روزهایی وجود دارند که شما تا مغز استخوانتان با سختی و دشواری روبرو هستید... چنین روزهایی مهمترین روزهای زندگیتان هستند! زیرا شما سرنوشت خود را در چنین روزهایی میسازید...
شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیاتی فیسبوک
@Managementhints
شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیاتی فیسبوک
@Managementhints
جالب بدونید در روانشناسی دوستان تقلبی به عنوان سایه شناخته میشوند زیرا در لحظات روشن زندگی هر فرد حضور دارند اما درست در ساعات تاریک زندگی افراد محو و ناپدید میشوند
سایهها رو بشناسید :)
@Managementhints
سایهها رو بشناسید :)
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از قانون بالُن استفاده کنید...!
هرچی که به دَرد بُخور نیست رو
بریزید دور تا اوج بگیرید...!
@Managementhints
هرچی که به دَرد بُخور نیست رو
بریزید دور تا اوج بگیرید...!
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار: افزایش قیمت تا کجا منطقیه؟
زنگنه: تا وقتی که مردم تحمل کنند!
حالا چرا میخنده؟😒
پ.ن:
ملا نصرالدین هر روز
یک مشت از علف خرش کم میکرد
تا به نخوردن عادت کند..!
پرسیدند : نتیجه چه شد؟
گفت : نزدیک بود عادت کند که مرد😞😔
@Managementhints
زنگنه: تا وقتی که مردم تحمل کنند!
حالا چرا میخنده؟😒
پ.ن:
ملا نصرالدین هر روز
یک مشت از علف خرش کم میکرد
تا به نخوردن عادت کند..!
پرسیدند : نتیجه چه شد؟
گفت : نزدیک بود عادت کند که مرد😞😔
@Managementhints
تو را
برای آن نیافریده اند که
هرروز بهتر بخوری
و بهتر بپوشی
برای آن آفریدهاند که
هر روز بهتر بیاندیشی!!
👤سعید نفیسی
@Managementhints
برای آن نیافریده اند که
هرروز بهتر بخوری
و بهتر بپوشی
برای آن آفریدهاند که
هر روز بهتر بیاندیشی!!
👤سعید نفیسی
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#علیرضا_کمالی حرف حق میزند.
#مجمع_تشخیص_مصلحت_وطن
پ.ن:
آدم یکبار که بیشتر عمر نمی کند
یکبار هم بیشتر نمی میرد!
جای آنکه بی حرف و بی صدا مثل خر زیر بار بترکیم، بگذار در حالی که داریم برای حق زندگی مان میجنگیم، بمیریم
👤زاهاریا استانکو
@Managementhints
#مجمع_تشخیص_مصلحت_وطن
پ.ن:
آدم یکبار که بیشتر عمر نمی کند
یکبار هم بیشتر نمی میرد!
جای آنکه بی حرف و بی صدا مثل خر زیر بار بترکیم، بگذار در حالی که داریم برای حق زندگی مان میجنگیم، بمیریم
👤زاهاریا استانکو
@Managementhints
معلمم در سيزده سالگى، سؤالى پرسيد و گفته انتظار ندارم بتواني به سؤال من پاسخ دهي. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتواني پاسخى براى آن بيابي، در اين صورت، حتم بدان که زندگي را ضايع کردهای.
"به خاطر چه چیزی بايد از شما ياد كنند؟"
پیتر دراکر
@Managementhints
"به خاطر چه چیزی بايد از شما ياد كنند؟"
پیتر دراکر
@Managementhints
ما مغلوب شده ایم، سر ما را می برند، جای گله نیست،
ولی شاید ملتفت شده باشید که من میل ندارم ناظر این سلاخی باشم.
من جهانگردوار به تماشای کلیساهای ویران و کارخانه های سوخته نخواهم رفت، من از خانواده هایی که توی زیرزمین ها تپیده اند دیدن نخواهم کرد،
من در میان عاجزها، برده ها، خائن ها، فاحشه ها پرسه نخواهم زد.
گمان می کنم که شما به دیدن این مناظر عادت کرده باشید،
اما صریحا به شما می گویم که برای من تحمل کردنی نیست.
و در نظر من ترسوها کسانی اند که می توانند اینها را تحمل کنند.
