Audio
فایل صوتی
سی و چهارمین نشست کمیته صلح و ادبیات
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
عنوان: جنگ و صلح در آثار بهرام بیضایی
سخنرانان:
علیرضا رئیسیان
محسن حسینی
داریوش رحمانیان
زاگرس زند
جواد رنجبر درخشیلر
مهتاب حاجی محمدی
ناصر حبیبیان
چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲
مکان: خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
T.me/melliiran
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
سی و چهارمین نشست کمیته صلح و ادبیات
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
عنوان: جنگ و صلح در آثار بهرام بیضایی
سخنرانان:
علیرضا رئیسیان
محسن حسینی
داریوش رحمانیان
زاگرس زند
جواد رنجبر درخشیلر
مهتاب حاجی محمدی
ناصر حبیبیان
چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲
مکان: خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
T.me/melliiran
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
♦️سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران: کتاب اطلس اصطنبولی؛ معلمان من، همزمان با همایش بینالمللی «شهرنامهنویسی در تاریخ ایران» بهمناسبت بزرگداشت صدمین سالروز تولد محمدابراهیم باستانی پاریزی منتشر شد.
🔸باستانی پاریزی در این اثر از معلمان و استادانی مینویسد که در شکلگیری ذهن، زبان و جهانبینی او نقش داشتهاند. از کلاسهای درس رسمی گرفته تا محافل علمی، گفتوگوهای غیررسمی و تجربههای زیستهای که آموزش را به امری فراتر از مدرسه و دانشگاه بدل میکند.
🔸در پیشگفتار کتاب، حمید و حمیده باستانی پاریزی چنین نوشتهاند: بعد از درگذشت پدر سعی کردیم بهتدریج دستنوشتهها، فیشها، عکسها و نامههای ایشان را جمعآوری و مرتب کنیم. این دستنوشتهها بهروش خاص خودشان در پاکتها و پوشههایی نگهداری میشدند که احیاناً دیگری نمیتوانست بهآسانی از آنها استفاده کند. بهعبارتی، در ذهن پدر ارتباط منطقی بین یادداشتهای یک پرونده وجود داشت، اگرچه محتوای برگهها از چیز دیگری حکایت میکرد.
🔹ادامۀ این گزارش را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://yun.ir/1cnup7
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
🔸باستانی پاریزی در این اثر از معلمان و استادانی مینویسد که در شکلگیری ذهن، زبان و جهانبینی او نقش داشتهاند. از کلاسهای درس رسمی گرفته تا محافل علمی، گفتوگوهای غیررسمی و تجربههای زیستهای که آموزش را به امری فراتر از مدرسه و دانشگاه بدل میکند.
🔸در پیشگفتار کتاب، حمید و حمیده باستانی پاریزی چنین نوشتهاند: بعد از درگذشت پدر سعی کردیم بهتدریج دستنوشتهها، فیشها، عکسها و نامههای ایشان را جمعآوری و مرتب کنیم. این دستنوشتهها بهروش خاص خودشان در پاکتها و پوشههایی نگهداری میشدند که احیاناً دیگری نمیتوانست بهآسانی از آنها استفاده کند. بهعبارتی، در ذهن پدر ارتباط منطقی بین یادداشتهای یک پرونده وجود داشت، اگرچه محتوای برگهها از چیز دیگری حکایت میکرد.
🔹ادامۀ این گزارش را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://yun.ir/1cnup7
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
ایبنا
آمیختهای از تاریخ، خاطره و طنز ظریف
کتاب «اطلس اصطنبولی» همان نثر آشنای باستانیپاریزی است؛ آمیختهای از تاریخ، خاطره، طنز ظریف، ارجاعات ادبی و نکتههای اخلاقی. او از معلمانش اسطوره نمیسازد، بلکه آنان را با تمام ویژگیهای انسانیشان ضعفها، بزرگیها، سختگیریها و مهربانیها به تصویر میکشد.…
❤2👍1
♦️باستانی پاریزی: مورخ طناز و تاریخنویسی طنازانه
🔸سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران: همایش بینالمللی «شهرنامهنویسی در تاریخ ایران» بهمناسبت بزرگداشت صدمین سالروز تولد محمدابراهیم باستانی پاریزی روز سهشنبه دوم دیماه ۱۴۰۴ در تالار فردوسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. این همایش با هدف بررسی جایگاه شهرنامهها در مطالعات تاریخی و پاسداشت نقش علمی و فرهنگی باستانی پاریزی میزبان سخنرانیها و ارائههای علمی پژوهشگران داخلی و خارجی بود.
🔸داریوش رحمانیان، عضو هیئتعلمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، دربارۀ «طنز تاریخ، مورخ طناز و تاریخنویسی طنازانه» سخن گفت. رحمانیان گفت: آثار باستانی پاریزی مشتمل است بر شعر، داستان، حکایت، امثال و حکم، لطیفه، شوخی و طنز و این تنوع بینامتنی یکی از مؤلفههای شاخص تاریخنویسی او به شمار میآید. بااینحال، اهمیت طنز در کار او صرفاً به سطح بیان و صناعات ادبی محدود نمیشود، بلکه بهمنزلۀ رویکردی تفسیری در فهم هستی تاریخی و سازوکارهای رخدادها است. در نگاه او، طنز در خود تاریخ و در منطق تکوین و تحول رویدادهای تاریخی نهفته است.
🔹گزارش کامل را اینجا بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
🔸سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران: همایش بینالمللی «شهرنامهنویسی در تاریخ ایران» بهمناسبت بزرگداشت صدمین سالروز تولد محمدابراهیم باستانی پاریزی روز سهشنبه دوم دیماه ۱۴۰۴ در تالار فردوسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. این همایش با هدف بررسی جایگاه شهرنامهها در مطالعات تاریخی و پاسداشت نقش علمی و فرهنگی باستانی پاریزی میزبان سخنرانیها و ارائههای علمی پژوهشگران داخلی و خارجی بود.
🔸داریوش رحمانیان، عضو هیئتعلمی گروه تاریخ دانشگاه تهران، دربارۀ «طنز تاریخ، مورخ طناز و تاریخنویسی طنازانه» سخن گفت. رحمانیان گفت: آثار باستانی پاریزی مشتمل است بر شعر، داستان، حکایت، امثال و حکم، لطیفه، شوخی و طنز و این تنوع بینامتنی یکی از مؤلفههای شاخص تاریخنویسی او به شمار میآید. بااینحال، اهمیت طنز در کار او صرفاً به سطح بیان و صناعات ادبی محدود نمیشود، بلکه بهمنزلۀ رویکردی تفسیری در فهم هستی تاریخی و سازوکارهای رخدادها است. در نگاه او، طنز در خود تاریخ و در منطق تکوین و تحول رویدادهای تاریخی نهفته است.
