یک برنده همان بازنده ای است که یک بار بیشتر تلاش کرده است .
@Managementhints
@Managementhints
.
اگر هنوز زندهای، هرگز نگو "هرگز"... در زیر سلطهی استبداد، آنکه سزاوار سرزنش است ماییم، و تنها ما میتوانیم استبداد را پایان دهیم. افتادگان برخواهند خاست و نومیدان مبارزه خواهند کرد. چه کسی را یارای مقابله با "مردم آگاه" است؟
@Managementhints
#برتولت_برشت
اگر هنوز زندهای، هرگز نگو "هرگز"... در زیر سلطهی استبداد، آنکه سزاوار سرزنش است ماییم، و تنها ما میتوانیم استبداد را پایان دهیم. افتادگان برخواهند خاست و نومیدان مبارزه خواهند کرد. چه کسی را یارای مقابله با "مردم آگاه" است؟
@Managementhints
#برتولت_برشت
قرار است پیشنهاد حذف یارانه 30 درصد از دهکهای پردرآمد در بررسی بودجه سال 97 به صحن ارائه شود/رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس
@Managementhints
شاید جالب باشد بدانید دولت در بهمن 1392 به 77 میلیون و 374 هزار نفر یارانه پرداخت کرده ، در حالی که برابر آمار ،جمعیت کشور حدود 77 میلیون و 200 هزار نفر بوده است!
@Managementhints
@Managementhints
شاید جالب باشد بدانید دولت در بهمن 1392 به 77 میلیون و 374 هزار نفر یارانه پرداخت کرده ، در حالی که برابر آمار ،جمعیت کشور حدود 77 میلیون و 200 هزار نفر بوده است!
@Managementhints
با حضور اين دو در برنامه علي ضيا در صدا و سيما ، با خودم فكر كردم چه چيزي باعث اين حجم كج سليقگي و انحطاط فرهنگي ايران ما شده ؟
بيت المال خرج حضور پخمگان مي شود #والدو
Managementhints@
بيت المال خرج حضور پخمگان مي شود #والدو
Managementhints@
✅ چرا احساس بی ثباتی میکنیم؟
✍️ دکتر محمود سریع القلم
@Managementhints
🔺کشور ما، کشور افراد است و نه سیستم ها. الفاظی مانند رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و چارچوب در توسعه یافتگی کشورها مقدس هستند. اصولاً، سیستم ها هستند که توسعه را هدایت می کنند. اما در پیشبرد بسیاری از امور در جامعه ما، در نهایت باید رضایت افراد را جلب کنیم تا آنکه طبق مقررات و آیین نامه ها عمل کنیم. بی دلیل نیست در آلمان، ساعت پنج بعدازظهر همه محل کار خود را ترک میکنند تا بروند و زندگی کنند. لزومی ندارد تا ۱۲ شب جلسه بگذارند. جلسات فراوان به معنای ناهماهنگی و معرف فقدان رویه و قاعده است. طی ۱۷۰ سال تجربه تحول در کشور، نتوانسته ایم مهم ترین فرآورده مدرنیته که سیستم سازی در همه عرصه ها است را ایجاد کنیم. تقریباً حل هر مسئله ای تابع رأی، سلیقه، خواسته ها، منافع و حتی مزاج افراد است.متکی بودن به افراد، بی ثباتی می آورد. در حالی که رویه ها و سیستم ها ثبات دارند و شهروندان می توانند خروجی آنها را پیش بینی کنند. از ۱۳۵۰ به بعد نه تنها به طرف سیستم نرفته ایم بلکه به صورت مقایسه ای با کشورهای هم طراز خود، غلظت نقش فرد در تصمیم گیری، تصمیم سازی و حکمرانی را به شدت افزایش داده ایم. بنابراین، بی ثبات هستیم چون با درصد بالا، تحت تأثیر قضاوت افراد هستیم نه سیستم ها؛
🔺 ابهام در سیاست گذاری ها. به طور اعجاب آوری، علاقه فراوانی داریم در خانواده، در ادارات، در جامعه، همه جا تقریباً، امور را و افراد را کنترل کنیم. کنترل را بر روابط قاعده مند ترجیح می دهیم. چون کنترل را بر مدیریت اولویت می دهیم، به یک خصلت ضد توسعه مجهزیم: ابهام. بدون شفافیت در سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها و قواعد نمیتوان پیشرفت کرد چون شفافیت، اطمینان خاطر می آورد. به همان دلیل که با افراد دمدمی مزاج نمیتوان، عمارت دوستی ساخت، در شرایط ابهام هم نمیتوان برنامه ریزی کرد و آینده ای مطمئن بنا کرد. شهروند و کارآفرین آلمانی به ثبات اندیشه ها و سیاستگذاری ها در مدیریت کشور، اطمینان ذهنی، روانی و عینی دارد و می تواند طراحی کند و به ثبات روندها در سال های آتی، اعتماد داشته باشد.ابهام و کنترل کردن، نقش فرد را افزایش میدهد.
🔺 تأثیر سیاست خارجی بر زندگی مردم. دوره روابط دولت ها تقریباً پایان یافته است؛ امروز عصر شبکه سازی است. شبکه سازی با شرکت ها، مؤسسات، مراکز تحقیقاتی و بنیادها.نگاه سنتی به روابط بین الملل و راضی کردن یا تقابل با دولتها اندیشه ای است که به قرن گذشته تعلق دارد. سیاست خارجی یعنی شبکه سازی با جهان، یعنی روان کردن ارتباطات میان شبکه های تولیدی، علمی، نوآوری داخلی با هم قطاران بین المللی خود.آلمانی ها اهمیت نمی دهند چه فردی و با چه روحیه ای در کاخ سفید است؛ آنها با هزاران شبکه تولیدی، علمی، آموزشی، فناوری و بازارها در جامعه آمریکا کار می کنند. این نوع رهیافت، ثبات می آورد، منافع مشترک تعریف می کند و از خصلت های منفی فردی مانند عصبانیت، مزاج، پیش داوری و سوء برداشت فاصله می گیرد.
اصلی در روانشناسی سیاسی است به نام Groupthink. این مفهوم به این معناست: عده ای که مثل هم فکر می کنند، مثل هم برداشت می کنند و منافع مشترک دارند، وقتی تصمیم سازی می کنند خطاها و اشتباهات فراوانی را بدون آن که آگاه باشند مرتکب می شوند. خروجی گروه های منسجم، عموماَ دچار آسیب است چون تمامی زوایای یک موضوع را نمی بینند، اطلاعات ناقص است و اعضای گروه برای حفظ انسجام آن گروه، یکدیگر را نقد نمی کنند. در فضاهای تصمیم سازی، اگر نظر متفاوت و مخالف وجود نداشته باشد، تصمیم سازی مختل است. برای آنکه ثبات ایجاد کنیم باید در نوع تصمیم گرفتن و تصمیم سازی تجدید نظر کنیم و در جلسات، تکثر برداشت ها و دیدگاه ها را گرد هم آوریم تا از همه زوایا، موضوعات را ببینیم. جان اف کندی این گونه تصمیم می گرفت: پیرامون یک موضوع، از درون دولت و از بیرون دولت، مخالف و موافق موضوع را گرد یک میز بزرگ جمع م یکرد. خود دور از همه در گوش های می نشست و به جدل فکری این گروه گوش میکرد. یادداشت برمی داشت. سئوالات خود را می نوشت. در انتها، آن ها را مطرح می کرد. سپس با شنیدن تمامی دیدگاه ها و پاسخ به سئوالات خود، تصمیم میگرفت.
