معرفی متفاوت مبلغان اهل سنت در کتاب «اطلس رهبران»
به گزارش خبرگزاری فارس، حجتالاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان، رئیس دانشکده مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: «اطلس رهبران» را جمعی از محققین در قم با رویکرد ژورنالیستی نوشتهاند. تعدادی از نویسندگانی که فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف هستند، در قالب این کتاب، تعدادی از سلفیها، نوسلفیها، صوفیها و همچنین تعدادی از مبلغان مطرح جهان اسلام را معرفی کرده اند.
وی افزود: در واقع این کتاب به همت اندیشکده ی مرصاد زیر نظر پژوهشکده ی فرهنگ و تمدن توحیدی تولید و توسط نشر معارف منتشر شده است. این اندیشکده خصوصی است و تقریباً 70، 80 درصد از جیبشان خرج کرده اند. بعد از چاپ این کتاب، یکی از دوستان، نسخه ای از آن را به آقای دکتر سعید جلیلی داده و وی نیز کتاب را به مقام معظم رهبری میدهد. حضرت آقا این کتاب را خواندند و تقدیر کردند و در زیر تقریر خودشان نوشتند که این جوان ها مورد حمایت قرار بگیرند.
http://www.farsnews.com/13960504001067
به گزارش خبرگزاری فارس، حجتالاسلام والمسلمین مهدی فرمانیان، رئیس دانشکده مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: «اطلس رهبران» را جمعی از محققین در قم با رویکرد ژورنالیستی نوشتهاند. تعدادی از نویسندگانی که فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف هستند، در قالب این کتاب، تعدادی از سلفیها، نوسلفیها، صوفیها و همچنین تعدادی از مبلغان مطرح جهان اسلام را معرفی کرده اند.
وی افزود: در واقع این کتاب به همت اندیشکده ی مرصاد زیر نظر پژوهشکده ی فرهنگ و تمدن توحیدی تولید و توسط نشر معارف منتشر شده است. این اندیشکده خصوصی است و تقریباً 70، 80 درصد از جیبشان خرج کرده اند. بعد از چاپ این کتاب، یکی از دوستان، نسخه ای از آن را به آقای دکتر سعید جلیلی داده و وی نیز کتاب را به مقام معظم رهبری میدهد. حضرت آقا این کتاب را خواندند و تقدیر کردند و در زیر تقریر خودشان نوشتند که این جوان ها مورد حمایت قرار بگیرند.
http://www.farsnews.com/13960504001067
خبرگزاری فارس
پیشنهاد کتاب هفته/حجتالاسلام فرمانیان معرفی متفاوت مبلغان اهل سنت در کتاب «اطلس رهبران»/ روایت خبرنگار آمریکایی در کتاب «دو چهره…
رئیس دانشکده مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: من از خواندن کتاب «دو چهره از اسلام» نهایت لذت را بردم و همین که شروع به خواندن کردم تا پایانش خواندم، این کتاب نوشته استفان شوارتز یک خبرنگار آمریکایی مسیحی است.
خاطرات؛ بخش دوم: «بادمجان دور قاب چین»
👤 محمد نهاوندی فر
قسمت یک از دو:
«در خارج از کشور(ترکیه)، هر شب جمعه، بدون استثنا(در سفارت) دعای کمیل برگزار میشد. همه هم شرکت میکنند. هر کس از بیرون ببیند، فکر میکند که اینها(اعضای سفارت) خیلی به هم شبیه هستند، در حالی که ممکن است اصلاً همدل نباشند. به همین دلیل راحت علیه هم حرف میزنند. این بدبختی وجود دارد که پشت سر هم غیبت میکنند».
باعث تاسف بود اما باورش برایم سخت نبود، کم نبودند کارمندان و مسئولینی که از مراودات ناپسند زیرآب زنی، تهمت، گزارش مغرضانه و ... در نهادهای مختلف کشور برایم گفته بودند؛ ولی این بار یک رایزن فرهنگی از چنین آفتی پرده بر می داشت، آنهم در موقعیتی که قرار بود عصاره و هویت یک ملت و انقلاب در آن متبلور شود؛ یعنی سفارت.
چه رایزن ها و سفرای خلاقی که از ترس گزارش های سلیقه ای همکارانشان، محافظه کاری پیشه کرده اند و بجای دفاع هوشمندانه و مدبرانه و از سر خلاقیت، بخشنامه ای عمل کرده اند؛ جالب تر اینکه ساختار سازمان فرهنگ هم، به این رویه دامن می زد و به اصطلاح افراد را کوک می کرد؛ رایزن فرهنگی ما تعریف می کرد:
«زمانی مسئول حراست سازمان صدایم کرد و معلوم شد که هرکسی قربتا إلی الله یک گزارشی علیه من داده است؛ گزارش هایی سطحی و و از سر جهالت. عصبانی شدم و بعد از پاره ای توضیحات به مسئول مربوطه، با حالت تمسخر گفتم، من اصلاً با این حرفهایی که اینها زدند مشکلی ندارم، با این مشکل دارم که چرا تو گوش دادی؟ «فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ». تو باید خودت این کار را بکنی. چرا اجازه میدهی افراد بادمجان دور قابچین دور تو جمع شوند؟» در ساختاری که ظاهربینی را بر دقت نظر و همه جانبه نگری ترجیح می دهد، رفته رفته ریسک پذیری و عملکرد انقلابی به حاشیه می رود و همگی فقط بدنبال حفظ موقعیت در چشم فلان مسئول و فلان بخش خواهند بود.
«سال 70 چند ماه ایران بودم؛ زمانی که به استانبول برگشتم، مقدار زیادی نامه در اتاقم بود. در بین آن ها، یک نامه مربوط به رایزنی فرانسه بود. نوشته بود ما میخواهیم یک سمپوزیم در مورد «کلونی ایرانیهای مقیم استانبول در قرون 19 و 20» بگذاریم. با توجه به رشتهام و علاقهای که داشتم، دیدم موضوع خوبی است. سریع تماس گرفتم. گفت که وقت گذشته، ولی اگر میتوانی زود مقالهات را بدهی، قبول میکنیم. سریع مقاله را نوشتم و فرستادم. 40 مستشرق ایرانشناس دعوت کرده بودند، که دو نفرشان ایرانی مقیم فرانسه بودند، یکی خانم «هما ناطق» مورخ، و یکی هم آقای «جمشید بهنام» جامعهشناس. از ژاپن و آمریکا و ... هم آمده بودند.
ریاست سمپوزیم با خانم ناطق بود. ایشان را از ایران میشناختم، سال 58 استاد ما بود ولی بعد به دلیل گرایش سیاسیاش به فرانسه رفت. خودم را معرفی کردم که دانشجوی شما بودم. با آنها دوست شده بودیم. زمانی که میخواستم مقالهام را ارائه بدهم، به شوخی گفت: از اینجا که بروی، میبرندت اوین! من جواب ندادم و با شوخی گذراندم.
20 دقیقه مقاله را ارائه دادم، ولی سؤال و جوابش یک ساعت طول کشید. مقاله را باید یا به انگلیسی مینوشتم یا فرانسوی، ولی چون زمانم کم بود و مسلط نبودم، به زبان فارسی نوشتم و آقای «حامد الگار» همین طور که من میخواندم، ترجمه میکرد. بعدا خانم ناطق گفت: وقتی گفتند رایزن فرهنگی ایران میخواهد مقاله بدهد، خیلی خوشحال شدم، گفتم بیاید تا آبرویش را ببریم. گفتم: چرا؟ گفت: آخه اینها اصلاً کتاب نمیخوانند چه برسد بخواهند مقاله بدهند. ولی وقتی من رفتم، دیدش خیلی عوض شد. ولی خیلی آدم وطنپرستی بود، در بعضی بحثها دفاع جانانهای میکرد. این پیوندی بود که با ایرانشناسها یا افراد دیگر برقرار کردم.
از ایران هم دو استاد آمده بودند ولی مقاله ندادند. عنوان مقاله من این بود «انجمن سعادت ایرانیان در استانبول در دوران استبداد صغیر» در دوران استبداد صغیر بعضی ایرانیها به استانبول رفتند و در آنجا انجمن تشکیل دادند که رابط علمای نجف با اروپا و جاهای دیگر بودند. یک مقاله تخصصی تاریخی بود ...
👤 محمد نهاوندی فر
قسمت یک از دو:
«در خارج از کشور(ترکیه)، هر شب جمعه، بدون استثنا(در سفارت) دعای کمیل برگزار میشد. همه هم شرکت میکنند. هر کس از بیرون ببیند، فکر میکند که اینها(اعضای سفارت) خیلی به هم شبیه هستند، در حالی که ممکن است اصلاً همدل نباشند. به همین دلیل راحت علیه هم حرف میزنند. این بدبختی وجود دارد که پشت سر هم غیبت میکنند».
باعث تاسف بود اما باورش برایم سخت نبود، کم نبودند کارمندان و مسئولینی که از مراودات ناپسند زیرآب زنی، تهمت، گزارش مغرضانه و ... در نهادهای مختلف کشور برایم گفته بودند؛ ولی این بار یک رایزن فرهنگی از چنین آفتی پرده بر می داشت، آنهم در موقعیتی که قرار بود عصاره و هویت یک ملت و انقلاب در آن متبلور شود؛ یعنی سفارت.
چه رایزن ها و سفرای خلاقی که از ترس گزارش های سلیقه ای همکارانشان، محافظه کاری پیشه کرده اند و بجای دفاع هوشمندانه و مدبرانه و از سر خلاقیت، بخشنامه ای عمل کرده اند؛ جالب تر اینکه ساختار سازمان فرهنگ هم، به این رویه دامن می زد و به اصطلاح افراد را کوک می کرد؛ رایزن فرهنگی ما تعریف می کرد:
«زمانی مسئول حراست سازمان صدایم کرد و معلوم شد که هرکسی قربتا إلی الله یک گزارشی علیه من داده است؛ گزارش هایی سطحی و و از سر جهالت. عصبانی شدم و بعد از پاره ای توضیحات به مسئول مربوطه، با حالت تمسخر گفتم، من اصلاً با این حرفهایی که اینها زدند مشکلی ندارم، با این مشکل دارم که چرا تو گوش دادی؟ «فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ». تو باید خودت این کار را بکنی. چرا اجازه میدهی افراد بادمجان دور قابچین دور تو جمع شوند؟» در ساختاری که ظاهربینی را بر دقت نظر و همه جانبه نگری ترجیح می دهد، رفته رفته ریسک پذیری و عملکرد انقلابی به حاشیه می رود و همگی فقط بدنبال حفظ موقعیت در چشم فلان مسئول و فلان بخش خواهند بود.
«سال 70 چند ماه ایران بودم؛ زمانی که به استانبول برگشتم، مقدار زیادی نامه در اتاقم بود. در بین آن ها، یک نامه مربوط به رایزنی فرانسه بود. نوشته بود ما میخواهیم یک سمپوزیم در مورد «کلونی ایرانیهای مقیم استانبول در قرون 19 و 20» بگذاریم. با توجه به رشتهام و علاقهای که داشتم، دیدم موضوع خوبی است. سریع تماس گرفتم. گفت که وقت گذشته، ولی اگر میتوانی زود مقالهات را بدهی، قبول میکنیم. سریع مقاله را نوشتم و فرستادم. 40 مستشرق ایرانشناس دعوت کرده بودند، که دو نفرشان ایرانی مقیم فرانسه بودند، یکی خانم «هما ناطق» مورخ، و یکی هم آقای «جمشید بهنام» جامعهشناس. از ژاپن و آمریکا و ... هم آمده بودند.
ریاست سمپوزیم با خانم ناطق بود. ایشان را از ایران میشناختم، سال 58 استاد ما بود ولی بعد به دلیل گرایش سیاسیاش به فرانسه رفت. خودم را معرفی کردم که دانشجوی شما بودم. با آنها دوست شده بودیم. زمانی که میخواستم مقالهام را ارائه بدهم، به شوخی گفت: از اینجا که بروی، میبرندت اوین! من جواب ندادم و با شوخی گذراندم.
20 دقیقه مقاله را ارائه دادم، ولی سؤال و جوابش یک ساعت طول کشید. مقاله را باید یا به انگلیسی مینوشتم یا فرانسوی، ولی چون زمانم کم بود و مسلط نبودم، به زبان فارسی نوشتم و آقای «حامد الگار» همین طور که من میخواندم، ترجمه میکرد. بعدا خانم ناطق گفت: وقتی گفتند رایزن فرهنگی ایران میخواهد مقاله بدهد، خیلی خوشحال شدم، گفتم بیاید تا آبرویش را ببریم. گفتم: چرا؟ گفت: آخه اینها اصلاً کتاب نمیخوانند چه برسد بخواهند مقاله بدهند. ولی وقتی من رفتم، دیدش خیلی عوض شد. ولی خیلی آدم وطنپرستی بود، در بعضی بحثها دفاع جانانهای میکرد. این پیوندی بود که با ایرانشناسها یا افراد دیگر برقرار کردم.
از ایران هم دو استاد آمده بودند ولی مقاله ندادند. عنوان مقاله من این بود «انجمن سعادت ایرانیان در استانبول در دوران استبداد صغیر» در دوران استبداد صغیر بعضی ایرانیها به استانبول رفتند و در آنجا انجمن تشکیل دادند که رابط علمای نجف با اروپا و جاهای دیگر بودند. یک مقاله تخصصی تاریخی بود ...
خاطرات؛ بخش دوم: «بادمجان دور قاب چین»
👤 محمد نهاوندی فر
قسمت دو از دو | (قسمت اول:https://news.1rj.ru/str/mersadcss/36)
... دو سه ماه بعد دیدم نامهای از یک روحانی به نام «...» آمده است، از نیروهای وزارت خارجه بود. آقای «...» معاون فرهنگی وزارت خارجه بود، زیر نامه را امضا کرده بود. یک فحشنامه بزرگ علیه من بود که تهمتهای زیادی هم به من زده بود که چرا در این جلسه شرکت کرده است. برای خودش بافته بود که یکی از منابع من کسروی بوده، یا این که گفتهام در دوران استبداد صغیر، شرایط به نحوی بوده که روشنفکرها این کار را کردهاند، میتواند این مسأله را الان هم به ایرانیها القا کند که از کشور فرار کنند.
این نامه از تهران به عنوان اعتراض به کارهای من از طرف سفارت آمد. با چند نفر از دوستانم مشورت کردم. گفتند اصلاً رهایش کن، اگر جواب بدهی، باید برگردی. ولی دیدم نمیشود، نشستم فکر کردم، در جواب یک صفحهای که او نوشته بود، سه صفحه جواب علمی و مستدل نوشتم. از آن کارهایی که الان هم که نگاهش میکنم، از خودم راضی هستم. پایینش هم به معاون وزارت خارجه نوشتم که زیر این نامه سخیف را شما امضا کردید، پس خواهناخواه پای شما هم نوشته میشود. این که میگویید اصلاً تاریخ به چه درد میخورد، از آقای ولایتی بپرسید که الان بعد از این همه دوره، تازه به تاریخ رو آورده است. اگر این کار بیفایده است، ایشان دست از این کار بیفایده بکشد.
