Forwarded from نکات و دروس مدیریت
مرگ بی قاعده
@Managementhints
ویروس کرونا به تدریج در حال عالم گیر شدن است. اکنون گزارش های جسته و گریخته ای از نقاط گوناگون جهان منتشر می شوند که بر شیوع این ویروس در قاره های مختلف و کشورهای متفاوت دلالت می کنند. اما هنوز هم بسیاری از کشورها شیوع کرونا در بین شهروندانشان را انکار می کنند و یا رواج آن را بسیار کمتر از آنچه در واقعیت رخ داده است جلوه می دهند. به عنوان مثال، افراد بسیاری می پرسند چطور است که گزارشی از ابتلا به کرونا در ترکیه به چشم نمی خورد؟ یا چطور است که هندوستان با آن جمعیت و وسعت هنوز به نحو جدی با کرونا درگیر نشده است؟
به نظر می رسد پاسخ این پرسش ها در مفهوم «قاعده مند سازی مرگ» (بیات ریزی، 2008) نهفته است.
مرگ تهدیدی علیه نظم اجتماعی است. هر جامعه ای مرگ را یک تهدید بزرگ می داند و با آن مقابله می کند. هابز معتقد بود در جامعه ای که مرگ در آن شایع و عنان گسیخته باشد، امنیت، کامیابی و رفاه وجود نخواهد داشت و زندگی انسان در آن توام با تنهایی، فقیرانه، نکبت بار، ددمنشانه و کوتاه خواهد بود (هابز، 1978).
هر جامعه ای با مرگ مقابله می کند و سعی می کند آن را کنترل کند و «قاعده مند» سازد. اما روش های قاعده مند کردن مرگ گوناگونند. مرگ ها گاهی مورد پذیرش قرار می گیرند و گاهی پنهان می شوند. مرگ های طبیعی بر اثر کهولت سن، مرگ در جنگ با دشمن، اشرار و گروه های جنایت کار یا در برخی کشورها مرگ خودخواسته (اتانازی) پذیرفته می شوند و به نحو عمومی به نمایش در می آیند اما مرگ بر اثر بلایای طبیعی، سوانح، بیماری های همه گیر، آلودگی هوا، اعتراضات اجتماعی یا خودکشی پنهان می شوند و مسکوت گذاشته می شوند. در حقیقت پذیرش مرگ یا پنهان کردن آن روش های گوناگون کنترل و «قاعده مند سازی مرگ» هستند (بیات ریزی و تسلیمی طهرانی، 1395).
اکنون ویروس کرونا در همه کشورها به عنوان تهدیدی علیه نظم اجتماعی در نظر گرفته شده است. بسیاری از افراد به این ویروس مبتلا شده اند و تعداد قابل توجهی از آنها بر اثر بیماری ناشی از آن درگذشته اند. پس طبیعی است که مرگ های ناشی از کرونا باید «قاعده مند» شوند. در این مورد شیوه اصلی «قاعده مند سازی مرگ» بر انکار، پنهان سازی و مسکوت گذاشتن آن گذاشته شده است.
مرگ های ناشی از کرونا، مرگ هایی «بی قاعده» هستند که اجتماع، اقتصاد، سیاست و فرهنگ جوامع گوناگون را تهدید می کنند. در نتیجه جوامع مختلف سعی می کنند این مرگ ها را انکار کنند، آنها را کم اهمیت بشمارند، بر روی آنها سرپوش بگذارند و تعداد واقعی کشته شدگان را پنهان سازند.
Bayatrizi, Z (2008) Life Sentences: The Modern Ordering of Mortality. University of Toronto Press, Scholarly Publishing Division.
Hobbes, T (1978) Leviathan, Middlesex: Pelican Press.
بیات ریزی، زهره و تسلیمی طهرانی، رضا (1395) مروری انتقادی بر اندیشه های اجتماعی در باب مرگ با توجه به وضعیت خاص ایران، مجله مطالعات اجتماعی ایران، دوره نهم، شماره 3 و 4.
رضا تسلیمی طهرانی
@Managementhints
@Managementhints
ویروس کرونا به تدریج در حال عالم گیر شدن است. اکنون گزارش های جسته و گریخته ای از نقاط گوناگون جهان منتشر می شوند که بر شیوع این ویروس در قاره های مختلف و کشورهای متفاوت دلالت می کنند. اما هنوز هم بسیاری از کشورها شیوع کرونا در بین شهروندانشان را انکار می کنند و یا رواج آن را بسیار کمتر از آنچه در واقعیت رخ داده است جلوه می دهند. به عنوان مثال، افراد بسیاری می پرسند چطور است که گزارشی از ابتلا به کرونا در ترکیه به چشم نمی خورد؟ یا چطور است که هندوستان با آن جمعیت و وسعت هنوز به نحو جدی با کرونا درگیر نشده است؟
به نظر می رسد پاسخ این پرسش ها در مفهوم «قاعده مند سازی مرگ» (بیات ریزی، 2008) نهفته است.
مرگ تهدیدی علیه نظم اجتماعی است. هر جامعه ای مرگ را یک تهدید بزرگ می داند و با آن مقابله می کند. هابز معتقد بود در جامعه ای که مرگ در آن شایع و عنان گسیخته باشد، امنیت، کامیابی و رفاه وجود نخواهد داشت و زندگی انسان در آن توام با تنهایی، فقیرانه، نکبت بار، ددمنشانه و کوتاه خواهد بود (هابز، 1978).
هر جامعه ای با مرگ مقابله می کند و سعی می کند آن را کنترل کند و «قاعده مند» سازد. اما روش های قاعده مند کردن مرگ گوناگونند. مرگ ها گاهی مورد پذیرش قرار می گیرند و گاهی پنهان می شوند. مرگ های طبیعی بر اثر کهولت سن، مرگ در جنگ با دشمن، اشرار و گروه های جنایت کار یا در برخی کشورها مرگ خودخواسته (اتانازی) پذیرفته می شوند و به نحو عمومی به نمایش در می آیند اما مرگ بر اثر بلایای طبیعی، سوانح، بیماری های همه گیر، آلودگی هوا، اعتراضات اجتماعی یا خودکشی پنهان می شوند و مسکوت گذاشته می شوند. در حقیقت پذیرش مرگ یا پنهان کردن آن روش های گوناگون کنترل و «قاعده مند سازی مرگ» هستند (بیات ریزی و تسلیمی طهرانی، 1395).
اکنون ویروس کرونا در همه کشورها به عنوان تهدیدی علیه نظم اجتماعی در نظر گرفته شده است. بسیاری از افراد به این ویروس مبتلا شده اند و تعداد قابل توجهی از آنها بر اثر بیماری ناشی از آن درگذشته اند. پس طبیعی است که مرگ های ناشی از کرونا باید «قاعده مند» شوند. در این مورد شیوه اصلی «قاعده مند سازی مرگ» بر انکار، پنهان سازی و مسکوت گذاشتن آن گذاشته شده است.
مرگ های ناشی از کرونا، مرگ هایی «بی قاعده» هستند که اجتماع، اقتصاد، سیاست و فرهنگ جوامع گوناگون را تهدید می کنند. در نتیجه جوامع مختلف سعی می کنند این مرگ ها را انکار کنند، آنها را کم اهمیت بشمارند، بر روی آنها سرپوش بگذارند و تعداد واقعی کشته شدگان را پنهان سازند.
Bayatrizi, Z (2008) Life Sentences: The Modern Ordering of Mortality. University of Toronto Press, Scholarly Publishing Division.
Hobbes, T (1978) Leviathan, Middlesex: Pelican Press.
بیات ریزی، زهره و تسلیمی طهرانی، رضا (1395) مروری انتقادی بر اندیشه های اجتماعی در باب مرگ با توجه به وضعیت خاص ایران، مجله مطالعات اجتماعی ایران، دوره نهم، شماره 3 و 4.
رضا تسلیمی طهرانی
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیشتر مردم زندگی نمیکنند ، فقط با هم مسابقه دو گذاشتهاند ! می خواهند به هدفی در افقِ دوردست برسند
ولی در گرماگرمِ رفتن آنقدر نفسشان بند میآید
و نفس نفس میزنند که چشمشان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند
و بعد یک وقت چشمشان به خودشان میافتد و میبینند پیر و فرسوده هستند
و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدف شان رسیدهاند یا نرسیده اند .. !