اگر از این روش و این گونه روش ها برای تصمیم سازی بهره نبریم، از جهانی که با سرعت قابل توجهی در حال حرکت است عقب می مانیم. مدیریت توأم با کنترل و ابهام به فقر و انزوا منجر می شود.
@Managementhints
✍️ دکتر محمود سریع القلم
@Managementhints
🔺کشور ما، کشور افراد است و نه سیستم ها. الفاظی مانند رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و چارچوب در توسعه یافتگی کشورها مقدس هستند. اصولاً، سیستم ها هستند که توسعه را هدایت می کنند. اما در پیشبرد بسیاری از امور در جامعه ما، در نهایت باید رضایت افراد را جلب کنیم تا آنکه طبق مقررات و آیین نامه ها عمل کنیم. بی دلیل نیست در آلمان، ساعت پنج بعدازظهر همه محل کار خود را ترک میکنند تا بروند و زندگی کنند. لزومی ندارد تا ۱۲ شب جلسه بگذارند. جلسات فراوان به معنای ناهماهنگی و معرف فقدان رویه و قاعده است. طی ۱۷۰ سال تجربه تحول در کشور، نتوانسته ایم مهم ترین فرآورده مدرنیته که سیستم سازی در همه عرصه ها است را ایجاد کنیم. تقریباً حل هر مسئله ای تابع رأی، سلیقه، خواسته ها، منافع و حتی مزاج افراد است.متکی بودن به افراد، بی ثباتی می آورد. در حالی که رویه ها و سیستم ها ثبات دارند و شهروندان می توانند خروجی آنها را پیش بینی کنند. از ۱۳۵۰ به بعد نه تنها به طرف سیستم نرفته ایم بلکه به صورت مقایسه ای با کشورهای هم طراز خود، غلظت نقش فرد در تصمیم گیری، تصمیم سازی و حکمرانی را به شدت افزایش داده ایم. بنابراین، بی ثبات هستیم چون با درصد بالا، تحت تأثیر قضاوت افراد هستیم نه سیستم ها؛
🔺 ابهام در سیاست گذاری ها. به طور اعجاب آوری، علاقه فراوانی داریم در خانواده، در ادارات، در جامعه، همه جا تقریباً، امور را و افراد را کنترل کنیم. کنترل را بر روابط قاعده مند ترجیح می دهیم. چون کنترل را بر مدیریت اولویت می دهیم، به یک خصلت ضد توسعه مجهزیم: ابهام. بدون شفافیت در سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها و قواعد نمیتوان پیشرفت کرد چون شفافیت، اطمینان خاطر می آورد. به همان دلیل که با افراد دمدمی مزاج نمیتوان، عمارت دوستی ساخت، در شرایط ابهام هم نمیتوان برنامه ریزی کرد و آینده ای مطمئن بنا کرد. شهروند و کارآفرین آلمانی به ثبات اندیشه ها و سیاستگذاری ها در مدیریت کشور، اطمینان ذهنی، روانی و عینی دارد و می تواند طراحی کند و به ثبات روندها در سال های آتی، اعتماد داشته باشد.ابهام و کنترل کردن، نقش فرد را افزایش میدهد.
🔺 تأثیر سیاست خارجی بر زندگی مردم. دوره روابط دولت ها تقریباً پایان یافته است؛ امروز عصر شبکه سازی است. شبکه سازی با شرکت ها، مؤسسات، مراکز تحقیقاتی و بنیادها.نگاه سنتی به روابط بین الملل و راضی کردن یا تقابل با دولتها اندیشه ای است که به قرن گذشته تعلق دارد. سیاست خارجی یعنی شبکه سازی با جهان، یعنی روان کردن ارتباطات میان شبکه های تولیدی، علمی، نوآوری داخلی با هم قطاران بین المللی خود.آلمانی ها اهمیت نمی دهند چه فردی و با چه روحیه ای در کاخ سفید است؛ آنها با هزاران شبکه تولیدی، علمی، آموزشی، فناوری و بازارها در جامعه آمریکا کار می کنند. این نوع رهیافت، ثبات می آورد، منافع مشترک تعریف می کند و از خصلت های منفی فردی مانند عصبانیت، مزاج، پیش داوری و سوء برداشت فاصله می گیرد.
اصلی در روانشناسی سیاسی است به نام Groupthink. این مفهوم به این معناست: عده ای که مثل هم فکر می کنند، مثل هم برداشت می کنند و منافع مشترک دارند، وقتی تصمیم سازی می کنند خطاها و اشتباهات فراوانی را بدون آن که آگاه باشند مرتکب می شوند. خروجی گروه های منسجم، عموماَ دچار آسیب است چون تمامی زوایای یک موضوع را نمی بینند، اطلاعات ناقص است و اعضای گروه برای حفظ انسجام آن گروه، یکدیگر را نقد نمی کنند. در فضاهای تصمیم سازی، اگر نظر متفاوت و مخالف وجود نداشته باشد، تصمیم سازی مختل است. برای آنکه ثبات ایجاد کنیم باید در نوع تصمیم گرفتن و تصمیم سازی تجدید نظر کنیم و در جلسات، تکثر برداشت ها و دیدگاه ها را گرد هم آوریم تا از همه زوایا، موضوعات را ببینیم. جان اف کندی این گونه تصمیم می گرفت: پیرامون یک موضوع، از درون دولت و از بیرون دولت، مخالف و موافق موضوع را گرد یک میز بزرگ جمع م یکرد. خود دور از همه در گوش های می نشست و به جدل فکری این گروه گوش میکرد. یادداشت برمی داشت. سئوالات خود را می نوشت. در انتها، آن ها را مطرح می کرد. سپس با شنیدن تمامی دیدگاه ها و پاسخ به سئوالات خود، تصمیم میگرفت.
اگر از این روش و این گونه روش ها برای تصمیم سازی بهره نبریم، از جهانی که با سرعت قابل توجهی در حال حرکت است عقب می مانیم. مدیریت توأم با کنترل و ابهام به فقر و انزوا منجر می شود.
@Managementhints
🏛مدیر عامل 4 بانک نیمه دولتی به زودی تغییر می کند🏛
آخرین شنیدهها حاکی از وسیعتر بودن دامنه تغییر مدیران عامل بانکهاست.
گفته میشود وزیر اقتصاد به دنبال تغییر مدیران عامل بانکهای نیمه دولتی است.
