Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
#پارادوکس_پلاسکو
پنجشنبه یکی از تلخ ترین خاطرات تاریخ تهران رقم خورد.
دار و ندار چندین هزار نفر به معنای واقعی کلمه دود شد و چندین ده نفر از هموطنانمان طعمه ی حریقی شدند بس ناجوانمردانه...
پست ها، کامنت ها و اخبار از همدردی و ابراز احساسات جانانه مردم سرزمینم خبر می دادند که گویی اینبار فارغ از هر زنده باد و مرده باد، فارغ از هر نژاد و گویش، فارغ از منیت و فارغ از حساب و کتاب های روزمره، یکصدا و همدل گریستند و مویه کنان نشر دادند فداکاری آتش نشان غیور را...
این یک دلی و هم صدایی در کنار این فاجعه عظیم بسیار متناقض نمایه ی زیبایی بود.
از منظر دیگر شاید باید نگریست.
آتش نشانان نشان دادند در جایگاه شغلی و وظایف محوله میتوان وجدان داشت...
از دل کار کرد...
از جان مایه گذاشت...
ما برای انسان شدن حتما نباید آتش نشان باشیم، وجدان آتش نشان های پنجشنبه ی کذایی تهران را با رفتارمان نشر دهیم.
تاکسیرانی در باران کرایه اش را دو برابر نکند...
پزشکی از بیمارش طلب زیر میزی نکند...
بانکداری با ترش رویی و کج خلقی جواب ارباب رجوع را ندهد...
نماینده ای در مجلس چرت نزند...
شورای شهری دنبال نام نباشد...
پلیسی رشوه نگیرد...
قاضی عدالت را فدا نکند...
استادی از وقت کم نگذارد...
مغازه داری کم فروشی نکند...
بازاری پول نزول ندهد...
فروشنده ای قسم دروغ نخورد...
شهرداری جواز غیر مجاز ندهد!...
کارمندی کم کاری نکند...
مهندسی غیر اصولی بنایی نسازد...
وکیلی حقی را ناحق نکند...
روزنامه نگاری قلم نفروشد...
و...
فداکاری فقط به دل آتش زدن نیست، اگر دل کسی را آتش نزدی انسانی.
👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو
🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨
✍ #کانال_شعر_ادبیات
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
#پارادوکس_پلاسکو
پنجشنبه یکی از تلخ ترین خاطرات تاریخ تهران رقم خورد.
دار و ندار چندین هزار نفر به معنای واقعی کلمه دود شد و چندین ده نفر از هموطنانمان طعمه ی حریقی شدند بس ناجوانمردانه...
پست ها، کامنت ها و اخبار از همدردی و ابراز احساسات جانانه مردم سرزمینم خبر می دادند که گویی اینبار فارغ از هر زنده باد و مرده باد، فارغ از هر نژاد و گویش، فارغ از منیت و فارغ از حساب و کتاب های روزمره، یکصدا و همدل گریستند و مویه کنان نشر دادند فداکاری آتش نشان غیور را...
این یک دلی و هم صدایی در کنار این فاجعه عظیم بسیار متناقض نمایه ی زیبایی بود.
از منظر دیگر شاید باید نگریست.
آتش نشانان نشان دادند در جایگاه شغلی و وظایف محوله میتوان وجدان داشت...
از دل کار کرد...
از جان مایه گذاشت...
ما برای انسان شدن حتما نباید آتش نشان باشیم، وجدان آتش نشان های پنجشنبه ی کذایی تهران را با رفتارمان نشر دهیم.
تاکسیرانی در باران کرایه اش را دو برابر نکند...
پزشکی از بیمارش طلب زیر میزی نکند...
بانکداری با ترش رویی و کج خلقی جواب ارباب رجوع را ندهد...
نماینده ای در مجلس چرت نزند...
شورای شهری دنبال نام نباشد...
پلیسی رشوه نگیرد...
قاضی عدالت را فدا نکند...
استادی از وقت کم نگذارد...
مغازه داری کم فروشی نکند...
بازاری پول نزول ندهد...
فروشنده ای قسم دروغ نخورد...
شهرداری جواز غیر مجاز ندهد!...
کارمندی کم کاری نکند...
مهندسی غیر اصولی بنایی نسازد...
وکیلی حقی را ناحق نکند...
روزنامه نگاری قلم نفروشد...
و...
فداکاری فقط به دل آتش زدن نیست، اگر دل کسی را آتش نزدی انسانی.
👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو
🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨
✍ #کانال_شعر_ادبیات
استهلاک تدریجی انسان در ایران ، دکتر محمد علی مهرآسا
#قسمت_١
چندی پیش یکی از دوستان سئوال میکرد:
"به نظرت چرا خیلی از بچه هایی که برای ادامه تحصیل به خارج از ایران میروند دیگر بر نمیگردند؟"
شاید انتظار داشت که یک جواب کلیشه اى مثل "مسائل سیاسی" یا "نبودن آینده شغلی در ایران" یا "کمبود امکانات" و یا حتی "جوگیر شدن و آرزوهای پوشالی" از من بشنود.
ولی گرچه هرکدام از این دلیلها هم میتواند درست باشد، ولی نظر من چیز دیگری است.
در سالهای اخیر صحبتهای بسیاری در مورد مهاجرت به خارج از کشور و دلیل فرار نیروی کار متخصص از ایران شده است.
فیلمهایی مثل میراث البرتا و نوشته های متفکرین و جامعه شناسان و نویسندگان هم به این موضوع معطوف بوده است.
البته من هیچیک از دلایل ذکر شده را نفی نمیکنم. همه ی دلیلها میتواند تا حدی درست باشد.
برای هر انسان هم ممکن است دلیل کمی فرق کند و با دیگران متفاوت باشد. اینها همه درست. ولی اگر از من بپرسند از میان تمام دلايل متفاوت که مطرح است، کدامیک از همه مهمتر است،
خواهم گفت:
"استهلاک تدریجی انسان در ایران"
اجازه دهید توضیح دهم.
از وقتی که ایران آمده ام، یعنی در همین چهار ماه اخیر، به صورت روزانه اتفاقاتی افتاده است که هرکدام روح و ذهن من را ولو اندک مستهلک کرده است.
مثل قطره قطره آبی که بر روی یک سنگ بریزد.
درست است که هرکدام از این قطره ها به خودی خود تاثیر خاصی ندارد، ولی با گذر زمان، همین قطره ها میتواند حفره ی چشمگیری در سنگ ایجاد کند.
این همان معنی استهلاک در ذهن من است. این لیست فقط مال 4 ماه است و بسیار مختصر نوشته شده است.
و موارد ذکر نشده زیاد است.
از وقتی به ایران آمده ام:
- فروشنده جنس ناقص و معیوب فروخته است، وقتی عیب را به او نشان میدهی نه تنها عذرخواهی نمیکند، بلکه وقیحانه آسمان ریسمان میکند.
آخرش بدهکار هم شدم!
- همسایه هر موقع که عشقش بکشد، هر کجا که عشقش بکشد پارک میکند. سه ماشین دارد و یک جای پارک. محاسبه اش با شما !
- کسی که میخواسته پرده ی خانه را وصل کند، دائم امروز و فردا کرده است، حداقل 3 بار به ما دروغ گفته است و سر قرار نیامده است. دفعه ی آخر هم بعد از این که ما را 5 ساعت کاشته است، ساعت 11 و نیم نصف شب آمده است. طلبکار هم هست که چرا در را نصف شب برای او باز نکرده ایم و هزینه ی ایاب ذهابش را میخواهد از ما بگیرد.
- وضعیت نظام وظیفه مشوش است. میخواهند دو سال از عمر آدم را به زور از آدم بگیرند، و تا نگیرند و آن کارت پایان خدمت کوفتی را نگیری، نمیتوانی آزادانه از کشور خارج بشوی. در اداره ی نظام وظیفه هم کسی درست و حسابی جوابگو نیست.
- تا سال 93 که من پرونده تشکیل داده بودم مشمول قوانین "نخبگان" میشدم.
حالا که سال 94 شده است قوانین تغییر کرده است و میبایست دوباره دنبالش دوید تا بفهمیم چه به چه است.
- رفته ام بانک. از کارمند سئوال میکنم که چقدر کار افتتاح حساب طول خواهد کشید؟ میگوید چیزی نیست و سریع تمام میشود... حداقل یک ساعت بیش از آنچه ادعا کرده است طول میکشد.
- برای خریدن ماشین قرارداد امضا کرده ام، فروشنده ماشین که بنگاه است، با تاخیر 300% درصدی ماشین را تحویل داده است. آخر هم درخواست مبلغی بیش از مبلغ قرارداد کرده است، چون در طی زمانی که تاخیر کرده است قیمت ماشین افزایش پیدا کرده !
- ماشین خریده ایم. مجبوریم ببریم برای ما قفل کامپیوتر و قفل باطری و قفل زاپاس نصب کنند که مبادا کسی به ماشین دستبرد نزند. یعنی در جامعه ای زندگی می کنیم که از همان اول همه جای زندگی را باید قفل زد که در امان باشد !
- میبایست مدرک دکتری خودم را ارزش گذاری کنم ! یعنی وزارت علوم باید بگوید آن شبها که من تا صبح سر آزمایش بودم، جایزه و افتخاراتی که کسب کرده ام، و آن همه مقالات بین المللی که نوشته ام ارزش دارد یا ندارد !
- فرمهایی که برای ارزش گذاری مدرک پر شود غیر دقیق و گیج کننده است. سفارت ایران در کشور محل تحصیل میبایست همه ی این مدارک را تایید کند و مهر بزند.
