✅ روی گسل بی اعتمادی
✍🏻مولود پاکروان
@Managementhints
🔺وقتی بم لرزید یا رودبار ویران شد، خبری از تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک نبود. در زلزله کرمانشاه اما، به مدد شبکهها و رسانههای اجتماعی هر سازمان و جمعیت و چهره ورزشی، علمی یا هنری به رسانهای تبدیل شد تا صدای بحران را به گوش مردم برساند و آنان را در پویشی برای کمکرسانی به هموطنان شریک و سهیم کند. و انصافاً حرکت بزرگی شکل گرفت. حرکتی که گرچه زیبا و تاثیرگذار بود اما سوالات بسیاری را نیز در افکار عمومی و در ذهن صاحبنظران حوزههای مختلف برانگیخت. چه شد که حرکتهای مردمنهاد بر تلاشهای دولتنهاد پیشی گرفت؟
🔺فرآیند بیاعتمادی به ویژه در جریان گردآوری کمکهای مردمی، بیشتر مشهود است. چراکه این کار، هنری است که اغلب دولتمردان و دولتیها از آن بیبهرهاند. علاوه بر بیهنری، از خوشنامی در تخصیص و توزیع عادلانه کمکها و ممانعت از بروز فساد در این جریان نیز بهرهای نبردهاند. در حالی که اقدامات هوشمندانه دولت و نهادهای وابسته به آن در شرایط خاص میتواند مردم را به خیرین دائمی تبدیل کند وقتی از گوشه و کنار صدای سوءمدیریت یا سوءاستفاده به گوش میرسد شکاف بین دولتها و حمایتهای مردمی بیشتر و بیشتر میشود.
🔺وقتی حمایت مردم از دولت کاهش پیدا میکند یا دولت ضعیف عمل کرده است یا شهروندان انتظاراتی بیشتر، یا متفاوت از آنچه دولت تصور میکرده داشتهاند، یا هردو. مردم به کیفیت سیاستهای اقتصادی، خدمات عمومی و حتی سیاستهای خارجی دولت نگاه میکنند، فساد و رسواییهای دولتمردان یا سازمانهای دولتی را رصد میکنند، و میبینند که رسانهها چه تصویری از دولت ارائه میدهند.
🔺دولتها زمانی قابل اعتماد خواهند بود که ارتباطات آنها با جامعه شفاف، آزاد، صادقانه، به موقع و بجا باشد. کارشناسان میگویند دولتها و دولت نهادها اغلب در گفتوگوی صریح و صادقانه و البته مستند و عینی با جامعه شکست میخورند چراکه هنوز هم تصور میکنند باید چیزهایی را پنهان و چیزهایی را کتمان کنند. این در حالی است که به مدد تکنولوژیهای نوین همه آنها در خانهای شیشهای زندگی میکنند که مردم به رصد اتفاقات درون آن نشستهاند.
🔺راهکار دیگری که میتواند به بازسازی اعتماد ازدسترفته کمک کند، درک درست از خواستهها و نیازهای مردم است. تجربه و خرد در انحصار هیچ دولتی نیست؛ مردم نیز دانش و تجربه خرد خود را دارند و اولویتها را بر مبنای نیازها و انتظارات خود تعیین میکنند. هیچ دولتی نمیتواند بدون مشارکت مردم در خلق ایدهها و تصمیمسازیها و تنها بر مبنای اولویتهای ذهنی خود کشتی حکمرانی را به لنگرگاه امنی برساند. مردمی که در تصمیمسازیها مشارکت ندارند، در هیچ اقدامی نیز خود را ملزم به مشارکت نمیبینند./تجارت فردا
@Managementhints
✍🏻مولود پاکروان
@Managementhints
🔺وقتی بم لرزید یا رودبار ویران شد، خبری از تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک نبود. در زلزله کرمانشاه اما، به مدد شبکهها و رسانههای اجتماعی هر سازمان و جمعیت و چهره ورزشی، علمی یا هنری به رسانهای تبدیل شد تا صدای بحران را به گوش مردم برساند و آنان را در پویشی برای کمکرسانی به هموطنان شریک و سهیم کند. و انصافاً حرکت بزرگی شکل گرفت. حرکتی که گرچه زیبا و تاثیرگذار بود اما سوالات بسیاری را نیز در افکار عمومی و در ذهن صاحبنظران حوزههای مختلف برانگیخت. چه شد که حرکتهای مردمنهاد بر تلاشهای دولتنهاد پیشی گرفت؟
🔺فرآیند بیاعتمادی به ویژه در جریان گردآوری کمکهای مردمی، بیشتر مشهود است. چراکه این کار، هنری است که اغلب دولتمردان و دولتیها از آن بیبهرهاند. علاوه بر بیهنری، از خوشنامی در تخصیص و توزیع عادلانه کمکها و ممانعت از بروز فساد در این جریان نیز بهرهای نبردهاند. در حالی که اقدامات هوشمندانه دولت و نهادهای وابسته به آن در شرایط خاص میتواند مردم را به خیرین دائمی تبدیل کند وقتی از گوشه و کنار صدای سوءمدیریت یا سوءاستفاده به گوش میرسد شکاف بین دولتها و حمایتهای مردمی بیشتر و بیشتر میشود.
🔺وقتی حمایت مردم از دولت کاهش پیدا میکند یا دولت ضعیف عمل کرده است یا شهروندان انتظاراتی بیشتر، یا متفاوت از آنچه دولت تصور میکرده داشتهاند، یا هردو. مردم به کیفیت سیاستهای اقتصادی، خدمات عمومی و حتی سیاستهای خارجی دولت نگاه میکنند، فساد و رسواییهای دولتمردان یا سازمانهای دولتی را رصد میکنند، و میبینند که رسانهها چه تصویری از دولت ارائه میدهند.
🔺دولتها زمانی قابل اعتماد خواهند بود که ارتباطات آنها با جامعه شفاف، آزاد، صادقانه، به موقع و بجا باشد. کارشناسان میگویند دولتها و دولت نهادها اغلب در گفتوگوی صریح و صادقانه و البته مستند و عینی با جامعه شکست میخورند چراکه هنوز هم تصور میکنند باید چیزهایی را پنهان و چیزهایی را کتمان کنند. این در حالی است که به مدد تکنولوژیهای نوین همه آنها در خانهای شیشهای زندگی میکنند که مردم به رصد اتفاقات درون آن نشستهاند.