🔹گزارش کامل را اینجا بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
Telegram
مردمنامه (تاریخ مردم)
📜 مردمنامه
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
http://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
http://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
👌2❤1
Forwarded from فقیه دور اندیش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜برگی از تاریخ ...📜
۷ آذر ۸۸
سخنرانی آیت الله منتظری ۲۲ روز قبل از رحلت در دفاع از حقوق مردم از جمله حق اعتراض و محکوم کردن برخورد خشن با معترضان
عید قربان سال ۸۸ و اعتراض به سرکوب اعتراضات بعد از انتخابات
✅ چرا حق مردم را تضییع کردید؟
✅ چرا به مردم زور گفتید؟
✅ چرا به روی مردم چماق کشیدید؟
✅ به چه مجوز شرعی مردم را کتک می زنید؟
✅ این چه منطقی است که هر کس شما را قبول ندارد باید کتک بخورد
فقیه دور اندیش
👇👇👇👇👇
http://t.me/va3moharam
۷ آذر ۸۸
سخنرانی آیت الله منتظری ۲۲ روز قبل از رحلت در دفاع از حقوق مردم از جمله حق اعتراض و محکوم کردن برخورد خشن با معترضان
عید قربان سال ۸۸ و اعتراض به سرکوب اعتراضات بعد از انتخابات
✅ چرا حق مردم را تضییع کردید؟
✅ چرا به مردم زور گفتید؟
✅ چرا به روی مردم چماق کشیدید؟
✅ به چه مجوز شرعی مردم را کتک می زنید؟
✅ این چه منطقی است که هر کس شما را قبول ندارد باید کتک بخورد
فقیه دور اندیش
👇👇👇👇👇
http://t.me/va3moharam
❤10👎5
♦️کیوها و آهِ استادان تاریخ
🔸دیرزمانی است که شور و اشتیاق به فراگیری دانش تاریخ در پردیسهای دانشگاههای دولتی ایران رنگ باخته و افول کرده است. هرچند حضور دانشجویان عراقی در برخی مراکز آموزشی جانی تازه به این فضاها بخشیده است، اما از یک سو ضعف بنیادین این دانشجویان در مبانی علمی و از سوی دیگر ناتوانی غالب استادان تاریخ در تدریس به زبان عربی عملاً مانع از جذب مؤثر آنان در گروههای آموزشی تاریخ شده است. این چالشها، همراه با گسترش بیرویۀ رشتههای کاربردی و پرآوازه در انواع دانشگاهها به کاهش چشمگیر رغبت دانشجویان به رشتۀ تاریخ، بهویژه در قالب پذیرش شهریهپرداز، منجر شده است بهگونهای که در برخی دانشگاهها این علاقهمندی به صفر رسیده است.
🔸در این میان، وضعیت معیشتی استادان تاریخ نیز در مقایسه با همتایانشان در سایر رشتهها بهمراتب وخیمتر است. این مسئله تا آنجا اهمیت یافته است که در برخی شاخههای علوم انسانی درآمد حاصل از تدریس به دانشجویان پردیس گاه با حقوق پایۀ استادان برابری میکند. بااینحال، این روایت فقط بخشی از ماجرا است. گاه خود استادان تاریخ با اقداماتی آگاهانه یا ناخواسته به وضعیت مالی و دریافتیهای خویش آسیب میزنند.
🔸پیش از ورود به این اقدامات، ضروری است به زمینهای کلیدی اشاره شود:
در تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۴۰۱، دستورالعمل نحوۀ اعطای پایۀ تشویقی به دانشگاهها ابلاغ شد. یکی از نکات برجسته در مواد سوم و چهارم این آییننامه، تأکید بر دریافت پایۀ تشویقی مبتنیبر رتبهبندی کیو (Q) مجلات علمی است. بهنحوی که گاه مقالات منتشرشده در مجلات Q1 امتیاز دوبرابری دریافت میکنند. رتبهبندی کیو بر پایۀ ضریب تأثیر یا ایمپکت فاکتور (Impact Factor) تعیین میشود؛ شاخصی کمی که میانگین تعداد استنادها (Citations) به مقالات اخیر یک مجلۀ علمی را نشان میدهد. این شاخص، مجلات را به چهار دستۀ Q1 تا Q4 تقسیمبندی میکند و Q1 بالاترین سطح کیفی را نمایندگی میکند. در واقع، ایمپکت فاکتور نهتنها نشاندهندۀ اعتبار مجله است، بلکه بازتابدهندۀ تأثیرگذاری پژوهشهای منتشرشده در آن بر جامعۀ علمی جهانی به شمار میرود.
🔸بررسی مجلات داخلی ایران حاکی از آن است که اکثریت قریببهاتفاق آنان در دستۀ Q1 قرار نمیگیرند. حتی برخی مجلات که رتبۀ الف از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت دریافت کردهاند فاقد رتبهبندی کیو هستند. بنابراین، امکان بهرهمندی از پایۀ تشویقی را فراهم نمیآورند. دلیل این امر ساده اما عمیق است: میزان استناد همکاران به مقالات یکدیگر بهشدت پایین است. افزونبراین، اگر نویسندگان به منابع دست اول و معتبر ارجاع نداده باشند، داوران مقالات پژوهش را ضعیف ارزیابی میکنند. این چرخۀ معیوب، ریشه در فرهنگ پژوهشی محدود و عدمدسترسی گسترده به پایگاههای دادۀ جهانی دارد. جایی که مقالات ایرانی اغلب در حلقههای بستۀ داخلی گردش میکنند و کمتر به استنادهای بینالمللی میرسند.
🔸در این وضعیت دشوار معیشتی، استادان تاریخ ناگزیرند چارهای بیندیشند و در یک همگرایی سراسری راهحلی پایدار برای این معضل بیابند. مثلاً میتوان به تقویت همکاریهای بینالمللی، انتشار مقالات در مجلات معتبر خارجی یا حتی ایجاد شبکههای استنادی داخلی اشاره کرد تا میزان ایمپکت فاکتور مجلات ایرانی ارتقا یابد. در غیر این صورت ادامۀ این روند، دستیابی به پایۀ تشویقی را ناممکن میکند؛ پاداشی که حداقل به افزایش ماهانۀ ۸۰۰ هزار تومان در حقوق اعضای هیئتعلمی منجر میشود و میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی را التیام بخشد.
✍سلیمان حیدری، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شیراز، ۱۰ دی ۱۴۰۴.
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
🔸دیرزمانی است که شور و اشتیاق به فراگیری دانش تاریخ در پردیسهای دانشگاههای دولتی ایران رنگ باخته و افول کرده است. هرچند حضور دانشجویان عراقی در برخی مراکز آموزشی جانی تازه به این فضاها بخشیده است، اما از یک سو ضعف بنیادین این دانشجویان در مبانی علمی و از سوی دیگر ناتوانی غالب استادان تاریخ در تدریس به زبان عربی عملاً مانع از جذب مؤثر آنان در گروههای آموزشی تاریخ شده است. این چالشها، همراه با گسترش بیرویۀ رشتههای کاربردی و پرآوازه در انواع دانشگاهها به کاهش چشمگیر رغبت دانشجویان به رشتۀ تاریخ، بهویژه در قالب پذیرش شهریهپرداز، منجر شده است بهگونهای که در برخی دانشگاهها این علاقهمندی به صفر رسیده است.
