👍71❤25👏4
آیا در «اتاق انتظار» زندگی میکنید؟
اگر با دقت به ذهنمان نگاه کنیم، میبینیم که بخش بزرگی از عمرمان را در حالتِ «انتظار» سپری میکنیم.
انتظار برای رسیدنِ آخر هفته، انتظار برای تعطیلات، انتظار برای بزرگ شدن بچهها
انتظار برای بازنشستگی، یا انتظار برای رسیدن به آن موفقیتِ بزرگ.
این نوعِ انتظار، صبر کردن در صفِ نانوایی نیست؛ بلکه یک «وضعیتِ ذهنی» است. در این وضعیت، پیامِ پنهانِ ذهن این است:
"من این لحظه را نمیخواهم؛ من لحظهی بعدی را میخواهم." "من اینجا را دوست ندارم؛ من میخواهم آنجا باشم."
فاجعه همینجاست وقتی در حالتِ انتظار زندگی میکنید، «لحظهی حال» را تبدیل به یک مانع، یک مزاحم، یا پُلی میکنید که فقط باید از روی آن رد شد تا به آینده رسید.
شما «اکنون» را قربانیِ «آینده» میکنید.
اما نکتهی ترسناک این است که آینده هرگز نمیآید. وقتی هم که میآید، دوباره نامش «اکنون» است. پس کسی که یاد گرفته منتظر باشد، تمامِ زندگیاش را صرفِ رسیدن به افقی میکند که مدام عقبنشینی میکند.
زندگی، در «مقصد» نیست؛ زندگی در خودِ «مسیر» جاری است. اگر در حینِ نوشیدنِ چای، به فکرِ تمام شدنِ آن و رفتن به سرِ کار هستید، شما چای نمینوشید؛ شما دارید «انتظار» را مینوشید. اگر در حینِ بازی با فرزندتان، فکرتان در جلسهی فرداست، شما آنجا نیستید.
بزرگترین غارتگرِ زندگی، مرگ نیست؛ بلکه عادتِ «زندگی نکردن در حال» به امیدِ «آیندهای بهتر» است. بیرون آمدن از اتاقِ انتظار، یعنی آشتی کردن با همین لحظه.
یعنی درکِ اینکه: «زندگیِ واقعی، همین است که الان در جریان است، نه آن تصویری که در سر داری.»
@mmoltames
اگر با دقت به ذهنمان نگاه کنیم، میبینیم که بخش بزرگی از عمرمان را در حالتِ «انتظار» سپری میکنیم.
انتظار برای رسیدنِ آخر هفته، انتظار برای تعطیلات، انتظار برای بزرگ شدن بچهها
انتظار برای بازنشستگی، یا انتظار برای رسیدن به آن موفقیتِ بزرگ.
این نوعِ انتظار، صبر کردن در صفِ نانوایی نیست؛ بلکه یک «وضعیتِ ذهنی» است. در این وضعیت، پیامِ پنهانِ ذهن این است:
"من این لحظه را نمیخواهم؛ من لحظهی بعدی را میخواهم." "من اینجا را دوست ندارم؛ من میخواهم آنجا باشم."
فاجعه همینجاست وقتی در حالتِ انتظار زندگی میکنید، «لحظهی حال» را تبدیل به یک مانع، یک مزاحم، یا پُلی میکنید که فقط باید از روی آن رد شد تا به آینده رسید.
شما «اکنون» را قربانیِ «آینده» میکنید.
اما نکتهی ترسناک این است که آینده هرگز نمیآید. وقتی هم که میآید، دوباره نامش «اکنون» است. پس کسی که یاد گرفته منتظر باشد، تمامِ زندگیاش را صرفِ رسیدن به افقی میکند که مدام عقبنشینی میکند.
زندگی، در «مقصد» نیست؛ زندگی در خودِ «مسیر» جاری است. اگر در حینِ نوشیدنِ چای، به فکرِ تمام شدنِ آن و رفتن به سرِ کار هستید، شما چای نمینوشید؛ شما دارید «انتظار» را مینوشید. اگر در حینِ بازی با فرزندتان، فکرتان در جلسهی فرداست، شما آنجا نیستید.
