▪️تنها راهی که میشود يک زندگی بهتر داشت این است که رشد کنیم.
🔆تنها راهی که میشود رشد کرد این است که تغییر کنیم؛
تنها راهی که میشود تغییر کرد این است که چیزهای جدید یاد بگیریم.
@Managementhints
🔆تنها راهی که میشود رشد کرد این است که تغییر کنیم؛
تنها راهی که میشود تغییر کرد این است که چیزهای جدید یاد بگیریم.
@Managementhints
❤4👏2🔥1
🔴انواع هوش کداماند؟
✅ وقتی صحبت از هوش به میان میآید، اغلب افراد، یک نوع هوش واحد را در نظر میگیرند در حالی که هوش انواع مختلفی دارد و هر کسی از یک یا چند نوع از این انواع هوش بهرهمند است. با توجه به تصویر بالا شما چند نوع از این انواع هوش را در خود شناسایی میکنید؟
@Managementhints
✅ وقتی صحبت از هوش به میان میآید، اغلب افراد، یک نوع هوش واحد را در نظر میگیرند در حالی که هوش انواع مختلفی دارد و هر کسی از یک یا چند نوع از این انواع هوش بهرهمند است. با توجه به تصویر بالا شما چند نوع از این انواع هوش را در خود شناسایی میکنید؟
@Managementhints
👏3👍1🤔1🕊1
🔴زمانی که به نظر میرسد هیچچیز کمکی نخواهد کرد، میروم و به سنگتراشی نگاه میکنم که برای صدمین بار روی سنگ ضربه وارد میکند، بدون اینکه ترکی ایجاد شود؛ امّا در صد و یکمین ضربه، سنگ به دو تکه خرد میشود و میدانم که آخرین ضربه نبود که آنرا خرد کرد، بلکه تمام آن ضربههای پیشین مسبب آن بود...
✍ جیمز کلییر
📖 خرده عادتها
@Managementhints
✍ جیمز کلییر
📖 خرده عادتها
@Managementhints
👍7❤1👏1
-642709802168934656_205792165851649.pdf
1.6 MB
#معرفی_کتاب
#دوازده_قانون_برای_زندگی
اگه دنبال آزادی هستی، اول خودت رو به بند بکش!
آدما دنبال موفقیتن. دنبال معنا. دنبال آرامش. اما دکتر جردن پترسون میگه چیزی که اغلب نادیده میگیریم، چیزی ابتداییتر از همهی ایناست: ایجاد یک روتین. یک چهارچوب...
پترسون در دانشجویانش، بیمارانش و حتی در خودش دیده بود که هرگاه این چارچوب فرو میریزه، زندگی به هم میریزه...
آدمی که ساعت مشخصی برای بیدارشدن نداره، که نمیدونه کی باید ناهار بخوره، که فضای اتاقش آشفتهست، نمیتونه تمرکز کنه، نمیتونه تصمیم بگیره، و حتی نمیتونه احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشه
🏠 از نظر پترسون کسی که روتین نداره، مثل کسیه که هر بار بخواد یه ساختمون بسازه، اول باید زمین رو صاف کنه. اما کسی که روتین داره، از دیروز یه سکو ساخته که امروز بتونه یه طبقه بهش اضافه کنه.
📘خلاصه کتاب ۱۲ قانون برای زندگی اثر دکتر جردن پیترسون و فایل صوتی آن را از طریق لینک ذیل نیز می توانید دریافت نمایید.
https://chekida.com/summary/12-rules-life-book-summary/
@Managementhints
#دوازده_قانون_برای_زندگی
اگه دنبال آزادی هستی، اول خودت رو به بند بکش!
آدما دنبال موفقیتن. دنبال معنا. دنبال آرامش. اما دکتر جردن پترسون میگه چیزی که اغلب نادیده میگیریم، چیزی ابتداییتر از همهی ایناست: ایجاد یک روتین. یک چهارچوب...
پترسون در دانشجویانش، بیمارانش و حتی در خودش دیده بود که هرگاه این چارچوب فرو میریزه، زندگی به هم میریزه...
آدمی که ساعت مشخصی برای بیدارشدن نداره، که نمیدونه کی باید ناهار بخوره، که فضای اتاقش آشفتهست، نمیتونه تمرکز کنه، نمیتونه تصمیم بگیره، و حتی نمیتونه احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشه
🏠 از نظر پترسون کسی که روتین نداره، مثل کسیه که هر بار بخواد یه ساختمون بسازه، اول باید زمین رو صاف کنه. اما کسی که روتین داره، از دیروز یه سکو ساخته که امروز بتونه یه طبقه بهش اضافه کنه.
📘خلاصه کتاب ۱۲ قانون برای زندگی اثر دکتر جردن پیترسون و فایل صوتی آن را از طریق لینک ذیل نیز می توانید دریافت نمایید.
https://chekida.com/summary/12-rules-life-book-summary/
@Managementhints
❤6👏1
🔴 *طبقه بندی بر اساس ثروت توی ایران اعلام شد:*
منبع: از مجلات اقتصادی ایران
میلیاردرها: ثروت بالای ۵ هزار میلیارد
فوق ثروتمندها: هزار تا ۵ هزار میلیارد
خیلی پولدارا: ۲۵۰ تا هزار میلیارد
پولدارا: ۵۰ تا ۲۵۰ میلیارد
متوسط روبه بالا: ۱۰ تا ۵۰ میلیارد
متوسط: ۳ تا ۱۰ میلیارد
متوسط روبه پایین: ۵۰۰ میلیون تا ۳ میلیارد
طبقه پایین: کمتر از ۵۰۰ میلیون
@Managementhints
منبع: از مجلات اقتصادی ایران
میلیاردرها: ثروت بالای ۵ هزار میلیارد
فوق ثروتمندها: هزار تا ۵ هزار میلیارد
خیلی پولدارا: ۲۵۰ تا هزار میلیارد
پولدارا: ۵۰ تا ۲۵۰ میلیارد
متوسط روبه بالا: ۱۰ تا ۵۰ میلیارد
متوسط: ۳ تا ۱۰ میلیارد
متوسط روبه پایین: ۵۰۰ میلیون تا ۳ میلیارد
طبقه پایین: کمتر از ۵۰۰ میلیون
@Managementhints
😢4👍2❤1🕊1
#معمای_هاینز
#Heinz_Dilemma
✔️معمای هاینز یکی از معروفترین آزمایشهای فکری در روانشناسی اخلاقی است که توسط لارنس کلبرگ (Lawrence Kohlberg) برای بررسی مراحل رشد اخلاقی افراد (بهویژه کودکان و نوجوانان) طراحی شده است.
