حتما شما دربارهی آن ماهیهای بسیار ریز رودخانههای برزیل چیزی شنیدهاید که هزاران هزار با هم به شناگرِ بیاحتیاط حمله میبرند و با لقمههای سریع و کوچک در چند لحظه او را تمیز میکنند و جز استخوانبندی پاک و بیلکی بر جای نمیگذارند؟ بسیار خوب، سازمان آنها همین است. «زندگی پاکیزهای میخواهید؟ مثل همه مردم؟» طبعاً میگویید بله. چطور میتوان گفت نه؟ «بسیار خوب. حالا شما را تمیز میکنند. بفرمایید، این یک شغل و این هم یک خانواده و این هم فراغتهای سازمان یافته». و دندانهای کوچک تا به استخوان فرو میروند. اما من بیانصافم: این سازمانِ آنها نیست، بلکه سازمانِ خودِ ماست. و ده یالله ببینم کی زودتر آن یکی را تمیز میکند؟
@Managementhints
🙍♂ آلبر کامو
📚 سقوط
@Managementhints
🙍♂ آلبر کامو
📚 سقوط
تجربه نشان داده افرادی که امثال عکس های فوق را روی پروفایلشان آپلود می نمایند.
نسبت به افراد عادی تنبل ترن و نهایتا هیچی نخواهند شد..
@Managementhints
نسبت به افراد عادی تنبل ترن و نهایتا هیچی نخواهند شد..
@Managementhints
Forwarded from نکات و دروس مدیریت
#طنز
@Managementhints
ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮏ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﻣﻌﺮﻭﻑ، ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺵ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻡ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ...
ﺭﻭﺡ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﻭﯾﮏ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩ.
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ:
«ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ، ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺎﯾﻪ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺭﻭ
ﺩﻡ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ»
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ: «ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺷﻤﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﺑﺪﻩ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﺵ ﺭا ﺣﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ»
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ:
«ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪﺀ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺛﺒﺖ ﺷﺪﻩ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ ﺳﭙﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ»
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ « ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ . ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺗﺼﻤﯿﻤﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ. ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﻭﻡ»
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ «ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ . ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﻌﺬﻭﺭ » ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺘﻨﺪ. ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ، ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩﺀ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ. ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻤﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺳﺒﺰﯼ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﻠﻒ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ
ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻠﻞ. ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺳﻨﺎﺗﻮﺭها ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻔﺒﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻭ ﺩﻭﯾﺪﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺒﻠﯽ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﯿﺠﯽ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺷﺪﻧﺪ.
ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻫﻢ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪﺀ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﺎﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺠﻠﻠﯽ ﺍﺯ
ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﺑﺮﻩ ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ
ﺻﺮﻑ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ
ﻭﺷﺐ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ..
ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﮔﺬﺷﺖ. ﺭﺍﺱ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ
ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺖ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﮑﻮﺭﺕ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻢ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ
ﺑﺎ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﻮﺵ ﺧﻠﻖ ﻭ ﺧﻮﻧﮕﺮﻡ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎﯼ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺳﻨﺎﺗﻮﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮔﺬﺷﺖ، ﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻧﺒﻮﺩ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺗﺼﻤﯿﻤﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ « ﺧﻮﺏ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ. ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ
ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﻼﻣﯽ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﺍﺩ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻬﻨﻢ ﺷﺪﻧﺪ، ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺧﺸﮏ ﻭ
ﺑﯽ ﺁﺏ ﻭ ﻋﻠﻒ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ . ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻫﻢ ﻋﺒﻮﺱ ﻭ ﺧﺸﮏ، ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻨﺪﺭﺱ ﻭ ﮐﺜﯿﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ « ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩﺀ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﯾﺪﻡ؟ ﺁﻥ ﺳﺮﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎ ﮐﻮ؟ ﻣﺎ ﺷﺎﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ
ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ؟ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ؟ «…
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : «ﺁﻥ ﺭﻭﺯ، ﺭﻭﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺑﻮﺩ …
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﯼ »
@Managementhints
@Managementhints
ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮏ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﻣﻌﺮﻭﻑ، ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺵ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻡ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ...
ﺭﻭﺡ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﻭﯾﮏ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩ.
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ:
«ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯾﺪ. ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ، ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺎﯾﻪ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺭﻭ
ﺩﻡ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺩﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ»
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ: «ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺷﻤﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﺑﺪﻩ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﺵ ﺭا ﺣﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ»
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ:
«ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪﺀ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺛﺒﺖ ﺷﺪﻩ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ ﺳﭙﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ»
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ « ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ . ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺗﺼﻤﯿﻤﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ. ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﻭﻡ»
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﻔﺖ «ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ . ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﻌﺬﻭﺭ » ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺘﻨﺪ. ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﭘﺎﯾﯿﻦ … ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ، ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩﺀ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ. ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻤﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺳﺒﺰﯼ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﻠﻒ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ
ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺠﻠﻞ. ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺳﻨﺎﺗﻮﺭها ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻔﺒﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻭ ﺩﻭﯾﺪﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺒﻠﯽ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﯿﺠﯽ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺷﺪﻧﺪ.
ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻫﻢ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪﺀ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﺎﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺠﻠﻠﯽ ﺍﺯ
ﺍﺭﺩﮎ ﻭ ﺑﺮﻩ ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ
ﺻﺮﻑ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ
ﻭﺷﺐ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ..
ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﮔﺬﺷﺖ. ﺭﺍﺱ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ
ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻋﺖ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﮑﻮﺭﺕ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻢ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ
ﺑﺎ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﻮﺵ ﺧﻠﻖ ﻭ ﺧﻮﻧﮕﺮﻡ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎﯼ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺳﻨﺎﺗﻮﺭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮔﺬﺷﺖ، ﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻧﺒﻮﺩ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺗﺼﻤﯿﻤﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﮔﻔﺖ « ﺧﻮﺏ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ. ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ
ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﻼﻣﯽ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﺍﺩ.
ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻬﻨﻢ ﺷﺪﻧﺪ، ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺧﺸﮏ ﻭ
ﺑﯽ ﺁﺏ ﻭ ﻋﻠﻒ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ . ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻫﻢ ﻋﺒﻮﺱ ﻭ ﺧﺸﮏ، ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻨﺪﺭﺱ ﻭ ﮐﺜﯿﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ « ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩﺀ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﯾﺪﻡ؟ ﺁﻥ ﺳﺮﺳﺒﺰﯼ ﻫﺎ ﮐﻮ؟ ﻣﺎ ﺷﺎﻡ ﺑﺴﯿﺎﺭ
ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ؟ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﻠﻒ؟ «…
ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : «ﺁﻥ ﺭﻭﺯ، ﺭﻭﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺑﻮﺩ …
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﯼ »
@Managementhints
اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند.
اگر همه بازار ها رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد، تو اما بازار عشق را کساد مکن، و سکه جوانمردی را از رونق نینداز.
اگر قحطی آب و نان آمد، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید.
اگر محتکران، خورد و خوراک را و مال و منال را دریغ کردند، تو اما نور و شور و جان و دل را احتکار نکن.
ما ورشکستگان جور روزگاریم، اما نباید که برنشستگان کشتی اندوه نیز باشیم.
اگر حتی هوا جیره بندی شده است، تو اما امیدت را حبس نکن، لبخندت را نیز و آرزوهایت را.
دست تنگی را به دلتنگی بدل نکن، باشد که فراخی دل، گشادگی ِروز و روزی نیز بیاورد...
#روز_عشاق_مبارک
@Managementhints
اگر همه بازار ها رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد، تو اما بازار عشق را کساد مکن، و سکه جوانمردی را از رونق نینداز.
اگر قحطی آب و نان آمد، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید.
اگر محتکران، خورد و خوراک را و مال و منال را دریغ کردند، تو اما نور و شور و جان و دل را احتکار نکن.
ما ورشکستگان جور روزگاریم، اما نباید که برنشستگان کشتی اندوه نیز باشیم.
اگر حتی هوا جیره بندی شده است، تو اما امیدت را حبس نکن، لبخندت را نیز و آرزوهایت را.
دست تنگی را به دلتنگی بدل نکن، باشد که فراخی دل، گشادگی ِروز و روزی نیز بیاورد...