#جین_وبستر
@Managementhints
ولی در گرماگرمِ رفتن آنقدر نفسشان بند میآید
و نفس نفس میزنند که چشمشان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند
و بعد یک وقت چشمشان به خودشان میافتد و میبینند پیر و فرسوده هستند
و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدف شان رسیدهاند یا نرسیده اند .. !
#جین_وبستر
@Managementhints
میفهمم که حجم اضطراب و نگرانی عمومی خیلی بالاست و همه به امید نیاز دارند.
@Managementhints
این قواعد جذب انرژی و تاثیر افکار مثبت و این جور حرفهای قشنگ را هم میفهمم. اما واقعیت به سرعت پیش روندهای که وجود دارد، خیلی قدرتمندتر از این حرفها و قواعد است. فقط شب گذشته خودم در بیمارستانی که مرکز اصلی پذیرش کرونا هم نیست، شش بیمار کرونا بستری کردم و گفته میشود فقط در مرکز ما، حدود پنجاه بیمار کرونا بستریاند. به خدا ماجرا خیلی جدیتر از این حرفهاست. مردم فکر میکنند با فکر نکردن به اهمیت مخوف این موضوع، بیماری هم از قواعد جذب و دفع پیروی کرده و بیخیال میشود. اپیدمی به صورت ساعتی در حال گسترش است. اگر خودمان به داد خودمان نرسیم، به زودی مراکز درمانی قفل میشوند. متاسفانه فقط دولت نیست که می خواهد ابعاد واقعی کرونا را کوچک جلوه دهد، بلکه خود مردم هم دچار همین خطای اساسی شدهاند. چند دقیقه رقص و آواز برخی پرستاران را اصلا جدی نگیرید و بیش از حد ذوقزده نشوید. کافیست یک شب در بیمارستان بمانید تا بفهمید من از چه سخن میگویم. به نظرم الان جامعه به ترس نیاز بیشتری دارد تا امید. چون مردم در حد نگرانکنندهای کمتوجه به نظر میرسند و امید بیشتر، کار را خرابتر میکند. دندان روی جگر گذاشتهام که برخی اخبار را ننویسم اما تو را به مقدسات قسم، قبل از آن که فرصت دفن اجساد را هم نداشته باشیم، کرونا را جدیتر بگیرید.
مهمترین کاری که باید انجام دهید، در خانه ماندن است. فقط یک نفر، هر پنج روز یک بار برای خرید ضروریات بیرون برود و بعد با وسواس، سطوح آن چه خریده را ضدعفونی کند و خود به حمام برود. میدانم دوست دارید عکس رقص و گل و پرنده و آواز بگذارم و زیرش بنویسم همه چی آرومه و کرونا را شکست میدهیم، اما این دروغ است، همهچی ناآرومه. و اگر قرنطینههای خانگی را جدی نگیرید، مجبوریم در برابر کرونا، زانوی غم در بغل بگیریم. ببخشید که به عنوان یک پزشک نمیتوانم سکوت کنم و هشدار ندهم. ما کادر درمان که مجبوریم در خانه نمانیم اما لطفا همه به این پویش بپیوندید و عمل کنید که همه در خانه میمانیم.
✍دکتر مصطفی جلالیفخر
@Managementhints
@Managementhints
این قواعد جذب انرژی و تاثیر افکار مثبت و این جور حرفهای قشنگ را هم میفهمم. اما واقعیت به سرعت پیش روندهای که وجود دارد، خیلی قدرتمندتر از این حرفها و قواعد است. فقط شب گذشته خودم در بیمارستانی که مرکز اصلی پذیرش کرونا هم نیست، شش بیمار کرونا بستری کردم و گفته میشود فقط در مرکز ما، حدود پنجاه بیمار کرونا بستریاند. به خدا ماجرا خیلی جدیتر از این حرفهاست. مردم فکر میکنند با فکر نکردن به اهمیت مخوف این موضوع، بیماری هم از قواعد جذب و دفع پیروی کرده و بیخیال میشود. اپیدمی به صورت ساعتی در حال گسترش است. اگر خودمان به داد خودمان نرسیم، به زودی مراکز درمانی قفل میشوند. متاسفانه فقط دولت نیست که می خواهد ابعاد واقعی کرونا را کوچک جلوه دهد، بلکه خود مردم هم دچار همین خطای اساسی شدهاند. چند دقیقه رقص و آواز برخی پرستاران را اصلا جدی نگیرید و بیش از حد ذوقزده نشوید. کافیست یک شب در بیمارستان بمانید تا بفهمید من از چه سخن میگویم. به نظرم الان جامعه به ترس نیاز بیشتری دارد تا امید. چون مردم در حد نگرانکنندهای کمتوجه به نظر میرسند و امید بیشتر، کار را خرابتر میکند. دندان روی جگر گذاشتهام که برخی اخبار را ننویسم اما تو را به مقدسات قسم، قبل از آن که فرصت دفن اجساد را هم نداشته باشیم، کرونا را جدیتر بگیرید.
مهمترین کاری که باید انجام دهید، در خانه ماندن است. فقط یک نفر، هر پنج روز یک بار برای خرید ضروریات بیرون برود و بعد با وسواس، سطوح آن چه خریده را ضدعفونی کند و خود به حمام برود. میدانم دوست دارید عکس رقص و گل و پرنده و آواز بگذارم و زیرش بنویسم همه چی آرومه و کرونا را شکست میدهیم، اما این دروغ است، همهچی ناآرومه. و اگر قرنطینههای خانگی را جدی نگیرید، مجبوریم در برابر کرونا، زانوی غم در بغل بگیریم. ببخشید که به عنوان یک پزشک نمیتوانم سکوت کنم و هشدار ندهم. ما کادر درمان که مجبوریم در خانه نمانیم اما لطفا همه به این پویش بپیوندید و عمل کنید که همه در خانه میمانیم.
✍دکتر مصطفی جلالیفخر
@Managementhints
🚨 دکتر مسعود مردانی عضو کمیته کشوری آنفولانزا در مصاحبهای با روزنامه ایران گفته :
ویروس کرونا بشدت در حال گردش است و چون یک فرد همزمان با ابتلا به این بیماری می تواند ۴ نفر را آلوده کند ، تخمین می زنیم ۳۰ تا ۴۰ درصد جمعیت تهران تا آخر اسفند ماه به ویروس کرونا مبتلا شوند !
پن: آقایان! یا همین امروز این مصاحبه را تکذیب کنید یا واقعیت کرونا را به مردم بگویید. چون این حرف یعنی ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از جمعیت تهران کرونا میگیرند. اگر آمار مرگ و میر بیماری تنها ۳٪ باشد یعنی فاجعه مرگ ۷۰ هزار نفر در ۱۵ روز آینده فقط در تهران !
تکرار میکنم آن هم فقط تا پایان اسفند و فقط در تهران !
با این تحلیل وضعیت بقیه شهرها با امکانات ضعیفتر ممکن است بدتر هم باشد ...
@Managementhints
ویروس کرونا بشدت در حال گردش است و چون یک فرد همزمان با ابتلا به این بیماری می تواند ۴ نفر را آلوده کند ، تخمین می زنیم ۳۰ تا ۴۰ درصد جمعیت تهران تا آخر اسفند ماه به ویروس کرونا مبتلا شوند !
پن: آقایان! یا همین امروز این مصاحبه را تکذیب کنید یا واقعیت کرونا را به مردم بگویید. چون این حرف یعنی ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از جمعیت تهران کرونا میگیرند. اگر آمار مرگ و میر بیماری تنها ۳٪ باشد یعنی فاجعه مرگ ۷۰ هزار نفر در ۱۵ روز آینده فقط در تهران !
تکرار میکنم آن هم فقط تا پایان اسفند و فقط در تهران !
با این تحلیل وضعیت بقیه شهرها با امکانات ضعیفتر ممکن است بدتر هم باشد ...
