مدار – Telegram
مدار
4.93K subscribers
133 photos
38 videos
1 file
100 links
ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی



ارتباط با ما:
@madaaradmin
Download Telegram
چالش سلامت روان در خانواده‌های مسلمان

💫بسیاری از مسلمانان (به‌ویژه جوانان)، هنگام مواجهه با چالش‌های روانی در یک دوراهی دردناک قرار می‌گیرند. از یک سو، نگرانند که در جلسات مشاوره، باورهای دینی‌شان نادیده گرفته شود و از سوی دیگر، در میان اطرافیان خود با انگ اجتماعی مواجهند و درخواست کمک را نشانه‌ی ضعف ایمان می‌دانند. در کشورهای غیر اسلامی، این شکاف با فشارهای بیرونی مانند تبعیض و اسلام‌هراسی، عمیق‌تر هم می‌شود.

💫برای پاسخ به این شکاف، در سال ۲۰۰۶ سازمان سلامت روان نصیحة Naseeha Mental Health در کانادا شکل گرفت. پاسخ آن‌ها یک اکوسیستم مراقبتی است که در آن هیچ‌کس مجبور نباشد بین سلامت روان و هویت دینی خود یکی را انتخاب کند. آن‌ها می‌دانند که ریشه‌های شرم از درخواست کمک، عمیق است و برای شکستن این تابو، باید پلی میان شیوه‌های درمانی مبتنی بر شواهد و درک عمیق دینی ساخت.

💫آن‌ها این کار را از طریق یک مدل چندلایه انجام می‌دهند:

۱. خط کمک ۲۴/۷:
📞 این اولین خط کمک تلفنی شبانه‌روزی و محرمانه با الهام از اسلام در آمریکای شمالی است. نکته کلیدی این است که مشاوران، حمایتگران همتای آموزش‌دیده هستند، نه روانشناسان و درمانگران. این مدل، مانع ورود را به شدت کاهش می‌دهد و فضایی بدون قضاوت برای گفتگوهای اولیه فراهم می‌کند، جایی که میانگین مکالمات به ۳۹ دقیقه می‌رسد.

۲. درمان آنلاین تخصصی:
💻 نصیحت شکاف بین حمایت اولیه و درمان بالینی را با ارائه‌‌ی خدمات توسط روانشناسان و درمانگران مجاز مسلمان پر می‌کند که تنها در سال گذشته بیش از ۲۵۰۰ جلسه‌ی درمانی برگزار کرده است. مدل مالی آن نیز الهام‌بخش است: درآمدی که از جلسات درمانی پولی (از مراجعانی که توانایی پرداخت کامل هزینه را دارند) به دست می‌آید، مستقیماً برای تأمین مالی (ارائه یارانه) جلسات رایگان یا کم‌هزینه برای افرادی استفاده می‌شود که توانایی پرداخت ندارند.

۳. آموزش و انگ‌زدایی:
🎓 این سازمان با برگزاری بیش از ۱۰۰ کارگاه در مدارس و مساجد، به طور فعال با ریشه‌ی مشکل، یعنی انگ اجتماعی مبارزه می‌کند و ابزارهای لازم برای گفتگوهای سالم در مورد سلامت روان را به خانواده‌ها و مربیان می‌دهد.

#خانواده #اسلام #سلامت_روان #هویت_دینی #مشاوره

مجلۀ مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@madaarmag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
14👌4👍3🔥1
جنبشی که یک نسل را احیا کرد

💫اواسط قرن بیستم در میان توده‌ی مردم شیعه‌ی هند، فقدان دانش پایه‌ای دینی کاملاً حس می‌شد. مردم «در ظاهر شیعه و مسلمان بودند، اما به دلیل عدم آگاهی از احکام و معارف دینی، از دین و مذهب فاصله گرفته بودند».

💫خطیب مشهور، علامه سید غلام عسکری، در سفرهای تبلیغی خود دریافت که این مشکل نه با سخنرانی‌های بیشتر، که با ایجاد یک ساختار آموزشی بومی، نظام‌مند و سراسری حل خواهد شد. این‌گونه بود که در سال ۱۹۶۸، «تنظیم المکاتب» (سازماندهی مکتب‌ها) را تأسیس کرد.

💫امروز این جنبش با ۱۲۳۸ مکتب، ۵۱,۱۵۲ دانش‌آموز و ۲۱۶۶ معلم به کار خود ادامه می‌دهد که این موفقیت، مرهون دو راهبرد کلیدی است:

1⃣ ایجاد یک اکوسیستم آموزشی جامع
بینش اصلی در این بود که احیای نسل، تنها با یک نهاد رخ نمی‌دهد و نیازمند یک چرخه‌ی کامل برای تأمین نیروی انسانی و محتوای خود است.

