خُرده رواٰیتها، شادیِ به ترس آمیخته، فردایِ مدفون، جهاٰن مجهول، آرزوی رَنگ باخته، سیلیِ سُرخ، جواٰن گم شده، خندهی بیتفاوُتی، امّیدی که زیر درخت آلبالو گم شُده…/
میمِ ثاٰنی؛
Photo
📮|•این روزهاٰ طور دیگهای تو زندگی میپِلکم. از نگاهِ زیر انداخته و جوریدن موبایل خوشیای عایدم نشد. پس سَر به هواتر شُدم و برای انسانوارتر زیستن و مدارا کردن با مغز و تمرکزِ آسیب دیده یه بازی شروع کردم؛ شکار رنگها.
«اپیزود اوّل: قرمز🧣»
شَب بخیر گنجشکِ تنها. عیبی نداٰرد که لانه نداری، آوارهای و کلاغها دانهی کاجی باقی نگذاشتهاند تا در سرما نمانی. امّا اگر بَرف بارید گریه نکن و یادَت بیار که همه باهم میمیریم..❤️🩹/
به مَرگ گُفتم صبر کنَد، برایِ
۷۵ روزِ شگفتانگیز تا ملاقاٰت با خود🪞/
|•شامگاٰه و سَحر:
-پیش از ۱۲ شب بخواب.
-تا ۸ صُبح از رختخواب دل بکَن!
|•خور و خوراٰک:
-با آب ولرم شروع کُن.
-شکَم دوستی نکن! به اندازه.
-چند قاٰچ میوه یاٰ پیالهای سبزی و سالاد بخور.
-تاٰ حدّی که به جُنون نرسیدی قند نخور.
-بگو گورِ بابای قهوه! هرچند سخت!
-پروتئین به جاٰی خِنزر پنزر.
|•شفای روحِ راٰهنما:
-هرروز یک کاٰر نیک.
-گمانِ خیر به خدا بردن به جاٰی بداندیشی.
-اصلاٰح مراودات و طریقهی معاشرَت با خداٰ.
(اینکه چطور و چگونه؟ شَخصیه! هرکَس به شیوهی خود خداپرسته.)
|•بازگشت به تنظیماتِ کارخانه:
-روزانه نیم ساٰعت ملاقات با آفتاب.
-۱۵/۳۰ دقیقه کِش و قوس صُبحگاهی.
-هر هفته، ۴مرتبه ورزش و بدو بدو.
|•رواٰنِ پاک:
-به هر مُزخرفی گوش نده.
(دوری از فرکاٰنس غم، ناامیدی، نکبت و خو گرفتن با موسیقیِ ۳۶۹، ۵۲۸ و.. هرتز)
-آرام باٰش. آرام بِنشین، بگو، بَخند، راٰه برو، به اموراٰتت برس. آرام زندگی کن!
-از ستیزهجو و مکاٰر و هوچی و مکانِ متشنج دور باٰش. در بحثها بباز!
-با فکرِ بیخود و منفی مقابله نکن! راهِش در جایگزین کردنه.
|•صله:
-هفتهای یک مرتَبه از آشنا خبر بگیر.
-انقَدَر از مردُم دوری نکن. یکی نشو. امّا نزدیک باش. بشنو و یاد بگیر!
|•فوت و فَن:
-روزانه ۵ الیٰ ۷ ساعت مفید جون بِکَن.
-هرروز چیزَکی در فضایِ مهارتیت یاد بگیر.
|•ورق زدن:
-۱۰ صَفحه از هرچه غیر از داٰستان.
(تاریخی، سیاٰسی، علوم و…)
-۳۰ صفحه ادبیاتِ داستانی/رمان.
|•مزه مزه کردنِ زندگی:
-تو ماٰجراجویی.
(هرروز چیزی جدید کَشف، تجربه یا خلق کن!)
-به دلِ فرصتهای جدید بزن. پیشنهادِ دوستت برای بیرون چَریدن رو رَد نکن و هر شانسی که جهان مقابلت میذاره رو بپذیر!
|•بیرون از غاٰر نوشتن:
-بنویس. با ترس، خَشم، شادی، حینِ سوگواری، بعد از شکَست، برایِ پیروزی، تو مترو، لبِ جوب، وقتی منتظرِ پیتزاتی تا آماده شه، تو راهِ سفر. اصلاً چرند بنویس. فقط بنویس.
-از دستاٰوردهات بگو. هرچَند خرد و حوصله سر بر! بخاطرشون جَشن بگیر و بیاد بیاٰر تو سایتهاٰ، گزینهی «من رباٰت نیستم» رو میزنی.
همین./
۷۵ روزِ شگفتانگیز تا ملاقاٰت با خود🪞/
|•شامگاٰه و سَحر:
-پیش از ۱۲ شب بخواب.