✔️ داستان معما به زبان ساده:
در یک شهر، زنی به بیماری سرطان مبتلا است و بهزودی خواهد مرد. تنها دارویی که میتواند او را نجات دهد، توسط یک داروساز تازه کشف شده و قیمت آن ۱۰ برابر هزینه تولیدش (مثلاً ۲۰۰۰ دلار) تعیین شده است.
✔️شوهر زن که اسمش هاینز است، همه پول خودش و دوستانش را جمع میکند، اما فقط نصف مبلغ (۱۰۰۰ دلار) را دارد. او به داروساز التماس میکند که دارو را ارزانتر بفروشد یا اجازه دهد بعداً بقیه پول را بدهد، اما داروساز قبول نمیکند و میگوید: «من این دارو را کشف کردم و میخواهم از آن سود ببرم».
● هاینز ناامید میشود و شبانه به داروخانه وارد میشود و دارو را برای نجات همسرش میدزدد.
➕سؤال اصلی معما:
آیا کار هاینز درست بود یا غلط؟ چرا؟
➕ هدف کلبرگ از این معما
کلبرگ با این داستان نمیخواست بگوید دزدی خوب است یا بد، بلکه میخواست ببیند افراد با چه دلیل و استدلالی کار هاینز را قضاوت میکنند. او بر اساس پاسخها، شش مرحله رشد اخلاقی را تعریف کرد:
۱. مرحله اطاعت و تنبیه (چون قانون را شکست، کارش غلط است)
۲. مرحله منفعت شخصی (اگر نجات همسرش به نفع خودش باشد، درست است)
۳. مرحله پسر/دختر خوب (مردم چه فکری میکنند؟ اگر دیگران بگویند قهرمان است، درست است)
۴. مرحله قانون و نظم (قانون میگوید دزدی ممنوع، پس غلط است حتی اگر همسرش بمیرد)
۵. مرحله قرارداد اجتماعی (قوانین برای حفاظت از حقوق همه است، اما گاهی نجات جان انسان مهمتر از مالکیت است)
۶. مرحله اصول جهانی و وجدان (حفظ حیات انسانی یک اصل اخلاقی جهانی است که فراتر از قانون میرود، پس دزدی در این موقعیت موجه است)
✔️معمای هاینز هنوز یکی از پرکاربردترین ابزارها در آموزش اخلاق، فلسفه و روانشناسی است و در دانشگاهها، مدارس و حتی مصاحبههای شغلی برای سنجش تفکر اخلاقی افراد استفاده میشود.
@Managementhints
#Heinz_Dilemma
✔️معمای هاینز یکی از معروفترین آزمایشهای فکری در روانشناسی اخلاقی است که توسط لارنس کلبرگ (Lawrence Kohlberg) برای بررسی مراحل رشد اخلاقی افراد (بهویژه کودکان و نوجوانان) طراحی شده است.
✔️ داستان معما به زبان ساده:
در یک شهر، زنی به بیماری سرطان مبتلا است و بهزودی خواهد مرد. تنها دارویی که میتواند او را نجات دهد، توسط یک داروساز تازه کشف شده و قیمت آن ۱۰ برابر هزینه تولیدش (مثلاً ۲۰۰۰ دلار) تعیین شده است.
✔️شوهر زن که اسمش هاینز است، همه پول خودش و دوستانش را جمع میکند، اما فقط نصف مبلغ (۱۰۰۰ دلار) را دارد. او به داروساز التماس میکند که دارو را ارزانتر بفروشد یا اجازه دهد بعداً بقیه پول را بدهد، اما داروساز قبول نمیکند و میگوید: «من این دارو را کشف کردم و میخواهم از آن سود ببرم».
● هاینز ناامید میشود و شبانه به داروخانه وارد میشود و دارو را برای نجات همسرش میدزدد.
➕سؤال اصلی معما:
آیا کار هاینز درست بود یا غلط؟ چرا؟
➕ هدف کلبرگ از این معما
کلبرگ با این داستان نمیخواست بگوید دزدی خوب است یا بد، بلکه میخواست ببیند افراد با چه دلیل و استدلالی کار هاینز را قضاوت میکنند. او بر اساس پاسخها، شش مرحله رشد اخلاقی را تعریف کرد:
۱. مرحله اطاعت و تنبیه (چون قانون را شکست، کارش غلط است)
۲. مرحله منفعت شخصی (اگر نجات همسرش به نفع خودش باشد، درست است)
۳. مرحله پسر/دختر خوب (مردم چه فکری میکنند؟ اگر دیگران بگویند قهرمان است، درست است)
۴. مرحله قانون و نظم (قانون میگوید دزدی ممنوع، پس غلط است حتی اگر همسرش بمیرد)
۵. مرحله قرارداد اجتماعی (قوانین برای حفاظت از حقوق همه است، اما گاهی نجات جان انسان مهمتر از مالکیت است)
۶. مرحله اصول جهانی و وجدان (حفظ حیات انسانی یک اصل اخلاقی جهانی است که فراتر از قانون میرود، پس دزدی در این موقعیت موجه است)
✔️معمای هاینز هنوز یکی از پرکاربردترین ابزارها در آموزش اخلاق، فلسفه و روانشناسی است و در دانشگاهها، مدارس و حتی مصاحبههای شغلی برای سنجش تفکر اخلاقی افراد استفاده میشود.
@Managementhints
👏7❤1🕊1
-4428448930720440575_404508483315741.zip
13.1 MB
#معرفی_کتاب
#تو_همانی_که_می_اندیشی
نویسنده: #جیمز_آلن
فایل کامل #صوتی_کتاب
ذهن تو، رنج زندگیت رو میسازه!
مارکوس اورلیوس، امپراتوری که در دوران حکومتش دائم درگیر جنگ و طاعون بود، بیشاز همه مورد هجوم افکار منفی قرار میگرفت: «اگر شکست بخوریم چی؟»، «آیا مردم حمایتم میکنن؟»، «آیا من واقعا لیاقت این جایگاه رو دارم؟»...
امپراتور روم خطاب به خودش جملهای رو نوشت که برگ زرینی در تاریخه: «ذهن تو، رنگ جهان تو را تعیین میکند. اگر بتوانی آن را رام کنی، هیچچیز دیگری قدرت آسیبزدن به تو را نخواهد داشت.»...
این جمله ساده نیست. آموزهایه که رواقیون بهش میبالیدن: «افکار تو، واقعیت تو را میسازند.» و واقعیت ما، اغلب پر از افکار منفیه که بیاجازه وارد ذهن میشن. چرا؟...
مغز ما برای بقا ساخته شده نه شادی. بههمیندلیل بیشتر به خطرها توجه میکنیم تا فرصتها. این مکانیزم شاید اجدادمون رو از مرگ نجات داده باشه، اما امروز ما رو در زندان نگرانها و افکار تیره نگه میداره...
