نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
قبل از شمردن نداشته‌هايتان به داشته‌هايتان فكر كنيد.
@Managementhints
آيا شما عضو گروه 99 هستيد؟

 پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می‌کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود. اما خود نیز علت را نمی‌دانست. روزی پادشاه در کاخ قدم می‌زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می‌کرد، صدای ترانه‌ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می‌شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: چرا این‌قدر شاد هستی؟ آشپز جواب داد: قربان، من فقط یک آشپز هستم، تلاش می‌کنم تا همسر و بچه‌ام را شاد کنم، ما خانه‌ای حصیری تهیه کرده‌ایم و به اندازه‌ی کافی خوراک و پوشاک داریم، بدین سبب من راضی و خوشحال هستم.

پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست‌وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست‌وزیر به پادشاه گفت: قربان، این آشپز هنوز عضو گروه ۹۹ نیست. اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است. پادشاه با تعجب پرسید: گروه ۹۹ چیست؟

نخست‌وزیر جواب داد: اگر می‌خواهید بدانید که گروه ۹۹ چیست، باید کاری انجام دهید، یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا جلوی در خانه‌ی آشپز بگذارید، به زودی خواهید فهمید که گروه ۹۹ چیست.

پادشاه بر اساس حرف‌های نخست‌وزیر فرمان داد یک کیسه با ۹۹ سکه‌ی طلا را جلوی در خانه‌ی آشپز قرار دهند. آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و جلوی در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه‌های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه‌های طلایی را روی میز گذاشت و آن‌ها را شمرد. ۹۹ سکه؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد. ولی واقعا ۹۹ سکه بود. او تعجب کرد که چرا تنها ۹۹ سکه است و ۱۰۰ سکه نیست. فکر کرد که یک سکه‌ی دیگر کجاست؟

شروع به جستجوی سکه‌ی صدم کرد. اتاق‌ها و حتي حیاط را زیر و رو کرد. اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد. آشپز بسیار دل‌شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه‌ی طلایی دیگر به دست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یک صد سکه‌ی طلا برساند.

آن شب تا دیر وقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا او را بیدار نکرده‌اند . آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی‌خواند. او فقط تا حد توان کار می‌کرد. پادشاه نمی‌دانست که چرا این کیسه چنین بلایی بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست‌وزیر پرسید.

نخست‌وزیر جواب داد: قربان، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه ۹۹ درآمده است. اعضای گروه ۹۹ چنین افرادی هستند، آنان زیاد دارند اما راضی نیستند، تا آخرین حد توان کار می‌کنند تا بیشتر به دست آورند، می‌خواهند هر چه زودتر یک‌صد سکه را از آن خود کنند و این علت اصلی نگرانی‌ها و دردهای آن‌هاست. آن‌ها به همین سادگی شادی و رضایت را از دست می‌دهند و اعضای گروه ۹۹ نامیده می‌شوند.
@Managementhints
🔲⭕️تکنیک گفتگو با اردک پلاستیکی
@Managementhints
یکی از تکنیک های حل مساله، توضیح دادن آن برای دیگران است چرا که وقتی موضوعی را برای دیگران توضیح می دهیم ذهن خود ما منسجم می شود. حتما برای همه ما پیش آمده که از کسی وقت خواسته ایم تا از وی مشورت بگیریم وقتی صورت مساله را گفته ایم خودمان به راه حل می رسیم. بنابراین اگر برای حل مساله کافی است که آن را توضیح دهید، پس چه نیازی به کسی است که به آن گوش دهد؟

نیاز به کسی ندارید. دفعه بعدی که در مساله ای گیر کردید، چرا تلاش نکنید که مساله خود را به یک شی بی جان مثل یک اردک پلاستیکی توضیح دهید؟
می دانم که پدر و مادرتان به شما درباره کسانی که با اشیا صحبت می کنند هشدار داده اند، اما حقیقت این است که این کار جواب می دهد.