🔸در این میان، وضعیت معیشتی استادان تاریخ نیز در مقایسه با همتایانشان در سایر رشتهها بهمراتب وخیمتر است. این مسئله تا آنجا اهمیت یافته است که در برخی شاخههای علوم انسانی درآمد حاصل از تدریس به دانشجویان پردیس گاه با حقوق پایۀ استادان برابری میکند. بااینحال، این روایت فقط بخشی از ماجرا است. گاه خود استادان تاریخ با اقداماتی آگاهانه یا ناخواسته به وضعیت مالی و دریافتیهای خویش آسیب میزنند.
🔸پیش از ورود به این اقدامات، ضروری است به زمینهای کلیدی اشاره شود:
در تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۴۰۱، دستورالعمل نحوۀ اعطای پایۀ تشویقی به دانشگاهها ابلاغ شد. یکی از نکات برجسته در مواد سوم و چهارم این آییننامه، تأکید بر دریافت پایۀ تشویقی مبتنیبر رتبهبندی کیو (Q) مجلات علمی است. بهنحوی که گاه مقالات منتشرشده در مجلات Q1 امتیاز دوبرابری دریافت میکنند. رتبهبندی کیو بر پایۀ ضریب تأثیر یا ایمپکت فاکتور (Impact Factor) تعیین میشود؛ شاخصی کمی که میانگین تعداد استنادها (Citations) به مقالات اخیر یک مجلۀ علمی را نشان میدهد. این شاخص، مجلات را به چهار دستۀ Q1 تا Q4 تقسیمبندی میکند و Q1 بالاترین سطح کیفی را نمایندگی میکند. در واقع، ایمپکت فاکتور نهتنها نشاندهندۀ اعتبار مجله است، بلکه بازتابدهندۀ تأثیرگذاری پژوهشهای منتشرشده در آن بر جامعۀ علمی جهانی به شمار میرود.
🔸بررسی مجلات داخلی ایران حاکی از آن است که اکثریت قریببهاتفاق آنان در دستۀ Q1 قرار نمیگیرند. حتی برخی مجلات که رتبۀ الف از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت دریافت کردهاند فاقد رتبهبندی کیو هستند. بنابراین، امکان بهرهمندی از پایۀ تشویقی را فراهم نمیآورند. دلیل این امر ساده اما عمیق است: میزان استناد همکاران به مقالات یکدیگر بهشدت پایین است. افزونبراین، اگر نویسندگان به منابع دست اول و معتبر ارجاع نداده باشند، داوران مقالات پژوهش را ضعیف ارزیابی میکنند. این چرخۀ معیوب، ریشه در فرهنگ پژوهشی محدود و عدمدسترسی گسترده به پایگاههای دادۀ جهانی دارد. جایی که مقالات ایرانی اغلب در حلقههای بستۀ داخلی گردش میکنند و کمتر به استنادهای بینالمللی میرسند.
🔸در این وضعیت دشوار معیشتی، استادان تاریخ ناگزیرند چارهای بیندیشند و در یک همگرایی سراسری راهحلی پایدار برای این معضل بیابند. مثلاً میتوان به تقویت همکاریهای بینالمللی، انتشار مقالات در مجلات معتبر خارجی یا حتی ایجاد شبکههای استنادی داخلی اشاره کرد تا میزان ایمپکت فاکتور مجلات ایرانی ارتقا یابد. در غیر این صورت ادامۀ این روند، دستیابی به پایۀ تشویقی را ناممکن میکند؛ پاداشی که حداقل به افزایش ماهانۀ ۸۰۰ هزار تومان در حقوق اعضای هیئتعلمی منجر میشود و میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی را التیام بخشد.
✍سلیمان حیدری، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شیراز، ۱۰ دی ۱۴۰۴.
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
Telegram
مردمنامه (تاریخ مردم)
📜 مردمنامه
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
http://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
http://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
❤3👎1
♦️روزنامۀ اطلاعات: از نصحیت تا نسیان؛ حکایت مردمان و مستی فرمانروایان
🔸داریوش رحمانیان در رونمایی از کتاب نصایح شاهرخی: اجازه دهید سخن خود را با اشارهای به حضرت حافظ شروع کنم. آن بیت بسیار مشهور که همۀ ما میدانیم و زبانزد عاموخاص شده است: «رموز مصلحت ملک خسروان دانند / گدای گوشهنشینی تو حافظا مخروش». این درحالی است که رموز ملک را خسروان نمیدانند و باید این رموز را به آنها آموخت.
🔸ادبیات ما ادبیات سیاسی آمیختهشده با سیاست و دغدغههای سیاسی است، ولی ما بر سر گنج از گدایی مردهایم. اندرزنامهنویسی در ایران، برخلاف پندار خیلیها، اندرزنامهها و نصایح ساده نیست، نوعی متن انتقادی هم هست. قائنی در این کتاب در مقام یک منتقد ظاهر میشود و خواستههای معینی دارد و زبانش هم تیز و برنده است. مثلاً اینکه خواسته تا بعضی از رسم و رسوم ناهنجار ضدشرعی و ضدمردمی در حوزۀ مالیاتها برافتد. بنابراین، اینکه ما سنت اندرزنامهنویسیمان را منفعل بدانیم ظلم به این سنت فخیم، فاخر و ارجمند است.
🔹گزارش کامل را اینجا بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
🔸داریوش رحمانیان در رونمایی از کتاب نصایح شاهرخی: اجازه دهید سخن خود را با اشارهای به حضرت حافظ شروع کنم. آن بیت بسیار مشهور که همۀ ما میدانیم و زبانزد عاموخاص شده است: «رموز مصلحت ملک خسروان دانند / گدای گوشهنشینی تو حافظا مخروش». این درحالی است که رموز ملک را خسروان نمیدانند و باید این رموز را به آنها آموخت.
🔸ادبیات ما ادبیات سیاسی آمیختهشده با سیاست و دغدغههای سیاسی است، ولی ما بر سر گنج از گدایی مردهایم. اندرزنامهنویسی در ایران، برخلاف پندار خیلیها، اندرزنامهها و نصایح ساده نیست، نوعی متن انتقادی هم هست. قائنی در این کتاب در مقام یک منتقد ظاهر میشود و خواستههای معینی دارد و زبانش هم تیز و برنده است. مثلاً اینکه خواسته تا بعضی از رسم و رسوم ناهنجار ضدشرعی و ضدمردمی در حوزۀ مالیاتها برافتد. بنابراین، اینکه ما سنت اندرزنامهنویسیمان را منفعل بدانیم ظلم به این سنت فخیم، فاخر و ارجمند است.
