⭕️نرخ سود وامهای بانکی تا اواسط دی ماه کاهش می یابد
🔸پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس:
🔹نرخ سود تسهیلات بانکی باید متناسب با نرخ سود سپرده ها کاهش یابد در حالی است که اکنون بانکها به دلیل ضعف سیستم نظارتی بانک مرکزی، از نرخ سود سپرده ها عدول می کنند.
🔹بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار، کمیسیون اقتصادی از ابتدای دی ماه در این حوزه ورود و تا قبل از پایان این ماه کاهش نرخ سود تسهیلات را به مردم گزارش خواهد کرد.
@Managementhints
🔸پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس:
🔹نرخ سود تسهیلات بانکی باید متناسب با نرخ سود سپرده ها کاهش یابد در حالی است که اکنون بانکها به دلیل ضعف سیستم نظارتی بانک مرکزی، از نرخ سود سپرده ها عدول می کنند.
🔹بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار، کمیسیون اقتصادی از ابتدای دی ماه در این حوزه ورود و تا قبل از پایان این ماه کاهش نرخ سود تسهیلات را به مردم گزارش خواهد کرد.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
شب سردی بود...
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچههات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...
یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
شب سردی بود...
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچههات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...
یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
✍ #کانال_شعر_ادبیات
✅ وجود ۲۰هزار فارغالتحصیل دکتری بیکار
رئیس دانشگاه آزاد گفت: در حال حاضر ۲۰هزار فارغالتحصیل دکتری داریم که بیکار هستند.
@Managementhints
رئیس دانشگاه آزاد گفت: در حال حاضر ۲۰هزار فارغالتحصیل دکتری داریم که بیکار هستند.
@Managementhints
💠نامه ای از یک استاد دانشگاه!
معلم های عزیز و پدر مادرهای نازنین لطفا با دقت این متن رو بخونید🙏
@Managementhints
🔹معلمهای عزیز سلام!
ما سالهاست بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما...
🔹تصادفات رانندگیمان بیشتر شد
ضایعات نانمان بیشتر شد
آلودگی هوایمان بیشتر شد
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد
پروندههایمان در دادگستریمان بیشتر شد
تعداد زندانیانمان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
🔹پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید.
🔹به آنها، گفت و گو، تخیل، خلاقیت، مدارا، صبر، گذشت و توان عذرخواهی را یاد بدهید.
به آنها، دوست داشتن حیوانات، لذت بردن از برگ درخت، دویدن و بازی کردن، از موسیقی لذت بردن، شاد بودن، آواز خواندن، سکوت کردن، راست گفتن و راست بودن را بیاموزید.
🔹باور کنید
اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود.
🔹اما اگر آنها، زندگی کردن، عشق ورزیدن، عزت نفس و تابآوری و عدم پرخاشگری را تمرین نکنند؛
زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
🔹لطفاً برای بچههای ما
شعر بخوانید، بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.
🔹معلمها و پدران و مادران
لطفاً بچگی را از کودکان نگیریم،
اجازه بدهیم خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیریم،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذاریم،
بگذاریم خودشان باشند و از اکنون ریا در آنها نهادینه نشود،
نداشتهها و تنگناها و غمهای خود را به کلاسها و خانهها نبریم.
بگذاریم کودکانمان خوب تربیت شوند.
@Managementhints
معلم های عزیز و پدر مادرهای نازنین لطفا با دقت این متن رو بخونید🙏
@Managementhints
🔹معلمهای عزیز سلام!
ما سالهاست بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما...
🔹تصادفات رانندگیمان بیشتر شد
ضایعات نانمان بیشتر شد
آلودگی هوایمان بیشتر شد
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد
پروندههایمان در دادگستریمان بیشتر شد
تعداد زندانیانمان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
🔹پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید.
🔹به آنها، گفت و گو، تخیل، خلاقیت، مدارا، صبر، گذشت و توان عذرخواهی را یاد بدهید.
به آنها، دوست داشتن حیوانات، لذت بردن از برگ درخت، دویدن و بازی کردن، از موسیقی لذت بردن، شاد بودن، آواز خواندن، سکوت کردن، راست گفتن و راست بودن را بیاموزید.
🔹باور کنید
اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود.
🔹اما اگر آنها، زندگی کردن، عشق ورزیدن، عزت نفس و تابآوری و عدم پرخاشگری را تمرین نکنند؛
زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
🔹لطفاً برای بچههای ما
شعر بخوانید، بگذارید با هم آواز بخوانند،
اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،
بگذارید وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.
🔹معلمها و پدران و مادران
لطفاً بچگی را از کودکان نگیریم،
اجازه بدهیم خودشان ایمان بیاورند،
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیریم،
زبان شان را برای نقد آزاد بگذاریم،
بگذاریم خودشان باشند و از اکنون ریا در آنها نهادینه نشود،
نداشتهها و تنگناها و غمهای خود را به کلاسها و خانهها نبریم.
بگذاریم کودکانمان خوب تربیت شوند.
@Managementhints
✅ راهحل جایگزین افزایش تعرفه
✍️ دکتر مهدی نصرتی
@Managementhints
رسانهها از توافق اولیه پنج عضو کابینه برای افزایش فاحش در تعرفه واردات خودرو خبر دادهاند. هر دلیل و منطقی که پشت این تصمیم باشد، اجازه بدهید اجمالا یک تحلیل ذینفعانه انجام دهیم تا مشخص شود برندگان اصلی این تصمیم چه کسانی هستند. پیشتر درباره امحای خودروهای لوکس قاچاق، چنین تحلیلی صورت گرفت و خوشبختانه مورد توجه قرار گرفت. برندگان اصلی افزایش تعرفه واردات خودرو دو دسته هستند.
۱- دارندگان فعلی خودروهای خارجی: اولین دسته از مردم که برق خوشحالی از این تصمیم را میتوان در چهره و کلامشان مشاهده کرد، دارندگان فعلی خودروهای خارجی لوکس هستند؛ زیرا با همین توافق اولیه وزرای محترم، کلی ثروتشان افزایش یافته است! حالا هرچقدر خودرو گرانتر و تعداد مالکیت خودرو بیشتر، خوشحالی این عزیزان هم بیشتر. پس تا به حال نتیجه یک هیچ به ضرر عدالت بوده است.
۲- عزیزان رانتخوار: این دسته افراد که صاحبان اخبار، امتیازات و روابط خاص برای واردات خودرو هستند، بیشک برندگان اصلی چنین تصمیماتی هستند؛ چون فضای واردات هرچه رانتیتر باشد، منافع آنها نیز بیشتر خواهد شد.
البته دولت را نمیتوان جزو برندگان محسوب کرد؛ زیرا با دامن زدن به فضای رانتی، علاوه بر ناسالمسازی فضای اقتصادی، سرمایه اجتماعی خود را نیز از دست میدهد. خودروسازان داخلی نیز جزو برندگان نیستند؛ زیرا این قبیل حمایتهای تعرفهای جز به عقبماندگی بیشتر آنها منجر نخواهد شد.
در عین حال اگر دولت محترم اصرار دارد که از خودروی داخلی با این روش حمایت کند و همزمان تقاضای ارز برای واردات را مدیریت کند، میتواند راهکار جایگزین را در پیش بگیرد: حذف تعرفه واردات خودرو و در عوض اعمال مالیات سالانه سنگین بر خودروهای خارجی.
به این ترتیب در عین حال که قیمت خودروهای خارجی به شدت کاهش مییابد، اما هزینه استفاده و نگهداری آنها نیز به شدت افزایش مییابد. این مکانیزم چند مزیت مهم دارد: اولا رانت افزایش ثروت و بیعدالتی را برای مالکان خودرو حذف میکند و آن را در قالب مالیات به دولت منتقل میکند. ثانیا دیگر مهم نیست که خودرو از کجا و چطور و توسط چه کسی وارد کشور شده است، مهم این است که در حال حاضر چه کسی مالک خودروی خارجی است؛ بنابراین باید سالانه مالیات و عوارض سنگین آن را بپردازد؛ کاملا شفاف و بدون چون و چرا.