این تغییرات اغلب با استفاده مدیران فعلی و سابق سیستم بانکی انجام خواهد شد/بانک مردم
@Managementhints
🏛فوری: اولین تغییر بانکی کلید خورد🏛
با نظر وزیر محترم امور اقتصادی و دارائی دکتر محمد بیگدلی به سمت مدیرعامل بانک ملت منصوب شد.
وی پیش از این رئیس هیات مدیره این بانک بود.
@Managementhints
آخرین شنیدهها حاکی از وسیعتر بودن دامنه تغییر مدیران عامل بانکهاست.
گفته میشود وزیر اقتصاد به دنبال تغییر مدیران عامل بانکهای نیمه دولتی است.
این تغییرات اغلب با استفاده مدیران فعلی و سابق سیستم بانکی انجام خواهد شد/بانک مردم
@Managementhints
🏛فوری: اولین تغییر بانکی کلید خورد🏛
با نظر وزیر محترم امور اقتصادی و دارائی دکتر محمد بیگدلی به سمت مدیرعامل بانک ملت منصوب شد.
وی پیش از این رئیس هیات مدیره این بانک بود.
@Managementhints
فقط با کسانی بحث کنید که می دانید آنقدر عقل و عزت نفس دارند که حرف های بی معنی نمی زنند. کسانی که به دلیل توسل می جویند، حقیقت را گرامی می دارند و آنقدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباهشان را قبول کنند. پس نتیجه می گیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی.
@Managementhints
📚 هنر همیشه بر حق بودن
🖊 آرتور شوپنهاور
@Managementhints
📚 هنر همیشه بر حق بودن
🖊 آرتور شوپنهاور
🎯حجم پول دردنیا⬆️
✅ سرمایه دراختیاراپل اندکی کمتراز چرخه مالی جهان است🤔
@Managementhints
✅ برخلاف ایران علاقه به بازار سرمایه در جهان به حدی است که سرمایه در آن از کل پول نقد موجود بیشتر است
✅ سرمایه دراختیاراپل اندکی کمتراز چرخه مالی جهان است🤔
@Managementhints
✅ برخلاف ایران علاقه به بازار سرمایه در جهان به حدی است که سرمایه در آن از کل پول نقد موجود بیشتر است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ويدئوى تكاندهنده براى آنهايى كه نمىدانند در مسابقه زندگى از چه امتيازاتى در قياس با ديگران برخوردارند!
@Managementhints
⬅️ این فیلم کوتاه را برای دوستان تان ارسال کنید.
@Managementhints
⬅️ این فیلم کوتاه را برای دوستان تان ارسال کنید.
🗞ما همه یک «کیهان» درون داریم!
✍️ احسان محمدی
@Managementhints
⚽️ سال ها پیش وقتی با تیم های عربی مسابقه داشتیم کارشناسان و گزارشگران می گفتند بازیکنان کشورهای عربی کُند هستند و ما باید با کارهای سرعتی آنها را غافلگیر کنیم.
⚽️در مورد تیم های شرقی هم عنوان می شد که چون میانگین قدی کوتاه تری دارند باید بازی را روی هوا بُرد و با ضربات سر به آنها گل زد.
احتمالاً در نتیجه همین رهنمودهای «کلیشه ای» برخی کارشناسانان است که تیم ملی ایران 41 سال است قهرمان جام ملت های آسیا نشده است و آخرین باری که یک تیم باشگاهی ایران قهرمان باشگاه های آسیا شد برمی گردد به 26 سال پیش! چهارسال قبل از اینکه «سردار آزمون» به دنیا بیاید!
💣 در دهه های شصت و هفتاد که فیلم های جنگی به کرات ساخته و از تلویزیون پخش می شد، سربازان و فرماندهان عراقی مُشتی کله پوک، دست و پاچلفتی و احمق تصویر می شدند که در مقابل یک بسیجی کلاشینکف به دست ما شکست می خوردند، عقب نشینی می کردند، به اسارت در می آمدند و مواضع و استحکاماتشان نابود می شد.
این «کلیشه» مدام بازتکرار می شد. همان سال ها یکی از شخصیت های فرهنگی برجسته گفت:« اگر عراقی ها این همه ناتوان و تسلیم بودند چطور جنگ هشت سال به طول کشید؟»
🐪 این دو نمونه را آوردم که به تحولات اجتماعی – سیاسی در کشورهای عربی اشاره کنم. اینکه آیا ما دچار تصویرها و برداشت های «کلیشه ای» در مورد این کشور نشده ایم؟ آیا وقت آن نرسیده که کلیشه «شیخ چاقِ پولدارِ چند زنه و کم هوشِ و مسخ شده در برابر غرب» را درباره کشورهای عربی بازنگری کنیم؟
🐪 آیا شیخ های جوانی که امروز اندک اندک فرمان هدایت کشورهای حوزه خلیج فارس را دست می گیرند همان «شترسواران» و «زنده به گور» کنندگان دختران هستند که به اسم تاریخ خوانده ایم؟
🏢 آیا می دانیم چند درصد از فرزندان شیوخ در طول دهه های اخیر در بهترین دانشگاه های دنیا درس خوانده اند و به واسطه ثروتی که از آن برخوردارند «جهان» را بیشتر از ما گشته اند و فرصت تعامل با اندیشمندان را یافته اند؟
🌠 آیا ساده انگارانه نیست که فکر کنیم شیوخ عرب سرخوشانه در بیایان «سوسمار» دنبال می کنند و سرگرم باده نوشی هستند و تمام امور کشورهایشان را غربی ها انجام می دهند و این «برج های تر و تمیز» و شهرهایی که به قطب گردشگری در دنیا تبدیل شده اند صرفاً محصول «پول» است و سرسوزنی اندیشه و مدیریت «عربی» در آن وجود ندارد؟
🔺تحلیل های «کلیشه ای» از این دست ما را دچار خطا نمی کند؟ آیا در همه جای جهان سخن گفتن و موضع گرفتن افراد در حوزه بین الملل تا این اندازه آسان و بی هزینه است؟
🔺 در کشوری که رئیس اداره آب و فاضلاب یک شهرستان هم به خودش اجازه می دهد در مورد سیاست خارجی با رسانه ها گفتگو کند و همین کلیشه هاع را در قابل نظریه بازتکرار کند نیاز نیست که عقلا و بزرگان اهل دیپلماسی دست به کار شوند و بگویند بزرگوار! شما به جای ارائه تز دیپلماتیک بهتر است به فکر کانال کشی و هدایت فاضلاب سرگردان در کوچه های شهرت باشی؟
🗞 موضع گیری روزنامه کیهان و تیتر امروز آنها به واکنش های عمومی اتفاق تازه ای نیست. بلکه به نظر می رسد برخی از «افراد» نگاه و باور و اعتقاد و آرزویشان را با صدای بلندتر و از تریبون بزرگتری اعلام می کنند و چندان نگران بازخوردهای آن نیستند. اگر به رفتارهای روزانه خودمان نگاه کنیم می بینیم ما هم در تاکسی و اتوبوس و مهمانی و ... کلیشه های ذهنی را تکرار می کنیم، تز می دهیم و بدون احساس مسئولیت نسبت به تبعات آن برای جهان «نسخه مدیریت» می پیچیم.