🔹گزارش کامل را اینجا بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
Telegram
مردمنامه (تاریخ مردم)
📜 مردمنامه
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
http://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
http://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
❤4👏1
Forwarded from هیچستان
https://www.khabaronline.ir/news/2163655/
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
https://news.1rj.ru/str/dariush_rahmanian
گزارشی است از سخنرانی در نشست رونمایی نصایح شاهرخی
این گزارش به ویرایش نیاز دارد. علاقهمندان بهترست فایل صوتی را بشنوند.
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
https://news.1rj.ru/str/dariush_rahmanian
گزارشی است از سخنرانی در نشست رونمایی نصایح شاهرخی
این گزارش به ویرایش نیاز دارد. علاقهمندان بهترست فایل صوتی را بشنوند.
خبرآنلاین
داریوش رحمانیان و تبیین انواع مستی قدرت و چالش مهار آن / توسن خودکامگی و توهم پند و اندرز
از زبان مبارک حضرت علی (ع) اگر حافظه من هم درست یاری بدهد، نقل است که قدرت یک توسن سرکش است. مرکبی است که سوار خودش را بر زمین میزند.... اندرزنامه نویسی در ایران بر خلاف پندار خیلیها اندرزنامهها و نصایح ساده نیست. یک نوع متن انتقادی هم هست. قائنی در این…
👏2👎1
Forwarded from انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه تربیت مدرس (Hamid Mottaghi)
گروه و انجمنعلمی دانشجویی تاریخ دانشگاه تربیتمدرس با همکاری موسسه همکاریهای میانرشتهای اکنون و مجله مردمنامه برگزار میکند.
نشست نقد و بررسی کتاب:
《ظهور و سقوط استعاره؛ فلسفه غیرمعرفتشناسانه و استعلاستیزانه تاریخ》
نوشته:
فرانک انکراسمیت
با حضور:
🟤حسینعلی نوذری
🟤سیدهاشم آقاجری
🟤سیدرضا وسمهگر
دبیر نشست:
🟤جواد مرشدلو
🕓دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ الی ۱۹
📍دانشگاه تربیتمدرس، دانشکده علومانسانی، طبقه چهارم، سالن استاد میرحسنی
لینک حضور آنلاین در نشست
https://vclass4.modares.ac.ir/rooms/ygp-svx-2xf-rfb/join
#سید_هاشم_آقاجری
#جواد_مرشدلو
نشست نقد و بررسی کتاب:
《ظهور و سقوط استعاره؛ فلسفه غیرمعرفتشناسانه و استعلاستیزانه تاریخ》
نوشته:
فرانک انکراسمیت
با حضور:
🟤حسینعلی نوذری
🟤سیدهاشم آقاجری
🟤سیدرضا وسمهگر
دبیر نشست:
🟤جواد مرشدلو
🕓دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ الی ۱۹
📍دانشگاه تربیتمدرس، دانشکده علومانسانی، طبقه چهارم، سالن استاد میرحسنی
لینک حضور آنلاین در نشست
https://vclass4.modares.ac.ir/rooms/ygp-svx-2xf-rfb/join
#سید_هاشم_آقاجری
#جواد_مرشدلو
❤1
Audio
💢فایل صوتی نشست نقد و بررسی کتاب
ظهور و سقوط استعاره؛ فلسفه غیرمعرفتشناسانه و استعلاستیزانه تاریخ
نوشته:
فرانک انکراسمیت
سخنرانان
حسینعلی نوذری
سیدهاشم آقاجری
سیدرضا وسمهگر
جواد مرشدلو (دبیرنشست)
https://news.1rj.ru/str/tarbiatmodaresunihistory
انجمن علمی دانشجویی تاریخ
ظهور و سقوط استعاره؛ فلسفه غیرمعرفتشناسانه و استعلاستیزانه تاریخ
نوشته:
فرانک انکراسمیت
سخنرانان
حسینعلی نوذری
سیدهاشم آقاجری
سیدرضا وسمهگر
جواد مرشدلو (دبیرنشست)
https://news.1rj.ru/str/tarbiatmodaresunihistory
انجمن علمی دانشجویی تاریخ
❤1
Forwarded from | پنجهنامه: تاریخ و خاطره | (𝓟𝓐𝓝𝓙𝓔𝓗)
▪️«پایهگذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفّاری در تاریخنگاری استاد باستانی پاریزی
- بخشی از مقاله:
- شورشیای که به پادشاهی رسید
ئی. ایچ. کار جایی در تاریخ چیست؟ میگوید «پادشاهان و شورشیان به یکسان دستاورد اوضاعواحوال خاص دوران و کشور خود هستند». طرفه آنکه یعقوب لیث شورشیای بود که به پادشاهی رسید! کار این جمله را در میانۀ فصل «جامعه و فرد» طرح کرده؛ همینجا است که این پرسش را پی گرفته که «هدف پژوهش مورخ رفتار افراد است یا عملکرد نیروهای اجتماعی؟». او در پاسخ این دیدگاه مشهور را که «تاریخ زندگینامۀ مردان بزرگ است» را به چالش میکشد؛ به باور او «نبوغ فردی را نیروی آفرینندۀ تاریخ انگاشتن صفت بارز مراحل بدوی هشیاری تاریخی است». آیا باستانی پاریزی در نگارش تاریخ زندگی یعقوب، پیرو نظریۀ «مرد بزرگ در تاریخ» است؟
باستانی پاریزی در جملههای آغازین مقدمه چاپ اول کتاب چنین آورده: «یکی از شخصیتهای موردعلاقۀ هر جوان ایرانی – و حتی کودک برنا و پیر سالخورده ایرانی- یعقوب لیث صفاری است که یکی از بزرگترین پایهگذاران استقلال ایران و نمونۀ یک مدافع بزرگ ملی و نشانۀ فداکاری و از خودگذشتگی و رشادت و شجاعت است». او مقدمۀ چاپ هفتم این کتاب را نیز با این جملهها به پایان برده: «یعقوب هرچه بود، پایهگذار استقلال ایران بود، و به همین سبب در محافل سیاسی عرب و عجم، جای خاص و موقعیت ممتازی دارد، و فرنگیها هم میگویند: «هر انسانی بر اساس دشمنانی که دارد مورد قضاوت قرار میگیرد – نه بهخاطر دوستانی که دارد...». اگر تنها بر اساس این چند جمله نتیجهگیری شود توان گفت: بله، باستانی پاریزی پیرو پلوتارک و کارلایل است که تاریخ را ساختۀ قهرمانان و مردان بزرگ میداند، امّا اگر همۀ کتاب خوانده و بررسی شود، آنگاه روشن میشود که دیدگاه باستانی پاریزی به کار نزدیکتر است تا کارلایل.