- مبل خریده ایم. آن چه آورده اند در خانه تحویل داده اند، با آنچه در نمایشگاه پسندیده بودیم یکی نیست.
- در شرکتی که شروع به کار کرده ام، وارد بزرگترین مناقصه تاریخ صنعت شیرین سازی آب ایران شده ایم.
نیمی از مدارک مناقصه به زبان انگلیسی است. مدارک اشتباهات تایپی دارد ! و بعضی از جمله ها از لحاظ گرامری غلط است !
شرکت پیمانکار حدود 2 میلیون دلار برای تنظیم این اسناد گرفته است ! تا آخرین روز تحویل اسناد هم، مدارک کارفرما با هم مغایرت دارد و بعضی از درخواستهای کارفرما هنوز نامعلوم است.
- خدا را شکر حقوق ما را به موقع میدهند.
شنیده ام بعضی از شرکتها هنوز حقوق فروردین را هم نداده اند.
- ماشین ظرف شویی خریده ام، در مغازه میگویند "نصب رایگان" خواهد شد. کارمند آن شرکت چند روز بعد آمده است و نصب کرده است، در آخر فاکتور به من ميده
@Managementhints
#قسمت_١
چندی پیش یکی از دوستان سئوال میکرد:
"به نظرت چرا خیلی از بچه هایی که برای ادامه تحصیل به خارج از ایران میروند دیگر بر نمیگردند؟"
شاید انتظار داشت که یک جواب کلیشه اى مثل "مسائل سیاسی" یا "نبودن آینده شغلی در ایران" یا "کمبود امکانات" و یا حتی "جوگیر شدن و آرزوهای پوشالی" از من بشنود.
ولی گرچه هرکدام از این دلیلها هم میتواند درست باشد، ولی نظر من چیز دیگری است.
در سالهای اخیر صحبتهای بسیاری در مورد مهاجرت به خارج از کشور و دلیل فرار نیروی کار متخصص از ایران شده است.
فیلمهایی مثل میراث البرتا و نوشته های متفکرین و جامعه شناسان و نویسندگان هم به این موضوع معطوف بوده است.
البته من هیچیک از دلایل ذکر شده را نفی نمیکنم. همه ی دلیلها میتواند تا حدی درست باشد.
برای هر انسان هم ممکن است دلیل کمی فرق کند و با دیگران متفاوت باشد. اینها همه درست. ولی اگر از من بپرسند از میان تمام دلايل متفاوت که مطرح است، کدامیک از همه مهمتر است،
خواهم گفت:
"استهلاک تدریجی انسان در ایران"
اجازه دهید توضیح دهم.
از وقتی که ایران آمده ام، یعنی در همین چهار ماه اخیر، به صورت روزانه اتفاقاتی افتاده است که هرکدام روح و ذهن من را ولو اندک مستهلک کرده است.
مثل قطره قطره آبی که بر روی یک سنگ بریزد.
درست است که هرکدام از این قطره ها به خودی خود تاثیر خاصی ندارد، ولی با گذر زمان، همین قطره ها میتواند حفره ی چشمگیری در سنگ ایجاد کند.
این همان معنی استهلاک در ذهن من است. این لیست فقط مال 4 ماه است و بسیار مختصر نوشته شده است.
و موارد ذکر نشده زیاد است.
از وقتی به ایران آمده ام:
- فروشنده جنس ناقص و معیوب فروخته است، وقتی عیب را به او نشان میدهی نه تنها عذرخواهی نمیکند، بلکه وقیحانه آسمان ریسمان میکند.
آخرش بدهکار هم شدم!
- همسایه هر موقع که عشقش بکشد، هر کجا که عشقش بکشد پارک میکند. سه ماشین دارد و یک جای پارک. محاسبه اش با شما !
- کسی که میخواسته پرده ی خانه را وصل کند، دائم امروز و فردا کرده است، حداقل 3 بار به ما دروغ گفته است و سر قرار نیامده است. دفعه ی آخر هم بعد از این که ما را 5 ساعت کاشته است، ساعت 11 و نیم نصف شب آمده است. طلبکار هم هست که چرا در را نصف شب برای او باز نکرده ایم و هزینه ی ایاب ذهابش را میخواهد از ما بگیرد.
- وضعیت نظام وظیفه مشوش است. میخواهند دو سال از عمر آدم را به زور از آدم بگیرند، و تا نگیرند و آن کارت پایان خدمت کوفتی را نگیری، نمیتوانی آزادانه از کشور خارج بشوی. در اداره ی نظام وظیفه هم کسی درست و حسابی جوابگو نیست.
- تا سال 93 که من پرونده تشکیل داده بودم مشمول قوانین "نخبگان" میشدم.
حالا که سال 94 شده است قوانین تغییر کرده است و میبایست دوباره دنبالش دوید تا بفهمیم چه به چه است.
- رفته ام بانک. از کارمند سئوال میکنم که چقدر کار افتتاح حساب طول خواهد کشید؟ میگوید چیزی نیست و سریع تمام میشود... حداقل یک ساعت بیش از آنچه ادعا کرده است طول میکشد.
- برای خریدن ماشین قرارداد امضا کرده ام، فروشنده ماشین که بنگاه است، با تاخیر 300% درصدی ماشین را تحویل داده است. آخر هم درخواست مبلغی بیش از مبلغ قرارداد کرده است، چون در طی زمانی که تاخیر کرده است قیمت ماشین افزایش پیدا کرده !
- ماشین خریده ایم. مجبوریم ببریم برای ما قفل کامپیوتر و قفل باطری و قفل زاپاس نصب کنند که مبادا کسی به ماشین دستبرد نزند. یعنی در جامعه ای زندگی می کنیم که از همان اول همه جای زندگی را باید قفل زد که در امان باشد !
- میبایست مدرک دکتری خودم را ارزش گذاری کنم ! یعنی وزارت علوم باید بگوید آن شبها که من تا صبح سر آزمایش بودم، جایزه و افتخاراتی که کسب کرده ام، و آن همه مقالات بین المللی که نوشته ام ارزش دارد یا ندارد !
- فرمهایی که برای ارزش گذاری مدرک پر شود غیر دقیق و گیج کننده است. سفارت ایران در کشور محل تحصیل میبایست همه ی این مدارک را تایید کند و مهر بزند.
- مبل خریده ایم. آن چه آورده اند در خانه تحویل داده اند، با آنچه در نمایشگاه پسندیده بودیم یکی نیست.
- در شرکتی که شروع به کار کرده ام، وارد بزرگترین مناقصه تاریخ صنعت شیرین سازی آب ایران شده ایم.
نیمی از مدارک مناقصه به زبان انگلیسی است. مدارک اشتباهات تایپی دارد ! و بعضی از جمله ها از لحاظ گرامری غلط است !
شرکت پیمانکار حدود 2 میلیون دلار برای تنظیم این اسناد گرفته است ! تا آخرین روز تحویل اسناد هم، مدارک کارفرما با هم مغایرت دارد و بعضی از درخواستهای کارفرما هنوز نامعلوم است.
- خدا را شکر حقوق ما را به موقع میدهند.
شنیده ام بعضی از شرکتها هنوز حقوق فروردین را هم نداده اند.
- ماشین ظرف شویی خریده ام، در مغازه میگویند "نصب رایگان" خواهد شد. کارمند آن شرکت چند روز بعد آمده است و نصب کرده است، در آخر فاکتور به من ميده
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
استهلاک تدریجی انسان در ایران ، دکتر محمد علی مهرآسا #قسمت_١ چندی پیش یکی از دوستان سئوال میکرد: "به نظرت چرا خیلی از بچه هایی که برای ادامه تحصیل به خارج از ایران میروند دیگر بر نمیگردند؟" شاید انتظار داشت که یک جواب کلیشه اى مثل "مسائل سیاسی" یا "نبودن…
#قسمت_٢
واست پول میکند. سوال میکنم این دیگر چیست مگر نصب رایگان نبود؟ میگوید نصب رایگان بود ولی شیرآلاتی که به کار بردم هزینه دارد. پولش را دادم و رفت. رفتم سر کوچه شیرها را قیمت کردم، متوجه شدم شیرها را حداقل دو برابر قیمت حساب کرده است. این هم از نصب رایگان !
- میخواهی در تهران تردد کنی.
برای این که از خانه ی پدرم به خانه ی پدرزنم بروم، مجبورم بیش از یک ساعت در ترافیک باشم. به اگزوز ماشینها نگاه میکنم که همه پشت هم ایستاده اند. گویی این عمر و زمان و زندگی من است که دارد دود میشود.
- موقع رانندگی افراد همواره تلاش میکنند که جلو بزنند. همه در صف ایستاده اند که بروند داخل خروجی، ولی عده ای تمام صف را رد میکنند و با تقلب سر ماشینشان را میکنند داخل.
- کلاس کارشناسی ارشد دانشگاه درس میدهم. دانشجوها با این سن و سالشان تقلب میکنند. کسی شرم نمیکند ! از خودشان خجالت نمیکشند !
- طرف ورود ممنوع آمده است، از جلو چراغ میزند که من بروم کنار تا ایشان رد شود!
- دائم افراد در حال ریختن آشغال بر روی زمین هستند. یک خانم جلوی چشم خودم آشغال بر روی زمین ریخت. بدون گفتن هیچ حرفی به جلوی او رفتم، آشغال را از روی زمین برداشتم، و به درون سطل زباله انداختم. ایشان هم برآشفت و من را مسخره کرد.
- زنگ زده ام پلیس 110 که بگویم فلان ماشین در کوچه پارک است ولی درش قفل نیست و شیشه اش پایین است. لطفا رسیدگی بفرمایید نکند که حادثه ای رخ بدهد. پلیس آمده است ماشین بدون قفل را در آن وضعیت میبیند. من را سین جیم میکند، آخرش هم میگوید دیگر به پلیس زنگ نزن، ماشین را رها میکند و میرود !
