Forwarded from نکات و دروس مدیریت (Mostafa(VALDO) Yousefi)
🦈زندگی واقعی در شكم كوسهها آغاز میشود
@Managementhints
✍️سجاد افشاریان/ کارگردان و بازیگر تئاتر
🦈دختر كوچولوی صاحبخانه از آقای «كی» پرسید: اگر كوسهها آدم بودند، با ماهیهای كوچولو مهربانتر میشدند؟
🦈 آقای كی گفت: «البته!» اگر كوسهها آدم بودند، توی دریا برای ماهیها جعبههای محكمی میساختند، همهجور خوراكی توی آن میگذاشتند، مواظب بودند كه همیشه پرآب باشد. هوای بهداشت ماهیهای كوچولو را هم داشتند؛ برای آنكه هیچوقت دل ماهی كوچولو نگیرد، گاهگاه مهمانیهای بزگ برپا میكردند، چون كه گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است!
🦈 برای ماهیها مدرسه میساختند و به آنها یاد میدادند كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند. درس اصلی ماهیها اخلاق بود، به آنها میقبولاندند كه زیباترین و باشكوهترین كار برای یك ماهی این است كه خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک كوسه كند!
🦈به ماهیهای كوچولو یاد میدادند كه چطور به كوسهها معتقد باشند و چهجوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا كنند؛ آیندهای كه فقط از راه اطاعت به دست میآید. اگر كوسهها آدم بودند، در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت، از دندان كوسه، تصاویر زیبا و رنگارنگی میكشیدند؛ ته دریا، نمایشنامهای روی صحنه میآوردند كه در آن ماهیكوچولوهای قهرمان، شاد و شنگول به دهان كوسهها شیرجه میرفتند، همراهش نماهنگهای محسوركنندهای هم مى نواختند كه بیاختیار ماهیهای كوچولو را به طرف دهان كوسهها بكشاند.
🦈 در آنجا بیتردید عقیدهای هم وجود داشت كه به ماهیها میآموخت: «زندگی واقعی در شكم كوسهها آغاز میشود.» نمایش کوسهها ارزش تماشا دارد./روزنامه آرمان
@Managementhints
@Managementhints
✍️سجاد افشاریان/ کارگردان و بازیگر تئاتر
🦈دختر كوچولوی صاحبخانه از آقای «كی» پرسید: اگر كوسهها آدم بودند، با ماهیهای كوچولو مهربانتر میشدند؟
🦈 آقای كی گفت: «البته!» اگر كوسهها آدم بودند، توی دریا برای ماهیها جعبههای محكمی میساختند، همهجور خوراكی توی آن میگذاشتند، مواظب بودند كه همیشه پرآب باشد. هوای بهداشت ماهیهای كوچولو را هم داشتند؛ برای آنكه هیچوقت دل ماهی كوچولو نگیرد، گاهگاه مهمانیهای بزگ برپا میكردند، چون كه گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است!
🦈 برای ماهیها مدرسه میساختند و به آنها یاد میدادند كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند. درس اصلی ماهیها اخلاق بود، به آنها میقبولاندند كه زیباترین و باشكوهترین كار برای یك ماهی این است كه خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک كوسه كند!
🦈به ماهیهای كوچولو یاد میدادند كه چطور به كوسهها معتقد باشند و چهجوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا كنند؛ آیندهای كه فقط از راه اطاعت به دست میآید. اگر كوسهها آدم بودند، در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت، از دندان كوسه، تصاویر زیبا و رنگارنگی میكشیدند؛ ته دریا، نمایشنامهای روی صحنه میآوردند كه در آن ماهیكوچولوهای قهرمان، شاد و شنگول به دهان كوسهها شیرجه میرفتند، همراهش نماهنگهای محسوركنندهای هم مى نواختند كه بیاختیار ماهیهای كوچولو را به طرف دهان كوسهها بكشاند.
🦈 در آنجا بیتردید عقیدهای هم وجود داشت كه به ماهیها میآموخت: «زندگی واقعی در شكم كوسهها آغاز میشود.» نمایش کوسهها ارزش تماشا دارد./روزنامه آرمان
@Managementhints
✅ سال جدید، لطفاً مرا به دریا بیانداز!
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Managementhints
آغاز سال جدید بهانه ای است برای اینکه در مورد سال آینده نقشه بکشیم. راستش را بخواهید می خواستم چند پیشنهاد «باکلاس!» برای سال جدید بدهم. از این قبیل:
پیشنهاد اول: امسال برخی جملات را بیشتر به کار بگیریم، این جملات عبارتند از: نمی دانم! اطلاع ندارم! و بلد نیستم! باید بیشتر فکر کنم و باید در این زمینه مطالعه کنم. این ها باعث می شود که راجع به هر چیزی اظهار نظر نکنیم. و ما چقدر به این نگفتن ها احتیاج داریم.
پیشنهاد دوم: امسال برخی جملات را از دایره زبان خود خارج کنیم مانند: آب از آب تکون نخواهد خورد، ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! و اصولا تمام تکیه کلام ها و جملاتی که بی عملی، بی تفاوتی و بی کنشی را توجیه می کند.
پیشنهاد سوم: امسال کتاب های غیردرسی و و از غیر رشته خودمان بیشتر بخوانیم.