یک هفته بعد سفیرمان از آنکارا زنگ زد. گفت: من گفتم این نامه را ننویسید. گفتم: پس شما هم در جریان بودید. این چه کاری است؟ مقاله من بعدها در شماره 4 و 5 نشریهای به نام «نامه فرهنگ» که در سازمان منتشر میشد، چاپ شد، تحت عنوان «ایرانیان مقیم استانبول در انجمن سعادت ایران»، جاهای دیگر هم چاپ شده است. یک رایزن نمیتواند در سفارت بنشیند، باید با دیگران ارتباط بگیرد. من که مرجع نیستم که بنشینم و همه به من رجوع کنند. اگر من نروم، به ضرر من است.»
شبیه به این خاطره را از زبان رایزنان و فعالان فرهنگی مصر ، هند و پاکستان هم شنیده بودم، به فکر فرو رفتم و باخودم گفتم چطور ممکن است سازمانی با ماموریتی جهانی، مهمترین نقطه مزیتش را با کوته نگری، به نقطه ضعف تبدیل کند و بدتر اینکه به آن افتخار کند؟! صحبت از عدم نظارت یا اختیارات تام به رایزنان نیست بلکه صحبت از پایه گذاری سنتی ناپسند و رویه ای غلط، یعنی تهمت زنی و زود قضاوت کردن است که انگیزه و عملکرد مسئولان فرهیخته را به محاق می برد، تا جایی که عطای دلسوزی و وظیفه مداری را به لقایش می بخشند و منفعت گرایی، صحنه را قبضه می کند؛ این وسط هم، سازمان می ماند و انبوه کارهای نکرده اش...
ادامه دارد ...
👤 محمد نهاوندی فر
قسمت دو از دو | (قسمت اول:https://news.1rj.ru/str/mersadcss/36)
... دو سه ماه بعد دیدم نامهای از یک روحانی به نام «...» آمده است، از نیروهای وزارت خارجه بود. آقای «...» معاون فرهنگی وزارت خارجه بود، زیر نامه را امضا کرده بود. یک فحشنامه بزرگ علیه من بود که تهمتهای زیادی هم به من زده بود که چرا در این جلسه شرکت کرده است. برای خودش بافته بود که یکی از منابع من کسروی بوده، یا این که گفتهام در دوران استبداد صغیر، شرایط به نحوی بوده که روشنفکرها این کار را کردهاند، میتواند این مسأله را الان هم به ایرانیها القا کند که از کشور فرار کنند.
این نامه از تهران به عنوان اعتراض به کارهای من از طرف سفارت آمد. با چند نفر از دوستانم مشورت کردم. گفتند اصلاً رهایش کن، اگر جواب بدهی، باید برگردی. ولی دیدم نمیشود، نشستم فکر کردم، در جواب یک صفحهای که او نوشته بود، سه صفحه جواب علمی و مستدل نوشتم. از آن کارهایی که الان هم که نگاهش میکنم، از خودم راضی هستم. پایینش هم به معاون وزارت خارجه نوشتم که زیر این نامه سخیف را شما امضا کردید، پس خواهناخواه پای شما هم نوشته میشود. این که میگویید اصلاً تاریخ به چه درد میخورد، از آقای ولایتی بپرسید که الان بعد از این همه دوره، تازه به تاریخ رو آورده است. اگر این کار بیفایده است، ایشان دست از این کار بیفایده بکشد.
یک هفته بعد سفیرمان از آنکارا زنگ زد. گفت: من گفتم این نامه را ننویسید. گفتم: پس شما هم در جریان بودید. این چه کاری است؟ مقاله من بعدها در شماره 4 و 5 نشریهای به نام «نامه فرهنگ» که در سازمان منتشر میشد، چاپ شد، تحت عنوان «ایرانیان مقیم استانبول در انجمن سعادت ایران»، جاهای دیگر هم چاپ شده است. یک رایزن نمیتواند در سفارت بنشیند، باید با دیگران ارتباط بگیرد. من که مرجع نیستم که بنشینم و همه به من رجوع کنند. اگر من نروم، به ضرر من است.»
شبیه به این خاطره را از زبان رایزنان و فعالان فرهنگی مصر ، هند و پاکستان هم شنیده بودم، به فکر فرو رفتم و باخودم گفتم چطور ممکن است سازمانی با ماموریتی جهانی، مهمترین نقطه مزیتش را با کوته نگری، به نقطه ضعف تبدیل کند و بدتر اینکه به آن افتخار کند؟! صحبت از عدم نظارت یا اختیارات تام به رایزنان نیست بلکه صحبت از پایه گذاری سنتی ناپسند و رویه ای غلط، یعنی تهمت زنی و زود قضاوت کردن است که انگیزه و عملکرد مسئولان فرهیخته را به محاق می برد، تا جایی که عطای دلسوزی و وظیفه مداری را به لقایش می بخشند و منفعت گرایی، صحنه را قبضه می کند؛ این وسط هم، سازمان می ماند و انبوه کارهای نکرده اش...
ادامه دارد ...
اندیشکده مرصاد
«دول بیملت، ملل بیدولت، و آیندۀ نزاع خلیجی» در عربستان خبر خاصی نیست! ۲۷ سال است که تقریبا هیچ اتفاق خاصی که واقعا منشا آن را خود سعودی بتوان دانست نیفتاده است! با مرور روزهای حملۀ صدام به کویت و سلسله وقایع بعدی که رابطه میان اسلامگرایی و دولت سعودی را…
🖋 تعلیقات یکی از اساتید سرشناس کویتی در مورد مقاله «دول بیملت»:
📣 نکاتی حول تعلیقات این شخصیت که ترجیح دادند نامشان محفوظ باشد در روزهای آتی بیان خواهد شد
🔻🔻🔻
تتعامل المقالة مع موضوع مهم وهو العلاقات بين دول مجلس التعاون لدول الخليج العربية وخصوصا بين ثلاث دول هي: السعودية والإمارات وقطر. وأعتقد أن من المهم للقارئ في إيران أن يقف على طبيعة هذه العلاقات خصوصا في ظل الأزمة الأخيرة التي يشهدها المجلس.
وبإمكان تأكيد جملة من الأمور الإيجابية في المقالة:
١. المقالة جميلة من حيث ربط الأحداث والأسماء والمؤسسات.
٢. لديكم اطلاع واسع على الأحداث في دول مجلس التعاون كما أن تتبعكم لها مُلفت للنظر. وأعتقد أن القليلين في إيران على دراية واسعة بما يجري في هذه الدول.
٣. وأعتقد أن الاقتراحات المقدمة في الخاتمة مهمة جدا.
إلا أن هناك جملة من الأمور التي تحتاج إلى توضيح أو شرح أو حتى تعديل:
اولا: لا يمكن اعتبار المقالة ورقة بحثية لأنها منحازة ضد السعودية... أن النص لابد وأن يكون محايدا قدر المستطاع. كما أتفهم أن اللغة المحايدة تجاه إيران غائبة عن الكتابات الخليجية بشكل عام والسعودية بشكل خاص، إلا أنني أفضل الحياد عند كتابة الأبحاث.
ثانيا: هناك مشكلة متمثلة في البناء على بعض المعلومات غير المؤكدة والتي دفعتكم إلى إصدار أحكام عامة. فعلى سبيل المثال: تعتقدون أن لآل نهيان وآل ثاني خطط للسيطرة على السعودية. قد يكون ذلك صحيحا، ولكن ما الدليل على ذلك؟ تم التوصل إلى هذا الحكم أو الاستنتاج بناء على بعض المعلومات غير المؤكدة كالحديث عن أن حساب مجتهد مدعوم من قطر. قد يكون هذا الادعاء هو ادعاء سعودي ويدخل ضمن الحرب الإعلامية بين الدولتين. كما أن المصادر التي استنتم عليها قليلة وبعضها يرجح النظرة الدعائية للسعودية تجاه قطر كالمقالة حول ناصر العمر، ومقالة العربية حول التيارين السروري والإخواني.
ثالثا: لا أعتقد أن جماعة الإخوان المسلمين في الإمارات أرادت تشكيل قوة شبه نظامية للإطاحة بالنظام الإماراتي. قد يدخل هذا الإدعاء ضمن حملة تشويه تقوم بها حكومة أبوظبي ضد الإخوان.
رابعا: تمت الإشارة إلى الجامية في موقعين دون تعريف القارئ في إيران بهذه المجموعة وطريقة تفكيرها وعلاقتها بالحكومات بصفة عامة.
خامسا: لا أعتقد أن الوهابية التقليدية هي المجموعة الوحيدة الداعمة للنظام في السعودية، وأعتقد أن ما يسمى بالتيار الليبرالي هناك داعم أيضا للنظام.
سادسا: لا أعتقد على المستوى الشخصي أن هناك تيار ليبرالي حقيقي في المجتمعات الخليجية.
هذا التيار الذي يُنتسب لليبرالية لا يهمه إلا التحرر الاجتماعي والاقتصادي ولا يهتم بشكل عام بالحريات السياسية، لذلك فكثير من ”الليبراليين“ في الخليج هم من دعاة قمع الإسلاميين ومن المؤيدين للسلطة. وأتفق مع ما أشرتم له حول موقف ”الليبراليين“ من السلطة. أنا شخصيا أسميهم بالتيار العلماني غير الديمقراطي، وهناك من يسميهم بالتيار ”الليبروجامي“ نظرا لعدم اختلافهم عن التيار الجامي في مسألة طاعة ولي الأمر.
سابعا: لا يمكن الجزم بأن الحكومة الإماراتية هي الحكومة الوحيدة التي تقف وراء النقد الموجه للتيار الديني في الوطن العربي. بل يمكن أن نثير الفرضية التالية: قد تكون الحكومة السعودية هي التي تحرك بعض ”الليبراليين“ بهدف ضرب الإسلاميين، وقد تكون هي التي دفعت بفكرة مسلسل غرابيب سود على سبيل المثال. وكون مؤسسة الإم بي سي - ومن تحتها قناة العربية - هي مؤسسة سعودية يعني ذلك أن ما تعرضه يتوافق مع السياسة العامة المملكة. ولكن كيف نفسر خروج بعض الأصوات الناقمة على السلفية في المؤسسة كمقابلة فؤاد الهاشم؟ قد تحدث أخطاء غير متوقعة في البرامج التلفزيونية وهجوم فؤاد الهاشم يمكن تفسيره من هذه الزاوية، لا من زاوية دفع الإمارات للقناتين للهجوم على الوهابية السعودية. وأعتقد أن هناك توافق سعودي - إماراتي حول الدفع باتجاه سيطرة التيار الجامي على المؤسسات الدينية في دول الخليج العربية.
في الختام، أكرر شكري لكم وأتمنى أن تكون النقاط سابقة الذكر مفيدة. كما أعتذر عن الإطالة، وعن أية أخطاء غير مقصودة هنا.
🔸🔸🔸
📣 نکاتی حول تعلیقات این شخصیت که ترجیح دادند نامشان محفوظ باشد در روزهای آتی بیان خواهد شد
🔻🔻🔻
تتعامل المقالة مع موضوع مهم وهو العلاقات بين دول مجلس التعاون لدول الخليج العربية وخصوصا بين ثلاث دول هي: السعودية والإمارات وقطر. وأعتقد أن من المهم للقارئ في إيران أن يقف على طبيعة هذه العلاقات خصوصا في ظل الأزمة الأخيرة التي يشهدها المجلس.
وبإمكان تأكيد جملة من الأمور الإيجابية في المقالة:
١. المقالة جميلة من حيث ربط الأحداث والأسماء والمؤسسات.
٢. لديكم اطلاع واسع على الأحداث في دول مجلس التعاون كما أن تتبعكم لها مُلفت للنظر. وأعتقد أن القليلين في إيران على دراية واسعة بما يجري في هذه الدول.
٣. وأعتقد أن الاقتراحات المقدمة في الخاتمة مهمة جدا.
إلا أن هناك جملة من الأمور التي تحتاج إلى توضيح أو شرح أو حتى تعديل:
اولا: لا يمكن اعتبار المقالة ورقة بحثية لأنها منحازة ضد السعودية... أن النص لابد وأن يكون محايدا قدر المستطاع. كما أتفهم أن اللغة المحايدة تجاه إيران غائبة عن الكتابات الخليجية بشكل عام والسعودية بشكل خاص، إلا أنني أفضل الحياد عند كتابة الأبحاث.
ثانيا: هناك مشكلة متمثلة في البناء على بعض المعلومات غير المؤكدة والتي دفعتكم إلى إصدار أحكام عامة. فعلى سبيل المثال: تعتقدون أن لآل نهيان وآل ثاني خطط للسيطرة على السعودية. قد يكون ذلك صحيحا، ولكن ما الدليل على ذلك؟ تم التوصل إلى هذا الحكم أو الاستنتاج بناء على بعض المعلومات غير المؤكدة كالحديث عن أن حساب مجتهد مدعوم من قطر. قد يكون هذا الادعاء هو ادعاء سعودي ويدخل ضمن الحرب الإعلامية بين الدولتين. كما أن المصادر التي استنتم عليها قليلة وبعضها يرجح النظرة الدعائية للسعودية تجاه قطر كالمقالة حول ناصر العمر، ومقالة العربية حول التيارين السروري والإخواني.
ثالثا: لا أعتقد أن جماعة الإخوان المسلمين في الإمارات أرادت تشكيل قوة شبه نظامية للإطاحة بالنظام الإماراتي. قد يدخل هذا الإدعاء ضمن حملة تشويه تقوم بها حكومة أبوظبي ضد الإخوان.
رابعا: تمت الإشارة إلى الجامية في موقعين دون تعريف القارئ في إيران بهذه المجموعة وطريقة تفكيرها وعلاقتها بالحكومات بصفة عامة.
خامسا: لا أعتقد أن الوهابية التقليدية هي المجموعة الوحيدة الداعمة للنظام في السعودية، وأعتقد أن ما يسمى بالتيار الليبرالي هناك داعم أيضا للنظام.
سادسا: لا أعتقد على المستوى الشخصي أن هناك تيار ليبرالي حقيقي في المجتمعات الخليجية.
هذا التيار الذي يُنتسب لليبرالية لا يهمه إلا التحرر الاجتماعي والاقتصادي ولا يهتم بشكل عام بالحريات السياسية، لذلك فكثير من ”الليبراليين“ في الخليج هم من دعاة قمع الإسلاميين ومن المؤيدين للسلطة. وأتفق مع ما أشرتم له حول موقف ”الليبراليين“ من السلطة. أنا شخصيا أسميهم بالتيار العلماني غير الديمقراطي، وهناك من يسميهم بالتيار ”الليبروجامي“ نظرا لعدم اختلافهم عن التيار الجامي في مسألة طاعة ولي الأمر.