من عاشق کشورم هستم. ولی اگر روزی بزنم به سیم آخر و بخواهم این مرز و بوم را ترک کنم، نه به خاطر مسائل سیاسی است، نه به خاطر مسائل مالی، نه به خاطر آینده شغلی و غیره و غیره. به خاطر این خواهد بود که اینجا انسان مستهلک میشود.
روح و ذهن آدم رفته رفته پژمرده و کثیف میشود. این حمله ی همه جانبه به انسان چیزی نیست که مسئولش رئیس جمهور یا یک فرد به خصوص باشد. کل جامعه آشفته و بی سر و سامان است، و این آشفتگی دقیقا همان چیزی است که به نظر من ایران را یک کشور جهان سوم میکند. هر موقع از این نوع مشاهدات میکنم که من را آزرده میکند، به خودم یادآوری میکنم که اینجا جهان سوم است. نباید انتظار داشت که مثل آلمان قطار حتی دو دقیقه هم تاخیر نکند. متاسفانه از طرفی بسیاری از مردم ما به شدت خودباخته اند. میخواهند هر طور شده با مارک لباس و پز ماشین مدرن و حرفهای بی ارزش و آهنگ و رقص های وارداتی خودشان را مدرن کنند. فکر میکنند با این مسخره بازیها از جهان سوم بودن در می آیند!
خدا را شکر که هنوز مسائلی مثل روی گل پدر و مادرم هست که من را علیرغم این همه آشفتگی در این کشور نگه دارد. امیدوارم کماکان دوام بیاورم !
@Managementhints
دکتر محمد علی مهرآسا
واست پول میکند. سوال میکنم این دیگر چیست مگر نصب رایگان نبود؟ میگوید نصب رایگان بود ولی شیرآلاتی که به کار بردم هزینه دارد. پولش را دادم و رفت. رفتم سر کوچه شیرها را قیمت کردم، متوجه شدم شیرها را حداقل دو برابر قیمت حساب کرده است. این هم از نصب رایگان !
- میخواهی در تهران تردد کنی.
برای این که از خانه ی پدرم به خانه ی پدرزنم بروم، مجبورم بیش از یک ساعت در ترافیک باشم. به اگزوز ماشینها نگاه میکنم که همه پشت هم ایستاده اند. گویی این عمر و زمان و زندگی من است که دارد دود میشود.
- موقع رانندگی افراد همواره تلاش میکنند که جلو بزنند. همه در صف ایستاده اند که بروند داخل خروجی، ولی عده ای تمام صف را رد میکنند و با تقلب سر ماشینشان را میکنند داخل.
- کلاس کارشناسی ارشد دانشگاه درس میدهم. دانشجوها با این سن و سالشان تقلب میکنند. کسی شرم نمیکند ! از خودشان خجالت نمیکشند !
- طرف ورود ممنوع آمده است، از جلو چراغ میزند که من بروم کنار تا ایشان رد شود!
- دائم افراد در حال ریختن آشغال بر روی زمین هستند. یک خانم جلوی چشم خودم آشغال بر روی زمین ریخت. بدون گفتن هیچ حرفی به جلوی او رفتم، آشغال را از روی زمین برداشتم، و به درون سطل زباله انداختم. ایشان هم برآشفت و من را مسخره کرد.
- زنگ زده ام پلیس 110 که بگویم فلان ماشین در کوچه پارک است ولی درش قفل نیست و شیشه اش پایین است. لطفا رسیدگی بفرمایید نکند که حادثه ای رخ بدهد. پلیس آمده است ماشین بدون قفل را در آن وضعیت میبیند. من را سین جیم میکند، آخرش هم میگوید دیگر به پلیس زنگ نزن، ماشین را رها میکند و میرود !
من عاشق کشورم هستم. ولی اگر روزی بزنم به سیم آخر و بخواهم این مرز و بوم را ترک کنم، نه به خاطر مسائل سیاسی است، نه به خاطر مسائل مالی، نه به خاطر آینده شغلی و غیره و غیره. به خاطر این خواهد بود که اینجا انسان مستهلک میشود.
روح و ذهن آدم رفته رفته پژمرده و کثیف میشود. این حمله ی همه جانبه به انسان چیزی نیست که مسئولش رئیس جمهور یا یک فرد به خصوص باشد. کل جامعه آشفته و بی سر و سامان است، و این آشفتگی دقیقا همان چیزی است که به نظر من ایران را یک کشور جهان سوم میکند. هر موقع از این نوع مشاهدات میکنم که من را آزرده میکند، به خودم یادآوری میکنم که اینجا جهان سوم است. نباید انتظار داشت که مثل آلمان قطار حتی دو دقیقه هم تاخیر نکند. متاسفانه از طرفی بسیاری از مردم ما به شدت خودباخته اند. میخواهند هر طور شده با مارک لباس و پز ماشین مدرن و حرفهای بی ارزش و آهنگ و رقص های وارداتی خودشان را مدرن کنند. فکر میکنند با این مسخره بازیها از جهان سوم بودن در می آیند!
خدا را شکر که هنوز مسائلی مثل روی گل پدر و مادرم هست که من را علیرغم این همه آشفتگی در این کشور نگه دارد. امیدوارم کماکان دوام بیاورم !
@Managementhints
دکتر محمد علی مهرآسا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر رسیدن پنج شنبه و جمعه شما رو هیجان زده نکنه باید دوستاتو عوض کنی
اگر برا روزشنبه انگیزه نداری باید شغلت رو عوض کنی
اگر بیصبرانه منتظر شنبه هستی تا بری سر کار باید همسرت رو عوض کنی :)
اگر برا روزشنبه انگیزه نداری باید شغلت رو عوض کنی
اگر بیصبرانه منتظر شنبه هستی تا بری سر کار باید همسرت رو عوض کنی :)
هیچکس تاکنون برنامه ای برای چاق شدن،شکست خوردن یا احمق بودن ننوشته است
چون اینها وقتی اتفاق می افتند که شما برنامه ای نداشته باشید!
@Managementhints
چون اینها وقتی اتفاق می افتند که شما برنامه ای نداشته باشید!
@Managementhints
مرگ بزرگترين باخت ما در زندگى نيست. بزرگترين باخت ما در زندگى چيزيست كه در درونمان ميميرد مادامى كه هنوز
زنده ايم.
@Managementhints
زنده ايم.
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ بنزين گران نميشود!
خبري که رئيس کميسيون اقتصادي مجلس در صدا و سیما رسانهاي کرد.
@Managementhints
خبري که رئيس کميسيون اقتصادي مجلس در صدا و سیما رسانهاي کرد.
@Managementhints
هرکس بتواند این سوالات را درست جواب بدهد ضریب هوشیِ نیوتون را دارد :
آزمون استخدامی FBI
شهاب پاکنگر | بی قانون
@Managementhints
🔺این تست مرحله نهایی آزمون ورودی FBI است. بر اساس اعلام دفتر منابع انسانی پلیس فدرال آمریکا، از هر10هزار نفر، فقط یک نفر قادر به پاسخ دادن این سوالات است و اگر کسی بتواند در مدت کمتر از سه دقیقه، تمام سوالات را درست جواب بدهد با درجه افسری در این سازمان استخدام خواهد شد.
1- اگر قیمت دلار روزی یک درصد افزایش پیدا کند و رییس بانک مرکزی هم بگوید که دلار روند نزولی دارد. هر یک درصد افزایش قیمت دلار، معادل چند ریال کاهش قیمت دلار است؟
2 - فرض کنید یک خانم، تنها گیتاریست یک گروه موسیقی باشد و وزارت ارشاد هم با رفتن ایشان روی سن هیچ گونه مشکلی نداشته باشد. اگر یکهویی به عقل این خانم برسد که چه معنا دارد زن برود روی سن؟ و به همین دلیل از شرکت در کنسرت خودداری کند، خواننده با چه چیزی باید صدای گیتار در آورد تا اجرایش به هم نخورد؟
3- فرض کنید در یک کشور پنج پیامرسان داخلی داریم که هر کدام نهایت 10000 مشترک فعال دارند. اگر قرار باشد به هرکدام از این پیامرسانها پنج میلیارد تومان وام بدهیم، به هر مشترک چقدر دستی بدهیم که خودش برود پیامش را حضوری به مخاطبش برساند، تا یک چیزی هم برای پیامرسانها بماند؟
4- چند ماه قبل یک زلزله در یک شهر آمده است و به زودی قرار است اسکان موقت زلزلهزدهها به پایان برسد. اگر یک زلزله دیگر بیاید، اسم اسکان جدید چیست؟
5- در یک جمعی 100 نفر فارغالتحصیل مقطع دکتري به همراه یک عدد آقای دکتر ولایتی، یک عدد آقای دکتر حداد عادل و یک عدد آقای دکتر صالحی امیری داریم. قرار است 120 شغل براساس شایستهسالاری بین این افراد توزیع شود. طبق اصل «لانه مدیری» چند نفر بیشتر از یک شغل خواهند داشت؟
6- اگر «استارتآپ ویکند» برابر با «فرصتها و تهدیدهای باز» باشد و بدانیم که «آپورچینیتیوز ویکنِس» مساوی «فرصت و نقاط ضعف» است و بدانیم که «ویکند» هم به معنی «باز» است. «تهدیدها» مساوی چیست؟ (سوال زبان تخصصی)
7- اگر چهار اتاق داشته باشیم که در یکی از آنها یک «شیر گرسنه» در یکی دیگر «آلودگی هوا با شرایط ناسالم برای تمام گروههای سنی»، در یکی دیگر «مسکنِ *** (بهدلیل تبلیغات از بردن اسمش معذوریم) با احتمال پنج ریشتر زلزله» باشد و درِ اتاق آخر هم رو به اهواز باز شود. شما برای زنده ماندن باید به کدام اتاق بروید؟
📰بی قانون (ضمیمه طنز روزنامه قانون)
@Managementhints
آزمون استخدامی FBI
شهاب پاکنگر | بی قانون
@Managementhints
🔺این تست مرحله نهایی آزمون ورودی FBI است. بر اساس اعلام دفتر منابع انسانی پلیس فدرال آمریکا، از هر10هزار نفر، فقط یک نفر قادر به پاسخ دادن این سوالات است و اگر کسی بتواند در مدت کمتر از سه دقیقه، تمام سوالات را درست جواب بدهد با درجه افسری در این سازمان استخدام خواهد شد.