آموزش دینی پایه: هسته‌ی اصلی جنبش یعنی مکاتب، که بر آموزش‌های پایه‌ی دینی، قرآن و اردو تمرکز داشتند.
استفاده از فناوری: راه‌اندازی مکتب الکترونیکی (E-Maktab) برای دسترسی جهانی.
تربیت کادر و نیروی متخصص: راه‌اندازی حوزه‌های علمیه (پسرانه و دخترانه) و «مدرسه ذاکری» برای تربیت مبلغ و خطیب.
آموزش آکادمیک رسمی: تاسیس ۱۸ مدرسه و کالج رسمی مورد تأیید دولت که دانش‌آموزان در کنار دروس رسمی مدرسه، آموزش‌های دینی نیز می‌دیدند.

2⃣ مدل توسعه‌پذیر و بومی‌سازی‌شده
این مدل منعطف، که نه تنها در ۲۱ ایالت هند، بلکه به خارج از مرزها نیز صادر و شعباتی از آن در پاکستان نیز راه‌اندازی شد، بر دو پایه استوار بود:

تکیه بر جامعه محلی: هر شعبه با حمایت و مشارکت مردم همان منطقه شکل می‌گرفت.
مدیریت متمرکز: در عین بومی بودن، تمامی مکاتب از محتوای آموزشی واحد و مربیان تربیت‌شده توسط مرکز بهره می‌بردند.

#آموزش_دینی #هند #شیعه #هویت #بومی‌سازی #توسعه

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@madaarmag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
25👌14👏3😁2👎1
فراتر از دوگانهٔ مذهبی / غیرمذهبی
«شاگردان تاب‌آور» چه کسانی هستند؟

💫در تحلیل‌های مرتبط با دین‌داری، اغلب افراد را به دو دستۀ «مذهبی» و «غیرمذهبی» تقسیم می‌کنند. اما گروه تحقیقاتی «بارنا» در کتاب Faith for Exiles نشان می‌دهد واقعیت ایمان نسل جوان بسیار پیچیده‌تر است.

آنان جوانان مسیحی را به ۴ دستۀ اصلی تقسیم کرده [«بی‌اعتقادان»، «دور شدگان از کلیسا»، «کلیساروندگان عادتی» و در نهایت «شاگردان تاب‌آور»] و نشان دادند تنها این دستۀ آخر هستند که ایمان خود را با معنا و پایداری حفظ می‌کند.


💫«شاگرد تاب‌آور» کیست؟

بر اساس تعریف #بارنا، یک «شاگرد تاب‌آور» باید چهار معیار کلیدی را همزمان داشته باشد:
۱- حضور معنادار، حداقل یک بار در ماه در کلیسا
۲- تعهد به باورهای اصلی مسیحیت
۳- اعتماد به کتاب مقدس
۴- مشارکت در مأموریت الهی کلیسا

نویسندگان کتاب، این مفهوم را برای شناسایی آن دسته از جوانان مسیحی ابداع کرده‌اند که برخلاف روند دوری از کلیسا، در جوانی به ایمان خود پایبند می‌مانند و علاوه‌بر این، در بزرگسالی هم ایمانی فعال، پویا و تاثیرگذار خواهند داشت.

پژوهش آنان که بر اساس مصاحبه با بیش از ۱۵۰۰ جوان ۱۸ تا ۲۹ ساله مسیحی است، نشان می‌دهد تنها ۱۰% از جوانان مسیحی این‌گونه هستند.

💫این تاب‌آوری تصادفی نیست. پژوهش نشان می‌دهد که این ۱۰٪ از طریق اصول تربیتی مشخصی شکل می‌گیرند. مهم‌تر از محتوای آموزشی مانند کلاس و سخنرانی، ایجاد روابط معنادار و بین نسلی است. در واقع، ایمان تاب‌آور بیش از هر چیز، در بستر اجتماعات ایمانی و ارتباط عمیق با مربیان رشد می‌کند.


#دینداری_در_عصر_دیجیتال #مسیحیت #شاگرد_تاب‌آور #پژوهش_مبتنی_بر_شواهد #نسل_جدید #تربیت_دینی #جامعه_سازی

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
28👌16👏6👍5
دور افتادگان از فرهنگ دینی را چگونه بازگرداندند؟

💫در دهه‌ی هفتاد میلادی، نسل جدید جامعه‌ی یهودی آمریکا از سنت‌های آباء و اجدادی خود فاصله می‌گرفت. خاخام حییم مینتز، روحانی دغدغه‌مندی بود که فهمید با موعظه در کنیسه دیگر نمی‌توان نسل جدید را حفظ کرد و باید جور دیگری یهودیان را به دامن سنت باز گرداند.

💫اینگونه بود که توزیع بسته‌های مراسم عید را در محله‌ی خود آغاز کرد. این بسته‌ها که حاوی ملزومات برگزاری یک آیین مذهبی بودند، به عنوان اسب تروآی فرهنگی عمل کردند که پیام دعوت را به قلب خانه‌ها می‌بردند.