البته به دلیل همین مزیتها یعنی حذف رانت و افزایش شفافیت، چنین پیشنهادهایی با مخالفت شدید طرفهای ذینفع روبهرو خواهد شد: این خط، این هم نشان! /دنیای اقتصاد
@Managementhints
✍️ دکتر مهدی نصرتی
@Managementhints
رسانهها از توافق اولیه پنج عضو کابینه برای افزایش فاحش در تعرفه واردات خودرو خبر دادهاند. هر دلیل و منطقی که پشت این تصمیم باشد، اجازه بدهید اجمالا یک تحلیل ذینفعانه انجام دهیم تا مشخص شود برندگان اصلی این تصمیم چه کسانی هستند. پیشتر درباره امحای خودروهای لوکس قاچاق، چنین تحلیلی صورت گرفت و خوشبختانه مورد توجه قرار گرفت. برندگان اصلی افزایش تعرفه واردات خودرو دو دسته هستند.
۱- دارندگان فعلی خودروهای خارجی: اولین دسته از مردم که برق خوشحالی از این تصمیم را میتوان در چهره و کلامشان مشاهده کرد، دارندگان فعلی خودروهای خارجی لوکس هستند؛ زیرا با همین توافق اولیه وزرای محترم، کلی ثروتشان افزایش یافته است! حالا هرچقدر خودرو گرانتر و تعداد مالکیت خودرو بیشتر، خوشحالی این عزیزان هم بیشتر. پس تا به حال نتیجه یک هیچ به ضرر عدالت بوده است.
۲- عزیزان رانتخوار: این دسته افراد که صاحبان اخبار، امتیازات و روابط خاص برای واردات خودرو هستند، بیشک برندگان اصلی چنین تصمیماتی هستند؛ چون فضای واردات هرچه رانتیتر باشد، منافع آنها نیز بیشتر خواهد شد.
البته دولت را نمیتوان جزو برندگان محسوب کرد؛ زیرا با دامن زدن به فضای رانتی، علاوه بر ناسالمسازی فضای اقتصادی، سرمایه اجتماعی خود را نیز از دست میدهد. خودروسازان داخلی نیز جزو برندگان نیستند؛ زیرا این قبیل حمایتهای تعرفهای جز به عقبماندگی بیشتر آنها منجر نخواهد شد.
در عین حال اگر دولت محترم اصرار دارد که از خودروی داخلی با این روش حمایت کند و همزمان تقاضای ارز برای واردات را مدیریت کند، میتواند راهکار جایگزین را در پیش بگیرد: حذف تعرفه واردات خودرو و در عوض اعمال مالیات سالانه سنگین بر خودروهای خارجی.
به این ترتیب در عین حال که قیمت خودروهای خارجی به شدت کاهش مییابد، اما هزینه استفاده و نگهداری آنها نیز به شدت افزایش مییابد. این مکانیزم چند مزیت مهم دارد: اولا رانت افزایش ثروت و بیعدالتی را برای مالکان خودرو حذف میکند و آن را در قالب مالیات به دولت منتقل میکند. ثانیا دیگر مهم نیست که خودرو از کجا و چطور و توسط چه کسی وارد کشور شده است، مهم این است که در حال حاضر چه کسی مالک خودروی خارجی است؛ بنابراین باید سالانه مالیات و عوارض سنگین آن را بپردازد؛ کاملا شفاف و بدون چون و چرا.
البته به دلیل همین مزیتها یعنی حذف رانت و افزایش شفافیت، چنین پیشنهادهایی با مخالفت شدید طرفهای ذینفع روبهرو خواهد شد: این خط، این هم نشان! /دنیای اقتصاد
@Managementhints
نکاتی که بایستی در زمان زلزله رعایت کنیم:
1-هوشیار بودن حداقل یک نفر از اعضای خانواده
2-روشن نگه داشتن حداقل یک چراغ در منزل
3-قفل نکردن درب اتاقها -پنجره ودرب اصلی منزل
4-برداشتن مقداری آب و مواد غذایی
5-پوشیدن لباس گرم و حتی الامکان لباسهایی که بتوان در بیرون منزل پوشید و استفاده کنیم.
6-مشخص نمودن مسیر خروج و مسدود نکردن راهرو خروجی (جاکفشی)
7-برداشتن داروهای مورد استفاده
8-شارژکردن گوشی موبایل
9-نخوابیدن نزدیک پنجره
10-مشخص نمودن محلی امن برای جمع شدن اعضا خانواده بعد از حادثه
11- پر نمودن باک اتومبیل بطوری که در مجاورت دیوار و یا زیر سقف پارکینگ قرار نگرفته باشد .
12- زیورآلات و اشیا قیمتی را در کیفی کوچک و قابل حمل سریع در نزدیکیتان قرار دهید
@Managementhints
1-هوشیار بودن حداقل یک نفر از اعضای خانواده
2-روشن نگه داشتن حداقل یک چراغ در منزل
3-قفل نکردن درب اتاقها -پنجره ودرب اصلی منزل
4-برداشتن مقداری آب و مواد غذایی
5-پوشیدن لباس گرم و حتی الامکان لباسهایی که بتوان در بیرون منزل پوشید و استفاده کنیم.
6-مشخص نمودن مسیر خروج و مسدود نکردن راهرو خروجی (جاکفشی)
7-برداشتن داروهای مورد استفاده
8-شارژکردن گوشی موبایل
9-نخوابیدن نزدیک پنجره
10-مشخص نمودن محلی امن برای جمع شدن اعضا خانواده بعد از حادثه
11- پر نمودن باک اتومبیل بطوری که در مجاورت دیوار و یا زیر سقف پارکینگ قرار نگرفته باشد .
12- زیورآلات و اشیا قیمتی را در کیفی کوچک و قابل حمل سریع در نزدیکیتان قرار دهید
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
نکاتی که بایستی در زمان زلزله رعایت کنیم: 1-هوشیار بودن حداقل یک نفر از اعضای خانواده 2-روشن نگه داشتن حداقل یک چراغ در منزل 3-قفل نکردن درب اتاقها -پنجره ودرب اصلی منزل 4-برداشتن مقداری آب و مواد غذایی 5-پوشیدن لباس گرم و حتی الامکان لباسهایی که بتوان در…
🔻با توجه به وقوع زلزله ، احتمال جدا شدن و نشتی در لوله های بخاری وجود دارد ، لذا قبل از خوابیدن حتما لوله های بخاری را چک کنید.
@Managementhints
نشر بدید لطفا 👌
@Managementhints
نشر بدید لطفا 👌
چيزي كه مردم جهان سوم بايد نجات دهند وطنشان نيست بلكه ابتدا بايد خود را نجات دهند، زيرا بيشتر آنها در اعماق ناآگاهي، توهم دانايي دارند!!
@Managementhints
#وينستون_چرچیل
@Managementhints
#وينستون_چرچیل
جايگاه بانكهاي خصوصي ايران
سهم هر يك از بانكهاي خصوصي از بازار ايران چقدر است؟
سهامداران بانكهاي خصوصي چه كساني هستند؟
@Managementhints
سهم هر يك از بانكهاي خصوصي از بازار ايران چقدر است؟
سهامداران بانكهاي خصوصي چه كساني هستند؟
@Managementhints
بزرگترين علاقه مندي من در زندگي اين بوده است كه براي خودم هدفهاي دست نيافتني قرار دهم و سپس تمام سعي خودم را براي رسيدن به اين اهداف به كار بندم.
@Managementhints
#برانسون
@Managementhints
#برانسون
✅ کشت آخر
✍️ ابراهیم علیزاده
@Managementhints
آیا به پایان کشاورزی در ایران رسیدهایم؟!
«کشاورزی مهم است ولی مهمتر از آن کشور است.» این سخن را کسی بیان کرده که از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۹ وزیر کشاورزی بوده و از سال ۱۳۸۱ تاکنون نیز دبیرکلی خانه کشاورز را بر عهده داشته است.
