صور سکوت – Telegram
صور سکوت
79 subscribers
350 photos
23 videos
7 files
298 links
محمدقائم خانی
Download Telegram
#گزیده_کتاب
#سور_سوریه

ابوصادق یک جا را نشانمان داد. نیزاری کوچک بود در محاصرۀ ساختمان‌های خراب. گفت جای خالی یک موزه است. چشم چرخاندم. هیچ نبود جزئی! موزه نابود شده و تمام وسائلش خالی شده بوده. زیرزمینش پر از طلا و شیء قیمتی بوده که از بند دیوارها آزاد شده بوده ظاهراً. از کل موزه، نه بنایی مانده بود نه تجهیزاتی، نه اثری تاریخی. فقط و فقط یک ورودی مانده بود، نیمه خراب. برای خودش با آن همه زخم و جراحت، هنوز زیبا بود. زیبایی‌اش وصلۀ ناجوری بود برای آن همه برهنگی متراکم. از کل موزه همین ورودی، همین دالان تاریخ، تنها همین نماد زیبایی، از انفجار موشک و غارت سربازان در امان مانده بود.
جنگ سوریه چه جنگی بود؟ جنگ دولت و مردم؟ جنگ داعش و ارتش؟ یا جنگ شهر و دشمنانش؟

📌 برگرفته از ص 134 کتاب "سور سوریه"، تألیف محمدقائم خانی، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل
#گزیده_کتاب
#سور_سوریه

همین امروز خانواده‌های سادات که محب اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند، در حلب زیادند؛ مثل خانواده‌های بگاری که از نواده‌های امام‌باقر علیه‌السلام هستند. این خانواده‌ها توسط مسلحین متهم به شیعه بودن می‌شدند. دو برچسب اصلی که مسلحین با آن دیگران را متهم می‌کردند، «شبّیه» و «رافضی» بود؛ یعنی مزدور دولت و شیعه. اصطلاح «شبّیه» قبلاً برای راهزنان بکار می‌رفت. اگر کسی با مسلحین همکاری نمی‌کرد، تهمت آماده‌ای داشتند به عنوان «شبّیۀ دولت». پس از آن، جان و مال و ناموس فرد برای مسلحین حلال بود.
بعد از تسلط به شهر، با همین برچسب‌ها متهمان را به دادگاه‌های شرعی بردند و به عنوان «مرتد» حکم راندند. «استتابه» توبه‌ای بود که در دورۀ آموزشی مربوطه می‌دیدند. اگر به نقطۀ مطلوب می‌رسیدند، عنوان ارتدادشان کنار گذاشته می‌شد و اگر نه، به جاهای باریک می‌رسیدند.

📌 برگرفته از ص ۸۴ کتاب "سور سوریه"، تألیف محمدقائم خانی، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل
Forwarded from الفِ کتاب
به روایت نویسنده/ گره‌های کور کلاف سوریه

محمدقائم خانی

«سور سوریه»
مؤلف: محمدقائم خانی
ناشر: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1399
192 صفحه، 30000 تومان
#سیاست

امروزه صحبت از «موفقیت» نقل هر محفلی است و بازار حرف‌های عجیب و غریب دربارۀ راه‌های موفق شدن، داغ داغ است. اگر نگوییم در تمام دنیا، لااقل در تلقی ما ایرانیان، همۀ این حرف و حدیث‌ها، جست‌وجوی راهی است میان‌بر که بی‌زحمت و دردسر، برسیم به بهشتی که آرزویش را داریم، آن هم زودِ زود، به قدر چشم‌برهم‌زدنی، یا حداکثر برخاستن و بنشستنی. حالا البته قرار نیست به همۀ این حرف‌ها و راهکارها و قواعد و دستورات، گفته شود «زکّی» و مؤدبانه‌ترش «زهی تصور باطل، زهی خیال محال»؛ اما خب، موضع بهتری هم نمی‌شود گرفت. بهتر است در برابر چنین سخنانی سکوت پیشه گیریم چون چیز چندان متفاوتی نمی‌شود حوالۀ این تبلیغات خوش‌رنگ‌ولعاب کرد. موفقیت در دنیای امروز، که جنگلی است به وسعت زمین، و انسان‌ها درنده‌ترین موجودات آن هستند، همان پیروزی قدیمی است در جنگ، و راهکارها و اصول و دستوراتش هم همان است. البته اکنون به جای زره، کت و شلوار می‌پوشند یا عوضِ تیر و خدنگ، مینی‌ژوب تن می‌کنند و توی اتاق مبله بر سر قیمت هرچیزی می‌لاسند. تنها دکور صحنه و لباس‌ها تغییر کرده، اما جنگجویان همان خون‌ریزهای قدیمی‌اند. اما گاهی، این پرده می‌رود کنار، و صحنه برمی‌گردد به شمایل قبلش، و جنگ دوباره با همان شکل کهنش به دیدار ما می‌آید. دوباره درندگان پیِ قربانی می‌گردند و برای پیروزی خون می‌ریزند. این اتفاق در خاورمیانه مدام تکرار می‌شود و زمانی نیست که خاکش از خون سیرآب نشود.