اگر دانستن این نکته باعث کاهش مقاومت و احساس عجیب و غریب بودن این ایده می شود باید بدانید که این ایده درصنعت توسعه نرم افزار، ایده نسبتاً معروفی است. حتی یک اصطلاح هم برای آن اختراع شده: Rubber ducking یعنی ارتباط با اردک پلاستیکی" این ایده با کتاب "برنامه نویس عملگرا" معروف شده که مطالعه آن برای توسعه دهندگان نرم افزار ضروری است.

اردک‌ پلاستیکی حقیقتاً مزیتهایی هم نسبت به انسان ها دارد:
»» اردکهای پلاستیک هیچوقت کلام شما قطع نمی کنند و مسیر فکری شما را برهم نمی زنند.
»» لازم نیست نگران باشید که با مشکلاتتان باعث مزاحمت اردکهای پلاستیکی می شوید.
»» اردکهای پلاستیکی با دیگر اردکها درباره مسائل خصوصی شما صحبت نمی کنند.
»» اردک پلاستیکی مورد اعتماد شما، هیچوقت سرش شلوغ نیست و همیشه منتظر سوالات شماست.

🔘⭕️نکته راهبردی:
برای تصمیم گیری های مهم حتما لازمست که ذهن تان را منسجم کنید. برای آن که ذهن تان منسجم شود دو راه دارید یکی اینکه آن را روی کاغذ بیاورید و دیگری اینکه آن مساله را برای دیگران بگویید. هر کدام از این دو روش مزایایی دارد. اما نکته مهم این جاست که باید مساله را یک بار از ذهن خود بیرون بریزید. این باعث می شود که بتوانید به مساله خود بهتر نگاه کنید.

دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Managementhints
هر وقت فكر كردى اشتباه خيلى بزرگى رو مرتكب شدى، يادت بياد كه سال 1788 در جنگ ميان تركيه و اتريش، ارتش اتريش به اشتباه به نيروهاى خودى حمله كرد و 10 هزار نفر از نيروهاى خودى رو كشت
اطلاعات ضروری سفر

@Managementhints
اگر بدانید که مردم
هرگز نصایح شما را قبول نمی‌‌کنند
هیچگاه پرگویی نخواهید کرد

مگر وکیل و یا دکتر باشید
و آنها برای شنیدن صحبت‌هایتان
پول خرج کرده باشند!!!


#جرج_برنارد_شاو
@Managementhints
دعا می کنم در این آخرین ساعات سال ، خدا خود بخواند برایتان دعای یا مقلب القلوب را...

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ   یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ    یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ    حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
ای تغییر دهنده دلها و دیده‏ها * ای مدبر شب و روز * ای گرداننده سال و حالت ها * بگردان حال ما را به نیکوترین حال

سال نو بر شما و خانواده ی گرامی تان مبارک باد.
سالی سرشار از شادی، موفقیت ، عشق ، خدا ، رزق و روزی ، خبرهای ناب، لبریز از کامیابی و تحقق رویاهایتان را آرزومندم.

روزگار دلتان همیشه بهاری.

ارادتمند شما
#مصطفی_یوسفی
کسانی که پس ازتغییر، تغییر می‌کنند زند‌ه خواهندماند
کسانی که باتغییر، تغییر میکنند موفق خواهندشد
کسانی که تغییررا ایجادمیکنند د‌یگران را رهبری خواهندکرد
@Managementhints
First role in 1396
Never talk about 1395

اولین قانونِ سال 1396
هیچوقت درمورد سال 1395صحبت نکن!

@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

نگاهش به سبزه عید که افتاد
رفت توی فکر...

لحظاتی گذشت ...

وقتی سرشو بالا آورد
و فهمید که دارم با تعجب نگاه می کنم، لبخند تلخی زد.
 
گفتم:
گیله مرد !
توی سبزه ها چی دیدی
که رفتی تو فکر؟!

کمی سکوت کرد و گفت:
به این دونه های سبز شده نگاه کن...
چند روز آب و غذا
و نور خورشید خوردند و رشد کردند...

گفتم:
خب!

گفت :
سیصد شصت و پنج روز
از خدا عمر گرفتیم
و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود؛
می ترسم
رشد که نکرده باشم هیچ؛
افت هم کرده باشم!

دونه ای که نخواد رشد کنه؛
هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی
فقط بیشتر می گنده...