بزرگترین غارتگرِ زندگی، مرگ نیست؛ بلکه عادتِ «زندگی نکردن در حال» به امیدِ «آیندهای بهتر» است. بیرون آمدن از اتاقِ انتظار، یعنی آشتی کردن با همین لحظه.
یعنی درکِ اینکه: «زندگیِ واقعی، همین است که الان در جریان است، نه آن تصویری که در سر داری.»
@mmoltames
👍48❤18😢6👏3😍1
۷-۸ سال پیش همه بچه های کلینیک ازدواجی بودن. حقوق بود ماهی ۵ تومن خونه متری ۶ تومن جای خوب تهران. الان حقوق ۳۰ تومن (تازه پر پرش) خونه معمولی متری ۱۰۰ تومن. انبوهی از دختران و پسران مجردی که حول و حوش ۳۰ سالگی میچرخند و مجرد و حتی به ازدواج نمیتونند فکر کنند.
_کد خدا_
@mmoltames
_کد خدا_
@mmoltames
👍66😢48😐1
انسان همواره به خاطر رعایت ادب، بیش از حد به دیگران میدان میدهد
و آنها هم از این موضوع برای آزار دادن انسان استفاده میکنند.
روبر مرل
@mmoltames
و آنها هم از این موضوع برای آزار دادن انسان استفاده میکنند.
روبر مرل
@mmoltames
👍67❤8
.
براساس دادههای مرکز آمار تعداد ازدواج در فصل تابستان در ایران به ۹۷ هزار مورد سقوط کرده تا برای اولین بار حداقل از سال ۱۳۸۰ به بعد تعداد ازدواج در یک فصل در ایران کمتر از ۱۰۰ هزار مورد باشد.
@mmoltames
براساس دادههای مرکز آمار تعداد ازدواج در فصل تابستان در ایران به ۹۷ هزار مورد سقوط کرده تا برای اولین بار حداقل از سال ۱۳۸۰ به بعد تعداد ازدواج در یک فصل در ایران کمتر از ۱۰۰ هزار مورد باشد.
@mmoltames
👍28😐8😢4
این چه انقلابی بود؟ این چه جمهوری اسلامی بود که قرار بود هم دین دهد و هم دنیا به ما؟ چرا فقط سفره مقامات، دولت ها و ستاداجرایی و بنیادها و مجلس ها چرب است؟ مگر مردم ولی نعمت نبودند؟ خدا می بیند.
@mmoltames
@mmoltames
👍109😢41👎2🤔2❤1
پدرم هرگز اجازه ى بيرون ماندن شبانه را نمیداد.
اما هرگز به تلفنم دست هم نزد.
همان جا فهميدم
حمايت، اعتماد ميسازد
تملک، آن را نابود مى كند.
@mmoltames
اما هرگز به تلفنم دست هم نزد.
همان جا فهميدم
حمايت، اعتماد ميسازد
تملک، آن را نابود مى كند.
@mmoltames
👍102❤19
یه زخمهایی رو زمان درمان نمیکنه. و برای درمان اونا باید انرژی، تمرکز، همت و عزم، وقت، و بعضاً هزینه مالی مراجعه به متخصص هم گذاشت.
گاهی ما فکر میکنیم با ندادن این هزینهها، جلو میافتیم. غافل از اینکه این شکلی فقط اومدن روزهایی که سالمتر زندگی میکنیم رو به تعویق میندازیم.
@mmoltames
گاهی ما فکر میکنیم با ندادن این هزینهها، جلو میافتیم. غافل از اینکه این شکلی فقط اومدن روزهایی که سالمتر زندگی میکنیم رو به تعویق میندازیم.
