نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
🔴 #فوری
بنزین گران می‌شود
از اول دی ماه قیمت بنزین به ۱۵۰۰ تومان خواهد رسید

🔹دولت قصد دارد از ابتدای دی ماه سال جاری قیمت بنزین را به ۱۵۰۰ تومان و قیمت نفت گاز را به ۴۰۰ تومان افزایش دهد؛ تصمیمی که ظاهرا دولتی‌ها بر اساس قانون تنظیم بخشی از مالی دولت و ماده یک قانون هدفمندی یارانه‌ها گرفته اند. /منبع: اعتماد
@Managementhints
١-سازمان گردشگری:با افزایش سه برابری عوارض خروج مخالفیم.هر تصمیمی باید متناسب با وضعیت اقتصادی مردم باشد.

سازمان برنامه و بودجه:پیشنهاد سه برابری عوارض از سوی سازمان گردشگری بوده است!
@Managementhints

٢-با جنجالی که برای موضوع سه برابر شدن عوارض خروجی در فضای مجازی و رسانه ها ایجاد شده بعید است دولت در این موضوع تجدید نظر نکند

زنده باد فضای مجازی!
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
🔴 #فوری بنزین گران می‌شود از اول دی ماه قیمت بنزین به ۱۵۰۰ تومان خواهد رسید 🔹دولت قصد دارد از ابتدای دی ماه سال جاری قیمت بنزین را به ۱۵۰۰ تومان و قیمت نفت گاز را به ۴۰۰ تومان افزایش دهد؛ تصمیمی که ظاهرا دولتی‌ها بر اساس قانون تنظیم بخشی از مالی دولت و…
📣 نوبخت: شاید بنزین بیش از ۱۵۰۰ تومان شود

سخنگوی دولت در خصوص افزایش قیمت بنزین تا ۱۵۰۰ تومان:
🔺در بودجه سال ۹۶، دولت اجازه دارد تا سقف ۴۸ هزار میلیارد تومان نسبت به اصلاح قیمت حامل‌های انرژی اقدام و درآمدی کسب کند، در حال حاضر بر اساس قیمت‌های موجود چیزی حدود ۳۲ هزار میلیارد تومان کسب کرده ایم.
🔺با قیمت کنونی بنزین نمی‌توان به سقف برسیم، بنابراین قیمت بنزین حتی می‌تواند به عددی بالاتر از عدد مطرح شده افزایش پیدا کند./منبع: مهر
@Managementhints
شما وقتی میخواستید راه رفتن را یادبگیرید، دوره های آموزشی گذراندید؟
نه. فقط تلاش کردید،
شکست خوردید و دوباره تلاش کردید و موفق شدید.
الان چرا این کار را نمیکنید؟
@Managementhints
👤بیل گیتس
چگونه درآمدهای نفتی اقتصاد ایران را به رکود کشانید؟
روایتی از بیماری هلندی در اقتصاد دهه هشتاد شمسی ایران
@Managementhints
A negative mind will never give you a positive life .