👤 #بزرگ_علوی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
 
دنیا پر از افرادی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آن‌ها انگیزه دهد تا به فردی تبدیل شوند که آرزو دارند. مسئله این است که هیچ نجات‌دهنده‌ای نیست! این افراد منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده‌اند، اما در خیابانی که هیچ اتوبوسی از آن نمی‌گذرد... در نتیجه، اگر این اشخاص مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرند و خود را تحت فشار قرار ندهند، ممکن است برای همیشه منتظر بمانند، و این کاریست که اکثر مردم انجام می‌دهند...

@Managementhints
فرمول زندگی من خیلی ساده است
صبح‌ها از خواب بیدار می‌شوم و شب ها به تخت خوابم برمی‌گردم ..!
در این بین سعی می‌کنم به کسی آزار نرسانم

کری گرانت
@Managementhints
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود

کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.

مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
اما.........گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

@Managementhints
شما آهن ربایی زنده هستید
در مورد هر چه بیندیشید؛
همان را به سمت خود
جذب خواهید کرد ....!!!
@Managementhints
#برایان_تریسی
موفقیت از راه خوش شانسی به دست نمی آید،
بلکه از راه تصمیم گیری های هوشمندانه است که حاصل می شود...
@Managementhints
در يک سحرگاه سرد ماه ژانويه، مردي وارد ايستگاه متروي واشينگتن دي سي شد و شروع به نواختن ويلون کرد.اين مرد در عرض ۴۵ دقيقه، شش قطعه از بهترين قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ‌ترين ساعات صبح بود، هزاران نفر براي رفتن به سر کارهايشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقيقه گذشته بود که مرد ميانسالي متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هايش کاست و چند ثانيه‌اي توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. يک دقيقه بعد، ويلون‌ زن اولين انعام خود را دريافت کرد. خانمي بي‌آنکه توقف کند يک اسکناس يک دلاري به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد. چند دقيقه بعد، مردي در حاليکه گوش به موسيقي سپرده بود، به ديوار پشت‌ سر تکيه داد، ولي ناگهان نگاهي به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد، کسي که بيش از همه به ويلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌اي بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه مي‌‌برد. کودک يک لحظه ايستاد و به تماشاي ويلون‌زن پرداخت، مادر محکم‌تر کشيد و کودک در حالي‌که همچنان نگاهش به ويلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، اين صحنه، توسط چندين کودک ديگر نيز به همان ترتيب تکرار شد، و والدين‌شان بلا استثنا براي بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقيقه‌اي که ويلون‌زن مي‌نواخت، تنها شش نفر، اندکي توقف کردند. بيست نفر انعام دادند، بي‌آنکه مکثي کرده باشند، و سي و دو دلار عايد ويلون‌زن شد. وقتيکه ويلون‌زن از نواختن دست کشيد و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسي متوجه شد. نه کسي تشويق کرد، ونه کسي او را شناخت. هيچکس نمي‌دانست که اين ويلون‌زن همان "جاشوا بل" يکي از بهترين موسيقيدانان جهان است، و نوازنده‌ي يکي از پيچيده‌ترين قطعات نوشته شده براي ويلون به ارزش سه ونيم ميليون دلار، مي‌باشد. جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در يکي از تاتر هاي شهر بوستون، برنامه‌اي اجرا کرده بود که تمام بليط‌هايش پيش‌فروش شده بود، و قيمت متوسط هر بليط يکصد دلار بود.

اين يک داستان حقيقي است، نواختن جاشوا بل در ايستگاه مترو توسط واشينگتن‌پست ترتيب داده شده بود، و بخشي از تحقيقات اجتماعي براي سنجش توان شناسايي، سليقه و الوويت‌‌هاي مردم بود.