کتاب «سور سوریه» می‌خواهد از وضعیت کشوری بگوید که حالا ده سالی از آغاز نبردی بزرگ در آن می‌گذرد. نبردی که در ابتدا صورتی از شورش‌های مردمی داشت، اما خیلی زود چهرۀ دیوآسای جنگ داخلی به خود گرفت و تمام پهنۀ کشور را به جهنمی بزرگ تبدیل کرد. سؤال مهمی که نویسنده می‌خواهد در این کتاب به آن پاسخ دهد، این است که «پیروز این جنگ کیست؟» منتها به این راحتی‌ها قابل ردیابی نیست. مردم سوریه؟ ارتش سوریه؟ در همان میدان حتی، آیا ارتش پیروز نهایی است؟ پس اوضاع عجیب و غریب ادلب را چه‌طور باید فهمید؟ و اگر ارتش پیروز شده، دقیقاً بر چه کسی، نهادی یا گروهی غلبه کرده؟ یا شاید باید پرسید بر چه کسانی یا گروه‌هایی؟ هم‌پیمانانش کجای این پیروزی هستند؟ در صحنه و میدان کجا بوده‌اند؟ و در رسانه چطور بازنمایی شده‌است؟ برندۀ جنگ رسانه‌ای کیست؟ کدام کشور؟ نویسنده سعی کرده پیروزی را در ابعاد مختلفش و با صورت‌های متفاوتش دنبال کند. در جنگ‌های میدانی، سیاسی، رسانه‌ای، اقتصادی، و حالا باید گفت فرهنگی نیز، پیروزی با چه کسی یا گروهی بوده است؟ نویسنده هرچه پیشتر می‌رود، تعیین برنده و بازنده را سخت‌تر می‌یابد. نکند بزرگ‌ترین پیروزی را کسی به دست آورده که در ظاهر، کمترین سهم به او رسیده باشد! با توضیح هر بخش بیش‌تر معلوم می‌شود که تعیین برنده و بازنده در دنیای امروز، خیلی پیچیده‌تر از قبل است. اصلاً نمی‌شود به راحتی حکم کرد که فلانی یا فلان گروه یا بهمان کشور برد یا باخت. یعنی چه این حرف؟ سر کاری است مگر؟

با جلو رفتن کتاب معلوم می‌شود که پیروزهای امروز، بستگی به حضور چندجانبه در لایه‌های مختلف نبرد دارد. در هر لایه هم بیش از دو طرف درگیری وجود دارد، و جنگ به نبردهای چندجانبه تبدیل شده‌است. پیچیدگی آنجاست که برخی از جنگنده‌ها (یا به تعبیر امروزی‌ها بازیگران) در چند لایه به صورت هم‌زمان در حال نبرد (و بازی) هستند. آن وقت تفکیک حیثیت‌های مختلف جنگ از هم، دشوار (یا تقریباً ناممکن) می‌شود. معلوم نیست چقدر از جنگ، صورت اقتصادی دارد و کجا، به گلوله‌های سخت تبدیل شده و کجا، به شکل تکفیر در قامت امامت جماعت مساجد، اذهان و قلوب را نشانه رفته‌است. نیروهای درگیر در هر سطح کدام‌اند و عقبۀ هر جبهه تا کجا پس رفته و گستردگی نبرد تا کجا ادامه پیدا کرده؟ اصلاً مگر می‌شود جنگ سوریه را از شورش‌های کشورهای عربی جدا کرد؟ و از تحریم ایران؟ و از استعمار خاورمیانه؟ ولی این خطر هم وجود دارد که با گسترده شدن بیش از حد مسأله، اصلِ آن منحل شود. که اگر می‌شد، پس این همه کشته و آواره و یتیم در کشور سوریه از کجا پیدایشان شده؟ ولی اگر صورت مسأله واقعاً در این همه حوزۀ نبرد گسترده شده، رزم‌جویان (و بازیگران) می‌دانند که بر چه سطحی از صحنۀ نبرد مسلطند؟ چطور تصمیم می‌گیرند؟ و از کجا می‌فهمند که پیروز شده‌اند یا منکوب؟ تا کجا ادامه می‌دهند و کجا پس می‌کشند؟ و اگر نمی‌فهمند این چیزها را، مسیرشان را چطور پیدا می‌کنند؟
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4001029001.html
تفصیل سخنان دکتر محمدمهدی سیار در جلسۀ نقد و بررسی کتاب «سور سوریه»

#سور_سوریه
#معرفی_کتاب

📝 ... دکتر محمدمهدی سیار دیگر سخنران این جلسه بود. او ابتدا گفت: سفر به ویرانی و رفتن به دل نابودی، سفری به «بی‌جانبی» است. تجربه‌ای است که کم پیش می‌آید. و بعد به این مطلب اشاره کرد که سوریه امروز پیش ایرانی‌ها «یک جای دیگر» نیست؛ بلکه آنقدر به ایرانی‌ها نزدیک شده که درک ایرانی‌ها از خودشان را هم دارد شکل می‌دهد و ایرانی‌ها همان طور که در مورد خودشان ابهام دارند، در مورد سوریه هم ابهام دارند. سپس این سوال را مطرح کرد که ما امروز از سفرنامۀ سوریه چه توقعی می‌توانیم داشته باشیم؟