🔺راهکار دیگری که میتواند به بازسازی اعتماد ازدسترفته کمک کند، درک درست از خواستهها و نیازهای مردم است. تجربه و خرد در انحصار هیچ دولتی نیست؛ مردم نیز دانش و تجربه خرد خود را دارند و اولویتها را بر مبنای نیازها و انتظارات خود تعیین میکنند. هیچ دولتی نمیتواند بدون مشارکت مردم در خلق ایدهها و تصمیمسازیها و تنها بر مبنای اولویتهای ذهنی خود کشتی حکمرانی را به لنگرگاه امنی برساند. مردمی که در تصمیمسازیها مشارکت ندارند، در هیچ اقدامی نیز خود را ملزم به مشارکت نمیبینند./تجارت فردا
@Managementhints
✅ سیستم تصمیم گیری و فروپاشی پهلوی دوم
✍️ دکتر محمود سریع القلم
@Managementhints
به گزیده ای صورتجلسات شورای اقتصاد با حضور محمدرضا شاه توجه فرمایید:
شهردار پایتخت (غلامرضا نیکپی) بعرض رساند: با توجه به تأکیدی که در مورد ایجاد آپارتمانهای یک اطاقه فرمودند باید سطح زیربنای آنها نیز مشخص گردد.
شاهنشاه فرمودند:مساحت آپارتمانهای یک اطاقه باید در حد ۴۰ تا ۵۰ متر باشد
سپس شاهنشاه سئوال فرمودند:در مورد دستوری که قبلاً دادهایم مبنی بر اینکه به سوپرمارکتها بگویید برای ایجاد مزارع صنعتی که بدون خاک در آن میشود سبزیجات تازه در تمام مدت سال تولید نمود چه اقدامی کردهاند؟
وزیر کشاورزی و منابع طبیعی (منصور روحانی) بعرض رساند: اولین نوع آن در مرکز تحقیقات وزارت کشاورزی و منابع طبیعی در اوین مشغول آزمایش این نوع زراعت میباشند تا محصولش بدست آید و با نشان دادن محصول و قیمت آن معتقدشان کنیم که اگر کنار هر سوپرمارکت یک واحد ۳۰۰ متر مربعی بوجود بیاورند میتوانند سبزیجات تازه در تمام مدت سال در اختیار مشتریان خود بگذارند.
شاهنشاه فرمودند: زودتر اینکار را انجام دهید. قبلاً گفته بودیم که اتکا اقدام نماید
شاهنشاه فرمودند: اولویت را به کارهای ساختمانی مربوط به مسکن دهید.مجیدی (عبدالحمید مجیدی،رییس سازمان برنامه و بودجه) بعرض رساند: قسمتی از کارهای ساختمانی که ضمن طرحهای عمرانی صورت میگیرد ضرورت و فوریت ندارد شاهنشاه فرمودند: لیست آنها را تهیه کنید تا ما دستور دهیم.
طبیعی است که می توان در باره صدها موضوعِ مربوط به نیروهای مسلح، سیاست خارجی، امنیت داخلی، تلویزیون و مطبوعات، ورزش و جوانان، دانشگاه ها و نظام آموزشی به این روش تصمیم سازی، مدیریت کرد.
آیا در حکمرانی جدید و مدرن میتوان، تصمیم گیری در صدها موضوع را به یک گروه بسیار کوچک معطوف کرد؟ آیا دانش و اطلاعات عظیم بشری که ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تصمیم گیری است را می توان در چند نفر محدود خلاصه کرد؟ آیا می توان بدون صدها کمیته، کمیسیون و سیستم های نظارتی، حکمرانی معقول داشت؟ آیا می توان بدون رسانه های آزاد سلامت سیاسی جامعه را نهادینه کرد؟ به هر میزانی که شاه و گروه کوچک اطراف او، باهوش، بادرایت و خوش نیت برای توسعه عمرانی کشور باشند، اما مدیریت محتاج یک بوروکراسی شفاف و کارجمعی، است.آیا میتوان به تصمیمی منطقی رسید وقتی اعضای جلسه نتوانند با شاه، بحث و مخالفت کنند؟ آیا میتوان با مونولوگ، کشوری را مدیریت کرد؟اگر مدارهای مشورت بسیار محدود باشند، چرا باید متخصصین یک جامعه همکاری کنند یا حس کنند جزئی از یک نظام اجتماعی هستند؟ آیا می شود قشر متخصص تربیت کرد ولی به آنها بها نداد؟
مشارکت متخصصان از مکاتب فکری گوناگون برای فهم و مدیریت مسایل یک کشور شروع فرآیندی است که بلوغ آن به سیستم حزبی، آزادی رسانه ها و در نهایت بعد از دهه ها به دموکراسی منجر می شود. اگر حکمرانان نتوانند میان خود و این اقشار به فهم مشترک و صورت بلوغ یافته آن یعنی قرارداد اجتماعی برسند،افکار آنان نمی تواند تداوم پیدا کند چون احساس تعلق از میان میرود.
آیا می شود دانشگاه ساخت و متخصص تربیت کرد ولی کثرت گرا نبود؟ آیا می توان حکمرانی خوب را هدف قرار داد ولی یک برداشت از زندگی، جهان، اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت داشت؟
در دوران پهلوی، کشور قدری صنعتی شد، سواد و دانش مردم افزایش یافت، امکانات برای زندگیِ بهتر فراهم شد، ارتباطات جهانی گسترش یافت ولی مدیریت و حکمرانی در دایره ای بسیار محدود و با برداشت هایی محصور اجرا گردید.به گفته دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در سال های ۱۳۴۷-۱۳۴۰، از سال ۱۳۴۶ به بعد مدیریت کشور نزد شاه بود.عده بسیاری که حتی از مدارهای دربار محسوب می شدند، در تصمیم گیری ها بیگانه شدند. وقتی حکمرانی در یک ذهن خلاصه شود، تعداد اشتباهات زیاد شده و انباشته میشوند.جامعه زنده، جامعه ای است که در آن یک اشتباه، دوبار تکرار نمی شود چون با بحث، دیالوگ و آزادی بیان، اشتباهات در آن مطالعه می شوند و ناخودآگاه شهروندان و مدیران از اشتباهات گذشته فاصله می گیرند. یا باید در یک کشور انتخابات واقعی باشد و به تغییر سیاست ها منجر شود و جامعه احساس کند فرصت اثرگذاری دارد (مثل Brexit در انگلستان) یا حکمرانان باید از طریق متخصصان، اندیشمندان و افکار عمومی به تصمیم سازی عقلانی دست یابند که جامعه احساس کند دموکراسی نیست ولی عقلانیت حاکم است (مانند سنگاپور و چین).در پهلوی دوم، دموکراسی نبود و فرآیندی طی شد که نظام تصمیم سازی در نهایت به شاه منتهی شد و مسئولیت تصمیم سازی، جمعی و عمومی نشد. به قول یکی از کارآفرینان IT که در داوس گفت: اگر یک کارآفرین در سیلیکان ولی اشتباه کند مشکلی نیست ولی اگر آن را تکرار کند باید از آنجا برود.
