار خراب شد.)

💎3. Malfunctioning:

این واژه به معنای عملکرد نادرست یک دستگاه یا سیستم اشاره دارد.

• Example: "The dishwasher is malfunctioning and needs repair."
(ماشین ظرفشویی دچار نقص عملکرد شده و نیاز به تعمیر دارد.)




🔴مثال در اسپیکینگ



• "Last week, I went to a restaurant, but the restroom was out of order, which was quite inconvenient."
(هفته گذشته به یک رستوران رفتم، اما دستشویی خراب بود که بسیار ناراحت‌کننده بود.)

🔴مثال در رایتینگ

در بخش رایتینگ، شما ممکن است نیاز داشته باشید تا گزارشی بنویسید یا مقاله‌ای درباره مشکلات شهری ارائه دهید:

• "Many public facilities are often out of order, leading to frustration among citizens."
(بسیاری از امکانات عمومی اغلب خارج از سرویس هستند که باعث ناامیدی شهروندان می‌شود.)


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇

#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
5
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – On fire
🔴اصطلاح "On Fire" در زبان انگلیسی


اصطلاح "on fire" یکی از عبارات رایج در زبان انگلیسی است که به معنای "در حال شعله‌ور بودن" یا "بسیار موفق و پرانرژی" استفاده می‌شود. این عبارت می‌تواند به صورت مجازی برای توصیف احساسات، وضعیت‌ها یا عملکردهای مثبت به کار رودعبارت "on fire" به معنای "بسیار خوب عمل کردن" یا "در اوج موفقیت" است. این اصطلاح می‌تواند برای توصیف افراد، تیم‌ها یا حتی ایده‌ها استفاده شود. به عنوان مثال، اگر کسی در یک مسابقه ورزشی عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته باشد، می‌توان گفت که او "on fire" است. همچنین این عبارت می‌تواند به احساسات شدید نیز اشاره کند، مانند عشق یا هیجان.


📌مثال

Her performance in the last game was on fire.

• عملکرد او در بازی آخر فوق‌العاده بود.

📌اصطلاحات مشابه

علاوه بر "on fire"، اصطلاحات دیگری نیز وجود دارند که معانی مشابهی دارند:

1. In the zone:
به معنای تمرکز و عملکرد عالی است.

• "When she plays the piano, she's really in the zone."

• وقتی او پیانو می‌نوازد، واقعاً در اوج تمرکز است.

2. Hitting the mark:

به معنای موفق بودن یا درست عمل کردن است.

• "His speech really hit the mark."

• سخنرانی او واقعاً موفق بود.

3. Killing it:

به معنای انجام کارها به بهترین شکل ممکن است.

•"She’s killing it in her new job!"

. او در شغل جدیدش فوق‌العاده عمل می‌کند!


مثال در اسپیکینگ:

Examiner: "Can you tell me about a time when you felt really successful?"

Candidate: "Last year, I started a small business, and during the summer, everything was on fire! I had so many customers and made a lot of profit."

ممتحن: "می توانید در مورد زمانی به من بگویید که واقعاً احساس موفقیت کردید؟"

نامزد: "سال گذشته یک تجارت کوچک راه اندازی کردم و تابستان همه چیز در اوج موفقیت بود! مشتری زیادی داشتم و سود زیادی به دست آوردم."


مثال در رایتینگ:

در یک مقاله توصیفی، می‌توانید بنویسید:
"The local sports team has been on fire lately, winning every match and
bringing the community together."

تیم ورزشی محلی اخیراً به اوج قدرت رسیده است و در هر مسابقه پیروز شده و جامعه را متحد کرده است.



🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇

#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Like riding a bike
🔴 "Like Riding a Bike"



📌عبارت "like riding a bike" به معنای این است که یک مهارت یا فعالیت پس از یادگیری اولیه، به راحتی قابل انجام است و نیازی به تمرین مکرر ندارد. این اصطلاح معمولاً در زمینه‌های مختلفی مانند ورزش، موسیقی، رانندگی و هر نوع مهارت دیگری که نیاز به تمرین دارد، استفاده می‌شود.

📌مثال

Once you learn how to play the guitar, it’s like riding a bike; you’ll never forget it.

• وقتی یاد بگیری که چطور گیتار بزنید،ملکه ذهن میشود ؛ هرگز فراموشش نخواهید کرد.

🔴اصطلاحات مشابه



💎1. Second nature:

به معنای این است که یک عمل یا مهارت به قدری طبیعی شده که بدون فکر کردن انجام می‌شود.

• Example: "After years of practice, driving became second nature to her."

• "پس از سال‌ها تمرین، رانندگی برای او به صورت طبیعی درآمد."

💎2. Easy as pie:

به معنای بسیار آسان بودن یک کار یا مهارت است.

• Example: "The test was easy as pie; I finished it in no time."

• "آزمون بسیار آسان بود؛ من در کمترین زمان آن را تمام کردم."

💎3. Piece of cake:

به معنای آسان بودن یک کار یا وظیفه است.

• Example: "Fixing this computer is a piece of cake for me."

• "تعمیر این کامپیوتر برای من آسان است."