🗞 قطعاً مقایسه روزنامه ای که در سال های گذشته نشان داده فراتر از یک رسانه است با ما عوام آسمان جُل درست نیست اما در نهان همه ما انگار یک «کیهان» نفس می کشد که کارش تکرار کلیشه ها و اصرار بر آن بدون توجه به اثرات منفی اش است.
@Managementhints
✍️ احسان محمدی
@Managementhints
⚽️ سال ها پیش وقتی با تیم های عربی مسابقه داشتیم کارشناسان و گزارشگران می گفتند بازیکنان کشورهای عربی کُند هستند و ما باید با کارهای سرعتی آنها را غافلگیر کنیم.
⚽️در مورد تیم های شرقی هم عنوان می شد که چون میانگین قدی کوتاه تری دارند باید بازی را روی هوا بُرد و با ضربات سر به آنها گل زد.
احتمالاً در نتیجه همین رهنمودهای «کلیشه ای» برخی کارشناسانان است که تیم ملی ایران 41 سال است قهرمان جام ملت های آسیا نشده است و آخرین باری که یک تیم باشگاهی ایران قهرمان باشگاه های آسیا شد برمی گردد به 26 سال پیش! چهارسال قبل از اینکه «سردار آزمون» به دنیا بیاید!
💣 در دهه های شصت و هفتاد که فیلم های جنگی به کرات ساخته و از تلویزیون پخش می شد، سربازان و فرماندهان عراقی مُشتی کله پوک، دست و پاچلفتی و احمق تصویر می شدند که در مقابل یک بسیجی کلاشینکف به دست ما شکست می خوردند، عقب نشینی می کردند، به اسارت در می آمدند و مواضع و استحکاماتشان نابود می شد.
این «کلیشه» مدام بازتکرار می شد. همان سال ها یکی از شخصیت های فرهنگی برجسته گفت:« اگر عراقی ها این همه ناتوان و تسلیم بودند چطور جنگ هشت سال به طول کشید؟»
🐪 این دو نمونه را آوردم که به تحولات اجتماعی – سیاسی در کشورهای عربی اشاره کنم. اینکه آیا ما دچار تصویرها و برداشت های «کلیشه ای» در مورد این کشور نشده ایم؟ آیا وقت آن نرسیده که کلیشه «شیخ چاقِ پولدارِ چند زنه و کم هوشِ و مسخ شده در برابر غرب» را درباره کشورهای عربی بازنگری کنیم؟
🐪 آیا شیخ های جوانی که امروز اندک اندک فرمان هدایت کشورهای حوزه خلیج فارس را دست می گیرند همان «شترسواران» و «زنده به گور» کنندگان دختران هستند که به اسم تاریخ خوانده ایم؟
🏢 آیا می دانیم چند درصد از فرزندان شیوخ در طول دهه های اخیر در بهترین دانشگاه های دنیا درس خوانده اند و به واسطه ثروتی که از آن برخوردارند «جهان» را بیشتر از ما گشته اند و فرصت تعامل با اندیشمندان را یافته اند؟
🌠 آیا ساده انگارانه نیست که فکر کنیم شیوخ عرب سرخوشانه در بیایان «سوسمار» دنبال می کنند و سرگرم باده نوشی هستند و تمام امور کشورهایشان را غربی ها انجام می دهند و این «برج های تر و تمیز» و شهرهایی که به قطب گردشگری در دنیا تبدیل شده اند صرفاً محصول «پول» است و سرسوزنی اندیشه و مدیریت «عربی» در آن وجود ندارد؟
🔺تحلیل های «کلیشه ای» از این دست ما را دچار خطا نمی کند؟ آیا در همه جای جهان سخن گفتن و موضع گرفتن افراد در حوزه بین الملل تا این اندازه آسان و بی هزینه است؟
🔺 در کشوری که رئیس اداره آب و فاضلاب یک شهرستان هم به خودش اجازه می دهد در مورد سیاست خارجی با رسانه ها گفتگو کند و همین کلیشه هاع را در قابل نظریه بازتکرار کند نیاز نیست که عقلا و بزرگان اهل دیپلماسی دست به کار شوند و بگویند بزرگوار! شما به جای ارائه تز دیپلماتیک بهتر است به فکر کانال کشی و هدایت فاضلاب سرگردان در کوچه های شهرت باشی؟
🗞 موضع گیری روزنامه کیهان و تیتر امروز آنها به واکنش های عمومی اتفاق تازه ای نیست. بلکه به نظر می رسد برخی از «افراد» نگاه و باور و اعتقاد و آرزویشان را با صدای بلندتر و از تریبون بزرگتری اعلام می کنند و چندان نگران بازخوردهای آن نیستند. اگر به رفتارهای روزانه خودمان نگاه کنیم می بینیم ما هم در تاکسی و اتوبوس و مهمانی و ... کلیشه های ذهنی را تکرار می کنیم، تز می دهیم و بدون احساس مسئولیت نسبت به تبعات آن برای جهان «نسخه مدیریت» می پیچیم.
🗞 قطعاً مقایسه روزنامه ای که در سال های گذشته نشان داده فراتر از یک رسانه است با ما عوام آسمان جُل درست نیست اما در نهان همه ما انگار یک «کیهان» نفس می کشد که کارش تکرار کلیشه ها و اصرار بر آن بدون توجه به اثرات منفی اش است.
@Managementhints
در اولین مسابقه كه مربیگری میكردم، دعا كردم و از خدا خواستم كه برنده بشویم، اما نبردیم
فهمیدم تیم مقابلم هم خدا دارد
پس از آن به بعد تلاش كردم.
@Managementhints
👤 الكس فرگوسن
فهمیدم تیم مقابلم هم خدا دارد
پس از آن به بعد تلاش كردم.
@Managementhints
👤 الكس فرگوسن
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞
(1)
چه استادانه
سرت را بالای نی می فرستد
این مداح جوان
پاکتش را بدهید
در مجلسی دیگر نی ها منتظرند!
(2)
تترون های ژاپنی
عطرهای فرانسوی
برنج های پاکستانی
چای های هندی...
در عزای تو همه ی جهان جمع اند
ما هم آمده ایم
با نامه های کوفی!
(3)
نه تابلوهای فلکسی
نه شمایل های سه در پنج
نه استریوهای هشت باند
نه انبوه جمعیت
چه مجلس خلوتی داریم اینجا
من و دوازده بند محتشم!
(4)
دهل فروشی
سنج فروشی
زنجیر فروشی
شمشیر فروشی
به نام تو
چه قدر دکان باز شده است!
(5)
به یاد لبان تشنه ات
ظهر عاشورا
شربت زعفرانی نوشیدیم
در جام های کریستال!
(6)
همه منتظر شکار این لحظه اند
بادوربین های کانن:
وقتی شمر
با سر بریده
از قتلگاه بیرون می آید!