@Managementhints
✍️ دکتر محمود سریع القلم
@Managementhints
به گزیده ای صورتجلسات شورای اقتصاد با حضور محمدرضا شاه توجه فرمایید:
شهردار پایتخت (غلامرضا نیکپی) بعرض رساند: با توجه به تأکیدی که در مورد ایجاد آپارتمانهای یک اطاقه فرمودند باید سطح زیربنای آنها نیز مشخص گردد.
شاهنشاه فرمودند:مساحت آپارتمانهای یک اطاقه باید در حد ۴۰ تا ۵۰ متر باشد
سپس شاهنشاه سئوال فرمودند:در مورد دستوری که قبلاً دادهایم مبنی بر اینکه به سوپرمارکتها بگویید برای ایجاد مزارع صنعتی که بدون خاک در آن میشود سبزیجات تازه در تمام مدت سال تولید نمود چه اقدامی کردهاند؟
وزیر کشاورزی و منابع طبیعی (منصور روحانی) بعرض رساند: اولین نوع آن در مرکز تحقیقات وزارت کشاورزی و منابع طبیعی در اوین مشغول آزمایش این نوع زراعت میباشند تا محصولش بدست آید و با نشان دادن محصول و قیمت آن معتقدشان کنیم که اگر کنار هر سوپرمارکت یک واحد ۳۰۰ متر مربعی بوجود بیاورند میتوانند سبزیجات تازه در تمام مدت سال در اختیار مشتریان خود بگذارند.
شاهنشاه فرمودند: زودتر اینکار را انجام دهید. قبلاً گفته بودیم که اتکا اقدام نماید
شاهنشاه فرمودند: اولویت را به کارهای ساختمانی مربوط به مسکن دهید.مجیدی (عبدالحمید مجیدی،رییس سازمان برنامه و بودجه) بعرض رساند: قسمتی از کارهای ساختمانی که ضمن طرحهای عمرانی صورت میگیرد ضرورت و فوریت ندارد شاهنشاه فرمودند: لیست آنها را تهیه کنید تا ما دستور دهیم.
طبیعی است که می توان در باره صدها موضوعِ مربوط به نیروهای مسلح، سیاست خارجی، امنیت داخلی، تلویزیون و مطبوعات، ورزش و جوانان، دانشگاه ها و نظام آموزشی به این روش تصمیم سازی، مدیریت کرد.
آیا در حکمرانی جدید و مدرن میتوان، تصمیم گیری در صدها موضوع را به یک گروه بسیار کوچک معطوف کرد؟ آیا دانش و اطلاعات عظیم بشری که ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تصمیم گیری است را می توان در چند نفر محدود خلاصه کرد؟ آیا می توان بدون صدها کمیته، کمیسیون و سیستم های نظارتی، حکمرانی معقول داشت؟ آیا می توان بدون رسانه های آزاد سلامت سیاسی جامعه را نهادینه کرد؟ به هر میزانی که شاه و گروه کوچک اطراف او، باهوش، بادرایت و خوش نیت برای توسعه عمرانی کشور باشند، اما مدیریت محتاج یک بوروکراسی شفاف و کارجمعی، است.آیا میتوان به تصمیمی منطقی رسید وقتی اعضای جلسه نتوانند با شاه، بحث و مخالفت کنند؟ آیا میتوان با مونولوگ، کشوری را مدیریت کرد؟اگر مدارهای مشورت بسیار محدود باشند، چرا باید متخصصین یک جامعه همکاری کنند یا حس کنند جزئی از یک نظام اجتماعی هستند؟ آیا می شود قشر متخصص تربیت کرد ولی به آنها بها نداد؟
مشارکت متخصصان از مکاتب فکری گوناگون برای فهم و مدیریت مسایل یک کشور شروع فرآیندی است که بلوغ آن به سیستم حزبی، آزادی رسانه ها و در نهایت بعد از دهه ها به دموکراسی منجر می شود. اگر حکمرانان نتوانند میان خود و این اقشار به فهم مشترک و صورت بلوغ یافته آن یعنی قرارداد اجتماعی برسند،افکار آنان نمی تواند تداوم پیدا کند چون احساس تعلق از میان میرود.
آیا می شود دانشگاه ساخت و متخصص تربیت کرد ولی کثرت گرا نبود؟ آیا می توان حکمرانی خوب را هدف قرار داد ولی یک برداشت از زندگی، جهان، اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت داشت؟
در دوران پهلوی، کشور قدری صنعتی شد، سواد و دانش مردم افزایش یافت، امکانات برای زندگیِ بهتر فراهم شد، ارتباطات جهانی گسترش یافت ولی مدیریت و حکمرانی در دایره ای بسیار محدود و با برداشت هایی محصور اجرا گردید.به گفته دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در سال های ۱۳۴۷-۱۳۴۰، از سال ۱۳۴۶ به بعد مدیریت کشور نزد شاه بود.عده بسیاری که حتی از مدارهای دربار محسوب می شدند، در تصمیم گیری ها بیگانه شدند. وقتی حکمرانی در یک ذهن خلاصه شود، تعداد اشتباهات زیاد شده و انباشته میشوند.جامعه زنده، جامعه ای است که در آن یک اشتباه، دوبار تکرار نمی شود چون با بحث، دیالوگ و آزادی بیان، اشتباهات در آن مطالعه می شوند و ناخودآگاه شهروندان و مدیران از اشتباهات گذشته فاصله می گیرند. یا باید در یک کشور انتخابات واقعی باشد و به تغییر سیاست ها منجر شود و جامعه احساس کند فرصت اثرگذاری دارد (مثل Brexit در انگلستان) یا حکمرانان باید از طریق متخصصان، اندیشمندان و افکار عمومی به تصمیم سازی عقلانی دست یابند که جامعه احساس کند دموکراسی نیست ولی عقلانیت حاکم است (مانند سنگاپور و چین).در پهلوی دوم، دموکراسی نبود و فرآیندی طی شد که نظام تصمیم سازی در نهایت به شاه منتهی شد و مسئولیت تصمیم سازی، جمعی و عمومی نشد. به قول یکی از کارآفرینان IT که در داوس گفت: اگر یک کارآفرین در سیلیکان ولی اشتباه کند مشکلی نیست ولی اگر آن را تکرار کند باید از آنجا برود.
