Azizi’s Warm Corner – Telegram
Azizi’s Warm Corner
604 subscribers
2.16K photos
326 videos
90 files
1.83K links
جوهر انسانی ما توانایی ما در استدلال کردن است.

https://www.youtube.com/@AziziWC
https://news.1rj.ru/str/HarfChatBot?start=the_azizi
Download Telegram
همسایه ای که ساعت ۵ صبح با صدای بلند تلویزیون روشن کردی که مناسک مذهبی دینت رو بجا بیاری
خب مشتی من خوابم دیوار به دیوارت.....
کص بابات
🤣9
جالبه
از هزار ساب که رد شدم بدون محتوا گذاشتن با سرعت دو برابر قبل ساب دارم میگیرم
گویا این جمله تا هزارتاش سخته راست بود
👍8
زنگ زدن بابام که چرا بچت نمیاد مدرسه 😂
بابام گفته مگه میومد قبلشم 😭🤣
🤣12
Forwarded from Haoodi Senpai
‏دانشگاه محل آزادی بیان، حضور و تعامل منطقی و عقلانی تمامی سلیقه‌ها هستش. اینکه جاوید شاه گفتن دانشجو فشار به کونتون آورده یعنی از اول هم شما نه دانشجو بودید و نه محیط آکادمیک رو درک کرده بودید.
👍6
رفرش ریتو 😂
🔥3
از بنیامین واقعا توقع نداشتم......
مرد تو رو این حکومت بارها گاییدن بخاطر فعالیتت
بارها سر 405 اومدن گیر گرفتن بهت
هرچی محدودیت بود روی تو گذاشتن
بعد انقدر راحت رفتی آپارات کانال رسمی زدی؟
واقعا که
👍6
Forwarded from Haoodi Senpai
باشه، ماها که با بدبختی و درس خواندن و شب و روز نخوابیدن تونستیم وارد دانشگاه‌های تاپ ایران بشیم (و وارد هم شدیم بازم شب و روز درگیر درس بودیم) چاقوکش و قاتل و اوباشیم, ولی بسیجی عقب مونده‌ای که سر کلاس آلت خر رو از مکاتب فکری تشخیص نمی‌داد دانشجوی ممتاز و نخبه🤡
🥰11
من وسط هنرستان تاپ کشور که از هشتم باید برنامه بریزی برای امتحان ورودیش که دهم میدی تا شاید قبول بشی به عنوان ارازل اوباش خطاب شدم چون اعتراض کردم :)))))))
😭10💔1
الانم که کد ملیم بنه یه کنکور نمیتونم بدم :))))))))
💔9🤣1
بعد بسیجی راحت الان از کیری ترین سطح ممکن میتونه کنکور بده
خب کیر
👍8😎3
بعدم کنکور رو برینه هم با امتیاز فلان و.... رتبه بالا میاره
اونم نیاره دیگه خیلیییی برینه امتیاز شاهد و سهمیه میاد کمکش
عدالت موج میزنه
یه واقعیت ساده هست که خیلی وقت‌ها دوست نداریم بهش فکر کنیم: تغییر، اتفاقی نمی‌افته. ساخته میشه!