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#صف_حماقت
حماقت، سرنوشت همیشگی بشره
فایده انقلابها چیه وقتی آدم ها در خودشون انقلابی صورت نمیدن
#کرونا_را_جدی_بگیریم
@Managementhints
حماقت، سرنوشت همیشگی بشره
فایده انقلابها چیه وقتی آدم ها در خودشون انقلابی صورت نمیدن
#کرونا_را_جدی_بگیریم
@Managementhints
⭕فوری ....فوری ... و مهم
حتما تکمیل کنید فقط ۲ سوال میپرسه
معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از مردم خواست با مراجعه به سامانه salamat.gov.ir در طرح غربالگری الکترونیکی کرونا شرکت کنند.
لطفا نشر دهید.
@Managementhints
حتما تکمیل کنید فقط ۲ سوال میپرسه
معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از مردم خواست با مراجعه به سامانه salamat.gov.ir در طرح غربالگری الکترونیکی کرونا شرکت کنند.
لطفا نشر دهید.
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خبرها آمده است تعدادی از کارکنان دلسوز بانکهای ما در اثر بیماری کرونا از دنیا رفته اند.
بسیار تاثر برانگیز است در بانکداری که در اکثر نقاط جهان بر پایه خدمات الکترونیکی و غیر حضوری است، باید شاهد چنین تلفات انسانی ناراحت کننده ای باشیم.
تعداد فوت شدگان نظام بانکی بر اثر کرونا سه برابر کارکنان نظام پزشکی است.
#کارمندان_بانکها_را_دریابیم
@Managementhints
بسیار تاثر برانگیز است در بانکداری که در اکثر نقاط جهان بر پایه خدمات الکترونیکی و غیر حضوری است، باید شاهد چنین تلفات انسانی ناراحت کننده ای باشیم.
تعداد فوت شدگان نظام بانکی بر اثر کرونا سه برابر کارکنان نظام پزشکی است.
#کارمندان_بانکها_را_دریابیم
@Managementhints
- پس دیگر چارهای ندارم جز اینکه من هم خودم را بکشم.
- چه اشکالی دارد؟
- برای شما بیاهمیت است. برای شما همهچیز بیاهمیت است.
- نه، همهچیز نه.
- میخواهم خودم را مجازات کنم.
- پس زندگی کن. این از همهچیز سختتر است.
شب دراز
#میشل_دئون
📸 #والدو
@Managementhints
- چه اشکالی دارد؟
- برای شما بیاهمیت است. برای شما همهچیز بیاهمیت است.
- نه، همهچیز نه.
- میخواهم خودم را مجازات کنم.
- پس زندگی کن. این از همهچیز سختتر است.
شب دراز
#میشل_دئون
📸 #والدو
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
#قهرمان_زندگی
در کلاس هفتم باز شد.
معلم وارد شد و بچه ها آرام دفترهای انشایشان را روی میز گذاشتند.
همه دوست داشتند امروز اسمشان را معلم بگوید تا نوشته هایشان را در کلاس بخوانند.
موضوع انشا قهرمان زندگی بود.
اکثر بچه ها شخصیت های محبوب کارتونی ، سینمایی و بازی های رایانه ای را با چنان آب و تابی نوشته بودند که انگار سالهاست با آنها زندگی کرده اند.
معلم لیست را باز کرد.
نفس ها حبس شد.
+ علی اصغر کهربایی!
آرام از جایش بلند شد.
به سمت تخته حرکت کرد.
روبروی بچه ها ایستاد.
دفترش را باز کرد.
به نام بابا
دو سه روز از زمانی که خانم معلم گفتند قهرمان زندگی، گذشته بود و من به خیلی ها فکر کردم.
شب بود.
همه خواب بودند.
بابا کلید انداخت.
در باز شد.
مگر زیباتر از این سکانس در هیچ فیلمی یا داستانی، قهرمان وارد ماجرا میشود؟
همه ی قهرمان های زندگی ما پر سر و صدا و پر از زرق و برقند.
مگر میشود قهرمان با چنین شکوهی وارد شود؟
آرام وارد خانه شد.
حتی چراغ هم روشن نکرد تا نکند کسی بیدار شود.
آخر کارگردان را دق میدهی برای یک شات بسته از چشم های خسته ات...
آرامتر از قبل در اتاقم را باز کرد.
نزدیک تختم شد.
هوای اتاق بوی بهشت گرفت.
خودم را به خواب زدم.
پتو را انداخت رویم و صورتم را بوسید.
غرق شدم در آرامشی که وصفش فقط خدا می خواهد.
در را بست و رفت.
چه سکانسی عاشقانه تر از این؟
صبح زودتر بیدار شدم.
بابا سر میز صبحانه بود.
سلام کردم و کنارش نشستم.
صدابردار بوم صدا را نزدیکتر برد.
میخواست زیباترین صدای عالم را ضبط کند.
+ سلام پسرم...!
لبخند زد...
یقینا من اگر پیامبر می شدم معجزه ام لبخند پدرم بود و بس...
به دست هایش خیره شدم...
دوربین زوم شد روی چروک دست های بابا...
مثل هیچ کدام از قهرمان های داستانی نبود.
ولی چه لذتی داشت بوسیدن تک تک آن چروک های دست.
لعنت به نویسنده فیلمنامه که این قسمت را فراموش کرده بود.
به شانه هایش نگاه کردم.
دوربین از همان نما با من حرکت کرد.
شانه هایش مثل هیچ قهرمان داستانی پهن و بازوهایش بزرگ نبود.
ولی تمام درد ها و غصه ها را عظمتش قلع و قمع می کرد.
دوربین و من خیره شدیم به چشم هایش...
اسکورسیزی را میخواست این پلان.
بابا دستی کشید رو موهایم ..
پرواز فرشتگان در شالیزار...
احساس کردم وقتی بابا هست، همه چیز هست...
مادرم میخندد و خواهرم سرمست، انگار در بهشتند.
عجیب بود هیچ چیز خانه فرقی با قبل حضور بابا نداشت.
به خانه فقط یک بابا اضافه شده بود.
خوب قهرمان مگر غیر از این است؟
یک نفر با دست خالی و بهشت کردن دنیا...
کارگردان هنوز در چشم ها غرق بود و صدابردار له له میزد برای یک کلمه بیشتر...
بابا از سر میز بلند شد.
احساس کردم بال دارد.
لباس هایش را عوض کرد و آماده می شد برای سکانس نهایی...
نه برندهای معروف تنش بود و نه عطرش مدهوش کننده...
نه موهایش را ژل زده بود و نه صورتش را اصلاح...
کفش هایش را پا کرد.
در را باز کرد.
برگشت.
دوربین زوم شد به صورتش.
نگاهمان کرد.
+ خداحافظ...
مواظب خودتون باشید...
آیه نازل میکرد بابا...
هوا می ساخت...
در را بست...
دوربین مات و مبهوت قفل کرد روی در...
بابا رفت به جنگ زندگی...
بدون اسب، بدون زره، بدون کلاه خود فقط با همان دست های چروکیده ی زبر مثل پرش...
مادر برای قهرمان زندگی اش دعا می کرد...
خواهرم پول تو جیبی اش را می شمرد...
من مات قهرمانی بودم که هر قهرمانی آرزو داشت مثل او باشد...
راستی بابا بال هایت را جا گذاشته ای...
👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو
#پیشاپیش_روز_پدر_مبارک
#پدرم_قهرمان_تمام_زندگی_ام_دوستت_دارم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
#قهرمان_زندگی
در کلاس هفتم باز شد.
معلم وارد شد و بچه ها آرام دفترهای انشایشان را روی میز گذاشتند.
همه دوست داشتند امروز اسمشان را معلم بگوید تا نوشته هایشان را در کلاس بخوانند.
موضوع انشا قهرمان زندگی بود.
اکثر بچه ها شخصیت های محبوب کارتونی ، سینمایی و بازی های رایانه ای را با چنان آب و تابی نوشته بودند که انگار سالهاست با آنها زندگی کرده اند.
معلم لیست را باز کرد.
نفس ها حبس شد.
+ علی اصغر کهربایی!
آرام از جایش بلند شد.
به سمت تخته حرکت کرد.
روبروی بچه ها ایستاد.