1- اگر قیمت دلار روزی یک درصد افزایش پیدا کند و رییس بانک مرکزی هم بگوید که دلار روند نزولی دارد. هر یک درصد افزایش قیمت دلار، معادل چند ریال کاهش قیمت دلار است؟
2 - فرض کنید یک خانم، تنها گیتاریست یک گروه موسیقی باشد و وزارت ارشاد هم با رفتن ایشان روی سن هیچ گونه مشکلی نداشته باشد. اگر یکهویی به عقل این خانم برسد که چه معنا دارد زن برود روی سن؟ و به همین دلیل از شرکت در کنسرت خودداری کند، خواننده با چه چیزی باید صدای گیتار در آورد تا اجرایش به هم نخورد؟
3- فرض کنید در یک کشور پنج پیامرسان داخلی داریم که هر کدام نهایت 10000 مشترک فعال دارند. اگر قرار باشد به هرکدام از این پیامرسانها پنج میلیارد تومان وام بدهیم، به هر مشترک چقدر دستی بدهیم که خودش برود پیامش را حضوری به مخاطبش برساند، تا یک چیزی هم برای پیامرسانها بماند؟
4- چند ماه قبل یک زلزله در یک شهر آمده است و به زودی قرار است اسکان موقت زلزلهزدهها به پایان برسد. اگر یک زلزله دیگر بیاید، اسم اسکان جدید چیست؟
5- در یک جمعی 100 نفر فارغالتحصیل مقطع دکتري به همراه یک عدد آقای دکتر ولایتی، یک عدد آقای دکتر حداد عادل و یک عدد آقای دکتر صالحی امیری داریم. قرار است 120 شغل براساس شایستهسالاری بین این افراد توزیع شود. طبق اصل «لانه مدیری» چند نفر بیشتر از یک شغل خواهند داشت؟
6- اگر «استارتآپ ویکند» برابر با «فرصتها و تهدیدهای باز» باشد و بدانیم که «آپورچینیتیوز ویکنِس» مساوی «فرصت و نقاط ضعف» است و بدانیم که «ویکند» هم به معنی «باز» است. «تهدیدها» مساوی چیست؟ (سوال زبان تخصصی)
7- اگر چهار اتاق داشته باشیم که در یکی از آنها یک «شیر گرسنه» در یکی دیگر «آلودگی هوا با شرایط ناسالم برای تمام گروههای سنی»، در یکی دیگر «مسکنِ *** (بهدلیل تبلیغات از بردن اسمش معذوریم) با احتمال پنج ریشتر زلزله» باشد و درِ اتاق آخر هم رو به اهواز باز شود. شما برای زنده ماندن باید به کدام اتاق بروید؟
📰بی قانون (ضمیمه طنز روزنامه قانون)
@Managementhints
"خانواده کارکنان را دریابیم!!!"
@Managementhints
🌀در یکی از شرکتهای فعال در عسلویه، یک دوره آموزشی داشتم. مدیران محترم حاضر در دوره میگفتند: مدیر عامل قبلی آنها بلایی بر سرشان آورده است که هنوز درگیر و گرفتار آن هستند. آنها میگفتند: این مدیر عامل دستور داده بود که 20 درصد از دریافتی ماهانه مدیران، مستقیما به حساب همسرانشان واریز شود!!!
این تدبیر باعث شده بود تا همسران مدیران نسبت به دریافتی ماهانه ایشان مطلع و حساس شوند. در نتیجه، وقتی که این درصد کم میشد، همسرانشان را تحت فشار میگذاشتند که زود به منزل برنگردند! ساعات بیشتری را در شرکت کار کنند! مأموریت های شغلی بیشتری بروند! و رضایت مافوقشان را بیشتر جلب کنند تا دریافتی ماهانه شان و به دنبال آن، این 20 درصد نیز افزایش یابد!
📢خانواده های کارکنان از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار بر روحیه و رضایت و نحوه ارتباط کارمند با سازمان هستند. آنها میتوانند کارکنان را برای ماندن یا رفتن از سازمان تحت فشار بگذارند. من موارد بسیاری را دیده ام که کارمندی با اصرار و فشار خانواده بویژه همسر، سازمان را ترک کرده و مواردی را نیز به خاطر دارم که یک کارمند بواسطه پافشاری های خانواده اش، دوباره به سازمان قبلی بازگشته است.
توجه و رسیدگی به خانواده کارکنان به تعادل میان زندگی شخصی و زندگی شغلی آنها کمک میکند و اجازه میدهد تا آنها وقت و انرژی بیشتری را صرف کار و سازمان کنند. یکی از توصیه های مؤکد و مکرر صاحب نظران این است که گاهی، پاداش کارکنان را به خانواده آنها مرتبط و متصل کنیم تا آنها هم طعم شیرین پاداش و قدردانی را بچشند و به سازمان علاقمند و وفادار و خوش بین شوند.
📌این اقدامات و ابتکارات را "اثرگذاری روی اثرگذارها" مینامند. البته، اگر این کارها با حسن نیت همراه نباشد و نمایشی تلقی شود، اثر انگیزشی زیادی نخواهد داشت.
@Managementhints
@Managementhints
🌀در یکی از شرکتهای فعال در عسلویه، یک دوره آموزشی داشتم. مدیران محترم حاضر در دوره میگفتند: مدیر عامل قبلی آنها بلایی بر سرشان آورده است که هنوز درگیر و گرفتار آن هستند. آنها میگفتند: این مدیر عامل دستور داده بود که 20 درصد از دریافتی ماهانه مدیران، مستقیما به حساب همسرانشان واریز شود!!!
این تدبیر باعث شده بود تا همسران مدیران نسبت به دریافتی ماهانه ایشان مطلع و حساس شوند. در نتیجه، وقتی که این درصد کم میشد، همسرانشان را تحت فشار میگذاشتند که زود به منزل برنگردند! ساعات بیشتری را در شرکت کار کنند! مأموریت های شغلی بیشتری بروند! و رضایت مافوقشان را بیشتر جلب کنند تا دریافتی ماهانه شان و به دنبال آن، این 20 درصد نیز افزایش یابد!
📢خانواده های کارکنان از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار بر روحیه و رضایت و نحوه ارتباط کارمند با سازمان هستند. آنها میتوانند کارکنان را برای ماندن یا رفتن از سازمان تحت فشار بگذارند. من موارد بسیاری را دیده ام که کارمندی با اصرار و فشار خانواده بویژه همسر، سازمان را ترک کرده و مواردی را نیز به خاطر دارم که یک کارمند بواسطه پافشاری های خانواده اش، دوباره به سازمان قبلی بازگشته است.
توجه و رسیدگی به خانواده کارکنان به تعادل میان زندگی شخصی و زندگی شغلی آنها کمک میکند و اجازه میدهد تا آنها وقت و انرژی بیشتری را صرف کار و سازمان کنند. یکی از توصیه های مؤکد و مکرر صاحب نظران این است که گاهی، پاداش کارکنان را به خانواده آنها مرتبط و متصل کنیم تا آنها هم طعم شیرین پاداش و قدردانی را بچشند و به سازمان علاقمند و وفادار و خوش بین شوند.
📌این اقدامات و ابتکارات را "اثرگذاری روی اثرگذارها" مینامند. البته، اگر این کارها با حسن نیت همراه نباشد و نمایشی تلقی شود، اثر انگیزشی زیادی نخواهد داشت.
@Managementhints
سبک زندگی شما، مدل ۹۹ درجه است یا ۱۰۰ درجه؟
یک قانون ساده علمی وجود دارد که در ۹۹ درجه سانتیگراد آب داغ هست اما در ۱۰۰ درجه در حال جوش هست و بخار تولید میکند!
میدانید قدرتی که بخار دارد میتواند یک لوکوموتیو را به حرکت در بیاورد!
دقت کنید این همه تفاوت را فقط "یک درجه" ایجاد کرد!
سبک زندگی شما چگونه است؟
لوکوموتیو زندگی خودتان را چگونه حرکت میدهید؟
اصلاً لوکوموتیو شما حرکت میکند یا منتظر یک روز خوب هستید تا راه بیافتد؟
ماخیلی وقتها تصمیم به انجام کاری میگیریم و خوب هم تلاش میکنیم اما تلاشمان آن تلاش ۱۰۰ درجه سانتیگرادی نیست!
قبول دارید؟ پس یک مقدار فکر کنید و ببینید برای رسیدن به همین یک درجه بالاتر و دیدن نتایج متفاوت باید چه اقدامی انجام دهید؟
@Managementhints
یک قانون ساده علمی وجود دارد که در ۹۹ درجه سانتیگراد آب داغ هست اما در ۱۰۰ درجه در حال جوش هست و بخار تولید میکند!