#روز_عشاق_مبارک
@Managementhints
🔳⭕️سندروم خر ژان بوریدان
@Managementhints
قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف میگذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمیتواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف میشود. ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینهها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.
برای همین تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید. این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند.
برای نمونه فرض کنید یک خانمِ در آستانه نامزدی هستید. همسرتان از شما میپرسد: «عزیزم ترجیح میدهی یک حلقه نامزدی الماس 50 میلیونی داشته باشی یا با همین پول برای کلبه ییلاقیمان اسبابواثاثیه بخریم؟» [البته پیش از هر چیزی باید به شما به خاطر چنین همسری تبریک گفت! ما را هم به کلبه ییلاقی تان دعوت کنید] هر دو گزینه جایگزین برای شما بسیار جذابند پس تصمیم میگیرید برای انتخاب از بین آنها از تکنیک خر ژان بوریدان استفاده کنید. نکته منفی در خرید حلقه نامزی چیست؟ ممکن است گم یا دزدیده شود. به اندازه وسایل خانه به کار نمیآید. مردم ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت با او ازدواج کردهاید یا او مجبور شده رضایت شما را با این جواهر بزرگ جلب کند. ممکن است به دوستانتان احساس بدی بدهد چون حلقه شان به زیبایی و ارزشمندی شما نیست. ممکن است نگران صدمه دیدنش باشید و در ضمن همه که نمی فهمند این سنگ واقعا این قدر ارزش دارد اصلا خیلی ها متوجه انگشتر شما نمی شوند و…
اما نکات منفی برای خرید اسبابواثاثیه چیست؟ وسایل منزل نهایتا فرسوده میشوند در حالی که حلقه قاعدتا باید یک عمر با شما بماند. ممکن است نگران لک شدن یا خراب شدن آنها شوید. لوازم خانه به اندازه حلقه «رمانتیک» نیستند و… نکات منفی حلقه به نکات منفی وسایل برتری دارد. پس از خیر حلقه می گذرید.
حالا این مساله را حل کنید! ريیس به شما سه انتخاب می دهد:
الف) به ازای هر ساعت کار مقداری به حقوق شما اضافه کند.
ب) ساعات کمتری در هفته کار کنید تا به این شکل پرداختی به ازای هر ساعت کار شما افزایش یابد و می توانید یک کار دیگر به صورت پاره وقت انجام دهید.
پ) هر سال مسافرتی طولانی داشته باشید که هزینههایش را شرکت پرداخت میکند و باقی سال را با همان حقوق قبل کار کنید.
از نظر ارزش اقتصادی گزینهها دقیقا همارزش هستند، شما کدام را انتخاب می کنيد؟ (رفرنس: سایت چطور دات کام)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
موقعیت هایی وجود دارند که ذهن قفل می کند و فلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید. مثلا می خواهید خانه بخرید. خانه قبلی تان را تخلیه کرده اید و حالا باید ظرف یک هفته از بین گزینه های موجود یک خانه جدید انتخاب کنید. نمی توانید بگذارید برای یک ماه بعد. پس اضطرار (فورس) زمانی وجود دارد. از طرفی گزینه های موجود هم گیج کننده هستند. وضعیت می شود باتلاق تصمیم گیری هر چه بیشتر فکر می کنید به نتیجه مشخصی نمی رسید. ذهن تان بین گزینه های مختلف مانند پاندول معلق است و هر لحظه به گزینه ای متمایل می شود و سپس به گزینه ای دیگر.
در چنین وضعیتی شما دچار فلج تحلیلی شده است. یعنی فلج ذهنی به خاطر تحلیل بیش از حد. این مساله راه حل های مختلفی دارد از جمله تکنیک خر ژان بوریدان. شما سعی می کنید با تمرکز بر نکات منفی و مواردی که از خطوط قرمز شما رد می شوند گزینه های نامطلوب را حذف کنید. دقت کنید در روش تصمیم گیری بر اساس اهداف، گزینه ای را انتخاب می کنیم که بیشترین امتیاز مثبت را بیاورد. در این تکنیک اما گزینه ها را حذف می کنیم. گزینه های که نامطلوبیت های غیرقابل تحمل دارند.
کسانی که ارزش های مشخصی در زندگی دارند و اهداف روشنی برای زندگی خود ترسیم کرده اند، کمتر در موقعیت خر ژان بوریدان گیر می کنند. پس پیش از هر چیزی با خود خلوت کنید ارزش ها (خطوط قرمز) و اهداف (خطوط سبز) خود را تعیین کنید.
مجتبی لشکربلوکی
@Managementhints
@Managementhints
قضیه خر ژان بوریدان مرتبط با حکایتی است که خری را بین دو کپه علف میگذارند که هر دو به یک اندازه خوب هستند و هر دو به یک اندازه فاصله دارد. خر نمیتواند بین یکی از دو گزینه با جذابیتِ یکسان یکی را انتخاب کند. به همین دلیل حیوان سرگردان، سرانجام از گرسنگی تلف میشود. ظاهراً این مساله در مورد انسان ها نیز مصداق دارد. زمانی که می خواهیم از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم گاهی اوقات گزینهها جذابیت یکسانی دارند و عملا یک تصمیم ساده تبدیل می شود به باتلاق. هر چه بیشتر فکر می کنیم بر تردیدهایمان اضافه می شود. هر چه بیشتر دست و پا می زنیم در باتلاق تردید (عدم توان تصمیم گیری) بیشتر فرو می رویم.
برای همین تکنیکی در تصمیم گیری پیشنهاد شده است که ما را در چنین موقعیت هایی نجات می دهد. این تکنیک تصمیم گیری برای انتخاب بین دو یا تعداد بیشتری گزینه که همگی از لحاظ جذابیت با هم مشابهند کاربرد دارد. برای اجرای تکنیک خر ژان بوریدان کافی است فهرستی از نکات منفی و اشکالات هر گزینه تهیه کنید. این کار به این دلیل است که زمانی که دو یا چند گزینه با جذابیت نسبی مشابه داریم، ذهن ما قفل می کند.
برای نمونه فرض کنید یک خانمِ در آستانه نامزدی هستید. همسرتان از شما میپرسد: «عزیزم ترجیح میدهی یک حلقه نامزدی الماس 50 میلیونی داشته باشی یا با همین پول برای کلبه ییلاقیمان اسبابواثاثیه بخریم؟» [البته پیش از هر چیزی باید به شما به خاطر چنین همسری تبریک گفت! ما را هم به کلبه ییلاقی تان دعوت کنید] هر دو گزینه جایگزین برای شما بسیار جذابند پس تصمیم میگیرید برای انتخاب از بین آنها از تکنیک خر ژان بوریدان استفاده کنید. نکته منفی در خرید حلقه نامزی چیست؟ ممکن است گم یا دزدیده شود. به اندازه وسایل خانه به کار نمیآید. مردم ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت با او ازدواج کردهاید یا او مجبور شده رضایت شما را با این جواهر بزرگ جلب کند. ممکن است به دوستانتان احساس بدی بدهد چون حلقه شان به زیبایی و ارزشمندی شما نیست. ممکن است نگران صدمه دیدنش باشید و در ضمن همه که نمی فهمند این سنگ واقعا این قدر ارزش دارد اصلا خیلی ها متوجه انگشتر شما نمی شوند و…
اما نکات منفی برای خرید اسبابواثاثیه چیست؟ وسایل منزل نهایتا فرسوده میشوند در حالی که حلقه قاعدتا باید یک عمر با شما بماند. ممکن است نگران لک شدن یا خراب شدن آنها شوید. لوازم خانه به اندازه حلقه «رمانتیک» نیستند و… نکات منفی حلقه به نکات منفی وسایل برتری دارد. پس از خیر حلقه می گذرید.
حالا این مساله را حل کنید! ريیس به شما سه انتخاب می دهد:
الف) به ازای هر ساعت کار مقداری به حقوق شما اضافه کند.
ب) ساعات کمتری در هفته کار کنید تا به این شکل پرداختی به ازای هر ساعت کار شما افزایش یابد و می توانید یک کار دیگر به صورت پاره وقت انجام دهید.
