🔸فردارسانه - برخی روزنامههای ایران به قدری در تحلیل و تفسیر رویدادهای روزهای گذشته، مثلا مذاکره ایران و امریکا، سماجت میکنند که با فراموش کردن ارزش خبری تازگی، شبیه هفتهنامه میشوند زیرا تیتریک روزنامه درباره مهمترین خبر دیروز نیست بلکه مربوط به اتفاق پریروز است که با یک تفسیر جدید در شماره امروز آنها کار میشود.
مهمترین خبر روز گذشته برای کشورمان، قهرمانی تیم ملی فوتسال در مسابقات قهرمانی آسیا بود که ارزش داشت تیتریک شود اما از بین حداقل ۱۵ روزنامه سراسری چاپ تهران فقط سه روزنامه #همشهری، #قدس و #آگاه خبر آن را تیتر یک کردند. برخی روزنامهها در حد تیتر-عکس به آن توجه کردند و برخی دیگر هیچ اشارهای به قهرمانی ایران نکردند.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
مهمترین خبر روز گذشته برای کشورمان، قهرمانی تیم ملی فوتسال در مسابقات قهرمانی آسیا بود که ارزش داشت تیتریک شود اما از بین حداقل ۱۵ روزنامه سراسری چاپ تهران فقط سه روزنامه #همشهری، #قدس و #آگاه خبر آن را تیتر یک کردند. برخی روزنامهها در حد تیتر-عکس به آن توجه کردند و برخی دیگر هیچ اشارهای به قهرمانی ایران نکردند.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
👍2👏2👎1
درس رسانه (فردارسانه)
🔸شهیندخت مولاوردی پیگیر حقوق زنان در اینستاگرام
🔸شهیندخت مولاوردی پیگیر حقوق زنان در اینستاگرام
معصومه رشیدی (فردارسانه) – صفحه اینستاگرام شهیندخت مولاوردی، معاون رئیسجمهور روحانی در امور زنان و خانواده، با نام کاربری shahindokht.mowlaverdi یک صفحه رسانهای-سیاسیِ فعال و پرمحتواست که فعالیت خود را از فوریه ۲۰۱۵ آغاز کرده است. تصویر پروفایل، پرترهای رسمی و شرح حال صفحه تنها شامل نام فارسی صاحب حساب و یک لینک تلگرام است که هیچ توصیف حرفهای، عنوان شغلی یا توضیح هویتی تکمیلی در آن دیده نمیشود. این حداقلگرایی در معرفی با الگوی رایج برندسازی فردی در اینستاگرام فاصله دارد و نشان میدهد که صفحه بیش از آنکه بر «هویت فردی» تکیه کند، برای ارتباط با جامعه مدنی و مخاطبان حوزه سیاست، حقوق زنان و مسائل اجتماعی طراحی شده است.
از نظر آماری، تا لحظه نوشتن این گزارش، صفحه خانم مولاوردی ۲۵۵۱ پست، حدود ۱۱۲ هزار دنبالکننده و ۳۰۶ دنبالشونده دارد. غیرفعال بودن نمایش عمومی تعداد لایک و بازنشر در تمامی پستها، تمرکز صفحه را از منطق رقابت عددی شبکههای اجتماعی و سنجش تعامل الگوریتمی دور کرده و ارزیابی آن را از شاخصهای کمی تعامل به سمت تحلیل نوع محتوا، استمرار موضوعی، فرم ارائه و منطق انتخاب پستها سوق داده است.
بررسی ۱۷ پست آخر نشان میدهد بخش قابل توجهی از پستها فارغ از نظر شخصی و بدون اتکا به گزارههای کلی یا احساسی، به حقوق زنان، حقوق بشر، سیاستهای داخلی، عدالت اجتماعی، نابرابری و نقد ساختارها اختصاص دارند. این محتواها قالب ثابت ندارند و بسته به موضوع در شکلهای متنوعی همچون بازنشر اخبار و گزارشهای رسانهای، یادداشتهای تحلیلی کوتاه، بیانیهها، اسکرین شات از توئیتها یا بخشهایی از گفتوگوها ارائه شدهاند.
در کنار این موارد، برخی پستها نیز ماهیتی مناسبتی دارند؛ مانند تبریک مناسبتهای مذهبی و فرهنگی، یادبود درگذشت چهرههای اجتماعی و سیاسی یا بیانیههای مرتبط با روزهای جهانی. لحن این پستها بیشتر رسمی بوده و حتی در این موارد نیز کمتر نشانی از روایت شخصی یا بیان عاطفی فردی دیده میشود.
از منظر نظم انتشار، پستها عمدتا در بازههای زمانی خاص و متناسب با رخدادهای خبری، سیاسی یا مناسبتهای تقویمی منتشر شدهاند. این الگو نشان میدهد که صفحه خانم مولاوردی بهدنبال حفظ حضور مستمر و رقابت در چرخه توجه نیست و بیشتر نقش واکنشی-تحلیلی نسبت به رویدادها را ایفا میکند.
در مجموع، صفحه شهیندخت مولاوردی، نمونه استفاده آگاهانه و هدفمند از اینستاگرام است که از الگوهای رایج سلبریتیمحور یا تعاملمحور شبکههای اجتماعی فاصله گرفته است. در الگوی محتوایی صفحه، نشانهای از تلاش برای اقناع احساسی مخاطب یا تولید محتوای سرگرم کننده دیده نمیشود؛ بلکه بیشتر بهعنوان بستری برای ثبت، بازتاب و پیگیری موضوعات مشخص در حوزه حقوق زنان و سیاست اجتماعی عمل میکند. این ویژگیها سبب شد تا این صفحه به یک میکرو رسانه مدنی تبدیل شود که مخاطبان آن نه با هدف سرگرمی بلکه با هدف دریافت اطلاعات، مواضع و پیگیری مباحث مشخص، وارد آن شوند.
لینک گزارش در پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه
#شهیندخت_مولاوردی #اینستاگرام
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – صفحه اینستاگرام شهیندخت مولاوردی، معاون رئیسجمهور روحانی در امور زنان و خانواده، با نام کاربری shahindokht.mowlaverdi یک صفحه رسانهای-سیاسیِ فعال و پرمحتواست که فعالیت خود را از فوریه ۲۰۱۵ آغاز کرده است. تصویر پروفایل، پرترهای رسمی و شرح حال صفحه تنها شامل نام فارسی صاحب حساب و یک لینک تلگرام است که هیچ توصیف حرفهای، عنوان شغلی یا توضیح هویتی تکمیلی در آن دیده نمیشود. این حداقلگرایی در معرفی با الگوی رایج برندسازی فردی در اینستاگرام فاصله دارد و نشان میدهد که صفحه بیش از آنکه بر «هویت فردی» تکیه کند، برای ارتباط با جامعه مدنی و مخاطبان حوزه سیاست، حقوق زنان و مسائل اجتماعی طراحی شده است.
از نظر آماری، تا لحظه نوشتن این گزارش، صفحه خانم مولاوردی ۲۵۵۱ پست، حدود ۱۱۲ هزار دنبالکننده و ۳۰۶ دنبالشونده دارد. غیرفعال بودن نمایش عمومی تعداد لایک و بازنشر در تمامی پستها، تمرکز صفحه را از منطق رقابت عددی شبکههای اجتماعی و سنجش تعامل الگوریتمی دور کرده و ارزیابی آن را از شاخصهای کمی تعامل به سمت تحلیل نوع محتوا، استمرار موضوعی، فرم ارائه و منطق انتخاب پستها سوق داده است.
بررسی ۱۷ پست آخر نشان میدهد بخش قابل توجهی از پستها فارغ از نظر شخصی و بدون اتکا به گزارههای کلی یا احساسی، به حقوق زنان، حقوق بشر، سیاستهای داخلی، عدالت اجتماعی، نابرابری و نقد ساختارها اختصاص دارند. این محتواها قالب ثابت ندارند و بسته به موضوع در شکلهای متنوعی همچون بازنشر اخبار و گزارشهای رسانهای، یادداشتهای تحلیلی کوتاه، بیانیهها، اسکرین شات از توئیتها یا بخشهایی از گفتوگوها ارائه شدهاند.
در کنار این موارد، برخی پستها نیز ماهیتی مناسبتی دارند؛ مانند تبریک مناسبتهای مذهبی و فرهنگی، یادبود درگذشت چهرههای اجتماعی و سیاسی یا بیانیههای مرتبط با روزهای جهانی. لحن این پستها بیشتر رسمی بوده و حتی در این موارد نیز کمتر نشانی از روایت شخصی یا بیان عاطفی فردی دیده میشود.
از منظر نظم انتشار، پستها عمدتا در بازههای زمانی خاص و متناسب با رخدادهای خبری، سیاسی یا مناسبتهای تقویمی منتشر شدهاند. این الگو نشان میدهد که صفحه خانم مولاوردی بهدنبال حفظ حضور مستمر و رقابت در چرخه توجه نیست و بیشتر نقش واکنشی-تحلیلی نسبت به رویدادها را ایفا میکند.
در مجموع، صفحه شهیندخت مولاوردی، نمونه استفاده آگاهانه و هدفمند از اینستاگرام است که از الگوهای رایج سلبریتیمحور یا تعاملمحور شبکههای اجتماعی فاصله گرفته است. در الگوی محتوایی صفحه، نشانهای از تلاش برای اقناع احساسی مخاطب یا تولید محتوای سرگرم کننده دیده نمیشود؛ بلکه بیشتر بهعنوان بستری برای ثبت، بازتاب و پیگیری موضوعات مشخص در حوزه حقوق زنان و سیاست اجتماعی عمل میکند. این ویژگیها سبب شد تا این صفحه به یک میکرو رسانه مدنی تبدیل شود که مخاطبان آن نه با هدف سرگرمی بلکه با هدف دریافت اطلاعات، مواضع و پیگیری مباحث مشخص، وارد آن شوند.