در سرتاسر کتاب خواننده با «مرد بزرگی» روبهرو است که «نمایندۀ نیروهای موجود یا نیروهایی است که بهیاری او برای مبارزهجویی با قدرت موجود پدید میآید». باستانی پاریزی در بازنمایی سیمای یعقوب به عنوان رهبر جنبش مبارزه علیه سلطۀ عباسیان و دستنشاندگان آنها در ایران شرقی، بهدقت به تشریح نقش نیروهایی پرداخته که یاریگر یعقوب بودند؛ یعقوب یکی از آنها بود که پس از کشمکش و کوششهای بسیار به شهریاری رسید و نخستین گام در جایی ایران از خلافت را برداشت. باستانی پاریزی در فصل اول به «قیام عیاران» و در فصل سوم به «خوارج: قهرمانان هیرمند» پرداخته و در فصل پنجم باردیگر به «عیاران: جوانمردانه شبگرد» بازگشته و بهروشنی سهم هر یک از این نیروهایی اجتماعی در تحولات سیاسی و اجتماعی آن دوره را نشان داده است.
باستانی پاریزی در جمعبندی از اوضاع و احوال زمانه، به روشنی از این سخن رانده که صحنه برای رهایی و استقلال ایران آماده بوده است: ««آمادگی مردم سیستان برای انقلاب تنها از جهت تسلط اعراب و دو دستگی بین سران قوم - یعنی اعراب بکری و تمیمی - یا عوارض قحطی و خشکسالی نبود، تسلط دستنشاندگان حکام خراسان و خصوصاً بستگان خاندان طاهری درین سرزمین خود عامل دیگری برای تقویت روحیۀ ملی در بین مردم بود». باستانی پاریزی، به تعبیر هگلی، نشان داده که یعقوب «بزرگمردی» بود که «بیانگر ارادۀ آن روزگار» بود و به عصر خود گفت که «چه باید اراده کند و و آن اراده را به اجرا درآورد». عملکرد یعقوب «جان و جوهر» عصر او بود و «او عصر خود را فعلیت» بخشید.
📕 معصومعلی پنجه، «پایهگذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفّاری در تاریخنگاری استاد باستانی پاریزی»، مردمنامه، ش۳۴، پاییز ۱۴۰۴، صص ۷۹ - ۸۶.
📗نسخۀ الکترونیک شمارۀ جدید مردمنامه را در طاقچه بخوانید:
شمارۀ ۳۴
دربارۀ تاریخنگاری باستانی پاریزی
بهمناسبت صدمین زادروز ایشان
🔗https://taaghche.com/book/247101
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
- بخشی از مقاله:
- شورشیای که به پادشاهی رسید
ئی. ایچ. کار جایی در تاریخ چیست؟ میگوید «پادشاهان و شورشیان به یکسان دستاورد اوضاعواحوال خاص دوران و کشور خود هستند». طرفه آنکه یعقوب لیث شورشیای بود که به پادشاهی رسید! کار این جمله را در میانۀ فصل «جامعه و فرد» طرح کرده؛ همینجا است که این پرسش را پی گرفته که «هدف پژوهش مورخ رفتار افراد است یا عملکرد نیروهای اجتماعی؟». او در پاسخ این دیدگاه مشهور را که «تاریخ زندگینامۀ مردان بزرگ است» را به چالش میکشد؛ به باور او «نبوغ فردی را نیروی آفرینندۀ تاریخ انگاشتن صفت بارز مراحل بدوی هشیاری تاریخی است». آیا باستانی پاریزی در نگارش تاریخ زندگی یعقوب، پیرو نظریۀ «مرد بزرگ در تاریخ» است؟
باستانی پاریزی در جملههای آغازین مقدمه چاپ اول کتاب چنین آورده: «یکی از شخصیتهای موردعلاقۀ هر جوان ایرانی – و حتی کودک برنا و پیر سالخورده ایرانی- یعقوب لیث صفاری است که یکی از بزرگترین پایهگذاران استقلال ایران و نمونۀ یک مدافع بزرگ ملی و نشانۀ فداکاری و از خودگذشتگی و رشادت و شجاعت است». او مقدمۀ چاپ هفتم این کتاب را نیز با این جملهها به پایان برده: «یعقوب هرچه بود، پایهگذار استقلال ایران بود، و به همین سبب در محافل سیاسی عرب و عجم، جای خاص و موقعیت ممتازی دارد، و فرنگیها هم میگویند: «هر انسانی بر اساس دشمنانی که دارد مورد قضاوت قرار میگیرد – نه بهخاطر دوستانی که دارد...». اگر تنها بر اساس این چند جمله نتیجهگیری شود توان گفت: بله، باستانی پاریزی پیرو پلوتارک و کارلایل است که تاریخ را ساختۀ قهرمانان و مردان بزرگ میداند، امّا اگر همۀ کتاب خوانده و بررسی شود، آنگاه روشن میشود که دیدگاه باستانی پاریزی به کار نزدیکتر است تا کارلایل.
در سرتاسر کتاب خواننده با «مرد بزرگی» روبهرو است که «نمایندۀ نیروهای موجود یا نیروهایی است که بهیاری او برای مبارزهجویی با قدرت موجود پدید میآید». باستانی پاریزی در بازنمایی سیمای یعقوب به عنوان رهبر جنبش مبارزه علیه سلطۀ عباسیان و دستنشاندگان آنها در ایران شرقی، بهدقت به تشریح نقش نیروهایی پرداخته که یاریگر یعقوب بودند؛ یعقوب یکی از آنها بود که پس از کشمکش و کوششهای بسیار به شهریاری رسید و نخستین گام در جایی ایران از خلافت را برداشت. باستانی پاریزی در فصل اول به «قیام عیاران» و در فصل سوم به «خوارج: قهرمانان هیرمند» پرداخته و در فصل پنجم باردیگر به «عیاران: جوانمردانه شبگرد» بازگشته و بهروشنی سهم هر یک از این نیروهایی اجتماعی در تحولات سیاسی و اجتماعی آن دوره را نشان داده است.
باستانی پاریزی در جمعبندی از اوضاع و احوال زمانه، به روشنی از این سخن رانده که صحنه برای رهایی و استقلال ایران آماده بوده است: ««آمادگی مردم سیستان برای انقلاب تنها از جهت تسلط اعراب و دو دستگی بین سران قوم - یعنی اعراب بکری و تمیمی - یا عوارض قحطی و خشکسالی نبود، تسلط دستنشاندگان حکام خراسان و خصوصاً بستگان خاندان طاهری درین سرزمین خود عامل دیگری برای تقویت روحیۀ ملی در بین مردم بود». باستانی پاریزی، به تعبیر هگلی، نشان داده که یعقوب «بزرگمردی» بود که «بیانگر ارادۀ آن روزگار» بود و به عصر خود گفت که «چه باید اراده کند و و آن اراده را به اجرا درآورد». عملکرد یعقوب «جان و جوهر» عصر او بود و «او عصر خود را فعلیت» بخشید.
📕 معصومعلی پنجه، «پایهگذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفّاری در تاریخنگاری استاد باستانی پاریزی»، مردمنامه، ش۳۴، پاییز ۱۴۰۴، صص ۷۹ - ۸۶.