(7)
می خواستم
این دو قطره اشک
پنهان بماند
گوشه ی این هیات
امان از دوربین های شبکه ی خبر!
(8)
جهان یکسره فریاد می شد
اگر روضه خوان ها
حرفهایت را می شمردند
نه زخم هایت را !
(9)
هر روز و هر سال
تو را روضه روضه
سر می برند
و تو هنوز زنده ای...
(10)
در میدان شهر
خیمه هایت را سوزاندند
تعزیه خوان ها
ما هم برایشان بنزین بردیم
و این پایان عاشورای امسال بود!
"نامه های کوفی"
#سعید_بیابانکی
#اربعين_حسيني_تسليت_باد
#التماس_تفكر
😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞
✍ #کانال_شعر_ادبیات
😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞
(1)
چه استادانه
سرت را بالای نی می فرستد
این مداح جوان
پاکتش را بدهید
در مجلسی دیگر نی ها منتظرند!
(2)
تترون های ژاپنی
عطرهای فرانسوی
برنج های پاکستانی
چای های هندی...
در عزای تو همه ی جهان جمع اند
ما هم آمده ایم
با نامه های کوفی!
(3)
نه تابلوهای فلکسی
نه شمایل های سه در پنج
نه استریوهای هشت باند
نه انبوه جمعیت
چه مجلس خلوتی داریم اینجا
من و دوازده بند محتشم!
(4)
دهل فروشی
سنج فروشی
زنجیر فروشی
شمشیر فروشی
به نام تو
چه قدر دکان باز شده است!
(5)
به یاد لبان تشنه ات
ظهر عاشورا
شربت زعفرانی نوشیدیم
در جام های کریستال!
(6)
همه منتظر شکار این لحظه اند
بادوربین های کانن:
وقتی شمر
با سر بریده
از قتلگاه بیرون می آید!
(7)
می خواستم
این دو قطره اشک
پنهان بماند
گوشه ی این هیات
امان از دوربین های شبکه ی خبر!
(8)
جهان یکسره فریاد می شد
اگر روضه خوان ها
حرفهایت را می شمردند
نه زخم هایت را !
(9)
هر روز و هر سال
تو را روضه روضه
سر می برند
و تو هنوز زنده ای...
(10)
در میدان شهر
خیمه هایت را سوزاندند
تعزیه خوان ها
ما هم برایشان بنزین بردیم
و این پایان عاشورای امسال بود!
"نامه های کوفی"
#سعید_بیابانکی
#اربعين_حسيني_تسليت_باد
#التماس_تفكر
😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞
✍ #کانال_شعر_ادبیات
⛔️ "آیا فریبی در کار است؟"
👈 عباس عبدی/روزنامه اعتماد
@Managementhints
✍️ این روزها نقدهايي عليه مواضع و رفتار روحاني از جانب برخی اصلاحطلبان ابراز ميشود. آنان گمان ميكنند روحانی دچار تغييري اساسي شده و از اين نظر ميخواهند رفتار انتخاباتي خود را در رای دادن به او توجيه كنند و اينكه گمان دارند به آنان خيانت شده يا فريب خوردهاند.
✍️ حتي اگر اين برداشت درست هم باشد، آن را بايد نشانه ناتواني اين افراد در سياستورزي و شناخت جامعه و سياست در ايران و حتي به تعبيري ناآشنايي آنان با مفهوم سياست دانست.
✍️ متأسفانه برخي از كنشگران سياسي كه خيلي زود اميدوار ميشوند و به همان نسبت نيز به سرعت نااميد ميشوند، در تحليل سياست، براي نقش و جایگاه افراد و اظهارات آنان بیش از اندازه حساب باز ميكنند.
✍️ درک آنان از سياستورزي در ايران و مشاركت انتخاباتي متناقض است. از یک سو انتظارات آنان از نتايج انتخابات به نسبت راديكال است، ولي از سوي ديگر به اثربخشي اين سازوكار چندان اعتماد ندارند.
✍️ مشكل سياستورزان ايراني از آنجا آغاز ميشود كه ميدانند ايرادات و مشكلات ساختاري است، و درعين حال این برداشت را کنار میگذارند و انتظارات خود از افراد را جایگزین بهبودهای ساختاری میکنند.
✍️ از آنجا كه مسايل به خوبي حلاجي و باز نميشود، روي شعارها و گفتههاي افراد بيش از حد حساب باز ميكنند.
✍️ سياستورزان اسير اظهارات تاکتیکی نامزد انتخاباتي ميشوند. درحاليكه او در بهترين حالت راننده است كه ويژگيهاي خودرو و سرنشينان و ميزان بنزين آن و وضع جاده، نسبت به راننده نقش بسيار تعيينكنندهاي در روند حركت اين خودرو دارند.
✍️ راننده فقط يك عنصر است، اگر رانندهاي بخواهد نامزد رانندگي پرايد شود، نميتواند ادعاي سرعت 200 كيلومتر در ساعت و عبور از پيچهاي خطرناك و حمل 10 مسافر نمايد. اگر هم ادعا كرد، ما نبايد بپذيريم.
✍️ مشكل اصلي سياستورزي در ايران آنجاست كه تمامی سياست را بر پايههاي لرزان آن كه اشخاص باشد بنا ميكنند؛ درحاليكه بايد تحليل بر ساختار و مولفههای بنیادی بنا شود و تواناييهاي فرد را در چارچوب اين ساختارها و موازنه قوا ارزيابي كرد و مطلقا، تأكيد ميكنم، مطلقا به ادعاهاي نامزدها و اشخاص توجه نكنند.
✍️ از اين زاويه و به نظر بنده آقاي روحاني تفاوت چنداني با زمان انتخابات نكرده است. در آن زمان برخي افراد دوست داشتند كه آن حرفهاي تند را بزند كه او هم ميزد؛ اگرچه نباید میزد.
✍️ بنده نیز دوست نداشتم كه اين حرفها زده شود تا با آنها خودم را فريب دهم و توجيهي براي حضور خود در پای صندوق پيدا كنم. بدون این شعارها و اظهارات تند هم رای میدادم و چه بسا این شعارها فقط موجب بدبینی بیشترم میشد.
✍️ اين دولت نه توان و نه اراده مبارزه جدي با فساد را دارد و نه اقدامي موثر براي حقوق شهروندي ميتواند انجام دهد و نه منادي شفافيت خواهد بود، حداکثر کارش تدوین یک کتابچه تحت عنوان "منشور حقوق شهروندی" است. حتي گمان نميكنم كه اقدام موثري در اقتصاد هم بتواند انجام دهد و...
✍️ در واقع، نگاه خود را معطوف به دولت نمودن و انتظار داشتن اينكه آنان كاري كنند، از اساس نادرست است. با برگ رأي به تنهايي نميتوان تغييرات اساسي ايجاد كرد، هرچند بدون آن نيز شدني نيست.
✍️ نيروي سياسي بايد در درجه اول به توان و قدرت خود در بسيج اجتماعي و اثرگذاري مدني توجه كند.