نتيجه: آيا ما در شرايط معمولي و ساعات نا‌مناسب، قادر به  مشاهده و درک زيبايي هستيم؟ لحظه‌اي براي قدر‌داني از آن توقف مي‌کنيم؟ آيا نبوغ و شگردها را در يک شرايط غير منتظره مي‌توانيم شناسايي کنيم؟

يکي از نتايج ممکن اين آزمايش مي‌تواند اين باشد، اگر ما لحظه‌اي فارغ نيستيم که توقف کنيم و به يکي از بهترين موسيقيدانان جهان که در حال نواختن يکي از بهترين قطعات نوشته شده براي ويلون، است، گوش فرا دهيم، چه چيزهاي ديگري را داريم از دست مي‌دهيم؟

@Managementhints
پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش می خواهد ، اما سوء استفاده نکردن از آنها ، مقدار زیادی شعور!
@Managementhints
👤والت ویتمن
🔸در 30 سالگی کارش را از دست داد
🔸در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
🔸در 34 سالگی مجددا ورشکست شد
🔸در 35 سالگی، عشق دوران کودکیش را از دست داد
🔸در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
🔸در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد.
🔸در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد.
🔸به 55سالگی که رسید باز نتوانست سناتور ایالت شود.
🔸در 58سالگی مجددا سناتور نشد.
🔸 در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد.

👈او نظام برده داری را در آمریکا از بین برد. نام او آبراهام لینکلن بود، جا نزد، هرگز جا نزد.

👌بازندگان آنهایی هستند که جا میزنند.
@Managementhints
آنچه موجب رنجش آدمها از یکدیگر می شود، این است که 
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان،به تمام وقایع دنیا از زاویه ی 
دید ما نگاه کند !
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها، روابط شکل مناسب تری خواهند داشت.

📝گونتر گراس
@Managementhints
پول‌دارها به بقیۀ آدم‌ها «نگاه» نمی‌کنند
@Managementhints
دو تحقیق جدید نشان می‌دهد چهرۀ انسان‌ها برای کسانی که پول بیشتری دارند، جذابیت کمتری دارند.

در درددل‌های روزمره، به احتمال زیاد از دوست و آشنایی شنیده‌ایم که فلان شخص «از وقتی پولدار شده، دیگه ما را نمی‌شناسه». این نتیجه‌گیری که از اعماق حکمت عامیانه بیرون آمده است، چندان بیراه نیست. تحقیقات جدیدی که در حوزۀ روان‌شناسی انجام شده‌اند، نشان می‌دهند چهرۀ دیگران، برای کسانی که خود را پول‌دار می‌دانند، در مقایسه با فقیرترها، جذابیت کمتری دارد. در واقع، توجه پولدارها به شکل نظام‌مند به دیگر انسان‌ها و مشکلاتشان کمتر است.

اسکوئر — هرکس در فیس‌بوک شاهد بحثی احمقانه بوده باشد می‌داند که هرقدر جیب‌تان پر پول‌تر باشد احتمالاً کمتر می‌توانید میزان رفاه خودتان را درک کنید. اما، براساس تحقیقی که به‌تازگی در مجلۀ سایکولوژیکال ساینس۱ چاپ شده است، مشکلْ عمیق‌تر از این است، تاحدی‌که می‌توان گفت اصلاً افراد پول‌دار به دیگران یا مشکلاتشان توجهی نمی‌کنند.

روان‌شناسان دانشگاه نیویورکْ نظریۀ «اهمیت انگیزشیِ»۲ دیگر انسان‌ها را  بررسی کرده‌اند، نظریه‌ای که می‌گوید ما به چیزهایی توجه می‌کنیم که برایمان ارزشمندتر به نظر بیایند. این ارزش نیز اغلب از دو راهِ تهدید و پاداش مشخص می‌شود.

برای انجام این تحقیق، شصت‌ویک نفر در منطقه‌ای از شهر منهتن، درحالی‌که عینک گوگل زده بودند، راه رفتند. این شاید تنها باری بود که عینک گوگل حقیقتاً استفادۀ واقعی داشت! محققان از شرکت‌کنندگان خواستند طبقۀ اجتماعی‌شان را تعیین کنند. آن‌هایی که خودشان را پول‌دار می‌دانستند، در مقایسه با کسانی که خودشان را از طبقات اجتماعی پایین‌تری می‌دانستند، کمتر به دیگران نگاه می‌کردند. وقتی هم که شرکت‌کنندگان را به نگاه‌کردن به عکس‌هایی از «تصاویر خیابانی گوگل» ملزم کردند و نگاه‌کردنِ آن‌ها به دیگران را تحلیل کردند، نتایج همچنان یکسان بود.