سابعا: لا يمكن الجزم بأن الحكومة الإماراتية هي الحكومة الوحيدة التي تقف وراء النقد الموجه للتيار الديني في الوطن العربي. بل يمكن أن نثير الفرضية التالية: قد تكون الحكومة السعودية هي التي تحرك بعض ”الليبراليين“ بهدف ضرب الإسلاميين، وقد تكون هي التي دفعت بفكرة مسلسل غرابيب سود على سبيل المثال. وكون مؤسسة الإم بي سي - ومن تحتها قناة العربية - هي مؤسسة سعودية يعني ذلك أن ما تعرضه يتوافق مع السياسة العامة المملكة. ولكن كيف نفسر خروج بعض الأصوات الناقمة على السلفية في المؤسسة كمقابلة فؤاد الهاشم؟ قد تحدث أخطاء غير متوقعة في البرامج التلفزيونية وهجوم فؤاد الهاشم يمكن تفسيره من هذه الزاوية، لا من زاوية دفع الإمارات للقناتين للهجوم على الوهابية السعودية. وأعتقد أن هناك توافق سعودي - إماراتي حول الدفع باتجاه سيطرة التيار الجامي على المؤسسات الدينية في دول الخليج العربية.
في الختام، أكرر شكري لكم وأتمنى أن تكون النقاط سابقة الذكر مفيدة. كما أعتذر عن الإطالة، وعن أية أخطاء غير مقصودة هنا.
🔸🔸🔸
💠بدیل راهبرد وحدت چه میتواند باشد؟💠
👤حمید عظیمی
چند سالیست ایام هفتۀ وحدت که نزدیک می شود در کنار بازتولید گفتمان رسمی موجود، برآمدن خرده گفتمان هایی را در نقد پروژۀ وحدت اسلامی مشاهده می کنیم. به نظر می رسد فضای عمومی نخبگان جهت تغییر رویکرد آماده است و رقابتی سخت میان آلترناتیوهای ایجابی گفتمان موجود، پیش روست. در این شرایط مستعدِ طرحهای نو بد نیست مختصری از ایدۀ «دیپلماسی مذهبی» بگوییم.
نخست لازم است توجه کنیم این رویکرد عمدتا در نقد یک ویژگی مشترک میان پروژۀ وحدت مذاهب و دیگر رقیب مهم آن یعنی سکولاریزاسیون است. وصول به هدف این دو پروژه از رهگذر تغییر در سرشت یا صورت مذاهب بوده است و به تناسب مقاومت مذاهب در مقابل مرززدایی از خود، این حرکت ها نیز عقیم مانده اند. هر دوی این مسیرها در حقیقت انحلال صورت مسئلۀ مذاهب است. یکی تلاش میکند مذاهب را ترکیب نموده و دیگری در پی امحاء حقیقت معطوف به قدرت آنهاست.
حال گمانمان بر این است که جز دستکاری نفس مذاهب راه های دیگری نیز برای فروکاستن از آثار منفی رقابت میان فرقه ای وجود دارد. دسته ای از این راه حل ها را باید در نگره ای جست که ما آن را نگاه نهادی به مسائل مذاهب می خوانیم. اینجا دیگر مسئله نه مضمون فرَق که ساختار آن و نسبت این ساختار با دیگر کلان ساختارهای اجتماعی است.
به بیان دیگر فارغ از اینکه معتقدات مذهبی چه باشد مسائلی چون میزان تمرکزگرایی در سازمان آن یا نحوۀ رابطۀ نهادی آن با قدرت می تواند نقشی تعیین کننده در نحوۀ تعامل آن با دیگر مذاهب بازی کند.
همانطور که واحدهای سیاسی نمی توانند بدون نهادسازی، تعاملات خارجی خود را تنظیم کنند، هویت های مذهبی نیز تا زمانی که گرفتار تسلط دین تودگانی و سازمان نایافته اند در ترسیم یک فرایند حل اختلاف و خلق مصالح مشترک دچار خلل خواهند بود. تفاهم با هویت هایی اجتماعی که خود تفاهم درونی نداشته و نتوانسته اند تعامل جمعی خود را بر نظمی استوار کنند بسیار مشکل است؛ اگر محال نباشد!
نوعا در تخاطب با چنین جوامعی تنها بر ابزارهای پرهزینۀ ارتباط جمعی و رسانه های عمومی می توان تکیه کرد. با این حال محصول چنین الگوی پرمئونهای نمی تواند زود بازده باشد. لختی توده ها باعث می شود همزمان سرعت حصول تفاهم و فروپاشی آن کم شود. در مقابل توافق با یک نهاد می تواند در ساعتی حاصل شود و تا سقفی نامحدود پایدار بماند.
چالش دومی که در برابر اقدامات متقابل نهادهای مذهب ظاهر می شود ماهیت تعهدگریز پدیدارهای تئولوژیک است. رفتارهای منبعث از مذهب به دلیل تقدس ذاتیشان می تواند فراتر از حرمت تعهدات برون دینی تلقی شوند. به این علت عقود بینامذهبی حدوثا و بقائا دچار چالشهای تئوریک اند. برای تحقق دیپلماسی مذهبی اولا باید پاسخ داد که بر اساس مبانی مذاهب امکان تعهدی نسبت به یک رفتار دینی چقدر پذیرفته است. سوال دیگر این خواهد بود که به فرض حصول عقدی، به چه میزان در مقابل تعارض های نوپدید درون مذهبی پایدار و مضمن خواهد بود.
این سوالات به خصوص از این جهت مهم اند که گام های متقابل مذاهب عموما نمی توانند به شکل پایاپای و فوری انجام شوند. لذا در طراحی این اقدامات شاید مهمترین گام ابداع مکانیسم های تئوریک و عملی اعتمادسازی باشد. در واقع بدون علاج این مشکل بهترین ایده های همکاری دیپلماتیک نیز خاصیت خود را از دست خواهند داد.
دست آخر توجه داریم که گزینش مفهوم دیپلماسی به جای مفاهیمی همچون صلح و رواداری و وحدت، در گریز از وقوع در داوری های هنجاری است. این رویکرد تاکیدی است بر این معنا که ما در مورد یک «گزینه» سخن می گوییم نه ارزش مطلق.
با انکار مزایای جنگ نمی توان مانع آن شد. همچنان که پررنگ ساختن تصنعی عناصر وحدتی دین در برابر مفاهیم نزهتی آن همچون برائت و انکار منکر، دیگر نمی تواند مثمر باشد. آنچه عملی است نه سخنان شعارگونه و ترویج ارزش های مطلق، که روشن کردن مرز مطلوباتیست که ارزش جنگ دارند با مطلوباتی که می توان با ابزارهای نرم به دست آورد.
🔸🔸🔸
(https://attach.fahares.com/C7Cg1ie6rBMAljJmFBJt4A==)
_________
@mersadcss©
👤حمید عظیمی
چند سالیست ایام هفتۀ وحدت که نزدیک می شود در کنار بازتولید گفتمان رسمی موجود، برآمدن خرده گفتمان هایی را در نقد پروژۀ وحدت اسلامی مشاهده می کنیم. به نظر می رسد فضای عمومی نخبگان جهت تغییر رویکرد آماده است و رقابتی سخت میان آلترناتیوهای ایجابی گفتمان موجود، پیش روست. در این شرایط مستعدِ طرحهای نو بد نیست مختصری از ایدۀ «دیپلماسی مذهبی» بگوییم.
نخست لازم است توجه کنیم این رویکرد عمدتا در نقد یک ویژگی مشترک میان پروژۀ وحدت مذاهب و دیگر رقیب مهم آن یعنی سکولاریزاسیون است. وصول به هدف این دو پروژه از رهگذر تغییر در سرشت یا صورت مذاهب بوده است و به تناسب مقاومت مذاهب در مقابل مرززدایی از خود، این حرکت ها نیز عقیم مانده اند. هر دوی این مسیرها در حقیقت انحلال صورت مسئلۀ مذاهب است. یکی تلاش میکند مذاهب را ترکیب نموده و دیگری در پی امحاء حقیقت معطوف به قدرت آنهاست.
حال گمانمان بر این است که جز دستکاری نفس مذاهب راه های دیگری نیز برای فروکاستن از آثار منفی رقابت میان فرقه ای وجود دارد. دسته ای از این راه حل ها را باید در نگره ای جست که ما آن را نگاه نهادی به مسائل مذاهب می خوانیم. اینجا دیگر مسئله نه مضمون فرَق که ساختار آن و نسبت این ساختار با دیگر کلان ساختارهای اجتماعی است.
به بیان دیگر فارغ از اینکه معتقدات مذهبی چه باشد مسائلی چون میزان تمرکزگرایی در سازمان آن یا نحوۀ رابطۀ نهادی آن با قدرت می تواند نقشی تعیین کننده در نحوۀ تعامل آن با دیگر مذاهب بازی کند.
همانطور که واحدهای سیاسی نمی توانند بدون نهادسازی، تعاملات خارجی خود را تنظیم کنند، هویت های مذهبی نیز تا زمانی که گرفتار تسلط دین تودگانی و سازمان نایافته اند در ترسیم یک فرایند حل اختلاف و خلق مصالح مشترک دچار خلل خواهند بود. تفاهم با هویت هایی اجتماعی که خود تفاهم درونی نداشته و نتوانسته اند تعامل جمعی خود را بر نظمی استوار کنند بسیار مشکل است؛ اگر محال نباشد!
نوعا در تخاطب با چنین جوامعی تنها بر ابزارهای پرهزینۀ ارتباط جمعی و رسانه های عمومی می توان تکیه کرد. با این حال محصول چنین الگوی پرمئونهای نمی تواند زود بازده باشد. لختی توده ها باعث می شود همزمان سرعت حصول تفاهم و فروپاشی آن کم شود. در مقابل توافق با یک نهاد می تواند در ساعتی حاصل شود و تا سقفی نامحدود پایدار بماند.
چالش دومی که در برابر اقدامات متقابل نهادهای مذهب ظاهر می شود ماهیت تعهدگریز پدیدارهای تئولوژیک است. رفتارهای منبعث از مذهب به دلیل تقدس ذاتیشان می تواند فراتر از حرمت تعهدات برون دینی تلقی شوند. به این علت عقود بینامذهبی حدوثا و بقائا دچار چالشهای تئوریک اند. برای تحقق دیپلماسی مذهبی اولا باید پاسخ داد که بر اساس مبانی مذاهب امکان تعهدی نسبت به یک رفتار دینی چقدر پذیرفته است. سوال دیگر این خواهد بود که به فرض حصول عقدی، به چه میزان در مقابل تعارض های نوپدید درون مذهبی پایدار و مضمن خواهد بود.
این سوالات به خصوص از این جهت مهم اند که گام های متقابل مذاهب عموما نمی توانند به شکل پایاپای و فوری انجام شوند. لذا در طراحی این اقدامات شاید مهمترین گام ابداع مکانیسم های تئوریک و عملی اعتمادسازی باشد. در واقع بدون علاج این مشکل بهترین ایده های همکاری دیپلماتیک نیز خاصیت خود را از دست خواهند داد.
دست آخر توجه داریم که گزینش مفهوم دیپلماسی به جای مفاهیمی همچون صلح و رواداری و وحدت، در گریز از وقوع در داوری های هنجاری است. این رویکرد تاکیدی است بر این معنا که ما در مورد یک «گزینه» سخن می گوییم نه ارزش مطلق.
با انکار مزایای جنگ نمی توان مانع آن شد. همچنان که پررنگ ساختن تصنعی عناصر وحدتی دین در برابر مفاهیم نزهتی آن همچون برائت و انکار منکر، دیگر نمی تواند مثمر باشد. آنچه عملی است نه سخنان شعارگونه و ترویج ارزش های مطلق، که روشن کردن مرز مطلوباتیست که ارزش جنگ دارند با مطلوباتی که می توان با ابزارهای نرم به دست آورد.
🔸🔸🔸
(https://attach.fahares.com/C7Cg1ie6rBMAljJmFBJt4A==)
_________
@mersadcss©
Telegram
attach 📎
🔎«مشاهدات نمایندۀ سابق ایران در سازمان کنفرانس اسلامی از دربار سعودی»
🔰قریب به یک سال از برگزاری این مصاحبۀ ذی قیمت با استاد صباح زنگنه می گذرد. اکنون با توجه مناقشات درونی شاهزادگان ریاض بر آن شدیم تا این مصاحبه برای عموم مخاطبان به انتشار در آید.
🔰خوانندگان در این متن با حجم وسیعی از اطلاعات بکر و دست اول استاد که در تماس مستقیم با فضای خاندان حاکم سعودی به دست آمده مواجه خواهند شد:
http://mersadcss.com/fa/product/int-sabah/
@mersadcss©
🔰قریب به یک سال از برگزاری این مصاحبۀ ذی قیمت با استاد صباح زنگنه می گذرد. اکنون با توجه مناقشات درونی شاهزادگان ریاض بر آن شدیم تا این مصاحبه برای عموم مخاطبان به انتشار در آید.
🔰خوانندگان در این متن با حجم وسیعی از اطلاعات بکر و دست اول استاد که در تماس مستقیم با فضای خاندان حاکم سعودی به دست آمده مواجه خواهند شد:
http://mersadcss.com/fa/product/int-sabah/
@mersadcss©
💎دکتر مسعود اسداللهی: اهلسنت نیازی به وحدت با شیعه احساس نمیکنند / اسلامگرایان اهلسنت خود را هم پیمان تاکتیکی ما می دانند نه همپیمان راهبردی
📌بخش هایی از متن:
◀️وقتی کشور خودمان را «ام القرای اسلامی» اعلام می کنیم یعنی میگوییم ما محور هستیم و آقای اهل سنت بیا با ما وحدت کن، خوب این از اول به نتیجه نمیرسد.
◀️شیعیان غیرایرانی از آن جهت که با اهلسنت تعامل روزمره داشتند، فهم متفاوتی از اهلسنت دارند و مثل ما خوشبین نیستند. به عنوان مثال حزبالله لبنان برخلاف ما از ابتدا با تعبیر «بیداری اسلامی» مخالف بود. من کسی را مثل سیدحسن نصرالله ندیده ام که ذوب در ولایت آقا باشد، ولی ایشان معمولا از به کارگیری کلمه بیداری اسلامی ابا داشته و به ندرت آن را به کار برده است.
◀️در ایران از ابتدای انقلاب طرز تفکری داشتیم که به نظر من یک اشتباه راهبردی بوده است. ما فکر میکردیم چون انقلاب اسلامی، ماهیت اسلامی دارد بنابراین اسلامگرایان اهل سنت از پیروزی انقلاب اسلامی خوشحال شده و مدافع انقلاب و همپیمانهای طبیعی ما هستند.
◀️ممکن است بعضیها از حرف من برداشت اشتباه کنند. نه، اتفاقاً من میگویم باید با اینها کار کنیم اما باید همواره به خاطر داشته باشیم که آنها خود را همپیمانان تاکتیکی ما می دانند.
🔗متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
http://mersadcss.com/fa/product/int-asadollahi/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
📌بخش هایی از متن:
◀️وقتی کشور خودمان را «ام القرای اسلامی» اعلام می کنیم یعنی میگوییم ما محور هستیم و آقای اهل سنت بیا با ما وحدت کن، خوب این از اول به نتیجه نمیرسد.