عیسی کلانتری در دولت یازدهم نیز مشاور معاون اول رئیسجمهور در امور آب، کشاورزی و محیط زیست بود. کلانتری با چنین ویژگیهایی در روزهایی که ریاست سازمان حفاظت محیط زیست را بر عهده دارد متذکر شده مهمتر از کشاورزی در ایران، کشور ایران است. چرا کلانتری از پایان کشاورزی در ایران سخن میگوید؟
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پنجمین کنگره خانه کشاورز گفته است: «سال ۶۷ حضرت امام (ره) به من گفتند تو به عنوان وزیر کشاورزی کاری باید بکنی که رفاه زندگی این قشر (کشاورزان) بیشتر شود. این قشر، قشر ستمدیدهای است. نگفتند در گندم، گوشت قرمز و... خودکفا شویم، سیاستگذار کلان باید این را بگوید.» آنطور که خبرآنلاین گزارش داده، کلانتری اظهار کرد: «نمیتوانیم با کشاورزی ریشه کشور را بخشکانیم. کشاورزی ما هم مثل محیط زیست ماست. همه تالابهایش خشکیده، همه دریاچههایش خشکیده، هیچ رودخانهای به مقصد نمیرسد غیر از کارون که آن هم با هزار مصیبت خودش را به خلیج فارس میرساند. این کشاورزی هزینهاش در بسیاری از محصولات کشاورزی بیش از دو برابر قیمت جهانی است.» گرانتر بودن تولید کشاورزی در ایران تنها یکی از دلایلی است که مخالفان کشت در ایران از آن سخن میگویند. علاوه بر گرانتر بودن کشت در ایران نسبت به دیگر کشورها، پایینتر بودن میزان بهرهوری آب در بخش کشاورزی و سهم قابل توجه آن از کل منابع آبی کشور نیز از نکات مورد نقد مخالفان کشت است. آنطور که هدایت فهمی، معاون دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو 17 مردادماه امسال اعلام کرد، بهرهوری آب در بخش کشاورزی ایران یکپنجم استاندارد جهانی است؛ مسالهای که مورد تایید مسوولان بخش کشاورزی نیز هست. 30 اردیبهشتماه دو سال پیش محمود حجتی، وزیر جهاد کشاورزی در بازدید از دو شرکت کشت و صنعت در شهر زرنق از توابع شهرستان هریس اذعان کرده بود: «مشکل جدی ما بهرهوری پایین در بخش کشاورزی از جمله بهرهوری پایین در مصرف آب است.» از سوی دیگر طبق اعلام رضا اردکانیان، وزیر نیرو 90 درصد آب شیرین توسط کشاورزان مصرف میشود و این در حالی است که بهزعم حمید چیتچیان، وزیر سابق نیرو در کشورهای دیگر سهم کشاورزی از منابع آبی در حد 70 درصد است. همین مصرف بیش از حد آب در بخش کشاورزی و کمبود منابع آبی در ایران باعث محدودیتهایی در بخش کشاورزی طی سالهای اخیر هم شد که از جمله آنها ممنوعیت کشت برنج در استانهای غیرشمالی کشور مانند خوزستان، اصفهان، لرستان، بلوچستان و فارس بود. رتبه نخست ایران در هدررفت ضایعات محصولات میوه و ترهبار جهان و از بین رفتن 30 میلیون تن در سال از 117 میلیون تن تولیدات کشاورزی در ایران (طبق اعلام فائو) نیز از دیگر انتقادها به کشاورزی در ایران است. اما آیا این مسائل میتواند باعث شود کشاورزی در ایران را رو به اتمام بدانیم؟
@Managementhints
✍️ ابراهیم علیزاده
@Managementhints
آیا به پایان کشاورزی در ایران رسیدهایم؟!
«کشاورزی مهم است ولی مهمتر از آن کشور است.» این سخن را کسی بیان کرده که از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۹ وزیر کشاورزی بوده و از سال ۱۳۸۱ تاکنون نیز دبیرکلی خانه کشاورز را بر عهده داشته است.
عیسی کلانتری در دولت یازدهم نیز مشاور معاون اول رئیسجمهور در امور آب، کشاورزی و محیط زیست بود. کلانتری با چنین ویژگیهایی در روزهایی که ریاست سازمان حفاظت محیط زیست را بر عهده دارد متذکر شده مهمتر از کشاورزی در ایران، کشور ایران است. چرا کلانتری از پایان کشاورزی در ایران سخن میگوید؟
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پنجمین کنگره خانه کشاورز گفته است: «سال ۶۷ حضرت امام (ره) به من گفتند تو به عنوان وزیر کشاورزی کاری باید بکنی که رفاه زندگی این قشر (کشاورزان) بیشتر شود. این قشر، قشر ستمدیدهای است. نگفتند در گندم، گوشت قرمز و... خودکفا شویم، سیاستگذار کلان باید این را بگوید.» آنطور که خبرآنلاین گزارش داده، کلانتری اظهار کرد: «نمیتوانیم با کشاورزی ریشه کشور را بخشکانیم. کشاورزی ما هم مثل محیط زیست ماست. همه تالابهایش خشکیده، همه دریاچههایش خشکیده، هیچ رودخانهای به مقصد نمیرسد غیر از کارون که آن هم با هزار مصیبت خودش را به خلیج فارس میرساند. این کشاورزی هزینهاش در بسیاری از محصولات کشاورزی بیش از دو برابر قیمت جهانی است.» گرانتر بودن تولید کشاورزی در ایران تنها یکی از دلایلی است که مخالفان کشت در ایران از آن سخن میگویند. علاوه بر گرانتر بودن کشت در ایران نسبت به دیگر کشورها، پایینتر بودن میزان بهرهوری آب در بخش کشاورزی و سهم قابل توجه آن از کل منابع آبی کشور نیز از نکات مورد نقد مخالفان کشت است. آنطور که هدایت فهمی، معاون دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو 17 مردادماه امسال اعلام کرد، بهرهوری آب در بخش کشاورزی ایران یکپنجم استاندارد جهانی است؛ مسالهای که مورد تایید مسوولان بخش کشاورزی نیز هست. 30 اردیبهشتماه دو سال پیش محمود حجتی، وزیر جهاد کشاورزی در بازدید از دو شرکت کشت و صنعت در شهر زرنق از توابع شهرستان هریس اذعان کرده بود: «مشکل جدی ما بهرهوری پایین در بخش کشاورزی از جمله بهرهوری پایین در مصرف آب است.» از سوی دیگر طبق اعلام رضا اردکانیان، وزیر نیرو 90 درصد آب شیرین توسط کشاورزان مصرف میشود و این در حالی است که بهزعم حمید چیتچیان، وزیر سابق نیرو در کشورهای دیگر سهم کشاورزی از منابع آبی در حد 70 درصد است. همین مصرف بیش از حد آب در بخش کشاورزی و کمبود منابع آبی در ایران باعث محدودیتهایی در بخش کشاورزی طی سالهای اخیر هم شد که از جمله آنها ممنوعیت کشت برنج در استانهای غیرشمالی کشور مانند خوزستان، اصفهان، لرستان، بلوچستان و فارس بود. رتبه نخست ایران در هدررفت ضایعات محصولات میوه و ترهبار جهان و از بین رفتن 30 میلیون تن در سال از 117 میلیون تن تولیدات کشاورزی در ایران (طبق اعلام فائو) نیز از دیگر انتقادها به کشاورزی در ایران است. اما آیا این مسائل میتواند باعث شود کشاورزی در ایران را رو به اتمام بدانیم؟
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
🏛مدیر عامل 4 بانک نیمه دولتی به زودی تغییر می کند🏛 آخرین شنیدهها حاکی از وسیعتر بودن دامنه تغییر مدیران عامل بانکهاست. گفته میشود وزیر اقتصاد به دنبال تغییر مدیران عامل بانکهای نیمه دولتی است. این تغییرات اغلب با استفاده مدیران فعلی و سابق سیستم بانکی…
فوري
مدير عامل بانك تجارت تغيير كرد.
با حكم وزير اقتصاد ، رضا دولت آبادي مديرعامل بانك تجارت شد./ايبنا
@Managementhints
مدير عامل بانك تجارت تغيير كرد.
با حكم وزير اقتصاد ، رضا دولت آبادي مديرعامل بانك تجارت شد./ايبنا
@Managementhints
⛔️ دیدار با پدر زلزله شناسی و پاسخ به حیاتی ترین سوال:
امشب زلزله می آید؟
✍ احسان محمدی
@Managementhints
🌎 ده سالم بود که پدرم را منتقل کردند به روستایی که اسمش بیشه دراز بود. آنجا اولین بار #زلزله دیدم. فرو ریختن یک دیوار گِلی و تکان خوردن شدید ساختمان مدرسه و ترس و ...