پ) هر سال مسافرتی طولانی داشته باشید که هزینههایش را شرکت پرداخت میکند و باقی سال را با همان حقوق قبل کار کنید.
از نظر ارزش اقتصادی گزینهها دقیقا همارزش هستند، شما کدام را انتخاب می کنيد؟ (رفرنس: سایت چطور دات کام)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
موقعیت هایی وجود دارند که ذهن قفل می کند و فلج می شود. نه می توانید تصمیم گیری کنید و نه می توانید تصمیم گیری را نیمه کاره رها کنید. از مرحله تحلیل نمی توانید به مرحله تصمیم برسید. مثلا می خواهید خانه بخرید. خانه قبلی تان را تخلیه کرده اید و حالا باید ظرف یک هفته از بین گزینه های موجود یک خانه جدید انتخاب کنید. نمی توانید بگذارید برای یک ماه بعد. پس اضطرار (فورس) زمانی وجود دارد. از طرفی گزینه های موجود هم گیج کننده هستند. وضعیت می شود باتلاق تصمیم گیری هر چه بیشتر فکر می کنید به نتیجه مشخصی نمی رسید. ذهن تان بین گزینه های مختلف مانند پاندول معلق است و هر لحظه به گزینه ای متمایل می شود و سپس به گزینه ای دیگر.
در چنین وضعیتی شما دچار فلج تحلیلی شده است. یعنی فلج ذهنی به خاطر تحلیل بیش از حد. این مساله راه حل های مختلفی دارد از جمله تکنیک خر ژان بوریدان. شما سعی می کنید با تمرکز بر نکات منفی و مواردی که از خطوط قرمز شما رد می شوند گزینه های نامطلوب را حذف کنید. دقت کنید در روش تصمیم گیری بر اساس اهداف، گزینه ای را انتخاب می کنیم که بیشترین امتیاز مثبت را بیاورد. در این تکنیک اما گزینه ها را حذف می کنیم. گزینه های که نامطلوبیت های غیرقابل تحمل دارند.
کسانی که ارزش های مشخصی در زندگی دارند و اهداف روشنی برای زندگی خود ترسیم کرده اند، کمتر در موقعیت خر ژان بوریدان گیر می کنند. پس پیش از هر چیزی با خود خلوت کنید ارزش ها (خطوط قرمز) و اهداف (خطوط سبز) خود را تعیین کنید.
مجتبی لشکربلوکی
@Managementhints
💥 پیش بینی آینده صنعت خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین
رهگذری به ملانصرالدین رسیده و از او پرسید که تا فلان مقصد چه میزان راه است؟ ملانصرالدین خطاب به شخص گفت ده قدم عقبتر برو و مجددا سوی من بیا. رهگذر پیشنهاد ملانصرالدین را عمل کرد. سپس ملانصرالدین او را از میزان زمان باقیمانده به مقصد مورد نظر آگاه ساخت!
هدف ملانصرالدین مشخص بود. او میخواست ببیند که سرعت عادی شخص پرسشگر چقدر است و با ادامه همین سرعت، تا مقصد خود چه میزان زمان نیاز دارد.
در واقع ملانصرالدین با بررسی روند حرکت قبلی پرسشگر (گذشته وی)، آینده قابل تحقق برای وی را پیش بینی نمود.
با این مقدمه برویم سراغ موضوع اصلی بحث این مقاله یعنی آینده صنعت خودروسازی.
«رئیس سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان اعلام کرد برای بهبود وضعیت تولید در دو خودروساز بزرگ کشور ۱۵ هزار میلیارد تومان به عنوان سرمایه در گردشگر به آنان پرداخت خواهد شد!!»
شاید سوال شما هم این باشد که با تخصیص 188 هزارتومن از جیب 81 میلیون ایرانی (سهم هرخانواده چهارنفره، حدود 750 هزارتومن) به این خودروسازان، چه آینده متفاوتی برای آنها می توان تصور نمود؟
پاسخ را می توان با روش ملانصرالدین یعنی ارجاع به عملکرد گذشته خودروسازان جهت پیش بینی تاثیر این بسته حمایتی روی آینده خودروسازان به خوبی توضیح داد.
با نگاهی به گذشته درمی یابیم که با حمایت های نفتی پیشین و تعرفه های سنگین گمرکی روی خودروهای وارداتی به دو دستاورد کم سابقه رسیده ایم:
1⃣ افت محسوس کیفیت خودروهای داخلی و ارتقای درجه از مونتاژکاری خودروهای اروپایی به مونتاژکاری خودروهای چینی!
2⃣ بلیعدن یک سوم درآمد هرخانواده ایرانی!
هر خانواده ایرانی در طی 30 سال عمر کاری مفید خود به حداقل سه خودرو نیاز دارد. اگر قیمت هرخودروی رده متوسط تولید ایران را بصورت متوسط 48 میلیون تومن درنظر بگیریم، در طول 30 سال باید 144 میلیون تومن از درآمد یک خانواده ایرانی به حساب خودروسازان واریز شود، یعنی معادل حدود ده سال دریافتی بابت حداقل حقوق اداره کار (یعنی یک میلیون و 200 هزارتومن)
یعنی در یک سوم عمر کاری، مشغول بردگی غیررسمی برای خودروسازان هستیم!
چنانچه حمایتهای تعرفه ای و گمرکی و حاتم بخشی های نفتی به سبک چند دهه گذشته ادامه پیدا کند، پیش بینی آینده خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین چندان دشوار نیست:
1⃣ تبدیل شدن خودروسازان وطنی به شرکت بازرگانی واردات خودروهای چینی
2⃣ بلعیدن دو سوم درآمد خانواده های ایرانی!
💡وقتی خودمان را در یک چاله یافتیم، اولین اقدام این است که دست از کندن بیشتر برداریم!
حسین مرادی
@Managemenrhints
رهگذری به ملانصرالدین رسیده و از او پرسید که تا فلان مقصد چه میزان راه است؟ ملانصرالدین خطاب به شخص گفت ده قدم عقبتر برو و مجددا سوی من بیا. رهگذر پیشنهاد ملانصرالدین را عمل کرد. سپس ملانصرالدین او را از میزان زمان باقیمانده به مقصد مورد نظر آگاه ساخت!
هدف ملانصرالدین مشخص بود. او میخواست ببیند که سرعت عادی شخص پرسشگر چقدر است و با ادامه همین سرعت، تا مقصد خود چه میزان زمان نیاز دارد.
در واقع ملانصرالدین با بررسی روند حرکت قبلی پرسشگر (گذشته وی)، آینده قابل تحقق برای وی را پیش بینی نمود.
با این مقدمه برویم سراغ موضوع اصلی بحث این مقاله یعنی آینده صنعت خودروسازی.
«رئیس سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان اعلام کرد برای بهبود وضعیت تولید در دو خودروساز بزرگ کشور ۱۵ هزار میلیارد تومان به عنوان سرمایه در گردشگر به آنان پرداخت خواهد شد!!»
شاید سوال شما هم این باشد که با تخصیص 188 هزارتومن از جیب 81 میلیون ایرانی (سهم هرخانواده چهارنفره، حدود 750 هزارتومن) به این خودروسازان، چه آینده متفاوتی برای آنها می توان تصور نمود؟
پاسخ را می توان با روش ملانصرالدین یعنی ارجاع به عملکرد گذشته خودروسازان جهت پیش بینی تاثیر این بسته حمایتی روی آینده خودروسازان به خوبی توضیح داد.
با نگاهی به گذشته درمی یابیم که با حمایت های نفتی پیشین و تعرفه های سنگین گمرکی روی خودروهای وارداتی به دو دستاورد کم سابقه رسیده ایم:
1⃣ افت محسوس کیفیت خودروهای داخلی و ارتقای درجه از مونتاژکاری خودروهای اروپایی به مونتاژکاری خودروهای چینی!
2⃣ بلیعدن یک سوم درآمد هرخانواده ایرانی!