سیار ادامه داد: توقع من از کتاب این بود که بتوانم در این جغرافیا، علاوه بر اشیاء و بناها، تاریخ سوریه را ببینم؛ اندیشه فلسفه را ببینم. این کتاب به این توقع من به‌خوبی پاسخ داد. ابهام دیگر من دربارۀ سوریه، آیندۀ آن بود و من توقع داشتم علاوه بر تاریخ و جغرافیا، آیندۀ سوریه را هم ببینم. نگاه ایرانی به سوریه و روایت او بیشتر معطوف به آینده است. اینکه ما الان کجای کار هستیم و آیا کار تمام شده‌است؟ یا تازه آغاز یک راه مهم و یک گشایش دیگر است. تاریخ به ما آموخته که بناهای شکوهمند همیشه در دل ویرانی‌های بزرگ سر برمی‌آورند. پس پرسش دیگر من از کتاب این است که نویسنده آیا مرا به آینده هم خواهد برد یا فقط مرا در امروز و گذشته می‌چرخاند. این توقعات به این خاطر ایجاد شده که نویسندۀ آن را می‌شناسم. او را صاحب اندیشه و قلم و اهل مدارا با پرسش می‌بینم. او اهل این نیست که سریع جواب را کشف کند و آن را به رخ بکشد. او اهل زیستن با پرسش است. این کتاب، با وجود حجم کم برای من کتاب قانع‌کننده‌ای بود؛ حتی فراتر از اقناع و انتظار. در این کتاب هم مدارا با پرسش را دیدم، هم تاریخ، هم جغرافیا، هم فلسفه و هم تمدن. به نظر من این کتاب، یک کتاب خیلی عمیقِ خواندنی بود و چنین کتاب‌هایی کم پیدا می‌شوند.

وی افزود: نثر کتاب، نثر قدرتمند، شاعرانه و رها بود؛ یعنی در نثر یک «بی‌جانبی» وجود داشت. نویسنده عامدانه یا غیر عامدانه از ژانر گریز داشت. لذا ما نمی‌توانیم این کتاب را در ژانر «سفرنامه» طبقه‌بندی کنیم. هم سفرنامه است و هم سفرنامه نیست. این کتاب پر از تحلیل است؛ هم روایت است و هم روایت نیست. مثلاً ما در حال خواندن یک نثر شاعرانه هستیم، ولی یک مرتبه با یک کار به‌ظاهر غیرحرفه‌ای مواجه شده و یک قسمت پژوهشی با نقل قول از سید حسین نصر می‌بینیم. در حالی که چنین کاری برای یک متن ادبی و سفرنامه رایج نیست. اما «بی‌جانبی» خود را به متن تحمیل کرده و وقتی مخاطب توقع دارد در یک موضوع اطلاعاتی کسب کند، نویسنده این اطلاعات را در اختیار او می‌گذارد. یا مثال دیگر در متن کتاب، پاورقی تقریباً یک صفحه‌ای نویسنده ذیل «حکومت ایدوئولوژیک» است که در قالب سفرنامه چنین بحثی شاید جایگاهی نداشته باشد. یا اینکه نویسنده در دل یک اسشتهاد و تصویرپردازی کاملاً ادبی، یک مرتبه تصویرسازی را رها می‌کند و اطلاعات ریز تاریخی عرضه می‌کند. تصویری هولناک از کاج‌های حلب ارائه می‌کند و می‌نویسد: «بسیاری از کاج‌های حلب کج ایستاده‌اند؛ بسته به منطقه و جا، انجراف ساقه‌شان از خط عمود پایین پنج شش درصد نیست و تا بیست درصد و بیشتر هم می‌شود. کنار هم ردیف و منظم سر را به یک سو خم کرده‌اند. به محض دیدنشان بیینده پی به طوفانی می‌برد که دیگر نیست.» نویسنده با «کاج» و «کج» بازی زبانی می‌کند و بعد می‌خواهد خبر از طوفانی بدهد که بگوید کج شدن بی‌دلیل نیست. بعد با یک ادراک نمادشناسانۀ خیلی مهم می‌نویسد: «کاجی که نماد سرزمین شام است.» در این فضای زیبای ادبی، یک مرتبه خواننده یک و نیم صفحه مطالب تاریخی محض می‌خواند: «آخرین طوفان از سال 2011 وزیدن گرفت. ماجرای سرنگونی حزب بعث کلید خورد و بحران شروع شد ...»؛ ما در اوج لذت بردن از تصویر و زبان به یک متن روزنامه‌ای می‌رسیم و در همین یک و نیم صفحه با یک تاریخ ده ساله آشنا می‌شویم.