و .... اما راستش را بخواهید احساس کردم این ها خوب است و لازم و نسبتا با کلاس! اما ويژه سال پیش رو نیست. متاسفم از اینکه بگویم پیش بینی ها نشان می دهد احتمالا سال پیش رو سال سختی است (از عمق جانم آرزومندم پیش بینی ها بالکل غلط از آب در بیاید). فقر و بیکاری و نااطمینانی شرایط سختی را برای همه ما رقم خواهد زد. خانواده های بسیاری آسیب خواهند دید. آرزوهای بسیاری بر باد خواهد رفت. فکر می کنم امسال مهم ترین کاری که باید بکنیم این است که .. بگذارید اول یک داستان را با هم مرور کنیم:
نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب دریا میرفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند. یک روز که در ساحل راه میرفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه میکرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از اینکه فردی در آن موقع برقصد تعجب کرد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد. وقتی نزدیکتر شد دید آن مرد جوان نمیرقصد. او خم میشود و از روی ساحل چیزی بر میدارد و آن را به اقیانوس پرتاب میکند. گفت: صبح بخیر، می توانم بپرسم چه کار میکنید؟ مرد جوان پاسخ داد: ستاره دریایی به دریا میاندازم.
پرسید چرا؟ جوان پاسخ داد: خورشید بالا آمده و آب دریا دارد می رود پایین و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد. نویسنده گفت: طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیونها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
او آشفته شده بود و نمیدانست چطور جواب دهد. بنابراین به خانه اش بازگشت تا نوشتههایش را از سر بگیرد. در تمام طول روز، وقتی مینوشت تصویر آن جوان در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند. او فهمید مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند! بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را پیدا کرد و همراه او به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
امسال ستاره های دریایی زیادی هستند که در این جزر و مد لعنتی، روی ساحل جا می مانند و نیاز دارند دوباره به دریا انداخته شوند [دوباره به زندگی بازگردند]: مادر سرپرست خانواری که دیگر نای کار کردن در خانه مردم را ندارد. زن جوانی که از شوهر معتاد و بیکارش طلاق گرفته و خانه پدری نیز برای بازگشت ندارد. جوان بیکاری که باید خرج مادر پیر و دو خواهر معصومش را بدهد. صنعت گری که به خاطر رکود و تورم چرخش نمی چرخد و ده ها طلبکار و شاکی دارد و صدها کارگر که چشمشان به دست های اوست و ...
نگوییم حالا فرضا ما به این فرد کمک کردیم، آیا وضعیت کشور تغییر خواهد کرد؟ هر گاه چنین ابهامی در ذهن تان ایجاد شد به این دیالوگ فکر کنید؛ «طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیون ها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود!» قرار هم نیست همه حمایت ها مالی باشد، گاهی اوقات با یک سفارش، یک ضامن شدن، یک جمله، یک لبخند، می شود به یک ستاره دریایی جا مانده دوباره زندگی بخشید.
خود من تصمیم گرفته ام، امسال بیشتر از گذشته از طریق موسسات نیکوکاری و خیریه سهمم را ایفا کنم. همه ما می توانیم نقش کوچکی در تحقق این زیباترین نیایش آغاز سال داشته باشیم؛ حول حالنا الی احسن الحال! با انداختن یک ستاره کوچک دریایی به آغوش دریا!
@Managementhints
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Managementhints
آغاز سال جدید بهانه ای است برای اینکه در مورد سال آینده نقشه بکشیم. راستش را بخواهید می خواستم چند پیشنهاد «باکلاس!» برای سال جدید بدهم. از این قبیل:
پیشنهاد اول: امسال برخی جملات را بیشتر به کار بگیریم، این جملات عبارتند از: نمی دانم! اطلاع ندارم! و بلد نیستم! باید بیشتر فکر کنم و باید در این زمینه مطالعه کنم. این ها باعث می شود که راجع به هر چیزی اظهار نظر نکنیم. و ما چقدر به این نگفتن ها احتیاج داریم.
پیشنهاد دوم: امسال برخی جملات را از دایره زبان خود خارج کنیم مانند: آب از آب تکون نخواهد خورد، ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! و اصولا تمام تکیه کلام ها و جملاتی که بی عملی، بی تفاوتی و بی کنشی را توجیه می کند.
پیشنهاد سوم: امسال کتاب های غیردرسی و و از غیر رشته خودمان بیشتر بخوانیم.
و .... اما راستش را بخواهید احساس کردم این ها خوب است و لازم و نسبتا با کلاس! اما ويژه سال پیش رو نیست. متاسفم از اینکه بگویم پیش بینی ها نشان می دهد احتمالا سال پیش رو سال سختی است (از عمق جانم آرزومندم پیش بینی ها بالکل غلط از آب در بیاید). فقر و بیکاری و نااطمینانی شرایط سختی را برای همه ما رقم خواهد زد. خانواده های بسیاری آسیب خواهند دید. آرزوهای بسیاری بر باد خواهد رفت. فکر می کنم امسال مهم ترین کاری که باید بکنیم این است که .. بگذارید اول یک داستان را با هم مرور کنیم:
نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب دریا میرفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند. یک روز که در ساحل راه میرفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه میکرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از اینکه فردی در آن موقع برقصد تعجب کرد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد. وقتی نزدیکتر شد دید آن مرد جوان نمیرقصد. او خم میشود و از روی ساحل چیزی بر میدارد و آن را به اقیانوس پرتاب میکند. گفت: صبح بخیر، می توانم بپرسم چه کار میکنید؟ مرد جوان پاسخ داد: ستاره دریایی به دریا میاندازم.