یکی از بچه ها که بزرگتر بود گفت:
_ احسان! می دونی چرا زلزله میشه؟
+ نه!
_ بیا برات بگم.
وقتی بعضی ها به سخنان استاد #بهرام_عکاشه یا #مهدی_زارع در مورد زلزله استناد می کنید یا می گویند زلزله نیست و #کار_خودشونه و ... من یاد آن پسر می افتم. گفت:
_ ببین! کُره زمین گِرده. این کُره روی شاخ یه گاوه. گاوه زخمیه و نشسته روی زمین. مگس که می شینه رو زخمش خودشو تکون میده، اینطور کُره زمین روی شاخش هم می لرزه و زلزله میشه!
⚠️ بعد از سالها که کتاب های زمین شناسی خواندم و در مورد کره زمین و هسته و جبه و پوسته و صفحات تکتونیکی چیزهایی می دانم و حتی تجربه کار در یک شرکت لرزه نگاری را دارم و با دینامیت لرزه مصنوعی ایجاد می کردیم و امواج را ثبت می کردیم و ... وقتی کسی در مورد زلزله و پیش بینی می گوید یاد آن پسر می افتم که برای من پدر زلزله شناسی است هنوز!
🌎 تا این لحظه هیچکس نمی تواند از نظر علمی ثابت کند که زلزله چه زمانی رخ می دهد. تقریبا" همه می دانیم که قطعا" زلزله می آید و نیازی ندارد پیشگو یا پدر زلزله باشید. از ۴۱ بلای طبیعی طبیعی در دنیا ۳۰ مورد آن در ایران سابقه رخ دادن دارد و گسل ها از زیر جوراب ما رد شده اند اما چطور می توان با قطعیت گفت زلزله می آید یا نه؟
⛔️ به احتمال ۵۰ درصد امشب زلزله شدیدتری رخ می دهد. به احتمال ۵۰ درصد امشب زلزله شدیدتری رخ نمی دهد! پیش بینی زلزله درست همین اندازه نسبی است. مثل فال قهوه که ممکن است تو زرد از آب در بیاید یا دقیقا" بزند توی خال!
به شایعات گوش ندهید. ژاپنی ها که زلزله خیزترین کشور پیشرفته دنیا هستند هم هنوز توسط زلزله غافلگیر می شوند. می خواهید ادعا کنید از آنها فنی تر هستید؟!
آنها به جای وحشت افزایی، آموزش مدیریت قبل و بعد از بحران می دهند و بعضی تصاویر نشان می دهد وقتی زلزله رخ می دهد به جای فرار، مواظب هستند کامپیوتر و تلفن شان از روی میز نیفتد. اطمینان از سقف و سازه یعنی این!
⚠️ وقتی سرباز بودم و آمریکا به عراق حمله کرد، فرمانده می گفت با چشم باز بخوابید!
یعنی هر لحظه ممکن است جنگ شروع شود. حالا تا وقتی که از سقف مطمئن نیستیم، آموزش ندیده ایم، مدیر بحران نداریم و ... با چشم باز بخوابیم. این یعنی تا وقتی که زنده ایم!
@Managementhints
امشب زلزله می آید؟
✍ احسان محمدی
@Managementhints
🌎 ده سالم بود که پدرم را منتقل کردند به روستایی که اسمش بیشه دراز بود. آنجا اولین بار #زلزله دیدم. فرو ریختن یک دیوار گِلی و تکان خوردن شدید ساختمان مدرسه و ترس و ...
یکی از بچه ها که بزرگتر بود گفت:
_ احسان! می دونی چرا زلزله میشه؟
+ نه!
_ بیا برات بگم.
وقتی بعضی ها به سخنان استاد #بهرام_عکاشه یا #مهدی_زارع در مورد زلزله استناد می کنید یا می گویند زلزله نیست و #کار_خودشونه و ... من یاد آن پسر می افتم. گفت:
_ ببین! کُره زمین گِرده. این کُره روی شاخ یه گاوه. گاوه زخمیه و نشسته روی زمین. مگس که می شینه رو زخمش خودشو تکون میده، اینطور کُره زمین روی شاخش هم می لرزه و زلزله میشه!
⚠️ بعد از سالها که کتاب های زمین شناسی خواندم و در مورد کره زمین و هسته و جبه و پوسته و صفحات تکتونیکی چیزهایی می دانم و حتی تجربه کار در یک شرکت لرزه نگاری را دارم و با دینامیت لرزه مصنوعی ایجاد می کردیم و امواج را ثبت می کردیم و ... وقتی کسی در مورد زلزله و پیش بینی می گوید یاد آن پسر می افتم که برای من پدر زلزله شناسی است هنوز!
🌎 تا این لحظه هیچکس نمی تواند از نظر علمی ثابت کند که زلزله چه زمانی رخ می دهد. تقریبا" همه می دانیم که قطعا" زلزله می آید و نیازی ندارد پیشگو یا پدر زلزله باشید. از ۴۱ بلای طبیعی طبیعی در دنیا ۳۰ مورد آن در ایران سابقه رخ دادن دارد و گسل ها از زیر جوراب ما رد شده اند اما چطور می توان با قطعیت گفت زلزله می آید یا نه؟
⛔️ به احتمال ۵۰ درصد امشب زلزله شدیدتری رخ می دهد. به احتمال ۵۰ درصد امشب زلزله شدیدتری رخ نمی دهد! پیش بینی زلزله درست همین اندازه نسبی است. مثل فال قهوه که ممکن است تو زرد از آب در بیاید یا دقیقا" بزند توی خال!
به شایعات گوش ندهید. ژاپنی ها که زلزله خیزترین کشور پیشرفته دنیا هستند هم هنوز توسط زلزله غافلگیر می شوند. می خواهید ادعا کنید از آنها فنی تر هستید؟!
آنها به جای وحشت افزایی، آموزش مدیریت قبل و بعد از بحران می دهند و بعضی تصاویر نشان می دهد وقتی زلزله رخ می دهد به جای فرار، مواظب هستند کامپیوتر و تلفن شان از روی میز نیفتد. اطمینان از سقف و سازه یعنی این!
⚠️ وقتی سرباز بودم و آمریکا به عراق حمله کرد، فرمانده می گفت با چشم باز بخوابید!
یعنی هر لحظه ممکن است جنگ شروع شود. حالا تا وقتی که از سقف مطمئن نیستیم، آموزش ندیده ایم، مدیر بحران نداریم و ... با چشم باز بخوابیم. این یعنی تا وقتی که زنده ایم!
@Managementhints
ابتدا فهميدم كه براي ثروتمند شدن بايد خيلي خوش شانس باشم، بعدها ياد گرفتم هرچه بيشتر تلاش مي كنم خوش شانس تر مي شوم.
@Managementhints
#آرنولد_پالمر
@Managementhints
#آرنولد_پالمر
✅ به نام بحران - به کام صنعت
✍️ مهدی آگاه
@Managementhints
ما باید تولید محصولاتی را که نیاز به آب زیاد دارند و ارزآوری کمی دارند متوقف کنیم. در این حالت تراز آبی کشور مثبت میشود. الان وزارت نیرو برداشت از ذخایر زیرزمینی کشور را 44 میلیارد مترمکعب تخمین میزند. در حالی که میزان منابع آبی تجدیدپذیر ما تنها حدود 20 میلیارد مترمکعب است. یعنی ما دو برابر بیشتر از میزان منابع آبی تجدیدپذیر آب برداشت کردهایم. چنین سیاست آبی کاملاً اشتباه است. من حاضرم در هر جایی از این گفته دفاع کنم. بسیاری مساله خودکفایی گندم را مطرح میکنند. چرا ما باید این همه منابع آبی خود را برای کاشت گندم هدر بدهیم؟ چون نگرانیم که مبادا روزی تحریم غذایی بشویم. دو نکته را باید در قبال این نگرانی عنوان کنم. اول اینکه طبق معاهدات بینالمللی تحریمها تاکنون شامل تحریم غذایی نبوده است و ما در بدترین سالهای تحریم، گندم مورد نیازمان را از آلمان و آمریکا تهیه کردهایم. تنوع صادرکنندگان بینالمللی گندم نشان میدهد تحریم غلات علیه ایران، اگر عملاً غیرممکن نباشد برای به اجرا درآمدن بسیار دشوار خواهد بود. از طرفی اگر برفرض محال ما تحریم شدیم یا نگرانی از بابت تامین گندم داشتیم، چنانچه به جای خودکفایی در غلات منابع آبی خود را برای روز مبادا حفظ کرده باشیم، با توجه به سه برابر بودن اراضی قابل کشت در ایران نسبت به اراضی زیر کشت، در صورت ضرورت در یک سال میتوان کل گندم مورد نیاز را در داخل تامین کرد. ما این تجربه را پیش از این هم داشتهایم. امام خمینی در سال دوم انقلاب اعلام کردند همه گندم بکارند. من آن سال تنها یکبار باغ پستهام را آب دادم و باقی آب را صرف کاشت گندم کردم. اما چرا در همه این سالها باید کل منابع آبی را صرف کاشت گندم کنیم؟ ما الان میتوانیم تولید این محصول آببر و فاقد توجیه اقتصادی را متوقف کنیم. اما به جای آن منابع آبیمان را ذخیره کنیم. اما با ادامه رویه فعلی دیگر امکان چنین کاری نداریم. چون ما در همه این سالها هرچه منابع آبی داشتهایم صرف کاشت گندم کردهایم و به زودی آبی باقی نمیماند که بخواهیم در تولید محصولات کشاورزی خودکفا بمانیم. داستان خودکفایی داستانی ساختگی است.