@Managementhints
#تو_همانی_که_می_اندیشی
نویسنده: #جیمز_آلن
فایل کامل #صوتی_کتاب
ذهن تو، رنج زندگیت رو میسازه!
مارکوس اورلیوس، امپراتوری که در دوران حکومتش دائم درگیر جنگ و طاعون بود، بیشاز همه مورد هجوم افکار منفی قرار میگرفت: «اگر شکست بخوریم چی؟»، «آیا مردم حمایتم میکنن؟»، «آیا من واقعا لیاقت این جایگاه رو دارم؟»...
امپراتور روم خطاب به خودش جملهای رو نوشت که برگ زرینی در تاریخه: «ذهن تو، رنگ جهان تو را تعیین میکند. اگر بتوانی آن را رام کنی، هیچچیز دیگری قدرت آسیبزدن به تو را نخواهد داشت.»...
این جمله ساده نیست. آموزهایه که رواقیون بهش میبالیدن: «افکار تو، واقعیت تو را میسازند.» و واقعیت ما، اغلب پر از افکار منفیه که بیاجازه وارد ذهن میشن. چرا؟...
مغز ما برای بقا ساخته شده نه شادی. بههمیندلیل بیشتر به خطرها توجه میکنیم تا فرصتها. این مکانیزم شاید اجدادمون رو از مرگ نجات داده باشه، اما امروز ما رو در زندان نگرانها و افکار تیره نگه میداره...
@Managementhints
❤6😢1
✅نسل سوخته:
یادداشتی بر دهه شصتی ها
آنان در آستانه طلوعی ناتمام متولد شدند. نهالی که ریشههایش را در شور انقلابی رنگین کاشتند، اما بذر وجودشان را در دل خاکستر جنگ و انزوایی تلخ پاشیدند. دهه شصتی، نسلی که کودکیاش با آهنگ های غمبار و شعارهای از بلندگوهای خیابان آغاز شد و نوجوانیاش با کوپنهای سهمیهبندی و آرزوهای در گرو مانده، شکل گرفت.
این نسل، سرمایه انسانیِ بیکران اما مستهلک این سرزمین است. ذخیرهای استراتژیک که هرگز فرصت شکوفایی نیافت. استعدادهای درخشان آنان، در زیر فشار تورم فرهنگی و اقتصادی، مانند الماسی در دل کوه باقی ماند. آنان آموختند که چگونه در کمبود، مصرف کنند و در محرومیت، آرزو ببافند. مدیریت بحران، اولین و تلخ ترین درسی بود که زندگی به آنان آموخت، بیآنکه فرصتی برای تمرین ترقی در اختیارشان بگذارد.
امروز، آنان میانسالانی هستند با چشمانی که هنوز شکوه یک پرواز را به خاطر میآورند با پاهایی که بر زنجیرهای واقعیت بسته شده است. گویی در قطاری ایستادهاند که مسافرانش به مقصدی میروند که هرگز برای آنان توقف نخواهد داشت. عطش دانستن در رگهایشان جاری است، اما چاههای دانش، برای بسیاری شان، خشکیده یا دور از دسترس است.
این نسل، با دستانی پر از تجربههای تلخ و دلی با امیدهای رنگ باخته، همچنان ایستاده است. آنان پل ارتباطی میان دیروزی پرالتهاب و فردایی نامعلوم هستند. اما این پل، خود، خسته و فرسوده از بار گذر سالیان است.
در نگاه عمیق و سکوت پرمعنی آنان، میتوان قصه یک نسل سوخته را خواند؛ نسلی که قربانی چرخه معیوب تاریخ شد، اما هرگز تسلیم نشد. آنان شمعهایی هستند که در تندباد روزگار، سوختند تا شاید نور اندکی برای فرداهای این سرزمین باشند.
این است تراژدی نسل دهه شصت: میراثداران رویایی که هرگز نزیستند، و حاملان امیدی که هرگز به آنان تعلق نگرفت.
#دکتر_مصطفی_یوسفی
#دهه_شصت
#تورم
#گرانی
#امید
#دهه_شصتی
#دهه_شصتی_ها
https://www.instagram.com/reel/DRmqFH4DDMP/?igsh=am5vd2pqbm11ejF4
یادداشتی بر دهه شصتی ها
آنان در آستانه طلوعی ناتمام متولد شدند. نهالی که ریشههایش را در شور انقلابی رنگین کاشتند، اما بذر وجودشان را در دل خاکستر جنگ و انزوایی تلخ پاشیدند. دهه شصتی، نسلی که کودکیاش با آهنگ های غمبار و شعارهای از بلندگوهای خیابان آغاز شد و نوجوانیاش با کوپنهای سهمیهبندی و آرزوهای در گرو مانده، شکل گرفت.
این نسل، سرمایه انسانیِ بیکران اما مستهلک این سرزمین است. ذخیرهای استراتژیک که هرگز فرصت شکوفایی نیافت. استعدادهای درخشان آنان، در زیر فشار تورم فرهنگی و اقتصادی، مانند الماسی در دل کوه باقی ماند. آنان آموختند که چگونه در کمبود، مصرف کنند و در محرومیت، آرزو ببافند. مدیریت بحران، اولین و تلخ ترین درسی بود که زندگی به آنان آموخت، بیآنکه فرصتی برای تمرین ترقی در اختیارشان بگذارد.
امروز، آنان میانسالانی هستند با چشمانی که هنوز شکوه یک پرواز را به خاطر میآورند با پاهایی که بر زنجیرهای واقعیت بسته شده است. گویی در قطاری ایستادهاند که مسافرانش به مقصدی میروند که هرگز برای آنان توقف نخواهد داشت. عطش دانستن در رگهایشان جاری است، اما چاههای دانش، برای بسیاری شان، خشکیده یا دور از دسترس است.
این نسل، با دستانی پر از تجربههای تلخ و دلی با امیدهای رنگ باخته، همچنان ایستاده است. آنان پل ارتباطی میان دیروزی پرالتهاب و فردایی نامعلوم هستند. اما این پل، خود، خسته و فرسوده از بار گذر سالیان است.
در نگاه عمیق و سکوت پرمعنی آنان، میتوان قصه یک نسل سوخته را خواند؛ نسلی که قربانی چرخه معیوب تاریخ شد، اما هرگز تسلیم نشد. آنان شمعهایی هستند که در تندباد روزگار، سوختند تا شاید نور اندکی برای فرداهای این سرزمین باشند.
این است تراژدی نسل دهه شصت: میراثداران رویایی که هرگز نزیستند، و حاملان امیدی که هرگز به آنان تعلق نگرفت.