پرسید چرا؟ جوان پاسخ داد: خورشید بالا آمده و آب دریا دارد می رود پایین و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد. نویسنده گفت: طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیونها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
او آشفته شده بود و نمیدانست چطور جواب دهد. بنابراین به خانه اش بازگشت تا نوشتههایش را از سر بگیرد. در تمام طول روز، وقتی مینوشت تصویر آن جوان در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند. او فهمید مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند! بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را پیدا کرد و همراه او به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
امسال ستاره های دریایی زیادی هستند که در این جزر و مد لعنتی، روی ساحل جا می مانند و نیاز دارند دوباره به دریا انداخته شوند [دوباره به زندگی بازگردند]: مادر سرپرست خانواری که دیگر نای کار کردن در خانه مردم را ندارد. زن جوانی که از شوهر معتاد و بیکارش طلاق گرفته و خانه پدری نیز برای بازگشت ندارد. جوان بیکاری که باید خرج مادر پیر و دو خواهر معصومش را بدهد. صنعت گری که به خاطر رکود و تورم چرخش نمی چرخد و ده ها طلبکار و شاکی دارد و صدها کارگر که چشمشان به دست های اوست و ...
نگوییم حالا فرضا ما به این فرد کمک کردیم، آیا وضعیت کشور تغییر خواهد کرد؟ هر گاه چنین ابهامی در ذهن تان ایجاد شد به این دیالوگ فکر کنید؛ «طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیون ها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود!» قرار هم نیست همه حمایت ها مالی باشد، گاهی اوقات با یک سفارش، یک ضامن شدن، یک جمله، یک لبخند، می شود به یک ستاره دریایی جا مانده دوباره زندگی بخشید.
خود من تصمیم گرفته ام، امسال بیشتر از گذشته از طریق موسسات نیکوکاری و خیریه سهمم را ایفا کنم. همه ما می توانیم نقش کوچکی در تحقق این زیباترین نیایش آغاز سال داشته باشیم؛ حول حالنا الی احسن الحال! با انداختن یک ستاره کوچک دریایی به آغوش دریا!
@Managementhints
Forwarded from نکات و دروس مدیریت (Mostafa(VALDO) Yousefi)
در سال جدید جزو این جماعت نباشیم👇
@Managementhints
نادانی در ندانستن نیست در مقاومت مقابل دانستن است. هر وقت و هرجا احساس کردیم به دانستن بیشتر نیاز نداریم یا در مقابل یک مطلب آموزنده و متفاوت مقاومت کردیم به نادانی لبخند زده ایم.
در سال ۹۷ تمرین کنیم که یادمان نرود ما مردمی معمولی در دنیا هستیم. در هیچ کجا مسابقه ای برای انتخاب مهربان ترین و باهوش ترین و شجاع ترین مردم دنیا برگزار نشده که ما مدال طلای آن را به گردن خودمان انداخته ایم و برخی از ایرانیان حتی دنبال کشف شجره نامه لیونل مسی و بیل گیتس و انشتین هستند که ثابت کنند ایرانی هستند. مگر می شود این همه خوب و موفق و درجه یک بود اما ایرانی نبود؟!
برای پیشرفت باید توهم ها و اغراق ها را کنار بگذاریم. ما مردمی هستیم مثل دیگر مردم دنیا، کمی بهتر، کمی بدتر. در برهه هایی فوق العاده ایم، در لحظه هایی ناامید کننده. برای بهتر شدن باید این نکته را عمیقا" باور کنیم.
_ آقا ما تاریخ چند هزارساله داریم این یعنی بهتریم!
یونان باستان به مراتب از ایران باستان روی تاریخ اثر عمیق تری گذاشت. سقراط، افلاطون، ارسطو، تالس، فیثاغورس، اقلیدس، بقراط و ... در فلسفه و سیاست و طب و هنر و ریاضی و ... شاهکار آفرینش بودند. اما یونان چند سال پیش به درجه ای از فلاکت رسید که برای بقا حتی برخی پیشنهاد دادند قسمتی از خاکش را به کشور همسایه بفروشد!
مصر هم تمدنی شگفت انگیز دارد اما این روزها گرفتار چند دستگی سیاسی، فساد اقتصادی و تنش های قومی شده است و اوضاعی رقت انگیز را بعد از یک انقلاب تجربه می کند.
گذشته گرایی با گذشته پرستی تفاوت دارد. «داشتم داشتم، حساب نیست، دارم دارم حسابه»! افتخار به گذشته و تاریخ باشکوه برای خوشبختی کفایت نمی کند.
باید بپذیریم که روزگار خوبی را نمی گذرانیم، نگاهی به گله و شکایت های پیرامون مان بیندازیم، این همه زباله در خیابان و دریا و بیابان را شب ها که ما خواب هستیم ترامپ می آورد و می ریزد؟
این همه قتل و عام جاده ای نتیجه مداخله اسرائیل است؟ این تلاطم بازار و بی نظمی اقتصادی و دلال مسلکی کار عربستان است؟ آن آقایی که دیروز در اتوبان پیش چشم من بطری شیشه ای دلستر را از ماشین بیرون پرت کرد و هزار تکه شد و نزدیک بود سرنشینان چند ماشین را به کُشتن بدهد داماد صدام بود؟
نخست وزیر انگلیس هر سال نوروز می آید و برای یک جوجه کباب و یک چای آتشی هکتارها جنگل چند هزارساله را آتش می زند؟
باور کنیم که باید تعارف و تحسین های اغراق آمیز را کنار بگذاریم و بپذیریم جماعتی در این کشور زندگی می کنند که نه تنها نادان هستند بلکه در مقابل دانستن جانانه مقاومت می کنند. تلاش کنیم در این دسته قرار نگیریم.