@mmoltames
👍45❤14😢3👎1
♦️ خبرگزاری دولت:
🔹 بودجه سازمان تبلیغات اسلامی از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ تقریبا ۱۲ برابر شده است
بودجه ی امسال این نهاد: حدود ۸ هزار میلیارد تومان
@mmoltames
🔹 بودجه سازمان تبلیغات اسلامی از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ تقریبا ۱۲ برابر شده است
بودجه ی امسال این نهاد: حدود ۸ هزار میلیارد تومان
@mmoltames
😱41👎32👍4😁4😐3❤2😢2
👍141👎25😢6❤5😐1
🔻یک دیکتاتور دیگر که ملت خود را، به رغم منابع عظیم نفتی، در فقر و بدبختی نگاه داشته بود به زبالهدان تاریخ پیوست.
@mmoltames
@mmoltames
👍232😍17👏9👎6😁4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخلاف آنچیزی که مداوما سعی دارند به شما بگویند، شما بیارزش نیستید، شما ناتوان نیستید، شما کم نیستید و کوچکترین کارهایتان ممکن است نتایج بزرگی داشته باشد.
@mmoltames
@mmoltames
👍70❤13
این زمستان ، برفش از شقایق بود.
خونِ جاویدنامانمان روی زمین، یک بهارِ نافرجام را نقاشی کرد.
هر قطره، شعری نوشت که باد، خط خطیش کرد...
گفته بودند خون گرم است و یخ نمیزند
اما یخ زد
نبض تپنده ی ماهم یخ زد وقتی
کفن مثل مه شهر ها را سفید کرد
شهیدان، ستارگانی شدند که
روی شانه هایم سنگینی میکنند
خونِ جاویدنامانمان روی زمین، یک بهارِ نافرجام را نقاشی کرد.
هر قطره، شعری نوشت که باد، خط خطیش کرد...
گفته بودند خون گرم است و یخ نمیزند
اما یخ زد
نبض تپنده ی ماهم یخ زد وقتی
کفن مثل مه شهر ها را سفید کرد
شهیدان، ستارگانی شدند که
روی شانه هایم سنگینی میکنند
😢88👍44❤31👎2😁2
بعدها، به یاد خواهی آورد که عشق و آزادی در این سرزمین ارث پدری نبود که نسل به نسل به ما برسد. ما نهالِ عشق و آزادی را در کف خیابانها، در آسفالت و خون کاشتیم.
@mmoltames
@mmoltames
😢78❤50👍21👎1
تاریخ، تعداد مردگاناش را رُند میکند.
هزار و یک نفر، تبدیل میشود به هزار نفر، گویی آن یک نفر، هرگز وجود نداشته است؛
یک جنین خیالی، یک گهوارهی خالی، کتاب الفبایی که برای کسی باز نبود
هوا بود که میخندید، گریه میکرد، بزرگ میشد. خلاء بود که از پلهها پایین میدوید و به طرف باغ میرفت. در میان صف، جایی برای هیچکس بود.
ویسواوا شیمبورسکا
@mmoltames
هزار و یک نفر، تبدیل میشود به هزار نفر، گویی آن یک نفر، هرگز وجود نداشته است؛
یک جنین خیالی، یک گهوارهی خالی، کتاب الفبایی که برای کسی باز نبود
هوا بود که میخندید، گریه میکرد، بزرگ میشد. خلاء بود که از پلهها پایین میدوید و به طرف باغ میرفت. در میان صف، جایی برای هیچکس بود.
ویسواوا شیمبورسکا
@mmoltames
😢41❤19👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجری حروم لقمه خبرگزاری دانشجو: خداروشکر تو اینستاگرام همه فاز غم گرفتن، حداقل این بلاگرا فعالیت نمیکنن و مردم زندگی راحت تر و بی دغدغه تری دارن، همینطوری به عزاداری کردن ادامه بدید!😐
@mmoltames
@mmoltames
😐31👎24😢11
وقتی به نقشهی تاریخ نگاه میکنی، ایران نباید وجود داشته باشه؛
اما چرا همچنان هست؟
زمانی که اعراب، تیسفون رو گرفتن و
امپراتوری ساسانی با اون شکوه و جلال
فرو ریخت، سکوتی دویستساله بر لبان
ما نشست که مورخان به اون
دو قرن سکوت میگن؛
اما در اوج ناامیدی
فردوسی برخاست تا زبان فارسی رو از
گزند بیگانگان حفظ کنه.