🔴مثال در اسپیکینگ:

Examiner: "Can you describe a skill that you learned in your childhood?"

میتونی یک مهارت رو که در کودکی یاد گرفتی توضیح بدی؟

Candidate: "I learned how to ride a bike when I was five, and even after many years, it feels like riding a bike whenever I hop on one again."

"من در پنج سالگی دوچرخه‌سواری را یاد گرفتم و حتی بعد از سال‌ها، هر وقت دوباره سوار دوچرخه می‌شوم، احساس می‌کنم ناخودآگاه انجامش میدم."

مثال در رایتینگ:

در یک مقاله توصیفی، می‌توانید بنویسید: "Learning to play an instrument is challenging, but once you master it, it becomes like riding a bike; you can always pick it up again."

"یادگیری نواختن یک ساز چالش‌برانگیز است، اما وقتی آن را یاد بگیرید، مانند دوچرخه‌سواری می‌شود(ملکه ذهن میشود)؛ شما همیشه می‌توانید دوباره آن را شروع کنید."



🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
1
دسترسی اسان به مطالب کانال👇👇
https://news.1rj.ru/str/learningenglishidiom/1956
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Couch surfing
🔴"couch surfing


عبارت "couch surfing" به معنای خوابیدن یا اقامت در کاناپه یا مبل خانه دیگران است. این اصطلاح معمولاً به نوعی از سفر اشاره دارد که در آن مسافران به صورت رایگان در خانه‌های افراد محلی می‌خوابند. این روش به مسافران این امکان را می‌دهد که با افراد جدید آشنا شوند و تجربیات جدیدی کسب کنند.

📌مثال

Last summer, I went couch surfing in Europe and stayed with some amazing hosts.

• تابستان گذشته، من به "couch surfing" در اروپا رفتم و با میزبانان فوق‌العاده‌ای اقامت داشتم.

🔴اصطلاحات مشابه
💎1. Home Stays

به معنای اقامت در خانه یک خانواده محلی است، معمولاً با پرداخت هزینه. این روش بیشتر برای افرادی مناسب است که می‌خواهند تجربه عمیق‌تری از فرهنگ محلی داشته باشند.

مثال:

• During my trip to Japan, I chose a home stay to immerse myself in the local culture.

• در سفرم به ژاپن، من یک اقامت در خانه انتخاب کردم تا خود را در فرهنگ محلی غوطه‌ور کنم.
💎2. House Sitting


به معنای نگهداری از خانه شخصی دیگر در زمان غیبت آنهاست. این روش معمولاً شامل مراقبت از حیوانات خانگی و نگهداری از اموال می‌شود.

مثال:

• I found a house sitting opportunity in Australia that allowed me to stay for free while taking care of the owner's dog.

• من یک فرصت نگهداری از خانه در استرالیا پیدا کردم که به من اجازه می‌دهد رایگان اقامت کنم و از سگ صاحبخانه مراقبت کنم.


🔴مثال در اسپیکینگ

در بخش اسپیکینگ، ممکن است از شما خواسته شود درباره تجربیات سفر خود صحبت کنید. شما می‌توانید بگویید:

"I recently tried couch surfing during my travels in South America, which was a fantastic way to connect with locals and learn about their customs."


من اخیراً در طول سفرهایم در آمریکای جنوبی، کاناپه‌سرفینگ را امتحان کردم، که راهی فوق‌العاده برای ارتباط با مردم محلی و آشنایی با آداب و رسوم آنها بود.»


🔴مثال در رایتینگ

در بخش رایتینگ، می‌توانید درباره مزایا و معایب روش‌های مختلف سفر بنویسید. مثلاً:

"One of the advantages of couch surfing is the opportunity to meet new people and gain insights into their lifestyles, but it may also come with challenges such as lack of privacy."

یکی از مزایای کاناپه‌سرفینگ، فرصت ملاقات با افراد جدید و کسب بینش در مورد سبک زندگی آنها است، اما ممکن است با چالش‌هایی مانند کمبود حریم خصوصی نیز همراه باشد.



🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
👍2
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Clever clogs
🔴Clever clogs
همه چیز دان، عالم دهر ( بیشتر حالت خودستایی داره و بار منفی )


این عبارت معمولاً در مکالمات غیررسمی و در موقعیت‌هایی که فردی به طور خاص توانایی‌های خود را به نمایش می‌گذارد، استفاده می‌شود. به عنوان مثال، اگر کسی در یک بحث علمی بسیار فعال باشد و همه چیز را بداند، ممکن است به او بگویند: "Oh, look at you, clever clogs!"
استفاده از این اصطلاح معمولاً با یک حس کنایه‌آمیز همراه است، به این معنا که ممکن است فرد مورد نظر به طور غیرمستقیم مورد انتقاد قرار گیرد که بیش از حد خود را باهوش نشان می‌دهد.

He’s been acting like a clever clogs ever since he got that promotion."

• "او از وقتی که ترفیع گرفته مثل یک عالم دهر رفتار می‌کند."

🔴اصطلاحات مشابه

💎1. Smart Alec:

این اصطلاح به فردی اطلاق می‌شود که خود را بسیار باهوش و دانا نشان می‌دهد و ممکن است دیگران را آزار دهد.