◀️شیعیان غیرایرانی از آن جهت که با اهلسنت تعامل روزمره داشتند، فهم متفاوتی از اهلسنت دارند و مثل ما خوشبین نیستند. به عنوان مثال حزبالله لبنان برخلاف ما از ابتدا با تعبیر «بیداری اسلامی» مخالف بود. من کسی را مثل سیدحسن نصرالله ندیده ام که ذوب در ولایت آقا باشد، ولی ایشان معمولا از به کارگیری کلمه بیداری اسلامی ابا داشته و به ندرت آن را به کار برده است.
◀️در ایران از ابتدای انقلاب طرز تفکری داشتیم که به نظر من یک اشتباه راهبردی بوده است. ما فکر میکردیم چون انقلاب اسلامی، ماهیت اسلامی دارد بنابراین اسلامگرایان اهل سنت از پیروزی انقلاب اسلامی خوشحال شده و مدافع انقلاب و همپیمانهای طبیعی ما هستند.
◀️ممکن است بعضیها از حرف من برداشت اشتباه کنند. نه، اتفاقاً من میگویم باید با اینها کار کنیم اما باید همواره به خاطر داشته باشیم که آنها خود را همپیمانان تاکتیکی ما می دانند.
🔗متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
http://mersadcss.com/fa/product/int-asadollahi/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
💎دکتر احمد رهدار در گفتگو با اندیشکده مرصاد:
باید تقریرهای متکثر از تقریب شکل بگیرد / تقریب در حوزه های عرفی دنبال شود
📌بخشهایی از گفتگو:
✅استراتژی وحدت که ما از آن به عنوان استراتژی تقریب یاد میکنیم، در جهان معاصر ما در یک وضعیت فعالانه آغاز نشده است. یک اتفاق بیرون از اراده اسلامی، بلکه علیه اراده اسلامی، به نام اشغال فلسطین، افتاده و این خاستگاه یک اتفاق عملی در جهان اسلام شده، مبنی بر رویکرد تقریب و وحدت.
✅تقریب باید تولید قدرت کند، یعنی من و شما زمانی که با هم نیستیم یک قدرت داریم و زمانی که با هم باشیم، علیالقاعده باید یک قدرت متفاوتی داشته باشیم. الان تقریب و مناسباتی که در جهان اسلام دارد تقریب را نمایندگی میکند، چه اندازه منجر به تولید قدرت اسلامی شده است؟
✅اگر به جای وحدت اعتقادی، وحدت منافع را جایگزین کنید، هسته وحدت را از مسائل اعتقادی، به مسائل دیگری، از جمله مسائل اقتصادی تغییر دهید، وارد یک عمل وحدت میشوید، نه تنها یک ذهنیت وحدت.
✅من بر این باور هستم که داعش روی آسیبشناسی استراتژی تقریب دارد شکل میگیرد. مردم خسته میشوند. بخشی از تحلیل جامعهشناختی داعش، روش ارائه تقریب ما است. امت اسلامی از این نفاق دینی که درست کردهایم خسته میشوند
✅تقریب را باید از سطح سیاست به سطح فرهنگ انتقال بدهیم و این نشده است. اینکه میگویم بیناذهنی امت اسلامی نیست، چیزی که بیناذهنی امت اسلامی شود، خود امت برای آن هزینه میکند، و لازم نیست که کشور ایران میلیونها دلار هزینه کند
✅ما وحدت را به ایران، داخل لانه زنبور آوردهایم. جای وحدت که اینجا نیست. کریمانه این وحدت را به الازهر یا کشور دیگری بدهیم. کنفرانس وحدت اتفاقاً بعضی از بحثها و حرفهایی که اینجا میزند، در تریبون ایران این است که ما نمیخواهیم ایران محور کنفرانس وحدت باشد.
🔗متن کامل مصاحبه:
http://mersadcss.com/fa/product/int-rhdar/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
باید تقریرهای متکثر از تقریب شکل بگیرد / تقریب در حوزه های عرفی دنبال شود
📌بخشهایی از گفتگو:
✅استراتژی وحدت که ما از آن به عنوان استراتژی تقریب یاد میکنیم، در جهان معاصر ما در یک وضعیت فعالانه آغاز نشده است. یک اتفاق بیرون از اراده اسلامی، بلکه علیه اراده اسلامی، به نام اشغال فلسطین، افتاده و این خاستگاه یک اتفاق عملی در جهان اسلام شده، مبنی بر رویکرد تقریب و وحدت.
✅تقریب باید تولید قدرت کند، یعنی من و شما زمانی که با هم نیستیم یک قدرت داریم و زمانی که با هم باشیم، علیالقاعده باید یک قدرت متفاوتی داشته باشیم. الان تقریب و مناسباتی که در جهان اسلام دارد تقریب را نمایندگی میکند، چه اندازه منجر به تولید قدرت اسلامی شده است؟
✅اگر به جای وحدت اعتقادی، وحدت منافع را جایگزین کنید، هسته وحدت را از مسائل اعتقادی، به مسائل دیگری، از جمله مسائل اقتصادی تغییر دهید، وارد یک عمل وحدت میشوید، نه تنها یک ذهنیت وحدت.
✅من بر این باور هستم که داعش روی آسیبشناسی استراتژی تقریب دارد شکل میگیرد. مردم خسته میشوند. بخشی از تحلیل جامعهشناختی داعش، روش ارائه تقریب ما است. امت اسلامی از این نفاق دینی که درست کردهایم خسته میشوند
✅تقریب را باید از سطح سیاست به سطح فرهنگ انتقال بدهیم و این نشده است. اینکه میگویم بیناذهنی امت اسلامی نیست، چیزی که بیناذهنی امت اسلامی شود، خود امت برای آن هزینه میکند، و لازم نیست که کشور ایران میلیونها دلار هزینه کند
✅ما وحدت را به ایران، داخل لانه زنبور آوردهایم. جای وحدت که اینجا نیست. کریمانه این وحدت را به الازهر یا کشور دیگری بدهیم. کنفرانس وحدت اتفاقاً بعضی از بحثها و حرفهایی که اینجا میزند، در تریبون ایران این است که ما نمیخواهیم ایران محور کنفرانس وحدت باشد.
🔗متن کامل مصاحبه:
http://mersadcss.com/fa/product/int-rhdar/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
◀️حجت الاسلام محمدعلی میرزایی:
ضرورت جایگزینی ایده «وحدت جهان اسلام» به جای «تقریب مذاهب»/رویکرد تمدنی بر اندیشه و رفتار ما حاکم نیست
✅بخشهایی از مصاحبه:
📌اگر پروژه وحدت برای جمهوری اسلامی راه نمی افتاد و ادبیات فرامذهبی در انقلاب نهادینه نمی شد و جهان باور می کرد که پروژه امام خمینی یک پروژه شیعی است و نه اسلامی، یک پروژه دینی است و نه انسانی، امروز آسیب های انقلاب بیش از الان بود.
📌اتفاقا به نوعی از نظر استراتژیک، ایران حوزه استراتژیک منطقه ای را با انقلاب خودش کاست. چون شاه یک امپراطور شیعی بود و امام خمینی یک فقیه شیعی بود. اما سیطره و هیمنه خاورمیانه ای شاه را نداشت. بالاخره قدرت اسرائیل و امریکا قدرت های همپوشاننده با قدرت نظامی استراتژیک ایران بودند. پیمان امریکا، اسرائیل، شاه، اقتدارش در منطقه بسیار بیشتر از پیمان ایران، حزب الله، و عراق و مستضعفین منطقه است.
📌«وحدت جهان اسلام» جایش را به «تقریب مذاهب» داد؛ یعنی یک تقلیل نگاه اتفاق افتاد. عنوان وحدت جهان اسلام یک عنوان تمدن ساز است. عنوان تقریب مذاهب یک عنوان ایدئولوژیکی است. یعنی عنوانی مرتبط با باورهای ایدئولوژیکی مردم است. انتقال از وحدت جهان اسلام به تقارب مذهبی یک انتقال فروکاهنده است. ما باید با تقریب مذاهب شروع می کردیم و به وحدت جهان اسلام می رسیدیم اما ما با وحدت شروع کردیم و به تقریب رسیدیم آن هم تقریب مذاهب.
📌از تقریب مذاهب نمی شود به وحدت مذاهب رسید. نمی شود به اتحاد مذاهب رسید. از اتحاد مذاهب و بلکه وحدت مذاهب هم نمی شود به تمدن رسید، به امت رسید. به تعبیر روشن تر نزدیک شدن مذاهب لزوما به معنای تحقق امت نیست. مذاهب یکی هم که بشوند باز هم لزوما امت تشکیل نمی شود.
📌یکی از دلایل عدم موفقیت همین بودکه پروژه سنتی تقریب مذاهب ما براساس مشترکگیری و تاکید بر مشترکات شکل گرفت. مشترکات فروع مذاهب، نه براساس شکلدهی به یک مذهب مشترک. یعنی در حقیقت یک نوع تاکید بر جزئیات مشترک، نه تاکید بر کلیت حاکم. مذاهب حاضر نشدند مشروعیت بخشی وجودی خودشان را از عناصر درون مذهبی به یک مرجعیت بیرون مذهبی منتقل کنند. مثلا همه مذاهب بگویند ما در فقه و اخلاق و جامعه و مذاهب و امت و همه چیز محکوم به احکام قرآن هستیم.
📌ما تا این لحظه مفهوم وحدت را در عرصه تمدن – امت دقیقا تصور هم نکرده ایم چه رسد به اینکه بخواهیم کارکرد خودمان را ارزیابی کنیم.
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/int-mirzai/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
ضرورت جایگزینی ایده «وحدت جهان اسلام» به جای «تقریب مذاهب»/رویکرد تمدنی بر اندیشه و رفتار ما حاکم نیست
✅بخشهایی از مصاحبه:
📌اگر پروژه وحدت برای جمهوری اسلامی راه نمی افتاد و ادبیات فرامذهبی در انقلاب نهادینه نمی شد و جهان باور می کرد که پروژه امام خمینی یک پروژه شیعی است و نه اسلامی، یک پروژه دینی است و نه انسانی، امروز آسیب های انقلاب بیش از الان بود.
📌اتفاقا به نوعی از نظر استراتژیک، ایران حوزه استراتژیک منطقه ای را با انقلاب خودش کاست. چون شاه یک امپراطور شیعی بود و امام خمینی یک فقیه شیعی بود. اما سیطره و هیمنه خاورمیانه ای شاه را نداشت. بالاخره قدرت اسرائیل و امریکا قدرت های همپوشاننده با قدرت نظامی استراتژیک ایران بودند. پیمان امریکا، اسرائیل، شاه، اقتدارش در منطقه بسیار بیشتر از پیمان ایران، حزب الله، و عراق و مستضعفین منطقه است.
📌«وحدت جهان اسلام» جایش را به «تقریب مذاهب» داد؛ یعنی یک تقلیل نگاه اتفاق افتاد. عنوان وحدت جهان اسلام یک عنوان تمدن ساز است. عنوان تقریب مذاهب یک عنوان ایدئولوژیکی است. یعنی عنوانی مرتبط با باورهای ایدئولوژیکی مردم است. انتقال از وحدت جهان اسلام به تقارب مذهبی یک انتقال فروکاهنده است. ما باید با تقریب مذاهب شروع می کردیم و به وحدت جهان اسلام می رسیدیم اما ما با وحدت شروع کردیم و به تقریب رسیدیم آن هم تقریب مذاهب.
📌از تقریب مذاهب نمی شود به وحدت مذاهب رسید. نمی شود به اتحاد مذاهب رسید. از اتحاد مذاهب و بلکه وحدت مذاهب هم نمی شود به تمدن رسید، به امت رسید. به تعبیر روشن تر نزدیک شدن مذاهب لزوما به معنای تحقق امت نیست. مذاهب یکی هم که بشوند باز هم لزوما امت تشکیل نمی شود.
📌یکی از دلایل عدم موفقیت همین بودکه پروژه سنتی تقریب مذاهب ما براساس مشترکگیری و تاکید بر مشترکات شکل گرفت. مشترکات فروع مذاهب، نه براساس شکلدهی به یک مذهب مشترک. یعنی در حقیقت یک نوع تاکید بر جزئیات مشترک، نه تاکید بر کلیت حاکم. مذاهب حاضر نشدند مشروعیت بخشی وجودی خودشان را از عناصر درون مذهبی به یک مرجعیت بیرون مذهبی منتقل کنند. مثلا همه مذاهب بگویند ما در فقه و اخلاق و جامعه و مذاهب و امت و همه چیز محکوم به احکام قرآن هستیم.
📌ما تا این لحظه مفهوم وحدت را در عرصه تمدن – امت دقیقا تصور هم نکرده ایم چه رسد به اینکه بخواهیم کارکرد خودمان را ارزیابی کنیم.
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/int-mirzai/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
◀️حمید عظیمی:
مشکل اصلی نبود اعتماد بین طرفین است/ نظریه «دیپلماسی مذهبی» سازوکاری برای «اعتمادسازی» ایجاد میکند
🎤بخشهایی از گفتگو:
🔸سازۀ نظری بنده عمدتا روی سه ستون قرار گرفته و روی سه مفهوم اساسی استوار شده. یکی مفهوم «عقد» است که به شکل ویژه ما می خواهیم از آن استفاده کنیم، یکی مفهوم «نهاد» است و سومی هم مفهوم «صنف».
🔸موضوعی که همیشه هست اینکه شما در ارتباطات دو هویت اجتماعی مشکل «پیشبینی ناپذیری» دارید. یعنی مشکل همیشه مسائل روز و آنی ما نیست. خیلی وقت ها دو جریان اجتماعی با هم درگیر می شوند بخاطر آیندهای که از روند ارتباطاتشان با هم تصویر می کنند.
🔸در تعاملات مذهبی اتفاقی که می افتد این است که مذهب و عامل دین یک سری ارزش های دیگر ایجاد می کند که خیلی جاها از ارزش و مقدس بودن یک «عقد» می تواند جلوتر بزند، یعنی شما می توانی با طرف های دیگر قراردادی ببندی بر سر مسائل مذهبی که بعد از 5 سال یا 10 سال که از آن موضوع گذشت، با این توجیه که مسائل قدسی دیگری وجود دارد که ایجاب می کند که من این تعهدم را نادیده بگیرم این را کنار بزنید. این یک عدم قطعیت شدید ایجاد می کند در تصور مجموعه های مذهبی نسبت به یکدیگر.
🔸تا این درست نشود با یک مسئله بزرگ مواجهیم، مثل این است که در دنیای امروز زیرساخت نظری حقوق بین الملل نداشته باشی... تعامل آنی هم می توان کرد ولی تا آن زیرساخت وجود نداشته باشد شاید بشود گفت که هفتاد درصد تعاملات شما در سطح بین الملل به هم می ریزد. خیلی از این مکانیزم ها در جامعه عرب صدر اسلام خیلی بهتر از الان ما وجود داشته است. قسم که میخوردند قسم بود واقعا! حتی برای مشرکش هم سنگین بود که عهدش را بشکند. فکر کنید در چنین جامعه بسیطی ساختاری مثل این تعهدات از بین می رفت؛ آن ها چقدر بدوی تر و عقبمانده تر می شدند. ولی همین بین ماها نیست!