دفترش را باز کرد.
به نام بابا
دو سه روز از زمانی که خانم معلم گفتند قهرمان زندگی، گذشته بود و من به خیلی ها فکر کردم.
شب بود.
همه خواب بودند.
بابا کلید انداخت.
در باز شد.
مگر زیباتر از این سکانس در هیچ فیلمی یا داستانی، قهرمان وارد ماجرا میشود؟
همه ی قهرمان های زندگی ما پر سر و صدا و پر از زرق و برقند.
مگر میشود قهرمان با چنین شکوهی وارد شود؟
آرام وارد خانه شد.
حتی چراغ هم روشن نکرد تا نکند کسی بیدار شود.
آخر کارگردان را دق میدهی برای یک شات بسته از چشم های خسته ات...
آرامتر از قبل در اتاقم را باز کرد.
نزدیک تختم شد.
هوای اتاق بوی بهشت گرفت.
خودم را به خواب زدم.
پتو را انداخت رویم و صورتم را بوسید.
غرق شدم در آرامشی که وصفش فقط خدا می خواهد.
در را بست و رفت.
چه سکانسی عاشقانه تر از این؟
صبح زودتر بیدار شدم.
بابا سر میز صبحانه بود.
سلام کردم و کنارش نشستم.
صدابردار بوم صدا را نزدیکتر برد.
میخواست زیباترین صدای عالم را ضبط کند.
+ سلام پسرم...!
لبخند زد...
یقینا من اگر پیامبر می شدم معجزه ام لبخند پدرم بود و بس...
به دست هایش خیره شدم...
دوربین زوم شد روی چروک دست های بابا...
مثل هیچ کدام از قهرمان های داستانی نبود.
ولی چه لذتی داشت بوسیدن تک تک آن چروک های دست.
لعنت به نویسنده فیلمنامه که این قسمت را فراموش کرده بود.
به شانه هایش نگاه کردم.
دوربین از همان نما با من حرکت کرد.
شانه هایش مثل هیچ قهرمان داستانی پهن و بازوهایش بزرگ نبود.
ولی تمام درد ها و غصه ها را عظمتش قلع و قمع می کرد.
دوربین و من خیره شدیم به چشم هایش...
اسکورسیزی را میخواست این پلان.
بابا دستی کشید رو موهایم ..
پرواز فرشتگان در شالیزار...
احساس کردم وقتی بابا هست، همه چیز هست...
مادرم میخندد و خواهرم سرمست، انگار در بهشتند.
عجیب بود هیچ چیز خانه فرقی با قبل حضور بابا نداشت.
به خانه فقط یک بابا اضافه شده بود.
خوب قهرمان مگر غیر از این است؟
یک نفر با دست خالی و بهشت کردن دنیا...
کارگردان هنوز در چشم ها غرق بود و صدابردار له له میزد برای یک کلمه بیشتر...
بابا از سر میز بلند شد.
احساس کردم بال دارد.
لباس هایش را عوض کرد و آماده می شد برای سکانس نهایی...
نه برندهای معروف تنش بود و نه عطرش مدهوش کننده...
نه موهایش را ژل زده بود و نه صورتش را اصلاح...
کفش هایش را پا کرد.
در را باز کرد.
برگشت.
دوربین زوم شد به صورتش.
نگاهمان کرد.
+ خداحافظ...
مواظب خودتون باشید...
آیه نازل میکرد بابا...
هوا می ساخت...
در را بست...
دوربین مات و مبهوت قفل کرد روی در...
بابا رفت به جنگ زندگی...
بدون اسب، بدون زره، بدون کلاه خود فقط با همان دست های چروکیده ی زبر مثل پرش...
مادر برای قهرمان زندگی اش دعا می کرد...
خواهرم پول تو جیبی اش را می شمرد...
من مات قهرمانی بودم که هر قهرمانی آرزو داشت مثل او باشد...
راستی بابا بال هایت را جا گذاشته ای...
👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو
#پیشاپیش_روز_پدر_مبارک
#پدرم_قهرمان_تمام_زندگی_ام_دوستت_دارم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️
تقدیم به #پدرم و تمام #مردان و #پسران سرزمینم #ایران
#اپیزود_اول
مردها گلادیاتورهای بدون زره و شمشیری هستند که با دستان خالی به جنگ طاقت فرسای زندگی آمده اند،
قطعا خدا موقع خلقت مرد، قرنها به فکر نشسته است.
آفرینش مخلوقی که می بایست هرگونه ضربه ای را تحمل کند،
درد بکشد ولی فریاد نه!
بغض راه گلویش را ببندد ولی گریه نه!
زیر بار هر فشاری خم بشود ولی له نه!
نامردی های روزگار را با پوست و گوشتش لمس کند ولی دم زدن نه!
شاید خلاصه اش بشود یک آدم آهنی با قلبی از جنس آرامش...
واقعا دنیای بدون مردان، دنیایی است بدون آرامش،
بدون صداهای دورگه ی آرامش بخش،
بدون دستهای زمخت آرامش بخش،
بدون دوستت دارمهای آرامبخش،
بدون تکیه گاهای عصبی آرامش بخش،
بدون دود سیگارهای آرامش بخش،
بدون حلش میکنم های آرامش بخش،
بدون تا منو داری های غم نداشته باش های آرامش بخش،
بدون بوسه های صورتهای زبر آرامش بخش،
بدون آغوشهای بزرگ و جادار آرامش بخش،
بدون...
دنیایی بدون شاعرهای شعرهای ناب، نقاش های ترسیم کننده ی روح یک زن، کارگردانهای خالق رمانهای عاشقانه، فرهادهای کوه کن و...
واقعا دنیا بدون مردها یک خلا خیلی بزرگ توی قلبش دارد.
اپیزود دوم:
مردها همه ی نقش های زندگی شان از آن نقش های دومی است که نقش اول را به سیمرغ و اسکار میرساند و خودش هیچ.
مثل بازی سازهای تک ضرب فوتبال، نباشند تیم از هم میپاشد ولی بودنشان توی زمین زیاد به چشم نمی آید.
یک دوم شخص مفرد که خالق اول شخص های موفق جمع بسیاریست.
مردها در هر نقشی همینند پدر، پسر، همسر و....
سخت ترین نقشهایی که ایفایش فقط یک مرد میخواهد...
مردها آرامش زندگی اند،
و بی شک ناب ترین، خاص ترین و پر چالش ترین نقش با کمترین دیالوگ ممکن، با تمام وجود و با بوسیدن پاهایشان
تقدیم میشود به حضرت پدر،
بابا! فقط کافیست صدایشان کنی، آنچنان ته دلت قرص میشود که به جانت روح دوباره دمیده میشود.
زیباترین نقش اول زندگی هر زن و دختری
مقدس ترین کلمه ی آرامش بخش دنیا.
اپیزود سوم:
مردها قرنهاست در ازای همه ی جان کندن هایشان فقط از زندگی کمی آرامش میخواهند تا مرهمی شود بر زخمهای عمیق شان،
مردها همه ی این مردهای عصبی و بد اخلاق و بد دهن، همه ی همین مردهای زندگی مان که بارها و بارها توی چرخ گوشت بزرگ این دنیا له له له شده اند ولی لب به شکایت وا نکرده اند،
غرورشان تنها چیزیست که با تمام وجود از آن محافظت میکنند و همین یک دارایی با ارزششان را نیز حاضرند قربانی زنان زندگیشان کنند.
مردها همیشه کودکند.
با یک ادا دلشان قنج میرود.
با یک لبخند خام میشوند.
با یک آغوش میسوزند.
و با یک لبخند جان میگیرند.
این کودکان قدکشیده را بیشتر مواظب باشیم که بودنشان شاید حس نشود ولی نبودنشان هر زندگی را نابود میکند.
مردها بیشتر از زنها بغض میکنند،
بیشتر دلشان میگیرد،
بیشتر دوست دارند سرشان را بکوبند توی دیوار!
ولی مردها همیشه سکوت میکنند،
گریه نمی کنند،
فقط گاهی توی خیابون از خجالت همدیگر در می آیند و تمام این غم ها و غصه ها را توی سر و صورت هم خالی میکنند.
