Alecto;
.
" آلکتو؛ یکی از سه الهه انتقام (ائومنیدس)
خواهر تیسیفون و مگایرا. خون اورانوس زمانی که کرونوس اختهاش کرد، به روی گایا (زمین) ریخت و ائومنیدس به وجود آمدند. آنها مجرمین و مخصوصاً قاتلان را تعقیب و مجازات میکردند. الهههای انتقام به شکل موجوداتی وحشتناک، نه بهطور کامل زنانه با ویژگیهای از قبیل نفسی سوزان، بالهایی به شکل خفاش، سری که مارها بر روی آن حلقه بسته بودند و خونی آغشته به سم از چشمانشان سرازیر میشد، توصیف میشوند. "
🏺🌿🌙 •
خالی از پوچی '
.
" آلکتو؛ یکی از سه الهه انتقام (ائومنیدس)
خواهر تیسیفون و مگایرا. خون اورانوس زمانی که کرونوس اختهاش کرد، به روی گایا (زمین) ریخت و ائومنیدس به وجود آمدند. آنها مجرمین و مخصوصاً قاتلان را تعقیب و مجازات میکردند. الهههای انتقام به شکل موجوداتی وحشتناک، نه بهطور کامل زنانه با ویژگیهای از قبیل نفسی سوزان، بالهایی به شکل خفاش، سری که مارها بر روی آن حلقه بسته بودند و خونی آغشته به سم از چشمانشان سرازیر میشد، توصیف میشوند. "
🏺🌿🌙 •
خالی از پوچی '
فصل اول؛گناه
.
.
گنهکاران به آنچه در سر خود میپروراندند اصلاح و به عمل خویش ملزم میگفتند. دستانشان را خالق شماردند و راهشان را مستقیم. ولی آنچه در نظر من قاضی به چشم میآمد آخرین قطره خون رفته از کف خرد ۴ سالهای بود که توسط مادر خود ذبح شده بود. آخرین فریاد زنی بود که در زیر بار خفت این زنانگی جان میداد و آخرین قطرههای اشک پنهانی مرد کارگری بود که در زیر این جبر بی عدالت وراثت، بدون مزد کولبری شاهزادهای را میکرد. و در این چرخ من بودم که میدیدم و میشنیدم و تصمیم دست من بود؛مسیر رفت و بازگشت هر دو به من منتهی میشد و من بودم که انتخاب میکردم که چه کسی برود و چه کسی بماند؟ ترکه عدالتخواه تشنه به خون من و دیگر خواهرانم فقط وسیله بود.
-
.
.
گنهکاران به آنچه در سر خود میپروراندند اصلاح و به عمل خویش ملزم میگفتند. دستانشان را خالق شماردند و راهشان را مستقیم. ولی آنچه در نظر من قاضی به چشم میآمد آخرین قطره خون رفته از کف خرد ۴ سالهای بود که توسط مادر خود ذبح شده بود. آخرین فریاد زنی بود که در زیر بار خفت این زنانگی جان میداد و آخرین قطرههای اشک پنهانی مرد کارگری بود که در زیر این جبر بی عدالت وراثت، بدون مزد کولبری شاهزادهای را میکرد. و در این چرخ من بودم که میدیدم و میشنیدم و تصمیم دست من بود؛مسیر رفت و بازگشت هر دو به من منتهی میشد و من بودم که انتخاب میکردم که چه کسی برود و چه کسی بماند؟ ترکه عدالتخواه تشنه به خون من و دیگر خواهرانم فقط وسیله بود.
-
Persephone ;
.
" دختر زئوس و دمتر، و ملکهٔ جهان زیرین و همسر خدای مردگان، هادس است. او را کورئه یا کوره (Kore /ˈkɔ:ri:/; KOR-ee) ـ به معنای دوشیزه یا دختر ـ نیز مینامند "
🏺🌿🌙 •
Reverie '
.
" دختر زئوس و دمتر، و ملکهٔ جهان زیرین و همسر خدای مردگان، هادس است. او را کورئه یا کوره (Kore /ˈkɔ:ri:/; KOR-ee) ـ به معنای دوشیزه یا دختر ـ نیز مینامند "
🏺🌿🌙 •
Reverie '
فصل دوم؛تغییر
.
.
آخرین قدمهایم را بر روی چمنزار های سرد و نمدار سرزمین مادری برمیدارم. هنوز هوای معتدل بهار و وزش نسیم خنک آن مرا به وجد میآورد.نور خیره کنندهای که از میان ابرها نمایان میشود مثل دوران کودکی مرا به یاد مادرم میاندازند و این گلها؛دوباره به آغوش او میرسند که در خیال همه تجسم وحشت را دارد اما در خیال من عاشق شعر پرست حکم قصیدهای نا گفته دارد. اکنون در مقابل من این باغ همان باغ است و این زمین همان زمین؛اما افسوس که این تن دیگر آن تن نیست!
-
.
.