🔸در نظر بگیرید که ما می خواهیم به گروه احرارالشام یک ضمانتی در مورد آینده سیاسی سوریه بدهیم. تعهداتی از دو طرف داده شد و قرار شد که با هم یک پروسه سیاسی را طی کنیم و یک شراکتی کنیم، چه ضمانتی وجود دارد که گروهی که به شدت ایدئولوژیک است فردا اگر توانست، خلاف آنچه به ما ضمانت داده انجام ندهد؟ هم ما نسبت به آنها این مسئله را داریم هم آنها نسبت به ما.
🔸در پاسخ به سوال اینکه «چه کسی» ضامن این عقود است نیاز به یک مفهوم دیگر هم پیدا می کنید که ما عنوانش را «نهاد» میگذاریم. تا این نهاد ایجاد نشود، هم از بابت آن بحث ضمانتپذیری، هم از بابت اصل اینکه شما خلق مصالح کنید دچار مشکل می شوید.
🔸ما هر جا با بحث سازماننایافتگی و حرکت تودهوار، مواجه باشیم باید منتظر افزایش سطح درگیری و همین مسائلی که الان در جهان اسلام داریم بود. چارهاش چیست؟ این است که ما بتوانیم کم کم جهت عکس این را ترسیم کنیم و این یک مشکل بزرگ دارد! چون سال های اخیر، سطوح تصمیمگیر ما در کشور، کم و بیش این نتیجه رسیده که اتفاقا نه! ما کاری نکنیم که طرف های دیگری که با ما تعارض منافع دارند یا با ما تمایز هویتی دارند به سمت انسجام و سازمانیافتگی بروند و این سازماننایافتگی همانقدر که به آنها ضرر می زند، در توازن قوا به ما دست بالاتر می دهد.
🔸در سال های 2000 - 2006 از جهت نهادینگی یک حرکت صعودی در اهل سنت وجود داشت. به این خاطر که جریان اخوانی داشت قدرت پیدا می کرد و به تبع هیمنه خودش کم کم داشت مرجعیت دینی اش را به کلیت فضای اهل سنت تحمیل می کرد و از این جهت ما یک روند روبه رشد داشتیم. اصلا رو به سقوط نبود.
🔸در همین درگیری هایی که بین شیوخ جهادی ها با فرماندهان نظامی میدانی شان وجود دارد به خوبی می شود نشان داد که چقدر غلبه محاکم شرعیه و جریان شرعی هایی که کل ایدئولوژی شان بر خشونت بنا شده است می تواند رفتارهای نرم تری را در حرکت های اسلامی منجر شود، نسبت به اینکه چهار تا فرمانده نظامی و میدانی در این مجموعه ها غلبه پیدا کنند و مسلط شوند.
🔸وقتی شما صنفی را سوار بر کرسی قدرت می کنید که ابزار و مزیتش قدرت فیزیکی و سخت نیست، به طور طبیعی مکانیسمی را رقم می زند که آن نهادها و مجموعه صنف هایی که برتری شان در قدرت فیزیکی است، در پروسه سیاسی غلبه پیدا نکنند. آن روزی که یک شرعی یا شیخ ساختار سیاسی را طوری رقم بزند که سلاح ارزش و کارکردش از منبر و خطابه و وعظ و توجیه عقیدتی بالاتر برود، در واقع به ضرر خودش اقدام کرده است. ساختار سیاسی را به ضرر خودش تغییر داده و دستکاری کرده است.
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/int-azimi-tgh/
@mersadcss©
مشکل اصلی نبود اعتماد بین طرفین است/ نظریه «دیپلماسی مذهبی» سازوکاری برای «اعتمادسازی» ایجاد میکند
🎤بخشهایی از گفتگو:
🔸سازۀ نظری بنده عمدتا روی سه ستون قرار گرفته و روی سه مفهوم اساسی استوار شده. یکی مفهوم «عقد» است که به شکل ویژه ما می خواهیم از آن استفاده کنیم، یکی مفهوم «نهاد» است و سومی هم مفهوم «صنف».
🔸موضوعی که همیشه هست اینکه شما در ارتباطات دو هویت اجتماعی مشکل «پیشبینی ناپذیری» دارید. یعنی مشکل همیشه مسائل روز و آنی ما نیست. خیلی وقت ها دو جریان اجتماعی با هم درگیر می شوند بخاطر آیندهای که از روند ارتباطاتشان با هم تصویر می کنند.
🔸در تعاملات مذهبی اتفاقی که می افتد این است که مذهب و عامل دین یک سری ارزش های دیگر ایجاد می کند که خیلی جاها از ارزش و مقدس بودن یک «عقد» می تواند جلوتر بزند، یعنی شما می توانی با طرف های دیگر قراردادی ببندی بر سر مسائل مذهبی که بعد از 5 سال یا 10 سال که از آن موضوع گذشت، با این توجیه که مسائل قدسی دیگری وجود دارد که ایجاب می کند که من این تعهدم را نادیده بگیرم این را کنار بزنید. این یک عدم قطعیت شدید ایجاد می کند در تصور مجموعه های مذهبی نسبت به یکدیگر.
🔸تا این درست نشود با یک مسئله بزرگ مواجهیم، مثل این است که در دنیای امروز زیرساخت نظری حقوق بین الملل نداشته باشی... تعامل آنی هم می توان کرد ولی تا آن زیرساخت وجود نداشته باشد شاید بشود گفت که هفتاد درصد تعاملات شما در سطح بین الملل به هم می ریزد. خیلی از این مکانیزم ها در جامعه عرب صدر اسلام خیلی بهتر از الان ما وجود داشته است. قسم که میخوردند قسم بود واقعا! حتی برای مشرکش هم سنگین بود که عهدش را بشکند. فکر کنید در چنین جامعه بسیطی ساختاری مثل این تعهدات از بین می رفت؛ آن ها چقدر بدوی تر و عقبمانده تر می شدند. ولی همین بین ماها نیست!
🔸در نظر بگیرید که ما می خواهیم به گروه احرارالشام یک ضمانتی در مورد آینده سیاسی سوریه بدهیم. تعهداتی از دو طرف داده شد و قرار شد که با هم یک پروسه سیاسی را طی کنیم و یک شراکتی کنیم، چه ضمانتی وجود دارد که گروهی که به شدت ایدئولوژیک است فردا اگر توانست، خلاف آنچه به ما ضمانت داده انجام ندهد؟ هم ما نسبت به آنها این مسئله را داریم هم آنها نسبت به ما.
🔸در پاسخ به سوال اینکه «چه کسی» ضامن این عقود است نیاز به یک مفهوم دیگر هم پیدا می کنید که ما عنوانش را «نهاد» میگذاریم. تا این نهاد ایجاد نشود، هم از بابت آن بحث ضمانتپذیری، هم از بابت اصل اینکه شما خلق مصالح کنید دچار مشکل می شوید.
🔸ما هر جا با بحث سازماننایافتگی و حرکت تودهوار، مواجه باشیم باید منتظر افزایش سطح درگیری و همین مسائلی که الان در جهان اسلام داریم بود. چارهاش چیست؟ این است که ما بتوانیم کم کم جهت عکس این را ترسیم کنیم و این یک مشکل بزرگ دارد! چون سال های اخیر، سطوح تصمیمگیر ما در کشور، کم و بیش این نتیجه رسیده که اتفاقا نه! ما کاری نکنیم که طرف های دیگری که با ما تعارض منافع دارند یا با ما تمایز هویتی دارند به سمت انسجام و سازمانیافتگی بروند و این سازماننایافتگی همانقدر که به آنها ضرر می زند، در توازن قوا به ما دست بالاتر می دهد.
🔸در سال های 2000 - 2006 از جهت نهادینگی یک حرکت صعودی در اهل سنت وجود داشت. به این خاطر که جریان اخوانی داشت قدرت پیدا می کرد و به تبع هیمنه خودش کم کم داشت مرجعیت دینی اش را به کلیت فضای اهل سنت تحمیل می کرد و از این جهت ما یک روند روبه رشد داشتیم. اصلا رو به سقوط نبود.
🔸در همین درگیری هایی که بین شیوخ جهادی ها با فرماندهان نظامی میدانی شان وجود دارد به خوبی می شود نشان داد که چقدر غلبه محاکم شرعیه و جریان شرعی هایی که کل ایدئولوژی شان بر خشونت بنا شده است می تواند رفتارهای نرم تری را در حرکت های اسلامی منجر شود، نسبت به اینکه چهار تا فرمانده نظامی و میدانی در این مجموعه ها غلبه پیدا کنند و مسلط شوند.
🔸وقتی شما صنفی را سوار بر کرسی قدرت می کنید که ابزار و مزیتش قدرت فیزیکی و سخت نیست، به طور طبیعی مکانیسمی را رقم می زند که آن نهادها و مجموعه صنف هایی که برتری شان در قدرت فیزیکی است، در پروسه سیاسی غلبه پیدا نکنند. آن روزی که یک شرعی یا شیخ ساختار سیاسی را طوری رقم بزند که سلاح ارزش و کارکردش از منبر و خطابه و وعظ و توجیه عقیدتی بالاتر برود، در واقع به ضرر خودش اقدام کرده است. ساختار سیاسی را به ضرر خودش تغییر داده و دستکاری کرده است.
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/int-azimi-tgh/
@mersadcss©
◀️ محسن حسام مظاهری در گفتگو با اندیشکده مرصاد:
حکومت دینی نمیتواند پروژه تعایش را پیگیری کند/ تقابل روحانیت سنتی با پروژه تقریب طبیعی است
📌بخشهایی از گفتگو:
🔺واقعیت قضیه این است که الگوی تعایش یک الگوی سکولار است. بدون تعارف. نباید ابایی از گفتن این داشته باشیم. به همین دلیل حکومت دینی حتی اگر بخواهد هم نمیتواند الگوی تعایش را اجرا کند. چون حکومت دینی، پروژه دینی دارد.
🔺روحانیت ـ فرقی نمیکند چه شیعه چه سنی ـ حارس مرزهای مذهبی است. برای همین ایراد منتقدان سنتی وحدت در روحانیت شیعه و سنی، به روحانیت منادی وحدت ایراد درستی است. آنها را متهم میکنند که دارند ما را از مرزهای مذهبی خود دور می کنند. به نظر من حرفشان منطقی، طبیعی و قابل فهم است.
🔺پیشنهاد جایگزین من، گذار از ایدهی وحدت و تقریب به الگوی تعایش است و این گذار، مادامی که حکومت در این موضوع مداخلهگر است و منافع سیاسی مذهبی خود را دنبال میکند و نیز مادامی که حاملان گفتمانی این موضوع، نخبگان دینی و روحانیت دو مذهب اند، تحققپذیر نیست.
🔺روحانیت متننشین هر دو مذهب اساسا نیازی به گفت وگو نمی بیند. میگوید من چرا باید گفت وگو کنم؟ راست هم می گوید. چرا باید گفت و گو کند؟ گفت وگو با چه هدفی؟ الان آقایان قم می خواهند گفت وگو کنند. به چه دلیل باید گفت وگو کنند؟ می خواهند نظر یکدیگر را درباره هم بفهمند؟ این را که می دانند. گفت وگو با یک هدفی صورت می گیرد. اگر منظورت این است که من عقب نشینی کنم، من عقب نشینی نخواهم کرد. اگر می خواهید من مرزهایم را جابجا کنم، من سر مرزهایم محکم ایستاده ام. اتفاقا حالا که تو این قدر به گفت وگو اصرار داری من می آیم مرزهایم را پررنگ تر هم می کنم. پررنگ تر می کنم چون احساس خطر می کنم. چون حس میکنم انگار حکومت می خواهد مرزها را کمرنگ کند. برای پیشبرد منافع سیاسی خودش که برخلاف منافع مذهبی من است. تو می خواهی پیشروی کنی، پیشروی که در گفت وگو شکل نمی گیرد.
🔗متن کامل:
mersadcss.com/fa/product/int-mmzahri/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
حکومت دینی نمیتواند پروژه تعایش را پیگیری کند/ تقابل روحانیت سنتی با پروژه تقریب طبیعی است
📌بخشهایی از گفتگو:
🔺واقعیت قضیه این است که الگوی تعایش یک الگوی سکولار است. بدون تعارف. نباید ابایی از گفتن این داشته باشیم. به همین دلیل حکومت دینی حتی اگر بخواهد هم نمیتواند الگوی تعایش را اجرا کند. چون حکومت دینی، پروژه دینی دارد.
🔺روحانیت ـ فرقی نمیکند چه شیعه چه سنی ـ حارس مرزهای مذهبی است. برای همین ایراد منتقدان سنتی وحدت در روحانیت شیعه و سنی، به روحانیت منادی وحدت ایراد درستی است. آنها را متهم میکنند که دارند ما را از مرزهای مذهبی خود دور می کنند. به نظر من حرفشان منطقی، طبیعی و قابل فهم است.
🔺پیشنهاد جایگزین من، گذار از ایدهی وحدت و تقریب به الگوی تعایش است و این گذار، مادامی که حکومت در این موضوع مداخلهگر است و منافع سیاسی مذهبی خود را دنبال میکند و نیز مادامی که حاملان گفتمانی این موضوع، نخبگان دینی و روحانیت دو مذهب اند، تحققپذیر نیست.
🔺روحانیت متننشین هر دو مذهب اساسا نیازی به گفت وگو نمی بیند. میگوید من چرا باید گفت وگو کنم؟ راست هم می گوید. چرا باید گفت و گو کند؟ گفت وگو با چه هدفی؟ الان آقایان قم می خواهند گفت وگو کنند. به چه دلیل باید گفت وگو کنند؟ می خواهند نظر یکدیگر را درباره هم بفهمند؟ این را که می دانند. گفت وگو با یک هدفی صورت می گیرد. اگر منظورت این است که من عقب نشینی کنم، من عقب نشینی نخواهم کرد. اگر می خواهید من مرزهایم را جابجا کنم، من سر مرزهایم محکم ایستاده ام. اتفاقا حالا که تو این قدر به گفت وگو اصرار داری من می آیم مرزهایم را پررنگ تر هم می کنم. پررنگ تر می کنم چون احساس خطر می کنم. چون حس میکنم انگار حکومت می خواهد مرزها را کمرنگ کند. برای پیشبرد منافع سیاسی خودش که برخلاف منافع مذهبی من است. تو می خواهی پیشروی کنی، پیشروی که در گفت وگو شکل نمی گیرد.
🔗متن کامل:
mersadcss.com/fa/product/int-mmzahri/
🔺 اندیشکده مرصاد صرفا ناقل نظر ایشان بوده و این نظریه را رد یا تایید نمیکند.