همین هاست که مردها یک شب میخوابند و صبح تمام می شوند........
مردها آهسته میمیرند...
بی صداتر از زندگی شان میروند.
همه ی ایمان من است:
#مردها_فرشته_اند_و_رویای_هر_زنی_بدون_یک_مرد_خواهد_مرد.
#مصطفی_یوسفی
#والدو
#روز_مرد_مبارک
#حضرت_پدر_روزتان_مبارک
❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️
✍ #کانال_شعر_ادبیات
❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️
تقدیم به #پدرم و تمام #مردان و #پسران سرزمینم #ایران
#اپیزود_اول
مردها گلادیاتورهای بدون زره و شمشیری هستند که با دستان خالی به جنگ طاقت فرسای زندگی آمده اند،
قطعا خدا موقع خلقت مرد، قرنها به فکر نشسته است.
آفرینش مخلوقی که می بایست هرگونه ضربه ای را تحمل کند،
درد بکشد ولی فریاد نه!
بغض راه گلویش را ببندد ولی گریه نه!
زیر بار هر فشاری خم بشود ولی له نه!
نامردی های روزگار را با پوست و گوشتش لمس کند ولی دم زدن نه!
شاید خلاصه اش بشود یک آدم آهنی با قلبی از جنس آرامش...
واقعا دنیای بدون مردان، دنیایی است بدون آرامش،
بدون صداهای دورگه ی آرامش بخش،
بدون دستهای زمخت آرامش بخش،
بدون دوستت دارمهای آرامبخش،
بدون تکیه گاهای عصبی آرامش بخش،
بدون دود سیگارهای آرامش بخش،
بدون حلش میکنم های آرامش بخش،
بدون تا منو داری های غم نداشته باش های آرامش بخش،
بدون بوسه های صورتهای زبر آرامش بخش،
بدون آغوشهای بزرگ و جادار آرامش بخش،
بدون...
دنیایی بدون شاعرهای شعرهای ناب، نقاش های ترسیم کننده ی روح یک زن، کارگردانهای خالق رمانهای عاشقانه، فرهادهای کوه کن و...
واقعا دنیا بدون مردها یک خلا خیلی بزرگ توی قلبش دارد.
اپیزود دوم:
مردها همه ی نقش های زندگی شان از آن نقش های دومی است که نقش اول را به سیمرغ و اسکار میرساند و خودش هیچ.
مثل بازی سازهای تک ضرب فوتبال، نباشند تیم از هم میپاشد ولی بودنشان توی زمین زیاد به چشم نمی آید.
یک دوم شخص مفرد که خالق اول شخص های موفق جمع بسیاریست.
مردها در هر نقشی همینند پدر، پسر، همسر و....
سخت ترین نقشهایی که ایفایش فقط یک مرد میخواهد...
مردها آرامش زندگی اند،
و بی شک ناب ترین، خاص ترین و پر چالش ترین نقش با کمترین دیالوگ ممکن، با تمام وجود و با بوسیدن پاهایشان
تقدیم میشود به حضرت پدر،
بابا! فقط کافیست صدایشان کنی، آنچنان ته دلت قرص میشود که به جانت روح دوباره دمیده میشود.
زیباترین نقش اول زندگی هر زن و دختری
مقدس ترین کلمه ی آرامش بخش دنیا.
اپیزود سوم:
مردها قرنهاست در ازای همه ی جان کندن هایشان فقط از زندگی کمی آرامش میخواهند تا مرهمی شود بر زخمهای عمیق شان،
مردها همه ی این مردهای عصبی و بد اخلاق و بد دهن، همه ی همین مردهای زندگی مان که بارها و بارها توی چرخ گوشت بزرگ این دنیا له له له شده اند ولی لب به شکایت وا نکرده اند،
غرورشان تنها چیزیست که با تمام وجود از آن محافظت میکنند و همین یک دارایی با ارزششان را نیز حاضرند قربانی زنان زندگیشان کنند.
مردها همیشه کودکند.
با یک ادا دلشان قنج میرود.
با یک لبخند خام میشوند.
با یک آغوش میسوزند.
و با یک لبخند جان میگیرند.
این کودکان قدکشیده را بیشتر مواظب باشیم که بودنشان شاید حس نشود ولی نبودنشان هر زندگی را نابود میکند.
مردها بیشتر از زنها بغض میکنند،
بیشتر دلشان میگیرد،
بیشتر دوست دارند سرشان را بکوبند توی دیوار!
ولی مردها همیشه سکوت میکنند،
گریه نمی کنند،
فقط گاهی توی خیابون از خجالت همدیگر در می آیند و تمام این غم ها و غصه ها را توی سر و صورت هم خالی میکنند.
همین هاست که مردها یک شب میخوابند و صبح تمام می شوند........
مردها آهسته میمیرند...
بی صداتر از زندگی شان میروند.
همه ی ایمان من است:
#مردها_فرشته_اند_و_رویای_هر_زنی_بدون_یک_مرد_خواهد_مرد.
#مصطفی_یوسفی
#والدو
#روز_مرد_مبارک
#حضرت_پدر_روزتان_مبارک
❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️
✍ #کانال_شعر_ادبیات
✅ کادر درمان را چرا میکُشی؟!
✍️ دکتر محمد فاضلی
@Managementhints
✅ دکتر ... هفته پیش تلفن کرد تا درباره کرونا بگوید و وسط مکالمه بغضش ترکید و زد زیر گریه و گفت «زلزله که میآید خانهها خراب میشود اما بیمارستان سالم است، اما الان داخل خود بیمارستان زلزله آمده است. ... دلم به حال کادر درمان میسوزد.»
✅ امروز صبح به محض اینکه واتسآپ را باز کردم دکتر ... برایم نوشته بود «سلام، امروز بعد از ورود به بیمارستان یکی از بهیاران در راهرو به من مراجعه کرد و گفت من وصیتنامه نوشتم، به خانواده هم گفتم، بعنوان مدافع سلامت بیمنت در خدمتم. شرمنده شدم.»
✅ من از صبح دارم به این فکر میکنم که آن بهیار شریف وصیتنامهاش را نوشته است و بقیه که نوشتهاند، یک جایی توی دلشان نوشتهاند، فقط برای اینکه توی دل خانواده را خالی نکنند، چیزی روی کاغذ نیاوردهاند.
✅ من و تویی که با هر کار نادرستمان سبب میشویم کرونا فراگیرتر و مراجعه به بیمارستان بیشتر شود و آن بهیار و بقیه کادر بیمارستانها بیشتر تحت فشار قرار بگیرند، خیلی ساده «بهیارکشی»، «پرستارکشی» و «پزشککشی» میکنیم. قتل مگر شاخ و دُم دارد؟!
✅ آی «بیفکرِ وِلنگارِ شلخته»!! کادر درمان را چرا میکشی؟! میدانی «بیفکرِ ولنگار شلخته» کیست؟ هر کسی که کارش شیوع کرونا را تشدید و مهار آنرا سخت میکند. دوست داری آدرس دقیقتری بدهم؟ «بیفکرِ وِلنگارِ شلخته» منم، تویی، اوست:
⭕️ آنکه درست تصمیم نمیگیرد و سازماندهی لازم برای مقابله با یک بحران ملی را نمیشناسد، اما میدان کار کارشناسی را هم تنگ میکند.
⭕️ آن جلّاس گِردگویی که صریح و شجاعانه رو در روی رئیساش نمیایستد و بگوید چرا کار درست را انجام نمیدهی و فلان تصمیمات غلط است حتی اگر تو گفته باشی.
⭕️ آن محتکری که اقلام بهداشتی را از دسترسی مردم دور میکند؛ او که با جان مردم کاسبی راه انداخته است.
⭕️ آنکه میتواند در خانه بنشیند اما پشت فرمان نشسته تا ناقل ویروس به شمال، به این شهر و آن شهر باشد.
⭕️ آنکه میداند نشانههای کرونا دارد اما خودش را قرنطینه نمیکند و راه افتاده در و دیوار عالم را آلوده میکند.