• Example: "Stop being such a smart Alec and listen for once."

💎2. Know-it-all:

به افرادی اطلاق می‌شود که ادعا می‌کنند همه چیز را می‌دانند.

• Example: "I can't stand that know-it-all in our class."

💎3. Wise guy:

این اصطلاح معمولاً به افرادی اطلاق می‌شود که تلاش می‌کنند شوخی کنند یا خود را زیرک نشان دهند.

• Example: "He thinks he's a wise guy, but he doesn't know anything."


🔴مثال در اسپیکینگ:

• Examiner:"Can you describe someone you know who is very intelligent?"

• Candidate: "Yes, my friend is quite the clever clogs; she always has the answers in class and loves to show off her knowledge."

مثال در رایتینگ:

• در یک مقاله درباره ویژگی‌های افراد موفق، می‌توانید بنویسید:

• "While being a clever clogs can be beneficial in some situations, it’s essential to balance intelligence with humility."



🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
4
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
Big Deal
PODCAST
🔴 "Big Deal

عبارت "Big Deal" در زبان انگلیسی به دو صورت مختلف استفاده می‌شود:

📌1. به معنای واقعی: زمانی که یک موضوع واقعاً مهم است.

📌2. به صورت کنایه‌آمیز: زمانی که فردی می‌خواهد نشان دهد که یک موضوع به اندازه‌ای که دیگران تصور می‌کنند مهم نیست.

این عبارت معمولاً در گفتار غیررسمی و مکالمات روزمره به کار می‌رود. برای مثال، اگر کسی بگوید:
"I got a promotion at work. It's a big deal!"
، به این معناست که او از ترفیع خود بسیار خوشحال و آن را مهم می‌داند. اما اگر کسی بگوید:

🔴اصطلاحات با معنی مشابه

💎1. Major Event

• معنی: رویداد بزرگ

• مثال: "The concert was a major event in the city."

• ترجمه: "کنسرت یک رویداد بزرگ در شهر بود."

💎2. Significant Matter

• معنی: موضوع قابل توجه

• مثال: "This is a significant matter that we need to discuss."

• ترجمه: "این یک موضوع قابل توجه است که باید درباره‌اش صحبت کنیم."

💎3. Important Issue

• معنی: مسئله مهم

• مثال: "Climate change is an important issue that affects everyone."

• ترجمه: "تغییرات اقلیمی یک مسئله مهم است که بر همه تأثیر می‌گذارد.""So you spilled your drink? Big deal," در اینجا نشان‌دهنده این است که او فکر می‌کند این موضوع چندان مهم نیست.

🔴مثال در اسپیکینگ

در بخش اسپیکینگ، ممکن است از شما خواسته شود درباره یک تجربه خاص صحبت کنید. شما می‌توانید بگویید:

• "When I graduated from university, it was a big deal for my family and me."

• ترجمه: "زمانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، این برای خانواده‌ام و من یک موضوع مهم بود."

▎مثال در رایتینگ

در بخش رایتینگ، ممکن است بخواهید درباره یک مسئله اجتماعی بنویسید. شما می‌توانید از عبارت "Big Deal" استفاده کنید:

• "The rise of social media is a big deal in today's society, influencing how we communicate."

• ترجمه: "افزایش رسانه‌های اجتماعی در جامعه امروز یک موضوع مهم است که بر نحوه ارتباط ما تأثیر می‌گذارد."


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
👍51
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Soft skills
🔴Soft Skills

مهارت های نرم.
مجموعه مهارت هایی که در تمام حرفه ها قابل پیاده سازی و کاربردی هست. این مهارت ها، ترکیبی از مهارت های تفکر انتقادی، حل مسئله، صحبت در جمع، نگارش حرفه ای، کار گروهی، سواد رسانه، رهبری، نگرش حرفه ای، وجدان کاری، توانایی برخورد با افراد، مدیریت شغلی، و مطالعات فرهنگی هست. مهارت های نرم کارهای ذهنی و فازیه که باید فرد بتونه توی شغلش پیاده کنه.

📌مثال‌ها

💎1. "Employers are increasingly looking for candidates with strong soft skills."

• "کارفرمایان به طور فزاینده‌ای به دنبال نامزدهایی با مهارت‌های نرم قوی هستند."

💎2. "Effective communication is one of the most important soft skills in the workplace."

• ترجمه: "ارتباط مؤثر یکی از مهم‌ترین مهارت‌های نرم در محیط کار است."

🔴اصطلاحات مشابه

در کنار "Soft Skills"، اصطلاحات دیگری نیز وجود دارد که به مهارت‌های غیر فنی اشاره دارند:

💎1. Interpersonal Skills:

این عبارت به مهارت‌هایی اشاره دارد که به تعاملات بین فردی مربوط می‌شود.

• مثال: "Having strong interpersonal skills helps in building relationships."

• ترجمه: "داشتن مهارت‌های بین فردی قوی در ایجاد روابط کمک می‌کند."

💎2. Emotional Intelligence (EQ):

این اصطلاح به توانایی تشخیص و مدیریت احساسات خود و دیگران اشاره دارد.

• مثال: "Emotional intelligence is crucial for effective leadership."