همه‌مون از یه جایی به بعد شروع می‌کنیم به گلایه کردن. از وضع موجود، از محدودیت‌ها، از بی‌عدالتی‌ها، از چیزهایی که می‌تونستن بهتر باشن اما نیستن. ولی یه مرز باریک بین «دیدن مشکل» و «تسلیم شدن بهش» وجود داره. اونجاست که آدم یا منفعل میشه، یا تصمیم می‌گیره سهمی حتی کوچک در تغییر داشته باشه.
تاریخ پره از مثال‌هایی که نشون میده هیچ تغییری از دل سکوت و بی‌تفاوتی بیرون نیومده. از حرکت‌های اجتماعی مثل جنبش حقوق مدنی آمریکا گرفته تا لحظه‌های بزرگ سیاسی مثل سقوط دیوار برلین، هیچ‌کدوم با نشستن و صبر کردن شکل نگرفتن. آدم‌هایی بودن که گفتن «این وضعیت طبیعی نیست» و حاضر نشدن فقط تماشاگر باشن.
منفعل بودن خیلی وقت‌ها شبیه یه آرامش کاذبه. با خودت میگی: «من که کاری از دستم برنمیاد.» این جمله امنه، چون مسئولیت رو از دوشت برمی‌داره. اما همون جمله، دقیقاً همون نقطه‌ایه که تغییر رو خفه می‌کنه. تغییر معمولاً از جاهای کوچیک شروع میشه؛ از آگاهی، از گفتگو، از آموزش، از ساختن، از مطالبه‌گری منطقی.
قرار نیست همه رهبر یه حرکت بزرگ باشن. ولی هرکسی می‌تونه توی دایره‌ی خودش اثر بذاره. یه معلم با روش تدریسش، یه توسعه‌دهنده با محصولی که می‌سازه، یه نویسنده با متنی که منتشر می‌کنه، یه شهروند با انتخاب‌هاش. تغییر همیشه اولش نامرئیه؛ مثل ترک‌های ریزی که قبل از فرو ریختن یه دیوار شکل می‌گیرن.
یه نکته مهم اینه: تغییر لزوماً به معنی هیاهو نیست. گاهی تغییر یعنی ایستادن روی اصول، حتی وقتی راحت‌تره که سکوت کنی. یعنی نپذیرفتنِ «همینه که هست» وقتی می‌دونی می‌تونه بهتر باشه. یعنی به‌جای غر زدن صرف، یه قدم هرچند کوچک برداشتن.
دنیا رو معمولاً آدم‌های کامل تغییر ندادن؛ آدم‌های پیگیر تغییرش دادن. اون‌هایی که خسته شدن، اما کنار نکشیدن. اشتباه کردن، اما ادامه دادن. شک داشتن، اما بی‌حرکت نموندن.
اگر قرار باشه چیزی عوض بشه، از یه تصمیم ساده شروع میشه: اینکه منفعل نباشیم. اینکه باور کنیم بی‌تفاوتی، خودش یه انتخابه و معمولاً انتخابی به نفع وضع موجود.
تغییر، منتظر جمعیت کامل و شرایط ایده‌آل نمی‌مونه. با چند نفر شروع میشه. با چند صدا. با چند قدم. سوال این نیست که «آیا تغییر ممکنه؟» سوال اینه که ما می‌خوایم تماشاگر باشیم یا بخشی از داستانش!
👍42
یه سری آدما هستن که تا وقتی فضا آرومه و هزینه‌ای تو کار نیست، از همه جلوترن. استوری می‌ذارن، حرف‌های قشنگ می‌زنن، خودشونو «صدای مردم» معرفی می‌کنن. ولی همین که اوضاع جدی میشه، خطر واقعی میاد وسط، یهو یا غیب میشن یا لحنشون عوض میشه. انگار نه انگار دیروز چی می‌گفتن.

این همون چیزیه که بهش میگن فرصت‌طلبی. یعنی ببینی کجا سودته، همون‌جا بایستی. نه به خاطر باور، نه به خاطر وجدان فقط به خاطر اینکه ضرر نکنی. امروز با یه موج میای بالا، فردا با موج بعدی می‌چرخی اون‌ور.

دو‌رویی هم دقیقاً همین حس رو میده. یه نسخه از خودت برای وقتی که همه نگاهت می‌کنن، یه نسخه دیگه برای وقتی که پای هزینه وسطه. دیروز انقلابی برانداز، امروز محتاط. دیروز تند، امروز «بی‌طرف». و بدترین بخشش اینه که حتی توضیح هم نمی‌دی. فقط آروم روایت رو عوض می‌کنی.

حالا یه چیز مهم: ترس واقعیه. آدم ممکنه بترسه، مخصوصاً اگه قبلاً آسیب دیده باشه. اینو نمی‌شه انکار کرد. ولی فرق هست بین کسی که می‌ترسه و کسی که همیشه دقیقاً جایی می‌ایسته که براش امن‌تر و پرسودتره. وقتی این الگو تکرار میشه، دیگه سخت میشه گفت تصادفیه.

مردم از کسی که با حمایتشون بزرگ شده یه چیز خیلی عجیب نمی‌خوان. نمی‌خوان قهرمان باشه. فقط می‌خوان وقتی روزای سخته، وقتی سوگه، وقتی درد مشترکه، کامل غیب نشه. یه همدلی ساده. یه «تسلیت». یه نشونه اینکه فقط تو روزای خوب کنار ما نیستی.

آخرش هم داستان خیلی ساده‌ست: اعتماد با هزار تا حرکت کوچیک ساخته میشه، ولی با چند تا سکوتِ عجیب راحت می‌ریزه. و وقتی بریزه، برگردوندنش خیلی سخته.

آدم ممکنه اشتباه کنه، ممکنه عقب بکشه، ممکنه حتی نظرش عوض بشه. ولی حداقل اگه قراره بچرخه، بگه چرا چرخیده. این حداقل صداقته. چون چیزی که بیشتر از همه اذیت می‌کنه، خود تغییر نیست حس اینه که یکی فقط تا وقتی به نفعش بوده کنار جمع وایساده.
👍4
توی انجمن ایران گارد که حسین پیرا توسعه‌ش رو به صورت متن باز برای آزادی خواهان شروع کرده اکانتی ساختم که لینکش به صورت زیر هستش:

https://forum.iranguard.sbs/user/61