لینک گزارش در پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه
#شهیندخت_مولاوردی #اینستاگرام
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
Telegram
درس رسانه (فردارسانه)
✔ کانال درس رسانه زیرمجموعه پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه (دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) است.
www.fardaresaneh.ir
پست اول https://news.1rj.ru/str/medialesson/5
ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1
@medialesson2020 گروه درس رسانه
www.fardaresaneh.ir
پست اول https://news.1rj.ru/str/medialesson/5
ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1
@medialesson2020 گروه درس رسانه
👏2👍1
🔸 فرصتشناسیِ سازندگی
فردارسانه - روزنامه #سازندگی با گذاشتن نشان شیروخورشید در صفحه یک خود ثابت کرد که اعتبار یک روزنامه فقط به انتشار خبرهای پشتپرده یا نوشتن مقالههای تند نیست. همه اینها از ویژگیهای یک روزنامه برتر به حساب میآیند اما روزنامهای برترین است که بتواند کاری را که دیگران از انجامش عاجزند، انجام دهد و این ممکن نیست مگر با قدر دانستن شانسی که قرار نیست هر روز درهای یک روزنامه را بزند.
صحبتهای علی اکبر صالحی وزیر پیشین خارجه و رئیس امروز بنیاد ایرانشناسی درباره نشان شیر و خورشید یک شانس برای همه روزنامههای چاپ امروز بود اما فقط سازندگی قدر این شانس را دانست و با یک فکر بکر، علاوه بر اینکه از صحبتهای آقای صالحی تیتر یک ساخت، طرحی از نشان شیر و خورشید را نیز کار کرد. در ۴۷ سالی که از استقرار نظام جمهوری اسلامی میگذرد کدام رسانه داخلی جرات داشته است حتی برای نقد منفی هم که شده، این نشان را منتشر کند؟ اما روزنامه سازندگی این جرات را داشت که با نوشتن تحلیلی بر سخنان علی اکبر صالحی، هم جواب دشمنان جمهوری اسلامی را دهد و هم از نظرات یک مسئول، صفحه یک جذابی درآورد.
💻 www.fardaresaneh.ir
فردارسانه - روزنامه #سازندگی با گذاشتن نشان شیروخورشید در صفحه یک خود ثابت کرد که اعتبار یک روزنامه فقط به انتشار خبرهای پشتپرده یا نوشتن مقالههای تند نیست. همه اینها از ویژگیهای یک روزنامه برتر به حساب میآیند اما روزنامهای برترین است که بتواند کاری را که دیگران از انجامش عاجزند، انجام دهد و این ممکن نیست مگر با قدر دانستن شانسی که قرار نیست هر روز درهای یک روزنامه را بزند.
صحبتهای علی اکبر صالحی وزیر پیشین خارجه و رئیس امروز بنیاد ایرانشناسی درباره نشان شیر و خورشید یک شانس برای همه روزنامههای چاپ امروز بود اما فقط سازندگی قدر این شانس را دانست و با یک فکر بکر، علاوه بر اینکه از صحبتهای آقای صالحی تیتر یک ساخت، طرحی از نشان شیر و خورشید را نیز کار کرد. در ۴۷ سالی که از استقرار نظام جمهوری اسلامی میگذرد کدام رسانه داخلی جرات داشته است حتی برای نقد منفی هم که شده، این نشان را منتشر کند؟ اما روزنامه سازندگی این جرات را داشت که با نوشتن تحلیلی بر سخنان علی اکبر صالحی، هم جواب دشمنان جمهوری اسلامی را دهد و هم از نظرات یک مسئول، صفحه یک جذابی درآورد.
💻 www.fardaresaneh.ir
👍3👏2
🔸رسم چاپ نشدن روزنامهها
فردارسانه - چاپ نشدن روزنامهها در بین التعطیلات نباید به یک رسم تبدیل شود.
مردم به تدریج جذب روزنامهای میشوند که برایشان ارزش قائل است و به هر بهانهای از چاپ و انتشار خودداری نمیکند.
دیروز، پنجشنبه ۲۳ بهمن، بین تعطیلات ۲۲ بهمن (چهارشنبه) و ۲۴ بهمن (جمعه) قرار داشت و ظاهرا به همین دلیل روزنامههای #دنیای_اقتصاد #سازندگی #شرق #جمهوری_اسلامی #مردمسالاری #فرهیختگان #ابتکار #ابرار #اسرار #همدلی #آرمان_ملی #آرمان_امروز #پیام_ما و #آگاه چاپ نشدند اما در مقابل روزنامههای #اعتماد #ایران #هفت_صبح #همشهری #جام_جم #جوان #خراسان #قدس #کاروکارگر #وطن_امروز و #کیهان با درک اخبار این روزهای کشور و احترام به مخاطب چاپ شدند.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه - چاپ نشدن روزنامهها در بین التعطیلات نباید به یک رسم تبدیل شود.
مردم به تدریج جذب روزنامهای میشوند که برایشان ارزش قائل است و به هر بهانهای از چاپ و انتشار خودداری نمیکند.
دیروز، پنجشنبه ۲۳ بهمن، بین تعطیلات ۲۲ بهمن (چهارشنبه) و ۲۴ بهمن (جمعه) قرار داشت و ظاهرا به همین دلیل روزنامههای #دنیای_اقتصاد #سازندگی #شرق #جمهوری_اسلامی #مردمسالاری #فرهیختگان #ابتکار #ابرار #اسرار #همدلی #آرمان_ملی #آرمان_امروز #پیام_ما و #آگاه چاپ نشدند اما در مقابل روزنامههای #اعتماد #ایران #هفت_صبح #همشهری #جام_جم #جوان #خراسان #قدس #کاروکارگر #وطن_امروز و #کیهان با درک اخبار این روزهای کشور و احترام به مخاطب چاپ شدند.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
Telegram
درس رسانه (فردارسانه)
✔ کانال درس رسانه زیرمجموعه پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه (دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) است.
www.fardaresaneh.ir
پست اول https://news.1rj.ru/str/medialesson/5
ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1
@medialesson2020 گروه درس رسانه
www.fardaresaneh.ir
پست اول https://news.1rj.ru/str/medialesson/5
ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1
@medialesson2020 گروه درس رسانه
❤2👍1👏1
🔸اعتماد عربها به رسانه متاثر از تاریخ سیاسی و تجربهزیسته است
فردارسانه – محمد الحواری، مدیر اجرایی و سردبیر وبسایت خبری «الفنار مدیا» (al-fanarmedia.org) در لندن معتقد است که در جهان عرب اعتماد به رسانهها نهتنها تحت تاثیر عملکرد خود رسانه، بلکه بهشدت متاثر از نظامهای آموزشی، تاریخ سیاسی و تجربهزیسته است.
مقاله آقای الحواری با عنوان «دادههای اخبار جهانی در مورد مخاطبان عرب چه میگوید و چه چیزهایی را از قلم میاندازد» با استناد به گزارش موسسه رویترز با عنوان «چشماندازها و پیشبینیهای روزنامهنگاری و فناوری ۲۰۲۶» نوشته شده است.
در بخشهایی از مقاله آقای الحواری آمده است:
برای بسیاری از جوانان عرب، پرهیز از اخبار نه نشانه کنارهگیری از زندگی اجتماعی، بلکه سازوکاری برای حفظ آرامش روانی است. قرارگرفتنِ مداوم در معرض جنگ، بنبست سیاسی، بیثباتی اقتصادی و بحرانهای لاینحل، به خستگی عاطفی میانجامد. در این شرایط، دنبالکردن اخبار هزینهای روانی پیدا میکند.
دادههای موسسه رویترز به کمّیسازی این پدیده کمک میکند، اما نمیتواند ابعاد عاطفی و اجتماعی آن را بهطور کامل نشان دهد. اینجاست که روزنامهنگاری باید از آمار و ارقام فراتر برود و پرسشهای بنیادیتری درباره لحن، چارچوببندی و هدف مطرح کند.
در الفنار مدیا، ما این را هر روز تجربه میکنیم. مخاطبان جوان از واقعیت جدا نیفتادهاند، بلکه از آن اشباع شدهاند. این مخاطبان بیشتر به روزنامهنگاریای واکنش نشان میدهند که رویدادها را توضیح میدهد، در بسترشان قرار میدهد و به آنها توانایی میبخشد، نه آن روزنامهنگاری که صرفاً بحرانها را بازتاب میدهد.
گزارش بهوضوح نشان میدهد که پلتفرمهایی مانند یوتیوب، تیکتاک، واتساپ و اینستاگرام امروز به کانونهای اصلی مصرف خبر تبدیل شدهاند، در حالی که مراجعه به شبکههای اجتماعی سنتی و موتورهای جستجو همچنان رو به کاهش است. این پدیده اغلب بهعنوان کاهش وفاداری به برندهای خبری تفسیر میشود. اما در عمل، رویکردی عملگرایانهتر در کار است.
در بسیاری از نقاط جهان عرب، مخاطبان پلتفرمها را نه بهخاطر سرگرمکننده بودن، بلکه به دلیل دردسترس بودن، سازگاری با تلفن همراه و نفوذ اجتماعیشان انتخاب میکنند. پیامرسانها نقش خبرگزاری را بازی میکنند، پلتفرمهای ویدئویی به شرحدهنده تبدیل میشوند و الگوریتمها، سردبیرانی نانوشته میشوند.
این یک ناهنجاری فرهنگی نیست، بلکه سازگاری عُقلایی با واقعیتهای زیرساختی، زبانی و اعتماد است.
خطر واقعی در اشتباه گرفتن «استفاده از پلتفرم» با «وابستگی به پلتفرم» است. وظیفه روزنامهنگاری، دنبالکردن هر تغییر الگوریتمی نیست، بلکه تضمین این است که ارزشهای تحریریه، همراه با محتوا، به هر جا که میرود، منتقل شود.