🙍♂ژان_پل_سارتر
@Managementhints
ولی شاید ملتفت شده باشید که من میل ندارم ناظر این سلاخی باشم.
من جهانگردوار به تماشای کلیساهای ویران و کارخانه های سوخته نخواهم رفت، من از خانواده هایی که توی زیرزمین ها تپیده اند دیدن نخواهم کرد،
من در میان عاجزها، برده ها، خائن ها، فاحشه ها پرسه نخواهم زد.
گمان می کنم که شما به دیدن این مناظر عادت کرده باشید،
اما صریحا به شما می گویم که برای من تحمل کردنی نیست.
و در نظر من ترسوها کسانی اند که می توانند اینها را تحمل کنند.
🙍♂ژان_پل_سارتر
@Managementhints
دیگران را ببخشید…
بی عقلی، تهمت ها، خیانت و بی ادبی
نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند؛
شما انسانی رسیده باشید!
🙍♂ احمد-حلت
@Managementhints
بی عقلی، تهمت ها، خیانت و بی ادبی
نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند؛
شما انسانی رسیده باشید!
🙍♂ احمد-حلت
@Managementhints
دوران تغییر ذائقه و دید است؛ میگویند سادگی و کلاسیک بودن نشانهای از فروتنی و اعتماد به نفس است
@Managementhints
@Managementhints
تمام مشکلات روحی من از دوره تحصیلات ابتدایی ام شروع شد؛
والدینم به اشتباه مرا در مدرسه ای ثبت نام کردند که ویژه ی معلمان عقب مانده ذهنی بود!
👤وودی آلن
@Managementhints
والدینم به اشتباه مرا در مدرسه ای ثبت نام کردند که ویژه ی معلمان عقب مانده ذهنی بود!
👤وودی آلن
@Managementhints
در نیویورک، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمیشود...
@Managementhints
او با گریه گفت: کمال در بچه من "شایا" کجاست؟ هر چیزی که خدا می آفریند کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می تونند. بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها بیاد بیاره. کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟! افرادی که در جمع بودند شوکه و اندوهگین شدند...
پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شایا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه رو در روشی میگذارد که دیگران با اون رفتار میکنند.
و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت:
یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم میزدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی میکردند. شایا پرسید: بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! پدر شایا میدونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمیخوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها میکنه. پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید: آیا شایا میتونه بازی کنه؟! اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است. فکر میکنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش میکنیم اونو در راند 9 بازی بدیم...
درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه میدونستند که این غیر ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! اما همین که شایا برای زدن ضربه رفت، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی آروم بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه آرومی بزنه... اولین توپ که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد! یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند. توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و آروم توپ رو انداخت. شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و میتونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون میرفت و بازی تمام میشد... اما بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند: شایا، برو به خط اول، برو به خط اول!!!
تا به حال شایا به خط اول ندویده بود! شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید. وقتی که شایا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود میتونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند: بدو به خط 2، بدو به خط 2!!!
شایا بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند. همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند: برو به 3!!! وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه...!
شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...
پدر شایا درحالیکه اشک در چشمهایش بود گفت:
اون 18 پسر به کمال رسیدند...
این روتعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم
هیچکدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم
اطرافیان ما هم همینطورند
پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقص هامون خرد نکنیم
بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو
آسمان فرصت پرواز بلندی است
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
@Managementhints
@Managementhints
او با گریه گفت: کمال در بچه من "شایا" کجاست؟ هر چیزی که خدا می آفریند کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می تونند. بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها بیاد بیاره. کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟! افرادی که در جمع بودند شوکه و اندوهگین شدند...
پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شایا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه رو در روشی میگذارد که دیگران با اون رفتار میکنند.
و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت:
یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم میزدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی میکردند. شایا پرسید: بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! پدر شایا میدونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمیخوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها میکنه. پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید: آیا شایا میتونه بازی کنه؟! اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است. فکر میکنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش میکنیم اونو در راند 9 بازی بدیم...
درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه میدونستند که این غیر ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! اما همین که شایا برای زدن ضربه رفت، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی آروم بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه آرومی بزنه... اولین توپ که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد! یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند. توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و آروم توپ رو انداخت. شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و میتونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون میرفت و بازی تمام میشد... اما بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند: شایا، برو به خط اول، برو به خط اول!!!