راهکار دوم بسیار ساده است. قیمت حاملهای انرژی و آب را آزاد کنید و بعد اجازه دهیم مکانیسم بازار عمل کند که تولید چه محصولی صرفه اقتصادی دارد. آن زمان هزینه تولید و صادرات مشخص میکند که آیا ما باید در این کشور فولاد تولید کنیم یا هندوانه؟ ما نمیتوانیم مشخص کنیم که هزینه تمامشده فولاد یا هندوانه چقدر است و کدام صرفه اقتصادی بیشتری برای تولید دارد. البته من حدس میزنم صرفه تولید و صادرات هندوانه بیشتر است. ما روزانه هشت میلیون بشکه در روز گاز و نفت از زمین برداشت میکنیم. الان قیمت نفت حدود 55 دلار است. یک محاسبه ساده نشان میدهد درآمد سالانه ما از محل فروش انرژی 160 میلیارد دلار است. با احتساب برداشت 44 میلیارد مترمکعب آب با هزینه جایگزینی هر مترمکعب آب سه دلار، برداشت ما معادل 132 میلیارد دلار خواهد بود. الان این صنایع هستند که بیشترین تغذیه را از این رانت حدود 290 میلیارددلاری یارانه میکنند! و بعد میگویند صنعت سودده است اما کشاورزی صرفه ندارد! اصلاح کشاورزی در ایران راهی جز این دو مورد که گفتم ندارد. در نبود قیمتهای واقعی هر فردی میتواند بگوید اقدام من خوب است. همان دوستانی که میگویند کشاورزی باید تعطیل شود نمیدانند چه کالای کشاورزی صرفه اقتصادی دارد. هیچکدام نمیدانند کاشت زعفران یا گل محمدی چه ارزآوری میتواند داشته باشد یا صدها کشت دیگر. چرا نگران آزادسازی قیمتها هستیم. بگذاریم این اتفاق رخ دهد و بعد بازار تصمیم بگیرد که چه کالایی توجیه اقتصادی دارد. در شرایط بحرانی آب چرا فقط باید دغدغه ما تعطیلی کشاورزی باشد شاید کشاورزی آب کمتری بخواهد و سود بیشتری عاید ما کند تا تولید فولاد و سیمان و فلان کالای صنعتی /تجارت فردا
@Managementhints
✍️ مهدی آگاه
@Managementhints
ما باید تولید محصولاتی را که نیاز به آب زیاد دارند و ارزآوری کمی دارند متوقف کنیم. در این حالت تراز آبی کشور مثبت میشود. الان وزارت نیرو برداشت از ذخایر زیرزمینی کشور را 44 میلیارد مترمکعب تخمین میزند. در حالی که میزان منابع آبی تجدیدپذیر ما تنها حدود 20 میلیارد مترمکعب است. یعنی ما دو برابر بیشتر از میزان منابع آبی تجدیدپذیر آب برداشت کردهایم. چنین سیاست آبی کاملاً اشتباه است. من حاضرم در هر جایی از این گفته دفاع کنم. بسیاری مساله خودکفایی گندم را مطرح میکنند. چرا ما باید این همه منابع آبی خود را برای کاشت گندم هدر بدهیم؟ چون نگرانیم که مبادا روزی تحریم غذایی بشویم. دو نکته را باید در قبال این نگرانی عنوان کنم. اول اینکه طبق معاهدات بینالمللی تحریمها تاکنون شامل تحریم غذایی نبوده است و ما در بدترین سالهای تحریم، گندم مورد نیازمان را از آلمان و آمریکا تهیه کردهایم. تنوع صادرکنندگان بینالمللی گندم نشان میدهد تحریم غلات علیه ایران، اگر عملاً غیرممکن نباشد برای به اجرا درآمدن بسیار دشوار خواهد بود. از طرفی اگر برفرض محال ما تحریم شدیم یا نگرانی از بابت تامین گندم داشتیم، چنانچه به جای خودکفایی در غلات منابع آبی خود را برای روز مبادا حفظ کرده باشیم، با توجه به سه برابر بودن اراضی قابل کشت در ایران نسبت به اراضی زیر کشت، در صورت ضرورت در یک سال میتوان کل گندم مورد نیاز را در داخل تامین کرد. ما این تجربه را پیش از این هم داشتهایم. امام خمینی در سال دوم انقلاب اعلام کردند همه گندم بکارند. من آن سال تنها یکبار باغ پستهام را آب دادم و باقی آب را صرف کاشت گندم کردم. اما چرا در همه این سالها باید کل منابع آبی را صرف کاشت گندم کنیم؟ ما الان میتوانیم تولید این محصول آببر و فاقد توجیه اقتصادی را متوقف کنیم. اما به جای آن منابع آبیمان را ذخیره کنیم. اما با ادامه رویه فعلی دیگر امکان چنین کاری نداریم. چون ما در همه این سالها هرچه منابع آبی داشتهایم صرف کاشت گندم کردهایم و به زودی آبی باقی نمیماند که بخواهیم در تولید محصولات کشاورزی خودکفا بمانیم. داستان خودکفایی داستانی ساختگی است.
راهکار دوم بسیار ساده است. قیمت حاملهای انرژی و آب را آزاد کنید و بعد اجازه دهیم مکانیسم بازار عمل کند که تولید چه محصولی صرفه اقتصادی دارد. آن زمان هزینه تولید و صادرات مشخص میکند که آیا ما باید در این کشور فولاد تولید کنیم یا هندوانه؟ ما نمیتوانیم مشخص کنیم که هزینه تمامشده فولاد یا هندوانه چقدر است و کدام صرفه اقتصادی بیشتری برای تولید دارد. البته من حدس میزنم صرفه تولید و صادرات هندوانه بیشتر است. ما روزانه هشت میلیون بشکه در روز گاز و نفت از زمین برداشت میکنیم. الان قیمت نفت حدود 55 دلار است. یک محاسبه ساده نشان میدهد درآمد سالانه ما از محل فروش انرژی 160 میلیارد دلار است. با احتساب برداشت 44 میلیارد مترمکعب آب با هزینه جایگزینی هر مترمکعب آب سه دلار، برداشت ما معادل 132 میلیارد دلار خواهد بود. الان این صنایع هستند که بیشترین تغذیه را از این رانت حدود 290 میلیارددلاری یارانه میکنند! و بعد میگویند صنعت سودده است اما کشاورزی صرفه ندارد! اصلاح کشاورزی در ایران راهی جز این دو مورد که گفتم ندارد. در نبود قیمتهای واقعی هر فردی میتواند بگوید اقدام من خوب است. همان دوستانی که میگویند کشاورزی باید تعطیل شود نمیدانند چه کالای کشاورزی صرفه اقتصادی دارد. هیچکدام نمیدانند کاشت زعفران یا گل محمدی چه ارزآوری میتواند داشته باشد یا صدها کشت دیگر. چرا نگران آزادسازی قیمتها هستیم. بگذاریم این اتفاق رخ دهد و بعد بازار تصمیم بگیرد که چه کالایی توجیه اقتصادی دارد. در شرایط بحرانی آب چرا فقط باید دغدغه ما تعطیلی کشاورزی باشد شاید کشاورزی آب کمتری بخواهد و سود بیشتری عاید ما کند تا تولید فولاد و سیمان و فلان کالای صنعتی /تجارت فردا
@Managementhints
👌👌👌👌حكایت خانم وزیر سوئدی
@Managementhints
در سوئد همه افرادی که در پست های دولتی به کار گمارده می شوند باید از هر گونه خطایی، چه در گذشته و چه در زمانی که مشغول خدمت هستند، پاک باشند.