@Managementhints
مگر تا به حال چند بار "نه" شنیده اید؟
@Managementhints
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟!
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ!
ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ...
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ 124 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.
٦٢٣ بار نه شنید و ناامید نشد.
ناامیدی مرگ آرزوها و اهداف شماست .
@Managementhints
@Managementhints
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟!
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ!
ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ...
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ 124 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.
٦٢٣ بار نه شنید و ناامید نشد.
ناامیدی مرگ آرزوها و اهداف شماست .
@Managementhints
بسیاری از انسانها افراد دیگری
هستند ؛ تفکراتشان نظرات دیگران
است ؛ در «تقلید» زندگی میکنند ، و
احساساتشان را فقط نقلقول میکنند !
@Managementhints
👤 اسکار وایلد
بسیاری از انسانها افراد دیگری
هستند ؛ تفکراتشان نظرات دیگران
است ؛ در «تقلید» زندگی میکنند ، و
احساساتشان را فقط نقلقول میکنند !
@Managementhints
👤 اسکار وایلد
عادات بد مانند رختخوابی گرم و نرم هستند، خوابیدن در آنها راحت ولی دل کندن از آنهـا بسیار مشکلتر است!
@Managementhints
#فویر_باخ
@Managementhints
#فویر_باخ
بزرگترين تمدنها و تحولات تاريخ بشر،
با "نه" آغاز شده
بزرگ ترین استراتژی ها نیز با "نه" متولد شده اند
بزرگترین انسان ها نیز جرات نه گفتن دارند
نه به بي خيالى
نه به روزمرگى
نه به يه آدمِ بي موقع،
نه به يه رابطه تاريخ گذشته ،
نه به يك شغلِ روح خوار
"نه" بزرگت را حبس نكن!
جرات کن و بگو نه!
@Managementhints
با "نه" آغاز شده
بزرگ ترین استراتژی ها نیز با "نه" متولد شده اند
بزرگترین انسان ها نیز جرات نه گفتن دارند
نه به بي خيالى
نه به روزمرگى
نه به يه آدمِ بي موقع،
نه به يه رابطه تاريخ گذشته ،
نه به يك شغلِ روح خوار
"نه" بزرگت را حبس نكن!
جرات کن و بگو نه!
@Managementhints
❇️ تفاوت سبک زندگی ما و آقایان مسؤول
@Managementhints
◽️یکی از روحانیون شناخته شده کشور چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد در صبحی به ادارهای رفته است و در آنجا مردمی را دیده که همه خسته بودند.
◽️این روحانی از این خستگی صبحگاهی مردم تعجب میکرد و میگفت نمیدانم چرا مردم اول صبح این همه خسته و افسرده بودند( نقل به مضمون)
◽️این آقای روحانی راست میگفت قاعدتا مردم در اول صبح بعد از خواب شبانه نباید خسته باشند اما حداقل در شهر تهران وضعیت عادی نیست.
◽️این شادی صبحگاهی برای زمانی است که شما 8 ساعت کار کنید، 8 ساعت استراحت کنید و 8 ساعت بخوابید. اگر سبک زندگی شما اینگونه است و بازهم صبح خسته هستید قطعا باید به دکتر مراجعه کنید.
◽️داستان زندگی ما اما این نیست. ما نه 8 ساعت کار میکنیم، نه 8 ساعت استراحت میکنیم و نه 8 ساعت میخوابیم. بسیاری از ما وقت خواب و استراحت خود را هم کار میکنیم. بسیاری از کسانی که در شهرهای بزرگ کار میکنند سالهاست، چشمهاشان رنگ خواب ظهر را به خود ندیده است.
◽️بسیاری وقتی از خانه خارج میشوند آفتاب طلوع نکرده است و وقتی به خانه میآیند آفتاب غروب کرده است. آنها در حالی کار میکنند که آفتاب را نمیبینند.
◽️آنهایی که از وسایل نقلیه عمومی استفاده میکنند در ابتدای صبح له میشوند. آنهایی که مترو سوار شدهاند به خوبی حرفهای من را میفهمند. فردی از کرج سوار مترو میشود و با عوض کردن سه خط به طور مثال مصلی تهران میرسد. تمام مسیر را هم ایستاده است.
◽️چگونه میشود از این فرد انتظار داشت وقتی به محل کار میرسد لبخند بزند و به روی خود نیاورد که دو ساعت ایستاده است تا سر وقت به محل کار برسد.
🔹بگذارید خاطرهای از صبح مترو برایتان تعریف کنم...
◽️«مترو شلوغ بود. پیرمرد وارد شد و ایستاد و جوانی درست روبروی او بر روی صندلی نشسته بود. پیرمرد انتظار داشت جوان بلند شود و او بنشیند. جوان اما بلند نشد. پیرمرد رو به نفر کناری خود گفت:« احترام مرده» کی زمان ما اینجوری بود.
◽️جوان رو به پیرمرد کرد و گفت:« نه حاج آقا، احترام نمرده. من دیشب تا ساعت 10 سرکار بودم. الان هم دارم میرم سرکار. خستهام . اینجا نخوابم مجبور سرکار بخوابم. سرکار بخوابم اخراج میشم. حالا میخوای پاشم شما بشینی.»
◽️با این سبک زندگی نمیشود انتظار داشت که مردم وقتی صبح بیدار میشوند و به محل کار میروند شاد باشند. زندگی با استرس اجازه شاد بودن به آدم نمیدهد.
◽️تعجب آن روحانی نشان میدهد چقدر میان مسئولان و برخی روحانیون با جامعه فاصله ایجاد شده و آنها از واقعیتهای زندگی مردم چندان خبر ندارند./✍️مصطفی داننده؛ عصرایران
@Managementhints
@Managementhints
◽️یکی از روحانیون شناخته شده کشور چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد در صبحی به ادارهای رفته است و در آنجا مردمی را دیده که همه خسته بودند.
◽️این روحانی از این خستگی صبحگاهی مردم تعجب میکرد و میگفت نمیدانم چرا مردم اول صبح این همه خسته و افسرده بودند( نقل به مضمون)
◽️این آقای روحانی راست میگفت قاعدتا مردم در اول صبح بعد از خواب شبانه نباید خسته باشند اما حداقل در شهر تهران وضعیت عادی نیست.
◽️این شادی صبحگاهی برای زمانی است که شما 8 ساعت کار کنید، 8 ساعت استراحت کنید و 8 ساعت بخوابید. اگر سبک زندگی شما اینگونه است و بازهم صبح خسته هستید قطعا باید به دکتر مراجعه کنید.