💫ایده‌ی او به سازمان «عورا» (Oorah: بیدار شو) در آمریکا تبدیل شد که با هدف جذب افراد دورافتاده از فرهنگ دینی، به عنوان یک سیستم پیچیده‌ی مهندسی اجتماعی عمل می‌کند. موفقیت Oorah بر خلاف مدل‌های پروژه‌محور و مقطعی، بر یک استراتژی جریان‌محور و سه‌پایه استوار است:

1⃣چرخه‌ی کامل حمایت
آن‌ها مخاطب را در هیچ سنی رها نمی‌کنند و برای هر مرحله از عمر، برنامه دارند. کودک را در مهدکودک جذب می‌کنند، با بورسیه تحصیلی او را به مدرسه‌ مذهبی می‌فرستند، نوجوانی‌اش را با پاتوق‌های ChillZone مدیریت کرده و در بزرگسالی با شبکه منتورینگ TorahMates او را حفظ می‌کنند. در این سیستم، فرد در یک دالان امن رشد می‌کند.

2⃣ دین در بسته‌بندی سرگرمی
آن‌ها فهمیده‌اند پیام، بدون رسانه جذاب شنیده نمی‌شود. عورا با خلق کاراکتر محبوب «Fiveish» (عروسک اسکناس ۵ دلاری) و ساخت کمپ‌های تابستانی فوق‌لاکچری با امکاناتی مثل اسب‌سواری و شهربازی، مقاومت نسل جدید را می‌شکند. اینجا تفریح، دروازه‌ی ورود به معنویت است.

3⃣ خلق ثروت از آهن‌قراضه!
‏«Kars4Kids» یک سیستم تجاری با تبلیغات وسیع است که مردم را تشویق به اهدای خودروهای قدیمی خود می‌کند. با فروش آنها، درآمد چند ده میلیون دلاری به آن‌ها استقلال کامل داده تا بدون وابستگی به کمک‌های قطره‌چکانی، بهترین مدیران و تکنولوژی‌ها را به خدمت بگیرند.

💫نکته‌ی کلیدی اینجاست که Oorah در سال ۲۰۰۵ با عبور از ساختار سنتی، به یک سازمان مدرن با دپارتمان‌های تخصصی مارکتینگ و IT تبدیل شد. آن‌ها فهمیدند برای اثربخشی در دنیای مدرن، نمی‌توان با ابزارهای قدیمی عمل کرد.


💫کدامیک از ایده‌های سازمان Oorah برای شما جدید و قابل اجراست؟
تأمین مالی، قالب سرگرمی یا سیستم یکپارچه‌ی آموزشی؟

#مهندسی_فرهنگی #خانواده #تربیت #یهودیت #اکوسیستم #مدل_سازی

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
24👍9👌3👎2🔥2🤔2
تلاش‌های آگاهانه‌ی والدین، مهم‌ترین عامل در انتقال دین

💫مرکز تحقیقاتی پیو (Pew Research Center) طی سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، پژوهش جامعی با عنوان «مطالعه چشم‌انداز مذهبی» را با نظرسنجی از حدود ۳۷ هزار بزرگسال آمریکایی انجام داد.

فصلی از این گزارش با عنوان «دین و زندگی خانوادگی» نشان می‌دهد که انتقال دین به فرزندان زیر ۱۸ سال، نتیجه‌ی مستقیم تلاش‌های آگاهانه‌ی والدین است و مهم‌ترین این تلاش‌ها را در چند محور تعریف کرده است:

🔢دعا یا خواندن متون مقدس با فرزندان (۴۲٪ از کل والدین آمریکایی این کار را انجام می‌دهند).
🔢فرستادن فرزندان به کلاس‌های آموزش دینی مانند مدارس یکشنبه (۳۴٪).
🔢استفاده از مدارس مذهبی خصوصی یا تحصیل در خانه به جای مدارس دولتی (۱۷٪).

در مجموع، ۵۳٪ از کل والدین در آمریکا حداقل یکی از این سه فعالیت را انجام می‌دهند.


💫یافته‌ی مهم این گزارش، ارتباط مستقیم بین سطح دینداری خود والدین و این تلاش‌های آگاهانه است. والدین بر اساس شاخص‌های میزان باور به خدا، اهمیت دین، دفعات دعا و حضور در مراسم مذهبی، به چهار دسته تقسیم می شوند. نتایج این دسته‌بندی تکان‌دهنده است:

۸۹٪ والدین خیلی مذهبی، حداقل یکی از این فعالیت‌ها را انجام می‌دهند و تنها ۱۰٪ والدین کم ‌مذهبی، این کار را می‌کنند.
🔢دعا و خواندن متون مقدس با فرزندان : (۸۱٪ در مقابل ۲٪)
🔢فرستادن فرزندان به کلاس‌های آموزش دینی: ( ۶۶٪ در مقابل۵٪)
🔢ثبت نام فرزندان در مدارس مذهبی یا آموزش خانگی: (۲۹٪ در مقابل ۵٪)

این گزارش نشان می‌دهد که جدیت والدین در کودکی، بر سرنوشت دینی در بزرگسالی تأثیر چشمگیری دارد:
۵۵ درصد از بزرگسالانی که می‌گویند در کودکی دین برای خانواده‌شان بسیار مهم بوده، امروز نیز دین را بسیار مهم می‌دانند. حال آنکه کسانی که در خانواده‌های کم‌اهمیت دینی رشد کرده‌اند، تنها ۱۷ درصد در بزرگسالی به دین اهمیت زیادی می‌دهند.