⭕️ همان که چند هزار کیلومتر آنطرفتر، نماینده دستگاه سیاست خارجی این مملکت است اما آب ته دلش تکان نمیخورد که در حیطه وظایفش، قدمی برای مهار کرونای این مردم بردارد.
⭕️ همان که بر آتش بیاعتمادی میدمد،
همان که ضریح و در و دیوار حرم لیس میزند، و دینداری و اعصاب مردم را به سخره میگیرد.
⭕️ همان که با تجویز روغن بنفشه ملتی را مسخره عام و خاص جهان میکند.
⭕️ همان که انگشتاش را به سمت چشم اعصاب و اعتماد مردم نشانه گرفته و فریاد طب سنتی و دینیاش عالمی را کر کرده اما دریغ از یک بیمار شفایافته.
⭕️ آن کسی که فکرت را بهکار نمیاندازی که چگونه فعلاً از چند خط قرمز عبور کنی تا بتوانی اعتماد بسازی.
⭕️ آن کسی که فکرت را بهکار نمیاندازی تا بتوانی با این همه شبکه تلویزیونی، برنامههای مناسب برای در خانه نگه داشتن مردم ارائه کنی.
✅ حواست جمع باشد، هر بار که یکی از این کارها را میکنی یا آن کاری را که لازم است انجام نمیدهی، طناب دار را بر گلوی کادر درمان، بر گلوی همان بهیاری که وصیتنامهاش را نوشته است، سفتتر میکنی.
✅ من و تو، دائم با خودمان بگوییم «پرستارکشی، بهیارکشی، پزشککشی» ممنوع؛ اصلاً دائم تکرار نکنیم: «هموطنکش نباش!»
@Managementhints
✍️ دکتر محمد فاضلی
@Managementhints
✅ دکتر ... هفته پیش تلفن کرد تا درباره کرونا بگوید و وسط مکالمه بغضش ترکید و زد زیر گریه و گفت «زلزله که میآید خانهها خراب میشود اما بیمارستان سالم است، اما الان داخل خود بیمارستان زلزله آمده است. ... دلم به حال کادر درمان میسوزد.»
✅ امروز صبح به محض اینکه واتسآپ را باز کردم دکتر ... برایم نوشته بود «سلام، امروز بعد از ورود به بیمارستان یکی از بهیاران در راهرو به من مراجعه کرد و گفت من وصیتنامه نوشتم، به خانواده هم گفتم، بعنوان مدافع سلامت بیمنت در خدمتم. شرمنده شدم.»
✅ من از صبح دارم به این فکر میکنم که آن بهیار شریف وصیتنامهاش را نوشته است و بقیه که نوشتهاند، یک جایی توی دلشان نوشتهاند، فقط برای اینکه توی دل خانواده را خالی نکنند، چیزی روی کاغذ نیاوردهاند.
✅ من و تویی که با هر کار نادرستمان سبب میشویم کرونا فراگیرتر و مراجعه به بیمارستان بیشتر شود و آن بهیار و بقیه کادر بیمارستانها بیشتر تحت فشار قرار بگیرند، خیلی ساده «بهیارکشی»، «پرستارکشی» و «پزشککشی» میکنیم. قتل مگر شاخ و دُم دارد؟!
✅ آی «بیفکرِ وِلنگارِ شلخته»!! کادر درمان را چرا میکشی؟! میدانی «بیفکرِ ولنگار شلخته» کیست؟ هر کسی که کارش شیوع کرونا را تشدید و مهار آنرا سخت میکند. دوست داری آدرس دقیقتری بدهم؟ «بیفکرِ وِلنگارِ شلخته» منم، تویی، اوست:
⭕️ آنکه درست تصمیم نمیگیرد و سازماندهی لازم برای مقابله با یک بحران ملی را نمیشناسد، اما میدان کار کارشناسی را هم تنگ میکند.
⭕️ آن جلّاس گِردگویی که صریح و شجاعانه رو در روی رئیساش نمیایستد و بگوید چرا کار درست را انجام نمیدهی و فلان تصمیمات غلط است حتی اگر تو گفته باشی.
⭕️ آن محتکری که اقلام بهداشتی را از دسترسی مردم دور میکند؛ او که با جان مردم کاسبی راه انداخته است.
⭕️ آنکه میتواند در خانه بنشیند اما پشت فرمان نشسته تا ناقل ویروس به شمال، به این شهر و آن شهر باشد.
⭕️ آنکه میداند نشانههای کرونا دارد اما خودش را قرنطینه نمیکند و راه افتاده در و دیوار عالم را آلوده میکند.
⭕️ همان که چند هزار کیلومتر آنطرفتر، نماینده دستگاه سیاست خارجی این مملکت است اما آب ته دلش تکان نمیخورد که در حیطه وظایفش، قدمی برای مهار کرونای این مردم بردارد.
⭕️ همان که بر آتش بیاعتمادی میدمد،
همان که ضریح و در و دیوار حرم لیس میزند، و دینداری و اعصاب مردم را به سخره میگیرد.
⭕️ همان که با تجویز روغن بنفشه ملتی را مسخره عام و خاص جهان میکند.
⭕️ همان که انگشتاش را به سمت چشم اعصاب و اعتماد مردم نشانه گرفته و فریاد طب سنتی و دینیاش عالمی را کر کرده اما دریغ از یک بیمار شفایافته.
⭕️ آن کسی که فکرت را بهکار نمیاندازی که چگونه فعلاً از چند خط قرمز عبور کنی تا بتوانی اعتماد بسازی.
⭕️ آن کسی که فکرت را بهکار نمیاندازی تا بتوانی با این همه شبکه تلویزیونی، برنامههای مناسب برای در خانه نگه داشتن مردم ارائه کنی.
✅ حواست جمع باشد، هر بار که یکی از این کارها را میکنی یا آن کاری را که لازم است انجام نمیدهی، طناب دار را بر گلوی کادر درمان، بر گلوی همان بهیاری که وصیتنامهاش را نوشته است، سفتتر میکنی.
✅ من و تو، دائم با خودمان بگوییم «پرستارکشی، بهیارکشی، پزشککشی» ممنوع؛ اصلاً دائم تکرار نکنیم: «هموطنکش نباش!»
@Managementhints
مامان کی میای خونه؟
زنان کارمند
زنان شب خوابی های سر ساعت
و صبح بیداری های با استرس
زنان ترافیک های اول صبح
زنان مرخصی های ساعتی
زنان ناهار های هول هولکی
زنان چرت های ده دقیقه ای
زنان عصرهای شلوغ
زنان تاکسی، مترو، اتوبوس
زنان خریدهای سوپری
زنان شام های حاضری
زنان خسته روی مبل راحتی
زنان فرزند، زنان همسر، زنان مادر
زنان مادرانگی های به تعویق افتاده
زنان شیفت شب
زنان بیداری های از روی اجبار
زنان عاشق
زنان رویاهای خیس زیر بالش
زنان خواب های مرد محبوب
زنان مشکوک
زنان دلتنگ
زنان دلتنگ
زنان دلتنگ
@Managementhints
#پریسا_زابلی_پور
#هشت_مارس_روز_جهانی_زن_مبارک
زنان کارمند
زنان شب خوابی های سر ساعت
و صبح بیداری های با استرس
زنان ترافیک های اول صبح
زنان مرخصی های ساعتی
زنان ناهار های هول هولکی
زنان چرت های ده دقیقه ای
زنان عصرهای شلوغ
زنان تاکسی، مترو، اتوبوس
زنان خریدهای سوپری
زنان شام های حاضری
زنان خسته روی مبل راحتی
زنان فرزند، زنان همسر، زنان مادر
زنان مادرانگی های به تعویق افتاده
زنان شیفت شب
زنان بیداری های از روی اجبار
زنان عاشق
زنان رویاهای خیس زیر بالش
زنان خواب های مرد محبوب
زنان مشکوک
زنان دلتنگ
زنان دلتنگ
زنان دلتنگ
@Managementhints
#پریسا_زابلی_پور
#هشت_مارس_روز_جهانی_زن_مبارک
در این ایام هر کدام از دوستان و آشنایان و فامیل و... که به مسافرت برن یا مهمونی و دورهمی بگیرن برای من نمونه ی یک انسان #بی_شعور هستند و بدون درنگ تمامی روابطم رو باهاشون قطع میکنم.