میدانید قدرتی که بخار دارد میتواند یک لوکوموتیو را به حرکت در بیاورد!
دقت کنید این همه تفاوت را فقط "یک درجه" ایجاد کرد!
سبک زندگی شما چگونه است؟
لوکوموتیو زندگی خودتان را چگونه حرکت میدهید؟
اصلاً لوکوموتیو شما حرکت میکند یا منتظر یک روز خوب هستید تا راه بیافتد؟
ماخیلی وقتها تصمیم به انجام کاری میگیریم و خوب هم تلاش میکنیم اما تلاشمان آن تلاش ۱۰۰ درجه سانتیگرادی نیست!
قبول دارید؟ پس یک مقدار فکر کنید و ببینید برای رسیدن به همین یک درجه بالاتر و دیدن نتایج متفاوت باید چه اقدامی انجام دهید؟
@Managementhints
✅ داری اشتباه میکنی کاپیتان!
✍️ دکتر امیر ناظمی
@Managementhints
در دههی ۱۹۹۰ حوادث هوایی و سقوط هواپیما در خطوط هوایی کرهجنوبی ۱۷ برابر متوسط جهانی شده بود؛ به نحوی که در سال ۹۹ آمریکا پرواز کارکنان خود را ممنوع کرد، کانادا اخطار داد که اجازه فرود هواپیماهای این خط را معلق خواهد کرد و خطوط هوایی دلتا و ایرفرانس در عمل همکاری خود را به تعلیق درآوردند!
در دنیای امروز استفاده از هواپیما به اندازهی یک دستگاه قهوهساز قابل اعتماد است و تنها مجموعهای از اشتباهات انسانی (در حدود ۷ اشتباه پیدرپی) میتواند یک پرواز را به سقوط بکشاند!
گزارشهای ارزیابی نشان میداد ایراد فنی، سهم کمی داشت و عوامل انسانی نیز متفاوت از سایر خطوط هوایی نبود. مطالعات متعددی مانند مطالعات شرکت بوئینگ و پژوهشِ دو زبانشناس (فیشر و اورسانو) پرده از راز بزرگی برداشت. آنها متوجه شدند هواپیماهای سقوط کرده به دلیل سادهای دچار مشکل میشدند: هیچ کس به صراحت به کاپیتان نمیگفت: «داری اشتباه میکنی کاپیتان!»
ساختار زبانی در برخی از فرهنگها به دلیل شرم، احترام، ترس، ارشدیت یا آنچه ادب دانسته میشود، به گونهای است که ردهی پایینتر به صراحت نمیتواند اشتباهات ردهی بالاتر را بیان کند.
پژوهش نشان میداد بیان اشتباه یک نفر، از صراحت کامل تا تلطیف، قابل رتبهبندی است:
۱-جملات امری و صریح: کاپیتان ۳۰ درجه به راست بپیچید!
۲-جمله الزامی: به نظر میرسد ما باید به سمت راست تغییر مسیر بدهیم.
۳-جمله پیشنهادی: پیشنهاد میدهم تغییر مسیر دهیم.
۴-پرسش: بهتر نیست تغییر مسیر دهیم؟
۵-ترجیح: به نظر (این شاگرد) بهتر است تغییر مسیر دهیم.
۶-اشاره: اگر تغییر مسیر ندهیم با طوفان روبهرو میشویم.
بررسی جعبههای سیاه پیداشده در سقوطها نشان میداد که در برخی از فرهنگها (مثل کره) کمک خلبان یا مهندس پرواز از جملات اشارهای یا ترجیحی (که تلطیف واقعیت هستند) استفاده میکردهاند، اما در فرهنگهایی که صراحت وجود داشته است، و جملات امری یا الزامی بوده است، کمتر شاهد سقوط بودهایم!
به همین دلیل زمانی که خلبانان کمتجربهتر مسول هدایت پرواز بودهاند، کمتر سوانح روی داده بود، چون سایرین با آنها صراحت داشتند، اما این خلبانان کارآموزدهتر و ارشدتر بودند که سقوط مردم را رقم میزدند!
مطالعات هلمریش (روانشناس) نشان داد، در یک مورد، حتی وقتی کمک خلبانها میدانستند که خلبان دارد اشتباه میکند، آمادگی لازم برای دردست گرفتن پرواز را نداشتند. همگی به همین دلیل جان خود را در سقوط از دست دادند.
🗓 ۴ درس بزرگ از سقوطها
۱-این فرهنگ است که موفقیت یا شکست را تعیین میکند؛ نه فناوری و نه هواپیماهای مطمئنتر.
۲-ردهی پایینتر برای جلوگیری از سقوط و شکست بزرگ جمعی، هیچ چارهای جز آن ندارد که به صراحت خطاب به ردهی بالا فریاد بزند: رفیق داری اشتباه میکنی!
۳-ردهی بالاتر باید بفهمد که تنها راه نجات دسته جمعی دادن این آزادی به زیردست است که اشتباه او را به صراحت بگوید. در یکی از پروازها کاپیتان در مقابل کمکخلبانی که به او تذکر داده بود که اشتباه کرده است، با پشتدست به دهانش زده بود. آن پرواز سقوط کرد و این آموختهی ما از جعبه سیاه است!
۴-خط هوایی کره نشان داد، گذار از این وضعیت تنها در صورت پذیرش واقعیتهای فرهنگی و خودآگاهی جمعی امکانپذیر است. با انکار یک آسیب فرهنگی تنها امکان سقوط افزایش مییابد.
@Managementhints
✍️ دکتر امیر ناظمی
@Managementhints
در دههی ۱۹۹۰ حوادث هوایی و سقوط هواپیما در خطوط هوایی کرهجنوبی ۱۷ برابر متوسط جهانی شده بود؛ به نحوی که در سال ۹۹ آمریکا پرواز کارکنان خود را ممنوع کرد، کانادا اخطار داد که اجازه فرود هواپیماهای این خط را معلق خواهد کرد و خطوط هوایی دلتا و ایرفرانس در عمل همکاری خود را به تعلیق درآوردند!
در دنیای امروز استفاده از هواپیما به اندازهی یک دستگاه قهوهساز قابل اعتماد است و تنها مجموعهای از اشتباهات انسانی (در حدود ۷ اشتباه پیدرپی) میتواند یک پرواز را به سقوط بکشاند!
گزارشهای ارزیابی نشان میداد ایراد فنی، سهم کمی داشت و عوامل انسانی نیز متفاوت از سایر خطوط هوایی نبود. مطالعات متعددی مانند مطالعات شرکت بوئینگ و پژوهشِ دو زبانشناس (فیشر و اورسانو) پرده از راز بزرگی برداشت. آنها متوجه شدند هواپیماهای سقوط کرده به دلیل سادهای دچار مشکل میشدند: هیچ کس به صراحت به کاپیتان نمیگفت: «داری اشتباه میکنی کاپیتان!»
ساختار زبانی در برخی از فرهنگها به دلیل شرم، احترام، ترس، ارشدیت یا آنچه ادب دانسته میشود، به گونهای است که ردهی پایینتر به صراحت نمیتواند اشتباهات ردهی بالاتر را بیان کند.
پژوهش نشان میداد بیان اشتباه یک نفر، از صراحت کامل تا تلطیف، قابل رتبهبندی است:
۱-جملات امری و صریح: کاپیتان ۳۰ درجه به راست بپیچید!
۲-جمله الزامی: به نظر میرسد ما باید به سمت راست تغییر مسیر بدهیم.
۳-جمله پیشنهادی: پیشنهاد میدهم تغییر مسیر دهیم.
۴-پرسش: بهتر نیست تغییر مسیر دهیم؟
۵-ترجیح: به نظر (این شاگرد) بهتر است تغییر مسیر دهیم.
۶-اشاره: اگر تغییر مسیر ندهیم با طوفان روبهرو میشویم.
بررسی جعبههای سیاه پیداشده در سقوطها نشان میداد که در برخی از فرهنگها (مثل کره) کمک خلبان یا مهندس پرواز از جملات اشارهای یا ترجیحی (که تلطیف واقعیت هستند) استفاده میکردهاند، اما در فرهنگهایی که صراحت وجود داشته است، و جملات امری یا الزامی بوده است، کمتر شاهد سقوط بودهایم!
به همین دلیل زمانی که خلبانان کمتجربهتر مسول هدایت پرواز بودهاند، کمتر سوانح روی داده بود، چون سایرین با آنها صراحت داشتند، اما این خلبانان کارآموزدهتر و ارشدتر بودند که سقوط مردم را رقم میزدند!
مطالعات هلمریش (روانشناس) نشان داد، در یک مورد، حتی وقتی کمک خلبانها میدانستند که خلبان دارد اشتباه میکند، آمادگی لازم برای دردست گرفتن پرواز را نداشتند. همگی به همین دلیل جان خود را در سقوط از دست دادند.
🗓 ۴ درس بزرگ از سقوطها
۱-این فرهنگ است که موفقیت یا شکست را تعیین میکند؛ نه فناوری و نه هواپیماهای مطمئنتر.
۲-ردهی پایینتر برای جلوگیری از سقوط و شکست بزرگ جمعی، هیچ چارهای جز آن ندارد که به صراحت خطاب به ردهی بالا فریاد بزند: رفیق داری اشتباه میکنی!
۳-ردهی بالاتر باید بفهمد که تنها راه نجات دسته جمعی دادن این آزادی به زیردست است که اشتباه او را به صراحت بگوید. در یکی از پروازها کاپیتان در مقابل کمکخلبانی که به او تذکر داده بود که اشتباه کرده است، با پشتدست به دهانش زده بود. آن پرواز سقوط کرد و این آموختهی ما از جعبه سیاه است!