لینک کل مطلب در فردارسانه
#عرب #رسانه_عرب #جهان_عرب
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه – محمد الحواری، مدیر اجرایی و سردبیر وبسایت خبری «الفنار مدیا» (al-fanarmedia.org) در لندن معتقد است که در جهان عرب اعتماد به رسانهها نهتنها تحت تاثیر عملکرد خود رسانه، بلکه بهشدت متاثر از نظامهای آموزشی، تاریخ سیاسی و تجربهزیسته است.
مقاله آقای الحواری با عنوان «دادههای اخبار جهانی در مورد مخاطبان عرب چه میگوید و چه چیزهایی را از قلم میاندازد» با استناد به گزارش موسسه رویترز با عنوان «چشماندازها و پیشبینیهای روزنامهنگاری و فناوری ۲۰۲۶» نوشته شده است.
در بخشهایی از مقاله آقای الحواری آمده است:
برای بسیاری از جوانان عرب، پرهیز از اخبار نه نشانه کنارهگیری از زندگی اجتماعی، بلکه سازوکاری برای حفظ آرامش روانی است. قرارگرفتنِ مداوم در معرض جنگ، بنبست سیاسی، بیثباتی اقتصادی و بحرانهای لاینحل، به خستگی عاطفی میانجامد. در این شرایط، دنبالکردن اخبار هزینهای روانی پیدا میکند.
دادههای موسسه رویترز به کمّیسازی این پدیده کمک میکند، اما نمیتواند ابعاد عاطفی و اجتماعی آن را بهطور کامل نشان دهد. اینجاست که روزنامهنگاری باید از آمار و ارقام فراتر برود و پرسشهای بنیادیتری درباره لحن، چارچوببندی و هدف مطرح کند.
در الفنار مدیا، ما این را هر روز تجربه میکنیم. مخاطبان جوان از واقعیت جدا نیفتادهاند، بلکه از آن اشباع شدهاند. این مخاطبان بیشتر به روزنامهنگاریای واکنش نشان میدهند که رویدادها را توضیح میدهد، در بسترشان قرار میدهد و به آنها توانایی میبخشد، نه آن روزنامهنگاری که صرفاً بحرانها را بازتاب میدهد.
گزارش بهوضوح نشان میدهد که پلتفرمهایی مانند یوتیوب، تیکتاک، واتساپ و اینستاگرام امروز به کانونهای اصلی مصرف خبر تبدیل شدهاند، در حالی که مراجعه به شبکههای اجتماعی سنتی و موتورهای جستجو همچنان رو به کاهش است. این پدیده اغلب بهعنوان کاهش وفاداری به برندهای خبری تفسیر میشود. اما در عمل، رویکردی عملگرایانهتر در کار است.
در بسیاری از نقاط جهان عرب، مخاطبان پلتفرمها را نه بهخاطر سرگرمکننده بودن، بلکه به دلیل دردسترس بودن، سازگاری با تلفن همراه و نفوذ اجتماعیشان انتخاب میکنند. پیامرسانها نقش خبرگزاری را بازی میکنند، پلتفرمهای ویدئویی به شرحدهنده تبدیل میشوند و الگوریتمها، سردبیرانی نانوشته میشوند.
این یک ناهنجاری فرهنگی نیست، بلکه سازگاری عُقلایی با واقعیتهای زیرساختی، زبانی و اعتماد است.
خطر واقعی در اشتباه گرفتن «استفاده از پلتفرم» با «وابستگی به پلتفرم» است. وظیفه روزنامهنگاری، دنبالکردن هر تغییر الگوریتمی نیست، بلکه تضمین این است که ارزشهای تحریریه، همراه با محتوا، به هر جا که میرود، منتقل شود.
لینک کل مطلب در فردارسانه
#عرب #رسانه_عرب #جهان_عرب
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه
اعتماد عربها به رسانه متاثر از تاریخ سیاسی و تجربهزیسته است - فردارسانه
فردارسانه – محمد الحواری، مدیر اجرایی و سردبیر وبسایت خبری «الفنار مدیا» (al-fanarmedia.org) معتقد است…
👍1
درس رسانه (فردارسانه)
🔸محمد اصفهانی در اینستاگرام نقش بازی نمیکند
محمد اصفهانی در اینستاگرام نقش بازی نمیکند
معصومه رشیدی (فردارسانه) – صفحه اینستاگرام محمد اصفهانی، آوازخوان ایرانی، با نام کاربری mohammadesfahani.original تصویری متفاوت از حضور هنرمندی است که نه بر اساس هیجانات شبکههای اجتماعی، بلکه بر مبنای استمرار برند هنری شناختهشدهاش، فعالیت خود را از جولای ۲۰۱۵ آغاز کرد و در سال ۲۰۱۹ با دریافت تیک آبی، رسمیت یافت.
پرتره رسمی و همراستا با هویت حرفهای در تصویر پروفایل و شرح حالی (Bio) که صرفا به راه ارتباطی با مدیر برنامه و ارجاع به کانال تلگرام بسنده کرده، نشان میدهد این صفحه، کارکردی کاملاً حرفهای دارد و برای نمایش زندگی شخصی یا تعامل روزانه طرحی نشده است. این رویکرد با نسبتهای عددی صفحه نیز همخوان است: ۱۷۶ پست، ۴۶۳ هزار دنبالکننده و تنها ۳۶ دنبالشونده (تا زمان نگارش این گزارش) ساختار ارتباطی صفحه را بهعنوان تریبونی یکسویه، اطلاعرسان و رسمی ترسیم میکند.
بررسی ۱۰ پست اخیر که بازه یکساله را پوشش میدهند از یک استراتژی غیرالگوریتمی، گزینشی و کاملا پروژهمحور حکایت میکند. فاصله زمانی پستها، بیانگر آن است که صفحه با انتشار هر اثر تازه، جان میگیرد و در غیاب قطعهای جدید، سکوت میکند. سکوتی که نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از منطق برند هنرمندی است که کمگویی را بر حضور دائمی ترجیح میدهد.
اکثریت پستها حول محور آلبوم «سراب شانهی تو» و الگوی انتشار مرحلهای آن (از اعلام در دست تهیه بودن تا انتشار قطعات اول، دوم، سوم و…) میچرخد و مخاطب را هوشمندانه از اینستاگرام به پلتفرمهایی چون تلگرام، یوتیوب و آپارات برای شنیدن کامل آثار هدایت میکند. پستهای دیگر بهویژه آثار مناسبتی، رویکرد ارزشی و ملیگرای صفحه را برجسته میکنند و در پستهای حرفهای مانند درگذشت استادانی چون فریدون شهبازیان و احمد پژمان نیز لحن نوشتار شخصیتر و همراه با احترام عمیق اما همچنان به دور از هیجانزدگی و اغراق شبکهای است. مقایسه میزان واکنش مخاطبان به پستها، نشان میدهد بیشترین لایک و کامنتها به معرفی قطعات تازه تعلق دارند، نه به پستهای خبری یا اطلاعرسانیها و این یعنی مخاطبان بیش از هر چیز شیفتۀ «اثر موسیقایی» و وفادار به هنری هستند که جایی برای حواشی ندارد.
زبان نوشتار پستها رسمی، مودب و فاخر است؛ تقریبا همه پستها با «سلام دوستان» آغاز و با امضای «محمد اصفهانی» پایان مییابند. در این لحن نه از شوخی خبری است، نه از صمیمیت تصنعی یا ایموجیهای رایج شبکههای اجتماعی. حتی در لحظات عذرخواهی یا سوگ نیز شان گفتار حفظ میشود. بهاینترتیب، او در فضای مجازی شخصیت تازهای نمیسازد، بلکه همان چهره شناختهشده هنری خود را ادامه میدهد.
در مجموع، صفحه محمد اصفهانی نمونهای از حضور یک هنرمند کلاسیک در زیستبوم دیجیتال است که بجای تلاش برای روایت زندگی شخصی و جلب توجه، اینستاگرام را به خدمت شخصیت هنری خود درآورده است. اندیشهای که در بازار پرهیاهوی بازنماییهای مصنوعی، اتفاقی کمیاب و قابلتامل است. این مدل شاید برای رشد سریع و وایرالشدن مناسب نباشد، اما برای تثبیت یک برند هنریِ ریشهدار، کارکردی دقیق و منطبق با سرمایه نمادین صاحب آن دارد.
#محمد_اصفهانی #اینستاگرام
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – صفحه اینستاگرام محمد اصفهانی، آوازخوان ایرانی، با نام کاربری mohammadesfahani.original تصویری متفاوت از حضور هنرمندی است که نه بر اساس هیجانات شبکههای اجتماعی، بلکه بر مبنای استمرار برند هنری شناختهشدهاش، فعالیت خود را از جولای ۲۰۱۵ آغاز کرد و در سال ۲۰۱۹ با دریافت تیک آبی، رسمیت یافت.
پرتره رسمی و همراستا با هویت حرفهای در تصویر پروفایل و شرح حالی (Bio) که صرفا به راه ارتباطی با مدیر برنامه و ارجاع به کانال تلگرام بسنده کرده، نشان میدهد این صفحه، کارکردی کاملاً حرفهای دارد و برای نمایش زندگی شخصی یا تعامل روزانه طرحی نشده است. این رویکرد با نسبتهای عددی صفحه نیز همخوان است: ۱۷۶ پست، ۴۶۳ هزار دنبالکننده و تنها ۳۶ دنبالشونده (تا زمان نگارش این گزارش) ساختار ارتباطی صفحه را بهعنوان تریبونی یکسویه، اطلاعرسان و رسمی ترسیم میکند.
بررسی ۱۰ پست اخیر که بازه یکساله را پوشش میدهند از یک استراتژی غیرالگوریتمی، گزینشی و کاملا پروژهمحور حکایت میکند. فاصله زمانی پستها، بیانگر آن است که صفحه با انتشار هر اثر تازه، جان میگیرد و در غیاب قطعهای جدید، سکوت میکند. سکوتی که نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از منطق برند هنرمندی است که کمگویی را بر حضور دائمی ترجیح میدهد.