📗نسخۀ الکترونیک شمارۀ جدید مردمنامه را در طاقچه بخوانید:
شمارۀ ۳۴
دربارۀ تاریخنگاری باستانی پاریزی
بهمناسبت صدمین زادروز ایشان
🔗https://taaghche.com/book/247101
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
Forwarded from هیچستان
خصم درون
سالهای دراز است که جستهگریخته دربارهی الگوهای برآمدن و برافتادن دولتها در تاریخ ایران کار میکنم و امیدوارم، البته نه چندان، که سرانجام به نگارش و انتشار کتابی بینجامد.
این کار، به انتشار برسد یا نرسد، در پیوند است با برنامهی اصلی و محوری زندگی من یعنی علتشناسی زوال و انحطاط و عقبماندگی ایران.
من البته انحطاطاندیش نیستم و نمیخواهم برپایهی مفهوم/نظریهی زوال و انحطاط کلانروایتی بسازم که در پی ایضاح کل تاریخ ایران باشد. اینها را نیز اینجا نمینویسم تا سر بحث باز شود. جایش اینجا نیست. این اشارات را آوردم تا بگویم که پس از نزدیک چهار دهه تحقیق و تأمل و ژرفکاوی در موضوع چندوچون و چرایی و چگونگی برافتادن دولتها در تاریخ ایران به این رسیدهام که نخستین و بزرگترین دشمن دولتهای تاریخ ما خودشان و سررشتهداران و گردانندگانشان بودهاند و نه بیرونیان و بیگانگان.
همهی تاریخ ما این حکم را هوار میزند و دهها و بلکه صدها شاهد برای این مدعا میتوان آورد. برای کسی که اندکی در تاریخ غور کرده باشد
آنچه که اکنون و اینجا به کوتاهی عرض شد در حکم بدیهیات و توضیح واضحات است و به هیچ وجه نیاز به شرح و تفصیل ندارد؛ که گفتهاند: آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟
با این حال بیان و بلکه تکرارش شاید خالی از فایده و ضرورت نباشد چرا که آنگونه که باز همین تاریخ خودمان به روشنی گواهی میدهد پندارزدگان پنبهدرگوش، یعنی ارباب زور، همین بدیهیات را نمیبینند و نمیشنوند و سرانجام کار را به جایی میرسانند که...
کسی باید اینان را به بانگی بیدار کند و حالیشان کند که خصم شما دیگری نیست خودتانید. از خصم برون کاری برنمیآید اگر خصم درون، یعنی خودتان، پیشتر پای دیوار ملک و دولت خود را نکنده باشید...
باز به عنوان کسی که نزدیک چهل سال است با متون و منابع و آثار سنت اندرزنامهنویسی ایرانی دمخور است و امهات این متون را بارها تورق کرده و میکند به بانگ رسا میگویم که چکیدهی حکمت نهفته در این اندرزنامهها این است:
با خلق خدا هرکه درافتاد ورافتاد.
در پرانتز بگویم که عبید زاکانی و ماکیاولی را به دلایلی دوست دارم؛ اما به ماکیاولیسم نقدهای اساسی وارد است و جای بحث و فحص اینجا نیست.
در آرزوی روزی هستم که تاریخ بیخردی و پندارزدگی در ایران نوشته شود.
والعاقبة للمتقین
#داریوش_رحمانیان
سوم مهرماه هزار و چهارصد و دو
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
سالهای دراز است که جستهگریخته دربارهی الگوهای برآمدن و برافتادن دولتها در تاریخ ایران کار میکنم و امیدوارم، البته نه چندان، که سرانجام به نگارش و انتشار کتابی بینجامد.
این کار، به انتشار برسد یا نرسد، در پیوند است با برنامهی اصلی و محوری زندگی من یعنی علتشناسی زوال و انحطاط و عقبماندگی ایران.
من البته انحطاطاندیش نیستم و نمیخواهم برپایهی مفهوم/نظریهی زوال و انحطاط کلانروایتی بسازم که در پی ایضاح کل تاریخ ایران باشد. اینها را نیز اینجا نمینویسم تا سر بحث باز شود. جایش اینجا نیست. این اشارات را آوردم تا بگویم که پس از نزدیک چهار دهه تحقیق و تأمل و ژرفکاوی در موضوع چندوچون و چرایی و چگونگی برافتادن دولتها در تاریخ ایران به این رسیدهام که نخستین و بزرگترین دشمن دولتهای تاریخ ما خودشان و سررشتهداران و گردانندگانشان بودهاند و نه بیرونیان و بیگانگان.
همهی تاریخ ما این حکم را هوار میزند و دهها و بلکه صدها شاهد برای این مدعا میتوان آورد. برای کسی که اندکی در تاریخ غور کرده باشد
آنچه که اکنون و اینجا به کوتاهی عرض شد در حکم بدیهیات و توضیح واضحات است و به هیچ وجه نیاز به شرح و تفصیل ندارد؛ که گفتهاند: آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟
با این حال بیان و بلکه تکرارش شاید خالی از فایده و ضرورت نباشد چرا که آنگونه که باز همین تاریخ خودمان به روشنی گواهی میدهد پندارزدگان پنبهدرگوش، یعنی ارباب زور، همین بدیهیات را نمیبینند و نمیشنوند و سرانجام کار را به جایی میرسانند که...
کسی باید اینان را به بانگی بیدار کند و حالیشان کند که خصم شما دیگری نیست خودتانید. از خصم برون کاری برنمیآید اگر خصم درون، یعنی خودتان، پیشتر پای دیوار ملک و دولت خود را نکنده باشید...
باز به عنوان کسی که نزدیک چهل سال است با متون و منابع و آثار سنت اندرزنامهنویسی ایرانی دمخور است و امهات این متون را بارها تورق کرده و میکند به بانگ رسا میگویم که چکیدهی حکمت نهفته در این اندرزنامهها این است:
با خلق خدا هرکه درافتاد ورافتاد.
در پرانتز بگویم که عبید زاکانی و ماکیاولی را به دلایلی دوست دارم؛ اما به ماکیاولیسم نقدهای اساسی وارد است و جای بحث و فحص اینجا نیست.
در آرزوی روزی هستم که تاریخ بیخردی و پندارزدگی در ایران نوشته شود.
والعاقبة للمتقین
#داریوش_رحمانیان
سوم مهرماه هزار و چهارصد و دو
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
Telegram
هیچستان
غیر حق در هر دو عالم هیچ نیست
👍3❤1
Forwarded from هیچستان
تاریخ شخصیت و درد شخصیتزدگی
نقش شخصیت در تاریخ قابل انکار نیست؛ اما تاریخ را نباید و نمیتوان تنها برپایهی نقش شخصیت نوشت. افراط در پرداختن به نقش شخصیتها و محوریت تام و تمام بخشیدن به نقش و جایگاه آنان، یکی از آفات تاریخنویسی ما و فراتر از آن، یک بیماری فرهنگی است. این آفت، بلا، درد یا بیماری را میشود به « شخصیتزدگی » تعبیر کرد. چیزی از قبیل زلزلهدگی، سیلزدگی، مارزدگی، عقربزدگی، جنزدگی و انواع « زدگی » های دیگر. تاریخی که تنها یا عمدتا و اساسا برپایهی نقش شخصیتها روایت شود حاصلی جز کیش شخصیت و یا مذهب قهرمانپرستی نخواهد داشت. چنین تاریخی زمینو زمان را پر میکند از انسانهای خداشده. آدمهای گیتیانهی زمینی که به آسانی به آسمان میروند و مینوی و ماهنشین میشوند.