۴-خط هوایی کره نشان داد، گذار از این وضعیت تنها در صورت پذیرش واقعیتهای فرهنگی و خودآگاهی جمعی امکانپذیر است. با انکار یک آسیب فرهنگی تنها امکان سقوط افزایش مییابد.
@Managementhints
⛔️ برای باریدن #شیر_کاکائو مدیر وارد کنیم!
✍احسان محمدی
@Managementhints
1⃣ اسمش آقای #ع بود. ناظمی با ته چهره #صادق_آهنگران. برای خودش وظیفه دیگری هم تعریف کرده بود که احتمالاً به خاطرش حقوق هم نمی گرفت. صبح ها سرصف در مذمت کشورهای عربی و اینکه ما چقدر خوبیم که مثل آنها بدبخت نیستیم سخنرانی می کرد.
می گفت مردم این کشورهای عربی آنقدر بیچاره اند که وقتی پیچ یک کارخانه شان خراب می شوند باید مهندس از #آمریکا با هواپیما بیاید برایشان درست کند. چون روی پای خودشان نمی ایستند و مدیر ندارند که کشورشان را اداره کند!
ما دانش آموزان دبیرستانی که به زور موهای سرمان را با نمره صفر می زدند بعد از شنیدن این سخنان، احساس خوشبختی می کردیم و می رفتیم سرکلاس.
2⃣ چند شهر ایران در نتیجه بارش برفی که کاملا" #پیش_بینی شده بود فلج شده اند. در اتوبان کرج و قم که به ناف پایتخت وصل است مردم ساعت ها بدون هیچ کمک و امدادی گرفتار شدند. استقرار امدادرسان های ویژه، اتوبوس با پتو و بنزین در کنار اتوبان به صورت آماده باش نیاز به فکر داشت؟!
مدارس #تعطیل، بسیاری از ادارات تعطیل! احتمال قطع گاز، قطع آب، قطع برق، صف نفت و ... می رود و پاسخ مسئولین: بی سابقه است و #غافلگیر شدیم!
یعنی حتی وقتی خودتان پیش بینی کردید و به مردم هشدار دادید باز غافلگیر شدید؟ خسته نباشید!
انتظار داشتید در این فصل شیرکاکائو از آسمان ببارد که غافلگیر شدید؟ می شود بفرمایید آخرین باری که مقابل یک #سیل، یک #بارندگی یا #آلودگی_هوا و #زلزله غافلگیر نشدید کی بود؟
اگر قرار است شما هم مثل ما رعیت هر لحظه غافلگیر بشوید دقیقاً برای چه حق مدیریت می گیرید و رئیس شده اید؟
ربطی به این دولت و آن دولت ندارد. همیشه همین اتفاقات می افتد. با تغییر آمار کشته و مجروح و آسیب دیده ها!
در طول سال این همه همایش و نمایش ستاد #پیشگیری_از_بحران و پدافند غیرعامل را برای کی برگزار می کنید؟
وقتی مجری های تلویزیون با شعف از طوفان #کاترینا در آمریکا و ناتوانی مسئولان این کشور در مدیریت بحران می گویند به روح اعتقاد دارند؟ می دانند اگر آن طوفان عظیم در ایران رخ بدهد چه فاجعه ای به بار می آید؟
اگر #سونامی_ژاپن در شهرهای جنوبی رخ دهد، آن وقت باز هم مشعشع ترین راهکارتان تعطیل کردن ادارات و مدارس است؟
لطفاً نگویید غافلگیر شدیم! یک معادل دیگر برایش پیدا کنید. چیزی که اینقدر با روان آدم بازی نکند. شهریور ۹۴ هشت میلیمتر بارندگی در تهران باعث مرگ پنج نفر شد! در قلب کشور. پایتخت! کاری به ایلام و شمال و جنوب ندارم که مصیب زدگی در نتیجه این سهل انگاری ها بخشی از زندگی روزمره شده است. با این سبک مدیریت ما اصلاً چه نیازی به دشمن داریم؟ ما خودمان بحران هستیم!
اینکه چند سانتی متر برف باعث می شود پمپ بنزین ها، بانک ها، فروشگاه ها، خیابان ها، #موبایل های همراه و شبکه های پوشش دهنده اینترنت مختل شوند و درختان زیر برف بشکنند و روی ماشین مردم بیفتند خطرناک نیست؟
تکان دادن درختان توسط نیروهای شهرداری هم به برنامه ریزی و استراتژی و #تحریم ربط دارد یا نتیجه کارشکنی #آل_سعود و توطئه #داماد_صدام است؟!
#تهران آبستن زلزله ای وحشتناک است. بعداً نفرمایید غافلگیر شدیم! فقط برایمان اندازه کافی کفن کنار بگذارید لطفا!
3⃣ می گویند اوایل انقلاب یک مقام خارجی بعد از بازدید از ایران و دیدن بی نظمی ها گفت این مملکت را یک نیروی پنهان اداره می کند.
خداناباوران هم ایمان آوردهاند که امام زمان(عج) دارد کشور را اداره می کند. وگرنه واقعاً با این سبک مدیریت ها ما چطور هنوز #منقرض نشده ایم؟
برابر اعلام گمرک در طول سالهای گذشته «سنگ پا، شلوار کُردی، دسته بیل، حلزون و ...» وارد کرده ایم، چه ایرادی دارد لابلایش چند مدیر خوب هم وارد کنیم که برایمان مدیریت کنند. حداقل شاید کاری کردند به جای باریدن برف و باران، شیرکاکائو از آسمان ببارد تا کسی غافلگیر نشود! ما قول می دهیم به آقای ع نگوییم!
4⃣ شما که اینقدر خوب غر می زنید خودتان چکار کردید آقای محمدی؟
_ من هر وقت و هر جا کاری پیشنهاد دادند که در توانم نبود، گفتم نمی توانم، انجام نمی دهم و بسپارید به کسی که می تواند.
این کشور مشکل #بودجه ندارد، مشکل نیروی انسانی فداکار هم ندارد که در همین برف و یخبندان نیروهای هلال احمر و پلیس راه و انتظامی و ... از جانشان مایه گذاشتند.
⛔️ ما بحران مدیر داریم. بحران مدیرانی که ناتوانی شان را بپذیرند و جایشان را به آدم های توانا بدهند که هر لحظه "غافلگیر" نشوند! این معنای واقعی تقواست.
✍ نکته تلخ: ۹۹درصد این یادداشت دست نخورده و متعلق به ۶ آذر ۹۵ است. یعنی در یکسال گذشته باز هم غافلگیر شدیم!
@Managementhints
✍احسان محمدی
@Managementhints
1⃣ اسمش آقای #ع بود. ناظمی با ته چهره #صادق_آهنگران. برای خودش وظیفه دیگری هم تعریف کرده بود که احتمالاً به خاطرش حقوق هم نمی گرفت. صبح ها سرصف در مذمت کشورهای عربی و اینکه ما چقدر خوبیم که مثل آنها بدبخت نیستیم سخنرانی می کرد.
می گفت مردم این کشورهای عربی آنقدر بیچاره اند که وقتی پیچ یک کارخانه شان خراب می شوند باید مهندس از #آمریکا با هواپیما بیاید برایشان درست کند. چون روی پای خودشان نمی ایستند و مدیر ندارند که کشورشان را اداره کند!
ما دانش آموزان دبیرستانی که به زور موهای سرمان را با نمره صفر می زدند بعد از شنیدن این سخنان، احساس خوشبختی می کردیم و می رفتیم سرکلاس.
2⃣ چند شهر ایران در نتیجه بارش برفی که کاملا" #پیش_بینی شده بود فلج شده اند. در اتوبان کرج و قم که به ناف پایتخت وصل است مردم ساعت ها بدون هیچ کمک و امدادی گرفتار شدند. استقرار امدادرسان های ویژه، اتوبوس با پتو و بنزین در کنار اتوبان به صورت آماده باش نیاز به فکر داشت؟!
مدارس #تعطیل، بسیاری از ادارات تعطیل! احتمال قطع گاز، قطع آب، قطع برق، صف نفت و ... می رود و پاسخ مسئولین: بی سابقه است و #غافلگیر شدیم!
یعنی حتی وقتی خودتان پیش بینی کردید و به مردم هشدار دادید باز غافلگیر شدید؟ خسته نباشید!
انتظار داشتید در این فصل شیرکاکائو از آسمان ببارد که غافلگیر شدید؟ می شود بفرمایید آخرین باری که مقابل یک #سیل، یک #بارندگی یا #آلودگی_هوا و #زلزله غافلگیر نشدید کی بود؟
اگر قرار است شما هم مثل ما رعیت هر لحظه غافلگیر بشوید دقیقاً برای چه حق مدیریت می گیرید و رئیس شده اید؟
ربطی به این دولت و آن دولت ندارد. همیشه همین اتفاقات می افتد. با تغییر آمار کشته و مجروح و آسیب دیده ها!
در طول سال این همه همایش و نمایش ستاد #پیشگیری_از_بحران و پدافند غیرعامل را برای کی برگزار می کنید؟
وقتی مجری های تلویزیون با شعف از طوفان #کاترینا در آمریکا و ناتوانی مسئولان این کشور در مدیریت بحران می گویند به روح اعتقاد دارند؟ می دانند اگر آن طوفان عظیم در ایران رخ بدهد چه فاجعه ای به بار می آید؟
اگر #سونامی_ژاپن در شهرهای جنوبی رخ دهد، آن وقت باز هم مشعشع ترین راهکارتان تعطیل کردن ادارات و مدارس است؟
لطفاً نگویید غافلگیر شدیم! یک معادل دیگر برایش پیدا کنید. چیزی که اینقدر با روان آدم بازی نکند. شهریور ۹۴ هشت میلیمتر بارندگی در تهران باعث مرگ پنج نفر شد! در قلب کشور. پایتخت! کاری به ایلام و شمال و جنوب ندارم که مصیب زدگی در نتیجه این سهل انگاری ها بخشی از زندگی روزمره شده است. با این سبک مدیریت ما اصلاً چه نیازی به دشمن داریم؟ ما خودمان بحران هستیم!