💫به نظر شما چه راهکارهایی خانواده‌های ما را از حالت غیرفعال، به حالت فعال تبدیل می‌کنند؟ به عبارت دیگر آن تلاش‌های آگاهانه برای ما کدام هستند؟

#پژوهش #پیو #دینداری #خانواده #فرزندپروری #تربیت_دینی #آمار

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
22👌8👏5👍3
پارادایم شیفت در مهندسی خانواده

💫تا پیش از دهه هفتاد میلادی، اتاق‌های مشاوره ازدواج بیشتر شبیه به میدان جنگی بود که مشاور در آن، مسلح به نظریات انتزاعی یا نصایح اخلاقی کلی، تلاش می‌کرد آتش‌بس برقرار کند. اما آمارها بی‌رحم بودند؛ نرخ بازگشت به تعارض بسیار بالا بود و مشاوران عملاً تیری در تاریکی می‌انداختند.

💫جان گاتمن روانشناسی با پیش‌زمینه ریاضیات از MIT بود که دنیای روانشناسی را هم با عینک اعداد و معادلات می‌دید. او یک سؤال ساده و در عین حال عمیق پرسید:
اگر می‌توان تغییرات آب و هوا یا نوسانات بورس را مدل‌سازی کرد، چرا نتوان پویایی یک رابطۀ عاطفی را پیش‌بینی کرد؟


💫همین ایده‌ی جسورانه باعث شد تا او با همکاری همسرش، دکتر جولی گاتمن، موسسه گاتمن (The Gottman Institute) را رسماً در سال ۱۹۹۶ بنیان‌گذاری کنند. آزمایشگاه آنها در دانشگاه واشنگتن واقع بود و دقیقاً شبیه یک سوئیت طراحی شده بود تا زوجین آخر هفته را آنجا بگذرانند، در حالی که تک‌تک حرکات، ضربان قلب و تعریق نوک انگشتان‌شان رصد می‌شد.

💫ماحصل ۴۰ سال پژوهش روی ۳۰۰۰ زوج، کشف الگوریتم‌های دقیق فروپاشی یا بقای رابطه بود که بر دو ستون اصلی استوار است:

🔢 مهار چهار عامل ویرانگر
گاتمن‌ها چهار عامل ویرانگر زندگی خانوادگی را شناسایی کردند: انتقاد، جبهه‌گیری (حالت تدافعی)، دیوارکشی (سکوت سنگین) و از همه خطرناک‌تر تحقیر. آن‌ها ثابت کردند تحقیر قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده طلاق است و تمرکز اصلی آموزش‌هایشان بر شناسایی و خنثی‌سازی این چهار عامل در مکالمات روزمره زوجین است.

🔢 قانون طلایی ۵ به ۱
آن‌ها مدل خانه روابط سالم را طراحی کردند که دیوارهای آن از اعتماد و تعهد ساخته شده است. قانون حیاتی این خانه، نسبت ۵ به ۱ است: در یک رابطه پایدار، به ازای هر تعامل منفی، باید حداقل پنج تعامل مثبت (مثل یک لبخند، شوخی یا تایید) وجود داشته باشد تا حساب بانکی عاطفی خالی نشود.

💫موسسۀ گاتمن امروزه با انتشار بیش از ۲۰۰ مقالۀ علمی و ۴۰ کتاب معتبر، توانسته است طلاق را با دقت بالای ۹۰ درصد، تنها با مشاهدۀ ۱۵ دقیقه از تعامل زوجین پیش‌بینی کند. نفوذ متد آن‌ها در بیش از ۳۸ کشور جهان و اثبات جهان‌شمولی اصول‌شان (حتی در فرهنگ‌های غیرآمریکایی)، نشان می‌دهد که زبان عشق و تعارض، یک زبان جهانی است.