تو با این کارت نه تنها جون من رو که از اون مهمتر جون تمام عزیزان زندگیمو به خطر میندازی...
#خواهشا_بتمرگ_توی_خونت!
#والدو
@Managementhints
تو با این کارت نه تنها جون من رو که از اون مهمتر جون تمام عزیزان زندگیمو به خطر میندازی...
#خواهشا_بتمرگ_توی_خونت!
#والدو
@Managementhints
بورس ، بانک ، اجتماع و اقتصاد
✳️ این روزها همه از #کرونا نوشتند و گفتند و خواندیم و... ولی خواستم بنویسم از بی دفاع ترین آدمهای این روزها کسانی که نه آلودگی، نه سرما، نه گرما، نه برف، نه باران و نه حتی کرونا برای وظیفه شغلی شان بی معناست. کسانی که تمامی ملت ایران مستقیما از خدماتشان…
🏛در بزرگتر کردن این تصویر شریک نشوید!🏛
مردم عزیز به شعب بانک نروید.
این کارکنان بانک هم فرزندان شما هستند.
تا الان ۱۹۴ کشته ۹ نفر کارمند بانک نسبت ۴.۶ درصد (این شغل پر خطر نیست؟)
@Managementhints
مردم عزیز به شعب بانک نروید.
این کارکنان بانک هم فرزندان شما هستند.
تا الان ۱۹۴ کشته ۹ نفر کارمند بانک نسبت ۴.۶ درصد (این شغل پر خطر نیست؟)
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیوی روز پدر خیلی اثرگذار و قشنگ بود.. (حتما ببینید👌)
خیلی از همنسلهای ما حرف زدن با پدرهامون رو بلد نیستیم و البته اونا هم اینو بلد نیستن. ولی خوبه حداقل اگر نمیتونیم حرفهای دلمونو بهشون بگیم، از حرفهای ساده محبتآمیز بهشون دریغ نکنیم.
@Managementhints
خیلی از همنسلهای ما حرف زدن با پدرهامون رو بلد نیستیم و البته اونا هم اینو بلد نیستن. ولی خوبه حداقل اگر نمیتونیم حرفهای دلمونو بهشون بگیم، از حرفهای ساده محبتآمیز بهشون دریغ نکنیم.
@Managementhints
⏹ چرا ما ایرانیها از لجبازی لذت میبریم؟
✍️ احسان محمدی
@Managementhints
↙️ ما ایرانیها فارغ از سن و جنسیت و تحصیلات و قومیت و علایق سیاسی و هنری و ورزشی و ... کمی کمتر یا بیشتر در یک چیز مشترک هستیم: لجبازی!
↙️ فرقی نمیکند وزیر باشیم یا یک شهروند عادی، ورزشکار باشیم یا یک روزنامهنگار ساده. ما به شکل عجیب و کودکانهای لجبازی میکنیم. خسارت میبینیم، ضرر میکنیم، اعتبارمان ممکن است به خطر بیفتد اما دست از لجبازی و پافشاری روی مواضعمان برنمیداریم.
↙️ وقتی چند ویدئو از کسانی دستم رسید که به لیسندگان اماکن مذهبی شهرت یافتند، بیش از آنکه در آن ویدئوها، حرفها و حرکات عشق و ارادت به دین ببینم، نوعی لجبازی پررنگ دیدم. لجبازی با دستورات علمی و پزشکی و این تصور که توصیههای علمی در تقابل با باورهای من است و من باید هرجور شده نشان بدهم که روی حرفم هستم!
↙️ وقتی کسانی را میبینم که هشدارهای نهادهای رسمی در مورد رعایت مسائل ابتدایی بهداشتی را جدی نمیگیرند، سفر میروند، به جای قرنطینه خانگی کماکان اصرار دارند که برای خرید یک وجب سفره و دو گل سر با اهل و عیال به خرید بروند، در مقابل هشدارها مقاومت میکنند و میگویند اینها کار خودشونه و شایعه سازی و اغراق است و ... بیش از آنکه شجاعت و بیپروایی ببینم، لجبازی میبینم. لج کردن و مقاومت با نهاد قدرت. با وزیر بهداشت، با مسئولان حوزه سلامت. لج کردن به قیمت هلاکت خود و دیگران.
↙️ وقتی مقاومت برخی مسئولان کلیدی کشور در مقابل هشدارهای اهل فن را دیدم که میگفتند این ویروس اپیدمی میشود و باید سریعاً نسبت به تعطیل کردن اماکن عمومی، از مدرسه و دانشگاه تا زیارتگاه و ورزشگاه اقدام کرد، بیش از آنکه برنامه و ایده و اراده برای نگهداشتن کشور در حالت عادی ببینم، نوعی لجاجت میدیدم. لج کردن در مقابل توصیه کسانی که لزوماً همفکر ما نیستند.
↙️ این لجبازی را در سالهای اخیر در مسائل سیاسی و اجتماعی بسیاری دیدهایم. مقابل تلاش برای ورود به ورزشگاهها، مقابل برجام، مقابل عادیسازی روابط خارجی، مقابل خرید هواپیما، مقابل گشایش فضای اجتماعی، مقابل آزادیهای حداقلی و شادیهای کوچک مردم، مقابل مراسم گرامیداشت کورش، مقابل ...
همیشه کسی یا کسانی با لجبازی تلاش کرده مانع از هر کاری در این حوزه شوند. آنها بیش از آنکه دغدغههای ملی داشته باشند، مشغول لجبازی با خود و دیگران هستند. چرا؟ چون منفعت من در آن نیست یا من باورش ندارم، حتی اگر مفید باشد!!
↙️ درست شبیه آنها که با بهانههای مختلف مقابل دوش حمام، شناسنامه، ساعت بستن، کت و شلوار پوشیدن، بلندگو، برق، واکسیناسیون، رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره و .... با لجاجت مقاومت کردند و بعدها فرزندانشان از همه آن موهبتها برخوردار شدند!
↙️ در خصوص دیگر نقاط جهان اطلاع دقیقی ندارم ولی یکی از دلایلی که گذار در ایران بسیار کند و زمان بر است را بیش از آنکه محصول کار دشمن بیرونی و فقر اقتصادی و ... بدانم، لجاجت فردی و گروهی میدانم.
لجاجت در ژن انسان ایرانی چنان نهادینه شده که میگوید «حاضرم سرم بره حرفم عوض نشه»! حتی وقتی علم دارد که حرفش خطاست و باید موضعش را تغییر بدهد باز هم با لجبازی سر حرفش میماند! این موضوع فقط نوعی مبارزه مدنی مقابل نهاد قدرت نیست، ریشه بسیاری از پروندههای خانوادگی و طلاقها یا حتی تصادفهای جادهای به همین نکته ساده برمیگردد. به لجبازی!
↙️ در این روزها که رکود اقتصادی و اجتماعی باعث شده فرصت بیشتری برای خلوت کردن با خودمان داشته باشیم به این نکته فکر کنیم که از لجبازی و ایستادن روی مواضع به هر قیمتی بیشتر سود کرده ایم یا انعطاف و آمادگی برای تغییر؟
#عصرایران
@Managementhints
✍️ احسان محمدی
@Managementhints
↙️ ما ایرانیها فارغ از سن و جنسیت و تحصیلات و قومیت و علایق سیاسی و هنری و ورزشی و ... کمی کمتر یا بیشتر در یک چیز مشترک هستیم: لجبازی!
↙️ فرقی نمیکند وزیر باشیم یا یک شهروند عادی، ورزشکار باشیم یا یک روزنامهنگار ساده. ما به شکل عجیب و کودکانهای لجبازی میکنیم. خسارت میبینیم، ضرر میکنیم، اعتبارمان ممکن است به خطر بیفتد اما دست از لجبازی و پافشاری روی مواضعمان برنمیداریم.
↙️ وقتی چند ویدئو از کسانی دستم رسید که به لیسندگان اماکن مذهبی شهرت یافتند، بیش از آنکه در آن ویدئوها، حرفها و حرکات عشق و ارادت به دین ببینم، نوعی لجبازی پررنگ دیدم. لجبازی با دستورات علمی و پزشکی و این تصور که توصیههای علمی در تقابل با باورهای من است و من باید هرجور شده نشان بدهم که روی حرفم هستم!