یک ذهن منفی ، هرگز به تو
یک زندگی مثبت نخواهد داد.
@Managementhints
وای از این وابستگی
آیدین سیارسریع
بی قانون
@Managementhints
در اتاق را که باز کردم دیدم «دولت» در خلوت خودش نشسته و مشغول استماع آهنگ «وای از این وابستگی، دلو سپردم دست کی؟» است. خدا را شکر کردم و فی الفور توئیت کردم: اگر رئیسی رئیس جمهور شده بود، الان دولت به جای محسن یگانه داشت امیر تتلو گوش می داد. (ایموجی ذوق) زدم روی شانه دولت و گفتم: چی شده دولت؟ چرا پفناله ی شاد گوش میدی؟ سری تکان داد و گفت: نفت ... نفت کثافت! انگار نه انگار این همه سال بهش وابسته بودم. گفتم: مگه نفت چیکار کرده؟ افتاد به گریه و گفت: الان فهمیدم فقط با من نیست. با هزار نفره ماده شیمیایی فاسد! گفتم: هزار بار بهت نگفته بودیم این نفت وفا نداره؟ نگفتیم وابستگیت رو به نفت کم کن؟ این همه رفتی روانشناس ... چی بهت گفت ؟ سرش را انداخت پایین و با شرمندگی گفت: گفت این نفت هیدروکربن زندگی نیست. گفتم: آهااان ... حالا خوبت شد؟ دولت با عجز و درماندگی گفت: حالا چیکار کنم؟ زمان تحویل لایحه بودجه نزدیکه ... به کی وابسته بشم؟ گفتم: یه کم عزت نفس داشته باش. حتما باید وابسته باشی؟ باز سرش را انداخت پایین و گفت: این همه خودمو کوچیک کردم، بخش خصوصی رو فربه کردم. این بود جواب زحمتام؟ به شکم گنده و چاقش اشاره کردم و گفتم: دقیقا کجا رو کوچیک کردی؟ گفت: حالا تو هم گیر نده. الان بگو به کی وابسته بشم؟ اعصابم ریخت به هم و گفتم: عمه ی من. دولت گفت: عمه ت پولداره؟ می تونه هزینه های عمرانی و افزایش حقوق کارمندها رو بده؟ گفتم: خجالت بکش. به جای این هول بازی ها یه تدبیری کن. دیدم چشم هایش یکهو برق زد و نزدیک شد. هی نزدیک شد. نزدیک تر شد. چسبیدم به دیوار. از ترس داشتم می لرزیدم. گفتم: دولت رحم کن! ناسلامتی ما حامیانت بودیم. بابا تحقق وعده ها رو نخواستیم. بی خیال ما شو. اصلا تا 1500 با روحانی ... روحانی روحانی حمایتت می کنیم! غلط کردم انتقاد کردم ... دور شو ... خواهش می کنم ... چشم هایم را بسته بودم و التماس می کردم که ناگهان دولت دستش را توی جیبم کرد و گفت: مایه تیله چقدر داری؟ غرضیِ درونم گفت: دستت را از جیب مردم بیرون بیاور! دولت گفت: بیخود داد و بیداد نکن، کسی هم بیاد کمک من میاد. گفتم: الان از من چی میخوای؟ گفت: دارم وابسته ت میشم. گفتم: آخه اینجوری؟ بعد تو دلم گفتم: بنده خدا نفت حق داشت کات کنه، طرف خیلی نیازمنده ... دولت گفت: از این به بعد همه هزینه هات برای من میشه! گفتم: مثلا چیا؟ گفت: مالیات رو زیاد می کنم، یارانه رو قطع می کنم، بیمه هم که [الیاف گوسفند]، تازه عوارض خروج از کشور رو هم با تکیه بر ضرب المثل یه بار جستی ملخک ... برای سفر اول 220 هزار تومن، سفر دوم 330 هزار تومن و برای سفر سوم به 440 هزار تومن افزایش میدم. گفتم: دولت جان! این که خیلی برای مردم سخته. دولت دکمه ی نکست را در پلیرش فشار داد و آهنگ بعدی محسن یگانه آمد: بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو ... و سپس اضافه کرد: ملت همدلی خود را در ماجرای زلزله کرمانشاه نشان داد ... حالا باید همدلی خود را برای کمک به دولت نشان دهد! آقایان علی دایی و صادق زیباکلام ... بسم الله ... بودجه نداریم!
@Managementhints
عوامل برنامه گریزی
✍️ علی اکبر صابری
@Managementhints
۱-منابع نفت: نفت که روزی آرزو می‌کردیم ملی شود، ولی دولتی شد، سبب می‌شود که پول بادآورده‌ای بی‌حساب و کتاب در اختیار دولت‌ها قرار گیرد که بتوانند نان بخور و نمیری برای مردم فراهم کنند و آنان را رهین منت خود سازند. حتی تولید صنعتی هم که در این ۷۰سال اخیر در کشور ایجاد شده است، ریزه‌خوار خوان نعمت نفت است و اگر فروش نفت با مشکل روبه‌رو شود همه در دریای مشکلات فرو خواهند رفت.

۲-قانون اساسی: قانون اساسی ما چهل سال پیش در اوج هیجان‌های انقلابی توسط افرادی که با قواعد و روندهای اقتصاد جهانی و با اصول حاکمیت خوب آشنایی دقیقی نداشتند، تدوین شده است. فصل اقتصادی قانون اساسی بیشتر بیانیه شعارگونه‌ای است که عمدتا در برابر ذهنیت تاریخی محرومیت و عوام‌فریبی چپ‌گرایان واکنش نشان داده است. در این فصل نه‌تنها اثر چندانی از انگیزه‌های توسعه و رشد اقتصادی به‌چشم نمی‌خورد بلکه تقریبا مشحون از محدودیت‌ها و پیشگیری‌هاست.