• ترجمه: "هوش هیجانی برای رهبری مؤثر بسیار حیاتی است."

💎3. Communication Skills:

به مهارت‌های مربوط به انتقال اطلاعات و افکار اشاره دارد.

• مثال: "Good communication skills can enhance teamwork."

• ترجمه: "مهارت‌های ارتباطی خوب می‌تواند کار تیمی را تقویت کند."


🔴مثال اسپیکینگ

سوال: "Can you describe a time when you had to work with a team?"

• پاسخ نمونه: "Yes, I worked on a project where we had to collaborate closely. My soft skills, such as communication and teamwork, were essential in ensuring that everyone was on the same page."

• ترجمه: "بله، من در پروژه‌ای کار کردم که باید به طور نزدیک همکاری می‌کردیم. مهارت‌های نرم من، مانند ارتباط و کار تیمی، در اطمینان از اینکه همه در یک راستا هستند، ضروری بود."

در بخش رایتینگ، شما ممکن است بخواهید درباره اهمیت مهارت‌های نرم در موفقیت شغلی بنویسید. برای مثال:

🔴مثال رایتینگ

موضوع: "Discuss the importance of soft skills in the workplace."

• پاسخ نمونه: "In today's competitive job market, soft skills are just as important as technical abilities. They enable individuals to communicate effectively, work collaboratively, and adapt to changing circumstances."

• ترجمه: "در بازار کار رقابتی امروز، مهارت‌های نرم به اندازه توانایی‌های فنی اهمیت دارند. آن‌ها به افراد اجازه می‌دهند تا به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند، به صورت گروهی کار کنند و به شرایط متغیر سازگار شوند."


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
👍1
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
Get the short straw
PODCAST
🔴 "Get the short straw"

عبارت "Get the short straw" یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای این است که فردی به طور تصادفی یا به دلیل شانس بد، مسئولیت یا وظیفه‌ای ناخواسته و ناخوشایند را بر عهده می‌گیرد. این اصطلاح معمولاً در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که چند نفر باید وظایف یا مسئولیت‌ها را تقسیم کنند و یکی از آن‌ها به طور تصادفی وظیفه‌ای سخت یا نامطلوب را دریافت می‌کند.



📌جملات نمونه

1. I really didn’t want to clean the kitchen, but I got the short straw.

• من واقعاً نمی‌خواستم آشپزخانه را تمیز کنم، اما من شانس بدی آوردم.


2. She always seems to get the short straw when it comes to group projects.

• او همیشه به نظر می‌رسد که وقتی نوبت به پروژه‌های گروهی می‌رسد، شانس بدی می‌آورد.


3. He was disappointed to get the short straw for the night shift.

• او از اینکه شانس بدی آورد و نوبت شب را گرفت، ناامید بود.



4. After drawing straws, I was the one who got the short straw for cleaning up after the party.

• بعد از کشیدن نی، من کسی بودم که شانس بدی آوردم و باید بعد از مهمانی تمیز کنم.

5. It’s not fair that he always gets the short straw when we split the chores.

• این عادلانه نیست که او همیشه شانس بدی می‌آورد وقتی که ما کارها را تقسیم می‌کنیم.




💎دیگر اصطلاحات با معنی مشابه

📌1. "Draw the short straw":

این عبارت به معنای
کشیدن نی کوتاه است و دقیقاً به همان مفهوم "Get the short straw" اشاره دارد.

❗️مثال
After drawing straws, I drew the short straw and had to stay late.

• پس از کشیدن نی، من نی کوتاه را کشیدم و مجبور شدم دیر بمانم.

📌2. "Bite the bullet"

: این عبارت به معنای تحمل کردن یک وضعیت ناخوشایند است، حتی اگر انتخاب دیگری نداشته باشید.

❗️مثال:

I didn't want to go to the dentist, but I had to bite the bullet.

• نمی‌خواستم به دندانپزشک بروم، اما باید این وضعیت ناخوشایند را تحمل می‌کردم.

📌3. "Take one for the team":


این عبارت به معنای انجام کاری سخت یا ناخوشایند برای خیر گروه است.

💎 • Example: I’ll take one for the team and handle the complaints.

• من برای خیر گروه این کار سخت را انجام می‌دهم و شکایات را مدیریت می‌کنم.

🔴استفاده در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس

📌• Spoken Example:

"In my last group project, I felt like I got the short straw because I ended up doing most of the work."

•"در آخرین پروژه گروهی‌ام، احساس کردم که شانس بدی آوردم چون بیشتر کارها را انجام دادم."


📌• Written Example:


"In many workplaces, there are often situations where employees feel they have gotten the short straw when it comes to workload distribution."

• "در بسیاری از محل‌های کار، اغلب موقعیت‌هایی وجود دارد که کارکنان احساس می‌کنند که در توزیع بار کاری شانس بدی آورده‌اند."


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
5👍2
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
To vanish into thin air
PODCAST
🔴 "To vanish into thin air"

عبارت "to vanish into thin air" به معنای ناپدید شدن به طور ناگهانی و بدون هیچ اثری است. این اصطلاح به طور معمول برای توصیف موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که شخص یا شیء به طور غیرقابل توضیحی از نظر ناپدید می‌شود. این عبارت به نوعی حس معما و شگفتی را به همراه دارد و اغلب در داستان‌ها، فیلم‌ها و ادبیات مورد استفاده قرار می‌گیرد.