در انتخابات پارلمانی سوئد در سال 2006 ائتلافی از احزاب دست راستی با به دست آوردن 178 کرسی نمایندگی، اکثریت کرسی های مجلس را نصیب خود کرد و دولت تشکیل داد.
چندی بعد نخست وزیر به تدریج وزرای کابینه اش را معرفی کردو خانم «ماریا بورلیوس» به عنوان وزیر بازرگانی معرفی شد.
روز بعد دختری به یکی از روزنامه ها اطلاع داد این خانم چند سال پیش او را به مدت یک ماه برای نگهداری از بچه اش استخدام کرده بود بدون اینکه موضوع را به اداره مالیات گزارش داده باشد.
در سوئد هر گاه کسی فردی را به کاری بگمارد باید آن را به اطلاع اداره مالیات برساند و به عنوان کارفرما مالیات و هزینه بیمه آن فرد را بپردازد. هر کس کار می کند باید در زمان انجام کار بیمه باشد تا اگر اتفاقی حین کار بیفتد بیمه بتواند نیازهای آن فرد را پوشش دهد.
بورلیوس به عنوان کارفرما باید استخدام آن دختر را به اداره مالیات اطلاع می داد و علاوه بر حقوق دختر، هزینه کارفرما را نیز به اداره مالیات می پرداخت. بورلیوس به اداره مالیات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود.
وقتی این مساله فاش شد، وی از طریق تلویزیون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام این کار خلاف که سال ها پیش اتفاق افتاده بود، وضع مالی خانواده آنها چندان خوب نبوده است.
روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان که مانند سایر مردم بدون هیچ محدودیتی حق تحقیق و گزارش دارند دست به کار شدند و پرونده مالی خانم وزیر را طی سال های گذشته مورد بررسی قرار دادند.
چطوری همه شهروندان در سوئد می توانند اطلاعات مالی افراد دیگر را مطالعه کنند؟
برای این کار کافی است به سالن کامپیوتر اداره مالیات مراجعه کنند و با وارد کردن نام یا شماره شخصی افراد در رایانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار مالیات پرداختی توسط هر فرد را به دست آورند.
پس از برملا شدن کار خلاف این خانم وزیر، شهروندی به نام ماگنوس فورا در وبلاگ خود نشان داد که این خانم دروغ می گوید (یک جنایت وحشتناک!!!) و درآمد آنها در سالی که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالای یک میلیون کرون یعنی خیلی بیشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدی بوده است.
دو روز بعد نخست وزیر سوئد اعلام کرد خانم بورل
یوس از کار خود کناره گیری کرده است. بورلیوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها «خانم بورلیوس از سوئد فرار کرد». او خانه و زندگیش را در مدت کوتاهی فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمی که به آنها دروغ گفته بود نیفتد.
تصور کنید اگر در کشور ما هم افراد دروغگو فرارمیکردند جمعیت ما چقدر بود؟!؟🤔
@Managementhints
@Managementhints
در سوئد همه افرادی که در پست های دولتی به کار گمارده می شوند باید از هر گونه خطایی، چه در گذشته و چه در زمانی که مشغول خدمت هستند، پاک باشند.
در انتخابات پارلمانی سوئد در سال 2006 ائتلافی از احزاب دست راستی با به دست آوردن 178 کرسی نمایندگی، اکثریت کرسی های مجلس را نصیب خود کرد و دولت تشکیل داد.
چندی بعد نخست وزیر به تدریج وزرای کابینه اش را معرفی کردو خانم «ماریا بورلیوس» به عنوان وزیر بازرگانی معرفی شد.
روز بعد دختری به یکی از روزنامه ها اطلاع داد این خانم چند سال پیش او را به مدت یک ماه برای نگهداری از بچه اش استخدام کرده بود بدون اینکه موضوع را به اداره مالیات گزارش داده باشد.
در سوئد هر گاه کسی فردی را به کاری بگمارد باید آن را به اطلاع اداره مالیات برساند و به عنوان کارفرما مالیات و هزینه بیمه آن فرد را بپردازد. هر کس کار می کند باید در زمان انجام کار بیمه باشد تا اگر اتفاقی حین کار بیفتد بیمه بتواند نیازهای آن فرد را پوشش دهد.
بورلیوس به عنوان کارفرما باید استخدام آن دختر را به اداره مالیات اطلاع می داد و علاوه بر حقوق دختر، هزینه کارفرما را نیز به اداره مالیات می پرداخت. بورلیوس به اداره مالیات اطلاع نداده بود و خلاف قانون رفتار کرده بود.
وقتی این مساله فاش شد، وی از طریق تلویزیون از مردم سوئد پوزش خواست و گفت در زمان انجام این کار خلاف که سال ها پیش اتفاق افتاده بود، وضع مالی خانواده آنها چندان خوب نبوده است.
روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان که مانند سایر مردم بدون هیچ محدودیتی حق تحقیق و گزارش دارند دست به کار شدند و پرونده مالی خانم وزیر را طی سال های گذشته مورد بررسی قرار دادند.
چطوری همه شهروندان در سوئد می توانند اطلاعات مالی افراد دیگر را مطالعه کنند؟
برای این کار کافی است به سالن کامپیوتر اداره مالیات مراجعه کنند و با وارد کردن نام یا شماره شخصی افراد در رایانه ها، اطلاعات مربوط به درآمد افراد، اشتغال آنها و مقدار مالیات پرداختی توسط هر فرد را به دست آورند.
پس از برملا شدن کار خلاف این خانم وزیر، شهروندی به نام ماگنوس فورا در وبلاگ خود نشان داد که این خانم دروغ می گوید (یک جنایت وحشتناک!!!) و درآمد آنها در سالی که آن دختر خانم را به کار گرفته است، بالای یک میلیون کرون یعنی خیلی بیشتر از درآمد متوسط شهروندان سوئدی بوده است.
دو روز بعد نخست وزیر سوئد اعلام کرد خانم بورل
یوس از کار خود کناره گیری کرده است. بورلیوس نه تنها از کار وزارت کنار گذاشته شد بلکه بنا بر گزارش روزنامه ها «خانم بورلیوس از سوئد فرار کرد». او خانه و زندگیش را در مدت کوتاهی فروخت و به انگلستان کوچ کرد تا چشمش به چشم مردمی که به آنها دروغ گفته بود نیفتد.
تصور کنید اگر در کشور ما هم افراد دروغگو فرارمیکردند جمعیت ما چقدر بود؟!؟🤔
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
بار غمي كه خاطر ما خسته كرده بود
"عيسي" دمي، خدا بفرستاد و برگرفت
#حضرت_حافظ
#ميلاد_حضرت_مسيح_مبارك
@Vaallddoo
"عيسي" دمي، خدا بفرستاد و برگرفت
#حضرت_حافظ
#ميلاد_حضرت_مسيح_مبارك
@Vaallddoo
هیچ فردای روشنی در چشمانداز نیست. هیچکس نمیداند چه خواهد شد. با دریغ باید گفت مردم پذیرفتهاند تا دیگران دربارهٔ سرنوشتشان تصمیم بگیرند، و همچنان منتظر تصمیماتی هستند که امیدوارند دربارهشان گرفته بشود. این خیلی بد است؛ خیلی بد است که یک ملّت بپذیرد هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود نمیتواند داشته باشد. پذیرفتن حالت انفعالی صِرف برای یک ملّت مثل زهر او را مسموم میکند.
@Managementhints
📓 نون نوشتن
📝 محمود دولت آبادی
@Managementhints
📓 نون نوشتن
📝 محمود دولت آبادی
به چه كساني در سال٩٧ يارانه تعلق ميگيرد؟
ليست افرادي كه در سال ٩٧ يارانه ميگيرند و آنهايي كه نمي گيرند.