◽️داستان زندگی ما اما این نیست. ما نه 8 ساعت کار میکنیم، نه 8 ساعت استراحت میکنیم و نه 8 ساعت میخوابیم. بسیاری از ما وقت خواب و استراحت خود را هم کار میکنیم. بسیاری از کسانی که در شهرهای بزرگ کار میکنند سالهاست، چشمهاشان رنگ خواب ظهر را به خود ندیده است.
◽️بسیاری وقتی از خانه خارج میشوند آفتاب طلوع نکرده است و وقتی به خانه میآیند آفتاب غروب کرده است. آنها در حالی کار میکنند که آفتاب را نمیبینند.
◽️آنهایی که از وسایل نقلیه عمومی استفاده میکنند در ابتدای صبح له میشوند. آنهایی که مترو سوار شدهاند به خوبی حرفهای من را میفهمند. فردی از کرج سوار مترو میشود و با عوض کردن سه خط به طور مثال مصلی تهران میرسد. تمام مسیر را هم ایستاده است.
◽️چگونه میشود از این فرد انتظار داشت وقتی به محل کار میرسد لبخند بزند و به روی خود نیاورد که دو ساعت ایستاده است تا سر وقت به محل کار برسد.
🔹بگذارید خاطرهای از صبح مترو برایتان تعریف کنم...
◽️«مترو شلوغ بود. پیرمرد وارد شد و ایستاد و جوانی درست روبروی او بر روی صندلی نشسته بود. پیرمرد انتظار داشت جوان بلند شود و او بنشیند. جوان اما بلند نشد. پیرمرد رو به نفر کناری خود گفت:« احترام مرده» کی زمان ما اینجوری بود.
◽️جوان رو به پیرمرد کرد و گفت:« نه حاج آقا، احترام نمرده. من دیشب تا ساعت 10 سرکار بودم. الان هم دارم میرم سرکار. خستهام . اینجا نخوابم مجبور سرکار بخوابم. سرکار بخوابم اخراج میشم. حالا میخوای پاشم شما بشینی.»
◽️با این سبک زندگی نمیشود انتظار داشت که مردم وقتی صبح بیدار میشوند و به محل کار میروند شاد باشند. زندگی با استرس اجازه شاد بودن به آدم نمیدهد.
◽️تعجب آن روحانی نشان میدهد چقدر میان مسئولان و برخی روحانیون با جامعه فاصله ایجاد شده و آنها از واقعیتهای زندگی مردم چندان خبر ندارند./✍️مصطفی داننده؛ عصرایران
@Managementhints
ساختمان پارلمان آلمان ، گنبد شیشه ای دارد که مردم عادی می توانند روی آن قدم بزنند تا به سیاستمداران یادآوری کنند که مردم همواره ناظر بر آنها هستند
@Managementhints
@Managementhints
شنیده های حاکی از تصمیم دولت برای افزایش شدید پلکانی تعرفه واردات خودرو است
تضمینی برای افزایش سود در محیطی غیر رقابتی برای جاده مخصوصیها و دوستان فرانسویشان!
@Managementhints
تضمینی برای افزایش سود در محیطی غیر رقابتی برای جاده مخصوصیها و دوستان فرانسویشان!
@Managementhints
نسل ما نسلی ست که درس خواند تا دانشجو شود...
شنیده بودیم دانشجو شدن یعنی خوشبختی... یعنی همه چیز
ما درس خواندیم... کم یا زیاد ، ولی خواندیم...
گاهی با علاقه و گاهی با اجبار ... خواندیم تا برای آن چهار ساعت پر استرس آماده شویم...چهار ساعتی که می توانست سرنوشت ما را تغییر دهد... غول بزرگ... کنکور
برای ما هزینه کردند.دعا کردند
گاهی نذر کردند تا دانشجو شویم
دانشجو شدیم...
بعضی ها علاقه شان را کنار گذاشتند و رشته ی دهن پر کنی را انتخاب کردند
بعضی ها برای عقب انداختن دوران سربازی دانشجو شدند، بعضی ها هم برای فرار از ازدواج در سن پائین
وارد یک دنیای جدید شدیم... آدم های جدید... تفکرات جدید... فکر و خیال های جدید
گاهی کنار درس خواندن عاشق شدیم و گاهی دلتنگ عزیزانمان
شب بیداری کشیدیم برای امتحان...
لای کتاب و جزوه هایمان پر از شعر و بازی و نقاشی بود
دانشگاه مثل زندگی بالا و پائین زیاد داشت
کنار درس ها، آدم های زندگیمان را هم حذف و اضافه کردیم
گاهی به اجبار سر کلاسی نشستیم و گاهی مثل روزهای خوب زندگی، انقدر همه چیز عالی بود که دوست نداشتیم زمان بگذرد
گاهی درسی را فقط پاس می کردیم که تمام شود... مثل روزهایی که تحمل می کنیم تا بگذرد
گاهی درسی را می توانستیم نمره ی کامل بگیریم ولی کم تلاش کردیم مثل روزهایی که می توانست بهتر بگذرد...
گاهی هم امتحان انقدر سخت می شد که گیج می شدیم... مثل روزهای سخت زندگی...
گاهی مشروط می شدیم و گاهی شاگرد اول
کم و زیاد... خوب و بد... بالا و پائین می گذرد...
چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم تمام شده...
ما می مانیم و به یاد ماندنی ترین خاطرات دوران زندگیمان
@Managementhints
👤 #حسین_حائریان
شنیده بودیم دانشجو شدن یعنی خوشبختی... یعنی همه چیز
ما درس خواندیم... کم یا زیاد ، ولی خواندیم...
گاهی با علاقه و گاهی با اجبار ... خواندیم تا برای آن چهار ساعت پر استرس آماده شویم...چهار ساعتی که می توانست سرنوشت ما را تغییر دهد... غول بزرگ... کنکور
برای ما هزینه کردند.دعا کردند
گاهی نذر کردند تا دانشجو شویم
دانشجو شدیم...
بعضی ها علاقه شان را کنار گذاشتند و رشته ی دهن پر کنی را انتخاب کردند
بعضی ها برای عقب انداختن دوران سربازی دانشجو شدند، بعضی ها هم برای فرار از ازدواج در سن پائین
وارد یک دنیای جدید شدیم... آدم های جدید... تفکرات جدید... فکر و خیال های جدید
گاهی کنار درس خواندن عاشق شدیم و گاهی دلتنگ عزیزانمان
شب بیداری کشیدیم برای امتحان...