۳-پندارهای مردم: بسیاری از مردم کشور ما در فضای حاکمیت دولتی و بهره‌برداری از خوان نفت، مهارت‌های طبیعی تلاش و خلاقیت را از دست داده‌اند و به خود، دیگران و دولت‌ها بی‌اعتماد شده‌اند. روحیه منفی واکنشی به‌جای روحیه کنشی و مثبت نشسته است و همان‌گونه که وقتی پای صندوق‌های رأی حاضر می‌شوند، عملا رأی منفی به جناح مخالف خود می‌دهند، غالبا کامیابی خود را در دستیابی به رانت و تصاحب سهم می‌دانند و نه خلق ارزش و بخشش به دیگران. در چنین فضایی تلاش و خلاقیت رنگ می‌بازد و ارزش‌ها و ارزش‌آفرینی که بستر هر راهبرد توسعه صنعتی است تضعیف می‌شود.

۴- ناتوانی دولت‌ها: دولت‌های پس از انقلاب از میان مردمی که ذکر خیرشان رفت، برآمده‌اند علاوه بر اینکه مانند پیشینیان خود به نفت متکی شده‌اند خود را با مسائل و مشکلات عدیده‌ای در داخل و خارج از کشور درگیر کرده‌اند که اگر هم می‌خواستند کاری برای راهگشایی توسعه صنعتی انجام دهند، فرصت آن را نداشته‌اند. به‌علاوه آنها توسعه صنعتی را با افزایش تعداد کارخانه‌های کوچک و بزرگ اشتباه گرفته‌اند و برای خالی نماندن عریضه، رانت‌هایی نثار این کارخانه‌ها کرده‌اند که حاصلی جز افزایش مشکلات گوناگون در پی نداشته است.نگاهی به انبوه مصوبات و قوانینی که طی چهل سال گذشته انباشته شده است، نشان می‌دهد که اکثر مصوبات واکنشی، کوتاه برد و فارغ از چشم‌انداز و آینده‌سازی و تحول‌آفرینی است.دولت‌ها به‌جای آنکه اهرم‌های اقتصاد کلان را در حمایت از توسعه صنعتی تحریک کنند، عموما سرگرم تقسیم پول نفت و تامین کمبود آن از دیگر منابع بوده‌اند. تاکنون هیچ دولتی شهامت آن را نداشته است که دست از تقسیم پول نفت بردارد و راهی برای ارزش‌آفرینی توسط مردم بیابد.
از آنجا که کارهای بزرگ تنها به دست مردمان بزرگ انجام می‌شود،پیشنهاد میکنم مسئولان در گماردن افراد مسوولانه عمل کنند و از به‌کارگیری افراد کوتاه قد به بهانه‌های خطی و ایدئولوژیک و عشیره‌ای جدا بپرهیزند و دشمن دانا را بر دوست نادان ترجیح دهند و باور کنند که:

مردی بزرگ باید و عزمی بزرگتر

تا حل مشکلات به نیروی او کنند
قیمت ارز، انرژی، کالاها و خدمات اساسی را بدون یارانه و شفاف کنند و برای حمایت از اقشار کم‌درآمد، حسابی غیر از دستکاری در قیمت‌ها باز کنند. سازمان‌هایی نظیر حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و سازمان تعزیرات را به مرخصی بفرستند و دخالت‌های سیاسی در قیمت‌ها را برای همیشه تعطیل کنند. نقش و دخالت سازمان‌های شبه‌دولتی در اقتصاد را به‌شدت محدود و کمرنگ کنند تا بخش خصوصی فرصت و توان حضور و خودنمایی پیدا کند. منابع محدود مالی و انسانی دولت را منحصرا برای اجرای پروژه‌های حیاتی زیرساختی مانند حمل و نقل، فناوری اطلاعات، آب و محیط‌زیست تخصیص دهند. هر ساله ۲۰ درصد از کارکنان جوان‌تر تمامی دستگاه‌های اجرایی را از کار خارج و به دوره‌های مهارت آموزی اعزام کنند. این دوره‌ها باید توسط سازمان‌های بین‌المللی حرفه‌ای ارائه شود. در پایان هر دوره افرادی که احراز شایستگی می‌شوند به کار بازگردانده شوند و مردودها منتظر خدمت شوند.روابط سازنده و آسان با تمامی کشورهای جهان به منظور توسعه تجارت ایجاد شود و به همه تفهیم شود که ما در جهان واقعی زندگی می‌کنیم، نه دنیای خیالی و در جهان، دیگران هم هستند و حقوق متقابل دارند و امنیت و رفاه ما در گرو استحکام روابط ما با جهان است. نهایتا همراه با اقدامات فوق از یک موسسه معتبر بین‌المللی دعوت شود که با توجه به جمیع جهات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، منطقه‌ای و جهانی برای کشور ما راهبردهای مناسبی برای کاستن از فاصله با جهان پیشرفته صنعتی تدوین کند.
@Managementhints
شرکت سایپا در اقدامی قابل تأمل یک شبه قیمت سراتو را حدود ١٤ میلیون تومان گران کرد!!
@Managementhints
🏛 بازنشستگی پیش از موعد از محل اعتبارات دستگاهی🏛