@mersadcss©
🛢جنگ نفت و جنگجویان نجدی🛢
👤حمید عظیمی
📍نفت بالاخره به کانال هفتاد دلار بازگشته است. این تنها خبر خوبی نیست که کامها را در تقاطع حافظ و طالقانی شیرین میکند. شیرینتر آن است که نفتیهای ایرانی توانستند بدون تسلیم شدن در برابر فشارها برای کاهش تولید، از عواید رشد ۶۰درصدی قیمتها بهرهمند شوند. این درحالیست که سرسختترین رقیب ما، یعنی سعودی ها، برای این رشد قیمت از ۵درصد تولید نفتشان صرفنظر کرده اند.
📍همه چیز برای فراموش کردن روزهای سخت نفت ۴۰دلاری آماده است. غفلت از روندهایی که منجر به وقت ناشناسی بازار هیدروکربنی میشود استقبال از روزهای سخت پیش روست. شاید درنگی بر آنچه در سالهای اخیر بر مهمترین منبع ارتزاق ایرانیان گذشته لازم است، تا با شناسایی این روندها برای چارهجویی قدمی برداریم.
📍در تیرماه سیاهی که اسکلههای خارک میرفت تا با باز شدن راه تانکرها نفسی تازه کنند، چهل دلار سقوط آزاد غیرمنتظرۀ نفت رگهای اقتصاد ایران را دوباره به تنگی انداخت. هیچ بحثی در این نبود که عامل سقوط، اشباع بازار توسط سعودی هاست. تنها این سوال مطرح بود که آیا ضررده نمودن شرکتهای نفت ماسهای دلیل اقدام سعودیها به شکستن قیمتهاست یا موضوع به ایران نیز مرتبط است؟
📍با وجود استبعاد بسیاری از تحلیلگران بازار نفت به نظر میآمد شواهد برای اینکه اساس موضوع سیاسی بوده بیش از کافیست...
📍بدون چارهاندیشی برای تسلیحات اقتصادی همسایۀ نابابمان، تکیه بر برتری نظامی نخواهد توانست راه حلی بنیادین برای رفع تهدیدها باشد. روابط ما با قدرتهای فرامنطقهای نیز، چه خوب و چه بد، تاثیری رادیکال بر مسئله خصومت خلیجی نخواهد داشت. عربستان تهدید علیحده ایست، و دستکم به دلیل بیگانگی ما با ابزارها و روش هایش، همقوارۀ امریکا و اسرائیل میتواند چشمۀ بحران باشد.
🔗 ادامۀ مقاله در لینک زیر:
http://mersadcss.com/fa/product/oil_war_and_najdi_warriors/
📕دانلود نسخۀ پی دی اف: goo.gl/BWw2yc
@mersadcss©
👤حمید عظیمی
📍نفت بالاخره به کانال هفتاد دلار بازگشته است. این تنها خبر خوبی نیست که کامها را در تقاطع حافظ و طالقانی شیرین میکند. شیرینتر آن است که نفتیهای ایرانی توانستند بدون تسلیم شدن در برابر فشارها برای کاهش تولید، از عواید رشد ۶۰درصدی قیمتها بهرهمند شوند. این درحالیست که سرسختترین رقیب ما، یعنی سعودی ها، برای این رشد قیمت از ۵درصد تولید نفتشان صرفنظر کرده اند.
📍همه چیز برای فراموش کردن روزهای سخت نفت ۴۰دلاری آماده است. غفلت از روندهایی که منجر به وقت ناشناسی بازار هیدروکربنی میشود استقبال از روزهای سخت پیش روست. شاید درنگی بر آنچه در سالهای اخیر بر مهمترین منبع ارتزاق ایرانیان گذشته لازم است، تا با شناسایی این روندها برای چارهجویی قدمی برداریم.
📍در تیرماه سیاهی که اسکلههای خارک میرفت تا با باز شدن راه تانکرها نفسی تازه کنند، چهل دلار سقوط آزاد غیرمنتظرۀ نفت رگهای اقتصاد ایران را دوباره به تنگی انداخت. هیچ بحثی در این نبود که عامل سقوط، اشباع بازار توسط سعودی هاست. تنها این سوال مطرح بود که آیا ضررده نمودن شرکتهای نفت ماسهای دلیل اقدام سعودیها به شکستن قیمتهاست یا موضوع به ایران نیز مرتبط است؟
📍با وجود استبعاد بسیاری از تحلیلگران بازار نفت به نظر میآمد شواهد برای اینکه اساس موضوع سیاسی بوده بیش از کافیست...
📍بدون چارهاندیشی برای تسلیحات اقتصادی همسایۀ نابابمان، تکیه بر برتری نظامی نخواهد توانست راه حلی بنیادین برای رفع تهدیدها باشد. روابط ما با قدرتهای فرامنطقهای نیز، چه خوب و چه بد، تاثیری رادیکال بر مسئله خصومت خلیجی نخواهد داشت. عربستان تهدید علیحده ایست، و دستکم به دلیل بیگانگی ما با ابزارها و روش هایش، همقوارۀ امریکا و اسرائیل میتواند چشمۀ بحران باشد.
🔗 ادامۀ مقاله در لینک زیر:
http://mersadcss.com/fa/product/oil_war_and_najdi_warriors/
📕دانلود نسخۀ پی دی اف: goo.gl/BWw2yc
@mersadcss©
🎙«الاقتصاد السياسي لحركة الاخوان المسلمين وتداعياته على العلاقات الايرانية-الخليجية»
👤حمید عظیمی
◀️متن بحث ارائه شده در نشست «حرکات اسلامی معاصر: چالشها و موانع فکری، تشکیلاتی و حزبی». این نشست با همکاری پژوهشکده تمدن توحیدی و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در شهر قم برگزار شد و اساتید و متفکرین مبرزی از ایران، مصر و فلسطین در آن مشارکت داشتند.
🔗http://mersadcss.com/ar/political_economy_brotherhood/
📕متن PDF:
goo.gl/c7WYzd
@mersadcss©
👤حمید عظیمی
◀️متن بحث ارائه شده در نشست «حرکات اسلامی معاصر: چالشها و موانع فکری، تشکیلاتی و حزبی». این نشست با همکاری پژوهشکده تمدن توحیدی و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در شهر قم برگزار شد و اساتید و متفکرین مبرزی از ایران، مصر و فلسطین در آن مشارکت داشتند.
🔗http://mersadcss.com/ar/political_economy_brotherhood/
📕متن PDF:
goo.gl/c7WYzd
@mersadcss©
نشست «چهار دهه پس از انقلاب: ایران و جهان اسلام» در مرکز اسلام و امور جهانی وابسته به دانشگاه صباحالدین زعیم استانبول با ارائۀ پژوهشگران اندیشکده مرصاد برگزار میشود.
@mersadcss©
@mersadcss©
✍️قائدان قاعد؛ مطالعهای در کم و کیف نسبت نهاد دین و حاکمیت
👤محمد طلایی
🔹«اسلام از اول، وقتی زاییده شده است، آن روزی که اعلام شد به اینکه حالا دیگر باید قیام کرد در مقابل [طاغوت]، از آن روز برنامهاش این بود که بزند و بکشد و کشته بشود برای اصلاح حال جامعه ... طلبۀ قم ايستاده است، ... كتک مىخورد و ايستاده است. طلبۀ قم كشته مىدهد و ايستاده است و لهذا زنده است.» صحيفۀ امام، ج 3، ص 394
🔹اینکه حوزۀ قم، به دلیل زدن و خوردن و کشتن و کشته شدن، نسبت به نجف که در آن زمان کماکان قطب علمی علوم قدیمه بود، و البته هنوز هم داعیهدار آن است، برتری داشته باشد، مقداری غریب است.
🔹در سالهای منتهی به انقلاب، به تدریج به موازات کارکردهای فرهنگی و اجتماعی روحانیون، غلظت مسائل سیاسی، مخصوصاً در صحنۀ واقعی مبارزات مردمی بالاتر رفت، تا جایی که ائمۀ مساجد و علمای بلاد در سالهای منتهی به انقلاب، در مجموع محوریت جنبش سیاسی تودههای مردمی را عهدهدار بودند. در کنار این نقش رهبری، برجستگانی از فضلای حوزوی نیز پشتیبانی علمی اندیشهها را به عهده داشتند که البته خود نیز غالباً در متن حرکت جامعه بودند. حوزۀ قم کم کم تبدیل به همانی میشود که امام خمینی (ره) فخرش را به نجف میفروشد، بدون آن که ویرایشهای مورد نظرش در جریان اصلاح حوزه محقق شده باشد، که بدتر از آن، حتی همان مرجعیت واحدِ زمان آیتالله بروجردی (ره) هم دوباره تشتت یافته و به تبع، جریان مالی هم کمتر مدیریت میشود. چه رخ داده؟
🔹میتوان گفت کمتر از خمس شرح وظایف و اهداف مراکز مورد بررسی، مخصوص شرایط پسا انقلابی است و سایر موارد حداقل به لحاظ نهادی (و عموما حتی محتوایی) در شرایط حکومت طاغوت نیز امکان عملیاتی شدن دارند ... این یعنی درصد ناچیزی از پردازندۀ نهاد روحانیت اختصاصاً مشغول پدیدۀ انقلاب اسلامی و لوازم آن است!
🔹تحلیل دادههای حاصل از یک مطالعۀ میدانی بر روی 55 گروه حوزوی به خوبی لاغری سهم مقولۀ راهبری در بدنۀ حوزه را نشان میدهد. این نتایج با لحاظ اینکه این گروهها، از فعالان انقلابی حوزه محسوب میشوند و اینکه عمدتاً ذیل ابَرسازمانهای حوزوی تعریف نشدهاند، گویاتر خواهد بود. طلاب و روحانیون بیشتر ترجیح میدهند به امور فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و تبلیغی بپردازند. این 4 مقوله بیش از 60% رویکردهای حوزویان را به خود مشغول میکند.
#حوزه_راهبر
#حوزه_و_حاکمیت
#تحول_در_حوزه
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/hoze_rahbar_ghaedan/
📕دریافت فایل PDF:
goo.gl/XxVKM5
@mersadcss©
👤محمد طلایی
🔹«اسلام از اول، وقتی زاییده شده است، آن روزی که اعلام شد به اینکه حالا دیگر باید قیام کرد در مقابل [طاغوت]، از آن روز برنامهاش این بود که بزند و بکشد و کشته بشود برای اصلاح حال جامعه ... طلبۀ قم ايستاده است، ... كتک مىخورد و ايستاده است. طلبۀ قم كشته مىدهد و ايستاده است و لهذا زنده است.» صحيفۀ امام، ج 3، ص 394
🔹اینکه حوزۀ قم، به دلیل زدن و خوردن و کشتن و کشته شدن، نسبت به نجف که در آن زمان کماکان قطب علمی علوم قدیمه بود، و البته هنوز هم داعیهدار آن است، برتری داشته باشد، مقداری غریب است.
🔹در سالهای منتهی به انقلاب، به تدریج به موازات کارکردهای فرهنگی و اجتماعی روحانیون، غلظت مسائل سیاسی، مخصوصاً در صحنۀ واقعی مبارزات مردمی بالاتر رفت، تا جایی که ائمۀ مساجد و علمای بلاد در سالهای منتهی به انقلاب، در مجموع محوریت جنبش سیاسی تودههای مردمی را عهدهدار بودند. در کنار این نقش رهبری، برجستگانی از فضلای حوزوی نیز پشتیبانی علمی اندیشهها را به عهده داشتند که البته خود نیز غالباً در متن حرکت جامعه بودند. حوزۀ قم کم کم تبدیل به همانی میشود که امام خمینی (ره) فخرش را به نجف میفروشد، بدون آن که ویرایشهای مورد نظرش در جریان اصلاح حوزه محقق شده باشد، که بدتر از آن، حتی همان مرجعیت واحدِ زمان آیتالله بروجردی (ره) هم دوباره تشتت یافته و به تبع، جریان مالی هم کمتر مدیریت میشود. چه رخ داده؟
🔹میتوان گفت کمتر از خمس شرح وظایف و اهداف مراکز مورد بررسی، مخصوص شرایط پسا انقلابی است و سایر موارد حداقل به لحاظ نهادی (و عموما حتی محتوایی) در شرایط حکومت طاغوت نیز امکان عملیاتی شدن دارند ... این یعنی درصد ناچیزی از پردازندۀ نهاد روحانیت اختصاصاً مشغول پدیدۀ انقلاب اسلامی و لوازم آن است!
🔹تحلیل دادههای حاصل از یک مطالعۀ میدانی بر روی 55 گروه حوزوی به خوبی لاغری سهم مقولۀ راهبری در بدنۀ حوزه را نشان میدهد. این نتایج با لحاظ اینکه این گروهها، از فعالان انقلابی حوزه محسوب میشوند و اینکه عمدتاً ذیل ابَرسازمانهای حوزوی تعریف نشدهاند، گویاتر خواهد بود. طلاب و روحانیون بیشتر ترجیح میدهند به امور فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و تبلیغی بپردازند. این 4 مقوله بیش از 60% رویکردهای حوزویان را به خود مشغول میکند.
#حوزه_راهبر
#حوزه_و_حاکمیت
#تحول_در_حوزه
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/hoze_rahbar_ghaedan/
📕دریافت فایل PDF:
goo.gl/XxVKM5
@mersadcss©
✍️آیندۀ کویت و شورای همکاری خلیج فارس
👤سید محمد طباطبایی
🔹 شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981 با هدف حفظ نظام سلطنتی کشورهای عضو تشکیل شد. اما موانع متعددی برای انسجام واقعی آنها تاکنون وجود داشته است از جمله: ترس از هیمنۀ سعودی، نزاع های اقلیمی مختلف، ارتباط عمان با ایران و ارتباط قطر با اسلام گرایان
🔹 از منظر داخلی، کشورهای عضو شورا دچار بحران مشروعیت هستند. ایجاد رفاه اقتصادی و اجتماعی و جوان گرایی در حکام از راه هایی است که امارات و قطر و سعودی برای کنترل جوامع خود در پیش گرفته اند.
🔹 کویت به دلیل محافظه کاری حکام خود هم از پیشرفت اقتصادی مورد توقع خود عقب مانده است هم در سیاست خارجی کشوری بیشتر منفعل و دنباله رو است. در نزاع اخیر قطر نیز خود را در جایگاه میانجی قرار داده است.
🔹روش انتخاب ولیعهد در كویت به گونه ای است که دست امیر در انتخاب هر فردی باز نیست. و با توجه به نیاز ولیعهد به تأیید مجلس، فردی می تواند به این جایگاه دست یابد که دارای عقبه ای سیاسی و نخبگانی باشد.
🔹 هم اکنون دو گزینۀ جدی برای آیندۀ این مقام وجود دارد:
یکی ناصر المحمد 58 ساله نخست وزیر سابق که اتهاماتی از قبیل ارتباط خاص با ایران متوجه وی است. ارتباطات گسترده دارد و همیشه در مظان رسیدن به امارت قرار داشته است.
دیگری نیز احمد الفهد 55 ساله که شخصیتی جنجالی و متهم به فساد است. وی نیز دارای ارتباطات گستردۀ سیاسی است. وی به دلیل ارتباطات خاص خود با قطر (از جمله در انتخاب قطر به عنوان میزبان جام جهانی) مورد حملۀ شدید سعودی ها است.