📌 سیار با اشاره به صحبت‌های خانم سلیمانی در مورد نگاه پذیرای آقای خانی، گفت: اقای خانی با پیش‌فرض و با ذهنیت سراغ دیدن نمی‌رود. زبان و چشمش را آزاد گذاشته و هیچ ابایی ندارد که از چارچوب‌های رسمی خارج شود. حتی ممکن است رزمندگان مدافع حرم از خواندن بعضی قسمت‌های کتاب عصبانی شوند. ولی اگر غیر این بود، نادرست بود. اگر قرار بود نویسنده همان چیزهایی را که از قبل می‌دانیم، بگوید و تأکید کند، پس اصلاً سفر رفتن او برای چه بود؟ سفر باید در ما و نگاه ما تغییر ایجاد کند.
https://www.mashreghnews.ir/news/1301420
خیلی عمیقِ خواندنی

#معرفی_کتاب
#سور_سوریه

📚 جلسۀ نقد و بررسی کتاب «سور سوریه»، تألیف محمدقائم خانی در فروشگاه انتشارات به‌نشر برگزار شد. اجرای این جلسه بر عهدۀ آقای میثم رشیدی بود و آقای محمدمهدی سیار، دکترای فلسفۀ اسلامی و شاعر، و خانم فاطمه سلیمانی ازندریانی، داستان‌سرا، به بیان دیدگاه‌های خود پیرامون این کتاب پرداختند. رشیدی در ابتدای جلسه در مورد کتاب گفت: سور سوریه، شرح سفر مؤلف به سوریه است ولی کتاب فقط در مورد سوریه نیست و مباحث کلی‌تری هم مطرح می‌شود؛ مؤلف سعی دارد تصویر جامعی از جبهۀ مقاومت به مخاطب بدهد.

سپس سلیمانی ازندریانی با اشاره به نثر قوی کتاب گفت: چیزی که مرا ترغیب کرد که کتاب را بخوانم، نثر کتاب بود. آقای خانی کتاب‌های کلاسیک را زیاد خوانده و همین موضوع باعث قدرت قلم ایشان شده‌است.

سپس به بیان نکات دیگری در مورد کتاب پرداخت: نکتۀ دیگر در مورد این کتاب، وجود یک غم در متن است و نویسنده این غم را به مخاطب منتقل کرده‌است. کتاب، سفرنامه نیست و مؤلف به سبک یک گردشگر کتاب را ننوشته‌است؛ بلکه کتاب، حاصل پژوهش نویسنده در مورد مردمان آن سرزمین است. تحقیق در مورد تأثیر عثمانی‌ها و اروپایی‌ها بر مردم سوریه. توجه به معماری موجود در کشور سوریه هم از نکات مثبت کتاب است. نکتۀ دیگر، نگاه بی‌طرفانۀ مؤلف است؛ طوری که حتی در بعضی موارد عملکرد ایران در سوریه را نقد کرده‌است.

سلیمانی در انتهای سخنانش با اشاره به برخی نقدها در مورد کتاب، خاطر نشان کرد: بعضی از دوستان انتقاد کردند که چرا نویسنده نظر خود را وارد کرده و وارد تحلیل شده‌است. اما به نظر من نویسنده هم یک انسان است و اندیشه دارد و هر کسی با اندیشۀ خود روایت می‌کند. من مخالفم که سفرنامه‌نویس فقط مشاهداتش را بنویسد؛ بلکه باید با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم خودش مشاهدات را تحلیل کند. همین‌ چیزها کتاب را متفاوت می‌کند.

دکتر محمدمهدی سیار دیگر سخنران این جلسه بود. او ابتدا به این مطلب اشاره کرد که سوریه امروز پیش ایرانی‌ها «یک جای دیگر» نیست؛ بلکه آنقدر به ایرانی‌ها نزدیک شده که درک ایرانی‌ها از خودشان را هم دارد شکل می‌دهد و ایرانی‌ها همان طور که در مورد خودشان ابهام دارند، در مورد سوریه هم ابهام دارند. سپس این سوال را مطرح کرد که ما امروز از سفرنامۀ سوریه چه توقعی می‌توانیم داشته باشیم؟

سیار ادامه داد: توقع من از کتاب این بود که بتوانم در این جغرافیا تاریخ سوریه را ببینم و این کتاب به توقع من به‌خوبی پاسخ داد. ابهام دیگر من دربارۀ سوریه، آیندۀ آن بود و من توقع داشتم آیندۀ سوریه را هم ببینم. نکاه ایرانی به سوریه بیشتر معطوف به آینده است. این توقعات به این خاطر ایجاد شده که نویسندۀ آن را می‌شناسم. این کتاب، با وجود حجم کم برای من کتاب قانع‌کننده‌ای بود؛ حتی فراتر از اقناع و انتظار. در این کتاب هم مدارا با پرسش را دیدم، هم تاریخ، هم جغرافیا، هم فلسفه و هم تمدن. به نظر من این کتاب، یک کتاب خیلی عمیقِ خواندنی بود و چنین کتاب‌هایی کم پیدا می‌شوند.