کردبچه مشاور رئیس سازمان برنامه و بودجه:
بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت با سنوات ارفاقی که در بند (ت) ماده 28 قانون برنامه ششم توسعه پیش‌بینی شده، در سال 1397 از محل اعتبارات هر دستگاه قابل اجراست.
همه دستگاه‌ها می‌توانند از محل اعتبارات خود، هزینه‌های مربوط به بازنشستگی پیش از موعد با سنوات ارفاقی کارکنان خود را پرداخت کنند و برای این هزینه‌کرد سقفی وجود ندارد.
@Managementhints
انتخاب «نهاوندیان» به عنوان رییس کل بانک مرکزی نهایی شد /انتخاب
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
انتخاب «نهاوندیان» به عنوان رییس کل بانک مرکزی نهایی شد /انتخاب @Managementhints
🏛خبر رفتن نهاوندیان به بانک مرکزی تکذیب شد🏛

در حالی که سایت انتخاب در خبری مدعی شده بود نهاوندیان جایگزین سیف می شود، پایگاه اطلاع رسانی دولت و همچنین منبع نزدیک به نهاوندیان این خبر را تکذیب کردند.
@Managementhints
یک شمش آهن را در نظر بگیرید که ارزش آن 5 دلار است.

اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری، نعل اسب بسازید ارزش آن 10 دلار خواهد شد.

چنانچه همین شمش را به یک کارگاه سوزن سازی بدهیم، بهای سوزن های ساخته شده به3285 دلار بالغ می شود.

ولی اگر این شمش را به یک کارخانه ساعت سازی بدهیم. قیمت فنرهای ساعتی که نهایتا از آن ساخته می شود 250000 دلار خواهد شد.

در واقع,تفاوت ارزش ایجاد شده بین 5 دلار و 250000 دلار است. شما با خودتان چه می کنید؟ از خودتان چه می سازید؟ چه قدر به ارزش تان اضافه می شود؟
@Managementhints
پیتر_تی_یل
از كتاب:صفر تا يك
بودجه ۹۷ و انفجار اطلاعات
✍️دکتر محمدطاهر کنعانی

من بیش از پیش به روحانی امیدوار شدم.روحانی خدمت بزرگی به کشور کرد وآن هم انفجار اطلاعات در فضای مجازی بود.قدر این فرآیند بدیع را بدانیم.

بودجه سال ۹۷ نظارتی ترین بودجه تاریخ ایران است.این بودجه با ذکر جزییات در توییتر وتلگرام می چرخد.

درآمد مالیاتی راافزایش دادند تا دولت بدهکار ملت شود.شفاف سازی کردند تا مردم بدانند چگونه بیت المال اداره می شود.

برخلاف دولتی قبلی بودجه را بموقع تحویل دادند تا فرصت نقد وبررسی آن وجود داشته باشد

افشاگری های زیادی رخ داد.مردم از خیلی اسرار پنهان سوء مدیریت مالی واداری آگاه شدند.

درطول دهه های گذشته خبر بودجه وتصویب آن بسیار بی اهمیت بود.اخبار بودجه چنان کلیشه ای و حاشیه ای بود که هیچ رسانه ای بدان حساسیت نداشت .
تصور همگان از بودجه یک برنامه علمی وفنی و دلسوزانه بود که ریال به ریال آن بر طبق اولویت و عقلانیت واصول علمی وبرنامه نویسی ونیازهای کشور تدوین می شود.