اینکه چند سانتی متر برف باعث می شود پمپ بنزین ها، بانک ها، فروشگاه ها، خیابان ها، #موبایل های همراه و شبکه های پوشش دهنده اینترنت مختل شوند و درختان زیر برف بشکنند و روی ماشین مردم بیفتند خطرناک نیست؟
تکان دادن درختان توسط نیروهای شهرداری هم به برنامه ریزی و استراتژی و #تحریم ربط دارد یا نتیجه کارشکنی #آل_سعود و توطئه #داماد_صدام است؟!
#تهران آبستن زلزله ای وحشتناک است. بعداً نفرمایید غافلگیر شدیم! فقط برایمان اندازه کافی کفن کنار بگذارید لطفا!
3⃣ می گویند اوایل انقلاب یک مقام خارجی بعد از بازدید از ایران و دیدن بی نظمی ها گفت این مملکت را یک نیروی پنهان اداره می کند.
خداناباوران هم ایمان آوردهاند که امام زمان(عج) دارد کشور را اداره می کند. وگرنه واقعاً با این سبک مدیریت ها ما چطور هنوز #منقرض نشده ایم؟
برابر اعلام گمرک در طول سالهای گذشته «سنگ پا، شلوار کُردی، دسته بیل، حلزون و ...» وارد کرده ایم، چه ایرادی دارد لابلایش چند مدیر خوب هم وارد کنیم که برایمان مدیریت کنند. حداقل شاید کاری کردند به جای باریدن برف و باران، شیرکاکائو از آسمان ببارد تا کسی غافلگیر نشود! ما قول می دهیم به آقای ع نگوییم!
4⃣ شما که اینقدر خوب غر می زنید خودتان چکار کردید آقای محمدی؟
_ من هر وقت و هر جا کاری پیشنهاد دادند که در توانم نبود، گفتم نمی توانم، انجام نمی دهم و بسپارید به کسی که می تواند.
این کشور مشکل #بودجه ندارد، مشکل نیروی انسانی فداکار هم ندارد که در همین برف و یخبندان نیروهای هلال احمر و پلیس راه و انتظامی و ... از جانشان مایه گذاشتند.
⛔️ ما بحران مدیر داریم. بحران مدیرانی که ناتوانی شان را بپذیرند و جایشان را به آدم های توانا بدهند که هر لحظه "غافلگیر" نشوند! این معنای واقعی تقواست.
✍ نکته تلخ: ۹۹درصد این یادداشت دست نخورده و متعلق به ۶ آذر ۹۵ است. یعنی در یکسال گذشته باز هم غافلگیر شدیم!
@Managementhints
بی شک رد کلیات بودجه به عنوان یک خبر بی سابقه در کشور و حاشیه هایش مهمترین رویداد این چند روز است
پیام این رخداد چالشهای جدی پیش رو برای تصویب این بودجه بحث انگیز است
@Managementhints
پیام این رخداد چالشهای جدی پیش رو برای تصویب این بودجه بحث انگیز است
@Managementhints
مردم عادت کرده اند انتقاد کنند. خوبی ها را نمی توانند ببینند. ماجرای مردی را شنیدم که از همسرش خواست برایش دو تخم مرغ بپزد، اما یکی را نیمرو و دیگری را آب پز کند. زن نیز همین کار را کرد. مرد وقتی تخم مرغ ها را دید، سرش را تکان داد.
زن پرسید: "دیگر چه اشتباهی کرده ام؟ این دقیقا همان چیزی است که خودت خواستی."
مرد گفت: "می دانستم این اتفاق می افتد. تو تخم مرغ اشتباهی را نیمرو کردی."
برخی از مردم آنقدر انتقادی فکر می کنند که هر کاری هم برایشان بکنید، راضی نمی شوند...
@Managementhints
📚هر روز پنجشنبه است
👤جوئل اوستین
زن پرسید: "دیگر چه اشتباهی کرده ام؟ این دقیقا همان چیزی است که خودت خواستی."
مرد گفت: "می دانستم این اتفاق می افتد. تو تخم مرغ اشتباهی را نیمرو کردی."
برخی از مردم آنقدر انتقادی فکر می کنند که هر کاری هم برایشان بکنید، راضی نمی شوند...
@Managementhints
📚هر روز پنجشنبه است
👤جوئل اوستین
زبان فارسی به طور رسمی به تلگرام اضافه شد
🔺دقایقی پیش نوتیفیکیشنی در تلگرام ارسال شد که به کاربران امکان انتخاب زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی اپلیکیشن می داد
@Managementhints
🔺دقایقی پیش نوتیفیکیشنی در تلگرام ارسال شد که به کاربران امکان انتخاب زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی اپلیکیشن می داد
@Managementhints
امام على عليه السلام :
الكلامُ كالدَّواءِ ؛ قَليلُهُ يَنفَعُ ، و كَثيرُهُ قاتِلٌ
سخن چون داروست، اندكش سود مى بخشد و بسيارش كشنده است
ميزان الحكمه ج۱۰ص۱۹۹
@Managementhints
الكلامُ كالدَّواءِ ؛ قَليلُهُ يَنفَعُ ، و كَثيرُهُ قاتِلٌ
سخن چون داروست، اندكش سود مى بخشد و بسيارش كشنده است
ميزان الحكمه ج۱۰ص۱۹۹
@Managementhints
🌀 گزارش: "یک انقلاب ارتباطاتی در راه است!"
👈 وزیر جوان ارتباطات هشدار داده که اگر فکری درباره بلاکچِین (Block chain) نکنیم؛ بازی را در عرصههای فناوری و فرهنگ باختهایم.
🔹 نگرانی آذری جهرمی از اینجا نشأت میگیرد که بلاکچین همچون فرزندش بیتکوین (پول دیجیتال) قرار است واسطهگری دولتها و اشخاص را از بین ببرد.
🔹به همین دلیل است که بلاکچین را بزرگترین نوآوری پس از اینترنت میدانند.
🔹اگر بیتکوین انتقال پول را بدون نیاز به بانک مرکزی و هیچ واسطه دیگری و بدون قابلیت بازگشت و تغییر غیرمجاز انجام میدهد، بلاکچین نیز انتقال اطلاعات و پیامها را بدون نیاز به یک مدیریت و سِرور مرکزی و مصون از امکان هک و تغییر شکل خواهد داد.
🔹در واقع، بیتکوین بر مبنای بلاکچین گرفته است.
🔹اگر مجمع جهانی اقتصاد چند سال پیش پیشبینی کرده که در سالهای آینده تولید ناخالص داخلی کشورهای جهان به سمت همین زنجیره بلوک خواهد رفت، میتوان این پیشبینی را هم کرد که بلاکچین مرزهای انتقال پیام و اطلاعات را درمینوردد و خیلی زود، اعتماد کاربران اینترنتی را جذب خواهد کرد.
🔅 اما بلاکچین چیست؟
🔹در این فناوری، مخزنهای مجازی حاوی اطلاعات بین کاربران توزیع میشود و شما نیز دارای یک بانک اطلاعاتی اینترنتی مجزا و مخصوص به خودتان خواهید شد که اگرچه بینیاز از اینترنت نیست، ولی با قابلیت ذخیره همیشگی و غیرقابل نفوذ اطلاعات و ممانعت از نقش واسطهها و مدیران بالادستی، به کاربران امکان میدهد که یک بانک اطلاعات کاملا شخصی و امن را برای همیشه در اختیار داشته باشند و این یعنی ثبت بیدغدغه همه چیز در تاریخ و انتقال بیدغدغه همه چیز به همه کس.
🔹در بلاکچین همه تراکنشها ثبت و ضبط میشود و امکان شکلگیری جرائم سایبری از بین میرود.
🔹 همچنین، همه میتوانند بر فعالیت یکدیگر نظارت کنند و هر کاربری که قدرت و سرعت نظارتی بیشتری داشته باشد اعتبار بیشتری را مالک خواهد شد. بدین ترتیب، دستکاری و هک این زنجیره تقریبا غیرممکن خواهد بود.
🔹بیجهت نیست که برخی رسانههای داخلی حامی فیلترینگ نیز از بلاکچین بعنوان یک «زنگ خطر»، «آزادی افسارگسیخته» و «هرج و مرج» نام بردهاند.
🔹بلاکچین و بیتکوین بر مبنای تمرکززدایی و سلب قدرت از حکومتها شکل گرفتهاند و کاربران اینترنتی دیگر نگران اعمال نفوذ دولت بر روند انتقال اطلاعات و پیامها نخواهند بود.
🔹آنچه که مدیر تلگرام اخیرا با عنوان «عدم امکان فیلتر شدن تلگرام» یاد کرده بود بر همین مبناست.
🔹فراتر از آن، حتی در صورت قطع اینترنتتان نیز میتوانید با میزان اعتباری که از بلاکچین گرفتهاند به انتقال امن و سریع اطلاعات و پیام ادامه بدهید.
🔹با توجه به نفوذ خارقالعاده تلگرام در ابعاد گوناگون زندگی ایرانیان، اگر تلگرام پیشگام بلاکچین در ایران شود؛ مهمترین چالش یعنی فراگیری سریع را از سر راه آن برداشته است.