تاریخ شخصیتزده زیربنای فکری سیاست شخصیتزده است. نظامهای قدرتی که برپایهی کیش شخصیت استوار شدهاند هریک بدرجات در کورهی تاریخ شخصیتزده میدمند. اما این تاریخ از آن رو که موجد و موجب توهم و پندارزدگیست، همچون تیغ دودم بگونهای متناقض در همان حال که بظاهر برای محکم کردن شالودهی نظام قدرت شخصیتمحور به کار میافتد در باطن تیشه به ریشهی آن میزند.
تاریخ شخصیتزده و سیاست شخصیتزده دو فرزندند از یک شکم زاده. آنگونه که تاریخ گواهی میدهد سیاست شخصیتزده و حکومت شخصمحور که برپایهی کیش شخصیت استوار است سرنوشتی جز سقوط و تباهی ندارد و معمولا هزینههای بس سنگین بر کشور و ملت تحمیل میکند. از توهم و پندارزدگی توقع دیگری نمیتوان و نباید داشت...
#داریوش_رحمانیان
پنجم اردیبهشت هزار و چهارصد و دو
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
نقش شخصیت در تاریخ قابل انکار نیست؛ اما تاریخ را نباید و نمیتوان تنها برپایهی نقش شخصیت نوشت. افراط در پرداختن به نقش شخصیتها و محوریت تام و تمام بخشیدن به نقش و جایگاه آنان، یکی از آفات تاریخنویسی ما و فراتر از آن، یک بیماری فرهنگی است. این آفت، بلا، درد یا بیماری را میشود به « شخصیتزدگی » تعبیر کرد. چیزی از قبیل زلزلهدگی، سیلزدگی، مارزدگی، عقربزدگی، جنزدگی و انواع « زدگی » های دیگر. تاریخی که تنها یا عمدتا و اساسا برپایهی نقش شخصیتها روایت شود حاصلی جز کیش شخصیت و یا مذهب قهرمانپرستی نخواهد داشت. چنین تاریخی زمینو زمان را پر میکند از انسانهای خداشده. آدمهای گیتیانهی زمینی که به آسانی به آسمان میروند و مینوی و ماهنشین میشوند.
تاریخ شخصیتزده زیربنای فکری سیاست شخصیتزده است. نظامهای قدرتی که برپایهی کیش شخصیت استوار شدهاند هریک بدرجات در کورهی تاریخ شخصیتزده میدمند. اما این تاریخ از آن رو که موجد و موجب توهم و پندارزدگیست، همچون تیغ دودم بگونهای متناقض در همان حال که بظاهر برای محکم کردن شالودهی نظام قدرت شخصیتمحور به کار میافتد در باطن تیشه به ریشهی آن میزند.
تاریخ شخصیتزده و سیاست شخصیتزده دو فرزندند از یک شکم زاده. آنگونه که تاریخ گواهی میدهد سیاست شخصیتزده و حکومت شخصمحور که برپایهی کیش شخصیت استوار است سرنوشتی جز سقوط و تباهی ندارد و معمولا هزینههای بس سنگین بر کشور و ملت تحمیل میکند. از توهم و پندارزدگی توقع دیگری نمیتوان و نباید داشت...
#داریوش_رحمانیان
پنجم اردیبهشت هزار و چهارصد و دو
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
Telegram
هیچستان
غیر حق در هر دو عالم هیچ نیست
❤1👎1
Forwarded from هیچستان
الملک یبقی معالکفر و لا یبقی معالظلم.
ملک و دولت و کشور با کفر بپاید و با ستم و بیداد نه.
تاریخ گواه درستی این سخن است.
خودکامگان بیدادگر تیشه به ریشهی حکومت خود میزنند. توسن سرکش قدرت خودکامه سوار خود را بر زمین میزند. خودکامه اگر تاریخ میخواند و از آن درس میگرفت خودکامه نمیشد. قدرت خودکامه چشم و گوش و خرد دارندهاش را از کار میاندازد و کور و کر و پندارزدهاش میکند. صم بکم عمی فهم لا یرجعون.
تاریخ پندارزدگی و بیخردی را جدی بگیریم. به گواهی تاریخ پندارزدگان پنبهدرگوش همواره بر سر شاخ بن میبرند.
#داریوش_رحمانیان
بیست و دوم آذرماه هزار و چهارصد و یک
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
ملک و دولت و کشور با کفر بپاید و با ستم و بیداد نه.
تاریخ گواه درستی این سخن است.
خودکامگان بیدادگر تیشه به ریشهی حکومت خود میزنند. توسن سرکش قدرت خودکامه سوار خود را بر زمین میزند. خودکامه اگر تاریخ میخواند و از آن درس میگرفت خودکامه نمیشد. قدرت خودکامه چشم و گوش و خرد دارندهاش را از کار میاندازد و کور و کر و پندارزدهاش میکند. صم بکم عمی فهم لا یرجعون.
تاریخ پندارزدگی و بیخردی را جدی بگیریم. به گواهی تاریخ پندارزدگان پنبهدرگوش همواره بر سر شاخ بن میبرند.
#داریوش_رحمانیان
بیست و دوم آذرماه هزار و چهارصد و یک
https://news.1rj.ru/str/hichestandr
Telegram
هیچستان
غیر حق در هر دو عالم هیچ نیست
👍2
Forwarded from هیچستان
#تاریخ_توهم
#ویروس_توهم
بیماری مهلکیست توهم. ویروس بسیار خطرناکیست. هزاران بار خطرناکتر از کرونا. همهی افراد به درجات در معرض این ویروس و در خطر دچار شدن به این بیماری هستند؛ اما مقام و منصب و جایگاه فرد هرچه بالاتر باشد خطر بیشتر است.این ویروس ارباب قدرت و ثروت و شهرت و معرفت را بسیار آسان شکار میکند. تاریخ شاهد صادق این معنی است. بادهایی که به سر بزرگان و نخبگان جوامع میافتد جوامع را بر باد میدهد. این بادها از چه راهی و از کجا می آیند؟ از راهها و جاهای گوناگون و از آن میان از کلک و زبان مداحان و چاپلوسان. آنان که نرمش و چربزبانی در برابر خودکامه - از هر نوع چه خودکامهی سیاسی چه خودکامهی علمی و معرفتی - را ابزار به دست آوردن نان گرم و نرم و خورش چرب میکنند: به قول حضرت فردوسی « پایمردان دیو » و به اصطلاح عوام افراد « بادنجان دور قاب چین ».