💫 گاتمن نشان داد که برای نجات خانواده به ابزار دقیق نیاز است. در سبد محصولات فرهنگی ما، سهم ابزارهای کاربردی برای تقویت خانواده‌، که در انتقال هویت به نسل بعد بسیار تاثیر دارد، چقدر است؟

#خانواده_پایدار #پژوهش‌های_شواهدمحور #مشاوره #آموزش

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌16👍86🔥6🙏1
وقتی تربیت دینی، چسبندگی سابق را ندارد.
تحلیلی بر کاهش نرخ ماندگاری دین در نسل جدید

💫در جامعه‌شناسی دین، شاخصی به نام نرخ ماندگاری (Retention Rate) وجود دارد که میزان موفقیت انتقال بین‌نسلی دین را می‌سنجد؛ یعنی اینکه آیا باورهای خانواده در بزرگسالی فرزند نیز پایدار مانده است یا خیر.

یکی از بخش‌های «مطالعه‌ی چشم‌انداز مذهبی» مرکز پژوهشی پیو، این شاخص را با استعارۀ چسبندگی (Stickiness) توصیف می‌کند. هرچند این آمار جهانی است، اما زنگ خطری آشنا برای جامعه‌ی ما نیز محسوب می‌شود:

🔢تضعیف چسبندگی دینی
یک خانواده بسیار مذهبی در دهه ۱۹۴۰، خروجی کاملاً متفاوتی نسبت به همان خانواده در دهه ۲۰۰۰ دارد.
💫 نسل پدربزرگ‌ها: ۷۱٪ از کسانی که در خانواده‌های مذهبی رشد کردند، در بزرگسالی هم دین برایشان بسیار مهم باقی ماند.
💫 نسل جدید (Gen Z): این عدد به ۴۴٪ سقوط کرده است.

⚠️ یعنی محیط مذهبی خانواده که در گذشته به تنهایی ضامن دینداری بود، اکنون برای بیش از نیمی از جوانان (۵۶٪) کافی نیست و اثر خود را از دست داده است.

🔢چسبندگی بالای بی‌دینی
قابل توجه آنکه در حالی که چسبندگی دین کم شده، وضعیت برای بی‌دینی کاملاً برعکس است!
💫 در گذشته اگر کسی در خانواده‌ای غیرمذهبی بزرگ می‌شد، احتمال زیادی داشت که در بزرگسالی به دین گرایش پیدا کند (تنها ۴۶٪ بی‌دین باقی می‌ماندند).
💫 در حال حاضر اگر کودکی در خانواده‌ای بی‌دین بزرگ شود، به احتمال ۸۰٪ در همان وضعیت باقی می‌ماند و دیگر مذهبی نخواهد شد.


استراتژی درست چیست؟ آیا باید تلاش کنیم چسبندگی خانواده را آنقدر قوی‌تر کنیم که فرزندمان هرگز جدا نشود؟ یا باید بپذیریم که دست فرزندان بالاخره رها خواهد شد و برای آن لحظه، یک تکیه‌گاه ثانویه (در مدرسه، رسانه یا اجتماعات) بسازیم تا سقوط نکنند؟

دیدگاه خود را بنویسید.

#خانواده #تربیت_دینی #نسل_جدید #جامعه_شناسی_دین #آمار #پیو #نرخ_ماندگاری

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏15🔥87👌7
از کنترل پسران در خیابان تا تقویت خانواده

💫در سال ۱۸۷۸، یک مادر دغدغه‌مند شهر فارمینگتون ایالت یوتا به نام «اورِلیا راجرز»، متوجه شد که پسران در ساعات بیکاری، به دلیل نبود نظارت، رفتارهای ناهنجاری بروز می‌دهند. او برای حل این معضل، انجمن ابتدایی (Primary Association) را تأسیس کرد.

💫این گروه ابتدا در کلیسا به پسران آداب معاشرت، نظم و اصول اولیه دینی می‌آموختند. خیلی زود، دختران نیز به این برنامه اضافه شدند. این ساختار برای بیش از یک قرن با تمرکز بر حضور فیزیکی کودک در کلاس فعالیت کرد و اکنون مسئول آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان ۱۸ ماهه تا ۱۱ ساله در کلیسای مورمون است.

💫اما در دهۀ اخیر، دپارتمان پژوهش کلیسای مورمون‌ها (متشکل از جامعه‌شناسان و متخصصان آمار و نه کشیشان و روحانیان) با رصد دقیق واقعیت‌های میدانی و تحلیل داده‌های آماری به یک واقعیت تلخ رسید که نرخ چسبندگی دینی و ماندگاری نسل جدید در ایمان والدین، افت کرده بود.

💫تحلیلگران دریافتند که سهم نهاد مذهبی از هفته تنها ۲ ساعت است؛ در حالی که کودک ۱۶۶ ساعت دیگر را زیر بمباران فرهنگ سکولار و رسانه‌ها می‌گذراند. این زمان طولانی که قبلاً بی‌خطر بود، حالا به فرصتی برای دشمن تبدیل شده و مدل سنتی، دیگر توان پیروزی در این نبرد نابرابر را ندارد.