هر خانواده ایرانی در طی 30 سال عمر کاری مفید خود به حداقل سه خودرو نیاز دارد. اگر قیمت هرخودروی رده متوسط تولید ایران را بصورت متوسط 48 میلیون تومن درنظر بگیریم، در طول 30 سال باید 144 میلیون تومن از درآمد یک خانواده ایرانی به حساب خودروسازان واریز شود، یعنی معادل حدود ده سال دریافتی بابت حداقل حقوق اداره کار (یعنی یک میلیون و 200 هزارتومن)
یعنی در یک سوم عمر کاری، مشغول بردگی غیررسمی برای خودروسازان هستیم!
چنانچه حمایتهای تعرفه ای و گمرکی و حاتم بخشی های نفتی به سبک چند دهه گذشته ادامه پیدا کند، پیش بینی آینده خودروسازی براساس روش گذشته گرای ملانصرالدین چندان دشوار نیست:
1⃣ تبدیل شدن خودروسازان وطنی به شرکت بازرگانی واردات خودروهای چینی
2⃣ بلعیدن دو سوم درآمد خانواده های ایرانی!
💡وقتی خودمان را در یک چاله یافتیم، اولین اقدام این است که دست از کندن بیشتر برداریم!
حسین مرادی
@Managemenrhints
#تلخند
از مجموعهسوالات آزمون استخدامی:
بدون پارتی: چند هویج در تصویر میبینید؟
با پارتی: در تصویر چند خرگوش میبینید؟
@Managementhints
از مجموعهسوالات آزمون استخدامی:
بدون پارتی: چند هویج در تصویر میبینید؟
با پارتی: در تصویر چند خرگوش میبینید؟
@Managementhints
ناامیدی جمعی مهمترین عامل انهدام ملتها است. ملتی ڪه دچار آن شود هرگز نخواهد توانست دوباره روی پای خود بایستد.
🙎♂ امیل سیوران
@Managementhints
🙎♂ امیل سیوران
@Managementhints
درسهائی از وارن بافت
@Managementhints
۱. هیچگاه بر روی یک منبع درآمد تکیه نکنید. حتما یک منبع دوم هم پیدا کنید.
بافت این مورد را در مورد «کسب درآمد» گفته. او معتقد است که برای داشتن شرایط مالی بهتر و پایدارتر، باید حداقل دو منبع درآمد داشت.
۲. اگر لوازمی که نیاز ندارید بخرید، به زودی مجبور خواهید شد لوازمی که نیاز دارید را بفروشید.
این موضوع در مورد «مدیریت هزینهها» گفته شده. طبق باور بافت، خرید لوازمی که صرفا از روی علاقه بوده و نیازی را برطرف نمیکنند، اشتباه بزرگی به حساب میآید.
۳. درست نیست که هر چه از درآمدتان باقی میماند را پسانداز کنید. بلکه باید هر چقدر که از پسانداز کردن باقی ماند را خرج کنید.
سومین نکتهی بافت، به «پسانداز» مربوط است. پسانداز کردن بر خرج کردن اولویت دارد و ابتدا باید مبلغی را پسانداز و سپس مابقی را خرج کرد.
۴. هیچگاه عمق یک رودخانه را با هر دو پا اندازه نگیرید.
مورد چهارم که در مورد «ریسکپذیری» بوده، مصداق عبارت «بیگدار به آب زدن» است. بافت معتقد است که نباید تمام و کمال هر ریسکی را پذیرفت و حتما راهی برای جبران خطا باقی گذارید.
۵. تمام تخممرغهایتان را در یک سبد قرار ندهید.
این نکته که در مورد «سرمایهگذاری» بیان شده، به موضوع انتخاب چند حوزه برای سرمایهگذاری اشاره دارد. بافت پیشنهاد میکند که تمام دارایی خود را تنها در یک حوزه سرمایهگذاری نکنید.
۶. صداقت، موهبت باارزشی است. انتظارش را از انسانهای بیارزش نداشته باشید.
نکتهی ششم و معروفترین سخن وارن بافت، در مورد «سطح انتظار» بیان شده. بافت معتقد است صداقت و راستگویی، موهبتهای باارزش و کمیابی هستند و نباید انتظار داشته باشید که همه با شما روراست و صادق باشند.
@Managementhints
@Managementhints
۱. هیچگاه بر روی یک منبع درآمد تکیه نکنید. حتما یک منبع دوم هم پیدا کنید.
بافت این مورد را در مورد «کسب درآمد» گفته. او معتقد است که برای داشتن شرایط مالی بهتر و پایدارتر، باید حداقل دو منبع درآمد داشت.
۲. اگر لوازمی که نیاز ندارید بخرید، به زودی مجبور خواهید شد لوازمی که نیاز دارید را بفروشید.
این موضوع در مورد «مدیریت هزینهها» گفته شده. طبق باور بافت، خرید لوازمی که صرفا از روی علاقه بوده و نیازی را برطرف نمیکنند، اشتباه بزرگی به حساب میآید.
۳. درست نیست که هر چه از درآمدتان باقی میماند را پسانداز کنید. بلکه باید هر چقدر که از پسانداز کردن باقی ماند را خرج کنید.
سومین نکتهی بافت، به «پسانداز» مربوط است. پسانداز کردن بر خرج کردن اولویت دارد و ابتدا باید مبلغی را پسانداز و سپس مابقی را خرج کرد.
۴. هیچگاه عمق یک رودخانه را با هر دو پا اندازه نگیرید.
مورد چهارم که در مورد «ریسکپذیری» بوده، مصداق عبارت «بیگدار به آب زدن» است. بافت معتقد است که نباید تمام و کمال هر ریسکی را پذیرفت و حتما راهی برای جبران خطا باقی گذارید.
۵. تمام تخممرغهایتان را در یک سبد قرار ندهید.
این نکته که در مورد «سرمایهگذاری» بیان شده، به موضوع انتخاب چند حوزه برای سرمایهگذاری اشاره دارد. بافت پیشنهاد میکند که تمام دارایی خود را تنها در یک حوزه سرمایهگذاری نکنید.
۶. صداقت، موهبت باارزشی است. انتظارش را از انسانهای بیارزش نداشته باشید.
نکتهی ششم و معروفترین سخن وارن بافت، در مورد «سطح انتظار» بیان شده. بافت معتقد است صداقت و راستگویی، موهبتهای باارزش و کمیابی هستند و نباید انتظار داشته باشید که همه با شما روراست و صادق باشند.
@Managementhints
اگر چه مردم وانمود میکنند که به حق احترام میگذارند، اما در برابر هیچ چیز غیر از زور ، سر فرود نمیآورند!
👤آلبر_کامو
@Managementhints
👤آلبر_کامو
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یک عضو هیأت رییسهی مجلس میگوید در سال ۱۳۹۸ رشد اقتصادی منفی، تورم ۵۰ درصدی، خط فقر ماهانه ۴٫۵ میلیون تومانی، بحران ارزی، بحران بانکی و بحران مالی خواهیم داشت
@Managementhints
@Managementhints
باید زندگی مان
را آن گونه بگذرانیم که
وقتی مرگ برای بردن
ما بیاید بر خود بلرزد.
#چارلز_بوکوفسکی
@Managementhints
را آن گونه بگذرانیم که
وقتی مرگ برای بردن
ما بیاید بر خود بلرزد.
#چارلز_بوکوفسکی
@Managementhints
⬅️ انصاف بده؛ کدام خطاکارتریم؟
⛔️ لذت سرزنش مردم
✍️ احسان محمدی
@Managementhints
خبرگزاریها نوشتهاند که «پیش فروش دو مدل خودروی #پراید در عرض 45 دقیقه به پایان رسید»!
🔴 میشود با دو نگاه در خصوص این ماجرا نوشت. اینکه مشکلات اقتصادی جنگ روانی دشمن و بزرگنمایی است و مردم پول دارند و از کالای ایرانی خوششان میآید و قیمتها #واقعی شده است و هیچکس اجباری نکرده که به زور بخرند.
تقاضا هست و عرضه میشود. مردم خودشان میخواهند. اگر نخواهند نمیخرند و نخرند هم یا تولید نمیشود یا اینقدر گران فروخته نمیشود و شرکتها مجبور میشوند قیمت ها را کم کنند.