اکثریت پستها حول محور آلبوم «سراب شانهی تو» و الگوی انتشار مرحلهای آن (از اعلام در دست تهیه بودن تا انتشار قطعات اول، دوم، سوم و…) میچرخد و مخاطب را هوشمندانه از اینستاگرام به پلتفرمهایی چون تلگرام، یوتیوب و آپارات برای شنیدن کامل آثار هدایت میکند. پستهای دیگر بهویژه آثار مناسبتی، رویکرد ارزشی و ملیگرای صفحه را برجسته میکنند و در پستهای حرفهای مانند درگذشت استادانی چون فریدون شهبازیان و احمد پژمان نیز لحن نوشتار شخصیتر و همراه با احترام عمیق اما همچنان به دور از هیجانزدگی و اغراق شبکهای است. مقایسه میزان واکنش مخاطبان به پستها، نشان میدهد بیشترین لایک و کامنتها به معرفی قطعات تازه تعلق دارند، نه به پستهای خبری یا اطلاعرسانیها و این یعنی مخاطبان بیش از هر چیز شیفتۀ «اثر موسیقایی» و وفادار به هنری هستند که جایی برای حواشی ندارد.
زبان نوشتار پستها رسمی، مودب و فاخر است؛ تقریبا همه پستها با «سلام دوستان» آغاز و با امضای «محمد اصفهانی» پایان مییابند. در این لحن نه از شوخی خبری است، نه از صمیمیت تصنعی یا ایموجیهای رایج شبکههای اجتماعی. حتی در لحظات عذرخواهی یا سوگ نیز شان گفتار حفظ میشود. بهاینترتیب، او در فضای مجازی شخصیت تازهای نمیسازد، بلکه همان چهره شناختهشده هنری خود را ادامه میدهد.
در مجموع، صفحه محمد اصفهانی نمونهای از حضور یک هنرمند کلاسیک در زیستبوم دیجیتال است که بجای تلاش برای روایت زندگی شخصی و جلب توجه، اینستاگرام را به خدمت شخصیت هنری خود درآورده است. اندیشهای که در بازار پرهیاهوی بازنماییهای مصنوعی، اتفاقی کمیاب و قابلتامل است. این مدل شاید برای رشد سریع و وایرالشدن مناسب نباشد، اما برای تثبیت یک برند هنریِ ریشهدار، کارکردی دقیق و منطبق با سرمایه نمادین صاحب آن دارد.
#محمد_اصفهانی #اینستاگرام
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
👍1👏1
🔸هماهنگی تیتر با عکس
نشست فنی عراقچی با گروسی
روزنامه #مردمسالاری چاپ سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
نشست فنی عراقچی با گروسی
روزنامه #مردمسالاری چاپ سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
👍1
🔸میهمانی خدای بزرگ بر اهل رسانه مبارک
فردارسانه – پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه حلول و آغاز ماه مبارک رمضان را به تمامی مردم مسلمان ایران و نیز خبرنگاران و نیروهای رسانه که با روزهداری مشغول انجام رسالت سنگین تولید و نشر خبر و اطلاعرسانی رویدادها هستند، تبریک میگوید و از خدای مهربان قبولی طاعات و عبادات همگان را در میهمانی پربرکت الهی خواستار است.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه – پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه حلول و آغاز ماه مبارک رمضان را به تمامی مردم مسلمان ایران و نیز خبرنگاران و نیروهای رسانه که با روزهداری مشغول انجام رسالت سنگین تولید و نشر خبر و اطلاعرسانی رویدادها هستند، تبریک میگوید و از خدای مهربان قبولی طاعات و عبادات همگان را در میهمانی پربرکت الهی خواستار است.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
👍1
🔸فقط جام جم ارزشهای خبری ماه رمضان را میدانست
فردارسانه- امروز پنجشنبه ۳۰ بهمن، بیشتر روزنامههای سراسری ایران با یک عبارت یا یک جمله، آغاز ماه رمضان را در زیر نشان خود به مخاطبانشان تبریک گفتند. برخی روزنامههای انگشتشمار نظیر #اطلاعات که وارد صدمین سال انتشار خود شده است فراموش کردند حلول ماه رمضان را تبریک بگویند.
اما کار بهتر را روزنامه #جام_جم کرد که از ماه رمضان تیتریک و عکس یک (طرح) ساخت و نشان داد که یک روزنامه عمومی که ملزم به پوشش تمامی رویدادهای جاری است، میتواند از یک رویداد مهم مذهبی نیز که دارای ارزشهای خبریِ تازگی، دربرگیری و مجاورت معنوی است برای تیتریک و حتی عکس یک بهرهبرداری کند.
عکس: شماره امروز روزنامه جام جم
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه- امروز پنجشنبه ۳۰ بهمن، بیشتر روزنامههای سراسری ایران با یک عبارت یا یک جمله، آغاز ماه رمضان را در زیر نشان خود به مخاطبانشان تبریک گفتند. برخی روزنامههای انگشتشمار نظیر #اطلاعات که وارد صدمین سال انتشار خود شده است فراموش کردند حلول ماه رمضان را تبریک بگویند.
اما کار بهتر را روزنامه #جام_جم کرد که از ماه رمضان تیتریک و عکس یک (طرح) ساخت و نشان داد که یک روزنامه عمومی که ملزم به پوشش تمامی رویدادهای جاری است، میتواند از یک رویداد مهم مذهبی نیز که دارای ارزشهای خبریِ تازگی، دربرگیری و مجاورت معنوی است برای تیتریک و حتی عکس یک بهرهبرداری کند.
عکس: شماره امروز روزنامه جام جم
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
👍2👏1
درس رسانه (فردارسانه)
🔸وقتی ایرانیها به «بله» بله گفتند
عمادالدین قاسمیپناه (فردارسانه) – این روزها نام اپلیکیشن «بله» بیشتر از همیشه به خاطر کالابرگ شنیده و دیده میشود. با این حال، «بله» این روزها ۱۰ سالگی تولد خود را تجربه میکند. طی این مدت صعود و افول «بله» مانند بقیه پیامرسانهای ایرانی با انتشار یک خبر مثبت یا منفی مشهود بوده است.
مهمترین مسئله کاربران درباره پیامرسانهای داخلی مربوط به امنیت آنها و سپس پایداری آنهاست. حفظ حریم خصوصی از اصول اولیه کاربران برای اعتماد به یک پیامرسان است.
گاهی اجبارها یا به عبارت دقیقتر فشارهای آزاردهنده برای پیوستن کاربران به پیامرسانهای داخلی از جمله «بله» نتیجه معکوس میداد. حتی این تصور وجود داشت که کاهش پهنای باند اینترنت بینالملل و پیامرسانهای خارجی با هدف کوچ اجباری کاربران به پیامرسانهای داخلی پیگیری میشود. این موضوع البته بیراه هم نبود و بعضی از مسئولان به ویژه در زمان بررسی طرح موسوم به «صیانت» به صراحت بر آن تاکید میکردند.
با این حال، طی سالهای گذشته، پیامرسانهای داخلی تلاش کردند خود را از این اتهام دور کنند. آنها به این منظور چارهای نداشتند که دو ویژگی کاربرپذیری و کاربردپذیری خود را به گونهای توسعه دهند که کاربران ایرانی جذب آنها شوند. آنها در بخش کاربرپذیری که شامل تجربه کاربری آسان، بیدردسر، لذتبخش و جذاب است، شاید به اندازه اپلیکیشنهای خارجی موفق نبودند، اما تمرکز بر ارائه خدماتی که پیامرسانهای خارجی امکان آن را نداشتند، میتوانست نقطه قوت داخلیها باشد.
در این میان «بله» با پشتوانه بانک ملی ظهور کرد و به تدریج راه خود را به عنوان یک اپلیکیشن خدماتی، سرگرمی، فرهنگی و مذهبی در دستگاههای دیجیتال ایرانیها باز کرد. دیانای «بله» با موضوعات مالی پیوند خورده بود، اما کانالها و بازوهای کاربردی و آموزشی آن، نشان از یک استراتژی توسعهگرا برای تبدیل شدن این اپلیکیشن به یک سوپراپلیکیشن داشت.
این استراتژی باعث شده است که بخش قابل توجهی از کاربران جذب «بله» شوند. اکنون کاربران میتوانند به امکاناتی از جمله مشاهده نسخههای پزشکی، رهگیری مرسولات پستی، خدمات قضایی (عدلایران)، اطلاع از وضعیت کالابرگ، خدمات انتظامی، سرمایهگذاری آنلاین، اطلاع از سود سهام عدالت، پیگیری ارز مسافرتی و ارز حج عمره، خدمات خودرو (استعلام نمره منفی گواهینامه، استعلام و پرداخت خلافی)، خدمات حقوقی (دستیار هوشمند حقوقی، وکیل آنلاین) و موارد دیگری دسترسی داشته باشند.
این موارد در کنار امکانات ارتباطی مانند تماس صوتی و تصویری رایگان، تماسهای گروهی برای جلسات کاری، ایجاد گروه و کانال و چت شخصی باعث شده است که «بله» یک رشد ارگانیک را تجربه کند؛ رشدی آرام، پیوسته و بدون دوپینگ شبکهای.
با این اوصاف، پیامرسانهای داخلی برای توسعه نیاز به سرمایهگذاری دارند. این سرمایهگذاری هم مادی است و هم معنوی. درواقع، داخلیها باید متوجه باشند که جذب کاربران ایرانی صرفا مستلزم توسعه امکانات فنی نیست و اعتماد جایگاه ویژهای دارد. آنها به خوبی میدانند که در زمان قطعیهای طولانی مدت اینترنت بینالملل، با اقبال بیشتر کاربران روبهرو میشوند. معنی این اتفاق کاملا روشن است. بنابراین به جای اینکه در زمین پیامرسانهای خارجی بازی کنند بهتر است بر مواردی تمرکز کنند که خلا آنها در خارجیها مشهود است، همان استراتژی خدماتی «بله».