📌جملات نمونه

1. The magician made the rabbit vanish into thin air.

• جادوگر خرگوش را به طور ناگهانی ناپدید کرد.

2. After the storm, the beautiful rainbow seemed to vanish into thin air.

• بعد از طوفان، رنگین کمان زیبا به طور ناگهانی ناپدید شد.

3. She felt like her dreams had vanished into thin air when she received the rejection letter.

• او احساس کرد که آرزوهایش به طور ناگهانی ناپدید شده‌اند وقتی نامه رد را دریافت کرد.


🔴اصطلاحات مشابه

💎1. To disappear without a trace:

این عبارت نیز به معنای ناپدید شدن بدون هیچ اثری است.

• Example: The criminal disappeared without a trace after committing the robbery.

•جنایتکار پس از ارتکاب سرقت بدون هیچ اثری ناپدید شد.

💎2. To fade away: این عبارت به معنای محو شدن یا کم رنگ شدن است.

• Example: The memories of her childhood began to fade away over time.

• خاطرات کودکی او با گذشت زمان شروع به محو شدن کردند.

💎3. To slip away: این عبارت به معنای ناپدید شدن یا فرار کردن به آرامی است.

• Example: He managed to slip away from the party unnoticed.

• او موفق شد بدون توجه از مهمانی فرار کند.



🔴استفاده در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس


📌مثال در اسپیکینگ

Question: Can you describe a time when something important to you disappeared?
سوال: آیا می توانید زمانی را توصیف کنید که چیز مهمی ناپدید شد؟



Answer: Yes, there was a time when my favorite book seemed to vanish into thin air. I had left it on my desk, and when I returned, it was gone without a trace. I searched everywhere but couldn't find it, which made me feel quite upset.

پاسخ: بله، زمانی بود که به نظر می رسید کتاب مورد علاقه من غیب شده است. آن را روی میزم گذاشته بودم و وقتی برگشتم بدون هیچ اثری از بین رفته بود. همه جا را گشتم اما پیدا نکردم که باعث شد خیلی ناراحت شوم.



📌مثال در رایتینگ

In a narrative essay, you might write:

*As the storm raged outside, I watched my childhood memories—photos and trinkets—seem to vanish into thin air, leaving me with nothing but an overwhelming sense of loss.*


در یک مقاله روایی، ممکن است بنویسید:

*در حالی که طوفان در بیرون بیداد می‌کرد، خاطرات کودکی‌ام - عکس‌ها و ریزه کاری‌ها - را تماشا کردم که به نظر می‌رسد در هوا ناپدید می‌شوند و چیزی جز احساس غم‌انگیز از دست دادن برایم باقی نمی‌گذارد.*


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
👍2
فیلم Black Swan (2010)
Black Swan قوی_سیاه

دو زیرنویس انگلیسی و فارسی همزمان
_تقدیم به شما عزیزان 😍
تماشا در لینک زیر👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – It's a small world
🔴عبارت "It's a small world"

عبارت "It's a small world" به معنای "دنیا کوچک است" می‌باشد.
این عبارت به طور غیررسمی و در مکالمات روزمره استفاده می‌شود. به عنوان مثال، وقتی که شما در یک سفر به یک کشور دیگر با کسی از محل زندگی‌تان ملاقات می‌کنید، می‌توانید بگویید: "Wow, it's a small world!"

💎مثال‌ها

1. "I ran into my old friend from college while traveling in Japan. It's a small world!"

• "در حین سفر به ژاپن با دوست قدیمی‌ام از دانشگاه تصادفی دیدار کردم. دنیا کوچک است!"

2. "I just found out that my neighbor knows my cousin. It's a small world!"

• "تازه فهمیدم که همسایه‌ام پسرعمویم را می‌شناسد. دنیا کوچک است!"

🔴دیگر اصطلاحات با معنی مشابه

💎1. "What a coincidence!"

• این عبارت زمانی استفاده می‌شود که دو یا چند واقعه یا ملاقات غیرمنتظره رخ می‌دهد.

• مثال: "I can't belive we both chose t same vacation spot! What a coincidence!"

• ترجمه: "نمی‌توانم باور کنم که هر دوی ما همان مقصد تعطیلات را انتخاب کردیم! چه تصادفی!"

💎2. "It's a small universe!"

• این عبارت مشابه "It's a small world" است و به ارتباطات انسانی اشاره دارد.

• مثال: "I met someone from my hometown in a completely different country. It's a small universe!"

• ترجمه: "در یک کشور کاملاً متفاوت با کسی از زادگاهم ملاقات کردم. دنیا کوچک است!"

🔴استفاده در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس


📌مثال در اسپیکینگ:
شما ممکن است در بخش مکالمه شخصی با سوالاتی درباره‌ی سفرها یا تجربیات اجتماعی مواجه شوید. در اینجا می‌توانید از این عبارت استفاده کنید:

• "When I traveled to Italy, I unexpectedly met someone from my hometown. It’s a small world!"