محققان دانشگاه نیویورکْ آزمایش جداگانه‌ای انجام دادند تا تحلیل کنند که آیا میزان نگاه‌کردن شرکت‌کنندگانشان به دیگر انسان‌ها آگاهانه بوده است یا غیرارادی؟

در این تحقیق، دو مجموعه‌ عکس شش‌تایی، شامل یک چهره و پنج شیء بی‌جان، به شرکت‌کنندگان نشان می‌دادند که پنج عکسْ مشابه و یکی متفاوت بود. مجموعۀ یک و دو پی‌درپی در فواصل زمانیِ ثابت روی صفحۀ نمایشگر می‌آمد تا آنکه شرکت‌کننده با فشردن یک دکمه مشخص کند که آیا تفاوتی بین دو مجموعه می‌بیند یا خیر. انسان‌هایی که خودشان را کمتر پول‌دار می‌دانستند در تشخیص تغییرِ چهره‌ها سریع‌تر از کسانی عمل می‌کردند که پول‌دار بودند. این به‌اعتقاد محققان به‌معنای این است که صورت‌ها «اهمیت انگیزشی» بیشتری برای کسانی دارد که پول کمتری دارند.

پس همان‌طور که می‌دانید، جهان افتضاح است.

پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۱۶ با عنوان Rich People Are Oblivious to Other People's Problems, According to a New Study در وب‌سایتاسکوئر منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان پول‌دارها به بقیۀ آدم‌ها «نگاه» نمی‌کنند ترجمه و منتشر کرده است.
[۱] Psychological Science
[۲] motivational relevance

@Managementhints
@Managementhints

الگو و پارادایم مدیریت دولتی نوین ( NPM )

مقدمه :

در تاريخ بشريت بندرت نهادي مهم را مي توان يافت كه به سرعت « مديريت » پا به عرصه وجود گذاشته باشد و يا چنين تاثير شگرفي را داشته باشد . در كمتر از 150 سال مديريت بافت اجتماعي و  اقتصادي كشورهاي پيشرفته جهان را دگرگون ساخته است ، يك اقتصاد جهاني را بوجود آورده و قوانين جديدي را براي كشورها وضع نموده است كه همگي به طور يكسان و برابر در آن اقتصاد حضور مي يابند . خود مديريت نيز دگرگون شده است . مديران بندرت درك مي كنند كه آيا مديريت درست يا غلط را اعمال مي نمايند . در نتيجه آنها آمادگي چنداني براي مقابله با چالش هاي بزرگي كه اكنون با آن مواجه مي باشند را ندارند . در واقع مشكلات عمده اي كه مديران با آن رودررو هستند بواسطه فناوري و يا سياست نيست . منشاء اين مشكلات در خارج از مديريت و سازمان قرار ندارد . مشكلات و مسايل دقيقاً نتيجه نامطلوب اعمال مديريت خود آنان است . بايد پذيرفت كه وظيفه و نقش اساسي مديريت يعني ايجاد قابليت و آمادگي در كاركنان به منظور ارايه عملكرد مشترك از طريق اهداف مشترك ، ارزش هاي مشترك ، ساختار مناسب و آموزش و بهسازي مورد نياز آنان در انجام كار و نشان دادن واكنش مناسب در برابر تغيير ، يكسان باقي مي ماند . اما همين مفهوم و معني از اين وظيفه و نقش نيز تغيير كرده است ، لااقل به اين دليل كه عملكرد مديريت نيروي كار را از يك مجموعه افراد غير متخصص و ماهر به مجموعه اي از افراد بسيار تحصيل كرده و ماهر تبديل نموده است .