این نوشتار در پی خودزنی و سرقت اعتماد به نفس ملی نیست، بلکه یک یادآوری به خودمان است که باید دست از اغراق های معمول برداریم و با واقعیت های پیرامون مان مثل یک بیماری روبرو شویم. انکار و حاشا کردن بیماری نتیجه ای به مراتب دردناک تر از درمان دارد...
برای نجات این سرزمین لازم است به مردم بهتری تبدیل شویم.
@Managementhints
@Managementhints
نادانی در ندانستن نیست در مقاومت مقابل دانستن است. هر وقت و هرجا احساس کردیم به دانستن بیشتر نیاز نداریم یا در مقابل یک مطلب آموزنده و متفاوت مقاومت کردیم به نادانی لبخند زده ایم.
در سال ۹۷ تمرین کنیم که یادمان نرود ما مردمی معمولی در دنیا هستیم. در هیچ کجا مسابقه ای برای انتخاب مهربان ترین و باهوش ترین و شجاع ترین مردم دنیا برگزار نشده که ما مدال طلای آن را به گردن خودمان انداخته ایم و برخی از ایرانیان حتی دنبال کشف شجره نامه لیونل مسی و بیل گیتس و انشتین هستند که ثابت کنند ایرانی هستند. مگر می شود این همه خوب و موفق و درجه یک بود اما ایرانی نبود؟!
برای پیشرفت باید توهم ها و اغراق ها را کنار بگذاریم. ما مردمی هستیم مثل دیگر مردم دنیا، کمی بهتر، کمی بدتر. در برهه هایی فوق العاده ایم، در لحظه هایی ناامید کننده. برای بهتر شدن باید این نکته را عمیقا" باور کنیم.
_ آقا ما تاریخ چند هزارساله داریم این یعنی بهتریم!
یونان باستان به مراتب از ایران باستان روی تاریخ اثر عمیق تری گذاشت. سقراط، افلاطون، ارسطو، تالس، فیثاغورس، اقلیدس، بقراط و ... در فلسفه و سیاست و طب و هنر و ریاضی و ... شاهکار آفرینش بودند. اما یونان چند سال پیش به درجه ای از فلاکت رسید که برای بقا حتی برخی پیشنهاد دادند قسمتی از خاکش را به کشور همسایه بفروشد!
مصر هم تمدنی شگفت انگیز دارد اما این روزها گرفتار چند دستگی سیاسی، فساد اقتصادی و تنش های قومی شده است و اوضاعی رقت انگیز را بعد از یک انقلاب تجربه می کند.
گذشته گرایی با گذشته پرستی تفاوت دارد. «داشتم داشتم، حساب نیست، دارم دارم حسابه»! افتخار به گذشته و تاریخ باشکوه برای خوشبختی کفایت نمی کند.
باید بپذیریم که روزگار خوبی را نمی گذرانیم، نگاهی به گله و شکایت های پیرامون مان بیندازیم، این همه زباله در خیابان و دریا و بیابان را شب ها که ما خواب هستیم ترامپ می آورد و می ریزد؟
این همه قتل و عام جاده ای نتیجه مداخله اسرائیل است؟ این تلاطم بازار و بی نظمی اقتصادی و دلال مسلکی کار عربستان است؟ آن آقایی که دیروز در اتوبان پیش چشم من بطری شیشه ای دلستر را از ماشین بیرون پرت کرد و هزار تکه شد و نزدیک بود سرنشینان چند ماشین را به کُشتن بدهد داماد صدام بود؟
نخست وزیر انگلیس هر سال نوروز می آید و برای یک جوجه کباب و یک چای آتشی هکتارها جنگل چند هزارساله را آتش می زند؟
باور کنیم که باید تعارف و تحسین های اغراق آمیز را کنار بگذاریم و بپذیریم جماعتی در این کشور زندگی می کنند که نه تنها نادان هستند بلکه در مقابل دانستن جانانه مقاومت می کنند. تلاش کنیم در این دسته قرار نگیریم.
این نوشتار در پی خودزنی و سرقت اعتماد به نفس ملی نیست، بلکه یک یادآوری به خودمان است که باید دست از اغراق های معمول برداریم و با واقعیت های پیرامون مان مثل یک بیماری روبرو شویم. انکار و حاشا کردن بیماری نتیجه ای به مراتب دردناک تر از درمان دارد...
برای نجات این سرزمین لازم است به مردم بهتری تبدیل شویم.
@Managementhints
تو فرض کن سوریه ای یا فلسطینی!
با بدن خونین می روی اورژانس بیمارستان.
میبینی یکی چاق و سالم نشسته روی صندلی.
او ایران است.
چهره خونینت را میبیند.
دلش میسوزد. میگوید امیدوارم خوب شی زود.
و تو از او میپرسی: شما که سالمی، چرا اینجایی؟
و ایران به تو میگوید:سرطان دارم!
#سیل_گلستان
#مدیریت_بحران
#بحران_مدیریت
@Managementhints
#علیرضا_روشن
با بدن خونین می روی اورژانس بیمارستان.
میبینی یکی چاق و سالم نشسته روی صندلی.
او ایران است.
چهره خونینت را میبیند.
دلش میسوزد. میگوید امیدوارم خوب شی زود.
و تو از او میپرسی: شما که سالمی، چرا اینجایی؟
و ایران به تو میگوید:سرطان دارم!
#سیل_گلستان
#مدیریت_بحران
#بحران_مدیریت
@Managementhints
#علیرضا_روشن
تفکر برای یک ذهن ضعیف، به
اندازه بلند کردن باری سنگین برای
یک بازوی ضعیف، دشوار است
هر دو میخواهند به سرعت از
شّر آن خلاص شوند !