🔴 پس اگر تقصیری هست تقصیر همین #مردم است که خودشان به خودشان رحم نمیکنند. به عبارت دیگر یعنی همین مردمی که صبح تا شب در مورد کیفیت بد پراید برای هم حرف میزنند و شکوه میکنند که این قیمتها واقعی نیست و دلالی شرکتهای خودروساز است در 45 دقیقه یورش بردهاند و همه خودروهای گران و بیکیفیت را خریدهاند و حتی پیه عدم تحویل در تاریخ معین و تجمع جلوی شرکت را هم به تن مالیدهاند!
🔵 یا میشود گفت کار مردم نیست. مردم پول ندارند ولی عقل دارند. برای همین این کار را نمیکنند. بازارگرمی #دلالهای نزدیک به شرکتهای خودروساز است که اینطور پلکانی دارند قیمتها را بالا میبرند و خون مردم را در شیشه کردهاند.
نه نظارتی روی کیفیت کارشان هست و نه کنترلی روی قیمتگذاری و تحویل. در غیاب قدرت بالادستی و عدم وجود رقیب، میبُرند و میدوزند و ...
✅ در کنار تحلیلهای متضاد، ذکر یک نکته ضروری است؛ اگر مردم برای پیشفروش هر کالایی از خودرو گرفته تا پوشک و ربگوجه و گوشت یورش میبرند، ریشه آن در « #بیاعتمادی به فرداست». اینکه به تجربه دریافتهاند اگر امروز نخرند، فردا مجبورند #گرانتر بخرند و ایمان دارند که هیچ چیز ارزان نمیشود.
✅ ریشه این ماجرا هم در #ناکارآمدی مدیران و مسئولان است. مردم احساس میکنند کنترل اقتصاد کشور از دست مدیران در رفته است. در دو سال گذشته قیمتها آنچنان رشد صعودی داشتهاند که باورکردنی نیست. با شعار و وعده هم نمیشود این ایمان و اعتماد و اطمینان را برگرداند.
✅ مردم فشارهای بینالمللی و #جنگ_اقتصادی را میفهمند اما انتظار دارند در چنین شرایطی کشور هوشمندانه مدیریت شود، در روز خوشی که مدیریت نباید این همه دشوار باشد! دریا وقتی توفانی شد، کیفیت #ناخدا مشخص میشود.
✅ اینکه فرهنگ دلالی درون همه ما ریشه دوانده است و از #ملت دور شدهایم و هرکس به فکر این است که در این توفان کلاه خودش را بچسبد البته که گزارههای خطایی نیستند. سرزنش کردن مردم آسان و بیخطر است. اما در این ماجرا مردم خطاکارترند یا سیستم؟
⛔️ پراید اگر صدمیلیون تومان بشود باز هم خریدارانی دارد اما سوال اینجاست که چرا باید کالایی که تولید و نظارت و مدیریت آن بر عهده حاکمیت است و به یک #شاخص در ارزیابی کشورداری مسئولان تبدیل شده اینطور جهش قیمت پیدا کند؟
انصاف بدهید در این آشفته بازار مردم خطاکارترند یا مسئولان؟
#عصرایران
@Managementhints
⛔️ لذت سرزنش مردم
✍️ احسان محمدی
@Managementhints
خبرگزاریها نوشتهاند که «پیش فروش دو مدل خودروی #پراید در عرض 45 دقیقه به پایان رسید»!
🔴 میشود با دو نگاه در خصوص این ماجرا نوشت. اینکه مشکلات اقتصادی جنگ روانی دشمن و بزرگنمایی است و مردم پول دارند و از کالای ایرانی خوششان میآید و قیمتها #واقعی شده است و هیچکس اجباری نکرده که به زور بخرند.
تقاضا هست و عرضه میشود. مردم خودشان میخواهند. اگر نخواهند نمیخرند و نخرند هم یا تولید نمیشود یا اینقدر گران فروخته نمیشود و شرکتها مجبور میشوند قیمت ها را کم کنند.
🔴 پس اگر تقصیری هست تقصیر همین #مردم است که خودشان به خودشان رحم نمیکنند. به عبارت دیگر یعنی همین مردمی که صبح تا شب در مورد کیفیت بد پراید برای هم حرف میزنند و شکوه میکنند که این قیمتها واقعی نیست و دلالی شرکتهای خودروساز است در 45 دقیقه یورش بردهاند و همه خودروهای گران و بیکیفیت را خریدهاند و حتی پیه عدم تحویل در تاریخ معین و تجمع جلوی شرکت را هم به تن مالیدهاند!
🔵 یا میشود گفت کار مردم نیست. مردم پول ندارند ولی عقل دارند. برای همین این کار را نمیکنند. بازارگرمی #دلالهای نزدیک به شرکتهای خودروساز است که اینطور پلکانی دارند قیمتها را بالا میبرند و خون مردم را در شیشه کردهاند.
نه نظارتی روی کیفیت کارشان هست و نه کنترلی روی قیمتگذاری و تحویل. در غیاب قدرت بالادستی و عدم وجود رقیب، میبُرند و میدوزند و ...
✅ در کنار تحلیلهای متضاد، ذکر یک نکته ضروری است؛ اگر مردم برای پیشفروش هر کالایی از خودرو گرفته تا پوشک و ربگوجه و گوشت یورش میبرند، ریشه آن در « #بیاعتمادی به فرداست». اینکه به تجربه دریافتهاند اگر امروز نخرند، فردا مجبورند #گرانتر بخرند و ایمان دارند که هیچ چیز ارزان نمیشود.
✅ ریشه این ماجرا هم در #ناکارآمدی مدیران و مسئولان است. مردم احساس میکنند کنترل اقتصاد کشور از دست مدیران در رفته است. در دو سال گذشته قیمتها آنچنان رشد صعودی داشتهاند که باورکردنی نیست. با شعار و وعده هم نمیشود این ایمان و اعتماد و اطمینان را برگرداند.
✅ مردم فشارهای بینالمللی و #جنگ_اقتصادی را میفهمند اما انتظار دارند در چنین شرایطی کشور هوشمندانه مدیریت شود، در روز خوشی که مدیریت نباید این همه دشوار باشد! دریا وقتی توفانی شد، کیفیت #ناخدا مشخص میشود.
✅ اینکه فرهنگ دلالی درون همه ما ریشه دوانده است و از #ملت دور شدهایم و هرکس به فکر این است که در این توفان کلاه خودش را بچسبد البته که گزارههای خطایی نیستند. سرزنش کردن مردم آسان و بیخطر است. اما در این ماجرا مردم خطاکارترند یا سیستم؟
⛔️ پراید اگر صدمیلیون تومان بشود باز هم خریدارانی دارد اما سوال اینجاست که چرا باید کالایی که تولید و نظارت و مدیریت آن بر عهده حاکمیت است و به یک #شاخص در ارزیابی کشورداری مسئولان تبدیل شده اینطور جهش قیمت پیدا کند؟
انصاف بدهید در این آشفته بازار مردم خطاکارترند یا مسئولان؟
#عصرایران
@Managementhints
✅ حکایتِ روزگارِ دلار و کلید!
✍️ ابراهیم برزی
@Managementhints
☝️شاه به وزیر دستور داد که تمام شترهای کشور را به قیمت ده سکه طلا بخرند.
❗️وزیر تعجب کرد و گفت: اعلیحضرت حتماً بهتر می دانند که اوضاع خزانه اصلاً خوب نیست و ما هم به شتر نیاز نداریم.
👌 شاه گفت فقط به حرفم گوش کن و مو به مو اجرا کن.
🐪وزیر تمام شترها را به این قیمت خرید.
🔺شاه گفت حالا اعلام کن که هر شتر را بیست سکه می خریم.
🐫 وزیر چنین کرد و عده دیگری شترهای خودشان را به حکومت فروختند.
💰دفعه بعد سی سکه اعلام کردند و عدهای دیگر وسوسه شدند که وارد این عرصه پر سود بشوند و شترهای خود را فروختند.
⏫ به همین ترتیب قیمتها را تا هشتاد سکه بالا بردند و مردم تمام شترهای کشور را به حکومت فروختند.
💳 شاه به وزیر گفت حالا اعلام کن که شترها را به صد سکه میخریم و از آن طرف به عوامل ما بگو که شترها را نود سکه به مردم بفروشند.
