زمانی بود که گمان میکردم به نهایت درد رسیدم اما نه از آن پیش تر هم رفت.
آلبر کامو-
آلبر کامو-
از وقتی یادمه کارای روزمره عادیمو مجبور بودم با فکر و خیال و سنگینی قلب انجام بدم؛ این روزام همینم مثل قبلنا مثل همیشه.
و از نابینایی عجیب آدمهایی که از تغییرات درون خود آگاهند و بر دوستانشان تصویری یکسان و دائمی تحمیل میکنند حیران ماند.
آلبر کامو-
آلبر کامو-
Forwarded from Hidden Chat
حقیقتا چند روزه هیچ کاری نمیتونم بکنم. توی این شرایط که ادمای عادی هم دارن تمرین grounding میکنن چیکار میتونم بکنم وقتی در تقاطع درد های جسمی و روحی هستم؟
Hidden Chat
حقیقتا چند روزه هیچ کاری نمیتونم بکنم. توی این شرایط که ادمای عادی هم دارن تمرین grounding میکنن چیکار میتونم بکنم وقتی در تقاطع درد های جسمی و روحی هستم؟
هیچ کاری واقعا هیچ کاری. طبیعیه احساس دردت.
زندگیش کن و بذار تجربش کنی
اما نذار زیاد طول بکشه و غرق بشی توش
نسبت به خودت صبوری نشون بده
زندگیش کن و بذار تجربش کنی
اما نذار زیاد طول بکشه و غرق بشی توش
نسبت به خودت صبوری نشون بده
Forwarded from Hidden Chat
راستش داره حالم از خودم بهم میخوره چون هر قولی به خودم دادم بهش عمل نکردم و عملا از خودم ناامید شدم
به لطف سوشال مدیا و این گوشی که دستمه به طور میانگین ۹ ساعت از روزم و تلف میکنم
اختیار زندگیم خیلی بد از دستم در رفته و حتی خانواده هم از این بابت شاکین
خیلی خستم.
از خودم خیلی ناامید شدم.
به لطف سوشال مدیا و این گوشی که دستمه به طور میانگین ۹ ساعت از روزم و تلف میکنم
اختیار زندگیم خیلی بد از دستم در رفته و حتی خانواده هم از این بابت شاکین
خیلی خستم.
از خودم خیلی ناامید شدم.
Hidden Chat
راستش داره حالم از خودم بهم میخوره چون هر قولی به خودم دادم بهش عمل نکردم و عملا از خودم ناامید شدم به لطف سوشال مدیا و این گوشی که دستمه به طور میانگین ۹ ساعت از روزم و تلف میکنم اختیار زندگیم خیلی بد از دستم در رفته و حتی خانواده هم از این بابت شاکین خیلی…
من قبلنم گفتم بازم میگم
بعضی وقتا نباید دنبال راه و چاره بگردی چون همچین چیزی وجود نداره
فقط مجبوری؛ مجبوری که تغییر کنی، مجبوری که انجام بدی، مجبوری که ادامه بدی
هیچ راهی جز اجبار نیست حالا بقیه اسمشو میذارن نظم یا دیسیپلین یا هر چیز دیگهای
تو هم مشکلتو میدونی
هم اگه پای حرف کسایی که این مشکلات رو حل میکنن بشینی میبینی همه حرفاشونو از بری
تو فقط باید خودتو مجبور کنی علارغم احساس نفرتت خستگیت یا ناامید کاری که درسته رو انجام بدی همین.
بعضی وقتا نباید دنبال راه و چاره بگردی چون همچین چیزی وجود نداره
فقط مجبوری؛ مجبوری که تغییر کنی، مجبوری که انجام بدی، مجبوری که ادامه بدی
هیچ راهی جز اجبار نیست حالا بقیه اسمشو میذارن نظم یا دیسیپلین یا هر چیز دیگهای
تو هم مشکلتو میدونی
هم اگه پای حرف کسایی که این مشکلات رو حل میکنن بشینی میبینی همه حرفاشونو از بری
تو فقط باید خودتو مجبور کنی علارغم احساس نفرتت خستگیت یا ناامید کاری که درسته رو انجام بدی همین.
Forwarded from آشپزی که چاقو نداشت؛
در مورد تغییر پرسیده بودید؛ خیلی وقتا هیچ فرمولی براش نیست جز «مجبور بودن». مجبورید ادامه بدید مجبورید تحمل کنید مجبورید هر طور شده پای کار واستید تا مسیر هموار شه. هیچ چاره دیگهای جز مجبور بودن به انجام نیست. همین و بس.
Forwarded from آشپزی که چاقو نداشت؛
به هر حال همه روزهای خوب و بد میگذرن و در نهایت تو میمونی و نتیجه کارهایی که با وجود هر احساسی که داشتی انجام دادی.
هیچ چی بیشتر از یه گذشته سخت با باری سنگین امروزِ آدم رو خسته نمیکنه.
تو دلم گفتم کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند.
عباس معروفی-
عباس معروفی-
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر (Danial)
مفهومی هست به نام «خستگیِ آینده». وقتی اونقدر آینده رو تو ذهنت بالا و پایین کردی که دیگه امروزت بیرنگ میشه. ذهن سفر میکنه و بدن جا میمونه. همه چیز انگار با غباری از ابهام و ترس و تردید پوشیده شده.
روزمرگیهای یک رواندرمانگر
مفهومی هست به نام «خستگیِ آینده». وقتی اونقدر آینده رو تو ذهنت بالا و پایین کردی که دیگه امروزت بیرنگ میشه. ذهن سفر میکنه و بدن جا میمونه. همه چیز انگار با غباری از ابهام و ترس و تردید پوشیده شده.
ذهنی که در جستجوی قطعیت و ثباته با آیندهای که نامشخصه تو یه جنگ تموم نشدنی قرار میگیره و باعث میشه به خاطر مسیرهایی که هنوز طی نکردیم خستگی بکشیم و فرسوده بشیم.
برای کسی که مجبور بوده حتی برای کوچیکترین چیزا هم بیشترین تلاشهارو بکنه، زندگی همیشه مثل جنگ میمونه.
از ۹۸ درس خوندنمون دیگه مثل آدمای نرمال عادی نشد؛ تا اینجا چجوری رسوندیم خودمونو واقعا موندم.
یه زندگی دیگه لازم دارم که فقط به خاطر خودم بگذرونمش؛ تو این یکی فقط به فکر سرزمینم و مردمش بودم.
باب مارلی درست میگفت:«حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند؛ فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان رنج بکشی.»
آشپزی که چاقو نداشت؛
باب مارلی درست میگفت:«حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند؛ فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان رنج بکشی.»
رنجش بخشِ اجتناب ناپذیر هر رابطهاس؛ فقط باید دو طرف اونقدر خودشون رو درست تربیت کرده باشن که نسبت به آزرده خاطر شدن واکنش و رفتار درستی از خودشون نشون بدن و همینطور اگه خودشون مایه دلخوری طرف مقابل شدن بتونن دلجویی مناسبی داشته باشن و جبران و درستش کنن.