آخرین قدمهایم را بر روی چمنزار های سرد و نمدار سرزمین مادری برمیدارم. هنوز هوای معتدل بهار و وزش نسیم خنک آن مرا به وجد میآورد.نور خیره کنندهای که از میان ابرها نمایان میشود مثل دوران کودکی مرا به یاد مادرم میاندازند و این گلها؛دوباره به آغوش او میرسند که در خیال همه تجسم وحشت را دارد اما در خیال من عاشق شعر پرست حکم قصیدهای نا گفته دارد. اکنون در مقابل من این باغ همان باغ است و این زمین همان زمین؛اما افسوس که این تن دیگر آن تن نیست!
-
Kírkē ;
.
" سِرسی در اساطیر یونانی الهه جادو، دختر هلیوس و پرسه، یکی از اوکئانیدها(نگهبانان رود های زمینی) است "
🏺🌿🌙•
Eloquence '
.
" سِرسی در اساطیر یونانی الهه جادو، دختر هلیوس و پرسه، یکی از اوکئانیدها(نگهبانان رود های زمینی) است "
🏺🌿🌙•
Eloquence '
❤1
فصل سوم؛جستجو
.
.
گشت میزدم در کنار این جویبارها؛ پیشهام نگهبانی بود اما در سرشت من چیزی دیگر کاشته شده بود. او را که دیدم جریان زندگی مانند جریان این رود به تنش افتاد. که بود و چه بود و بهر چه آمده بود و چه را جستجو میکرد؟ سحر چشمانش از آن که بود که از دستان من برتری داشت؟ قدمی به سویاش برداشتم؛در میان تلاطم جوی به غلیان افتاد و مرا مسخ خود کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ خروشید و هر آنچه ناقص بود را کامل کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ رام شد و کمی نزدیکم شد. دستانم را به سمتش دراز کردم و دستانش را به سمتم دراز کردم. با اولین لمس او در برگ برگ خاطرات محو شد.
-
.
.
گشت میزدم در کنار این جویبارها؛ پیشهام نگهبانی بود اما در سرشت من چیزی دیگر کاشته شده بود. او را که دیدم جریان زندگی مانند جریان این رود به تنش افتاد. که بود و چه بود و بهر چه آمده بود و چه را جستجو میکرد؟ سحر چشمانش از آن که بود که از دستان من برتری داشت؟ قدمی به سویاش برداشتم؛در میان تلاطم جوی به غلیان افتاد و مرا مسخ خود کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ خروشید و هر آنچه ناقص بود را کامل کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ رام شد و کمی نزدیکم شد. دستانم را به سمتش دراز کردم و دستانش را به سمتم دراز کردم. با اولین لمس او در برگ برگ خاطرات محو شد.
-
❤1
Eos;
.
" آئوس در اساطیر یونانی، تجسم شخصیت سپیدهدم، که هر روز صبح از خانهٔ خود در لبهٔ رودهای اوکئانوس در آسمان طلوع میکرد و با اشعهٔ نور خود تاریکی را از شب پاک مینمود. "
🏺🌿🌙 •
دامبو- '
.
" آئوس در اساطیر یونانی، تجسم شخصیت سپیدهدم، که هر روز صبح از خانهٔ خود در لبهٔ رودهای اوکئانوس در آسمان طلوع میکرد و با اشعهٔ نور خود تاریکی را از شب پاک مینمود. "
🏺🌿🌙 •
دامبو- '
فصل چهارم؛رهایی
.
.
هرچقدر که در چنگال شب به زمین و زمان پناه ببری سرانجام به من میرسی؛ من که آغاز روشنایی ها هستم. من که خود در بند این تاریکی در تقلای نور قیام میکنم و به نور میپیوندم اما هیهات از این سرنوشت که در دستان تاریکی ها بود. باز هم انگشتان کشیده ام را در جستجوی رهایی به طاق این ریسمان و آسمان میکشم چرا که هر روز سرک کشیدن به امید دردی خوشایند است.
-
.
.
هرچقدر که در چنگال شب به زمین و زمان پناه ببری سرانجام به من میرسی؛ من که آغاز روشنایی ها هستم. من که خود در بند این تاریکی در تقلای نور قیام میکنم و به نور میپیوندم اما هیهات از این سرنوشت که در دستان تاریکی ها بود. باز هم انگشتان کشیده ام را در جستجوی رهایی به طاق این ریسمان و آسمان میکشم چرا که هر روز سرک کشیدن به امید دردی خوشایند است.
-
Hemra;
.
" همرا تجسم شخصیت روشنایی و روز، و عضو یکی از ایزدان نخستین یونانی است. او زادهٔ اربوس (تاریکی) و نوکس (شب) و خواهر و همسر آیتر به شمار میرود. از طرفی نوکس دختر خائوس (یکی از اولین مخلوقات) و خواهر اربوس بود "
🏺🌿🌙 •
اینجاشفقزرمیزند'
.
" همرا تجسم شخصیت روشنایی و روز، و عضو یکی از ایزدان نخستین یونانی است. او زادهٔ اربوس (تاریکی) و نوکس (شب) و خواهر و همسر آیتر به شمار میرود. از طرفی نوکس دختر خائوس (یکی از اولین مخلوقات) و خواهر اربوس بود "
🏺🌿🌙 •
اینجاشفقزرمیزند'