⚠️ مردم هم به طمع سود ده سکه ای بار دیگر حماسه آفریدند و هجوم بردند تا شترهایی که خودشان با قیمت های پایین به حکومت فروخته بودند را دوباره بخرند.
✋ وقتی همه شترها فروخته شد، حکومت اعلام کرد به علت دزدیهای انجام شده در خرید و فروش شتر، دیگر به ماموران خود اعتماد ندارد و هیچ شتری نمیخرد.
💡به همین سادگی خزانه حکومت از سکه های مردم پر شد و پول کافی برای تامین نیازهای ارتش و داروغه و دیوان و حکومت تامین شد.
🗝 وزیر اعظم هم از این تدبیر شاه به وجد آمد و اینبار کلید خزانه ای را در دست داشت که پر بود از درآمد قانونی و شرعی.
🤔 این وسط فقط کمی نارضایتی مردم بود که مهم نبود چون اکثراً اصلاً متوجه نمیشدند از کجا ضرر کردهاند.
🌀 این داستان قدیمی است ولی هر روز برای ما آن هم در قرن بیست و یکم تکرار می شود.
👥 مردمی که در صف سکه، دلار، خودرو، لوازم خانگی، سودهای بانکی بالا، سهام انواع بورس و غیره هستند متوجه نیستند که در نهایت چه کسی برنده است.
💬 آنها فکر می کنند که زرنگ و برنده هستند ولی همیشه درگیر همین تلاطم هستند و هیچگاه به ریشه مشکلات و قطع آن فکر نمی کنند.
👈 دولت قاعدهمند از راه مالیات عادلانه کسب درآمد میکند و اقتصاد سالم باید ثبات نسبی و پایدار داشته باشد تا مردم ضمن رقابت آزاد و قانونمند، با کار و تولید مشخص و ارزشمند درآمد داشته باشند نه با دلالی بین خودشان و دولت./صرافخانه
@Managementhints
✍️ ابراهیم برزی
@Managementhints
☝️شاه به وزیر دستور داد که تمام شترهای کشور را به قیمت ده سکه طلا بخرند.
❗️وزیر تعجب کرد و گفت: اعلیحضرت حتماً بهتر می دانند که اوضاع خزانه اصلاً خوب نیست و ما هم به شتر نیاز نداریم.
👌 شاه گفت فقط به حرفم گوش کن و مو به مو اجرا کن.
🐪وزیر تمام شترها را به این قیمت خرید.
🔺شاه گفت حالا اعلام کن که هر شتر را بیست سکه می خریم.
🐫 وزیر چنین کرد و عده دیگری شترهای خودشان را به حکومت فروختند.
💰دفعه بعد سی سکه اعلام کردند و عدهای دیگر وسوسه شدند که وارد این عرصه پر سود بشوند و شترهای خود را فروختند.
⏫ به همین ترتیب قیمتها را تا هشتاد سکه بالا بردند و مردم تمام شترهای کشور را به حکومت فروختند.
💳 شاه به وزیر گفت حالا اعلام کن که شترها را به صد سکه میخریم و از آن طرف به عوامل ما بگو که شترها را نود سکه به مردم بفروشند.
⚠️ مردم هم به طمع سود ده سکه ای بار دیگر حماسه آفریدند و هجوم بردند تا شترهایی که خودشان با قیمت های پایین به حکومت فروخته بودند را دوباره بخرند.
✋ وقتی همه شترها فروخته شد، حکومت اعلام کرد به علت دزدیهای انجام شده در خرید و فروش شتر، دیگر به ماموران خود اعتماد ندارد و هیچ شتری نمیخرد.
💡به همین سادگی خزانه حکومت از سکه های مردم پر شد و پول کافی برای تامین نیازهای ارتش و داروغه و دیوان و حکومت تامین شد.
🗝 وزیر اعظم هم از این تدبیر شاه به وجد آمد و اینبار کلید خزانه ای را در دست داشت که پر بود از درآمد قانونی و شرعی.
🤔 این وسط فقط کمی نارضایتی مردم بود که مهم نبود چون اکثراً اصلاً متوجه نمیشدند از کجا ضرر کردهاند.
🌀 این داستان قدیمی است ولی هر روز برای ما آن هم در قرن بیست و یکم تکرار می شود.
👥 مردمی که در صف سکه، دلار، خودرو، لوازم خانگی، سودهای بانکی بالا، سهام انواع بورس و غیره هستند متوجه نیستند که در نهایت چه کسی برنده است.
💬 آنها فکر می کنند که زرنگ و برنده هستند ولی همیشه درگیر همین تلاطم هستند و هیچگاه به ریشه مشکلات و قطع آن فکر نمی کنند.
👈 دولت قاعدهمند از راه مالیات عادلانه کسب درآمد میکند و اقتصاد سالم باید ثبات نسبی و پایدار داشته باشد تا مردم ضمن رقابت آزاد و قانونمند، با کار و تولید مشخص و ارزشمند درآمد داشته باشند نه با دلالی بین خودشان و دولت./صرافخانه
@Managementhints
#اخبار
@Managementhints
1_«کمیته حزب دموکرات» خواستار بازگشت آمریکا به برجام شد
🔹نهادی که وظیفه تنظیم سیاستهای حزب دموکرات در آمریکا را بر عهده دارد با تصویب قطعنامهای خواستار بازگشت این کشور به توافق هستهای برجام شده است.
🔸 سیاستمداران حزب دموکرات با آنکه از لحاظ ضرورت محدودسازی برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران کاملاً با حزب رقیب همنظرند، با آنها درباره نحوه تحقق این اهداف اختلاف تاکتیکی دارند./فارس
2_فلاحت پیشه، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
🔹سازوکار مالی INSTEX دارای فرصت های مناسب اقتصادی برای ایران و اروپا است
🔹گره زدن FATF و INSTEX به هم ممکن نیست و اروپا نباید با اتلاف وقت بر روی این موضوع فرصت سوزی کند/ خانه ملت
3_شرکتها و بانکهای ما کم بود ، دانشگاهها هم اضافه شد
دانشگاه شهید بهشتی و صنعتی شریف هم به جمع تحریم شده ها پیوستند
4_ساختمانی ها توجه کنند !
شورای شهر تهران اخیرا مصوبهای با عنوان «عوارض مجوز افزایش مهلت اتمام عملیات ساختمانی» داشته که براساس آن، پروژههای ساختمانی معلق و نیمهکاره پس از یک سال تمدید رایگان مهلت اتمام، مشمول پرداخت عوارض به شهرداری تهران با نرخی ۳۴برابر فرمول فعلی خواهند شد!
5_نشریه فارنپالیسی درآخرین شماره خود می گوید همه شواهد تایید می کند فشارهای تحریمی آمریکا علیه ایران از بهار سال آینده دو برابر خواهد شد.
این گزارش پیش بینی نموده تورم در ایران طی سال آینده همچنان می تازد،ارزش پول ملی کمتر ، صادرات نفت کمتر ، درآمدهای دولت کمتر و بیکاری بیشتر خواهد شد
اما این ریسمانی که دولت ترامپ برای آویختن به گردن ایران آماده کرده قدرت آن را نخواهد داشت تا اقتصاد ایران را به مرز خفگی برساند
6_سايت خبرى كنگره ملى ايرانيان آمريكا NIAC، مطلبى منتشر نموده که تایید می کند ديروز كنگره ملى حزب دموكرات آمريكا بازگشت ایالات متحده آمریکا به برجام را به تصویب رسانده است.
اين خبر در صورت تاييد، از آنرو مهم است كه در صورت قدرت گرفتن حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهورى ٢٠٢٠ اين امر از اولويتهاى دولت جديد خواهد بود./دکتر محمد طبیبیان
7_آنها که برای کشور استراتژی می نویسند به پیش بینی های «مککنزی» توجه کنند !
موسسه مک کنزی میگوید تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ به نصف سطح امروزی و برای بخش حمل و نقل جاده ای به یک سوم سطح تقاضای فعلی خواهد رسید.