↙️ وقتی کسانی را میبینم که هشدارهای نهادهای رسمی در مورد رعایت مسائل ابتدایی بهداشتی را جدی نمیگیرند، سفر میروند، به جای قرنطینه خانگی کماکان اصرار دارند که برای خرید یک وجب سفره و دو گل سر با اهل و عیال به خرید بروند، در مقابل هشدارها مقاومت میکنند و میگویند اینها کار خودشونه و شایعه سازی و اغراق است و ... بیش از آنکه شجاعت و بیپروایی ببینم، لجبازی میبینم. لج کردن و مقاومت با نهاد قدرت. با وزیر بهداشت، با مسئولان حوزه سلامت. لج کردن به قیمت هلاکت خود و دیگران.
↙️ وقتی مقاومت برخی مسئولان کلیدی کشور در مقابل هشدارهای اهل فن را دیدم که میگفتند این ویروس اپیدمی میشود و باید سریعاً نسبت به تعطیل کردن اماکن عمومی، از مدرسه و دانشگاه تا زیارتگاه و ورزشگاه اقدام کرد، بیش از آنکه برنامه و ایده و اراده برای نگهداشتن کشور در حالت عادی ببینم، نوعی لجاجت میدیدم. لج کردن در مقابل توصیه کسانی که لزوماً همفکر ما نیستند.
↙️ این لجبازی را در سالهای اخیر در مسائل سیاسی و اجتماعی بسیاری دیدهایم. مقابل تلاش برای ورود به ورزشگاهها، مقابل برجام، مقابل عادیسازی روابط خارجی، مقابل خرید هواپیما، مقابل گشایش فضای اجتماعی، مقابل آزادیهای حداقلی و شادیهای کوچک مردم، مقابل مراسم گرامیداشت کورش، مقابل ...
همیشه کسی یا کسانی با لجبازی تلاش کرده مانع از هر کاری در این حوزه شوند. آنها بیش از آنکه دغدغههای ملی داشته باشند، مشغول لجبازی با خود و دیگران هستند. چرا؟ چون منفعت من در آن نیست یا من باورش ندارم، حتی اگر مفید باشد!!
↙️ درست شبیه آنها که با بهانههای مختلف مقابل دوش حمام، شناسنامه، ساعت بستن، کت و شلوار پوشیدن، بلندگو، برق، واکسیناسیون، رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره و .... با لجاجت مقاومت کردند و بعدها فرزندانشان از همه آن موهبتها برخوردار شدند!
↙️ در خصوص دیگر نقاط جهان اطلاع دقیقی ندارم ولی یکی از دلایلی که گذار در ایران بسیار کند و زمان بر است را بیش از آنکه محصول کار دشمن بیرونی و فقر اقتصادی و ... بدانم، لجاجت فردی و گروهی میدانم.
لجاجت در ژن انسان ایرانی چنان نهادینه شده که میگوید «حاضرم سرم بره حرفم عوض نشه»! حتی وقتی علم دارد که حرفش خطاست و باید موضعش را تغییر بدهد باز هم با لجبازی سر حرفش میماند! این موضوع فقط نوعی مبارزه مدنی مقابل نهاد قدرت نیست، ریشه بسیاری از پروندههای خانوادگی و طلاقها یا حتی تصادفهای جادهای به همین نکته ساده برمیگردد. به لجبازی!
↙️ در این روزها که رکود اقتصادی و اجتماعی باعث شده فرصت بیشتری برای خلوت کردن با خودمان داشته باشیم به این نکته فکر کنیم که از لجبازی و ایستادن روی مواضع به هر قیمتی بیشتر سود کرده ایم یا انعطاف و آمادگی برای تغییر؟
#عصرایران
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جالب است بدانید در کره جنوبی دهها هزار نفر در خانههای خود قرنطینه هستند و دولت وضعیت آنها را با یک اپلیکیشن تلفن همراه رصد میکند.کسانی که از قرنطینه خارج شوند، با جریمه ۲۵۰۰ دلاری مواجه خواهند شد
در سنگاپور هم دولت با روشهای زیر در مهار کرونا موفق عمل کرده :
1️⃣ اعمال مقررات سختگیرانه برای ردیابی بیماری در موارد مبتلاشده مانند:
⁃ قرنطینهکردن افرادی که به مناطق آلودهشده سفر کردهاند
⁃ درنظرگرفتن اقدامات تنبیهی برای افرادی که اطلاعات نادرست در مورد ابتلا به ویروس میدهند
2️⃣ رفتار مسئولانه مردم در برابر دستورات و هشدارهاى دولت در مورد نحوه مقابله با ويروس مانند
⁃ اولویتدهی منافع عمومی به منافع شخصی
⁃ پذیرش دستور مقامات بهداشت و عدم مقاومت در برابر قرنطینهشدن
⁃ انعکاس وضعیت سلامت و اطلاعات مرتبط خود به صورت آنلاین به مراجع دولتی
3️⃣ استفاده از یک روش جدید تست و نمونهبرداری
⁃ ردیابی بیماران مبتلاشده برای جلوگیری از گسترش بیشتر ویروس
@Managementhints
در سنگاپور هم دولت با روشهای زیر در مهار کرونا موفق عمل کرده :
1️⃣ اعمال مقررات سختگیرانه برای ردیابی بیماری در موارد مبتلاشده مانند:
⁃ قرنطینهکردن افرادی که به مناطق آلودهشده سفر کردهاند
⁃ درنظرگرفتن اقدامات تنبیهی برای افرادی که اطلاعات نادرست در مورد ابتلا به ویروس میدهند
2️⃣ رفتار مسئولانه مردم در برابر دستورات و هشدارهاى دولت در مورد نحوه مقابله با ويروس مانند
⁃ اولویتدهی منافع عمومی به منافع شخصی
⁃ پذیرش دستور مقامات بهداشت و عدم مقاومت در برابر قرنطینهشدن
⁃ انعکاس وضعیت سلامت و اطلاعات مرتبط خود به صورت آنلاین به مراجع دولتی
3️⃣ استفاده از یک روش جدید تست و نمونهبرداری
⁃ ردیابی بیماران مبتلاشده برای جلوگیری از گسترش بیشتر ویروس
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
🏛در بزرگتر کردن این تصویر شریک نشوید!🏛 مردم عزیز به شعب بانک نروید. این کارکنان بانک هم فرزندان شما هستند. تا الان ۱۹۴ کشته ۹ نفر کارمند بانک نسبت ۴.۶ درصد (این شغل پر خطر نیست؟) @Managementhints
محمد طاهری، روزنامهنگار و سردبیر هفتهنامه تجارت فردا در توییتر نوشت:
ممنون
خیلی تکان دهنده بود.
چند روز است که مدام بهش فکر میکنم
چند روز پیش کار بانکی داشتم، خانمی با دستکش و ماسک و مایع ضدعفونی وارد شد. چند دسته پول با خودش آورده بود. برگ واریز را پر کرد اما جای رقم خالی بود. گیشهدار پرسید چقدر است؟ گفت نشمردم. یعنی حتی ریسک شمردن پول خودش را نپذیرفته بود.
گیشهدار گفت: خانم، من هم مادرم...
#به_سلامت_کارمندان_بانک_توجه_کنیم
#مراجعات_به_بانک_ها_را_کم_کنیم
@Managementhints
ممنون
خیلی تکان دهنده بود.
چند روز است که مدام بهش فکر میکنم
چند روز پیش کار بانکی داشتم، خانمی با دستکش و ماسک و مایع ضدعفونی وارد شد. چند دسته پول با خودش آورده بود. برگ واریز را پر کرد اما جای رقم خالی بود. گیشهدار پرسید چقدر است؟ گفت نشمردم. یعنی حتی ریسک شمردن پول خودش را نپذیرفته بود.
گیشهدار گفت: خانم، من هم مادرم...
#به_سلامت_کارمندان_بانک_توجه_کنیم
#مراجعات_به_بانک_ها_را_کم_کنیم
@Managementhints