🤵آرتور_شوپنهاور
@Managementhints
اندازه بلند کردن باری سنگین برای
یک بازوی ضعیف، دشوار است
هر دو میخواهند به سرعت از
شّر آن خلاص شوند !
🤵آرتور_شوپنهاور
@Managementhints
این نوع زندگی که ما امروزه داریم، زندگی نیست، رکود است. مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانه های لعنتی نگاه کن و همین طور به افراد بی هدف داخل خانهها ! گاهی اوقات فکر می کنم ما همه جسد هستیم، فقط فرقمان با جسد این است که درحالی که ایستاده ایم، درحالی پوسیدنیم.
🙎♂ #جورج_اورول
@Managementhints
🙎♂ #جورج_اورول
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
تو فرض کن سوریه ای یا فلسطینی! با بدن خونین می روی اورژانس بیمارستان. میبینی یکی چاق و سالم نشسته روی صندلی. او ایران است. چهره خونینت را میبیند. دلش میسوزد. میگوید امیدوارم خوب شی زود. و تو از او میپرسی: شما که سالمی، چرا اینجایی؟ و ایران به تو میگوید:سرطان…
🔴افشاگری استاندار گلستان بعداز برکناری؛
▪️الان بیست استاندار و ۱۰۰ نماینده و ۹۰ فرماندار در خارج از کشور تعطیلاتشان را در کنار بچه هایشان می گذرانند!!
▪️من خیلی بد شانس بودم که سیل امد وفهمیدند که من نیستم راست میگویند
▪️بیایندحضور و غیاب کنید ببینیند کی سر کارشه که یقه منو گرفتند.
▪️کسانی که منوبرکنارکردند بزودی جوابشان را خواهند گرفت!!
پ. ن:
"ابن هرمه" به نزد منصور (خلیفه عباسی) آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد
و پرسید؛ چیزی از من بخواه!
گفت؛ به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزنند!
منصور گفت:
"ابطال حدود" را راهی نیست،
چیز دیگری بخواه و اصرار کرد.
اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند:
هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورنده اش را صد تازیانه!!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت و کسی معترضش نمی شد!
حکایتی آشناست...
@Managementhints
▪️الان بیست استاندار و ۱۰۰ نماینده و ۹۰ فرماندار در خارج از کشور تعطیلاتشان را در کنار بچه هایشان می گذرانند!!
▪️من خیلی بد شانس بودم که سیل امد وفهمیدند که من نیستم راست میگویند
▪️بیایندحضور و غیاب کنید ببینیند کی سر کارشه که یقه منو گرفتند.
▪️کسانی که منوبرکنارکردند بزودی جوابشان را خواهند گرفت!!
پ. ن:
"ابن هرمه" به نزد منصور (خلیفه عباسی) آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد
و پرسید؛ چیزی از من بخواه!
گفت؛ به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزنند!
منصور گفت:
"ابطال حدود" را راهی نیست،
چیز دیگری بخواه و اصرار کرد.
اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند:
هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورنده اش را صد تازیانه!!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت و کسی معترضش نمی شد!
حکایتی آشناست...
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
🔴افشاگری استاندار گلستان بعداز برکناری؛ ▪️الان بیست استاندار و ۱۰۰ نماینده و ۹۰ فرماندار در خارج از کشور تعطیلاتشان را در کنار بچه هایشان می گذرانند!! ▪️من خیلی بد شانس بودم که سیل امد وفهمیدند که من نیستم راست میگویند ▪️بیایندحضور و غیاب کنید ببینیند کی…
کمک مردمان زلزله زده و بی سر پناه #سرپل_ذهاب به سیل زدگان #گلستان
پ. ن:
مسئولین و ژن های پلشتشان ببینند و اگر کمی شرف داشته باشند، قطعا از شرمندگی دق می کنند...
درود بر مردم شریف و نجیب #ایران...
لعنت بر مسئولین مرخصی رفته و کاملا مرخص...
@Managementhints
پ. ن:
مسئولین و ژن های پلشتشان ببینند و اگر کمی شرف داشته باشند، قطعا از شرمندگی دق می کنند...
درود بر مردم شریف و نجیب #ایران...
لعنت بر مسئولین مرخصی رفته و کاملا مرخص...
@Managementhints
قدرتمندترین نیرو
برای متوقف کردن شما
افکاری است که در ذهن خودتان
پرورش میدهید.
✍کنفسیوس
@Managementhibts
برای متوقف کردن شما
افکاری است که در ذهن خودتان
پرورش میدهید.
✍کنفسیوس
@Managementhibts
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 هنگام وقوع سیل، تنها ۳۰ سانتیمتر آب میتواند خودرو را تکان دهد و ۶۰ سانتیمتر خودرو را چپ میکند.
ببینید هنگام وقوع سیل، مغز چطور انسان را در ارزیابی خطر گمراه میکند که ممکن است تصمیم اشتباهی بگیرد که به قیمت جانش تمام شود.
این ویدئو را ببینید و به دوستان بفرستید./ BBC
پ. ن:
📣شماره تلفن ۱۱۲ سازمان امداد و نجات بدون سیم کارت و آنتن هم قابلیت برقراری تماس دارد. به همه بگویید تا بدانند. ثانیهها هم مهم است در شرایط بحران
@Managementhints
ببینید هنگام وقوع سیل، مغز چطور انسان را در ارزیابی خطر گمراه میکند که ممکن است تصمیم اشتباهی بگیرد که به قیمت جانش تمام شود.