📌مثال در رایتینگ:
در یک مقاله یا انشاء درباره‌ی تجربیات سفر یا ارتباطات انسانی، می‌توانید از این عبارت به عنوان یک نکته جالب استفاده کنید:

• "Traveling often leads to surprising encounters; for example, I met an old friend in a foreign country. It truly emphasizes that it's a small world."



🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
5👍3
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – To fight tooth and nail
🔴عبارت "To Fight Tooth and Nail.

این عبارت معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فرد برای رسیدن به هدفی خاص، با همه‌ی قوا و تلاش خود می‌جنگد. به عنوان مثال، ممکن است کسی برای حفظ شغل خود، از جایگاه خود دفاع کند یا برای دستیابی به یک هدف شخصی، مانند موفقیت در تحصیل، تمام تلاشش را بکند.

📌جملات مثال

1. She fought tooth and nail to get her promotion at work.

• او برای ترفیع خود در محل کارش با تمام قوا مبارزه کرد.


2. The community fought tooth and nail against the construction of the new highway.

• جامعه برای جلوگیری از ساخت بزرگراه جدید با تمام قوا مبارزه کرد.

🔴اصطلاحات مشابه



💎1. To go to bat for someone: این عبارت به معنای حمایت از کسی در شرایط دشوار است.

• Example: He went to bat for his friend during the meeting.

او در طول جلسه از دوستش حمایت کرد.

💎2. To pull out all the stops: به معنای استفاده از تمام منابع و تلاش‌ها برای رسیدن به یک هدف است.

• Example: The team pulled out all the stops to win the championship.

• تیم برای پیروزی در قهرمانی تمام تلاش خود را کرد.

💎3. To leave no stone unturned: به معنای تلاش برای یافتن راه‌حل یا نتیجه‌ای با استفاده از تمامی امکانات موجود است.

• Example: They left no stone unturned in their search for a cure.

•آنها در جستجوی درمان هیچ تلاشی را بی‌نتیجه نگذاشتند.

🔴استفاده در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس

🔴مثال‌های کاربردی در اسپیکینگ

در زمان صحبت کردن درباره‌ی چالش‌هایی که در زندگی با آن‌ها مواجه شده‌اید، می‌توانید از این عبارت استفاده کنید:

• "When I was applying for universities, I fought tooth and nail to get accepted into my dream school.

• "زمانی که برای دانشگاه‌ها درخواست می‌دادم، با تمام قوا تلاش کردم تا به دانشگاه مورد علاقه‌ام پذیرفته شوم."

🔴مثال‌های کاربردی در رایتینگ

در نوشتن مقالات یا بیانیه‌ها، می‌توانید از این عبارت برای توصیف تلاش‌های خود یا دیگران استفاده کنید:

• "In today's competitive job market, candidates must fight tooth and nail to secure a position."*

• "در بازار کار رقابتی امروز، نامزدها باید با تمام قوا برای تأمین یک موقعیت شغلی مبارزه کنند."

🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
👍31
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – To cherry-pick
🔴 "Cherry-pick"

عبارت "cherry-pick" به معنای انتخاب دقیق و گزینشی از میان گزینه‌ها یا موارد موجود است، به طوری که تنها بهترین یا مطلوب‌ترین موارد انتخاب شوند. این اصطلاح معمولاً در زمینه‌های مختلفی از جمله تجارت، برنامه‌نویسی، و حتی زندگی روزمره به کار می‌رود. به عنوان مثال، در دنیای فناوری اطلاعات، توسعه‌دهندگان ممکن است فقط برخی از تغییرات خاص را از یک مخزن کد بزرگ انتخاب کنند و آن‌ها را به پروژه خود اضافه کنند.

"Cherry-pick"

در زبان انگلیسی، این عبارت می‌تواند به صورت فعلی (to cherry-pick) یا به عنوان اسم (cherry-picking) مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال:

• "He decided to cherry-pick the best candidates for the job."
او تصمیم گرفت بهترین داوطلب‌ها رو به‌صورت گزینشی برای شغل انتخاب کنه.



• "The cherry-picking of data can lead to biased results."

انتخاب گزینشی داده‌ها می‌تونه منجر به نتایج جانبدارانه بشه.


🔴جملات مثال و ترجمه

1. "The manager decided to cherry-pick the most qualified applicants for the position."

• ترجمه: "مدیر تصمیم گرفت تا بهترین متقاضیان را برای این سمت انتخاب کند."

2. "Cherry-picking information can distort the true picture of a situation."

• ترجمه: "انتخاب گزینشی اطلاعات می‌تواند تصویر واقعی یک وضعیت را تحریف کند."

🔴اصطلاحات با معنی مشابه

💎1. Selective choice:
به معنای انتخاب گزینشی و دقیق است.

• مثال: "She made a selective choice in her research to focus on the most relevant studies."

او در تحقیقاتش به‌صورت گزینشی تصمیم گرفت روی مرتبط‌ترین مطالعات تمرکز کنه.




💎2. Pick and choose:

به معنای انتخاب کردن از میان گزینه‌های مختلف به دلخواه است.

• مثال: "In this market, consumers can pick and choose what they want without any pressure."