لینک مطلب در فردارسانه
#بله #پیام_رسان
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
مهمترین مسئله کاربران درباره پیامرسانهای داخلی مربوط به امنیت آنها و سپس پایداری آنهاست. حفظ حریم خصوصی از اصول اولیه کاربران برای اعتماد به یک پیامرسان است.
گاهی اجبارها یا به عبارت دقیقتر فشارهای آزاردهنده برای پیوستن کاربران به پیامرسانهای داخلی از جمله «بله» نتیجه معکوس میداد. حتی این تصور وجود داشت که کاهش پهنای باند اینترنت بینالملل و پیامرسانهای خارجی با هدف کوچ اجباری کاربران به پیامرسانهای داخلی پیگیری میشود. این موضوع البته بیراه هم نبود و بعضی از مسئولان به ویژه در زمان بررسی طرح موسوم به «صیانت» به صراحت بر آن تاکید میکردند.
با این حال، طی سالهای گذشته، پیامرسانهای داخلی تلاش کردند خود را از این اتهام دور کنند. آنها به این منظور چارهای نداشتند که دو ویژگی کاربرپذیری و کاربردپذیری خود را به گونهای توسعه دهند که کاربران ایرانی جذب آنها شوند. آنها در بخش کاربرپذیری که شامل تجربه کاربری آسان، بیدردسر، لذتبخش و جذاب است، شاید به اندازه اپلیکیشنهای خارجی موفق نبودند، اما تمرکز بر ارائه خدماتی که پیامرسانهای خارجی امکان آن را نداشتند، میتوانست نقطه قوت داخلیها باشد.
در این میان «بله» با پشتوانه بانک ملی ظهور کرد و به تدریج راه خود را به عنوان یک اپلیکیشن خدماتی، سرگرمی، فرهنگی و مذهبی در دستگاههای دیجیتال ایرانیها باز کرد. دیانای «بله» با موضوعات مالی پیوند خورده بود، اما کانالها و بازوهای کاربردی و آموزشی آن، نشان از یک استراتژی توسعهگرا برای تبدیل شدن این اپلیکیشن به یک سوپراپلیکیشن داشت.
این استراتژی باعث شده است که بخش قابل توجهی از کاربران جذب «بله» شوند. اکنون کاربران میتوانند به امکاناتی از جمله مشاهده نسخههای پزشکی، رهگیری مرسولات پستی، خدمات قضایی (عدلایران)، اطلاع از وضعیت کالابرگ، خدمات انتظامی، سرمایهگذاری آنلاین، اطلاع از سود سهام عدالت، پیگیری ارز مسافرتی و ارز حج عمره، خدمات خودرو (استعلام نمره منفی گواهینامه، استعلام و پرداخت خلافی)، خدمات حقوقی (دستیار هوشمند حقوقی، وکیل آنلاین) و موارد دیگری دسترسی داشته باشند.
این موارد در کنار امکانات ارتباطی مانند تماس صوتی و تصویری رایگان، تماسهای گروهی برای جلسات کاری، ایجاد گروه و کانال و چت شخصی باعث شده است که «بله» یک رشد ارگانیک را تجربه کند؛ رشدی آرام، پیوسته و بدون دوپینگ شبکهای.
با این اوصاف، پیامرسانهای داخلی برای توسعه نیاز به سرمایهگذاری دارند. این سرمایهگذاری هم مادی است و هم معنوی. درواقع، داخلیها باید متوجه باشند که جذب کاربران ایرانی صرفا مستلزم توسعه امکانات فنی نیست و اعتماد جایگاه ویژهای دارد. آنها به خوبی میدانند که در زمان قطعیهای طولانی مدت اینترنت بینالملل، با اقبال بیشتر کاربران روبهرو میشوند. معنی این اتفاق کاملا روشن است. بنابراین به جای اینکه در زمین پیامرسانهای خارجی بازی کنند بهتر است بر مواردی تمرکز کنند که خلا آنها در خارجیها مشهود است، همان استراتژی خدماتی «بله».
لینک مطلب در فردارسانه
#بله #پیام_رسان
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
Telegram
درس رسانه (فردارسانه)
✔ کانال درس رسانه زیرمجموعه پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه (دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) است.
www.fardaresaneh.ir
پست اول https://news.1rj.ru/str/medialesson/5
ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1
@medialesson2020 گروه درس رسانه
www.fardaresaneh.ir
پست اول https://news.1rj.ru/str/medialesson/5
ارتباط با ادمین: t.me/medialesson1
@medialesson2020 گروه درس رسانه
رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب: فضای رسانهای کشور انتخاباتی نیست
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – در عصر حکمرانی فضای مجازی، رسانههای سنتی مانند روزنامه، رادیو و تلویزیون باید تلاش بیشتری برای جلب نظر افکار عمومی به رویدادی نظیر انتخابات شوراها داشته باشند. در فاصله ۶۶ روز تا انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در ایران، فرید شهاب، دبیرکل جامعه جوانان متحد اسلامی و رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب ایران، در خصوص اهمیت رسانه در انتخابات شوراها، گفتوگویی با فردارسانه انجام داده است.
او با ارزیابی فضای رسانهای کشور گفت: «فکر میکنم در فضای فعلی با توجه به جنگ ۱۲ روزه و کودتای نافرجامی که حضرت آقا فرمودند، رسانهها باید به سمت انتخابات بروند. رسانههای کشور از فضای ماه مبارک رمضان که فضای معنوی است و فضای عید نوروز که عید ملی و مذهبی متقارن شده است به بهترین نحو میتوانند استفاده کنند. تا الان فضای رسانه کشور فضای انتخابات نبوده است. بحث اصلی این است که فضا در خیلی از استانها، فضای انتخاباتی نیست و فکر میکنم اینجا نقش رسانه خیلی مهم است که جایگاه و نقش انتخابات شوراها را بیشتر برای مردم تبیین و اهمیت آنها را تشریح کند. مثلا در استان مازندران همان طور که مستحضر هستید به خاطر عملکرد شوراها در سطح استان، فضای رسانهای کشور برای مردم باید خیلی بیشتر فعال باشد تا بتواند مردم را بیشتر تحریک کند. در استان مازندران تعدادی از اعضای شورا دستگیر شدند و مردم تصور خوبی از عملکرد شورای قبلی ندارند. در چنین جاهایی رسانههای ما باید بیایند و اهمیت شوراها را تبیین کنند.»
او ادامه داد: «بحث دیگر این است که ما در این دوره شاهد فزایش ۲۸ تا ۳۰ درصدی ثبت نام هستیم. افراد جدیدی ثبت نام کردند. در استان تهران شاهد افزایش ۹۵ درصدی ثبت نامها بودیم. در انتخابات پیشرو این وظیفه رسانههای کشور است تا فضایی ایجاد کنند که نامزدها بتوانند خودشان، سوابق و تخصصشان را بهتر معرفی کنند و مردم بتوانند با دقت بیشتری پای صندوق انتخاب کنند.»
رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب گفت: «وظیفه بعدی فضای رسانهای ما، تشویق به افزایش مشارکت مردم و تبیین جایگاه انتخابات و اهمیت آن در این دوران است. ما ۱۱ اردیبهشت انتخابات را پیش رو داریم. انتخابات شوراها در سطح شهر و روستا است و مردم حتی در روستاها قدرت انتخاب پیدا میکنند تا از طریق شورای روستا، دهیار انتخاب شود. سپس بخشدار و شهردار به تناسب انتخاب میشوند و وقتی تا سطح روستا موضوع انتخابات دنبال میشود، قطعا بحث جریانسازی عمق بیشتری پیدا میکند. لذا اینجا نقش رسانهها برای طرح مطالبات مردمی در شهر و روستاها میتواند خیلی کمک کند. همچنین مطالبات مردم را از نمایندگانی که انتخاب میشوند پیگیری کنند. نامزدها باید برای حل مشکلات شهر و روستا و شهرستان آسیبشناسی داشته باشند و بتوانند این مشکلات را حل کنند.»
شهاب درباره رسانههای اثرگذار بر مردم برای مشارکت در انتخابات اظهار داشت: «با توجه به حجم انبوهی از خبرها که مردم با آن مواجه هستند، بیشتر به دنبال خبرهای کپسولی هستند که به صورت کوتاه و مختصر اطلاعرسانی دقیقی داشته باشد لذا به نظر من رسانه ملی میتواند در این زمینه بسیار نقش موثری داشته باشد و خیلی جا دارد که بهتر از این عمل کند. جا دارد در صداوسیما درباره احزاب برنامههای خاص و مشخصی را از الان حداقل برای تهران در نظر بگیرند، تا مردم بیشتر با احزاب آشنا شوند. الان که احزاب میخواهند لیست دهند مردم باید بیشتر با جریاناتی که در کشور وجود دارد آشنا شوند. هدفگذاری و دیدگاههای احزاب و برنامههایی را که برای شوراها دارند میتوانند در سطح رسانه ملی میز گرد بگذارند، کرسیهای آزاد اندیشی را راهاندازی و مصاحبه کنند. پس نقش رسانه ملی بسیار مهم است.»
او افزود: «در موضوع فضای مجازی، مردم با موبایل در کانالها و گروههای فضای مجازی راحتتر ارتباط گرفتند. فضای مجازی میتواند نقش بسیار مهمی در اطلاعرسانی، جهت دهی و جریانسازی در انتخابات داشتهباشد. روزنامهها نقش کمتری دارند. بنابراین صداوسیما و فضای مجازی میتوانند اثرات بیشتری داشته باشند. رسانهها باید موضوعات را بیشتر به سمت امیدآفرینی ببرند. حل مشکلات کشور و اینکه خودمان میتوانیم مشکلات خودمان را به دست خودمان حل کنیم موضوع اساسی است.»
هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – در عصر حکمرانی فضای مجازی، رسانههای سنتی مانند روزنامه، رادیو و تلویزیون باید تلاش بیشتری برای جلب نظر افکار عمومی به رویدادی نظیر انتخابات شوراها داشته باشند. در فاصله ۶۶ روز تا انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در ایران، فرید شهاب، دبیرکل جامعه جوانان متحد اسلامی و رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب ایران، در خصوص اهمیت رسانه در انتخابات شوراها، گفتوگویی با فردارسانه انجام داده است.
او با ارزیابی فضای رسانهای کشور گفت: «فکر میکنم در فضای فعلی با توجه به جنگ ۱۲ روزه و کودتای نافرجامی که حضرت آقا فرمودند، رسانهها باید به سمت انتخابات بروند. رسانههای کشور از فضای ماه مبارک رمضان که فضای معنوی است و فضای عید نوروز که عید ملی و مذهبی متقارن شده است به بهترین نحو میتوانند استفاده کنند. تا الان فضای رسانه کشور فضای انتخابات نبوده است. بحث اصلی این است که فضا در خیلی از استانها، فضای انتخاباتی نیست و فکر میکنم اینجا نقش رسانه خیلی مهم است که جایگاه و نقش انتخابات شوراها را بیشتر برای مردم تبیین و اهمیت آنها را تشریح کند. مثلا در استان مازندران همان طور که مستحضر هستید به خاطر عملکرد شوراها در سطح استان، فضای رسانهای کشور برای مردم باید خیلی بیشتر فعال باشد تا بتواند مردم را بیشتر تحریک کند. در استان مازندران تعدادی از اعضای شورا دستگیر شدند و مردم تصور خوبی از عملکرد شورای قبلی ندارند. در چنین جاهایی رسانههای ما باید بیایند و اهمیت شوراها را تبیین کنند.»
او ادامه داد: «بحث دیگر این است که ما در این دوره شاهد فزایش ۲۸ تا ۳۰ درصدی ثبت نام هستیم. افراد جدیدی ثبت نام کردند. در استان تهران شاهد افزایش ۹۵ درصدی ثبت نامها بودیم. در انتخابات پیشرو این وظیفه رسانههای کشور است تا فضایی ایجاد کنند که نامزدها بتوانند خودشان، سوابق و تخصصشان را بهتر معرفی کنند و مردم بتوانند با دقت بیشتری پای صندوق انتخاب کنند.»
رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب گفت: «وظیفه بعدی فضای رسانهای ما، تشویق به افزایش مشارکت مردم و تبیین جایگاه انتخابات و اهمیت آن در این دوران است. ما ۱۱ اردیبهشت انتخابات را پیش رو داریم. انتخابات شوراها در سطح شهر و روستا است و مردم حتی در روستاها قدرت انتخاب پیدا میکنند تا از طریق شورای روستا، دهیار انتخاب شود. سپس بخشدار و شهردار به تناسب انتخاب میشوند و وقتی تا سطح روستا موضوع انتخابات دنبال میشود، قطعا بحث جریانسازی عمق بیشتری پیدا میکند. لذا اینجا نقش رسانهها برای طرح مطالبات مردمی در شهر و روستاها میتواند خیلی کمک کند. همچنین مطالبات مردم را از نمایندگانی که انتخاب میشوند پیگیری کنند. نامزدها باید برای حل مشکلات شهر و روستا و شهرستان آسیبشناسی داشته باشند و بتوانند این مشکلات را حل کنند.»
شهاب درباره رسانههای اثرگذار بر مردم برای مشارکت در انتخابات اظهار داشت: «با توجه به حجم انبوهی از خبرها که مردم با آن مواجه هستند، بیشتر به دنبال خبرهای کپسولی هستند که به صورت کوتاه و مختصر اطلاعرسانی دقیقی داشته باشد لذا به نظر من رسانه ملی میتواند در این زمینه بسیار نقش موثری داشته باشد و خیلی جا دارد که بهتر از این عمل کند. جا دارد در صداوسیما درباره احزاب برنامههای خاص و مشخصی را از الان حداقل برای تهران در نظر بگیرند، تا مردم بیشتر با احزاب آشنا شوند. الان که احزاب میخواهند لیست دهند مردم باید بیشتر با جریاناتی که در کشور وجود دارد آشنا شوند. هدفگذاری و دیدگاههای احزاب و برنامههایی را که برای شوراها دارند میتوانند در سطح رسانه ملی میز گرد بگذارند، کرسیهای آزاد اندیشی را راهاندازی و مصاحبه کنند. پس نقش رسانه ملی بسیار مهم است.»
او افزود: «در موضوع فضای مجازی، مردم با موبایل در کانالها و گروههای فضای مجازی راحتتر ارتباط گرفتند. فضای مجازی میتواند نقش بسیار مهمی در اطلاعرسانی، جهت دهی و جریانسازی در انتخابات داشتهباشد. روزنامهها نقش کمتری دارند. بنابراین صداوسیما و فضای مجازی میتوانند اثرات بیشتری داشته باشند. رسانهها باید موضوعات را بیشتر به سمت امیدآفرینی ببرند. حل مشکلات کشور و اینکه خودمان میتوانیم مشکلات خودمان را به دست خودمان حل کنیم موضوع اساسی است.»
هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
👍2
🔸 گزارش اعدام
فردارسانه - رسانههای کشور درباره مجازات اعدام معمولا مقاله، مصاحبه یا تحلیلی را منتشر نمیکنند و فقط در مواردی که خبرگزاری میزان با صاحب امتیازی مرکز رسانه قوه قضاییه، خبری درباره اعدام یک مجرم منتشر کند، آنها نیز این خبر را بازنشر میکنند.
با وجود این، روزنامه #پیام_ما در شماره امروز خود گزارشی را در خصوص هفت متهم ناآرامیهای دی ماه امسال منتشر کرده است که گفته میشود در معرض مجازات اعدام قرار دارند.
تیتر این گزارش در صفحه اول روزنامه پیام ما کار شده و گزارش در صفحه ۳ چاپ شده است. این گزارش را فروغ فکری نوشته است و برای محتوای آن با وکیل متهمان، رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز و علی اصغر شفیعیان مدیرمسئول پایگاه خبری انصاف خبر که مشاور نهاد ریاست جمهوری نیز است، مصاحبه کرده است. فروغ فکری، سابقه کار در روزنامه شهروند را نیز دارد که امسال تعطیل شد.
روح الله خدیشی صاحب امتیاز و مدیرمسئول پیام ما است.
#روزنامه
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه - رسانههای کشور درباره مجازات اعدام معمولا مقاله، مصاحبه یا تحلیلی را منتشر نمیکنند و فقط در مواردی که خبرگزاری میزان با صاحب امتیازی مرکز رسانه قوه قضاییه، خبری درباره اعدام یک مجرم منتشر کند، آنها نیز این خبر را بازنشر میکنند.
با وجود این، روزنامه #پیام_ما در شماره امروز خود گزارشی را در خصوص هفت متهم ناآرامیهای دی ماه امسال منتشر کرده است که گفته میشود در معرض مجازات اعدام قرار دارند.
تیتر این گزارش در صفحه اول روزنامه پیام ما کار شده و گزارش در صفحه ۳ چاپ شده است. این گزارش را فروغ فکری نوشته است و برای محتوای آن با وکیل متهمان، رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز و علی اصغر شفیعیان مدیرمسئول پایگاه خبری انصاف خبر که مشاور نهاد ریاست جمهوری نیز است، مصاحبه کرده است. فروغ فکری، سابقه کار در روزنامه شهروند را نیز دارد که امسال تعطیل شد.
روح الله خدیشی صاحب امتیاز و مدیرمسئول پیام ما است.
#روزنامه
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
❤1👍1
درس رسانه (فردارسانه)
🔸«اسباب زحمت»، سریالسازی در حکم مُسکّن جامعه!
هادی اعتمادی مجد (فردارسانه) – سعید آقاخانی بچه تلویزیون است. با دغدغه و دردآشنا کار میسازد. سریالسازی را به مثابه مُسکّنی برای جامعه و به فراخور نیازهای مردم در نظر میگیرد. سه دهه است که برای این رسانه بازیگری و کارگردانی کرده و تار و پود مدیوم و رگ خواب بیننده، خوب دستش آمده است. او حتی در تک ساخته سینماییاش، «لامپ صد» هم معضلی مثل اعتیاد و تبعاتش را دستمایه قرار داد و البته چنان متاثر از کادر تلویزیون بود که فیلمش مُهر تله فیلم خورد!
او حالا در یکی از بهترین زمانهای سال، در کنداکتور طلایی ماه رمضان سریالی روی آنتن شبکه یک فرستاده است. «اسباب زحمت» یک کمدی-درام با تکیه بر مولفههای آشنای چنین محصولاتی است. پیش از این سریالهای «خوش رکاب» و «کامیون» را در این رسانه با مضمون مشابهی دیده بودیم. ساختار سریال در روایتشناسی از گونه اپیزودیک است. این یعنی با حضور یک یا چند شخصیت واحد در هر قسمت، شاهد بروز اتفاقی به موازات خط قصه اصلی و ورود و خروج آدمهای فرعی هستیم. اینجا «احمد» (سعید آقاخانی)، «ناصر» (حسن معجونی) و «صادق» (عباس جمشیدیفر) کارکنان باربری هستند که در هر اپیزود، با آدمهایی جدید آشنا میشوند. این مسئله ممکن است برای بیننده ایرانی که شیفته تماشای گسترش قصهای واحد است، چندان خوشایند نباشد. آدمهایی که در هر قسمت، شاید قشری از مردم را نمایندگی میکنند، در شکلگیری داستانی کوتاه شرکت میکنند و سپس کنار میروند. طبعا در این فرصت کوتاه، زمانی برای ایجاد اخت و حس علاقهمندی به کاراکترهای مهمان ایجاد نمیشود. ضمن اینکه در این چند قسمت، قصهها هم به دلیل تکراری بودن، طوری نبودهاند که عمق پیدا کنند و اثرگذار باشند. در یک قسمت فرزند خانوادهای گم میشود و حداکثر برای نو و به روز نمایاندن داستان، مرد خانواده شاغل در حوزه رمزارز معرفی میشود. در داستانی دیگر، پیرزن کارفرما گرفتار آلزایمر است.