این ویدئو را ببینید و به دوستان بفرستید./ BBC
پ. ن:
📣شماره تلفن ۱۱۲ سازمان امداد و نجات بدون سیم کارت و آنتن هم قابلیت برقراری تماس دارد. به همه بگویید تا بدانند. ثانیهها هم مهم است در شرایط بحران
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
کمک مردمان زلزله زده و بی سر پناه #سرپل_ذهاب به سیل زدگان #گلستان پ. ن: مسئولین و ژن های پلشتشان ببینند و اگر کمی شرف داشته باشند، قطعا از شرمندگی دق می کنند... درود بر مردم شریف و نجیب #ایران... لعنت بر مسئولین مرخصی رفته و کاملا مرخص... @Managementhints
📝 روایت افشین همتی رئیس سازمان نظام پزشکی استان سمنان از سیل شیراز
🔸افشین همتی رئیس سازمان نظام پزشکی استان که در شیراز به سر میبرد در یادداشتی نوشت:
🔹"امروز شاهد صحنه های بسیار تلخ و دردناک گرفتاری مردم در سیلاب خروشان بودم
ولی صحنه های بینظیر انساندوستی هموطنان خونگرم و بامعرفت شیرازی هرگز از یادم نخواهد رفت
به محض وقوع فاجعه پرسنل و مدیر هتل شیراز دربهای هتل را بروی مردم سیل زده باز کردند
از مردم با روی باز پذیرایی شد تمام غذاهای موجود در رستوران بسته بندی و رایگان پخش شد
چای و فرنی و قهوه بین مردم پخش شد
حوله ها بین مردم و بچه ها تقسیم شد
میوه و شیرینی داخل هتل به مردم داده شد و مردم داغدار و زیان دیده و بی پناه مورد مهر و محبت پرسنل مهربان هتل شیراز قرار گرفتند
این همه محبت بیدریغ جدا عجیب بود
حیف که فیلم برداری از مردم سیل زده اخلاقی نبود وگرنه تصاویری بینظیر از بزرگواری هموطنان شیرازی عزیز ضبط میشد"
@Managementhints
🔸افشین همتی رئیس سازمان نظام پزشکی استان که در شیراز به سر میبرد در یادداشتی نوشت:
🔹"امروز شاهد صحنه های بسیار تلخ و دردناک گرفتاری مردم در سیلاب خروشان بودم
ولی صحنه های بینظیر انساندوستی هموطنان خونگرم و بامعرفت شیرازی هرگز از یادم نخواهد رفت
به محض وقوع فاجعه پرسنل و مدیر هتل شیراز دربهای هتل را بروی مردم سیل زده باز کردند
از مردم با روی باز پذیرایی شد تمام غذاهای موجود در رستوران بسته بندی و رایگان پخش شد
چای و فرنی و قهوه بین مردم پخش شد
حوله ها بین مردم و بچه ها تقسیم شد
میوه و شیرینی داخل هتل به مردم داده شد و مردم داغدار و زیان دیده و بی پناه مورد مهر و محبت پرسنل مهربان هتل شیراز قرار گرفتند
این همه محبت بیدریغ جدا عجیب بود
حیف که فیلم برداری از مردم سیل زده اخلاقی نبود وگرنه تصاویری بینظیر از بزرگواری هموطنان شیرازی عزیز ضبط میشد"
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حادثه_سیل
سیل در اتریش و مهار آن توسط دیوار هیدرولیکی و دیوار ضد سیل؛ جلوگیری از ورود سیل به شهر
پ. ن:
با چند درصد مبالغ اختلاسهای کلان کشور میشد این تکنولوژی را وارد کشور کرد؟
اختلاس کنندگان و مماشات کنندگان با آنها قطعا و یقینا در این حوادث، دستتان به خون هموطنان بی گناهتان آلوده بوده و هست و خواهد بود...
@Managementhints
سیل در اتریش و مهار آن توسط دیوار هیدرولیکی و دیوار ضد سیل؛ جلوگیری از ورود سیل به شهر
پ. ن:
با چند درصد مبالغ اختلاسهای کلان کشور میشد این تکنولوژی را وارد کشور کرد؟
اختلاس کنندگان و مماشات کنندگان با آنها قطعا و یقینا در این حوادث، دستتان به خون هموطنان بی گناهتان آلوده بوده و هست و خواهد بود...
@Managementhints
✅ این سیل چند دهه قبل از آسمان سیاست باریدن گرفت
✍️ دکتر محمد فاضلی
@Managementhints
📌 پاول پیرسون در کتاب «سیاست در بستر زمان» فرایندها را از نظر علتها و پیآمدها به چهار دسته تقسیم میکند. علتهایی هستند که به کندی و شاید در مدت صدها و هزاران سال شکل میگیرند (مثل حرکت لایههای زمین) و علتهایی که به سرعت شکل میگیرند (مثل علتهای جوّی پیدایش گردباد). پیآمدهای رخدادها هم گاه سالها بهطول میانجامند (پیآمد همین سیل گلستان ماهها و سالها ادامه خواهد داشت) و گاه به سرعت تمام میشوند.
📌 علتها و پیآمدهای رخدادها به دو دسته کندرو (Slow-moving) و تندرو (fast-moving) تقسیم و با تقاطع آنها چهار دسته رخداد را از هم متمایز میشوند. سیل از آن دسته رخدادهاست که هم علتهای کندرو (قطع غیرعلمی درختان جنگل، توسعه سکونتگاهها در اطراف رودخانهها بدون ملاحظات ریسک و ...) و هم علتهای تندرو (تغییرات جوی سریع و ریزش بارانهای شدید) دارد.