توی این بازار، مصرف‌کننده‌ها می‌تونن بدون هیچ فشاری، هر چی بخوان رو خودشون انتخاب کنن.




💎3. Sift through: به معنای جستجو و انتخاب بهترین موارد از میان تعداد زیادی است.

• مثال: "He had to sift through hundreds of applications to find the right candidate."
مجبور شد از بین صدها درخواست، فرد مناسب رو پیدا کنه.





🔴استفاده از "Cherry-pick" در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس

💎مثال در اسپیکینگ:

• سوال: "What do you think about the selection process in universities?"
نظرت درباره روند پذیرش در دانشگاه‌ها چیه؟




• پاسخ: "I believe that universities often cherry-pick students based on their test scores rather than their overall potential."

من معتقدم دانشگاه‌ها اغلب دانشجوها رو صرفاً بر اساس نمرات آزمون‌شون انتخاب می‌کنن، نه توانایی کلی‌شون.



💎مثال در رایتینگ:

• موضوع: "Discuss the impact of selective information in media."

تأثیر اطلاعات گزینشی در رسانه‌ها رو بررسی کن.

• پاسخ: "In today's media landscape, cherry-picking information has become a common practice, leading to a skewed perception of reality."


توی فضای رسانه‌ای امروز، انتخاب گزینشی اطلاعات به یه رویه رایج تبدیل شده که باعث ایجاد درک نادرست از واقعیت می‌شه.


🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت
مجموعه ۲۰۰ #انیمیشن
#دوزیرنویس #همزمان فارسی و #انگلیسی
دریافت نمونه ها👇👇
https://news.1rj.ru/str/animationmovieserial/18
کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
👍54
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Milk it
🔴 "Milk it"

عبارت "Milk it" در زبان انگلیسی به معنای "بهره‌برداری حداکثری از یک موقعیت" یا "استفاده حداکثری از یک منبع" است. این اصطلاح به طور خاص زمانی به کار می‌رود که فردی سعی دارد از یک فرصت، منبع یا وضعیت به نفع خود استفاده کند، حتی اگر این کار به نوعی غیراخلاقی یا غیرمنصفانه باشد.



💎جملات مثال

1. "He always tries to milk it when he gets a compliment."

• "او همیشه سعی می‌کند از زمانی که یک تعریف می‌شنود، بهره‌برداری کند."

2. "The company is milking the success of their latest product."

• "شرکت در حال بهره‌برداری از موفقیت آخرین محصول خود است."

🔴اصطلاحات مشابه

💎1. "Cash in on"

• این اصطلاح به معنای بهره‌برداری از یک موقعیت برای کسب سود مالی است.

• مثال: "She cashed in on her fame by launching a clothing line."

• "او با راه‌اندازی یک خط لباس از شهرت خود بهره‌برداری کرد."

💎2. "Take advantage of"

• این عبارت به معنای استفاده از یک فرصت یا موقعیت برای نفع شخصی است.

• مثال: "He took advantage of the situation to negotiate a better deal."

• "او از این وضعیت برای مذاکره درباره یک قرارداد بهتر بهره‌برداری کرد."

🔴استفاده در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس

🔴مثال در اسپیکینگ

"I think some people tend to milk their connections in the industry to get ahead."

• "من فکر می‌کنم بعضی افراد تمایل دارند از ارتباطات خود در صنعت برای پیشرفت6 استفاده کنند."

🔴مثال در رایتینگ

در بخش رایتینگ، شما می‌توانید از این عبارات در مقالات خود استفاده کنید:

"In today’s competitive market, businesses often milk their unique selling propositions to attract more customers."

• "در بازار رقابتی امروز، کسب و کارها معمولاً از مزایای منحصر به فرد خود برای جذب مشتریان بیشتر بهره‌برداری می‌کنند."



🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت

کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
6👍2
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
Fat chance
PODCAST
🆕 NEW
💎معنی و توضیح عبارت "Fat chance"

عبارت "Fat chance" یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به معنای "شانس بسیار کم" یا "امید بسیار ضعیف" استفاده می‌شود. این عبارت معمولاً در مواقعی به کار می‌رود که گوینده به طور واضح نشان می‌دهد که وقوع یک اتفاق خاص بسیار غیرمحتمل است. به نوعی، این عبارت به نوعی طعنه‌آمیز است و نشان‌دهنده عدم اعتماد به وقوع یک وضعیت خاص است.



💎جملات نمونه

1. "Do you think he will show up to the party after what happened?"
"آیا فکر می‌کنی او بعد از آنچه که اتفاق افتاد، به مهمانی بیاید؟"
پاسخ: "Fat chance!"
ترجمه: "شانس خیلی کمی داره!"

2. "She said she would help me with my project, but I doubt it."
"او گفت که به من در پروژه‌ام کمک می‌کند، اما شک دارم."
پاسخ: "Fat chance she'll actually do it."
"شانس خیلی کمی داره که واقعاً این کار رو بکنه."

💎دیگر اصطلاحات با معنی مشابه

1. "Slim chance"
این عبارت نیز به معنای شانس کم است و مشابه "Fat chance" استفاده می‌شود.
مثال: "There’s a slim chance of rain tomorrow."
ترجمه: "شانس باران فردا خیلی کمه."