اینها قرار است در حاشیه ماجرای دویست میلیون کسری احمد برای خریدن خاور که سوژهای نخنماست، پیرنگ را تناور کنند. رویایی که محقق نمیشود و گاه حتی داستان اصلی را به حاشیه میراند. شخصیت اصلی هم طوری بازی شده که شباهت زیادی به «نورالدین خانزاده» در سری مجموعه «نون.خ» دارد و فقط لهجه او حذف شده است. در کنار او ناصر و صادق هم اسیر کلیشهها هستند و آوردهای برای تقویت یا بسط داستان اصلی ندارند. گویی هر سه از دل بسیاری سریال مشابه دیگر، دعوت به تکرار خود در «اسباب زحمت» شدهاند. مثلا صادق به طرزی کلیشهای، علاقهمند پنهانِ دختر احمد است یا ناصر که روی خودرویش تعصب دارد. از سوی دیگر، در بخش خانواده احمد هم نوآوری خاصی دست کم تا اینجا دیده نمیشود.
«اسباب زحمت» در جنس کمدیاش نیز جدا از یکی به دو کردن و جدلهای اغلب بیحاصلِ باب شده در کمدیهای سالهای اخیر، شوخی ناب کم دارد. ایدههای چوبشور دود کردن برای ترک سیگار، جابهجا شدن راننده به بهانه گواهینامه نداشتن ناصر، قضیه تاخیر در توزیع نذری به بهانههای مختلف و … قوت چندانی برای افزودن به بار طنز ندارند. چیزی که «اسباب زحمت» را از سطح یک کمدی کلامی و در لحظاتی کمدی موقعیتهای کمرمق فراتر نمیبرد.
با این حال کنایههای صریح به عصبانی بودن جامعه در رهگذر پیامکهایی که درباره کیفیت رانندگی ناصر از طرف مردم میآید یا دردسرهای تاسفبار برای خرید خودرو، به نوعی نقدی تلویحی بر مشکلات روزافزون اقتصادی هستند. ضمن اینکه آقاخانی با طراحی دکوپاژ و میزانسن پویا و حرکتهای مدام دوربین، کوشیده سریال را از سکون و رخوت در لوکیشنهای بسته نجات دهد و دردسر تصویربرداری در جاده را نیز به جان بخرد.
کمدی متوسط «اسباب زحمت» با تمام این اوصاف، در شرایط پر اندوه کنونی و غمزدگی افکار عمومی، تلاشی از سوی رسانه دولتی برای تلطیف فضا و شوقانگیزی است. اقدامی که باید دید در ادامه سریال، چقدر به بار خواهد نشست.
#اسباب_زحمت #سعید_آقاخانی
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
او حالا در یکی از بهترین زمانهای سال، در کنداکتور طلایی ماه رمضان سریالی روی آنتن شبکه یک فرستاده است. «اسباب زحمت» یک کمدی-درام با تکیه بر مولفههای آشنای چنین محصولاتی است. پیش از این سریالهای «خوش رکاب» و «کامیون» را در این رسانه با مضمون مشابهی دیده بودیم. ساختار سریال در روایتشناسی از گونه اپیزودیک است. این یعنی با حضور یک یا چند شخصیت واحد در هر قسمت، شاهد بروز اتفاقی به موازات خط قصه اصلی و ورود و خروج آدمهای فرعی هستیم. اینجا «احمد» (سعید آقاخانی)، «ناصر» (حسن معجونی) و «صادق» (عباس جمشیدیفر) کارکنان باربری هستند که در هر اپیزود، با آدمهایی جدید آشنا میشوند. این مسئله ممکن است برای بیننده ایرانی که شیفته تماشای گسترش قصهای واحد است، چندان خوشایند نباشد. آدمهایی که در هر قسمت، شاید قشری از مردم را نمایندگی میکنند، در شکلگیری داستانی کوتاه شرکت میکنند و سپس کنار میروند. طبعا در این فرصت کوتاه، زمانی برای ایجاد اخت و حس علاقهمندی به کاراکترهای مهمان ایجاد نمیشود. ضمن اینکه در این چند قسمت، قصهها هم به دلیل تکراری بودن، طوری نبودهاند که عمق پیدا کنند و اثرگذار باشند. در یک قسمت فرزند خانوادهای گم میشود و حداکثر برای نو و به روز نمایاندن داستان، مرد خانواده شاغل در حوزه رمزارز معرفی میشود. در داستانی دیگر، پیرزن کارفرما گرفتار آلزایمر است.
اینها قرار است در حاشیه ماجرای دویست میلیون کسری احمد برای خریدن خاور که سوژهای نخنماست، پیرنگ را تناور کنند. رویایی که محقق نمیشود و گاه حتی داستان اصلی را به حاشیه میراند. شخصیت اصلی هم طوری بازی شده که شباهت زیادی به «نورالدین خانزاده» در سری مجموعه «نون.خ» دارد و فقط لهجه او حذف شده است. در کنار او ناصر و صادق هم اسیر کلیشهها هستند و آوردهای برای تقویت یا بسط داستان اصلی ندارند. گویی هر سه از دل بسیاری سریال مشابه دیگر، دعوت به تکرار خود در «اسباب زحمت» شدهاند. مثلا صادق به طرزی کلیشهای، علاقهمند پنهانِ دختر احمد است یا ناصر که روی خودرویش تعصب دارد. از سوی دیگر، در بخش خانواده احمد هم نوآوری خاصی دست کم تا اینجا دیده نمیشود.
«اسباب زحمت» در جنس کمدیاش نیز جدا از یکی به دو کردن و جدلهای اغلب بیحاصلِ باب شده در کمدیهای سالهای اخیر، شوخی ناب کم دارد. ایدههای چوبشور دود کردن برای ترک سیگار، جابهجا شدن راننده به بهانه گواهینامه نداشتن ناصر، قضیه تاخیر در توزیع نذری به بهانههای مختلف و … قوت چندانی برای افزودن به بار طنز ندارند. چیزی که «اسباب زحمت» را از سطح یک کمدی کلامی و در لحظاتی کمدی موقعیتهای کمرمق فراتر نمیبرد.
با این حال کنایههای صریح به عصبانی بودن جامعه در رهگذر پیامکهایی که درباره کیفیت رانندگی ناصر از طرف مردم میآید یا دردسرهای تاسفبار برای خرید خودرو، به نوعی نقدی تلویحی بر مشکلات روزافزون اقتصادی هستند. ضمن اینکه آقاخانی با طراحی دکوپاژ و میزانسن پویا و حرکتهای مدام دوربین، کوشیده سریال را از سکون و رخوت در لوکیشنهای بسته نجات دهد و دردسر تصویربرداری در جاده را نیز به جان بخرد.
کمدی متوسط «اسباب زحمت» با تمام این اوصاف، در شرایط پر اندوه کنونی و غمزدگی افکار عمومی، تلاشی از سوی رسانه دولتی برای تلطیف فضا و شوقانگیزی است. اقدامی که باید دید در ادامه سریال، چقدر به بار خواهد نشست.
#اسباب_زحمت #سعید_آقاخانی
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
👍2
درس رسانه (فردارسانه)
🔸راز تفاوت قیمت روزنامهها در ایران؛ از شرق تا پیام ما
فاطمه دوله (فردارسانه) - تفاوت قیمت روزنامههایی که تعداد صفحاتشان با یکدیگر برابر است، تنها به کاغذ و چاپ مربوط نیست؛ مدل تولید محتوا، تیراژ، درآمد تبلیغاتی و استراتژیهای بقا در بازار بحرانزده مطبوعات، نقش تعیینکنندهتری در قیمت روی جلد دارند.
با نگاهی به باجههای روزنامهفروشی و مشاهده تفاوت قیمت روزنامهها، این سؤال به ذهن میرسد که چرا دو روزنامه با تعداد صفحات یکسان قیمتهای متفاوتی دارند؟ برای نمونه، تفاوت میان روزنامههای هشت صفحهای با قیمت پنج تا ده هزار تومان در برابر روزنامههای بیست تا سی هزار تومانی، پرسشی است که پاسخ آن در لایههای مختلف اقتصاد رسانه نهفته است.
پیش از بررسی این عوامل، یک تمایز مهم را باید در نظر داشت. در مورد روزنامههای دولتی که از بودجههای ویژه خود بهره میبرند، تفاوت قیمت با سایر نشریات چندان پیچیده نیست؛ حمایتهای دولتی به طور مستقیم قیمت تمامشده را کاهش میدهد. اما در مطبوعات بخش خصوصی، معادله متفاوتتر و چندبعدیتر است.
محتوای تولیدی یا بازنشر اخبار؟
روزنامه شرق با قیمت ۳۰ هزار تومان بالاترین قیمت را در بین روزنامههای سراسری دارد. مهدی رحمانیان، مدیرمسئول شرق، در گفتوگو با فردارسانه مهمترین عامل تفاوت قیمت را در ماهیت تولید محتوا میداند. او برای روشن کردن موضوع از یک مثال صنعتی استفاده میکند: «تصور کنید کارخانهای در ایران مشغول تولید است؛ کارگرانش ایرانی هستند، مواد اولیه را با زحمت تهیه میکند و همه فرایند تولید در داخل همان مجموعه انجام میشود. در مقابل، کارخانهای را در نظر بگیرید که صرفاً مونتاژ انجام میدهد.»