📌 سیل اخیر در گلستان و مازندران، و در سایر استانها که اکنون در معرض سیل قرار گرفتهاند، حکایت امروز و دیروز و یک هفته گذشته نیست. این سیل چند دهه قبل از آسمان سیاست باریدن گرفت و حالا به ما رسیده است. سیاستمداران چند دهه قبل دست به کارهای عجیبی زدند.
📌 علم را به دست فراموشی سپردند، اما دو دستی با چنگ و دندان به فناوری چسبیدند. ارههای برقی جنگل را میبریدند اما علم جنگلداری راهی به جنگل نداشت. تراکتورها مراتع، زمینهای شیبدار و پوشش گیاهی طبیعی را شخم میزدند اما علم مرتع و گیاهشناسی برای نوشتن مقالات دست و پا میزد. حکمرانی این گونه بود.
📌 لودرها، بولدوزرها و چرثقیلها، حریم رودخانهها را فناورانه میشکافتند و میساختند، اما علم مهندسی رودخانه، اکولوژی و مدیریت منابع طبیعی مقاله تولید میکرد. حکمرانی این گونه بود.
📌 فناوریها به کمک شهرداریها آمدند تا کف مسیلهای رودخانههای شهرها را هم آسفالت کنند، مسیل کنار دروازه قرآن را هم بپوشانند، و در حریم و بستر رودخانههای شهرها، ساختوساز کنند؛ اما علم شهرسازی لای گزارشان مشاوران و مقالات شهرسازان، خفقان گرفته بود. حکمرانی این گونه بود.
📌 سازههای آبی رژیم طبیعی رودخانهها را به صورتی افراطی تغییر دادند و فقدان حاکمیت قانون به همگان اجازه داد تا در دشتهای سیلابی، بدون محاسبات ریسک و دورههای بازگشت سیل، ساختوساز کنند. علم مدیریت ریسک، هیدرولوژی، مدیریت سیلاب و شهرسازی هم در سکوت نظاره میکردند. پولی برای عقلانیت و آیندهنگری باقی نمیماند. حکمرانی این گونه بود.
📌فناوری و سیاست شبکههای تلویزیونی و رادیویی توسعه دادند، اما روزنامهنگاری بحران نه جایی در برنامه درسی روزنامهنگاری داشت، نه کسی برای آن آموزش دید. تلویزیون هر روز با چند ستاره و مربع، شعبدهبازی میکرد، اما آموزش سیل و بحران بلایای طبیعی در آن جایی نداشت. حکمرانی این گونه بود.
📌 بودجه سازمان مدیریت بحران 10 و هلال احمر 147 میلیارد تومان (در سال 1397) بود، و کشور جزء کشورهایی بود که بیشترین احتمال رخدادهای متنوع طبیعی را داشت. ایمنی اولویت چندم هم نبود، دوردست دیده نمیشد. حکمرانی این گونه بود.
📌 بودجه سازمان هواشناسی در سال 1396 معادل 120 میلیارد تومان (40 میلیارد تومان عمرانی) بود (30 میلیون دلار) و سال بعد 57 میلیارد تومان شد. در همان سال آمریکا، چین، ژاپن و آلمان به ترتیب 4000، 3000، 750 و 420 میلیون دلار برای هواشناسی بودجه گذاشته بودند. حکمرانی این گونه بود.
📌 مدیریت سیل و بحران، مقولهای میانبخشی است. شهرداری، اداره محیطزیست، وزارت نیرو، قوه قضائیه، وزارت کشاورزی، دانشگاه، نظامیان و بقیه که کنار هم منسجم کار کنند، قانون را رعایت کنند و برنامه همکاری میانبخشی داشته باشند، سیل خسارتش کم میشود، و همه فوایدش هم به طبیعت و زندگی میرسد. اما حکمرانی بر اختیارات بخشی (و نه حتی پاسخگوییهای بخشی) بنا شده بود. اختیار و مسئولیت میانبخشی در میان نبود. حکمرانی این گونه بود.
📌 سیاست بیمحابا به بستر رودخانه، مرتع، درختان جنگل، حیات وحش، علوم شهرسازی، هیدرولوژی، روزنامهنگاری، آبخوان، تکنوکراسی، علم اقتصاد، اکولوژی، میانبخش، طرح جامع شهری، و علم مدیریت بحران و قواعد بودجهریزی تجاوز کرد، و حالا همه خسته، بیحیثیت و بیاعتماد از پا افتادهاند. آسمان سیاست سالها باریده و حالا بغض آسمان اقلیم و طبیعت ترکیده است. او بر زمینی میبارد که قدرت دهههاست همه موانع پیش روی آب را بیمحابا دریده است.
@Managementhints
✍️ دکتر محمد فاضلی
@Managementhints
📌 پاول پیرسون در کتاب «سیاست در بستر زمان» فرایندها را از نظر علتها و پیآمدها به چهار دسته تقسیم میکند. علتهایی هستند که به کندی و شاید در مدت صدها و هزاران سال شکل میگیرند (مثل حرکت لایههای زمین) و علتهایی که به سرعت شکل میگیرند (مثل علتهای جوّی پیدایش گردباد). پیآمدهای رخدادها هم گاه سالها بهطول میانجامند (پیآمد همین سیل گلستان ماهها و سالها ادامه خواهد داشت) و گاه به سرعت تمام میشوند.
📌 علتها و پیآمدهای رخدادها به دو دسته کندرو (Slow-moving) و تندرو (fast-moving) تقسیم و با تقاطع آنها چهار دسته رخداد را از هم متمایز میشوند. سیل از آن دسته رخدادهاست که هم علتهای کندرو (قطع غیرعلمی درختان جنگل، توسعه سکونتگاهها در اطراف رودخانهها بدون ملاحظات ریسک و ...) و هم علتهای تندرو (تغییرات جوی سریع و ریزش بارانهای شدید) دارد.