💫این واقعیت باعث شد این سازمان از یک مدل کلیسامحور، به مدل خانه‌محور با پشتیبانی کلیسا تغییر استراتژی دهد. این چرخش استراتژیک بر سه پایۀ عملیاتی استوار بود:

🔢اصل توانمندسازی به جای تصدی‌گری
آن‌ها دریافتند که هرچقدر نهاد کلیسا فربه‌تر شود و مسئولیت‌های بیشتری را بر عهده بگیرد، خانواده ناتوان‌تر می‌شود. پس به جای اینکه پیمانکار تربیت باشند، نقش خود را به تسهیل‌گر تغییر دادند. در مدل جدید، سازمان صرفاً تولیدکنندۀ محتوا و پشتیبان لجستیک است تا والدین را تجهیز کند که خودشان در خانه، رهبر معنوی باشند.

🔢خروج دین از قرنطینه
برنامۀ جدید، خط‌کشی میان دنیا و آخرت را پاک کرد. آن‌ها با طراحی الگویی، رشد را در چهار ساحت تعریف کردند: معنوی، اجتماعی، جسمانی و عقلانی. در این نگاه، وقتی کودکی فوتبال بازی می‌کند یا درس می‌خواند، در حال انجام یک فعل سکولار نیست، بلکه در حال تکمیل پازل رشد دینی خود است.

🔢نفوذ به لایه‌های نامرئی
این سازمان روی تولید سرودها و قصه‌هایی با مفاهیم عمیق دینی سرمایه‌گذاری کرد. هدف این بود که این محتوا نه به‌عنوان تکلیف، بلکه به‌عنوان لالایی مادران یا نجوای کودکان در خانه جاری شود. وقتی عقیده با امن‌ترین حس عاطفی یعنی آغوش مادر و جهان تخیل کودک گره می‌خورد، از سطح حافظه عبور کرده و در ناخودآگاه تثبیت می‌شود.


💫 الگوی انجمن ابتدایی نشان می‌دهد که می‌توان با تحلیل صحیح روند تغییرات اجتماع، جهت‌گیری سازمان را تغییر داد و مرجعیت تربیت را به نهاد خانواده بازگرداند. نظر شما چیست؟

#تربیت_دینی #خانواده #نسل_جدید #مورمون #مسیحیت

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@madaarmag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1712👌6👏2
وقتی پول، معیار خوشبختی خانواده می‌شود

💫در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی، لری بورکِت و هاوارد دیتون با رصد آمارهای اجتماعی متوجه چیزی خلاف انتظارشان شدند. نرخ طلاق در خانواده‌های مسیحی آمریکا با خانواده‌های سکولار برابر بود و ریشۀ اصلی اغلب این جدایی‌ها، تنش‌های مالی گزارش می‌شد.

💫از نظر آنها یکی از مشکلات اصلی در خانواده‌های مسیحی، جابجایی منبع امنیت بود، یعنی آرامشی را که باید از خدا می‌گرفتند، در موجودی حساب‌ خود جستجو می‌کردند. البته وضعیت مالی جامعه خیلی هم بد نبود، ولی معتقد بودند برای نجات خانواده، این توهم مالکیت را باید شکست.

💫بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ سازمان Crown Financial Ministries شکل گرفت تا با تاکید بر مفهوم امانت‌داری (Stewardship)، این بینش را جایگزین کند که انسان مالک نیست، بلکه مدیری است که باید دارایی را طبق دستور مالک اصلی یعنی خداوند اداره کند.

💫آن‌ها برای انتقال این بینش، مجموعه‌ای از ابزارهای عملیاتی را وارد زندگی مخاطبان خود می‌کنند که هستۀ اصلی آن‌، دورۀ جامع ده هفته‌ای MoneyLife است که در گروه‌های کوچک خانوادگی برگزار می‌شود.

💫در این دوره زوجین با تکنیک قرارهای مالی، آشنا می‌شوند تا دعواهای پولی را به گفتگوی عاطفی تبدیل کنند. همچنین با تست‌های استعدادیابی، شغل خود را با استعدادهای خدادادی و شاکلۀ شخصیتی‌شان هم‌راستا می‌کنند.

📉 هرچند آمار دقیقی از کاهش طلاق منتشر نشده، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد خانواده‌های شرکت‌کننده به طور میانگین موفق شده‌اند ۳۸ هزار دلار از بدهی‌های خود را تسویه و ۱۲ هزار دلار پس‌انداز کنند.

💫برای اینکه این تغییر رفتار واقعاً در زندگی مخاطبان جا بیفتد و فراموش نشود، آنها اقدامات مکمل دیگری هم انجام می‌دهند:

1️⃣جریان‌سازی رسانه‌ای
با برنامه‌های رادیویی و اپلیکیشن‌های پرمخاطب، ذهنیت عمومی را آماده می‌کنند.

2️⃣انتقال بینش به نسل آینده
با تولید بازی و قصه برای کودکان و دوره‌های مالی برای نوجوانان از انحراف نسل آینده پیشگیری می‌کنند.

