دلم برای اینکه به خودم برسم بعد بزنم بیرون برم تو شهر تو ترافیک شلوغ تهران گیر کنم وقتی ام به دوستام می رسم لبخند بزنم و همه سختی هارو فراموش کنم تنگ تنگ تنگ شده
موندم کنارت موندم دیدی؟ به دنیا اومدم بزرگ شدم مدرسه رفتم دانشگاه قبول شدم بهترین دوستمو پیدا کردم عاشقی کردم چجوری تنها میذاشتمت؟ دلم میخواد باز زنده بودن و شادی رو تو خیابونات ببینم تهرانِ صبورم❤️
عجالتا من هم دست و دلم پی کار نمیرود. روزها را به طور احمقانهای به شب میآورم و شب هم احمقانهتر از روز میگذرد. از احوال بروبچهها خواسته باشی، پناه برخدا، همه زندهاند و در کثافت خود غوطهور میباشند.