🔹 هر دو گزینه، برای سعودی ها شکست محسوب می شود و چه بسا با امارت هر یک، کویت از جایگاه میانجی به تغییر دهندۀ توازن فعلی در نزاع داخلی شورای همکاری تبدیل شود.
#کویت
#شورای_همکاری
#حصار_قطر
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/future-of-kuwait/
📕دریافت فایل PDF:
https://goo.gl/wU8DDW
@mersadcss©
👤سید محمد طباطبایی
🔹 شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981 با هدف حفظ نظام سلطنتی کشورهای عضو تشکیل شد. اما موانع متعددی برای انسجام واقعی آنها تاکنون وجود داشته است از جمله: ترس از هیمنۀ سعودی، نزاع های اقلیمی مختلف، ارتباط عمان با ایران و ارتباط قطر با اسلام گرایان
🔹 از منظر داخلی، کشورهای عضو شورا دچار بحران مشروعیت هستند. ایجاد رفاه اقتصادی و اجتماعی و جوان گرایی در حکام از راه هایی است که امارات و قطر و سعودی برای کنترل جوامع خود در پیش گرفته اند.
🔹 کویت به دلیل محافظه کاری حکام خود هم از پیشرفت اقتصادی مورد توقع خود عقب مانده است هم در سیاست خارجی کشوری بیشتر منفعل و دنباله رو است. در نزاع اخیر قطر نیز خود را در جایگاه میانجی قرار داده است.
🔹روش انتخاب ولیعهد در كویت به گونه ای است که دست امیر در انتخاب هر فردی باز نیست. و با توجه به نیاز ولیعهد به تأیید مجلس، فردی می تواند به این جایگاه دست یابد که دارای عقبه ای سیاسی و نخبگانی باشد.
🔹 هم اکنون دو گزینۀ جدی برای آیندۀ این مقام وجود دارد:
یکی ناصر المحمد 58 ساله نخست وزیر سابق که اتهاماتی از قبیل ارتباط خاص با ایران متوجه وی است. ارتباطات گسترده دارد و همیشه در مظان رسیدن به امارت قرار داشته است.
دیگری نیز احمد الفهد 55 ساله که شخصیتی جنجالی و متهم به فساد است. وی نیز دارای ارتباطات گستردۀ سیاسی است. وی به دلیل ارتباطات خاص خود با قطر (از جمله در انتخاب قطر به عنوان میزبان جام جهانی) مورد حملۀ شدید سعودی ها است.
🔹 هر دو گزینه، برای سعودی ها شکست محسوب می شود و چه بسا با امارت هر یک، کویت از جایگاه میانجی به تغییر دهندۀ توازن فعلی در نزاع داخلی شورای همکاری تبدیل شود.
#کویت
#شورای_همکاری
#حصار_قطر
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/future-of-kuwait/
📕دریافت فایل PDF:
https://goo.gl/wU8DDW
@mersadcss©
🗨برگزاری اولین نشست بدیلهای راهبرد تقریب 🗨
📍اولین نشست از سلسله نشست های «نقد و بررسی ایده های بدیل در حوزه تقریب مذاهب» به همت اندیشکده مرصاد و با همکاری مجمع جهانی تقریب مذاهب در محل پژوهشگاه مطالعات تقریبی قم برگزار شد.
📍در این نشست آقایان محمدعلی میرزایی و محسن حسام مظاهری به ارائه نظریات خود پرداخته و آقایان دکتر مهدی فرمانیان و دکتر امداد توران نظریات آنان را نقد و بررسی کردند.
📍حجتالاسلام محمدعلی میرزایی در این نشست با بیان اینکه باید با اتخاذ رویکردی تمدنی «اتحاد جهان اسلام» را جایگزین ایده «تقریب مذاهب» کنیم، روندهای جاری در حوزه تقریب مذاهب را ناقص و ناکارآمد دانست.
وی نبود نگاه تمدنی را مهمترین آسیب فعالیت های تقریبی دانسته و گفت: یک تقلیل نگاه اتفاق افتاد. عنوان وحدت جهان اسلام یک عنوان تمدن ساز است. عنوان تقریب مذاهب یک عنوان ایدئولوژیکی است. یعنی عنوانی مرتبط با باورهای ایدئولوژیکی مردم است. انتقال از وحدت جهان اسلام به تقارب مذهبی یک انتقال فروکاهنده است. ما باید با تقریب مذاهب شروع می کردیم و به وحدت جهان اسلام می رسیدیم اما ما با وحدت شروع کردیم و به تقریب رسیدیم آن هم تقریب مذاهب. از تقریب مذاهب نمی شود به وحدت مذاهب رسید. نمی شود به اتحاد مذاهب رسید. از اتحاد مذاهب و بلکه وحدت مذاهب هم نمی شود به تمدن رسید، به امت رسید. به تعبیر روشن تر نزدیک شدن مذاهب لزوما به معنای تحقق امت نیست. مذاهب یکی هم که بشوند باز هم لزوما امت تشکیل نمی شود.
میرزایی افزود البته همین رویکردهای معیوب در حوزه تقریب مذاهب بدون فایده نبوده و اگر چنین برنامه هایی پیگیری نمی شد اوضاع ما در جهان اسلام بدتر از اوضاع امروز بود.
📍در ادامه این نشست دکتر محسن حسام مظاهری به بیان نظریه خود پرداخت. وی با بیان اینکه من ایده «تعایش» را به جای «وحدت» پیشنهاد می دهم، گفت: خاستگاه آرمان وحدت با ایدهی تعایش متفاوت از هم است. این نیست که ما از خاستگاه مذهبی برسیم به تعایش. نه واقعیت قضیه این است که الگوی تعایش یک الگوی سکولار است. نباید ابایی از گفتن این داشته باشیم. به همین دلیل حکومت دینی حتی اگر بخواهد هم نمیتواند الگوی تعایش را اجرا کند. چون حکومت دینی، پروژه دینی دارد.
وی افزود ایده تعایش ایده ای واقع بینانه است در برابر شعار ایده آلی وحدت. راه حل مسئله شیعه و سنی را باید در جامعه جستجو کرد. یعنی باید در حوزه های عرفی که حساسیت های عقیدتی ندارد و دوطرف منافع مشترکی دارند، همفکری کرد. به جای تمرکز بر اشتراکات مذهبی، باید بر فرصت ها و تهدیدهای مشترک اجتماعی انگشت نهاد. به جای روحانیون دوطرف، سایر نخبگان باید به میدان گفتگو با یکدیگر وارد شوند.
📍در ادامه این نشست دکتر مهدی فرمانیان و دکتر امداد توران به نقد و بررسی این نظریات پرداختند.
📍گفتنی است دومین نشست از سلسله نشست های نقد و بررسی ایده های بدیل در حوزه تقریب مذاهب، اوایل سال ۹۷ برگزار خواهد شد.
http://mersadcss.com/fa/tghrb_symp1
@mersadcss©
📍اولین نشست از سلسله نشست های «نقد و بررسی ایده های بدیل در حوزه تقریب مذاهب» به همت اندیشکده مرصاد و با همکاری مجمع جهانی تقریب مذاهب در محل پژوهشگاه مطالعات تقریبی قم برگزار شد.
📍در این نشست آقایان محمدعلی میرزایی و محسن حسام مظاهری به ارائه نظریات خود پرداخته و آقایان دکتر مهدی فرمانیان و دکتر امداد توران نظریات آنان را نقد و بررسی کردند.
📍حجتالاسلام محمدعلی میرزایی در این نشست با بیان اینکه باید با اتخاذ رویکردی تمدنی «اتحاد جهان اسلام» را جایگزین ایده «تقریب مذاهب» کنیم، روندهای جاری در حوزه تقریب مذاهب را ناقص و ناکارآمد دانست.
وی نبود نگاه تمدنی را مهمترین آسیب فعالیت های تقریبی دانسته و گفت: یک تقلیل نگاه اتفاق افتاد. عنوان وحدت جهان اسلام یک عنوان تمدن ساز است. عنوان تقریب مذاهب یک عنوان ایدئولوژیکی است. یعنی عنوانی مرتبط با باورهای ایدئولوژیکی مردم است. انتقال از وحدت جهان اسلام به تقارب مذهبی یک انتقال فروکاهنده است. ما باید با تقریب مذاهب شروع می کردیم و به وحدت جهان اسلام می رسیدیم اما ما با وحدت شروع کردیم و به تقریب رسیدیم آن هم تقریب مذاهب. از تقریب مذاهب نمی شود به وحدت مذاهب رسید. نمی شود به اتحاد مذاهب رسید. از اتحاد مذاهب و بلکه وحدت مذاهب هم نمی شود به تمدن رسید، به امت رسید. به تعبیر روشن تر نزدیک شدن مذاهب لزوما به معنای تحقق امت نیست. مذاهب یکی هم که بشوند باز هم لزوما امت تشکیل نمی شود.
میرزایی افزود البته همین رویکردهای معیوب در حوزه تقریب مذاهب بدون فایده نبوده و اگر چنین برنامه هایی پیگیری نمی شد اوضاع ما در جهان اسلام بدتر از اوضاع امروز بود.
📍در ادامه این نشست دکتر محسن حسام مظاهری به بیان نظریه خود پرداخت. وی با بیان اینکه من ایده «تعایش» را به جای «وحدت» پیشنهاد می دهم، گفت: خاستگاه آرمان وحدت با ایدهی تعایش متفاوت از هم است. این نیست که ما از خاستگاه مذهبی برسیم به تعایش. نه واقعیت قضیه این است که الگوی تعایش یک الگوی سکولار است. نباید ابایی از گفتن این داشته باشیم. به همین دلیل حکومت دینی حتی اگر بخواهد هم نمیتواند الگوی تعایش را اجرا کند. چون حکومت دینی، پروژه دینی دارد.
وی افزود ایده تعایش ایده ای واقع بینانه است در برابر شعار ایده آلی وحدت. راه حل مسئله شیعه و سنی را باید در جامعه جستجو کرد. یعنی باید در حوزه های عرفی که حساسیت های عقیدتی ندارد و دوطرف منافع مشترکی دارند، همفکری کرد. به جای تمرکز بر اشتراکات مذهبی، باید بر فرصت ها و تهدیدهای مشترک اجتماعی انگشت نهاد. به جای روحانیون دوطرف، سایر نخبگان باید به میدان گفتگو با یکدیگر وارد شوند.
📍در ادامه این نشست دکتر مهدی فرمانیان و دکتر امداد توران به نقد و بررسی این نظریات پرداختند.
📍گفتنی است دومین نشست از سلسله نشست های نقد و بررسی ایده های بدیل در حوزه تقریب مذاهب، اوایل سال ۹۷ برگزار خواهد شد.
http://mersadcss.com/fa/tghrb_symp1
@mersadcss©
✍️ سترون سازی سلفیت و سرنوشت دانشگاه مدینه
👤 حامد دهقانی فیروزآبادی
🔹 لیسانس مهندسی معماری از دانشگاه ام القری، کارشناسی ارشد مهندسی معماری از دانشگاه کلرادوی آمریکا، کارشناسی ارشد طراحی شهری و اقتصاد شهرها از دانشگاه کلرادو و دکترای مهندسی معماری از دانشگاه نیوکاسل انگلیس؛ این پیشینۀ تحصیلی هشتمین جانشین بن باز در دانشگاه مدینه است، دانشگاهی که دهها سال موتور اصلی «سلفیسازی» در شرق و غرب عالم بوده است.
🔹 در سال 2007 با آنکه تا پیش از آن بر پایۀ قانونی نانوشته ریاست دو دانشگاه اسلامی مدینه و امام، با نظر و پیشنهاد هیئت کبار العلماء تعیین میشد ، این بار حکومت بیتوجه به سران وهابیت، دو مدیری را برگزید که مهمترین دانشگاههای اسلامی را هویتی دیگرگون بخشیدند؛ محمد عقلا برای دانشگاه مدینه و سلیمان اباالخیل برای دانشگاه امام.
🔹 در دورۀ مدیریتی شش سالۀ محمد عقلا، چنان تحولاتی در ریز و کلان دانشگاه مدینه رخ داد که بیشک این دانشگاه را در مسیری بسیار متفاوت از گذشتهاش قرار داد.
🔹بیشک مهمترین اقدام محمد عقلا که دانشگاه مدینه را زیر و رو کرده و هویت دینی و اسلامی آن را کمرنگ ساخت، افزودن برخی دانشکدههای فنی بوده است.
🔹ترویج گفتمان تسامح و تساهل، به مثابه مهمترین سیاست دینی این سالهای حکومت سعودی، در دانشگاههای اسلامی نیز جلوههایی گوناگون یافته است.
🔹با آغاز مدیریت محمد عقلا بر دانشگاه مدینه، حرکتهایی که نویدبخش پایان سلطۀ ظاهری جامیها بر این دانشگاه است، به چشم میآید.
🔹سیاستهای گشایشی عقلا، همچون موارد مشابهش، فریادهای موافق و مخالف بسیاری را بلند ساخت، تا آنجا که برکناری او در سپتامبر ۲۰۱۳، با وجود تمدید حکم او تا پایان ۲۰۱۵، ثمرۀ سعایتهای جریانهای مخالف او دانسته شود.
🔹برکناری محمد عقلا به معنای پایانی بر سیاستهای سعودی در کوتاه کردن دست وهابیت از دانشگاههای اسلامی نبود؛ تصمیمات عقلا نه تنها پس از او با شدت دنبال میشود، بلکه اگر در آن روزها یک دکترای اقتصاد اسلامی بر کرسی مدیریت برنشسته بود، با آمدن ملک سلمان، مدیریت این دانشگاه «اسلامی» به یک مهندس معماری دانشآموختۀ آمریکا سپرده شده است!
#عربستان
#نهاد_دین
#بازتولید_سلفیت
#دانشگاه_مدینه
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/future-of-medina-university/
📕دریافت فایل PDF:
https://goo.gl/42uUEN
@mersadcss©
👤 حامد دهقانی فیروزآبادی
🔹 لیسانس مهندسی معماری از دانشگاه ام القری، کارشناسی ارشد مهندسی معماری از دانشگاه کلرادوی آمریکا، کارشناسی ارشد طراحی شهری و اقتصاد شهرها از دانشگاه کلرادو و دکترای مهندسی معماری از دانشگاه نیوکاسل انگلیس؛ این پیشینۀ تحصیلی هشتمین جانشین بن باز در دانشگاه مدینه است، دانشگاهی که دهها سال موتور اصلی «سلفیسازی» در شرق و غرب عالم بوده است.
🔹 در سال 2007 با آنکه تا پیش از آن بر پایۀ قانونی نانوشته ریاست دو دانشگاه اسلامی مدینه و امام، با نظر و پیشنهاد هیئت کبار العلماء تعیین میشد ، این بار حکومت بیتوجه به سران وهابیت، دو مدیری را برگزید که مهمترین دانشگاههای اسلامی را هویتی دیگرگون بخشیدند؛ محمد عقلا برای دانشگاه مدینه و سلیمان اباالخیل برای دانشگاه امام.