#دکتر_مصطفی_یوسفی
#دهه_شصت
#تورم
#گرانی
#امید
#دهه_شصتی
#دهه_شصتی_ها
https://www.instagram.com/reel/DRmqFH4DDMP/?igsh=am5vd2pqbm11ejF4
Instagram
@dr.mostafayousefi
✅نسل سوخته:
یادداشتی بر دهه شصتی ها
آنان در آستانه طلوعی ناتمام متولد شدند. نهالی که ریشههایش را در شور انقلابی رنگین کاشتند، اما بذر وجودشان را در دل خاکستر جنگ و انزوایی تلخ پاشیدند. دهه شصتی، نسلی که کودکیاش با آهنگ های غمبار و شعارهای از بلندگوهای…
یادداشتی بر دهه شصتی ها
آنان در آستانه طلوعی ناتمام متولد شدند. نهالی که ریشههایش را در شور انقلابی رنگین کاشتند، اما بذر وجودشان را در دل خاکستر جنگ و انزوایی تلخ پاشیدند. دهه شصتی، نسلی که کودکیاش با آهنگ های غمبار و شعارهای از بلندگوهای…
😢6
کمی با تامل به این اعداد نگاه کنید:
ذرت دامی ۱۶۵%
کنجاله سویا ۱۰۵%
جو دامی ۱۵۰%
سبوس گندم ۱۲۵%
دانه سویا ۱۲۵%
دانه های روغنی ۱۱۰%
در طول یک سال گذشته در بازار ایران گران شده است
از قضا همه این موارد همانهایی هستند که در این مدت دلار ترجیحی و ثابت ۲۸.۵۰۰ تومانی دریافت کرده اند آنهم به میزان ۱۰ میلیارد دلار!
هیجان انگیزتر اینکه قیمت جهانی همه موارد فوق بطور متوسط ۲۰% کاهش داشته است!
نتیجه؟
گوشت ۱۰۰%
مرغ ۷۰%
تخم مرغ ۱۱۰%
لبنیات ۸۰%
روغن ۷۰%
گران شده است
در دیگر اقلام مانند برنج و حبوبات نیز چنین است. برغم کاهش ۱۵% نرخ جهانی و تخصیص ارز نیمایی در ایران بیش از ۲ برابر شده اند
در واقع ۶۰% گران شدن دلار آزاد در این مدت به گرد گران شدن مواد غذایی نرسیده است و این به واقع هنر حکمرانی است!
تفسیر علت این پدیده جالب را بعهده مخاطب گرامی میگذاریم
ریختن عرق شرم را به عهده مسئولین دلسوز
و نام گذاری اینگونه دلارها را به عهده خودمان :
هیچ نامی برازنده تر از #دلار_سفید برای آن نیست/#حامد_پاک_طینت
@Managementhints
ذرت دامی ۱۶۵%
کنجاله سویا ۱۰۵%
جو دامی ۱۵۰%
سبوس گندم ۱۲۵%
دانه سویا ۱۲۵%
دانه های روغنی ۱۱۰%
در طول یک سال گذشته در بازار ایران گران شده است
از قضا همه این موارد همانهایی هستند که در این مدت دلار ترجیحی و ثابت ۲۸.۵۰۰ تومانی دریافت کرده اند آنهم به میزان ۱۰ میلیارد دلار!
هیجان انگیزتر اینکه قیمت جهانی همه موارد فوق بطور متوسط ۲۰% کاهش داشته است!
نتیجه؟
گوشت ۱۰۰%
مرغ ۷۰%
تخم مرغ ۱۱۰%
لبنیات ۸۰%
روغن ۷۰%
گران شده است
در دیگر اقلام مانند برنج و حبوبات نیز چنین است. برغم کاهش ۱۵% نرخ جهانی و تخصیص ارز نیمایی در ایران بیش از ۲ برابر شده اند
در واقع ۶۰% گران شدن دلار آزاد در این مدت به گرد گران شدن مواد غذایی نرسیده است و این به واقع هنر حکمرانی است!
تفسیر علت این پدیده جالب را بعهده مخاطب گرامی میگذاریم
ریختن عرق شرم را به عهده مسئولین دلسوز
و نام گذاری اینگونه دلارها را به عهده خودمان :
هیچ نامی برازنده تر از #دلار_سفید برای آن نیست/#حامد_پاک_طینت
@Managementhints
😢7
⭕️هیچ چیز احمقانهتر از آن نیست که برای شغلی جان بکنید که پول زیادی نصیبتان میکند، اما هیچ خوشی و لذتی برایتان به ارمغان نمیآورد و این موضوع به ویژه زمانی بیشتر صدق میکند که پولتان را به جای کسب لذتها و تجربههای جدید، صرف خریدن وسیلههای گوناگون کنید.
🔴وارن بافت این موضوع را اینگونه مطرح میکند: «کار کردن با آدمهایی که حالتان را به هم میزنند مثل این میماند که با یک نفر فقط برای پول ازدواج کنید. این کار در هر شرایطی ایده بدی است، اما اگر خودتان هم پولدار باشید، دیوانگی محض است.»
@Managementhints
🔴وارن بافت این موضوع را اینگونه مطرح میکند: «کار کردن با آدمهایی که حالتان را به هم میزنند مثل این میماند که با یک نفر فقط برای پول ازدواج کنید. این کار در هر شرایطی ایده بدی است، اما اگر خودتان هم پولدار باشید، دیوانگی محض است.»
@Managementhints
👏4👍2❤1
🔴 نامهٔ آبراهام لینکلن به معلم پسرش
☑️ به پسرم درس بدهید؛
🔹او باید بداند که همهٔ مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت میشود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.
🔸میدانم وقت میگیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت، یک دلار کسب کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد؛ از پیروز شدن لذت ببرد.
🔹او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر میتوانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید.
🔸به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایمها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.
🔹به پسرم یاد بدهید که همهٔ حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند.
🔸ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر میتوانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.
🔹به او بیاموزید که میتواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
🔸هنگام تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است، اما ببینید که چه میتوانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.
@Managementhints
☑️ به پسرم درس بدهید؛
🔹او باید بداند که همهٔ مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت میشود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.
🔸میدانم وقت میگیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت، یک دلار کسب کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد؛ از پیروز شدن لذت ببرد.
🔹او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر میتوانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید.
🔸به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایمها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.
🔹به پسرم یاد بدهید که همهٔ حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند.
🔸ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر میتوانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.
🔹به او بیاموزید که میتواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
🔸هنگام تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است، اما ببینید که چه میتوانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.
@Managementhints
❤4👏1
#روز_دانشجو
ونسل ما نسلی ست که درس خواند تا دانشجو شود...
شنیده بودیم دانشجو شدن یعنی خوشبختی...
یعنی همه چیز
ما درس خواندیم...
کم یا زیاد ،ولی خواندیم...
گاهی با علاقه و گاهی با اجبار ...
خواندیم تا برای آن چهار ساعت پر استرس آماده شویم...
چهار ساعتی که می توانست سرنوشت ما را تغییر دهد...