این موسسه پیش بینی کرده اوج تقاضای نفت در اوایل دهه ۲۰۳۰ تجربه خواهد شد و سپس با کند شدن رشد تقاضای پلاستیک به واسطه توسعه روشهای بازیافت پلاستیک و جهش فروش خودروهای برقی به بیش از ۱۰۰ میلیون دستگاه تقاضای نفت سقوط خواهد کرد
8_۵ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان درآمد حاصل از واردات خودرو برای دولت که در بودجه سال آینده پیش بینی شده است را با این اوضاع و احوال ارزی ،چراغ سبز به واردات خودرو تلقی نکنیم
آنرا پیش بینی روزهای خوب این مملکت حساب کنیم
روزهایی که دوباره واردات خودرو آزاد شده است ...
و سپس درگیر قانون دیگری هستیم که اساسا واردات کالای بادوام با مشابه تولید داخل تا سال 1400 را ممنوع کرده است !
8_#فوری
قیمت پراید ۱۱۱ به بالای ۵۰میلیون رسید!
9_ورود اسکناس ارز به کشور آزاد است/ هیچ دستگاهی حق ممانعت ندارد
گمرک ایران اعلام کرد:
ورود اسکناس ارز به کشور به هر میزان برای اشخاص حقیقی و حقوقی بلامانع است و هیچ یک از دستگاههای امنیتی، انتظامی و گمرک حق ممانعت از آن را ندارند.
10_🔻 محمدعلی موسوی جزایری که سفرش به انگلیس خبرساز شده بود، از امامت جمعه اهواز استعفا کرد.
🔸آیت الله سید محمدعلی موسوی جزایری، روز گذشته با حضور در دفتر خامنه ای، گزارشی از وضعیت جسمانی خود ارائه کرد و از سمت «امامت جمعه اهواز» استعفا داد.
11_سرمایه گذاری ۲۰ میلیارد دلاری عربستان در پاکستان
محمدبن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، روز یکشنبه تور آسیایی خود را با سفر به پاکستان آغاز کرد و در نخستین روز قراردادهایی به ارزش بیست میلیارد دلار بین دو کشور برای سرمایهگذاری ریاض در پاکستان امضاء شد.
12_سکه امامی به ۴میلیون و ۵۴۴هزار تومان رسید
هر قطعه سکه تمام طرح امامی چهار میلیون و ۵۴۴هزار تومان
هر گرم طلای ۱۸عیار ۴۲۱هزار و ۵۳۰تومان/ اقتصادآنلاین
@Managementhints
@Managementhints
1_«کمیته حزب دموکرات» خواستار بازگشت آمریکا به برجام شد
🔹نهادی که وظیفه تنظیم سیاستهای حزب دموکرات در آمریکا را بر عهده دارد با تصویب قطعنامهای خواستار بازگشت این کشور به توافق هستهای برجام شده است.
🔸 سیاستمداران حزب دموکرات با آنکه از لحاظ ضرورت محدودسازی برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران کاملاً با حزب رقیب همنظرند، با آنها درباره نحوه تحقق این اهداف اختلاف تاکتیکی دارند./فارس
2_فلاحت پیشه، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
🔹سازوکار مالی INSTEX دارای فرصت های مناسب اقتصادی برای ایران و اروپا است
🔹گره زدن FATF و INSTEX به هم ممکن نیست و اروپا نباید با اتلاف وقت بر روی این موضوع فرصت سوزی کند/ خانه ملت
3_شرکتها و بانکهای ما کم بود ، دانشگاهها هم اضافه شد
دانشگاه شهید بهشتی و صنعتی شریف هم به جمع تحریم شده ها پیوستند
4_ساختمانی ها توجه کنند !
شورای شهر تهران اخیرا مصوبهای با عنوان «عوارض مجوز افزایش مهلت اتمام عملیات ساختمانی» داشته که براساس آن، پروژههای ساختمانی معلق و نیمهکاره پس از یک سال تمدید رایگان مهلت اتمام، مشمول پرداخت عوارض به شهرداری تهران با نرخی ۳۴برابر فرمول فعلی خواهند شد!
5_نشریه فارنپالیسی درآخرین شماره خود می گوید همه شواهد تایید می کند فشارهای تحریمی آمریکا علیه ایران از بهار سال آینده دو برابر خواهد شد.
این گزارش پیش بینی نموده تورم در ایران طی سال آینده همچنان می تازد،ارزش پول ملی کمتر ، صادرات نفت کمتر ، درآمدهای دولت کمتر و بیکاری بیشتر خواهد شد
اما این ریسمانی که دولت ترامپ برای آویختن به گردن ایران آماده کرده قدرت آن را نخواهد داشت تا اقتصاد ایران را به مرز خفگی برساند
6_سايت خبرى كنگره ملى ايرانيان آمريكا NIAC، مطلبى منتشر نموده که تایید می کند ديروز كنگره ملى حزب دموكرات آمريكا بازگشت ایالات متحده آمریکا به برجام را به تصویب رسانده است.
اين خبر در صورت تاييد، از آنرو مهم است كه در صورت قدرت گرفتن حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهورى ٢٠٢٠ اين امر از اولويتهاى دولت جديد خواهد بود./دکتر محمد طبیبیان
7_آنها که برای کشور استراتژی می نویسند به پیش بینی های «مککنزی» توجه کنند !
موسسه مک کنزی میگوید تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ به نصف سطح امروزی و برای بخش حمل و نقل جاده ای به یک سوم سطح تقاضای فعلی خواهد رسید.
این موسسه پیش بینی کرده اوج تقاضای نفت در اوایل دهه ۲۰۳۰ تجربه خواهد شد و سپس با کند شدن رشد تقاضای پلاستیک به واسطه توسعه روشهای بازیافت پلاستیک و جهش فروش خودروهای برقی به بیش از ۱۰۰ میلیون دستگاه تقاضای نفت سقوط خواهد کرد
8_۵ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان درآمد حاصل از واردات خودرو برای دولت که در بودجه سال آینده پیش بینی شده است را با این اوضاع و احوال ارزی ،چراغ سبز به واردات خودرو تلقی نکنیم
آنرا پیش بینی روزهای خوب این مملکت حساب کنیم
روزهایی که دوباره واردات خودرو آزاد شده است ...
و سپس درگیر قانون دیگری هستیم که اساسا واردات کالای بادوام با مشابه تولید داخل تا سال 1400 را ممنوع کرده است !
8_#فوری
قیمت پراید ۱۱۱ به بالای ۵۰میلیون رسید!
9_ورود اسکناس ارز به کشور آزاد است/ هیچ دستگاهی حق ممانعت ندارد
گمرک ایران اعلام کرد:
ورود اسکناس ارز به کشور به هر میزان برای اشخاص حقیقی و حقوقی بلامانع است و هیچ یک از دستگاههای امنیتی، انتظامی و گمرک حق ممانعت از آن را ندارند.
10_🔻 محمدعلی موسوی جزایری که سفرش به انگلیس خبرساز شده بود، از امامت جمعه اهواز استعفا کرد.
🔸آیت الله سید محمدعلی موسوی جزایری، روز گذشته با حضور در دفتر خامنه ای، گزارشی از وضعیت جسمانی خود ارائه کرد و از سمت «امامت جمعه اهواز» استعفا داد.
11_سرمایه گذاری ۲۰ میلیارد دلاری عربستان در پاکستان
محمدبن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، روز یکشنبه تور آسیایی خود را با سفر به پاکستان آغاز کرد و در نخستین روز قراردادهایی به ارزش بیست میلیارد دلار بین دو کشور برای سرمایهگذاری ریاض در پاکستان امضاء شد.
12_سکه امامی به ۴میلیون و ۵۴۴هزار تومان رسید
هر قطعه سکه تمام طرح امامی چهار میلیون و ۵۴۴هزار تومان
هر گرم طلای ۱۸عیار ۴۲۱هزار و ۵۳۰تومان/ اقتصادآنلاین
@Managementhints
Forwarded from نکات و دروس مدیریت
میدانید در گاو بازي چه کسی برنده است؟
آنکه بهترین جاخالی را داده!
نه او که با گاو درگیر شده
در زندگی هم وقتی گاوی به سمت شما می آید کنار بکشید
درگیری با گاوهای زندگی بی فایده است
@Managementhints
آنکه بهترین جاخالی را داده!