رحمانیان این تمثیل را به دنیای مطبوعات تعمیم میدهد و میافزاید: «ممکن است روزنامهای منتشر شود، اما وقتی از صفحه اول تا صفحه آخر آن را نگاه میکنید، میبینید تمام مطالب توسط تیم همان روزنامه تولید شده است. این تیم تولید محتوا هزینه دارد و این هزینه باید در قیمت روزنامه سرشکن شود. در مقابل، رسانهای که محتوای خود را عمدتا از منابع دیگر بازنشر میکند، هزینههای نیروی انسانی کمتری متحمل میشود و این تفاوت در قیمت نهایی منعکس خواهد شد.»
او البته عوامل فنی مانند کیفیت چاپ و نوع کاغذ را هم در این معادله دخیل میداند، اما تاکید میکند که هزینه نیروی انسانی مهمترین متغیر در تعیین قیمت یک رسانه است.
قیمتگذاری به مثابه استراتژی بازاریابی
در سوی دیگر، روزنامه پیام ما با قیمت ۵ هزار تومان پایینترین قیمت را در بین روزنامههای سراسری دارد. نکیسا خَدیشی، مدیرمسئول روزنامه پیام ما، در گفتوگو با فردارسانه رویکرد دیگری به این بحث دارد. او ضمن تایید تأثیر عوامل فنی مانند نوع چاپ و اندازه تحریریه، بر یک بُعد استراتژیک کمتر دیدهشده تاکید میکند.
خدیشی میگوید: «رسانهای مانند روزنامه پیام ما که عمر انتشار سراسری آن زیر ده سال است، در روزگاری به صورت سراسری منتشر میشود که مخاطبان به دلایل مختلف روی خوش به رسانههای کاغذی نشان نمیدهند. در چنین اتمسفری، قیمتگذاری پایین عملا آخرین تکنیک مدیریت رسانه برای انتخاب شدن توسط مخاطب از روی پیشخوان است.»
به عبارت روشنتر، برخی رسانههای جوانتر آگاهانه قیمت خود را پایین نگه میدارند تا دوران معرفی به مخاطب را راحتتر طی کنند. این یک ریسک مالی محاسبهشده است، نه نشانهای از ضعف محتوایی.
اما خدیشی به یک واقعیت مهمتر هم اشاره میکند: «اگر قرار بود هزینههای تمامشده صرفا از طریق تکفروشی تامین شود، هر نسخه روزنامه باید قیمتی دهها برابر آنچه امروز روی جلدش نوشته میشود، میداشت.» این جمله به خوبی نشان میدهد که قیمت فعلی روزنامهها در بخش خصوصی نه بر اساس منطق سودآوری، بلکه بر اساس منطق بقا تعیین میشود.
عوامل ساختاری موثر بر قیمت
در کنار دیدگاههای مدیران رسانهای، مطالعات اقتصاد رسانه نیز چند عامل ساختاری را در قیمتگذاری مطبوعات تعیینکننده میداند.
هزینههای تولید نخستین و مهمترین متغیر است. کاغذ، جوهر، انرژی، چاپ و دستمزد کارکنان تحریریه بخش عمده قیمت تمامشده را تشکیل میدهند. در ایران، نوسانهای نرخ ارز و وابستگی بازار کاغذ به واردات، این هزینهها را به شدت بیثبات کرده است.
تیراژ و اقتصاد مقیاس متغیر دومی است که اغلب نادیده گرفته میشود. روزنامههای پرتیراژ میتوانند هزینههای ثابت خود را روی تعداد بیشتری نسخه سرشکن کنند و قیمت هر نسخه را پایینتر نگه دارند. روزنامههای کمتیراژ این امکان را ندارند.
با نگاهی به باجههای روزنامهفروشی و مشاهده تفاوت قیمت روزنامهها، این سؤال به ذهن میرسد که چرا دو روزنامه با تعداد صفحات یکسان قیمتهای متفاوتی دارند؟ برای نمونه، تفاوت میان روزنامههای هشت صفحهای با قیمت پنج تا ده هزار تومان در برابر روزنامههای بیست تا سی هزار تومانی، پرسشی است که پاسخ آن در لایههای مختلف اقتصاد رسانه نهفته است.
پیش از بررسی این عوامل، یک تمایز مهم را باید در نظر داشت. در مورد روزنامههای دولتی که از بودجههای ویژه خود بهره میبرند، تفاوت قیمت با سایر نشریات چندان پیچیده نیست؛ حمایتهای دولتی به طور مستقیم قیمت تمامشده را کاهش میدهد. اما در مطبوعات بخش خصوصی، معادله متفاوتتر و چندبعدیتر است.
محتوای تولیدی یا بازنشر اخبار؟
روزنامه شرق با قیمت ۳۰ هزار تومان بالاترین قیمت را در بین روزنامههای سراسری دارد. مهدی رحمانیان، مدیرمسئول شرق، در گفتوگو با فردارسانه مهمترین عامل تفاوت قیمت را در ماهیت تولید محتوا میداند. او برای روشن کردن موضوع از یک مثال صنعتی استفاده میکند: «تصور کنید کارخانهای در ایران مشغول تولید است؛ کارگرانش ایرانی هستند، مواد اولیه را با زحمت تهیه میکند و همه فرایند تولید در داخل همان مجموعه انجام میشود. در مقابل، کارخانهای را در نظر بگیرید که صرفاً مونتاژ انجام میدهد.»
رحمانیان این تمثیل را به دنیای مطبوعات تعمیم میدهد و میافزاید: «ممکن است روزنامهای منتشر شود، اما وقتی از صفحه اول تا صفحه آخر آن را نگاه میکنید، میبینید تمام مطالب توسط تیم همان روزنامه تولید شده است. این تیم تولید محتوا هزینه دارد و این هزینه باید در قیمت روزنامه سرشکن شود. در مقابل، رسانهای که محتوای خود را عمدتا از منابع دیگر بازنشر میکند، هزینههای نیروی انسانی کمتری متحمل میشود و این تفاوت در قیمت نهایی منعکس خواهد شد.»
او البته عوامل فنی مانند کیفیت چاپ و نوع کاغذ را هم در این معادله دخیل میداند، اما تاکید میکند که هزینه نیروی انسانی مهمترین متغیر در تعیین قیمت یک رسانه است.
قیمتگذاری به مثابه استراتژی بازاریابی
در سوی دیگر، روزنامه پیام ما با قیمت ۵ هزار تومان پایینترین قیمت را در بین روزنامههای سراسری دارد. نکیسا خَدیشی، مدیرمسئول روزنامه پیام ما، در گفتوگو با فردارسانه رویکرد دیگری به این بحث دارد. او ضمن تایید تأثیر عوامل فنی مانند نوع چاپ و اندازه تحریریه، بر یک بُعد استراتژیک کمتر دیدهشده تاکید میکند.
خدیشی میگوید: «رسانهای مانند روزنامه پیام ما که عمر انتشار سراسری آن زیر ده سال است، در روزگاری به صورت سراسری منتشر میشود که مخاطبان به دلایل مختلف روی خوش به رسانههای کاغذی نشان نمیدهند. در چنین اتمسفری، قیمتگذاری پایین عملا آخرین تکنیک مدیریت رسانه برای انتخاب شدن توسط مخاطب از روی پیشخوان است.»
به عبارت روشنتر، برخی رسانههای جوانتر آگاهانه قیمت خود را پایین نگه میدارند تا دوران معرفی به مخاطب را راحتتر طی کنند. این یک ریسک مالی محاسبهشده است، نه نشانهای از ضعف محتوایی.
اما خدیشی به یک واقعیت مهمتر هم اشاره میکند: «اگر قرار بود هزینههای تمامشده صرفا از طریق تکفروشی تامین شود، هر نسخه روزنامه باید قیمتی دهها برابر آنچه امروز روی جلدش نوشته میشود، میداشت.» این جمله به خوبی نشان میدهد که قیمت فعلی روزنامهها در بخش خصوصی نه بر اساس منطق سودآوری، بلکه بر اساس منطق بقا تعیین میشود.
عوامل ساختاری موثر بر قیمت
در کنار دیدگاههای مدیران رسانهای، مطالعات اقتصاد رسانه نیز چند عامل ساختاری را در قیمتگذاری مطبوعات تعیینکننده میداند.
هزینههای تولید نخستین و مهمترین متغیر است. کاغذ، جوهر، انرژی، چاپ و دستمزد کارکنان تحریریه بخش عمده قیمت تمامشده را تشکیل میدهند. در ایران، نوسانهای نرخ ارز و وابستگی بازار کاغذ به واردات، این هزینهها را به شدت بیثبات کرده است.
تیراژ و اقتصاد مقیاس متغیر دومی است که اغلب نادیده گرفته میشود. روزنامههای پرتیراژ میتوانند هزینههای ثابت خود را روی تعداد بیشتری نسخه سرشکن کنند و قیمت هر نسخه را پایینتر نگه دارند. روزنامههای کمتیراژ این امکان را ندارند.
درس رسانه (فردارسانه)
🔸راز تفاوت قیمت روزنامهها در ایران؛ از شرق تا پیام ما
مدل درآمدی نیز نقش مستقیمی در قیمتگذاری دارد. رسانههایی که درآمد تبلیغاتی قابل توجهی دارند، میتوانند قیمت نسخه را پایین نگه دارند، چون بخشی از هزینهها از محل آگهی تامین میشود. رسانههایی که به تبلیغات کمتر دسترسی دارند، ناگزیر بیشتر به فروش مستقیم تکیه میکنند.
لینک متن کامل گزارش
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
لینک متن کامل گزارش
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فردارسانه
راز تفاوت قیمت روزنامهها در ایران؛ از شرق تا پیام ما - فردارسانه
فاطمه دوله (فردارسانه) – تفاوت قیمت روزنامههایی که تعداد صفحاتشان با یکدیگر برابر است، تنها…