همچنین سیار با اظهار گلایه از ضعف موجود در روایتگری گفت: یکی از حسرتهای ما این است که چرا داستان‌نویسان ما در بحبوحۀ ماجرا در آنجا حضور نداشتند و روایتگری دیر انجام شد. البته حاج قاسم اگر مانع حضور راویان می‌شد، دلیلش این بود که سرنوشت جنگ عوض می‌شد، ولی به هر حال ما به عنوان اهل فرهنگ باید بجنگیم تا بتوانیم روایت کنیم.

در انتهای جلسه هم مؤلف کتاب به بیان خاطرات و نکاتی از سفرش به سوریه پرداخت و علت غمی را که در متنش وجود دارد، ناراحتی‌اش از وضع جهان اسلام دانست که گویی اراده‌شان این است که در تفرقه و ضعف باقی بمانند.

«سور سوریه» به قلم محمدقائم خانی شرح سفر وی به سوریه در سال 1398 است که سال گذشته با شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 30000 تومان توسط شرکت چاپ و نشر بین‌الملل روانۀ بازار شد.

https://s4.uupload.ir/files/%D8%AC%D9%84%D8%AF_qf58.jpg
👈 قبل از آن که زمزمه ظهور موعود در سوزیانا بپیچد، قبل از آن که داوود با یک نگاه به علی‌ابن ابی طالب ایمان بیاورد، راحیل سردرگم بشود؛ شام، اربابان جدیدش را بشناسد و احترام را مزه مزه کند؛ قبل از دلبستگی داوود به راحیل، پیش از تمام پهلودریدن‌ها و خونریزی‌ها، ابراهیم طلوع ستاره سبز را در سحرگاهی دور دیده‌ بود. دیده‌ بود و قدم درراهِ دیدنِ ماه گذاشته‌ بود. اما دیدن ماه کجا ساده بوده که این‌بار ساده باشد؟ خاندان ابراهیم چه می‌دانستند که اینچنین دل به دریا می‌زدند و در بیابان می‌تاختند؟ چه وقت قرار بود این سکوت را بشکنند و شادمانی‌اش را جشن بگیرند؟

👈نه به این زودی. عمو راضی نبود. شک داشت به این که موعود، محمد باشد؛ کسی که از سرزمین تنخ ظهور نکرده، از خاندان بنی‌اسرائیل نیست، دریا نشکافته و بر بادیه نشینان فرود آمده. عمو همان بود که داستان پیامبران را در گوش‌های کوچک راحیل زمزمه می‌کرد...

👈 راحیل ماه‌هاست عمو را ندیده، پس بارِ سفرمی‌بندد و با معتمدش راهی می‌شود. با داوود، با برده تازه‌شان و با رشکی در دل نسبت به داوود و شام و سوده و هرکس که ساده ایمان آورده، که ایمان آوردن سخت است، پشت کردن به دین و آیین پدران دشوار است و تردید بی‌اندازه بزرگ است. شک گاهی مقدمه‌ی هیچ ایمانی نیست.

👈حام مسلمانان زره‌پوش را دیده‌ که بر کوس جنگ کوبیده‌اند و یهودیان را آواره کرده‌اند. حام خیمه به خیمه رفته و از این و آن پرسیده که موعود را چگونه یافتید؟ کدام نشانه را دارد؟ کدام را ندارد؟ کدام معجزه‌اش را دیدید و باور نکردید؟ حام در تب تردید سوخته و حالا دستانش را دور گردن کسی حلقه کرده که دزد ایمان و ناموسش می‌داند.

👈 چند نفر قرار است چون حارث در مقابل راحیل، آبروی خود بریزند و به تاخیر در اجابت اقرارکنند؟ چند سوده باید برای راحیل مادری کنند، چند داوود خنجر به ساعد فروکنند و چند شام ،گلاب روبه‌رویش بگیرند تا سکوت عمو جبران شود؟ که این سکوت راحیل را دیوانه کرده است.

👈 "صور سکوت" جهان کاروان‌ها و پا به مرکب گذاشتن‌هاست. جهان بادیه به بادیه رفتن، از گزند آفتاب در امان نماندن و رسیدن به ماه است. هرچند دیر، هرچند به قیمتِ جان...

👈 اگر شما هم از آن دست مخاطبینی هستید که از خواندن رمان‌های قطور با تم تاریخی- اسلامی لذت می‌برید؛ صور سکوت را حتما بخوانید. الیته وجه داستانی رمان بیشتر از وجه تاریخی‌اش درگیرتان می‌کند.

پروانه حیدری
📝در انتظار پسر انسان

🖌#محمد_قائم_خانی درباره رمان «خواب‌گردها» نوشت:

🔹هرمان بروخ می‌خواهد زندگی را به گونه‌ای نمایش بدهد که خودمان بفهمیم خواب هستیم، و هوشیاری از سنخی دیگر است. کار بزرگ او، همین نمایش خواب‌گردی است تا ما مخاطبانی که در حقیقت گرفتار خواب هستیم، یک آن بیدار شویم و اصل زندگی را پیدا بکنیم.