اکنون‌پرده از همه چیز برافتاده است.

حالیا درون پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده بر افتد چها کنند

بودجه ۹۷ شاید درمیان بودجه های ۴۰ سال گذشته از همه عقلانی تر وعلمی تر بوده که بااین حال ملت را مات ومبهوت خودش کرده است .تا ببینیم سال های گذشته چه دسته گل هایی به آب داده اند!یاددارم در ده سال پیش برای هر نماینده ۳۰۰ میلیون تومان بودجه تعیین کردند وهمان موقع تلویزیون خبر فساد در پارلمان انگلیس را پخش کرد که نمایندگان شان هزینه حرس کردن گل ها وچمن محوطه خصوصی شان رابه حساب دولت گذاشته اند.وقاحت هم حدی دارد.

همه حیرانند.چرا بودجه نویسی تابدین حد نابخردانه و خلاف مصالح ملک وملت است؟
چرا بودجه عقیدتی سیاسی بیشتر از مرزبانی است؟
چرا بودجه خواهران حوزه علمیه از بودجه چنددانشگاه کشور بیشتر است؟چرا برخی حضرات ردیف بودجه خصوصی دارند؟چرا بودجه سپاه وبسیج چند برابر بودجه ارتش است؟ چرا موسسات ونهادهای خصوصی ردیف بودجه دارند؟

چرا درهمه کشورها وحتی کشورهای عربی اخبار پارلمان از شبکه تلویزیون زنده پخش می شود ولی ایران هنوز برروی موج اف ام گزینشی اخبارش پخش می شود؟
از کجا معلوم نمایندگان بخوبی بتوانند یا بخواهند از حقوق ملت دفاع کنند؟

اما شفاف سازی های چند سال اخیر بیشتر از اینها بوده است.هرجا دموکراسی وانتخاب ملت باشد شفاف سازی هم بیشتر می شود.
از قتل های زنجیره ای تا حساب های قوه قضاییه و حقوق های نجومی واملاک نجومی واستخدام ۲۸۰۰ نفر بدون پست سازمانی درشهرداری تهران و اخراج استادان دانشگاه واستخدام بورسیه های بی کیفیت رانتی با وجود استادان ودارندگان درجه دکتری نامحرم وعنصربیگانه! واختلاس های نجومی وبسیاری اطلاعات دیگر می توان نتیجه گرفت راه فلاح ونجات وپیشرفت ملت در دموکراسی وانتخابات آزاد و رسانه های آزاد وشفافیت وگردش آزاد اطلاعات وگفت وشنود است .راهی که غربی ها چندصد سال پیش بدان رسیده اند وماهنوز هم بدان نرسیده ایم./ انجمن اقتصاددانان ایران
@Managementhints
Forwarded from Deleted Account
اگر شما فکر می کنید حکومت و دولت باعث بدبختی مردم ما هستند و مثلا اگر شاه بیاد یا یکی دیگه ، روزگارمان درست میشه ، این صدا رو گوش کن و فکر کن و منتشر کن
ترسوها هيچ وقت آغاز نمي كنند،
ضعيف ها هيچ وقت تمام نمي كنند،
و برنده ها هيچ وقت كوتاه نمي آيند.

@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
۱.۵ میلیون ایرانی درصف مهاجرت هستند! از ۸۵ میلیارددلاردرآمد ارزی ۴۵ میلیارد برای واردات اختصاص یافت و۲۰ میلیارددلار قاچاق معلوم است که رشد اقتصادی نداریم/عبده تبریزی @Managementhints
رنج اقتصادی ایران
✍️مسعود خوانساری
@Managementhints
1.5میلیون ایرانی در آستانه مهاجرت هستند. صرف‌نظر از اینکه این خبر تا چه اندازه به واقعیت نزدیک باشد، می‌توان بیان داشت که مهاجرت و به‌خصوص مهاجرت نخبگان در ایران به مساله‌ای جدی تبدیل شده ‌است که باید در مورد آن فکر کرد.
بخش قابل‌توجهی از این مشتاقان مهاجرت را جمعیت جوان تحصیلکرده‌ای تشکیل می‌دهند که سال‌ها نظام آموزشی کشور برای پرورش آنها هزینه پرداخته و حالا آنها پیش از آنکه بازدهی مناسبی برای اقتصاد ملی داشته باشند، دقیقا قبل از فصل شکوفایی، مرزهای این کشور را ترک می‌کنند. چند هفته قبل گزارشی در یکی از رسانه‌های کشور منتشر شده بود که نشان می‌داد از برندگان چند دوره المپیادهای علمی کشور که جمعیت‌شان به ۱۵۰ نفر می‌رسید، به غیر از یک نفر ۱۴۹ نفر دیگر مهاجرت کرده‌اند. آیا این اتفاق را تنها می‌توان به‌عنوان یک مشکل عادی عنوان کرد؟