لای کتاب و جزوه هایمان پر از شعر و بازی و نقاشی بود
دانشگاه مثل زندگی بالا و پائین زیاد داشت
کنار درس ها، آدم های زندگیمان را هم حذف و اضافه کردیم
گاهی به اجبار سر کلاسی نشستیم و گاهی مثل روزهای خوب زندگی، انقدر همه چیز عالی بود که دوست نداشتیم زمان بگذرد
گاهی درسی را فقط پاس می کردیم که تمام شود... مثل روزهایی که تحمل می کنیم تا بگذرد
گاهی درسی را می توانستیم نمره ی کامل بگیریم ولی کم تلاش کردیم مثل روزهایی که می توانست بهتر بگذرد...
گاهی هم امتحان انقدر سخت می شد که گیج می شدیم... مثل روزهای سخت زندگی...
گاهی مشروط می شدیم و گاهی شاگرد اول
کم و زیاد... خوب و بد... بالا و پائین می گذرد...
چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم تمام شده...
ما می مانیم و به یاد ماندنی ترین خاطرات دوران زندگیمان
@Managementhints
👤 #حسین_حائریان
کتابی که میخوانی ، نباید به جای تو بیندیشد ؛ باید تو را به اندیشیدن وادارد ./شارل دو مونتسکیو
@Managementhints
@Managementhints
در قرن گذشته،سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود،
فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد،
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد،
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند
قضات، احکام خود را ميفروختند....
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است
اما من به معلمان روى آوردم
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را مى سازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اينگونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد
@Managementhints
لى کى وان يو
بنيان گذار سنگاپور جديد
فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد،
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد،
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند
قضات، احکام خود را ميفروختند....
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است
اما من به معلمان روى آوردم
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را مى سازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اينگونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد
@Managementhints
لى کى وان يو
بنيان گذار سنگاپور جديد
مشکل لاینحل «فنلاند»!
@Managementhints
کشور فنلاند بالای مدار 60 درجه ی شمالی قرار گرفته است؛ این یعنی:
_سرزمینی یخزده، کم نور و کم آفتاب؛
_در برخی جاهایش درازای هر روز 73 روزه و برعکس درازای هر شب در زمستان، 53 شبه است؛
_خاکش در زمستان یخزده و در تابستان باتلاقی (توندرا) است؛
_کوتاه این که طبیعت، ناجوانمردانه گرما و نور و خاک حاصلخیز نیل و میانرودان و ... را از فنلاند دریغ کرده است.
آخرین دشنه را هم «استیو جابز» به پیکرش وارد کرد و «اپل» را به جای نوکیا، که 25 درصد اقتصاد فنلاند را تشکیل می داد، در جهان جا انداخت. بازار «چوب» هم که دهها سال است که اقتصاد فنلاند بر پایه ی آن می چرخد، در بدترین شرایط است. کوتاه سخن آن که، امروزه روز، فنلاند «مرد بیمار اروپا است». ولی با این همه ستم وارده از سوی طبیعت و استیو جابز، امروز فنلاند «پیشرفته ترین» دولت - ملت روی زمین است. می پرسید چرا؟
به دلایل زیر :
1. تنها کشور در منطقه ی یورو است که از دیدگاه اعتبار و درستی سنجی، دارای درجه ی (AAA) است؛ یعنی موقعیت بسیار پایدار. این در جهان رکوردی مدهوش کننده به شما می رود؛
2. از دیدگاه «شاخص فساد»، به همراه دانمارک و نیوزلند، پاکترین کشور جهان است؛
3. با بیش از 38000 دلار آمریکا درآمد سرانه، در شمار مرفه ترین کشور های جهان است؛
4. امید به زندگی در زنانش 85 و در مردانش بالای 82 است. رکوردی شگفت؛
5. دارای سیستم تمام و سرتاسری تلویزیونی دیجیتال است، سال هاست آنالوگ از رده خارج شده است؛
6. به همراه نیوزلند، بیش از 100 سال است که زنان دارای حق رای و نمایندگی و ... شده اند؛
7. رشد سالانه ی جمعیتش، اندکی، فقط اندکی بالای صفر است؛
8. دارای بهترین و کاملترین و پر بازده ترین نظام آموزشی جهان است؛
9. در «شاخص توسعه انسانی» در چند دهه اخیر، بین یکم تا دهم بوده است؛
10. در فنلاند شمار «سونا»ها، بیش از«خودرو»ها است؛
11. از هر 100 بطری شیشه ای مایعات دور ریز، فقط 100 تایش بازیافت میشوند؛
12. از هر 10 بطری پلاستیکی نیز، 9 بطری اش بازیافت می شود؛
13. اگر قصد دارید با خودروی خود در 2030، به فنلاند بروید، به اغلب احتمال باید کرایه کنید، چون پمپ بنزینی در کار نیست؛
14. آموزش عالی تا مقطع دکتری، حتی برای دانشجویان خارجی، رایگان است؛
15. دارای معتبرترین گذرنامه های بین المللی است. تقریبا در همه جا بی ویزا از شما استقبال می کنند.
این ها وهم و خیال نیست؛ امروز این یادداشت شما را به بهشت دموکراسی فراخوانده است. فقط باید خودتان را برای یک مشکل بزرگ و بزرگترین مشکل کشورهایی چونان فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک آماده کنید، مشکلی «لاینحل»؛ و آن هم این است که، فنلاند اساسا «مشکلی» ندارد. به گمانتان حوصله من و شما، که زاده و پرورش یافته و خو گرفته در «جغرافیای جنگ» هستیم، در «جغرافیای صلح» آن جا سر نمي رود.
@Managementhints
@Managementhints
کشور فنلاند بالای مدار 60 درجه ی شمالی قرار گرفته است؛ این یعنی:
_سرزمینی یخزده، کم نور و کم آفتاب؛
_در برخی جاهایش درازای هر روز 73 روزه و برعکس درازای هر شب در زمستان، 53 شبه است؛
_خاکش در زمستان یخزده و در تابستان باتلاقی (توندرا) است؛
_کوتاه این که طبیعت، ناجوانمردانه گرما و نور و خاک حاصلخیز نیل و میانرودان و ... را از فنلاند دریغ کرده است.