چاپلوسی پایمردان دیو است که دیوساز و دیوآفرین است و ارباب قدرت را دیوانه میکند. قدرت دیوانه و دیوانهی قدرت از تندر و توفان و سیل و زلزله و از هرچه که فکرش را بکنی ویرانکنندهتر است. نیمنگاهی به تاریخ بیندازیم تا ببینیم که توهم و پندارزدگی چه بلایی بر سر جوامع آورده است.
چه مبارک است نقدی که راه بر رشد و گسترش و سرایت این ویروس میبندد. چه خجسته است قلم و زبانی که دمل چرکین فکر و فرهنگ و منش خودکامهپرور را به نیش خود نشتر میزند و روشنگر و بیدارگر است و جامعه را به تکان و جنبش و جوشش وا میدارد و راه تغییر و اصلاح را میگشاید.
#داریوش_رحمانیان
خرداد هزار و چهارصد
@hichestandr
#ویروس_توهم
بیماری مهلکیست توهم. ویروس بسیار خطرناکیست. هزاران بار خطرناکتر از کرونا. همهی افراد به درجات در معرض این ویروس و در خطر دچار شدن به این بیماری هستند؛ اما مقام و منصب و جایگاه فرد هرچه بالاتر باشد خطر بیشتر است.این ویروس ارباب قدرت و ثروت و شهرت و معرفت را بسیار آسان شکار میکند. تاریخ شاهد صادق این معنی است. بادهایی که به سر بزرگان و نخبگان جوامع میافتد جوامع را بر باد میدهد. این بادها از چه راهی و از کجا می آیند؟ از راهها و جاهای گوناگون و از آن میان از کلک و زبان مداحان و چاپلوسان. آنان که نرمش و چربزبانی در برابر خودکامه - از هر نوع چه خودکامهی سیاسی چه خودکامهی علمی و معرفتی - را ابزار به دست آوردن نان گرم و نرم و خورش چرب میکنند: به قول حضرت فردوسی « پایمردان دیو » و به اصطلاح عوام افراد « بادنجان دور قاب چین ».
چاپلوسی پایمردان دیو است که دیوساز و دیوآفرین است و ارباب قدرت را دیوانه میکند. قدرت دیوانه و دیوانهی قدرت از تندر و توفان و سیل و زلزله و از هرچه که فکرش را بکنی ویرانکنندهتر است. نیمنگاهی به تاریخ بیندازیم تا ببینیم که توهم و پندارزدگی چه بلایی بر سر جوامع آورده است.
چه مبارک است نقدی که راه بر رشد و گسترش و سرایت این ویروس میبندد. چه خجسته است قلم و زبانی که دمل چرکین فکر و فرهنگ و منش خودکامهپرور را به نیش خود نشتر میزند و روشنگر و بیدارگر است و جامعه را به تکان و جنبش و جوشش وا میدارد و راه تغییر و اصلاح را میگشاید.
#داریوش_رحمانیان
خرداد هزار و چهارصد
@hichestandr
👍2
Forwarded from هیچستان
آیینهی ادراک خودکامگان
تاریخ بهروشنی گواهی میدهد که خودکامگان پایان خوشی ندارند و سرانجام کارشان به سقوط و تباهی میکشد. مورخان و اندیشهگران دربارهی علل و عوامل سقوط و فروپاشی حکومتهای خودکامه اندیشیده و گفته و نوشتهاند. خودکامگان آن همه گفتهها و نوشتهها و اندیشهها را نشنیده و نخوانده و نیندیشدهاند. اگر چنین میکردند خودکامه نمیشدند و نمیبودند. اما اینکه چرا نمیشنوند و نمیخوانند و نمیاندیشند و خودکامه و ستمپیشه میشوند خود مسألهای است شایسته و بایستهی درنگ و پرسش و پژوهش. قدرتخودکامه فرصت و مجالی برای شنیدن نمیدهد. قدرتخودکامه چشم و گوش و خرد و هوش دارندهاش را میبندد و از کار میاندازد. خودکامه، گامبهگام، توان دیدن و شنیدن و دریافتن را از دست میدهد. پندارزده میشود. به استدراج گرفتار میآید. کژ میبیند و کژ میخواهد و کژ میرود و سرانجام کژ میشود و برمیافتد.
خودکامگی علت( بیماری) است و علتآور. خودکامه علیل است. علیل است از دیدن و شنیدن و دریافتن واقعیت. بنابراین علت سقوط خودکامگی را در خودش باید جست:در درون. خودکامگی سرانجامی جز سقوط و تباهی ندارد. کوتاهسخن اینکه، خودکامه بناگزیر و در یک روند تدریجی نیروی درک و دریافت خود را از دست میدهد و به دست خود تیشه بر ریشهاش میزند و میخ بر تابوتش میکوبد. خودکامگان از آن برمیافتند که زنگار پندار بر آیینهی ادراکشان* میافتد.
#داریوش_رحمانیان
بیست و پنج آذرماه هزار و چهارصد و سه
* تعبیر وامگرفته از حضرت حافظ است:
یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید
دود آهیش در آیینهی ادراک انداز
تاریخ بهروشنی گواهی میدهد که خودکامگان پایان خوشی ندارند و سرانجام کارشان به سقوط و تباهی میکشد. مورخان و اندیشهگران دربارهی علل و عوامل سقوط و فروپاشی حکومتهای خودکامه اندیشیده و گفته و نوشتهاند. خودکامگان آن همه گفتهها و نوشتهها و اندیشهها را نشنیده و نخوانده و نیندیشدهاند. اگر چنین میکردند خودکامه نمیشدند و نمیبودند. اما اینکه چرا نمیشنوند و نمیخوانند و نمیاندیشند و خودکامه و ستمپیشه میشوند خود مسألهای است شایسته و بایستهی درنگ و پرسش و پژوهش. قدرتخودکامه فرصت و مجالی برای شنیدن نمیدهد. قدرتخودکامه چشم و گوش و خرد و هوش دارندهاش را میبندد و از کار میاندازد. خودکامه، گامبهگام، توان دیدن و شنیدن و دریافتن را از دست میدهد. پندارزده میشود. به استدراج گرفتار میآید. کژ میبیند و کژ میخواهد و کژ میرود و سرانجام کژ میشود و برمیافتد.
خودکامگی علت( بیماری) است و علتآور. خودکامه علیل است. علیل است از دیدن و شنیدن و دریافتن واقعیت. بنابراین علت سقوط خودکامگی را در خودش باید جست:در درون. خودکامگی سرانجامی جز سقوط و تباهی ندارد. کوتاهسخن اینکه، خودکامه بناگزیر و در یک روند تدریجی نیروی درک و دریافت خود را از دست میدهد و به دست خود تیشه بر ریشهاش میزند و میخ بر تابوتش میکوبد. خودکامگان از آن برمیافتند که زنگار پندار بر آیینهی ادراکشان* میافتد.
#داریوش_رحمانیان
بیست و پنج آذرماه هزار و چهارصد و سه
* تعبیر وامگرفته از حضرت حافظ است:
یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید
دود آهیش در آیینهی ادراک انداز
👍1