موضوع مهاجرت تنها یک بحث انسانی و محدود به حوزه‌های جامعه‌شناسی نیست. مهاجرت برای اقتصاد ایران خسارت‌های مالی به همراه دارد.
نیروهای کارآزموده دائما با خود در این کلنجار هستند در صورتی که مانند هم‌دوره‌ای‌های خود مهاجرت می‌کردند، فرصت بهتری برای زندگی داشتند. محصول این فکر کاهش میزان علاقه و تمایل آنها به کار فعلی‌شان است و در نتیجه میزان بهره‌وری به‌شدت کاهش می‌یابد.

مهاجرت اساسا یک پدیده اقتصادی و اجتماعی نامطلوب است، چراکه فرد مهاجر اثرات غیرقابل انکاری در حلقه اطرافیان خود دارد. به این معنا که نباید انتظار داشت در صورت مهاجرت یک عضو خانواده، دیگر اعضا هیچ واکنش احساسی و عاطفی نداشته باشند و بنابراین تا یک دوره بسیار مشخص زمانی، تمامی اعضای خانواده از نظر فکری و عاطفی درگیر فرد مهاجر می‌مانند و در نتیجه ذهن‌شان برای عمل به برنامه‌های کاری خلاقانه یا رو به جلو مهیا نیست.

فضای اقتصاد جهانی سراسر رقابت است. وقتی ما جوان نخبه‌ای را به کشورهای منطقه یا اروپایی می‌فرستیم، در واقع امکان تولید کالا، صنعت یا محصولی را به آن کشور داده‌ایم و دقیقا همان امکان را از خودمان سلب کرده‌ایم. مهاجرت را تنها به نیروهای دانشگاهی خلاصه نکنید و تصور کنید که یک قالیباف یا یک طراح نخبه ایرانی به آن‌سوی مرزها می‌رود. محصول این است که کشور هدف، حالا یک بافنده ماهر فرش پیدا کرده و می‌تواند تولید قابل‌عرضه داشته باشد و ما هم دیگر آن استعداد و امکان را نداریم. به معنایی در عرصه رقابت، بازی به نفع طرف‌های مقابل تغییر می‌کند. در مورد پسته و فرش هم این اتفاق رخ داده و کشورهای دیگر از وجودشان بهره‌مند شده‌اند.