2. "No way"
این عبارت به معنای "هیچ راهی نیست" یا "هرگز" است و برای بیان عدم امکان وقوع یک وضعیت به کار می‌رود.
مثال: "Will he ever finish that project on time? No way!"
ترجمه: "آیا او هرگز آن پروژه را به موقع تمام خواهد کرد؟ هیچ راهی نیست!"

3. "Not a chance"
این عبارت نیز برای بیان عدم امکان وقوع یک وضعیت استفاده می‌شود.
مثال: "Will she agree to that proposal? Not a chance!"
ترجمه: "آیا او با آن پیشنهاد موافقت خواهد کرد؟ هیچ شانسی نیست!"

💎استفاده از "Fat chance" در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس



🔴مثال در اسپیکینگ

سوال:
"Do you think you'll pass the exam without studying?"
پاسخ:
"Fat chance! I need to study hard to have any hope."
ترجمه: "شانس خیلی کمی داره! من باید سخت درس بخونم تا امیدی داشته باشم."

🔴مثال در رایتینگ

در یک مقاله غیررسمی یا وبلاگ، می‌توانید از عبارت "Fat chance" برای بیان نظرات خود استفاده کنید:

"Many people believe that they can lose weight without exercising. Fat chance! A healthy lifestyle requires effort and commitment."
"بسیاری از مردم معتقدند که می‌توانند بدون ورزش وزن کم کنند. شانس خیلی کمی داره! یک سبک زندگی سالم نیازمند تلاش و تعهد است."




🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت

کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
6
اصطلاحات کاربردی انگلیسی
BBC Radio – Across
🔴Across (when not a preposition)

💎Meaning: To be familiar with or fully informed about something.
معنی: آشنا بودن با چیزی یا از چیزی کاملاً اطلاع داشتن.

Usage: Common in British English; often used for plans, projects, subjects, or important topics.
نحوه استفاده: رایج در انگلیسی بریتانیایی؛ معمولاً برای برنامه‌ها، پروژه‌ها، موضوعات مهم یا پیچیده به کار می‌رود.

💎Examples / مثال‌ها:

1. “Are you across the new project plan?”
«با برنامه جدید پروژه آشنا هستی؟»


2. “She is across all the latest research in AI.”
«او با تمام آخرین تحقیقات در هوش مصنوعی آشناست.»



💎Similar Expressions / اصطلاحات مشابه:

Up to speed → به‌روز و آگاه
“I’m up to speed on the client’s needs.”
«با نیازهای مشتری آشنا هستم.»

On top of → در کنترل و آگاه
“She’s on top of all the new regulations.”
«او با تمام مقررات جدید آشناست.»

Well-versed in → متخصص و آگاه
“He is well-versed in digital marketing.”
«او در بازاریابی دیجیتال کاملاً آگاه است.»


💎IELTS Tips / نکات آیلتس:

📌Speaking: Shows fluency and professional vocabulary.
“I keep up with online news so I’m across all current events.”
«با خبرهای آنلاین همراه هستم تا با تمام اخبار روز آشنا باشم.»

📌Writing: Use in reports, essays, or proposals to indicate awareness.
“Policymakers must be across the implications of new regulations.”
«سیاست‌گذاران باید با پیامدهای مقررات جدید آشنا باشند.»



---

🔴متن و ترجمه مربوط به پادکست مربوطه رو در کامنت ببینید👇👇




#vocabulary
#expression
#idiom
#اصطلاحات
#واژگان
#لغت

کلی #فیلم امریکایی با دو #زیرنویس #همزمان

@howimetyourmothe
8🤡1
---

🔹 دوره ویدیویی English Today | یادگیری واقعی انگلیسی

English Today به شما کمک می‌کند انگلیسی را طبیعی، روان و با اعتمادبه‌نفس یاد بگیرید؛
با ویدیوهایی جذاب، تعاملی و کاربردی، از سطح مبتدی تا پیشرفته.

🎬 یادگیری از طریق ویدیو
🧠 تأثیر ناخودآگاه در مکالمه
🗣 تقویت اسپیکینگ بدون حفظ کردن
📚 آموزش همزمان لغت، گرامر و اصطلاحات
👂 تقویت مهارت شنیداری و دیداری
یادگیری در هر زمان و مکان


---

🔹 چرا English Today مؤثر است؟

مغز شما الگوهای مکالمه را ناخودآگاه جذب می‌کند

ترجمه، گرامر و اصطلاحات همزمان با ویدیو آموزش داده می‌شوند

مناسب تمام سطوح از Basic تا Advanced و Business

شامل ۱۰۰ نکته مهم گرامری با تدریس ساده و حرفه‌ای



---

🔹 مناسب چه کسانی است؟

✔️ زبان‌آموزانی که مکالمه‌شان روان نیست
✔️ کسانی که از گرامر خشک خسته‌اند
✔️ علاقه‌مندان به یادگیری واقعی با ویدیو


---

قسمت هایی از دوره رو اینجا دنبال کن 👇👇👇

---https://news.1rj.ru/str/dorenabenglishtoday