غول بزرگ...
کنکور
برای ما هزینه کردند.
دعا کردند.
گاهی نذر کردند تا دانشجو شویم.
دانشجو شدیم...
بعضی ها علاقه شان را کنار گذاشتند و رشته ی دهن پر کنی را انتخاب کردند.
بعضی ها برای عقب انداختن دوران سربازی دانشجو شدند، بعضی ها هم برای فرار از ازدواج در سن پائین.
وارد یک دنیای جدید شدیم...
آدم های جدید...
تفکرات جدید...
فکر و خیال های جدید...
گاهی کنار درس خواندن عاشق شدیم و گاهی دلتنگ عزیزانمان.
شب بیداری کشیدیم برای امتحان...
لای کتاب و جزوه هایمان پر از شعر و بازی و نقاشی بود.
دانشگاه مثل زندگی بالا و پائین زیاد داشت.
کنار درس ها، آدم های زندگیمان را هم حذف و اضافه کردیم.
گاهی به اجبار سر کلاسی نشستیم و گاهی مثل روزهای خوب زندگی، انقدر همه چیز عالی بود که دوست نداشتیم زمان بگذرد.
گاهی درسی را فقط پاس می کردیم که تمام شود...
مثل روزهایی که تحمل می کنیم تا بگذرد.
گاهی درسی را می توانستیم نمره ی کامل بگیریم ولی کم تلاش کردیم مثل روزهایی که می توانست بهتر بگذرد...
گاهی هم امتحان انقدر سخت می شد که گیج می شدیم...
مثل روزهای سخت زندگی...
گاهی مشروط می شدیم و گاهی شاگرد اول.
کم و زیاد...
خوب و بد...
بالا و پائین می گذرد...
چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم تمام شده...
ما می مانیم و به یاد ماندنی ترین خاطرات دوران زندگیمان.
#روز_دانشجو_مبارک
@Managementhints
ونسل ما نسلی ست که درس خواند تا دانشجو شود...
شنیده بودیم دانشجو شدن یعنی خوشبختی...
یعنی همه چیز
ما درس خواندیم...
کم یا زیاد ،ولی خواندیم...
گاهی با علاقه و گاهی با اجبار ...
خواندیم تا برای آن چهار ساعت پر استرس آماده شویم...
چهار ساعتی که می توانست سرنوشت ما را تغییر دهد...
غول بزرگ...
کنکور
برای ما هزینه کردند.
دعا کردند.
گاهی نذر کردند تا دانشجو شویم.
دانشجو شدیم...
بعضی ها علاقه شان را کنار گذاشتند و رشته ی دهن پر کنی را انتخاب کردند.
بعضی ها برای عقب انداختن دوران سربازی دانشجو شدند، بعضی ها هم برای فرار از ازدواج در سن پائین.
وارد یک دنیای جدید شدیم...
آدم های جدید...
تفکرات جدید...
فکر و خیال های جدید...
گاهی کنار درس خواندن عاشق شدیم و گاهی دلتنگ عزیزانمان.
شب بیداری کشیدیم برای امتحان...
لای کتاب و جزوه هایمان پر از شعر و بازی و نقاشی بود.
دانشگاه مثل زندگی بالا و پائین زیاد داشت.
کنار درس ها، آدم های زندگیمان را هم حذف و اضافه کردیم.
گاهی به اجبار سر کلاسی نشستیم و گاهی مثل روزهای خوب زندگی، انقدر همه چیز عالی بود که دوست نداشتیم زمان بگذرد.
گاهی درسی را فقط پاس می کردیم که تمام شود...
مثل روزهایی که تحمل می کنیم تا بگذرد.
گاهی درسی را می توانستیم نمره ی کامل بگیریم ولی کم تلاش کردیم مثل روزهایی که می توانست بهتر بگذرد...
گاهی هم امتحان انقدر سخت می شد که گیج می شدیم...
مثل روزهای سخت زندگی...
گاهی مشروط می شدیم و گاهی شاگرد اول.
کم و زیاد...
خوب و بد...
بالا و پائین می گذرد...
چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم تمام شده...
ما می مانیم و به یاد ماندنی ترین خاطرات دوران زندگیمان.
#روز_دانشجو_مبارک
@Managementhints
❤5🕊1
🔴 ده نکته از کتاب "اثر مرکب"
نوشته: دارن هاردی، ترجمه: لطیف احمدپور و میلاد حیدری، سال ۱۳۹۳، انتشارات شریف.
۱. سکه جادویی یک ریالی
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
۲. اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.
۳. موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!
۴. نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!
۵. فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.
۶. اعتیاد به عادتهای خوب و بد
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.
۷. تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!
۸. ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
۹. ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.
۱۰. اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
@Managementhints
نوشته: دارن هاردی، ترجمه: لطیف احمدپور و میلاد حیدری، سال ۱۳۹۳، انتشارات شریف.
۱. سکه جادویی یک ریالی
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین
۲. اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.
۳. موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!
۴. نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!
۵. فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.
۶. اعتیاد به عادتهای خوب و بد
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.
۷. تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!
۸. ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
۹. ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.