ظهور و پيدايش مديريت دولتي نوين

مديريت دولتي نوين يا مديريت گرايي راهكاري بود در جهت اصلاح الگوي اداره امور عمومي كه سعي دارد سازوكارهاي بخش خصوصي را در بخش دولتي پياده كند . پاليت ( Pollitt ) در سال 1994 جنبش مديريت دولتي نوين را به عنوان سيستم فكري ايدئولوژيك مطرح مي كند كه با ويژگي به كارگيري ايده هاي بخش خصوصي شناخته مي شود . ويرتانن (Virtanen ) در سال 1996 معتقد است مديريت دولتي نوين ريشه در تزويج دو جريان مختلف دارد: 11- اقتصاد بنياد گرايي نوين ، 2- مديريت گرايي مبتني بر بازار . ( هود ،1991 ) . ( هوپ ، 2002 ) پايه بنيادين شكل گيري مديريت دولتي  نوين را در كاربرد بازار اقتصادي به عنوان مدلي براي روابط اداري و سياسي خلاصه مي كند . بطور كلي مديريت دولتي نوين از دو نظريه علم اقتصاد و مديريت بخش خصوصي ارتزاق مي كند . هر چند بين بخشهاي دولتي و خصوصي تفاوت هاي اساسي وجود دارد ، اما اين به معني آن نيست كه فنون و نظريه هاي بخش خصوصي در بخش دولتي كاربرد ندارد . تمركز بر نتيجه و توجه به برنامه ريزي استراتژيك در بخش دولتي از بخش خصوصي اقتباس شده است .

اصول و عناصر مديريت دولتي نوين

يكي از ويژگي هاي اين الگوي جديد مديريت ، خلق مفاهيم بازار ، شبه بازار و رقابت جويي در بخش دولتي است . به سخن ديگر ، اين تاكيد وجود دارد كه انحصارات دولتي بايد از طريق سازماندهي مجدد جاي خود را به بازارهاي رقابتي بدهند . ديگر ويژگي عمده مديريت دولتي نوين بر جامعه مدني است . اصول جديد مديريت در بخش دولتي مستلزم تعريف مجدد نقش ها ، مسئوليت ها و سطوح تعاملي بين خط مشي گذارها ، مديران و جامعه مدني به عنوان مشتري است .

شدلر ( Schedler ) و پرولر ( Proeller ) در سال 2002 در قالب  يك طبقه بندي ، عناصر عمومي مديريت دولتي نوين را به شرح زير فهرست كرده اند :

بازسازي سازماني : تفويض اختيار و كاهش سلسله مراتبابزارهاي مديريتي : كارآفريني و كارآيياصلاح بودجه ريزي : نزديكي به بخش خصوصيمشاركت : درگير شدن شهروندانمشتري مداري و مديريت كيفيت : كسب مشروعيت در ارائه خدمات و باز مهندسيبازارگرايي و خصوصي سازي : تحديد بخش دولتي و ارتقاي كارآيي از طريق رقابت

سازمان توسعه و همكاري اقتصادي ( OECD ، 1995 ) عناصر مديريت دولتي نوين را به شرح زير فهرست كرده است :

تامين استقلال و انعطاف پذيريتضمين عملكرد ، كنترل و جوابگوييتامين خدمات مورد تقاضاي شهروندانبهبود مديريت منابع انسانيمطلوب سازي فن آوري اطلاعاتبهبود كيفيت مقرراتتحكيم وظايف راهبردي در حوزه مركزي

كشورهاي موفق در پياده سازي مديريت دولتي نوين

بطور كلي خاستگاه الگوي اداره امور عمومي اروپا است هر چند آمريكا در بسط و تكميل آن نقش عمده اي ايفا كرد . خاستگاه الگوي مديريت دولتي نوين نيز انگلستان است و كشورهاي زلاندنو ، استراليا ، سنگاپور در پياده سازي اصول مديريت دولتي نوين موفق عمل نمودند و در اين راه گامهاي خوبي برداشتند و تجربه موفق كشورهاي مزبور پيش روي ماست . البته ساير كشورهايي كه اقتصاد و دولت قوي داشتند در انتخاب اصول مديريت دولتي نوين دست به گزينش زدند . بانك جهاني و صندوق بين المللي پول همواره پذيرش اصول مديريت دولتي نوين را به كشورهاي در حال توسعه توصيه مي نمايد .

زلاندنو ( New Zealand ) : مديريت نوين دولتي در عمل

طرفدار