🔹رمان خواب‌گردها، چیزی نیست جز روایت «سبک زندگی جدید»، که همانا خواب‌گردی است، رقیق شدن مرزهاست، در هم رفتن هویت‌هاست، تبدیل و تشبّه آدم‌ها به همدیگر است.

🔺متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید.
Forwarded from شهرستان ادب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به کتاب «خوابگردها» اثر هرمان بروخ
با اجرای محمدقائم خانی

@Shahrestanadab
Forwarded from شهرستان ادب
در نشست خبری پانزدهمین جایزۀ ادبی «جلال» اعلام شد که دو اثر شهرستان ادب یعنی «صور سکوت» نوشتۀ محمدقائم خانی در بخش رمان و «رانندۀ رئیس‌جمهور» نوشتۀ سلمان کدیور در بخش داستان کوتاه، نامزد دریافت جایزه شده‌اند.
شهرستان ادب ضمن آرزوی کسب جایزۀ نهایی توسط محمدقائم خانی و سلمان کدیور، این موفقیت را به این دو نویسندۀ توانمند تبریک می‌گوید.

#شهرستان_ادب
#صور_سکوت
#راننده_رییس‌جمهور
#محمدقائم_خانی
#سلمان_کدیور
@shahrestanadab
Forwarded from اثرخانه
☑️ نقد داستان "مخ تاول زده من"

☑️ نویسنده: حسن ایمانی

☑️ منتقد: محمدقائم خانی

_دیگه از این زندگی خسته شدم
اسلحه را چسباندم وسط پیشانیم. درست وسط پیشانی. جایی که هنوز از بوسه های آبدار منصور داغ بود ولی... سرم داشت تیر می کشید. مثل روزهای قبل. کم کم داشتم به همین تیر کشیدن ها عادت می کردم. توی شرکت وقتی سرم را می گرفتم هر کسی بهم می رسید می گفت:"میگرن داری"می گفتم:"خودتون میگرن دارید لعنتی ها"... یعنی من درد خودم را نمی دانم؟ یکی پیدا نمی شد من را حالی کند این همه پیام زن و دختر توی گوشی منصور چه می کند؟

🖊 این داستان و نقد آن را در "اثرخانه" بخوانید.

👉 asarkhaneh.ir/content/48

🌍 asarkhaneh.ir

📍 t.me/asarkhaneh_school
📚
📝ناکامی در نشستن بر جای خدا

🖌#محمد_قائم_خانی درباره رمان «بینوایان» و مفهوم یاری‌گری نوشت:

🔹زمانی که قرار باشد درباره امر «یاری‌گری» در داستان بینوایان صحبت شود، اذهان بلافاصله، حتی ذهن‌های کتاب‌نخوانده، یک نام را به یاد می‌آورند؛ «ژان والژان».

🔹اشکال در روایت هوگو از یاری‌گری در بینوایان نیست، مشکل در اصلِ طرحِ مسیحایی یاری‌گری است. این طرح، تنها برای خود خدا معنی‌دار است و هرکه بخواهد پا جای پای او بگذارد، ناکام خواهد ماند. چون ما انسان هستیم و متناهی، نمی‌توانیم شکاف بزرگِ نفی و نیستی را با رستگاری، در جهانِ مبتنی بر تنازع بقا پر کنیم.

🔺متن کامل این جستار را از اینجا بخوانید.
🔹 فرهنگسرای اندیشه با همکاری انجمن ادبی جوزا و خانه اندیشه‌ورزان، برگزار می‌کند:

🔰 میراث جلال؛ بزرگداشت صدمین زادروز جلال آل‌احمد

🔹 در بزرگداشتی برای صدمین زادروز جلال آل‌احمد، برای یادآوری به خود و نسل امروز درباره‌ی میراثی که این نویسنده‌ی اندیشمند از خود به یادگار گذاشته، با حضور استادان گرامی به گفت‌وگو خواهیم نشست:
استاد یوسفعلی میرشکاک؛ میراث جلال در پیوند ادبیات و اندیشه
دکتر علیرضا شجاعی‌زند؛ نشانه‌هایی از روشنفکری که جلال داشت
استاد سیدناصر هاشم‌زاده؛ حال و آینده در نون والقلم
سیدعلی میرفتاح؛ میراث زبانی جلال
محمدرضا کائینی؛ محکم و متشابه، در میراث نظری جلال آل احمد

🔸 همچنین میزگردی با حضور محمد قوچانی و دکتر سیدجواد میری، با موضوع میراث جلال برای جامعه‌ی ایرانی برگزار خواهد شد.

زمان: چهارشنبه، ۱۵ آذرماه ۱۴۰۲ | ساعت ۱۸.
مکان: خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفرد نیاکی، فرهنگسرای اندیشه.

🔺 حضور برای همه‌ی علاقه‌مندان آزاد و رایگان خواهد بود.