۱۰. اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
@Managementhints
👏5❤2
Forwarded from شعر و ادبیات
پیشا پیش روز کسایی که وقتی میخوای بوسش کنی میگن اگه دوسَم داشتی اذیتم نمیکردی ،مبارک😂
روز کسایی که میگن همونجا رو میزه ،ولی رو میز، نیس، هم مبارک🤣
روز کسایی که قرمه سبزی هاشون بهترین قرمه سبزی دنیاس هم مبارک😍😂
روز کسایی که خودشون غذانخوردن و غذاشون و میدن به بچه شون و اصرار دارن که سیرشدن و غذانمیخوان هم مبارک🥺😍
روز شاغلین۲۴ساعته مبارک🥺
روز شاغلین بدون حقوق مبارک🥺
روزکسایی که لیوان تو اتاقت و به اخلاقت که به عمت اینا رفته ربط میدن هم مبارک🤣
روز کسایی که میگن اگه انگشت پات دردمیکنه بخاطر اینه که سرت توگوشیه هم مبارک😂😕
روز کسایی که با چای نبات درد بی درمونو دوا میکنن هم مبارک😂🤒
روزمشترکین پرمصرف تلفن ثابت و مخابرات مبارک🤣
روزکسایی که روفرشی میندازن رو فرش نوهم مبارک🥲😂
روز کسایی که سوپ رو غذامیدونن هم مبارک🥲😂
روز کسایی که هروقت از بیرون میان خونه براتون خوراکی خریدن هم مبارک🥺😍
روز کسایی که اسپند دود میکنن براتون که عمتون چشمتون نکنه هم مبارک🤣🤣
روز کسایی که خودشون بهترین زن داداش دنیا بودن اما زنداداش خودشون بدترین زنداداش دنیاست هم مبارک🤣😂
روز کسایی که کلی ظرف خوشگل دارن که قرار برا مهمون استفاده بشه ولی هیچ مهمونی لایق این نیس که اون ظرفارو براشون بیارن هم مبارک😕🤣
روزکسایی که برای خودشون هیچی نمیخوان ولی برای شما همه چیزای خوب رومیخوان هم مبارک😍🥺
روز کسایی که اخلاقای خوبتون بهش رفته ولی اخلاقای بدتون به باباتون رفته هم مبارک😐🤣🤣
روز کسایی که حتی وقتی خودشون بیمارمیشن بازهم پرستارشماهستن هم مبارک😍🥺
روز کسایی که اگه یه ساعت خونه نباشن توخونه جنگ جهانی سوم به راه میفته هم مبارک😂😂
روز کسایی که ته دیگ ماکارانیاشون رو دست نداره هم مبارک😍🥰
روز کسایی که بعداز اینکه باهاشون قهرمیکنید براتون غذامیارن و میگن بخور زبونت درازتر بشه هم مبارک🥲🤣
روز کسایی که نور و گرمای خونه هستن مبارک🥺😍
روز کسایی که بعداز تولد شما،دیگه برای خودشون زندگی نکردن هم مبارک🥺😍
روز مالکین بهشت مبارک🥺🥰
روز فرشته های زمینی مبارک🥰
روز مادر مبارک😍🥰
@Managementhints
@Vaallddoo
روز کسایی که میگن همونجا رو میزه ،ولی رو میز، نیس، هم مبارک🤣
روز کسایی که قرمه سبزی هاشون بهترین قرمه سبزی دنیاس هم مبارک😍😂
روز کسایی که خودشون غذانخوردن و غذاشون و میدن به بچه شون و اصرار دارن که سیرشدن و غذانمیخوان هم مبارک🥺😍
روز شاغلین۲۴ساعته مبارک🥺
روز شاغلین بدون حقوق مبارک🥺
روزکسایی که لیوان تو اتاقت و به اخلاقت که به عمت اینا رفته ربط میدن هم مبارک🤣
روز کسایی که میگن اگه انگشت پات دردمیکنه بخاطر اینه که سرت توگوشیه هم مبارک😂😕
روز کسایی که با چای نبات درد بی درمونو دوا میکنن هم مبارک😂🤒
روزمشترکین پرمصرف تلفن ثابت و مخابرات مبارک🤣
روزکسایی که روفرشی میندازن رو فرش نوهم مبارک🥲😂
روز کسایی که سوپ رو غذامیدونن هم مبارک🥲😂
روز کسایی که هروقت از بیرون میان خونه براتون خوراکی خریدن هم مبارک🥺😍
روز کسایی که اسپند دود میکنن براتون که عمتون چشمتون نکنه هم مبارک🤣🤣
روز کسایی که خودشون بهترین زن داداش دنیا بودن اما زنداداش خودشون بدترین زنداداش دنیاست هم مبارک🤣😂
روز کسایی که کلی ظرف خوشگل دارن که قرار برا مهمون استفاده بشه ولی هیچ مهمونی لایق این نیس که اون ظرفارو براشون بیارن هم مبارک😕🤣
روزکسایی که برای خودشون هیچی نمیخوان ولی برای شما همه چیزای خوب رومیخوان هم مبارک😍🥺
روز کسایی که اخلاقای خوبتون بهش رفته ولی اخلاقای بدتون به باباتون رفته هم مبارک😐🤣🤣
روز کسایی که حتی وقتی خودشون بیمارمیشن بازهم پرستارشماهستن هم مبارک😍🥺
روز کسایی که اگه یه ساعت خونه نباشن توخونه جنگ جهانی سوم به راه میفته هم مبارک😂😂
روز کسایی که ته دیگ ماکارانیاشون رو دست نداره هم مبارک😍🥰
روز کسایی که بعداز اینکه باهاشون قهرمیکنید براتون غذامیارن و میگن بخور زبونت درازتر بشه هم مبارک🥲🤣
روز کسایی که نور و گرمای خونه هستن مبارک🥺😍
روز کسایی که بعداز تولد شما،دیگه برای خودشون زندگی نکردن هم مبارک🥺😍
روز مالکین بهشت مبارک🥺🥰
روز فرشته های زمینی مبارک🥰
روز مادر مبارک😍🥰
@Managementhints
@Vaallddoo
❤4🥰2😁1
⭕️معرفی کتاب (کتاب های تاثیر گذار روی موفق ترین کارآفرین ها)
🚩«وارن بافِت»، مدیر عامل شرکت برکشایر هاتاوی: کتاب سرمایه گذاری هوشمند نوشته بنجامین گراهام
🚩مدیر عامل سابق مایکروسافت، «بیل گیتس»: کتاب ماجراهای کسب و کار: دوازده قصه کلاسیک از دنیای وال استریت” نوشته جان بروکس
🚩مدیر عامل آمازون، «جف بزوس»: کتاب بازمانده روز نوشته کازوئو ایشیگورو
🚩«تونی هسیه»، مدیرعامل شرکت Zappos: کتاب رهبری قبیله ای: نفوذ گروه های طبیعی برای ساخت یک سازمان پر رونق نوشته دیو لوگان، جان کینگ و هلی فیشر-رایت.
🚩مدیر عامل کوکا کولا «موتار کنت»: کتاب برآمدن پول: تاریخ مالی جهان نوشته نیال فرگوسن
🚩مدیر عامل OWN network «اپرا وینفری»: کتاب کشتن مرغ مقلد (یا کشتن مرغ مینا) نوشته هارپر لی
🚩مدیر عامل فیس بوک «مارک زوکربرگ»: کتاب انه اید نوشته ویرژیل
🚩مدیر عامل اکسون موبیل، «رکس تیلرسون»: کتاب اطلس شانه بالا انداخت نوشته آین رند
🚩مدیرعامل آی مکس، «ریچارد جلفاند»: کتاب زندگی نوشته کیت ریچارد
#معرفی_کتاب
@Managementhints
🚩«وارن بافِت»، مدیر عامل شرکت برکشایر هاتاوی: کتاب سرمایه گذاری هوشمند نوشته بنجامین گراهام
🚩مدیر عامل سابق مایکروسافت، «بیل گیتس»: کتاب ماجراهای کسب و کار: دوازده قصه کلاسیک از دنیای وال استریت” نوشته جان بروکس
🚩مدیر عامل آمازون، «جف بزوس»: کتاب بازمانده روز نوشته کازوئو ایشیگورو
🚩«تونی هسیه»، مدیرعامل شرکت Zappos: کتاب رهبری قبیله ای: نفوذ گروه های طبیعی برای ساخت یک سازمان پر رونق نوشته دیو لوگان، جان کینگ و هلی فیشر-رایت.