🔹بهبود کسب و کارهای مجازی که تلگرام در ایران به تسریع در روند آن کمک شایانی کرده است، با بلاکچین به شناب بیشتری خواهد رسید.
🔹بلاکچین حتی در فرایند دموکراسی نیز میتواند اثرگذار باشد و آرای انتخاباتی با امنیت و سرعت و سهولت از رأیدهندگان اخذ شود.
🔹بلاکچین محصول دنیایی است که در اقتصاد، فرهنگ و سیاستگذاری آن قرار است صدای بیشتری از مردم شنیده شود، حتی اگر خوشایند دولتها و قدرتمندان نباشد.
🔹هرچند دولتها و قدرتمندان نیز حتما برای مدیریت این دنیای جدید برنامههای خاص خود را خواهند داشت.
🔹 اما دیگر نادیده گرفتن نقش تکتک افراد جامعه ممکن نیست و این یعنی همراستا شدن جامعهگرایان و فردگرایان/ منبع: مجمع فعالان اقتصادی
@Managementhints
👈 وزیر جوان ارتباطات هشدار داده که اگر فکری درباره بلاکچِین (Block chain) نکنیم؛ بازی را در عرصههای فناوری و فرهنگ باختهایم.
🔹 نگرانی آذری جهرمی از اینجا نشأت میگیرد که بلاکچین همچون فرزندش بیتکوین (پول دیجیتال) قرار است واسطهگری دولتها و اشخاص را از بین ببرد.
🔹به همین دلیل است که بلاکچین را بزرگترین نوآوری پس از اینترنت میدانند.
🔹اگر بیتکوین انتقال پول را بدون نیاز به بانک مرکزی و هیچ واسطه دیگری و بدون قابلیت بازگشت و تغییر غیرمجاز انجام میدهد، بلاکچین نیز انتقال اطلاعات و پیامها را بدون نیاز به یک مدیریت و سِرور مرکزی و مصون از امکان هک و تغییر شکل خواهد داد.
🔹در واقع، بیتکوین بر مبنای بلاکچین گرفته است.
🔹اگر مجمع جهانی اقتصاد چند سال پیش پیشبینی کرده که در سالهای آینده تولید ناخالص داخلی کشورهای جهان به سمت همین زنجیره بلوک خواهد رفت، میتوان این پیشبینی را هم کرد که بلاکچین مرزهای انتقال پیام و اطلاعات را درمینوردد و خیلی زود، اعتماد کاربران اینترنتی را جذب خواهد کرد.
🔅 اما بلاکچین چیست؟
🔹در این فناوری، مخزنهای مجازی حاوی اطلاعات بین کاربران توزیع میشود و شما نیز دارای یک بانک اطلاعاتی اینترنتی مجزا و مخصوص به خودتان خواهید شد که اگرچه بینیاز از اینترنت نیست، ولی با قابلیت ذخیره همیشگی و غیرقابل نفوذ اطلاعات و ممانعت از نقش واسطهها و مدیران بالادستی، به کاربران امکان میدهد که یک بانک اطلاعات کاملا شخصی و امن را برای همیشه در اختیار داشته باشند و این یعنی ثبت بیدغدغه همه چیز در تاریخ و انتقال بیدغدغه همه چیز به همه کس.
🔹در بلاکچین همه تراکنشها ثبت و ضبط میشود و امکان شکلگیری جرائم سایبری از بین میرود.
🔹 همچنین، همه میتوانند بر فعالیت یکدیگر نظارت کنند و هر کاربری که قدرت و سرعت نظارتی بیشتری داشته باشد اعتبار بیشتری را مالک خواهد شد. بدین ترتیب، دستکاری و هک این زنجیره تقریبا غیرممکن خواهد بود.
🔹بیجهت نیست که برخی رسانههای داخلی حامی فیلترینگ نیز از بلاکچین بعنوان یک «زنگ خطر»، «آزادی افسارگسیخته» و «هرج و مرج» نام بردهاند.
🔹بلاکچین و بیتکوین بر مبنای تمرکززدایی و سلب قدرت از حکومتها شکل گرفتهاند و کاربران اینترنتی دیگر نگران اعمال نفوذ دولت بر روند انتقال اطلاعات و پیامها نخواهند بود.
🔹آنچه که مدیر تلگرام اخیرا با عنوان «عدم امکان فیلتر شدن تلگرام» یاد کرده بود بر همین مبناست.
🔹فراتر از آن، حتی در صورت قطع اینترنتتان نیز میتوانید با میزان اعتباری که از بلاکچین گرفتهاند به انتقال امن و سریع اطلاعات و پیام ادامه بدهید.
🔹با توجه به نفوذ خارقالعاده تلگرام در ابعاد گوناگون زندگی ایرانیان، اگر تلگرام پیشگام بلاکچین در ایران شود؛ مهمترین چالش یعنی فراگیری سریع را از سر راه آن برداشته است.
🔹بهبود کسب و کارهای مجازی که تلگرام در ایران به تسریع در روند آن کمک شایانی کرده است، با بلاکچین به شناب بیشتری خواهد رسید.
🔹بلاکچین حتی در فرایند دموکراسی نیز میتواند اثرگذار باشد و آرای انتخاباتی با امنیت و سرعت و سهولت از رأیدهندگان اخذ شود.
🔹بلاکچین محصول دنیایی است که در اقتصاد، فرهنگ و سیاستگذاری آن قرار است صدای بیشتری از مردم شنیده شود، حتی اگر خوشایند دولتها و قدرتمندان نباشد.
🔹هرچند دولتها و قدرتمندان نیز حتما برای مدیریت این دنیای جدید برنامههای خاص خود را خواهند داشت.
🔹 اما دیگر نادیده گرفتن نقش تکتک افراد جامعه ممکن نیست و این یعنی همراستا شدن جامعهگرایان و فردگرایان/ منبع: مجمع فعالان اقتصادی
@Managementhints
با احترام خدمت همراهان گرامي پيرو تغييرات فرآيندي بانك مركزي در خصوص عمليات پايا و شاپرك بر خود لازم ديدم موارد ذيل را با زباني ساده به استحضار بزرگواران گرامي برسانم:
١-عمليات پايا (انتقال وجه از ١ريال تا ٥٠٠/٠٠٠/٠٠٠٠ ريال) از طريق شعبه يا هريك از سخت افزارها و نرم افزارهاي بانكي كه قبل از اين به تعداد نامحدود و در هفت بازه ي زماني تقريبا ٢ ساعته به حساب هاي مقصد واريز ميشد از امروز ٩٦/١٢/١٢ ، تنها يكبار امكان انجام عمليات در طي يك روز براي مشتري امكان پذير بوده و مبالغ تا اطلاع ثانوي در ساعت ١٦ همان روز به حساب مقصد واريز شده و مبالغ بعد از ساعت ١٦ ،روز بعد ساعت ٤ صبح واريز خواهد شد.
٢- مبالغي كه توسط كارت در دستگاه هاي Pos كشيده مي شود ،تا قبل از اين طي ٧ بازه زماني تقريبا ٢ ساعته به حساب دارندگان دستگاه واريز ميشد كه از هفته قبل ،تنها يك بار و در ساعت ٤ صبح فرداي تاريخ تراكنش به حساب مشتريان واريز مي شود.
در صورت انجام هرگونه تغيير مراتب مجددا از طريق اين كانال @Managementhints اطلاع رساني خواهد گرديد.
@Managementhints
١-عمليات پايا (انتقال وجه از ١ريال تا ٥٠٠/٠٠٠/٠٠٠٠ ريال) از طريق شعبه يا هريك از سخت افزارها و نرم افزارهاي بانكي كه قبل از اين به تعداد نامحدود و در هفت بازه ي زماني تقريبا ٢ ساعته به حساب هاي مقصد واريز ميشد از امروز ٩٦/١٢/١٢ ، تنها يكبار امكان انجام عمليات در طي يك روز براي مشتري امكان پذير بوده و مبالغ تا اطلاع ثانوي در ساعت ١٦ همان روز به حساب مقصد واريز شده و مبالغ بعد از ساعت ١٦ ،روز بعد ساعت ٤ صبح واريز خواهد شد.
٢- مبالغي كه توسط كارت در دستگاه هاي Pos كشيده مي شود ،تا قبل از اين طي ٧ بازه زماني تقريبا ٢ ساعته به حساب دارندگان دستگاه واريز ميشد كه از هفته قبل ،تنها يك بار و در ساعت ٤ صبح فرداي تاريخ تراكنش به حساب مشتريان واريز مي شود.
در صورت انجام هرگونه تغيير مراتب مجددا از طريق اين كانال @Managementhints اطلاع رساني خواهد گرديد.
@Managementhints
#طنز
@Managementhints
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،
یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!
خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!
دیگه پاک قاطی می کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.
همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!
طرف کم میاره، میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده . خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان. یارو پیاده میشه میره جلوی موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
موتوریه با رنگ پریده نفس زنان میگه :
داداش… خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!…کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت😜
نتیجه اخلاقی:
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند
ببینید کش شلوارشان به چه کسی گیر کرده😂😂😂
@Managementhints
@Managementhints
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،
یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!
خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!
دیگه پاک قاطی می کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.
همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!
طرف کم میاره، میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده . خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان. یارو پیاده میشه میره جلوی موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
موتوریه با رنگ پریده نفس زنان میگه :
داداش… خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!…کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت😜
نتیجه اخلاقی:
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند
ببینید کش شلوارشان به چه کسی گیر کرده😂😂😂
@Managementhints