3️⃣اصلاح ساختار کلان
با شبکه‌سازی نخبگان در مجمع اقتصادی مسیحی (CEF)، مدیران ارشد جهانی را گرد هم می‌آورند تا مدل‌های اقتصادی را از سودمحوری به سمت شکوفایی انسان و خیر عمومی تغییر دهند.


تجربه Crown نشان داد گاهی راه نجات فرهنگ، از اقتصاد می‌گذرد. به نظر شما معادل بومی این راهکار اقتصادی برای فعالیت‌های فرهنگی ما چه می‌تواند باشد؟

#مسیحیت #خانواده #سواد_مالی #اقتصاد #سبک_زندگی

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@madaarmag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
20👏4👌3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کتاب «خانواده‌ها و ایمان: چگونه مذهب در طول نسل‌ها منتقل می‌شود»
اثر پروفسور وِرن ال. بنگتسون

💫کتاب «Families and Faith» حاصل یکی از طولانی‌ترین و معتبرترین پژوهش‌های تاریخ جامعه‌شناسی دین است. نویسنده طی ۳۵ سال مطالعۀ طولی بر روی بیش از ۳۵۰۰ نفر از چهار نسل مختلف، به دنبال کشف مکانیسم دقیق انتقال ارزش‌های دینی از والدین به فرزندان بوده است.

برخلاف تصور رایج که گمان می‌شود رسانه‌ها و همسالان نقش اصلی را در شکل‌گیری عقاید نسل جدید دارند، این پژوهش اثبات می‌کند که والدین همچنان مؤثرترین عامل در دیندار ماندن یا دین‌گریزی فرزندان هستند.


💫یافته‌های آماری کتاب نشان می‌دهد که صرف مذهبی بودن والدین یا آموزش‌های اعتقادی، تضمین‌کنندۀ دینداری فرزند در بزرگسالی نیست. متغیر اصلی موفقیت، کیفیت عاطفی رابطه والدین (به‌ویژه پدر) با فرزند است. والدینی که بر انجام مناسک پافشاری دارند اما رابطه‌ای سرد، آمرانه یا بدون صمیمیت با فرزند خود دارند، عملاً زمینه‌ساز قطع زنجیرۀ انتقال ایمان می‌شوند. در مقابل، فضای گرم عاطفی بستر اصلی پذیرش باورهاست.

نویسنده همچنین با زبانی علمی هشدار می‌دهد که تمرکز نهادهای فرهنگی بر برنامه‌های تفکیک‌شده سنی (جدا کردن نوجوانان از بدنۀ خانواده)، ناخواسته به گسست بین‌نسلی دامن می‌زند و راهکار را در بازتعریف فعالیت‌ها به سمت ادغام بین‌نسلی و توانمندسازی عاطفی خانواده می‌داند.



💫این کتاب منبعی ضروری برای والدین، مربیان تربیتی و مدیران فرهنگی است که دغدغۀ تداوم هویت دینی در نسل آینده را دارند و به دنبال راهکاری مبتنی بر شواهد علمی برای تحکیم باورهای فرزندان خود هستند.

#معرفی_کتاب #جامعه_شناسی_دین #تربیت_دینی #خانواده #پژوهش_علمی

مجلۀ مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@madaarmag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
33👌12🔥3🙏2😁1
چگونه جوانانی با ایمان پایدار داشته باشیم؟

💫در آغاز قرن جدید، کلیساهای آمریکا با وجود برنامه‌های سرگرم‌کننده با بحران ریزش دینداری جوانان در دانشگاه مواجه شدند. ایمان برای این نسل مانند یک کت (Jesus Jacket) بود که در کلیسا می‌پوشیدند اما در مواجهه با چالش‌های دنیای واقعی آن را درمی‌آوردند.

💫مدرسه‌ی الهیات فولر به عنوان یکی از مراکز اصلی تربیت کشیش و مبلغ، تیمی را مأمور کرد تا با پژوهشی طولی، ریشه‌ی این ریزش را بیابند. دکتر کارا پاول و تیمش فهمیدند که ناخواسته با جدا کردن نوجوانان از والدین و بزرگسالان به بهانه تخصصی کردن آموزش، اکوسیستم طبیعی انتقال ایمان را نابود کرده‌اند.

💫این نقطه‌ی تولد مؤسسه‌ی جوانان فولر (Fuller Youth Institute) بود. آن‌ها با چرخش از برنامه‌محوری به رابطه‌محوری، دریافتند مدل خشکشویی (سپردن فرزند به مؤسسه برای تربیت دینی) شکست خورده است. استراتژی جایگزین، ایمان ماندگار بود؛ ایمانی که در تار و پود هویت جوان تنیده شود تا در طوفان‌های مدرنیته دوام بیاورد.