تا به حال شایا به خط اول ندویده بود! شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید. وقتی که شایا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود میتونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند: بدو به خط 2، بدو به خط 2!!!
شایا بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند. همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند: برو به 3!!! وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه...!
شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...
پدر شایا درحالیکه اشک در چشمهایش بود گفت:
اون 18 پسر به کمال رسیدند...
این روتعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم
هیچکدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم
اطرافیان ما هم همینطورند
پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقص هامون خرد نکنیم
بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو
آسمان فرصت پرواز بلندی است
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
@Managementhints
زمانی که دو عصر، دو فرهنگ و دو مذهب با هم تلاقی کنند، زندگی بشر به رنج و جهنم واقعی بدل خواهد شد.
اگر بنا میشد آدمی از آدمهای عصر کلاسیک مجبور میشد در قرون وسطی زندگی کند آنچنان با فلاکت خفه میشد که انسان وحشی در میان تمدن امروزی!
و حالا اعصار و ادواری وجود دارند که تمامی نسل آدمیزاد در میان دو عصر و دو شیوهی زندگی گرفتار میشود.
نتیجه اینکه این نسل تمام قدرت خود را برای فهم خویشتن از دست خواهد داد و چیزی به نام معیار، امنیت و رضایت وجود نخواهد داشت!
🙎♂ هرمان_هسه
@Managementhints
اگر بنا میشد آدمی از آدمهای عصر کلاسیک مجبور میشد در قرون وسطی زندگی کند آنچنان با فلاکت خفه میشد که انسان وحشی در میان تمدن امروزی!
و حالا اعصار و ادواری وجود دارند که تمامی نسل آدمیزاد در میان دو عصر و دو شیوهی زندگی گرفتار میشود.
نتیجه اینکه این نسل تمام قدرت خود را برای فهم خویشتن از دست خواهد داد و چیزی به نام معیار، امنیت و رضایت وجود نخواهد داشت!
🙎♂ هرمان_هسه
@Managementhints
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که
قصد انجام کار مضری را داشته باشید،
در غیر این صورت،
عشق برای انجام هر کاری کافیست…
“چارلی چاپلین”
@Managementhints
قصد انجام کار مضری را داشته باشید،
در غیر این صورت،
عشق برای انجام هر کاری کافیست…
“چارلی چاپلین”
@Managementhints
برای آنچه که اعتقاد دارید،
ایستادگی کنید،
حتی اگر هزینه اش تنها ایستادن باشد.
👤 آلبر کامو
@Managementhints
ایستادگی کنید،
حتی اگر هزینه اش تنها ایستادن باشد.
👤 آلبر کامو
@Managementhints
حتما شما دربارهی آن ماهیهای بسیار ریز رودخانههای برزیل چیزی شنیدهاید که هزاران هزار با هم به شناگرِ بیاحتیاط حمله میبرند و با لقمههای سریع و کوچک در چند لحظه او را تمیز میکنند و جز استخوانبندی پاک و بیلکی بر جای نمیگذارند؟ بسیار خوب، سازمان آنها همین است. «زندگی پاکیزهای میخواهید؟ مثل همه مردم؟» طبعاً میگویید بله. چطور میتوان گفت نه؟ «بسیار خوب. حالا شما را تمیز میکنند. بفرمایید، این یک شغل و این هم یک خانواده و این هم فراغتهای سازمان یافته». و دندانهای کوچک تا به استخوان فرو میروند. اما من بیانصافم: این سازمانِ آنها نیست، بلکه سازمانِ خودِ ماست. و ده یالله ببینم کی زودتر آن یکی را تمیز میکند؟
@Managementhints
🙍♂ آلبر کامو
📚 سقوط
@Managementhints
🙍♂ آلبر کامو
📚 سقوط
تجربه نشان داده افرادی که امثال عکس های فوق را روی پروفایلشان آپلود می نمایند.
نسبت به افراد عادی تنبل ترن و نهایتا هیچی نخواهند شد..
@Managementhints
نسبت به افراد عادی تنبل ترن و نهایتا هیچی نخواهند شد..
@Managementhints