✍️ متأسفانه اصلاحطلبان توقعات غيرواقعي از دولت و رييس آن دارند. آنان راهي جز رأي دادن به روحاني نداشتند. اگر اين كار را نميكردند، مواجه با گزينهاي ميشدند كه امروز صدبار پشيمان بودند.
✍️ آنان به عللي نميتوانند از قطعه اصلي خود استفاده كنند، و به اجبار از قطعه نامتناسب با دستگاه اصلاحات استفاده كردهاند، ولي انتظار كاركرد مشابه را دارند. در خصوص شهرداري هم اين مشكل به نحو ديگري نمايان ميشود.
✍️ اصلاحطلبان ميان دو گرايش به نسبت متضاد گیر افتادهاند. هنوز نتوانستهاند میان منتقد جدی بودن با حضور در ساخت قدرت، موازنهاي برقرار كنند؛ لذا ممكن است هزينههاي هر دو حالت را بدهند، بدون آنكه منافع هیچکدام را ببرند.
✍️ اصلاحطلبان ميبايد از نگاه موجود فاصله بگيرند. نگاهي كه در پي يافتن خطوطي در تأييد اين ادعا است كه روحاني و يا حتي نجفي خلاف قولهاي خود عمل كردهاند. آنان كمابيش همين بودهاند و با کم و زیادش در همين حد نیز از آنان انتظار ميرفته است.
✍️ بهتر است كه به جايگاه خود و اثرگذاري بيواسطه اصلاحطلبي فكر كنيم كه فراتر از افراد است و ناپايداري اندكي دارد. از تحليل ها و نگاه منفعلانه بايد عبور كرد و اعتماد به نفس كافي داشت.
@Managementhints
👈 عباس عبدی/روزنامه اعتماد
@Managementhints
✍️ این روزها نقدهايي عليه مواضع و رفتار روحاني از جانب برخی اصلاحطلبان ابراز ميشود. آنان گمان ميكنند روحانی دچار تغييري اساسي شده و از اين نظر ميخواهند رفتار انتخاباتي خود را در رای دادن به او توجيه كنند و اينكه گمان دارند به آنان خيانت شده يا فريب خوردهاند.
✍️ حتي اگر اين برداشت درست هم باشد، آن را بايد نشانه ناتواني اين افراد در سياستورزي و شناخت جامعه و سياست در ايران و حتي به تعبيري ناآشنايي آنان با مفهوم سياست دانست.
✍️ متأسفانه برخي از كنشگران سياسي كه خيلي زود اميدوار ميشوند و به همان نسبت نيز به سرعت نااميد ميشوند، در تحليل سياست، براي نقش و جایگاه افراد و اظهارات آنان بیش از اندازه حساب باز ميكنند.
✍️ درک آنان از سياستورزي در ايران و مشاركت انتخاباتي متناقض است. از یک سو انتظارات آنان از نتايج انتخابات به نسبت راديكال است، ولي از سوي ديگر به اثربخشي اين سازوكار چندان اعتماد ندارند.
✍️ مشكل سياستورزان ايراني از آنجا آغاز ميشود كه ميدانند ايرادات و مشكلات ساختاري است، و درعين حال این برداشت را کنار میگذارند و انتظارات خود از افراد را جایگزین بهبودهای ساختاری میکنند.
✍️ از آنجا كه مسايل به خوبي حلاجي و باز نميشود، روي شعارها و گفتههاي افراد بيش از حد حساب باز ميكنند.
✍️ سياستورزان اسير اظهارات تاکتیکی نامزد انتخاباتي ميشوند. درحاليكه او در بهترين حالت راننده است كه ويژگيهاي خودرو و سرنشينان و ميزان بنزين آن و وضع جاده، نسبت به راننده نقش بسيار تعيينكنندهاي در روند حركت اين خودرو دارند.
✍️ راننده فقط يك عنصر است، اگر رانندهاي بخواهد نامزد رانندگي پرايد شود، نميتواند ادعاي سرعت 200 كيلومتر در ساعت و عبور از پيچهاي خطرناك و حمل 10 مسافر نمايد. اگر هم ادعا كرد، ما نبايد بپذيريم.
✍️ مشكل اصلي سياستورزي در ايران آنجاست كه تمامی سياست را بر پايههاي لرزان آن كه اشخاص باشد بنا ميكنند؛ درحاليكه بايد تحليل بر ساختار و مولفههای بنیادی بنا شود و تواناييهاي فرد را در چارچوب اين ساختارها و موازنه قوا ارزيابي كرد و مطلقا، تأكيد ميكنم، مطلقا به ادعاهاي نامزدها و اشخاص توجه نكنند.
✍️ از اين زاويه و به نظر بنده آقاي روحاني تفاوت چنداني با زمان انتخابات نكرده است. در آن زمان برخي افراد دوست داشتند كه آن حرفهاي تند را بزند كه او هم ميزد؛ اگرچه نباید میزد.
✍️ بنده نیز دوست نداشتم كه اين حرفها زده شود تا با آنها خودم را فريب دهم و توجيهي براي حضور خود در پای صندوق پيدا كنم. بدون این شعارها و اظهارات تند هم رای میدادم و چه بسا این شعارها فقط موجب بدبینی بیشترم میشد.
✍️ اين دولت نه توان و نه اراده مبارزه جدي با فساد را دارد و نه اقدامي موثر براي حقوق شهروندي ميتواند انجام دهد و نه منادي شفافيت خواهد بود، حداکثر کارش تدوین یک کتابچه تحت عنوان "منشور حقوق شهروندی" است. حتي گمان نميكنم كه اقدام موثري در اقتصاد هم بتواند انجام دهد و...
✍️ در واقع، نگاه خود را معطوف به دولت نمودن و انتظار داشتن اينكه آنان كاري كنند، از اساس نادرست است. با برگ رأي به تنهايي نميتوان تغييرات اساسي ايجاد كرد، هرچند بدون آن نيز شدني نيست.
✍️ نيروي سياسي بايد در درجه اول به توان و قدرت خود در بسيج اجتماعي و اثرگذاري مدني توجه كند.
✍️ متأسفانه اصلاحطلبان توقعات غيرواقعي از دولت و رييس آن دارند. آنان راهي جز رأي دادن به روحاني نداشتند. اگر اين كار را نميكردند، مواجه با گزينهاي ميشدند كه امروز صدبار پشيمان بودند.
✍️ آنان به عللي نميتوانند از قطعه اصلي خود استفاده كنند، و به اجبار از قطعه نامتناسب با دستگاه اصلاحات استفاده كردهاند، ولي انتظار كاركرد مشابه را دارند. در خصوص شهرداري هم اين مشكل به نحو ديگري نمايان ميشود.
✍️ اصلاحطلبان ميان دو گرايش به نسبت متضاد گیر افتادهاند. هنوز نتوانستهاند میان منتقد جدی بودن با حضور در ساخت قدرت، موازنهاي برقرار كنند؛ لذا ممكن است هزينههاي هر دو حالت را بدهند، بدون آنكه منافع هیچکدام را ببرند.