💫پژوهش‌ها نشان می‌دهند که روابط بین‌نسلی، جامعیت ایمان (در تمام ابعاد و شئون زندگی)، شراکت با خانواده‌ها (به عنوان تأثیرگذارترین افراد در شکل‌گیری ایمان فرزندان) و فضایی امن برای بیان سؤالات و تردیدها قوی‌ترین ضامن‌های ایمان در بزرگسالی هستند.

💫آن‌ها ثابت کردند کلیشه‌ی شکاف نسل‌ها دقیق نیست؛ جوانان از بزرگسالان فراری نیستند، بلکه تشنه‌ی ارتباط با کسانی هستند که قضاوتشان نکنند. آنها در مواجهه با سخت‌ترین پرسش‌هایشان، بیش از آنکه به دنبال پاسخ‌های آماده باشند، خواهان گفتگو هستند. دکتر کارا پاول می‌گوید:

ایمان چیزی نیست که شما به فرزندتان مانند یک بسته‌ی پستی منتقل کنید؛ ایمان چیزی است که شما آن را با هم زندگی می‌کنید. بچه‌ها به این دلیل که سؤالات زیادی دارند، ایمانشان را از دست نمی‌دهند؛ آن‌ها می‌روند چون فضای امنی برای پرسیدن آن سؤالات پیدا نکرده‌اند.


دیدگاه فولر این است که ایمان نسل جدید در قرنطینه حفظ نمی‌شود، بلکه به یک اکوسیستم حمایتی نیاز دارد. سؤال اینجاست که آیا آن قرنطینه‌ای که فولر رد می‌کند، همان تربیت گلخانه‌ای معروف نیست؟ تفاوت تربیت گلخانه‌ای با تربیت حمایتی دقیقاً در چیست؟

#تربیت #خانواده #مسیحیت #شاگرد_تاب‌آور #پژوهش_مبتنی_بر_شواهد #جامعه_شناسی_دین

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2116👌4🔥3👏1
تصویر ما از خدا
تجربه‌ی ما از پدر


💫پل ویتز، استاد روان‌شناسی دانشگاه نیویورک، در کتاب ایمان بی‌پدران (Faith of the Fatherless)، سراغ زندگی شخصی مشهورترین خداباوران و خداناباوران تاریخ رفته و با بررسی زندگی‌نامۀ آنها، به یک الگوی تکرارشونده به نام فرضیۀ پدر معیوب رسیده است.

💫بر اساس پژوهش او، تصویر ذهنی ما از خدا، بازتاب جایگاه پدر است. هسته‌ی مرکزی کتاب در این جمله خلاصه می‌شود که الحاد شدید و خصمانه، همبستگی بالایی با تجربه‌ی داشتن پدری دارد که یا آزارگر و خشن بوده یا ضعیف و منفعل عمل کرده و یا کلاً در زندگی کودک حضور نداشته است.

💫نویسنده استدلال می‌کند که وقتی جایگاه پدر در ذهن کودک تخریب می‌شود، پذیرش خدایی که صفات پدرانه مثل حمایت، اقتدار و محبت را دارد، برای ناخودآگاه آن فرد غیرممکن یا بسیار دشوار می‌شود. در مقابل، با بررسی زندگی‌نامۀ برخی خداباوران، نشان می‌دهد که اکثر آن‌ها رابطه‌ای گرم، یا دست‌کم محترمانه با پدرانشان داشته‌اند.

💫ویتز تأکید می‌کند که این فرضیه یک قانون جبری نیست، بلکه یک الگوی آماری و روان‌شناختی قوی است. البته او می‌گوید وجود یک مربی یا پدر جایگزین می‌تواند این زخم را ترمیم کند.


جایگاه مادر کجاست؟
در کنار تحقیقات ویتز، پژوهش‌های دیگری مثل مطالعات بنگتسون نشان می‌دهند که مادران هم به‌گونه‌ای دیگر در شکل‌گیری این تصویر، نقش دارند. مادرانی که عزت‌نفس بالا و رابطه‌ای گرم دارند، بستر عاطفی و امنیت روانی را می‌سازند که بذر ایمان در آن جوانه می‌زند.

⚠️ این پژوهش هشداری برای والدین و به‌ویژه پدرها است که نشان می‌دهد نقش پدری صرفاً نان‌آوری نیست؛ پدر، اولین پنجره‌ای است که کودک از طریق آن جهان را درک می‌کند. اگر این پنجره کثیف یا شکسته باشد، نگاه فرزندتان نه‌تنها به دنیا، بلکه به خالق هستی هم تیره خواهد شد.


به نظر شما در جامعه‌ی ما، کدام ویژگی پدران بیشتر به دین‌گریزی فرزندان دامن می‌زند؟

این پست را برای تمام پدران دغدغه‌مند ارسال کنید.

#تربیت #خانواده #پدر #پژوهش #روانشناسی_دین

مدار؛ ایده‌های جهانی برای فعالیت‌های فرهنگی
@MadaarMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏2314👍8🔥4👎3