آخرین دشنه را هم «استیو جابز» به پیکرش وارد کرد و «اپل» را به جای نوکیا، که 25 درصد اقتصاد فنلاند را تشکیل می داد، در جهان جا انداخت. بازار «چوب» هم که دهها سال است که اقتصاد فنلاند بر پایه ی آن می چرخد، در بدترین شرایط است. کوتاه سخن آن که، امروزه روز، فنلاند «مرد بیمار اروپا است». ولی با این همه ستم وارده از سوی طبیعت و استیو جابز، امروز فنلاند «پیشرفته ترین» دولت - ملت روی زمین است. می پرسید چرا؟
به دلایل زیر :
1. تنها کشور در منطقه ی یورو است که از دیدگاه اعتبار و درستی سنجی، دارای درجه ی (AAA) است؛ یعنی موقعیت بسیار پایدار. این در جهان رکوردی مدهوش کننده به شما می رود؛
2. از دیدگاه «شاخص فساد»، به همراه دانمارک و نیوزلند، پاکترین کشور جهان است؛
3. با بیش از 38000 دلار آمریکا درآمد سرانه، در شمار مرفه ترین کشور های جهان است؛
4. امید به زندگی در زنانش 85 و در مردانش بالای 82 است. رکوردی شگفت؛
5. دارای سیستم تمام و سرتاسری تلویزیونی دیجیتال است، سال هاست آنالوگ از رده خارج شده است؛
6. به همراه نیوزلند، بیش از 100 سال است که زنان دارای حق رای و نمایندگی و ... شده اند؛
7. رشد سالانه ی جمعیتش، اندکی، فقط اندکی بالای صفر است؛
8. دارای بهترین و کاملترین و پر بازده ترین نظام آموزشی جهان است؛
9. در «شاخص توسعه انسانی» در چند دهه اخیر، بین یکم تا دهم بوده است؛
10. در فنلاند شمار «سونا»ها، بیش از«خودرو»ها است؛
11. از هر 100 بطری شیشه ای مایعات دور ریز، فقط 100 تایش بازیافت میشوند؛
12. از هر 10 بطری پلاستیکی نیز، 9 بطری اش بازیافت می شود؛
13. اگر قصد دارید با خودروی خود در 2030، به فنلاند بروید، به اغلب احتمال باید کرایه کنید، چون پمپ بنزینی در کار نیست؛
14. آموزش عالی تا مقطع دکتری، حتی برای دانشجویان خارجی، رایگان است؛
15. دارای معتبرترین گذرنامه های بین المللی است. تقریبا در همه جا بی ویزا از شما استقبال می کنند.
این ها وهم و خیال نیست؛ امروز این یادداشت شما را به بهشت دموکراسی فراخوانده است. فقط باید خودتان را برای یک مشکل بزرگ و بزرگترین مشکل کشورهایی چونان فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک آماده کنید، مشکلی «لاینحل»؛ و آن هم این است که، فنلاند اساسا «مشکلی» ندارد. به گمانتان حوصله من و شما، که زاده و پرورش یافته و خو گرفته در «جغرافیای جنگ» هستیم، در «جغرافیای صلح» آن جا سر نمي رود.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
#تلنگر
معلم عربي داشت صرف فعل را ياد مي داد:
انقلب ينقلب انقلاب.
كلاس بغلي فارسي داشتند و معلم كاربرد ضرب المثل ياد مي داد:
مرغ همسايه غاز است.
در حياط ، معلم ورزش داشت به بچه ها فوتبال ياد مي داد.
معلم تاريخ داشت در مورد لزوم دانستن تاريخ و سياست نطق مي كرد.
معلم هنر در مورد هنر بازيگري و شناخت چهره هاي برتر سينما حرف مي زد.
توي سالن همايش مدرسه، سخنران در مورد برابري حقوق زن و مرد ايراد سخن مي كرد.
معلم اخلاق اما سر كلاس ها هميشه خواب بود.
به بچه ها چيزي ياد نمي داد!
سحر سر همه ي كلاس ها خواب بود به جز كلاس اخلاق!!!
#والدو
#مصطفي_يوسفي
#سحر_قريشي_فوتبال_استاديوم_دبي_تهران_ممنوعيت_سواد_شعور_منقلب_ستاره_سلبريتي_پوشالي_حق_زن
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
#تلنگر
معلم عربي داشت صرف فعل را ياد مي داد:
انقلب ينقلب انقلاب.
كلاس بغلي فارسي داشتند و معلم كاربرد ضرب المثل ياد مي داد:
مرغ همسايه غاز است.
در حياط ، معلم ورزش داشت به بچه ها فوتبال ياد مي داد.
معلم تاريخ داشت در مورد لزوم دانستن تاريخ و سياست نطق مي كرد.
معلم هنر در مورد هنر بازيگري و شناخت چهره هاي برتر سينما حرف مي زد.
توي سالن همايش مدرسه، سخنران در مورد برابري حقوق زن و مرد ايراد سخن مي كرد.
معلم اخلاق اما سر كلاس ها هميشه خواب بود.
به بچه ها چيزي ياد نمي داد!
سحر سر همه ي كلاس ها خواب بود به جز كلاس اخلاق!!!
#والدو
#مصطفي_يوسفي
#سحر_قريشي_فوتبال_استاديوم_دبي_تهران_ممنوعيت_سواد_شعور_منقلب_ستاره_سلبريتي_پوشالي_حق_زن
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
✍ #کانال_شعر_ادبیات
کنفرانس تجارت سازمان ملل اعلام کرد ایران در سال گذشته ۰.۳۴ درصد تجارت جهان را به خود اختصاص داده وبا 109 میلیارد دلارتجارت دارای سرانه تولید ناخالص داخلی 5276 دلار است
@Managementhints
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
کنفرانس تجارت سازمان ملل اعلام کرد ایران در سال گذشته ۰.۳۴ درصد تجارت جهان را به خود اختصاص داده وبا 109 میلیارد دلارتجارت دارای سرانه تولید ناخالص داخلی 5276 دلار است @Managementhints
چین با صادرات ۲ هزار میلیارددلار،آمریکا با ۵. ۱هزار میلیارد دلارو آلمان با۳. ۱ هزار میلیارد دلاربزرگترین صادرکننده جهان در سال ۲۰۱۶ بودند.۳۰ %حجم صادرات جهان در اختیار این سه کشور است
@Managementhints
@Managementhints
اقتصاد ربوی
شاخص قیمتها در ایران طی 16سال گذشته افزایش 12.3برابری را تجربه کرده که 5 برابر میانگین جهانی است و پس از سودان در مقام دوم قرار داریم/گزارش 2016 بانک جهانی
@Managementhints
شاخص قیمتها در ایران طی 16سال گذشته افزایش 12.3برابری را تجربه کرده که 5 برابر میانگین جهانی است و پس از سودان در مقام دوم قرار داریم/گزارش 2016 بانک جهانی
@Managementhints
بحث كردن با ادم بیمنطق
اين شكليست...
حالا تا قيام قيامت باهاش بحث كنید...
باید دنبال راهکار دیگری باشید...
@Managementhints
اين شكليست...
حالا تا قيام قيامت باهاش بحث كنید...
باید دنبال راهکار دیگری باشید...