در مورد ایران آمارهای دقیقی وجود ندارد به‌طوری که برخی برآوردها نشان می‌دهد نزدیک به ۵/ ۵ میلیون نفر از ایرانی‌ها در آن‌سوی مرزها زندگی می‌کنند و این یعنی کشور از مزیت همراهی و استفاده از توان آنها بی‌بهره است.در سال ۱۳۸۸ وزارت علوم اعلام کرد از ابتدای انقلاب از میان ۱۲ هزار دانشجویی که با هزینه دولت به کشورهای مختلف رفته‌اند، ۴۰۰ نفر بازنگشته‌اند، همچنین ۶۰ هزار دانشجوی ایرانی در خارج از ایران تحصیل می‌کنند. براساس آمارهای رسمی نسبت خروج فارغ‌التحصیلان از ایران به تعداد کل این افراد ۱۵ درصد است. تعداد مهاجران ایرانی به آن‌سوی مرزها تا چهار دهه پیش تنها ۵۰ هزار نفر بوده‌ است. مهاجرت نخبگان چنان رواج داشته ‌است که در چند سال گذشته صندوق بین‌المللی پول، ایران را از این نظر در رتبه نخست جهان قرار داد.
به‌نظر می‌رسد ساختار حاکم بر اقتصاد ایران چنان نیست که بتواند افراد صاحب آینده را به جایگاهی درخشان برساند. کما اینکه بسیاری از نخبگان دیگر هم در کشور ماندند ولی امروز اثری از آنها در اقتصاد نمی‌توان یافت یا اگر اثرگذار هم باشند، به اندازه نمونه‌های مهاجر نیستند.
نسلهای بعدی این ایرانیان مهاجر به‌دلیل اینکه هیچ اتصالی به فرهنگ ایرانی ندارند، عملا نشانی از هویت ملی‌شان را بروز نمی‌دهند و این‌گونه یک نسل نخبه از کشور دور می‌شود.اما موضوع نگران‌کننده این است که آیا راهکاری برای نگه داشتن طیف مهاجران اقتصادی وجود دارد؟
جامعه و اقتصاد هردو به یکدیگر اتصالی ناگسستنی دارند. بهبود این‌دو باید همزمان صورت گیرد و البته که اقتصاد اولویت‌های بیشتری دارد ولی باید دقت داشت که موضوعات به ظاهر اجتماعی مانند مهاجرت در میان‌مدت می‌تواند چه اثرات تخریبی عظیمی بر پیکره اقتصاد این سرزمین داشته ‌باشد. با این نگاه موضوع بازسازی اقتصاد ایران هم به موضوعی ملی تبدیل می‌شود که دیگر در دایره تنگ اختلافات سیاسی و جناحی نمی‌گنجد. برای اینکه از رنج مهاجران کم کنیم،‌ باید زودتر به فکر بازسازی اقتصاد این کشور باشیم./دنیای اقتصاد
@Managementhints
⭕️نرخ سود وام‌های بانکی تا اواسط دی ماه کاهش می یابد

🔸پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس:

🔹نرخ سود تسهیلات بانکی باید متناسب با نرخ سود سپرده ها کاهش یابد در حالی است که اکنون بانکها به دلیل ضعف سیستم نظارتی بانک مرکزی، از نرخ سود سپرده ها عدول می کنند.

🔹بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار، کمیسیون اقتصادی از ابتدای دی ماه در این حوزه ورود و تا قبل از پایان این ماه کاهش نرخ سود تسهیلات را به مردم گزارش خواهد کرد.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂

شب سردی بود...

پيرزن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مى‌خريدند. شاگرد ميوه‌فروش، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت.
پيرزن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه» مى‌توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هايش شاد مى‌شدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوه‌فروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچه‌هات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوه‌ها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.

پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...

یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
#کانال_شعر_ادبیات
وجود ۲۰هزار فارغ‌التحصیل دکتری بی‌کار

رئیس دانشگاه آزاد گفت: در حال حاضر ۲۰هزار فارغ‌التحصیل دکتری داریم که بی‌کار هستند.
@Managementhints
💠نامه ای از یک استاد دانشگاه!
معلم های عزیز و پدر مادرهای نازنین لطفا با دقت این متن رو بخونید🙏
@Managementhints
🔹معلم‌های عزیز سلام!
ما سالهاست بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما...

🔹تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد
ضایعات نان‌مان بیشتر شد
آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد
پرونده‌هایمان در دادگستری‌مان بیشتر شد
تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

🔹پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید.

🔹به آن‌ها، گفت‌ و گو، تخیل، خلاقیت، مدارا، صبر، گذشت و توان عذرخواهی را یاد بدهید.

به آنها، دوست داشتن حیوانات، لذت بردن از برگ درخت، دویدن و بازی کردن، از موسیقی لذت بردن، شاد بودن، آواز خواندن، سکوت کردن، راست گفتن و راست بودن را بیاموزید.

🔹باور کنید
اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود.

🔹اما اگر آن‌ها، زندگی کردن، عشق ورزیدن، عزت نفس و تاب‌آوری و عدم پرخاشگری را تمرین نکنند؛
زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالی‌ها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.

🔹لطفاً برای بچه‌های ما
شعر بخوانید، بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.

🔹معلم‌ها و پدران و مادران
لطفاً بچگی را از کودکان نگیریم،
اجازه بدهیم خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیریم،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذاریم،
بگذاریم خودشان باشند و از اکنون ریا در آنها نهادینه نشود،
نداشته‌ها و تنگناها و غم‌های خود را به کلاس‌ها و خانه‌ها نبریم.
بگذاریم کودکانمان خوب تربیت شوند.
@Managementhints