شعر و مشاعره – Telegram
انداخته ای گرچه مرا از نظر, اما تيری


كه فكندی سوی ما بی نظری نـيست

#مولانا_طایری

#الف
من حيات ابد ازعشق بتان يافته ام


عشق ورزيده ام و لذت آن يافته ام

#شاه_طاهر

#میم
ّ
ای جهان را ز وصال تو همايون شده فال


فرخ آن روز كه باشد ز تو اميد وصال

#ضیاءالدین_همدانی

#الف
ما را دو چشـم مست تو ديوانه می كند


يكبارگی كه شيوۀ مستانه می كند

#خواجه_ضیاءالدین_دبیر

#میم
به لافِ ياری هـر سفله اعتماد مكن


كه خلق را شده دل ديگر و زبان ديگر

#قاسم_ضیایی

صبا بر هم زد آن زلف و دلم بر گرد آن گردد


چون مرغی كه بر هم خورده بيند آشيانش را

#مولانا_کمال_الدین_ضمیر_صفاهانی

#صاد
چو خون چكان نبود ناله, بشكنم در دل


كه شاخ گل چو شودخشک,باغبان شكند

#مولانا_ضمنی_باخرزی

وعده‌اش‌راآخرين‌روز است[و]می‌ترسم که باز


گويدم فردا و باز از سادگی باور كنم

#امیر_ضیاءالدین_محمد_جابری

#واو
انداخته ای گرچه مرا از نظر, اما تيری


كه فكندی سوی ما بی نظری نيست

#مولانا_طایری

#الف
مشاطه, مكش شانه دگر زلف بتان را


بر باد مبادا که دهی رشتۀ جان را

#مولانا_طایری

#میم
انگشت بهر عشق چو بر ابروان نهاد


تيری برای كشتن من در كمان نهاد

#مولانا_طاهر_هروی

#الف
آن كه رفت از سر كوی تو به آزار, مـنم


وان كه برد از تو به دل حسرت بسيار, منم

#خواجه_محمد_طاهر_رازی

طواف كعبه و درد سفر, چه درد سراست اين


به گرد كوی توگردم كه كعبۀ دگر است این

#امیر_طالبی

تو نیک باش به من كز بدان نينديشم


چه غم كه نيک نباشند اين و آن با من

#مولانا_طالعی_یزدی

يک بار پيش يار, كسی حال ما نگفت


با آن كه گفته ايم به هر کس هزار بار

#مولانا_طالعی

غارتگرا, به ملک دلم تا درآمدی


انداختی به كشور جان انقلاب را

#مولانا_طبعی_قزوینی

#غین
شرح سوز دل كه عمری از تو پنهان داشتم


گر نگويم دل, وگر گويم زبان می سوزدم

#مولانا_طبعی_سمنانی

#شین
پا به زمين منه, بنه بر سر چشـم روشنم


صبح يقين مجو, بجو خاطر با صفای من

#طفیلی_مشهدی

خوب كردم که در دوزخ دل وا كـردم


كه خس و خار در آن كوی فراوان شده بود

#طوفی

نظری كردی روزی به من سوخته دل


هر چه دارم من بيچاره, از ان يافته ام

#شیخ_صفی_الدین_یزدی

#نون
شب هجران جگرسوخته بی روز رخت


هر دم آغاز نهد قاعدۀ يلدايی

#شمس_الدین_موكد_نسوی

#شین