@andishe_farhangsara
Forwarded from عکس نگار
رمان سه جلدی ابر شهر نوشته دکتر محمد رودگر توسط انتشارات کتابستان منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی کتابستان ابر شهر نامی است برای نیشابور که مهد و موطن بسیاری از عرفای نامی در روزگاران مختلف بوده است.
رضا ،روای داستان ابرشهر است که با تصرفی باطنی و دستیابی به علم انساب وارد ابرشهر می شود.

ابر شهر در کنار قصه ای که با شیوه رئالیسم عرفانی نوشته شده است و در این زمینه نوعی شیوه جدید برای قصه گویی ایرانی خلق کرده از دوران امام رضا علیه السلام آغاز می شود و با تاکید بر زندگی محمد محروق پیش می رود و با روشی نو و بدیع به سراغ بسیاری از عرفا و زاهدان نامی روز گاران می رود و قصه را به زمانه امام خمینی می رساند

در این میان شخصیتهایی چون احمد غزالی، بایزید بسطامی، سید حیدر آملی ،سید علی قاضی ملا حسین قلی همدانی و دهها عارف زن و مرد دیگر نیز وارد ماجرای داستان می شوند.

ابر شهر را می توان در کنار داستان گویی نوآورانه ، نوعی تاریخ عرفان نیز دانست
نویسنده توانسته است سلسله عرفا و حالات معنوی زندگی آنها را با ساختن نمونه مثالی ابر شهر بیان کند و در کنار آن نیز یک دوره تاریخ تحلیلی اسلام و ایران را نیز ارائه کند.

داستان ابرشهر در جغرافیای گسترده ای نیز دنبال می شود .از ایران تا عراق،از شامات تا حجاز و هند و به فراخور این جغرافیا حوادث مهمی نیز بیان می شود.

از ورود امام رضا به ایران تا کشته شده آخرین خلیفه عباسی و انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران
در یک کلام اینکه ابر شهر در کنار قصه خواندنی خود هم تاریخ عرفان است هم تاریخ اسلام و ایران است و هم دایره المعارفی از عرفا و بزرگان با تاکید بر زندگی آنها و کشف و کرامات آن بزرگان.

این رمان در سه جلد منتشر شده است که صفحات جلد اول 464صفحه با قیمت375هزار تومان،جلد دوم 460صفحه با قیمت 365هزار تومان و جلد سوم با 460صفحه و با قیمت 360هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

برای تهیه کتاب به سایت کتابستان مراجعه کنید.

@ketabestan
Forwarded from شهرستان ادب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتاب «روح‌الله» نوشتهٔ هادی حکیمیان
توسط محمدقائم خانی

#روح‌الله
#هادی_حکیمیان
#محمدقائم_خانی
#نشر_شهرستان_ادب
@shahrestanadab
Forwarded from چی کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙تو ریلزای جدیدمون قراره هربار خیلی کوتاه به دنیای کتاب‌ها سفر کنیم. مقصد این سفرها رو هر دفعه یک نویسنده سرشناس مشخص میکنه و خودش هم راوی این سفر میشه.

🔻اولین تجربه رو با محمدقائم خانی، نویسنده و پژوهشگر شروع می‌کنیم که «#ابرشهر» رو از انتشارات #کتابستان برامون معرفی کرده.

🔻ریلز جدیدمون رو ببینید تا با این رمان بیشتر آشنا بشید. اگه خوشتون اومد لطفا با دیگران هم به اشتراک بذارید🫡

با چی‌کتاب همراه باشید 🌸
@cheeketab
Forwarded from مرکز جوزا
🗓«شما اکنون در طرف درست تاریخ ایستاده‌اید!»

📝متن نامه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به دانشجویان حامی مردم فلسطین در دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا به شرح زیر منتشر شد:

👇بسم الله الرّحمن الرّحیم

✏️این نامه را به جوانانی مینویسم که وجدان بیدارشان آنها را به دفاع از کودکان و زنان مظلوم غزّه برانگیخته است.

✏️جوانان عزیز دانشجو در ایالات متّحده‌ی آمریکا!
این، پیام همدلی و همبستگی ما با شما است. شما اکنون در طرف درست تاریخ ــ که در حال ورق خوردن است ــ ایستاده‌اید.

✏️شما اکنون بخشی از جبهه‌ی مقاومت را تشکیل داده‌اید، و در زیر فشارِ بی‌رحمانه‌ی دولتتان ــ که آشکارا از رژیم غاصب و بی‌رحم صهیونیست دفاع میکند ــ مبارزه‌ای شرافتمندانه را آغاز کرده‌اید.

✏️جبهه‌ی بزرگ مقاومت در نقطه‌ای دور، با همین ادراک و احساسات امروز شما، سالها است مبارزه میکند. هدف این مبارزه، توقّفِ ظلمِ آشکاری است که یک شبکه‌ی تروریست و بی‌رحم به نام «صهیونیست‌ها»، از سالها پیش بر ملّت فلسطین وارد ساخته و پس از تصرّف کشورشان، آنها را زیر سخت‌ترین فشارها و شکنجه‌ها گذاشته است. نسل‌کشیِ امروز رژیم آپارتاید صهیونیست، ادامه‌ی رفتار بشدّت ظالمانه در ده‌ها سال گذشته است.