نه او که با گاو درگیر شده
در زندگی هم وقتی گاوی به سمت شما می آید کنار بکشید
درگیری با گاوهای زندگی بی فایده است
@Managementhints
🔺روحانی: نباید بخاطر یک ۱۹/۵ تمام نمرات ۲۰ را فراموش کرد!
🔹پورتال نمراتِ 20 #روحانی !/بیقانون
@Managementhints
🔹پورتال نمراتِ 20 #روحانی !/بیقانون
@Managementhints
این خلاقیت است
🖊شاهین کلانتری
@Managementhints
غالباً بیشتر اوقات ما بر سر درگیرهای ذهنی و عینیِ پوچ و بیهوده هدر میرود: «غذا چرا سرد بود»، «فلانی چرا اخم کرد»، «راننده چرا کرایۀ بیشتری گرفت»، «صاحبخانه چقدر پولکی است»، «دولت چرا بیتفاوت است» و غیره.
در این میان آنچه از دست میرود زندگی است.
وجود دوز خاصی از روزمرگی در زندگی آدمی ناگزیر و حتی ضروری است، اما تزریق بیشازحد آن به شیشۀ کوچک عمرمان، مرگبار است.
واژۀ خلاقیت در مفهومپردازی عام، آثار هنری و اختراعات علمی و این قبیل فعالیتهای بشری را تداعی میکند. همین تداعیهای اندک ما از مفهوم خلاقیت نیز در اثر عدم وجود خلاقیت کافی در ذهن و ضمیر ماست.
نویسنده، کارآفرین و فردی که برای خلاقیت دنبال روش و کلاس و تکنیک میگردد، غالباً اصلی مهم را فراموش میکند، خلق اثر خلاقانه، نتیجۀ طبیعی یک زیست خلاقانه است:
خلاقیت در زیست فردی از زمانی آغاز میشود که به روشهای تازهای برای زیستن میاندیشیم.
***
اگر اسیر روال یکنواخت و خستهکنندۀ زندگی روزمره هستی و تمام رفتارهای اجتماعی تو همسان با بقیه است، چگونه میتوانی به خلق و خلاقیت برسی؟
بعید نیست در دنیای ذهنیات خودت را فرد متمایز، عجیبوغریب و خلاقی بدانی، اما اگر بناست در عمل، به همان رفتارهای غالبی ادامه بدهی، خب خلاقیت کجای کار است؟
مثلاً:
همرنگ جماعت نشدن و دوری از رفتارهای گلهوار نمونۀ اعلای خلاقیت در زندگی است که اجرای موفق آن میتواند زایندۀ افکار خلاقانه هم باشد.
وقتی همه کلهشان را کردهاند توی موبایل، اما تو از موبایل فاصله بگیری و کتاب بخوانی، این خلاقیت است. «انقدر سرم شلوغه و بیحوصلهام که وقت نمیکنم واسه کتاب خوندن!»
اگر تنها گزینۀ تو برای رشد و پیشرفت، گرفتن یک مدرک تحصیلی بالاتر است، یعنی بهکلی تعطیلی. «دکترا رو هم بگیرم، بعد ببینم چی میشه!»
اگر زندگیات را تعطیل کردهای و به انتظار مهاجرت به شهر یا کشور دیگری دل بستهای، یعنی دنبال بهانهای برای بیعملی هستی. «از این خرابه بریم اونور، لااقل آیندۀ بچههامون درست باشه»
زندگی یک روش مشخص و قطعی ندارد. روش مناسب زندگی ساختنی است. با خطا و اصلاح خطا. ما با مطالعه و تجربه گزینههای مختلفی را که سنت و هنر و فلسفه و علم و غیره به ما پیشنهاد میدهند، میآزماییم.
ممکن است در مراحل اولیه به تأثیرپذیری صرف اکتفا کنیم، اما بهتدریج میتوانیم ترکیب ایدهآل خودمان را ایجاد کنیم، و حتی شاید خلاقیت لازم برای ابداع روشی تازه برای زیستن را بیابیم.
بهدوراز شعار و لفاظی، هر روز از زندگی، یک هدیه است، اما هدیه که تکامل آن به عهدۀ ماست، مثل دفتری خالی که نوشتن در آن ذوق و خلاق ما را میطلبد.
هر روز از زندگی تودهای بیشکل است که وظیفۀ ما شکل دادن به آن است.
روزهای ما میتوانند یک اثر هنری خلاقانه باشند.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.)
@Managementhints
🖊شاهین کلانتری
@Managementhints
غالباً بیشتر اوقات ما بر سر درگیرهای ذهنی و عینیِ پوچ و بیهوده هدر میرود: «غذا چرا سرد بود»، «فلانی چرا اخم کرد»، «راننده چرا کرایۀ بیشتری گرفت»، «صاحبخانه چقدر پولکی است»، «دولت چرا بیتفاوت است» و غیره.
در این میان آنچه از دست میرود زندگی است.
وجود دوز خاصی از روزمرگی در زندگی آدمی ناگزیر و حتی ضروری است، اما تزریق بیشازحد آن به شیشۀ کوچک عمرمان، مرگبار است.
واژۀ خلاقیت در مفهومپردازی عام، آثار هنری و اختراعات علمی و این قبیل فعالیتهای بشری را تداعی میکند. همین تداعیهای اندک ما از مفهوم خلاقیت نیز در اثر عدم وجود خلاقیت کافی در ذهن و ضمیر ماست.
نویسنده، کارآفرین و فردی که برای خلاقیت دنبال روش و کلاس و تکنیک میگردد، غالباً اصلی مهم را فراموش میکند، خلق اثر خلاقانه، نتیجۀ طبیعی یک زیست خلاقانه است:
خلاقیت در زیست فردی از زمانی آغاز میشود که به روشهای تازهای برای زیستن میاندیشیم.
***
اگر اسیر روال یکنواخت و خستهکنندۀ زندگی روزمره هستی و تمام رفتارهای اجتماعی تو همسان با بقیه است، چگونه میتوانی به خلق و خلاقیت برسی؟
بعید نیست در دنیای ذهنیات خودت را فرد متمایز، عجیبوغریب و خلاقی بدانی، اما اگر بناست در عمل، به همان رفتارهای غالبی ادامه بدهی، خب خلاقیت کجای کار است؟
مثلاً:
همرنگ جماعت نشدن و دوری از رفتارهای گلهوار نمونۀ اعلای خلاقیت در زندگی است که اجرای موفق آن میتواند زایندۀ افکار خلاقانه هم باشد.
وقتی همه کلهشان را کردهاند توی موبایل، اما تو از موبایل فاصله بگیری و کتاب بخوانی، این خلاقیت است. «انقدر سرم شلوغه و بیحوصلهام که وقت نمیکنم واسه کتاب خوندن!»
اگر تنها گزینۀ تو برای رشد و پیشرفت، گرفتن یک مدرک تحصیلی بالاتر است، یعنی بهکلی تعطیلی. «دکترا رو هم بگیرم، بعد ببینم چی میشه!»
اگر زندگیات را تعطیل کردهای و به انتظار مهاجرت به شهر یا کشور دیگری دل بستهای، یعنی دنبال بهانهای برای بیعملی هستی. «از این خرابه بریم اونور، لااقل آیندۀ بچههامون درست باشه»
زندگی یک روش مشخص و قطعی ندارد. روش مناسب زندگی ساختنی است. با خطا و اصلاح خطا. ما با مطالعه و تجربه گزینههای مختلفی را که سنت و هنر و فلسفه و علم و غیره به ما پیشنهاد میدهند، میآزماییم.
ممکن است در مراحل اولیه به تأثیرپذیری صرف اکتفا کنیم، اما بهتدریج میتوانیم ترکیب ایدهآل خودمان را ایجاد کنیم، و حتی شاید خلاقیت لازم برای ابداع روشی تازه برای زیستن را بیابیم.
بهدوراز شعار و لفاظی، هر روز از زندگی، یک هدیه است، اما هدیه که تکامل آن به عهدۀ ماست، مثل دفتری خالی که نوشتن در آن ذوق و خلاق ما را میطلبد.
هر روز از زندگی تودهای بیشکل است که وظیفۀ ما شکل دادن به آن است.
روزهای ما میتوانند یک اثر هنری خلاقانه باشند.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.)
@Managementhints