🚩مدیر عامل کوکا کولا «موتار کنت»: کتاب برآمدن پول: تاریخ مالی جهان نوشته نیال فرگوسن
🚩مدیر عامل OWN network «اپرا وینفری»: کتاب کشتن مرغ مقلد (یا کشتن مرغ مینا) نوشته هارپر لی
🚩مدیر عامل فیس بوک «مارک زوکربرگ»: کتاب انه اید نوشته ویرژیل
🚩مدیر عامل اکسون موبیل، «رکس تیلرسون»: کتاب اطلس شانه بالا انداخت نوشته آین رند
🚩مدیرعامل آی مکس، «ریچارد جلفاند»: کتاب زندگی نوشته کیت ریچارد
#معرفی_کتاب
@Managementhints
❤8
🔸کدام دانشگاهها ثروتمندترین فارغالتحصیلان را به جامعه تحویل دادهاند؟
در صدر فهرست دانشگاه ها با ثروتمندترین فارغ التحصیلان، دانشگاه هاروارد قرار دارد که ارزش دارایی های فارغ التحصیلان این دانشگاه که در سال ۱۶۳۶ تاسیس شده است ۴.۷ تریلیون دلار است.
▫️در جایگاه دوم این فهرست نیز دانشگاه استنفورد قرار دارد که ارزش دارایی های فارغ التحصیلان آن ۲.۹ تریلیون دلار است و ۵ هزار و ۶۰۰ نفر از این دانشگاه فارغ التحصیل شدند و میانگین ارزش دارایی های هر نفر فارغ التحصیل این دانشگاه نزدیک ۵۰۰ میلیون دلار است.
▫️در این فهرست که نام ۲۵ دانشگاه آمده است تنها ۵ دانشگاه در آمریکا قرار نگرفته اند و از این ۵ دانشگاه سه دانشگاه در انگلیس، یکی در فرانسه و یکی در سنگاپو قرار گرفته است.
@Managementhints
در صدر فهرست دانشگاه ها با ثروتمندترین فارغ التحصیلان، دانشگاه هاروارد قرار دارد که ارزش دارایی های فارغ التحصیلان این دانشگاه که در سال ۱۶۳۶ تاسیس شده است ۴.۷ تریلیون دلار است.
▫️در جایگاه دوم این فهرست نیز دانشگاه استنفورد قرار دارد که ارزش دارایی های فارغ التحصیلان آن ۲.۹ تریلیون دلار است و ۵ هزار و ۶۰۰ نفر از این دانشگاه فارغ التحصیل شدند و میانگین ارزش دارایی های هر نفر فارغ التحصیل این دانشگاه نزدیک ۵۰۰ میلیون دلار است.
▫️در این فهرست که نام ۲۵ دانشگاه آمده است تنها ۵ دانشگاه در آمریکا قرار نگرفته اند و از این ۵ دانشگاه سه دانشگاه در انگلیس، یکی در فرانسه و یکی در سنگاپو قرار گرفته است.
@Managementhints
❤4👍4
💢ام بی ای (MBA) خواندههای دردسرساز!
هنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصههای شب برای مدیران» مینویسد:
دانشکدههای مدیریت و کسب و کار دوست دارند تعداد زیادی فارغالتحصیل داشته باشند. اما واقعا عملکرد فارغالتحصیلان این رشتهها در سِمَتهای مدیر ارشد سازمانها چگونه بوده است؟ آیا تواناییها و مهارتهایی که این دانشکدهها به دانشجویان خود میآموزند، همانهایی است که در مدیریت سازمانها و شرکتها به دردشان میخورد؟
اکثر افرادی که به دورههای MBA میروند، باهوش و مصمم و حتی جاهطلب هستند. در نتیجه، با کمک مطالبی که میآموزند، این حس در آنها ایجاد میشود که میتوانند بدون داشتن تجربهای عمیق، از عهده هر مشکلی برآیند
اما این روحیه معمولا نه تنها به سازمانها و شرکتها کمک نمیکند، بلکه دردسرهای زیادی برای آنها ایجاد هم میکند
من و همکارانم برای بررسی این موضوع، 19 نفر از مدیران سوپراستار که از دانشکده مدیریت و کسب و کار هاروارد فارغالتحصیل شدهاند و در شرکتهای مختلف پستهای بالایی دارند را زیر نظر گرفتیم. حدس میزنید عملکرد این سوپراستارها چگونه بود؟ در یک کلام، افتضاح!
اکثر این سوپراستارهای مدیریتی و به صورت مشخصا 10 نفرشان، به وضوح شکست خورده بودند، یعنی شرکتشان را ورشکسته کرده و در نهایت از کرسی مدیریت کنار گذاشته شده بودند
برای مثال، در طول بررسی ما، فرانک لورنزو، مدیریت سه شرکت هواپیمایی مختلف را بر عهده گرفت ولی هر سه شرکت شکستهای بزرگی را متحمل شدند
تحقیقات ما نشان میدهد که دانشآموختگان MBA که قصد سوءاستفاده از مدرکشان را دارند معمولا این چهار کار را در شرکتهایی که مدیریت آنها را بر عهده گرفتهاند، انجام میدهند:
۱. تلاش میکنند قوانین رایج در شرکت را زیر سوال ببرند بدون آن که دلیل این کار را بیان کنند یا قانون بهتری را پیشنهاد بدهند
۲. به محض ورود به شرکت، تیم مدیران ارشد را کاملا تغییر میدهند و به جای آنها از دوستان خود استفاده میکنند. همچنین این افراد علاقه زیادی به مشاور دارند
۳. فقط به زمان حال توجه میکنند و مثلا به طور کامل روی بستن یک قرارداد بزرگ متمرکز میشوند و بعد از آن کار را به صورت کامل رها میکنند
۴. بر ارائه گزارشهای آماری و تحلیلی و برنامهریزیهای مفصل و با جزئیات زیاد تمرکز میکنند تا نشان بدهند شایسته دریافت حقوقهای خیلی بالا هستند
بنابراین یادمان باشد هیچ شرکتی با استخدام افراد MBA خوانده متحول نمیشود و هیچ کسی هم با نشستن پشت میز کلاسهای MBA لزوما به مدیر موفقی تبدیل نمیشود بلکه برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق باید خودتان آستینهایتان را بالا بزنید و همیشه در حال یادگیری، کتاب و مقاله خواندن و تجربهاندوزی باشید.