@Managementhints
ليست افرادي كه در سال ٩٧ يارانه ميگيرند و آنهايي كه نمي گيرند.
@Managementhints
😊ژوله و آقای روحانی؛ #شاکی_ام
✍️ امیرمهدی ژوله
@Managementhints
☺️خدا رو شكر دولتي داريم كه بعد از سالها كه نميدونستيم دولتها از كجا درميارن و كجا خرج ميكنن، انقدر شفاف هرچي هست و نيست رو گذاشته وسط كه از فوتباليست و خواننده گرفته تا مجري برنامه تركيبي تلويزيون و پلنگ اينستا و مردم شريف شهر همه فهميدن پولهاي دولت از كجا مياد و كجا خرج ميشه.
☺️ خدارو شكر بعد از سالها دولتي داريم كه از فوتباليست و خواننده گرفته تا مجري برنامه تركيبي تلويزيون و پلنگ اينستا و مردم شريف شهر همه ميتونن نقدش كنن،باهاش شوخي كنن و بهش بد و بيراه بگن بدون اينكه نگران عواقب نقد و شوخي و توهين شون باشن.
☺️خدا رو شكر دولتي داريم كه انقدر پاي فيلتر نشدن فضاي مجازي واستاده كه ما حالا اينستا و تلگرامي و جايي داشته باشيم از درامدها و مصارف بودجه باخبر بشيم و توش طنز و نقد و توهين فوتباليست و خواننده و مجري برنامه تركيبي و پلنگ اينستا و مردم شريف شهر رو به گوش مردم و مسئولين و همديگه برسونيم.
☺️ من هم مثل شما دارم زير اين الودگي و ترافيك و استرس و بيكاري و غم فقر و شكاف طبقاتي و ناكارامدي و شل كاري و فساد اداري و اقتصادي و هزار كوفت و زهرماري كه بارش رو دوش من و خانواده و دوستان و تك تك شماست له ميشم ولي پشيمون نيستم .نه از راي دادن،كه راه ديگه اي بلد نيستم براي بهتر شدن اوضاعمون جز صندوق راي و نه از راي دادن به اين دولت،كه نسخه ديگه اي نميشناسم جز مشي عقلانيت و اعتدال .
👈وقتي ماشينم خراب ميشه نميندازمش دور.ميبرمش تعميرگاه. هشتگ مثل خيلي ها پشيمان نيستم. ولي هشتگ مثل خيلي ها شاكي ام.
✍️ توضيح غير ضروري: آقاي روحاني كاري براي من نكرده. از صدقه سر ايشون هم به جايي نرسيدم.
✅ من زمان آقاي خاتمي روزنامه نگار شدم.
⛔️ زمان آقاي احمدي نژاد فيلمنامه نويس شدم
↙️ زمان آقاي روحاني هم يه صابون مراغه از جيبم درآوردم.
همين!
😑من هم خانواده و دوستان بيكار دارم.
💊 من هم داروهاي بيماران خاص مصرف مي كنم.
🥚 من هم بعضي وقت ها تخم مرغ مي خورم!
@Managementhints
✍️ امیرمهدی ژوله
@Managementhints
☺️خدا رو شكر دولتي داريم كه بعد از سالها كه نميدونستيم دولتها از كجا درميارن و كجا خرج ميكنن، انقدر شفاف هرچي هست و نيست رو گذاشته وسط كه از فوتباليست و خواننده گرفته تا مجري برنامه تركيبي تلويزيون و پلنگ اينستا و مردم شريف شهر همه فهميدن پولهاي دولت از كجا مياد و كجا خرج ميشه.
☺️ خدارو شكر بعد از سالها دولتي داريم كه از فوتباليست و خواننده گرفته تا مجري برنامه تركيبي تلويزيون و پلنگ اينستا و مردم شريف شهر همه ميتونن نقدش كنن،باهاش شوخي كنن و بهش بد و بيراه بگن بدون اينكه نگران عواقب نقد و شوخي و توهين شون باشن.
☺️خدا رو شكر دولتي داريم كه انقدر پاي فيلتر نشدن فضاي مجازي واستاده كه ما حالا اينستا و تلگرامي و جايي داشته باشيم از درامدها و مصارف بودجه باخبر بشيم و توش طنز و نقد و توهين فوتباليست و خواننده و مجري برنامه تركيبي و پلنگ اينستا و مردم شريف شهر رو به گوش مردم و مسئولين و همديگه برسونيم.
☺️ من هم مثل شما دارم زير اين الودگي و ترافيك و استرس و بيكاري و غم فقر و شكاف طبقاتي و ناكارامدي و شل كاري و فساد اداري و اقتصادي و هزار كوفت و زهرماري كه بارش رو دوش من و خانواده و دوستان و تك تك شماست له ميشم ولي پشيمون نيستم .نه از راي دادن،كه راه ديگه اي بلد نيستم براي بهتر شدن اوضاعمون جز صندوق راي و نه از راي دادن به اين دولت،كه نسخه ديگه اي نميشناسم جز مشي عقلانيت و اعتدال .
👈وقتي ماشينم خراب ميشه نميندازمش دور.ميبرمش تعميرگاه. هشتگ مثل خيلي ها پشيمان نيستم. ولي هشتگ مثل خيلي ها شاكي ام.
✍️ توضيح غير ضروري: آقاي روحاني كاري براي من نكرده. از صدقه سر ايشون هم به جايي نرسيدم.
✅ من زمان آقاي خاتمي روزنامه نگار شدم.
⛔️ زمان آقاي احمدي نژاد فيلمنامه نويس شدم
↙️ زمان آقاي روحاني هم يه صابون مراغه از جيبم درآوردم.
همين!
😑من هم خانواده و دوستان بيكار دارم.
💊 من هم داروهاي بيماران خاص مصرف مي كنم.
🥚 من هم بعضي وقت ها تخم مرغ مي خورم!
@Managementhints
🔳⭕️ایران و تراژدی جامعه شمشادی!!
@Managementhints
زندگی خوب است تا اینکه یکدفعه، می شنویم کسی که میشناسیمش کارش حسابی گرفته و پولدار شده است. آنوقت با خودمان برای صدمین بار تکرار می کنیم: واقعا که زندگی عادلانه نیست!
تا به حال از خود پرسیده اید چرا بسیاری از کارخانه داران و یا ثروتمندان تلاش می کنند که دارایی های خود را مخفی کنند؟ از خود پرسیده اید که چرا ما دوست داریم وزرا و نمایندگان مجلس ما آدم های متوسط جامعه باشند و اگر وزیر یا وکیلی میلیاردر باشد با دیده تردید و اگر نگوییم تنفر به او می نگریم. پولدار بودن و موفق بودن در ایران یک گناه است؟
یکی از برنامه های تلویزیونی را نگاه می کنید. همزمان در شبکه های اجتماعی می خوانید همین فردی که برنامه اش را می بینید برای هر شب اجرا 50 میلیون تومان می گیرد. مردم یک بوکسور را میبینند که 10 دقیقه وارد رینگ میشود، و در آخر ۵۰۰ هزار دلار دستمزد میگیرد برای ده دقیقه لگدپرانی؟ واقعا عادلانه نیست.
برخی می گویند جامعه ایرانی از قدبلندها تنفر دارد. به همین دلیل ممکن است ثروتمندان و حتی سلبریتیهایش را تخریب کند. از منظر جامعه ایرانی سرمایهدار یا دزد است یا پدری دزد داشته است! جامعهی ایرانی عدالت را برابر با نابودی قدبلندها میداند. به همین خاطر ما با یک جامعه شمشادی روبرو هستیم. جامعه شمشادی یعنی جامعهای که از بزرگها خوشش نمیآید و درختها و علفها همه شمشماد دیده میشوند. جامعهای که قیچیهایش برای بریدن آنکه رشد میکند، همیشه آماده است.