🔹 در دورۀ مدیریتی شش سالۀ محمد عقلا، چنان تحولاتی در ریز و کلان دانشگاه مدینه رخ داد که بیشک این دانشگاه را در مسیری بسیار متفاوت از گذشتهاش قرار داد.
🔹بیشک مهمترین اقدام محمد عقلا که دانشگاه مدینه را زیر و رو کرده و هویت دینی و اسلامی آن را کمرنگ ساخت، افزودن برخی دانشکدههای فنی بوده است.
🔹ترویج گفتمان تسامح و تساهل، به مثابه مهمترین سیاست دینی این سالهای حکومت سعودی، در دانشگاههای اسلامی نیز جلوههایی گوناگون یافته است.
🔹با آغاز مدیریت محمد عقلا بر دانشگاه مدینه، حرکتهایی که نویدبخش پایان سلطۀ ظاهری جامیها بر این دانشگاه است، به چشم میآید.
🔹سیاستهای گشایشی عقلا، همچون موارد مشابهش، فریادهای موافق و مخالف بسیاری را بلند ساخت، تا آنجا که برکناری او در سپتامبر ۲۰۱۳، با وجود تمدید حکم او تا پایان ۲۰۱۵، ثمرۀ سعایتهای جریانهای مخالف او دانسته شود.
🔹برکناری محمد عقلا به معنای پایانی بر سیاستهای سعودی در کوتاه کردن دست وهابیت از دانشگاههای اسلامی نبود؛ تصمیمات عقلا نه تنها پس از او با شدت دنبال میشود، بلکه اگر در آن روزها یک دکترای اقتصاد اسلامی بر کرسی مدیریت برنشسته بود، با آمدن ملک سلمان، مدیریت این دانشگاه «اسلامی» به یک مهندس معماری دانشآموختۀ آمریکا سپرده شده است!
#عربستان
#نهاد_دین
#بازتولید_سلفیت
#دانشگاه_مدینه
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/future-of-medina-university/
📕دریافت فایل PDF:
https://goo.gl/42uUEN
@mersadcss©
نشست «چهار دهه پس از انقلاب: ایران و جهان اسلام» با همکاری اندیشکده مرصاد و مرکز اسلام و امور جهانی، در دانشگاه صباحالدین زعیم استانبول برگزار شد.
در ابتدای این نشست دکتر هادی معصومی با ارائۀ بحثی با عنوان «تجربه اسلام گرایی شیعی و سنی: از مفاهمه تا مواجهه» به بررسی ادوار مختلف تعاملات اسلامگرایان در دوشاخه شیعی و سنی پرداخت. وی اشغال عراق را نقطه عطف واگرایی میان این دوشاخۀ اسلام سیاسی دانسته و باز کردن مسیرهای گفتگو و عبور از شناختهای رسانه ای را تنها راه بازسازی این روابط آشفته دانست.
حمید عظیمی که دیگر ارائه دهندۀ این نشست بود بحث خود را به موضوع «تجربه سیاسی ایران: امتناع دولت و استمرار نهضت» اختصاص داد. وی با بررسی فعالیت های برونمرزی ایران در دهه های اخیر مدعی شد به خلاف آنچه تبلیغ می شود جمهوری اسلامی از دهۀ دوم انقلاب به سمت سیاست های انزواگرایانه و واکنشی نسبت به محیط پیرامونی خود حرکت کرده است. عظیمی در جمعبندی بحث خود چالش های کنونی تجربۀ انقلاب اسلامی را به دلیل تعارض میان ملت سازی عرفی و ملت سازی قدسی دانست.
لازم به ذکر است این نشست با حضور دکتر سامی العریان، چهرۀ برجستۀ جریان اسلامی امریکا و مدیر موسسه اسلام و امور جهانی (CIGA) برقرار شد.
📝متن عربی بحث ارائه شده با عنوان «تجربه سیاسی ایران: امتناع دولت و استمرار نهضت»:
🔗http://mersadcss.com/ar/ir-experience/
⚠️همچنین مركز CIGA خلاصه ای از دو بحث ارائه شده را به زبان انگلیسی منتشر نموده که از لینک زیر قابل دریافت است:
🔗http://mersadcss.com/ar/wp-content/uploads/2018/04/ciga.jpg
#اخبار_اندیشکده
@mersadcss©
در ابتدای این نشست دکتر هادی معصومی با ارائۀ بحثی با عنوان «تجربه اسلام گرایی شیعی و سنی: از مفاهمه تا مواجهه» به بررسی ادوار مختلف تعاملات اسلامگرایان در دوشاخه شیعی و سنی پرداخت. وی اشغال عراق را نقطه عطف واگرایی میان این دوشاخۀ اسلام سیاسی دانسته و باز کردن مسیرهای گفتگو و عبور از شناختهای رسانه ای را تنها راه بازسازی این روابط آشفته دانست.
حمید عظیمی که دیگر ارائه دهندۀ این نشست بود بحث خود را به موضوع «تجربه سیاسی ایران: امتناع دولت و استمرار نهضت» اختصاص داد. وی با بررسی فعالیت های برونمرزی ایران در دهه های اخیر مدعی شد به خلاف آنچه تبلیغ می شود جمهوری اسلامی از دهۀ دوم انقلاب به سمت سیاست های انزواگرایانه و واکنشی نسبت به محیط پیرامونی خود حرکت کرده است. عظیمی در جمعبندی بحث خود چالش های کنونی تجربۀ انقلاب اسلامی را به دلیل تعارض میان ملت سازی عرفی و ملت سازی قدسی دانست.
لازم به ذکر است این نشست با حضور دکتر سامی العریان، چهرۀ برجستۀ جریان اسلامی امریکا و مدیر موسسه اسلام و امور جهانی (CIGA) برقرار شد.
📝متن عربی بحث ارائه شده با عنوان «تجربه سیاسی ایران: امتناع دولت و استمرار نهضت»:
🔗http://mersadcss.com/ar/ir-experience/
⚠️همچنین مركز CIGA خلاصه ای از دو بحث ارائه شده را به زبان انگلیسی منتشر نموده که از لینک زیر قابل دریافت است:
🔗http://mersadcss.com/ar/wp-content/uploads/2018/04/ciga.jpg
#اخبار_اندیشکده
@mersadcss©
✍️ دانشگاه امام، و دایگی فرزندان غیرسعودی
👤 حامد دهقانی فیروزآبادی
🔹 ملک سلمان در مارس ۲۰۱۷ به اندونزی سفر میکند و تنها یک ماه بعد، سلیمان اباالخیل، مدیر دانشگاه امام سعود، میوههای سفر او را میچیند؛ اباالخیل در اندونزی، قطب فعالیتهای سلفیت در شرق آسیا، سه مدرسۀ شرعی جدید، چهار مرکز و انجمن فرهنگی در دانشگاههای اندونزی و سه مرکز تربیت معلم زبان عربی را افتتاح میکند، سنگ بنای دانشگاهی جدید را گذاشته، با چندین دانشگاه قرارداد همکاری بسته و روزنامۀ عربی – مالایی ارخبیل و دهها برنامه و دورۀ آموزش حضوری و غیرحضوری را راهاندازی میکند.
🔹«معهد العلوم الإسلامیة و العربیة» در جاکارتا، به عنوان اصلیترین و بزرگترین معهد شرعی سعودیها در خارج این کشور، از جمادی الأولی ۱۴۰۰ پذیرش خود را آغاز کرده است و از ۱۴۱ دانشآموز پسر در بدو تأسیس به ۳۵۶۹ دانشآموز پسر و دختر و از ۵ استاد به ۱۷۲ استاد و دستاندرکار در سال تحصیلی ۱۴۳۶-۱۴۳۷ رسیده است. این فرزند دانشگاه امام، تاکنون نزدیک به ۱۲۰۰۰ دانشآموخته داشته است که از این میان ۲۵۰ نفر آنها از کشورهای همسایه بورسیه شدهاند.
🔹 طرفه آنکه توجه ویژۀ حکومت در این سالها به توسعۀ مدارس شرعی (المعاهد العلمیة) در خارج این کشور، با زمزمههای انحلال نسخههای اصلی آنها در داخل همزمان شده است.
🔹 در اهمیت این مدارس در بازتولید سلفیت، همین بس که شخصیتهای دینی برجستهای همچون ابن عثیمین، محمد امان جامی، محمد بن عبدالله عجلان، عبدالمحسن عباد و عبدالرحمن سدیس در معهد ریاض به تحصیل پرداختهاند. ربیع مدخلی، صالح فوزان، عبدالله بن محمد آل شیخ، عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، سلمان عوده، عبدالرحمن عجلان و بسیاری دیگر از رجال دینی سعودی نیز در معاهدی مشابه درس خواندهاند. در سال ۲۰۱۴، از ۱۵۰ عضو مجلس شورای سعودی، در کارنامۀ تحصیلی ۵۷ عضو آن نام مدارس شرعی میدرخشیده است. قریب به اتفاق اعضای هیئت کبار علما نیز تحصیلکرده این مدارس هستند.
🔹با برنشستن اباالخیل بر کرسی مدیریت دانشگاه امام، پاکسازی در دانشگاه و مراکز وابستۀ به آن، به ویژه معاهد علمیه، آغاز شد؛ حذف عناصر متمایل به اندیشههای اخوانی، جمعآوری کتابهای ایشان از کتابخانههای مدارس، بازگشت سرود ملی و برگزاری جشن توحید بلاد از جملۀ اقدامات صورتگرفته در این سالیان بوده است.
🔹در ۲۰۱۱ مدیریت دانشگاه در پی دستور حکومت، برنامۀ درسی سال اول ثانوی را کاملا مطابق با مدارس عادی تغییر داد، تا راه برای دانشآموزانی که تمایل به تغییر گرایش و پیوستن به مدارس عادی دارند، گشوده شود. اضافه شدن دروس فیزیک و شیمی و زیست و حذف درس فرائض و کم شدن حجم دروس نحو و فقه نتیجۀ این تصمیم بود. پس از این، حکومت پا را فراتر گذاشت و انحلال تمامی معاهد و انضمام آنها به وزارت تعلیم را خواهان شد.
🔹 حکومت از سویی بندهای دست و پای وهابیت را در داخل عربستان روزبهروز محکمتر کرده و از دیگر سو مجال تاخت و تاز او را در سراسر جهان گستردهتر میسازد. این است حکایت این روزهای رحم سلفیت؛ برای خودیها سترون و برای دیگران زایا.
#عربستان
#نهاد_دین
#بازتولید_سلفیت
#دانشگاه_امام
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/imam_uni/
📕دریافت فایل PDF:
http://mersadcss.com/fa/?media_dl=2656
@mersadcss©
👤 حامد دهقانی فیروزآبادی
🔹 ملک سلمان در مارس ۲۰۱۷ به اندونزی سفر میکند و تنها یک ماه بعد، سلیمان اباالخیل، مدیر دانشگاه امام سعود، میوههای سفر او را میچیند؛ اباالخیل در اندونزی، قطب فعالیتهای سلفیت در شرق آسیا، سه مدرسۀ شرعی جدید، چهار مرکز و انجمن فرهنگی در دانشگاههای اندونزی و سه مرکز تربیت معلم زبان عربی را افتتاح میکند، سنگ بنای دانشگاهی جدید را گذاشته، با چندین دانشگاه قرارداد همکاری بسته و روزنامۀ عربی – مالایی ارخبیل و دهها برنامه و دورۀ آموزش حضوری و غیرحضوری را راهاندازی میکند.
🔹«معهد العلوم الإسلامیة و العربیة» در جاکارتا، به عنوان اصلیترین و بزرگترین معهد شرعی سعودیها در خارج این کشور، از جمادی الأولی ۱۴۰۰ پذیرش خود را آغاز کرده است و از ۱۴۱ دانشآموز پسر در بدو تأسیس به ۳۵۶۹ دانشآموز پسر و دختر و از ۵ استاد به ۱۷۲ استاد و دستاندرکار در سال تحصیلی ۱۴۳۶-۱۴۳۷ رسیده است. این فرزند دانشگاه امام، تاکنون نزدیک به ۱۲۰۰۰ دانشآموخته داشته است که از این میان ۲۵۰ نفر آنها از کشورهای همسایه بورسیه شدهاند.
🔹 طرفه آنکه توجه ویژۀ حکومت در این سالها به توسعۀ مدارس شرعی (المعاهد العلمیة) در خارج این کشور، با زمزمههای انحلال نسخههای اصلی آنها در داخل همزمان شده است.
🔹 در اهمیت این مدارس در بازتولید سلفیت، همین بس که شخصیتهای دینی برجستهای همچون ابن عثیمین، محمد امان جامی، محمد بن عبدالله عجلان، عبدالمحسن عباد و عبدالرحمن سدیس در معهد ریاض به تحصیل پرداختهاند. ربیع مدخلی، صالح فوزان، عبدالله بن محمد آل شیخ، عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، سلمان عوده، عبدالرحمن عجلان و بسیاری دیگر از رجال دینی سعودی نیز در معاهدی مشابه درس خواندهاند. در سال ۲۰۱۴، از ۱۵۰ عضو مجلس شورای سعودی، در کارنامۀ تحصیلی ۵۷ عضو آن نام مدارس شرعی میدرخشیده است. قریب به اتفاق اعضای هیئت کبار علما نیز تحصیلکرده این مدارس هستند.
🔹با برنشستن اباالخیل بر کرسی مدیریت دانشگاه امام، پاکسازی در دانشگاه و مراکز وابستۀ به آن، به ویژه معاهد علمیه، آغاز شد؛ حذف عناصر متمایل به اندیشههای اخوانی، جمعآوری کتابهای ایشان از کتابخانههای مدارس، بازگشت سرود ملی و برگزاری جشن توحید بلاد از جملۀ اقدامات صورتگرفته در این سالیان بوده است.
🔹در ۲۰۱۱ مدیریت دانشگاه در پی دستور حکومت، برنامۀ درسی سال اول ثانوی را کاملا مطابق با مدارس عادی تغییر داد، تا راه برای دانشآموزانی که تمایل به تغییر گرایش و پیوستن به مدارس عادی دارند، گشوده شود. اضافه شدن دروس فیزیک و شیمی و زیست و حذف درس فرائض و کم شدن حجم دروس نحو و فقه نتیجۀ این تصمیم بود. پس از این، حکومت پا را فراتر گذاشت و انحلال تمامی معاهد و انضمام آنها به وزارت تعلیم را خواهان شد.
🔹 حکومت از سویی بندهای دست و پای وهابیت را در داخل عربستان روزبهروز محکمتر کرده و از دیگر سو مجال تاخت و تاز او را در سراسر جهان گستردهتر میسازد. این است حکایت این روزهای رحم سلفیت؛ برای خودیها سترون و برای دیگران زایا.
#عربستان
#نهاد_دین
#بازتولید_سلفیت
#دانشگاه_امام
🔗متن کامل:
http://mersadcss.com/fa/product/imam_uni/
📕دریافت فایل PDF:
http://mersadcss.com/fa/?media_dl=2656
@mersadcss©