📌 سیل اخیر در گلستان و مازندران، و در سایر استانها که اکنون در معرض سیل قرار گرفتهاند، حکایت امروز و دیروز و یک هفته گذشته نیست. این سیل چند دهه قبل از آسمان سیاست باریدن گرفت و حالا به ما رسیده است. سیاستمداران چند دهه قبل دست به کارهای عجیبی زدند.
📌 علم را به دست فراموشی سپردند، اما دو دستی با چنگ و دندان به فناوری چسبیدند. ارههای برقی جنگل را میبریدند اما علم جنگلداری راهی به جنگل نداشت. تراکتورها مراتع، زمینهای شیبدار و پوشش گیاهی طبیعی را شخم میزدند اما علم مرتع و گیاهشناسی برای نوشتن مقالات دست و پا میزد. حکمرانی این گونه بود.
📌 لودرها، بولدوزرها و چرثقیلها، حریم رودخانهها را فناورانه میشکافتند و میساختند، اما علم مهندسی رودخانه، اکولوژی و مدیریت منابع طبیعی مقاله تولید میکرد. حکمرانی این گونه بود.
📌 فناوریها به کمک شهرداریها آمدند تا کف مسیلهای رودخانههای شهرها را هم آسفالت کنند، مسیل کنار دروازه قرآن را هم بپوشانند، و در حریم و بستر رودخانههای شهرها، ساختوساز کنند؛ اما علم شهرسازی لای گزارشان مشاوران و مقالات شهرسازان، خفقان گرفته بود. حکمرانی این گونه بود.
📌 سازههای آبی رژیم طبیعی رودخانهها را به صورتی افراطی تغییر دادند و فقدان حاکمیت قانون به همگان اجازه داد تا در دشتهای سیلابی، بدون محاسبات ریسک و دورههای بازگشت سیل، ساختوساز کنند. علم مدیریت ریسک، هیدرولوژی، مدیریت سیلاب و شهرسازی هم در سکوت نظاره میکردند. پولی برای عقلانیت و آیندهنگری باقی نمیماند. حکمرانی این گونه بود.
📌فناوری و سیاست شبکههای تلویزیونی و رادیویی توسعه دادند، اما روزنامهنگاری بحران نه جایی در برنامه درسی روزنامهنگاری داشت، نه کسی برای آن آموزش دید. تلویزیون هر روز با چند ستاره و مربع، شعبدهبازی میکرد، اما آموزش سیل و بحران بلایای طبیعی در آن جایی نداشت. حکمرانی این گونه بود.
📌 بودجه سازمان مدیریت بحران 10 و هلال احمر 147 میلیارد تومان (در سال 1397) بود، و کشور جزء کشورهایی بود که بیشترین احتمال رخدادهای متنوع طبیعی را داشت. ایمنی اولویت چندم هم نبود، دوردست دیده نمیشد. حکمرانی این گونه بود.
📌 بودجه سازمان هواشناسی در سال 1396 معادل 120 میلیارد تومان (40 میلیارد تومان عمرانی) بود (30 میلیون دلار) و سال بعد 57 میلیارد تومان شد. در همان سال آمریکا، چین، ژاپن و آلمان به ترتیب 4000، 3000، 750 و 420 میلیون دلار برای هواشناسی بودجه گذاشته بودند. حکمرانی این گونه بود.
📌 مدیریت سیل و بحران، مقولهای میانبخشی است. شهرداری، اداره محیطزیست، وزارت نیرو، قوه قضائیه، وزارت کشاورزی، دانشگاه، نظامیان و بقیه که کنار هم منسجم کار کنند، قانون را رعایت کنند و برنامه همکاری میانبخشی داشته باشند، سیل خسارتش کم میشود، و همه فوایدش هم به طبیعت و زندگی میرسد. اما حکمرانی بر اختیارات بخشی (و نه حتی پاسخگوییهای بخشی) بنا شده بود. اختیار و مسئولیت میانبخشی در میان نبود. حکمرانی این گونه بود.
📌 سیاست بیمحابا به بستر رودخانه، مرتع، درختان جنگل، حیات وحش، علوم شهرسازی، هیدرولوژی، روزنامهنگاری، آبخوان، تکنوکراسی، علم اقتصاد، اکولوژی، میانبخش، طرح جامع شهری، و علم مدیریت بحران و قواعد بودجهریزی تجاوز کرد، و حالا همه خسته، بیحیثیت و بیاعتماد از پا افتادهاند. آسمان سیاست سالها باریده و حالا بغض آسمان اقلیم و طبیعت ترکیده است. او بر زمینی میبارد که قدرت دهههاست همه موانع پیش روی آب را بیمحابا دریده است.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
درد,نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم.
#قیصر_امین_پور
ما به خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند، فروردین و اردیبهشت پر حادثه عادت داریم.
تسلیت #ایران
@Vaallddoo
من چگونه خویش را صدا کنم.
#قیصر_امین_پور
ما به خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند، فروردین و اردیبهشت پر حادثه عادت داریم.
تسلیت #ایران
@Vaallddoo
📛 #بدون_تیتر
پ. ن:
قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ أَ فَلا تَتَفَکرُونَ
«به آنان بگو آیا نابینا و بینا یکی است؟ آیا فکر نمی کنید؟»
@Managementhints
پ. ن:
قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ أَ فَلا تَتَفَکرُونَ
«به آنان بگو آیا نابینا و بینا یکی است؟ آیا فکر نمی کنید؟»
@Managementhints