حکایت ما حکایت شمشادهای کنار خیابان است که هر چند وقت یکباری با قیچی مامور شهرداری هماندازه میشوند و اندازه ارتفاعشان به آنها یادآوری میشود، قدبلندهای ایرانی (چه شرکت های بزرگ و چه شخصیت های بزرگ)، وقتی از حدی بزرگتر میشوند، به لطف قانونها و مامورها چیده میشوند.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند فکر می کنم که تعبیر جامعه شمشادی و اختصاص آن فقط به ایران کمی تندروی باشد اما بپذیریم که چنین بیماری اجتماعی در ایران جاری است. چه می توان کرد؟ تغییرات فرهنگی دشوار و زمان بر است اما دو کار کوچک از همین امروز تمرین کنیم.
•تغییر نگاه: هیچ موفقیتی یک شبه به دست نیامده است. برگردیم به همان مثال بوکسور 500 هزار دلاری! آن پانصد هزار دلار برای ده دقیقه نیست. بلکه برای سالها تمرین کردن، عرق ریختن، خون ریختن، کتک خوردن، کبود شدن و درد کشیدن است. آن هم فقط از بین 300 نفری که با هم تمرین بوکس را ده سال پیش شروع کرده بودند یک نفر به خاطر تداوم به این جایگاه رسیده است. آیا ارزشش را دارد؟ سالها ترس، زود بیدار شدن، دویدن، نخوردن چیزهایی که دوست دارید، تحمل فشارهای زیاد، شنیدن کُریهای حریفان، جراحی زخمها و آسیبها، هزینه کردن برای مربی، احساس تهوع در اتاق رختکن، انتظار شروع مسابقه، انتظارات طرفداران و فشاری که روی شما وارد میکند، ترس از حریفانی که فک شما را ممکن است خورد کنند. قدبلندی هزینه دارد اما ما هزینه اش را نمی بینیم. فقط بلندی را می بینیم و قیچی ها را آماده می کنیم. هر گاه موفقیتی را دیدیم سریعا سال های سختی پشت آن موفقیت را مرور کنیم.
•هر جامعه ای مانند نان شب به قدبلندها نیاز دارد (به شرکت های موفق، شخصیت های معروف و ...) آن ها الگوی ما و فرزندان ما هستند. الگو داشتن باعث می شود که افراد معمولی و جوان جامعه چشم انداز داشته باشند. الگو و چشم انداز از نان شب اگر نگویم واجب تر که به همان اندازه مهم است. مباد آن روزی که با شکم سیر اما با ذهنی خالی از چشم انداز سر به بالین بگذاریم. قدبلندها باعث می شوند که نگاه مان را از خاک برگیریم و گاهی به آسمان ها نگاه کنیم. وظیفه ما (مردم) و دولت این است که شرکت های عظیم، کارآفرینان بزرگ، ورزشکاران موفق، هنرمندان نام آور را تبلیغ و ترویج کنیم و تلاش کنیم که بزرگ تر و موفق تر شوند. هر چقدر آن ها بزرگ تر و موفق تر افق دید ما و نسل آتی بلندتر خواهد شد.
بگذاریم به جای جامعه شمشادی، یک باغ متنوع از گل های غیرهمشکل، غیر هم سایز شکل بگیرد. اگر قرار بود همه ما یک شکل و یک اندازه باشیم، خداوند از آغاز چنین می کرد.
@Managementhints
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Managementhints
زندگی خوب است تا اینکه یکدفعه، می شنویم کسی که میشناسیمش کارش حسابی گرفته و پولدار شده است. آنوقت با خودمان برای صدمین بار تکرار می کنیم: واقعا که زندگی عادلانه نیست!
تا به حال از خود پرسیده اید چرا بسیاری از کارخانه داران و یا ثروتمندان تلاش می کنند که دارایی های خود را مخفی کنند؟ از خود پرسیده اید که چرا ما دوست داریم وزرا و نمایندگان مجلس ما آدم های متوسط جامعه باشند و اگر وزیر یا وکیلی میلیاردر باشد با دیده تردید و اگر نگوییم تنفر به او می نگریم. پولدار بودن و موفق بودن در ایران یک گناه است؟
یکی از برنامه های تلویزیونی را نگاه می کنید. همزمان در شبکه های اجتماعی می خوانید همین فردی که برنامه اش را می بینید برای هر شب اجرا 50 میلیون تومان می گیرد. مردم یک بوکسور را میبینند که 10 دقیقه وارد رینگ میشود، و در آخر ۵۰۰ هزار دلار دستمزد میگیرد برای ده دقیقه لگدپرانی؟ واقعا عادلانه نیست.
برخی می گویند جامعه ایرانی از قدبلندها تنفر دارد. به همین دلیل ممکن است ثروتمندان و حتی سلبریتیهایش را تخریب کند. از منظر جامعه ایرانی سرمایهدار یا دزد است یا پدری دزد داشته است! جامعهی ایرانی عدالت را برابر با نابودی قدبلندها میداند. به همین خاطر ما با یک جامعه شمشادی روبرو هستیم. جامعه شمشادی یعنی جامعهای که از بزرگها خوشش نمیآید و درختها و علفها همه شمشماد دیده میشوند. جامعهای که قیچیهایش برای بریدن آنکه رشد میکند، همیشه آماده است.
حکایت ما حکایت شمشادهای کنار خیابان است که هر چند وقت یکباری با قیچی مامور شهرداری هماندازه میشوند و اندازه ارتفاعشان به آنها یادآوری میشود، قدبلندهای ایرانی (چه شرکت های بزرگ و چه شخصیت های بزرگ)، وقتی از حدی بزرگتر میشوند، به لطف قانونها و مامورها چیده میشوند.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند فکر می کنم که تعبیر جامعه شمشادی و اختصاص آن فقط به ایران کمی تندروی باشد اما بپذیریم که چنین بیماری اجتماعی در ایران جاری است. چه می توان کرد؟ تغییرات فرهنگی دشوار و زمان بر است اما دو کار کوچک از همین امروز تمرین کنیم.
•تغییر نگاه: هیچ موفقیتی یک شبه به دست نیامده است. برگردیم به همان مثال بوکسور 500 هزار دلاری! آن پانصد هزار دلار برای ده دقیقه نیست. بلکه برای سالها تمرین کردن، عرق ریختن، خون ریختن، کتک خوردن، کبود شدن و درد کشیدن است. آن هم فقط از بین 300 نفری که با هم تمرین بوکس را ده سال پیش شروع کرده بودند یک نفر به خاطر تداوم به این جایگاه رسیده است. آیا ارزشش را دارد؟ سالها ترس، زود بیدار شدن، دویدن، نخوردن چیزهایی که دوست دارید، تحمل فشارهای زیاد، شنیدن کُریهای حریفان، جراحی زخمها و آسیبها، هزینه کردن برای مربی، احساس تهوع در اتاق رختکن، انتظار شروع مسابقه، انتظارات طرفداران و فشاری که روی شما وارد میکند، ترس از حریفانی که فک شما را ممکن است خورد کنند. قدبلندی هزینه دارد اما ما هزینه اش را نمی بینیم. فقط بلندی را می بینیم و قیچی ها را آماده می کنیم. هر گاه موفقیتی را دیدیم سریعا سال های سختی پشت آن موفقیت را مرور کنیم.
•هر جامعه ای مانند نان شب به قدبلندها نیاز دارد (به شرکت های موفق، شخصیت های معروف و ...) آن ها الگوی ما و فرزندان ما هستند. الگو داشتن باعث می شود که افراد معمولی و جوان جامعه چشم انداز داشته باشند. الگو و چشم انداز از نان شب اگر نگویم واجب تر که به همان اندازه مهم است. مباد آن روزی که با شکم سیر اما با ذهنی خالی از چشم انداز سر به بالین بگذاریم. قدبلندها باعث می شوند که نگاه مان را از خاک برگیریم و گاهی به آسمان ها نگاه کنیم. وظیفه ما (مردم) و دولت این است که شرکت های عظیم، کارآفرینان بزرگ، ورزشکاران موفق، هنرمندان نام آور را تبلیغ و ترویج کنیم و تلاش کنیم که بزرگ تر و موفق تر شوند. هر چقدر آن ها بزرگ تر و موفق تر افق دید ما و نسل آتی بلندتر خواهد شد.
بگذاریم به جای جامعه شمشادی، یک باغ متنوع از گل های غیرهمشکل، غیر هم سایز شکل بگیرد. اگر قرار بود همه ما یک شکل و یک اندازه باشیم، خداوند از آغاز چنین می کرد.
@Managementhints
دکتر مجتبی لشکربلوکی