-تا ۸ صُبح از رختخواب دل بکَن!
|•خور و خوراٰک:
-با آب ولرم شروع کُن.
-شکَم دوستی نکن! به اندازه.
-چند قاٰچ میوه یاٰ پیالهای سبزی و سالاد بخور.
-تاٰ حدّی که به جُنون نرسیدی قند نخور.
-بگو گورِ بابای قهوه! هرچند سخت!
-پروتئین به جاٰی خِنزر پنزر.
|•شفای روحِ راٰهنما:
-هرروز یک کاٰر نیک.
-گمانِ خیر به خدا بردن به جاٰی بداندیشی.
-اصلاٰح مراودات و طریقهی معاشرَت با خداٰ.
(اینکه چطور و چگونه؟ شَخصیه! هرکَس به شیوهی خود خداپرسته.)
|•بازگشت به تنظیماتِ کارخانه:
-روزانه نیم ساٰعت ملاقات با آفتاب.
-۱۵/۳۰ دقیقه کِش و قوس صُبحگاهی.
-هر هفته، ۴مرتبه ورزش و بدو بدو.
|•رواٰنِ پاک:
-به هر مُزخرفی گوش نده.
(دوری از فرکاٰنس غم، ناامیدی، نکبت و خو گرفتن با موسیقیِ ۳۶۹، ۵۲۸ و.. هرتز)
-آرام باٰش. آرام بِنشین، بگو، بَخند، راٰه برو، به اموراٰتت برس. آرام زندگی کن!
-از ستیزهجو و مکاٰر و هوچی و مکانِ متشنج دور باٰش. در بحثها بباز!
-با فکرِ بیخود و منفی مقابله نکن! راهِش در جایگزین کردنه.
|•صله:
-هفتهای یک مرتَبه از آشنا خبر بگیر.
-انقَدَر از مردُم دوری نکن. یکی نشو. امّا نزدیک باش. بشنو و یاد بگیر!
|•فوت و فَن:
-روزانه ۵ الیٰ ۷ ساعت مفید جون بِکَن.
-هرروز چیزَکی در فضایِ مهارتیت یاد بگیر.
|•ورق زدن:
-۱۰ صَفحه از هرچه غیر از داٰستان.
(تاریخی، سیاٰسی، علوم و…)
-۳۰ صفحه ادبیاتِ داستانی/رمان.
|•مزه مزه کردنِ زندگی:
-تو ماٰجراجویی.
(هرروز چیزی جدید کَشف، تجربه یا خلق کن!)
-به دلِ فرصتهای جدید بزن. پیشنهادِ دوستت برای بیرون چَریدن رو رَد نکن و هر شانسی که جهان مقابلت میذاره رو بپذیر!
|•بیرون از غاٰر نوشتن:
-بنویس. با ترس، خَشم، شادی، حینِ سوگواری، بعد از شکَست، برایِ پیروزی، تو مترو، لبِ جوب، وقتی منتظرِ پیتزاتی تا آماده شه، تو راهِ سفر. اصلاً چرند بنویس. فقط بنویس.
-از دستاٰوردهات بگو. هرچَند خرد و حوصله سر بر! بخاطرشون جَشن بگیر و بیاد بیاٰر تو سایتهاٰ، گزینهی «من رباٰت نیستم» رو میزنی.
همین./
فراٰموشت نکردهام. هنوز از تنهاٰییام با تو حرف میزَنم، زیرِ دوش به یاد دستهای سخاوتمندت که بمن زندگی بخشید گریه میکُنم و مراقبَم تلفنم سایلِنت نباشد تا اگر هوای برگشتَن به سرَت زد، پشتِ خط منتظر نمانی…
میمِ ثاٰنی؛
Photo
این تقلاٰی مذبوحانه و مُضحک برای اینکه شبیه به اجنبیها بنظر برسیم؛ تُستمان را فرنچ میکنیم، عَربیکا را از روبوستا تمیز و به مزهی سگِ ماچا تن میدهیم، با بابانوئلهای تقلبیِ خیابان میرزای شیرازی سلفی میگیریم و تَظاهر میکنیم بِلزِمان جینگل شده و درحاٰلیکه تا استخوان فقیریم استنلی میخریم و دنبالِ بختمان میدَویم، به این خاطر نیست که پوفیوز و بیعاریم.
این آخرین تلاٰش و نهایتِ توان ماست برای آنکه شبیه به قبیلهی مردمانِ خوشبخت و مُرفه باشیم…/
این آخرین تلاٰش و نهایتِ توان ماست برای آنکه شبیه به قبیلهی مردمانِ خوشبخت و مُرفه باشیم…/