✏️فلسطین یک سرزمین مستقل است با ملّتی متشکّل از مسلمان و مسیحی و یهودی، و با سابقه‌ی تاریخی طولانی. سرمایه‌داران شبکه‌ی صهیونیستی پس از جنگ جهانی، با کمک دولت انگلیس، چند هزار تروریست را بتدریج وارد این سرزمین کردند؛ به شهرها و روستاهای آن هجوم بردند؛ ده‌ها هزار نفر را کشتند یا به کشورهای همسایه راندند؛ خانه‌ها و بازارها و مزرعه‌ها را از دست آنان بیرون کشیدند، و در سرزمین غصب‌شده‌ی فلسطین، دولتی به نام اسرائیل تشکیل دادند.

✏️بزرگترین حامی این رژیم غاصب، پس از نخستین کمکهای انگلیسی، دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا است که پشتیبانی‌های سیاسی و اقتصادی و تسلیحاتی از آن رژیم را یکسره ادامه داده و حتّی با بی‌احتیاطی غیر قابل بخشش، راه برای تولید سلاح هسته‌ای را به روی او گشوده و به او در این راه کمک کرده است.

✏️رژیم صهیونیست از روز اوّل، سیاست «مشت آهنین» را در برابر مردم بی‌دفاع فلسطین به کار گرفت و بی‌اعتنا به همه‌ی ارزشهای وجدانی و انسانی و دینی، روزبه‌روز بر بی‌رحمی و ترور و سرکوبگری افزود.

✏️دولت آمریکا و شرکایش، حتّی از یک اخم در برابر این تروریسم دولتی و ظلم مستمر، دریغ کردند. امروز هم برخی اظهارات دولت ایالات متّحده در قبال جنایت هولناک غزّه بیش از آنچه واقعی باشد، ریاکارانه است.

✏️«جبهه‌ی مقاومت» از دل این فضای تاریک و یأس‌آلود سر برآورد و تشکیل دولت «جمهوری اسلامی» در ایران، آن را گسترش و توانایی داد.

✏️سردمداران صهیونیسم بین‌المللی که بیشترین بنگاه‌های رسانه‌ای در آمریکا و اروپا متعلّق به آنها یا زیر نفوذ پول و رشوه‌ی آنها است، این مقاومتِ انسانی و شجاعانه را تروریسم معرّفی کردند! آیا ملّتی که در سرزمین متعلّق به خود در برابر جنایتهای اشغالگران صهیونیست از خود دفاع میکند، تروریست است؟ و آیا کمک انسانی به این ملّت و تقویت بازوان او کمک به تروریسم به شمار میرود؟

✏️سردمداران سلطه‌ی قهرآمیز جهانی، حتّی به مفاهیم بشری هم رحم نمیکنند. رژیم تروریست و بی‌رحم اسرائیل را دفاع‌کننده از خود وانمود میکنند، و مقاومت فلسطین را که از آزادی و امنیّت و حقّ تعیین سرنوشت خود دفاع میکند، «تروریست» مینامند!

✏️من میخواهم به شما اطمینان دهم که امروز وضعیّت در حال تغییر است. سرنوشت دیگری در انتظار منطقه‌ی حسّاس غرب آسیا است. بسیاری از وجدانها در مقیاس جهانی بیدار شده و حقیقت در حال آشکار شدن است. جبهه‌ی مقاومت هم نیرومند شده و نیرومندتر خواهد شد. تاریخ هم در حال ورق خوردن است.

✏️بجز شما دانشجویانِ ده‌ها دانشگاه در ایالات متّحده، در کشورهای دیگر هم دانشگاه‌ها و مردم به پا خاسته‌اند. همراهی و پشتیبانی استادان دانشگاه از شما دانشجویان حادثه‌ی مهم و اثرگذاری است. این میتواند در قبال شدّت عمل پلیسیِ دولت و فشارهایی که بر شما وارد میکنند، تا اندازه‌ای آرامش‌بخش باشد. من نیز با شما جوانان احساس همدردی میکنم و ایستادگی شما را ارج مینهم.

✏️درس قرآن به ما مسلمانان و به همه‌ی مردم جهان، ایستادگی در راه حق است: فَاستَقِم کَما اُمِرت؛ و درس قرآن درباره‌ی ارتباطات بشری این است: نه ستم کنید و نه زیر بار ستم بروید: لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون. جبهه‌ی مقاومت با فراگیری و عمل به این دستورها و صدها نظائر آن به پیش میرود و به پیروزی خواهد رسید؛ باذن الله.

✏️توصیه میکنم با قرآن آشنا شوید.

📝سیّدعلی خامنه‌ای - ۱۴۰۳/۳/۵

🖼 [انگلیسی](https://english.khamenei.ir/news/10823/As-the-page-of-history-is-turning-you-are-standing-on-the-right) | [متن فارسی](https://khl.ink/f/56567)