@Managementhints
موفقیت هایی که نصیب افراد صبور میشود، همان هایی هستند که توسط افراد عجول رها شده اند/آلبرت انشتین
@Managementhints
@Managementhints
✅ ایران کشور پیشرفته و امنی است؟
✍️ دکتر امیر حسین خالقی
@Managementhints
کفار غربی به زبان ساده معیارهایی را برای پیشرفت و رفاه یک کشور تعیین کرده اند؛ اوضاع کلی اقتصاد و بهداشت و درمان و حکمرانی و امنیت و تحصیلات و سرمایه اجتماعی به ما می گوید که کجای مسیر پیشرفت قرار داریم.
شاخص پیشرفت لگاتوم در گزارش اخیر سال 2017 تصویری کلی از اوضاع را نشان می دهد، در کل در بین 149 کشور دنیا رتبه ما 117 ام است که البته درخشان نیست، اوضاع در حوزه های مختلف این پیشرفت هم چنگی به دل نمی زند و در میان کشورهای جهان رتبه های زیر به دست آمده است:
کیفیت کلی اقتصاد: 103 ام
محیط کسب و کار: 122 ام
وضعیت سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون: 133 ام
تحصیلات و آموزش: 75 ام
سلامت و بهداشت: 95 ام
امنیت: 119 ام
آزادی فردی: 144 ام
سرمایه اجتماعی: 70 ام
حفظ محیط زیست: 113 ام
در صحرای آریایی اسلامی که ما زیست می کنیم از قرار مقاومت زیادی در برابر رتبه بندی های جهانی وجود دارد که انگار هیولاها دست اندرکارند که ایران را بد و عقب افتاده نشان دهند، بیش از همه برای خیلی ها غریب است که چرا رتبه ایران در امنیت 119 است و مثلا امن ترین کشور دنیا به حساب نمی آید.
وقتی ابعاد امنیت را در چنین گزارش هایی مرور می کنیم، می بینیم این که مثلا بمبی در خیابان نمی ترکد و حمله تروریستی نداریم البته در وسط جهنم خاورمیانه کاری است دشوار و کسانی برای آن زحمت می کشند، ولی امنیت ابعاد دیگری هم دارد وقتی سرقت در جامعه ای بالاست، وقتی در شب امنیت تردد وجود ندارد، وقتی تعداد قتل ها زیاد می شود، وقتی سرپناه و غذای کافی برای زیست ادم ها وجود ندارد و وقتی به اندازه یک جنگ تمام عیار در جاده ها در تصادف ها کشته می شوند، یعنی امنیت و تامین شخصی وضع خوبی ندارد.
می شود کار را گسترده تر دید؛ سخت نیست دریابیم اگر اجرای قانون و مقررات در کشوری مناسب نباشد و افراد مطمئن نباشند که می توانند از داشته هایشان حمایت قانونی به عمل آورند و همیشه در هراس حفظ ثروت شان باشند، با یک کشور غیرامن روبه رو هستیم، در هر گزارشی می توان چون و چرا کرد و ایرادهایی بجا گرفت، ولی در بسیاری موارد بد نیست آن توصیه قدیمی را هم به یاد داشته باشیم، آینه چون رخ تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست، والله اعلم.
@Managementhints
✍️ دکتر امیر حسین خالقی
@Managementhints
کفار غربی به زبان ساده معیارهایی را برای پیشرفت و رفاه یک کشور تعیین کرده اند؛ اوضاع کلی اقتصاد و بهداشت و درمان و حکمرانی و امنیت و تحصیلات و سرمایه اجتماعی به ما می گوید که کجای مسیر پیشرفت قرار داریم.
شاخص پیشرفت لگاتوم در گزارش اخیر سال 2017 تصویری کلی از اوضاع را نشان می دهد، در کل در بین 149 کشور دنیا رتبه ما 117 ام است که البته درخشان نیست، اوضاع در حوزه های مختلف این پیشرفت هم چنگی به دل نمی زند و در میان کشورهای جهان رتبه های زیر به دست آمده است:
کیفیت کلی اقتصاد: 103 ام
محیط کسب و کار: 122 ام
وضعیت سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون: 133 ام
تحصیلات و آموزش: 75 ام
سلامت و بهداشت: 95 ام
امنیت: 119 ام
آزادی فردی: 144 ام
سرمایه اجتماعی: 70 ام
حفظ محیط زیست: 113 ام
در صحرای آریایی اسلامی که ما زیست می کنیم از قرار مقاومت زیادی در برابر رتبه بندی های جهانی وجود دارد که انگار هیولاها دست اندرکارند که ایران را بد و عقب افتاده نشان دهند، بیش از همه برای خیلی ها غریب است که چرا رتبه ایران در امنیت 119 است و مثلا امن ترین کشور دنیا به حساب نمی آید.
وقتی ابعاد امنیت را در چنین گزارش هایی مرور می کنیم، می بینیم این که مثلا بمبی در خیابان نمی ترکد و حمله تروریستی نداریم البته در وسط جهنم خاورمیانه کاری است دشوار و کسانی برای آن زحمت می کشند، ولی امنیت ابعاد دیگری هم دارد وقتی سرقت در جامعه ای بالاست، وقتی در شب امنیت تردد وجود ندارد، وقتی تعداد قتل ها زیاد می شود، وقتی سرپناه و غذای کافی برای زیست ادم ها وجود ندارد و وقتی به اندازه یک جنگ تمام عیار در جاده ها در تصادف ها کشته می شوند، یعنی امنیت و تامین شخصی وضع خوبی ندارد.
می شود کار را گسترده تر دید؛ سخت نیست دریابیم اگر اجرای قانون و مقررات در کشوری مناسب نباشد و افراد مطمئن نباشند که می توانند از داشته هایشان حمایت قانونی به عمل آورند و همیشه در هراس حفظ ثروت شان باشند، با یک کشور غیرامن روبه رو هستیم، در هر گزارشی می توان چون و چرا کرد و ایرادهایی بجا گرفت، ولی در بسیاری موارد بد نیست آن توصیه قدیمی را هم به یاد داشته باشیم، آینه چون رخ تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست، والله اعلم.
@Managementhints
توقف ثبت سفارش در یک ماه اخیر موجب توقف ورود پنج هزار دستگاه خودرو شده است
شنیده ها حاکی از افزایش تعرفه خودروهای با حجم موتور 2000تا 2500سیسی از 55% به 130% است!
@Managementhints
شنیده ها حاکی از افزایش تعرفه خودروهای با حجم موتور 2000تا 2500سیسی از 55% به 130% است!
@Managementhints