✍️ اصلاحطلبان ميبايد از نگاه موجود فاصله بگيرند. نگاهي كه در پي يافتن خطوطي در تأييد اين ادعا است كه روحاني و يا حتي نجفي خلاف قولهاي خود عمل كردهاند. آنان كمابيش همين بودهاند و با کم و زیادش در همين حد نیز از آنان انتظار ميرفته است.
✍️ بهتر است كه به جايگاه خود و اثرگذاري بيواسطه اصلاحطلبي فكر كنيم كه فراتر از افراد است و ناپايداري اندكي دارد. از تحليل ها و نگاه منفعلانه بايد عبور كرد و اعتماد به نفس كافي داشت.
@Managementhints
چند جمله با سريال مختار
#التماس_تفكر
@Managementhints
١-معاویه برای چه رسوا شود؟ نمازش قضا می شود، روزه اش فوت می شود، حجش به تاخیر می افتد، آشکارا فسق و فجور می کند؟ همین ها برای فریب عوام الناس کافی است.
٢-من غربت و تنهایی پدرش علی را دیده ام. وقتی كوفیان با شمشیرهای آخته به خیمهاش ریختند و قصد جانش را كردند. تو به قدر من عراق عرب را نمیشناسی كیان. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل كوفیان سوارند.آنها بازی را در صفین بردند.عراق، روزی فتح شد كه قرآنهای مكر عمروعاص برنیزه رفتند.
٣-امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...
@Managementhints
#التماس_تفكر
#التماس_تفكر
@Managementhints
١-معاویه برای چه رسوا شود؟ نمازش قضا می شود، روزه اش فوت می شود، حجش به تاخیر می افتد، آشکارا فسق و فجور می کند؟ همین ها برای فریب عوام الناس کافی است.
٢-من غربت و تنهایی پدرش علی را دیده ام. وقتی كوفیان با شمشیرهای آخته به خیمهاش ریختند و قصد جانش را كردند. تو به قدر من عراق عرب را نمیشناسی كیان. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل كوفیان سوارند.آنها بازی را در صفین بردند.عراق، روزی فتح شد كه قرآنهای مكر عمروعاص برنیزه رفتند.
٣-امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...
@Managementhints
#التماس_تفكر
همه خوشبختی رو دوست دارند ، هیچکس رنج رو دوست نداره . اما شما نمیتونی رنگین کمان رو داشته باشی بدون کمی باران
#اینگمار_برگمان
#دیالوگ
@Managementhints
#اینگمار_برگمان
#دیالوگ
@Managementhints
🎯 وقتى يه چشم انداز ميليون دلارى دارى، اطرافت رو با آدمهايى كه ذهنشون از 1 سنت فراتر نميره پر نكن.
@Managementhints
@Managementhints
🎯 زندگی خویش را با دیگران مقایسه نکنید،هیچ قیاسی بین ماه وخورشید نیست اینها زمانش كه برسد هردو میدرخشند
@Managementhints
@Managementhints
✅خیزش سریع
@Managemennthints
چین بهعنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی در مدت زمانی نزدیک به چهار دهه، اغلب بهعنوان یکی از موارد بزرگ موفقیت اقتصادی در دوران مدرن یاد میشود. خیزشی که این سوال را به وجود میآورد که این کشور برای رسیدن به آنچه گامهایی برداشته و سوال بعدی این است که دولت چین چگونه از سرمایهگذاری و تولید در این کشور حمایت کرد و با چه سیاستهایی توانست به چنین پیشرفت عظیم اقتصادی دست پیدا کند.
دولت مرکزی چین طی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای حمایت از صنعتی شدن سریع، سرمایهگذاریهای وسیعی انجام داد، بر این اساس در سال ۱۹۷۸ نزدیک به سه چهارم تولیدات صنعتی این کشور توسط بنگاههای دولتی که بهصورت مرکزی کنترل میشدند . در این دوران بنگاههای خصوصی و بنگاههای با سرمایه خارجی عموما ممنوع شدند و در واقع هدف اصلی دولت چین این بود که اقتصاد این کشور را نسبتا خودکفا سازد، بنابراین تجارت خارجی معمولا به دستیابی کالاهایی که امکان ساخت آنها در چین وجود نداشت محدود شد، با این حال بنگاههای دولتی دارای مشکلاتی بودند.
بنگاههای دولتی در چین از مداخلات سیاسی رنج میبردند، خطوط نامشخصی از کنترل داشتند (اغلب توسط یک یا تعداد بیشتری از وزارتخانه یا واحدهای اداری کنترل و مدیریت میشدند)، انگیزههای بازپرداخت ناچیزی داشتند، اهداف سیاسی و اجتماعی بر آنها تحمیل میشد (ایجاد فرصتهای شغلی محلی و پرداختهای مالیاتی)، فاقد مدیران حرفهای و ساختار حاکمیت شرکتی بودند و بنابراین انگیزهها برای هدایت این شرکتها در مسیر تجاری نسبتا ضعیف بود. با این شرایط اقتصاد چین پس از اصلاحات اقتصادی به اقتصاد سوسیالیست بازاری معروف شد، اما میتوان چین را نیز نوعی از سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیت آنها را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی همانند سلف آنها در کره جنوبی و ژاپن، تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند.
درواقع با شروع اصلاحات اقتصادی در سال ۱۹۷۸، دولت چین همانند کره جنوبی و ژاپن باور داشت که به کارگیری سیاستهای صنعتی در اقتصادی که توسط تعدادی از گروههای تجاری بزرگ در اتصال با زنجیرههای متعددی از بنگاههای کوچک و متوسط رهبری میشود، کم هزینهتر و کارآتر است و از این طریق میتواند فاصله اقتصادی خود با کشورهای پیشرفته را با سرعت بیشتری کاهش دهد. از سوی دیگر دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود، بنابراین حجم بالای منابع و وامهای سیستم بانکی را به بنگاهها و طرحهای بزرگ اختصاص داد. روش پیش گرفته موجب شد تا در سال ۱۹۹۳ بانک جهانی اذعان کند که مکانیسم دخالت در تخصیص اعتبار، عامل اصلی معجزه اقتصادی شرق آسیا بوده است. به عبارت دیگر میتوان گفت رشد بسیار بالایی که از سوی تعداد زیادی از اقتصادهای شرق آسیا در دوره پس از جنگ جهانی دوم (ژاپن، تایوان، کره جنوبی و چین) تجربه شد، به دست آمد
در واقع دولت چین تا سال ۱۹۹۸ با تخصیص متمرکز اعتبارات با اجرای رژیم هدایت اعتبار و سپس با ترکیبی از طراحی نظام انگیزشی خاص به رفتار سودجویانه بانکها و تخصیص متمرکز، خلق اعتبارات بانکی را در جهت طرحهای توسعهای و با اولویتهای اجتماعی سوق داد که هیچگاه در اولویتهای مکانیسم قیمتی قرار نمیگرفتند. بر این اساس بازار پول همواره تحت کنترل دولت چین بوده است. از سوی دیگر چهار بانک بزرگ دولتی که اکنون بخش اعظمی از سهامشان در اختیار دولت است و بعدها سه بانک با سیاستی کاملا دولتی بهعنوان بانکهای عمومی عمل کردند که سرمایهگذاران اصلی در اقتصاد چین محسوب میشدند. هدف بانکهای دولتی سودآوری نبوده و آنها سرمایهگذاریهای اجتماعی مانند طرحهای زیرساختی کلیدی را دنبال میکردند.
دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود و بنابراین در سالهای اولیه اصلاحات اقتصادی این امر توسط بنگاههای دولتی و سپس با شکل گیری اقتصاد بازاری سوسیالیستی و ایجاد مالکیت خصوصی، به تمامی بنگاههای بزرگ تسری پیدا کرد.
اقتصاد چین را میتوان نوعی از اقتصاد سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیتشان را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی مانند کره و ژاپن تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند. مسیری که چین برای رشد اقتصادی طی کرد دو بازیگر و یک ویژگی کاملا مشخص داشت. از «بانکهای بزرگ عمومی (توسعهای-سرمایهگذاری) و هدایت اعتبار» و «بنگاههای بزرگ» میتوان بهعنوان بازیگردانهای اقتصادی یاد کرد و «اجتماعیسازی سرمایهگذاری» نیز ویژگی این کشور برای رشد اقتصادی محسوب میشود/دنیای اقتصاد
@Managementhints
@Managemennthints
چین بهعنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی در مدت زمانی نزدیک به چهار دهه، اغلب بهعنوان یکی از موارد بزرگ موفقیت اقتصادی در دوران مدرن یاد میشود. خیزشی که این سوال را به وجود میآورد که این کشور برای رسیدن به آنچه گامهایی برداشته و سوال بعدی این است که دولت چین چگونه از سرمایهگذاری و تولید در این کشور حمایت کرد و با چه سیاستهایی توانست به چنین پیشرفت عظیم اقتصادی دست پیدا کند.
دولت مرکزی چین طی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای حمایت از صنعتی شدن سریع، سرمایهگذاریهای وسیعی انجام داد، بر این اساس در سال ۱۹۷۸ نزدیک به سه چهارم تولیدات صنعتی این کشور توسط بنگاههای دولتی که بهصورت مرکزی کنترل میشدند . در این دوران بنگاههای خصوصی و بنگاههای با سرمایه خارجی عموما ممنوع شدند و در واقع هدف اصلی دولت چین این بود که اقتصاد این کشور را نسبتا خودکفا سازد، بنابراین تجارت خارجی معمولا به دستیابی کالاهایی که امکان ساخت آنها در چین وجود نداشت محدود شد، با این حال بنگاههای دولتی دارای مشکلاتی بودند.
بنگاههای دولتی در چین از مداخلات سیاسی رنج میبردند، خطوط نامشخصی از کنترل داشتند (اغلب توسط یک یا تعداد بیشتری از وزارتخانه یا واحدهای اداری کنترل و مدیریت میشدند)، انگیزههای بازپرداخت ناچیزی داشتند، اهداف سیاسی و اجتماعی بر آنها تحمیل میشد (ایجاد فرصتهای شغلی محلی و پرداختهای مالیاتی)، فاقد مدیران حرفهای و ساختار حاکمیت شرکتی بودند و بنابراین انگیزهها برای هدایت این شرکتها در مسیر تجاری نسبتا ضعیف بود. با این شرایط اقتصاد چین پس از اصلاحات اقتصادی به اقتصاد سوسیالیست بازاری معروف شد، اما میتوان چین را نیز نوعی از سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیت آنها را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی همانند سلف آنها در کره جنوبی و ژاپن، تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند.
درواقع با شروع اصلاحات اقتصادی در سال ۱۹۷۸، دولت چین همانند کره جنوبی و ژاپن باور داشت که به کارگیری سیاستهای صنعتی در اقتصادی که توسط تعدادی از گروههای تجاری بزرگ در اتصال با زنجیرههای متعددی از بنگاههای کوچک و متوسط رهبری میشود، کم هزینهتر و کارآتر است و از این طریق میتواند فاصله اقتصادی خود با کشورهای پیشرفته را با سرعت بیشتری کاهش دهد. از سوی دیگر دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود، بنابراین حجم بالای منابع و وامهای سیستم بانکی را به بنگاهها و طرحهای بزرگ اختصاص داد. روش پیش گرفته موجب شد تا در سال ۱۹۹۳ بانک جهانی اذعان کند که مکانیسم دخالت در تخصیص اعتبار، عامل اصلی معجزه اقتصادی شرق آسیا بوده است. به عبارت دیگر میتوان گفت رشد بسیار بالایی که از سوی تعداد زیادی از اقتصادهای شرق آسیا در دوره پس از جنگ جهانی دوم (ژاپن، تایوان، کره جنوبی و چین) تجربه شد، به دست آمد
در واقع دولت چین تا سال ۱۹۹۸ با تخصیص متمرکز اعتبارات با اجرای رژیم هدایت اعتبار و سپس با ترکیبی از طراحی نظام انگیزشی خاص به رفتار سودجویانه بانکها و تخصیص متمرکز، خلق اعتبارات بانکی را در جهت طرحهای توسعهای و با اولویتهای اجتماعی سوق داد که هیچگاه در اولویتهای مکانیسم قیمتی قرار نمیگرفتند. بر این اساس بازار پول همواره تحت کنترل دولت چین بوده است. از سوی دیگر چهار بانک بزرگ دولتی که اکنون بخش اعظمی از سهامشان در اختیار دولت است و بعدها سه بانک با سیاستی کاملا دولتی بهعنوان بانکهای عمومی عمل کردند که سرمایهگذاران اصلی در اقتصاد چین محسوب میشدند. هدف بانکهای دولتی سودآوری نبوده و آنها سرمایهگذاریهای اجتماعی مانند طرحهای زیرساختی کلیدی را دنبال میکردند.
دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود و بنابراین در سالهای اولیه اصلاحات اقتصادی این امر توسط بنگاههای دولتی و سپس با شکل گیری اقتصاد بازاری سوسیالیستی و ایجاد مالکیت خصوصی، به تمامی بنگاههای بزرگ تسری پیدا کرد.
اقتصاد چین را میتوان نوعی از اقتصاد سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیتشان را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی مانند کره و ژاپن تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند. مسیری که چین برای رشد اقتصادی طی کرد دو بازیگر و یک ویژگی کاملا مشخص داشت. از «بانکهای بزرگ عمومی (توسعهای-سرمایهگذاری) و هدایت اعتبار» و «بنگاههای بزرگ» میتوان بهعنوان بازیگردانهای اقتصادی یاد کرد و «اجتماعیسازی سرمایهگذاری» نیز ویژگی این کشور برای رشد اقتصادی محسوب میشود/دنیای اقتصاد
@Managementhints