@Managementhints
هنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصههای شب برای مدیران» مینویسد:
دانشکدههای مدیریت و کسب و کار دوست دارند تعداد زیادی فارغالتحصیل داشته باشند. اما واقعا عملکرد فارغالتحصیلان این رشتهها در سِمَتهای مدیر ارشد سازمانها چگونه بوده است؟ آیا تواناییها و مهارتهایی که این دانشکدهها به دانشجویان خود میآموزند، همانهایی است که در مدیریت سازمانها و شرکتها به دردشان میخورد؟
اکثر افرادی که به دورههای MBA میروند، باهوش و مصمم و حتی جاهطلب هستند. در نتیجه، با کمک مطالبی که میآموزند، این حس در آنها ایجاد میشود که میتوانند بدون داشتن تجربهای عمیق، از عهده هر مشکلی برآیند
اما این روحیه معمولا نه تنها به سازمانها و شرکتها کمک نمیکند، بلکه دردسرهای زیادی برای آنها ایجاد هم میکند
من و همکارانم برای بررسی این موضوع، 19 نفر از مدیران سوپراستار که از دانشکده مدیریت و کسب و کار هاروارد فارغالتحصیل شدهاند و در شرکتهای مختلف پستهای بالایی دارند را زیر نظر گرفتیم. حدس میزنید عملکرد این سوپراستارها چگونه بود؟ در یک کلام، افتضاح!
اکثر این سوپراستارهای مدیریتی و به صورت مشخصا 10 نفرشان، به وضوح شکست خورده بودند، یعنی شرکتشان را ورشکسته کرده و در نهایت از کرسی مدیریت کنار گذاشته شده بودند
برای مثال، در طول بررسی ما، فرانک لورنزو، مدیریت سه شرکت هواپیمایی مختلف را بر عهده گرفت ولی هر سه شرکت شکستهای بزرگی را متحمل شدند
تحقیقات ما نشان میدهد که دانشآموختگان MBA که قصد سوءاستفاده از مدرکشان را دارند معمولا این چهار کار را در شرکتهایی که مدیریت آنها را بر عهده گرفتهاند، انجام میدهند:
۱. تلاش میکنند قوانین رایج در شرکت را زیر سوال ببرند بدون آن که دلیل این کار را بیان کنند یا قانون بهتری را پیشنهاد بدهند
۲. به محض ورود به شرکت، تیم مدیران ارشد را کاملا تغییر میدهند و به جای آنها از دوستان خود استفاده میکنند. همچنین این افراد علاقه زیادی به مشاور دارند
۳. فقط به زمان حال توجه میکنند و مثلا به طور کامل روی بستن یک قرارداد بزرگ متمرکز میشوند و بعد از آن کار را به صورت کامل رها میکنند
۴. بر ارائه گزارشهای آماری و تحلیلی و برنامهریزیهای مفصل و با جزئیات زیاد تمرکز میکنند تا نشان بدهند شایسته دریافت حقوقهای خیلی بالا هستند
بنابراین یادمان باشد هیچ شرکتی با استخدام افراد MBA خوانده متحول نمیشود و هیچ کسی هم با نشستن پشت میز کلاسهای MBA لزوما به مدیر موفقی تبدیل نمیشود بلکه برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق باید خودتان آستینهایتان را بالا بزنید و همیشه در حال یادگیری، کتاب و مقاله خواندن و تجربهاندوزی باشید.
@Managementhints
👏7😱1👌1
۶۸_راه_اثبات_شده_برای_افزایش_قدرت_251215_1625571.pdf
4.3 MB
۶۸ راه برای افزایش قدرت مغز
@Managementhints
@Managementhints
👏5❤1
شب سردی بود...
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچههات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...
یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
@Vaallddoo
@Managementhints
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچههات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...
یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
@Vaallddoo
@Managementhints
❤3👏1
Forwarded from نکات و دروس مدیریت
شب سردی بود...
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچههات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...
یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
@Vaallddoo
@Managementhints
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچههات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...
یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
@Vaallddoo
@Managementhints
❤3👍3👏1
⭕️تصمیم گیری
یکی از واحدهای ارتش سوییس در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوه های آلپ سرگردان بود. هوا سرد بود. ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. ناگهان، یکی از اعضا نقشه منطقه را در کوله خود پیدا کرد. آنها نقشه را دنبال کردند و به اقامت گاه اولیه باز گشتند. آنها از مرگ نجات یافتند.
وقتی نقشه را به فرمانده خود نشان داند، او متعجب شد و پرسیدکه چگونه با چنین نقشه ای راه را پیدا کرده اید؟ نقشه مربوط به کوههای آلپ نبود، بلکه مربوط به کوههای پیرنه بود. آنها راه خود را با پیروی از یک نقشه غلطپیدا کرده بودند. اگرآن نقشه را نمی یافتند، ساعت ها و روزها به امید اینکه گروههای نجات آنها را خواهند یافت، در جای خود می ماندند.اما آنها با دیدن نقشه راه افتادند.
اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشه غلط راه بیفتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا اینکه به امید رسیدن نیروی کمکی در جای خود متوقف شویم و از گرسنگی بمیریم. وقتی از همه چیز ناامید هستید، دست به کاری بزنید.
آنها که در رودخانه قایق سواری کرده اند، می دانند بیشترین حالت پایداری قایق، نه در سکون، بلکه در هنگام حرکت کردن و پارو زدن ایجاد می شود. شاید این گفته بر خلاف تصور عمومی و غریزه مان باشد، اما در درستی آن تردیدی نیست.
روبرت گانتر
@Managementhints
یکی از واحدهای ارتش سوییس در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوه های آلپ سرگردان بود. هوا سرد بود. ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. ناگهان، یکی از اعضا نقشه منطقه را در کوله خود پیدا کرد. آنها نقشه را دنبال کردند و به اقامت گاه اولیه باز گشتند. آنها از مرگ نجات یافتند.
وقتی نقشه را به فرمانده خود نشان داند، او متعجب شد و پرسیدکه چگونه با چنین نقشه ای راه را پیدا کرده اید؟ نقشه مربوط به کوههای آلپ نبود، بلکه مربوط به کوههای پیرنه بود. آنها راه خود را با پیروی از یک نقشه غلطپیدا کرده بودند. اگرآن نقشه را نمی یافتند، ساعت ها و روزها به امید اینکه گروههای نجات آنها را خواهند یافت، در جای خود می ماندند.اما آنها با دیدن نقشه راه افتادند.
اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشه غلط راه بیفتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا اینکه به امید رسیدن نیروی کمکی در جای خود متوقف شویم و از گرسنگی بمیریم. وقتی از همه چیز ناامید هستید، دست به کاری بزنید.
آنها که در رودخانه قایق سواری کرده اند، می دانند بیشترین حالت پایداری قایق، نه در سکون، بلکه در هنگام حرکت کردن و پارو زدن ایجاد می شود. شاید این گفته بر خلاف تصور عمومی و غریزه مان باشد، اما در درستی آن تردیدی نیست.
روبرت گانتر
@Managementhints
🔥4❤3👏2