زمانی که اسکندر مقدونی تخت جمشید
رو به آتش کشید، اون شب هر ایرانی
فکر میکرد که پایان تاریخ فرا رسیده
و ما برای همیشه قراره غلامان بیگانگان
باشیم؛ اما ایرانیان کاری کردن که
جانشینان اسکندر شیفتهی ایران شدن.
زمانی که کابوس مغولها برای این
کشور پیش اومد و در نیشابور و مرو
با سرهای بریدهشدهی مردم، کوه
ساختن، ایرانیان در همون دوران
مولوی، سعدی و حافظ رو به جهان
ارائه دادن.
زمانی که در پایان دوران صفویه، محمود
افغان اصفهان رو محاصره کرد، مردم به
خوردن گوشت سگ و گربه روی آوردن
و پایتخت باشکوه ایران یک ویرانه شد،
اما از دل این هرجومرج، نادرشاه افشار
برخاست که دوباره اقتدار رو به ایران
برگردوند.
وقتی میگیم «ایران، ای سرای امید»
این صرفاً یه حرف قشنگ نیست.
ایرانیان بارها در طول تاریخ، این جمله
رو در عمل با امیدواری به آینده ثابت
کردن
. در چنین آبوخاکی، سزا نیست
که امیدمون رو به آینده از دست بدیم.
کافیست به پدران و مادرانمون در
قرون گذشته نگاه کنیم. ما از خون و از
تبار همان انسانها هستیم.
نور همیشه راهش رو باز میکنه از دل تاریکی
کافیه طاقت بیاری
@mmoltames
اما چرا همچنان هست؟
زمانی که اعراب، تیسفون رو گرفتن و
امپراتوری ساسانی با اون شکوه و جلال
فرو ریخت، سکوتی دویستساله بر لبان
ما نشست که مورخان به اون
دو قرن سکوت میگن؛
اما در اوج ناامیدی
فردوسی برخاست تا زبان فارسی رو از
گزند بیگانگان حفظ کنه.
زمانی که اسکندر مقدونی تخت جمشید
رو به آتش کشید، اون شب هر ایرانی
فکر میکرد که پایان تاریخ فرا رسیده
و ما برای همیشه قراره غلامان بیگانگان
باشیم؛ اما ایرانیان کاری کردن که
جانشینان اسکندر شیفتهی ایران شدن.
زمانی که کابوس مغولها برای این
کشور پیش اومد و در نیشابور و مرو
با سرهای بریدهشدهی مردم، کوه
ساختن، ایرانیان در همون دوران
مولوی، سعدی و حافظ رو به جهان
ارائه دادن.
زمانی که در پایان دوران صفویه، محمود
افغان اصفهان رو محاصره کرد، مردم به
خوردن گوشت سگ و گربه روی آوردن
و پایتخت باشکوه ایران یک ویرانه شد،
اما از دل این هرجومرج، نادرشاه افشار
برخاست که دوباره اقتدار رو به ایران
برگردوند.
وقتی میگیم «ایران، ای سرای امید»
این صرفاً یه حرف قشنگ نیست.
ایرانیان بارها در طول تاریخ، این جمله
رو در عمل با امیدواری به آینده ثابت
کردن
. در چنین آبوخاکی، سزا نیست
که امیدمون رو به آینده از دست بدیم.
کافیست به پدران و مادرانمون در
قرون گذشته نگاه کنیم. ما از خون و از
تبار همان انسانها هستیم.
نور همیشه راهش رو باز میکنه از دل تاریکی
کافیه طاقت بیاری
@mmoltames
❤109👍29👏8😢3🤔1