Forwarded from نباید ساکت میماندیم
جوری به عجز و استیصال رسیدم که دلم میخواد دست هرکی که وجود داره رو بگیرم التماسش کنم کمکم کنه. ولی هرکی رو میبینم خودش به کمک نیاز داره.
Anarchonomy
تو باید از تمام کسانی که کوچکترین همدلی با زندانبان دارند جدا بشی. مهم نیست چقدر به وجودشون عادت داری، و چقدر بت نزدیکند، و چقدر بشون بدهکاری
من خانوادهم رو یکجا بدون اینکه ببوسم گذاشتم کنار پس کُس نمیگم وقتی میگم بذار کنار همهشون رو یکجا. نفسم از تخمیترین جای ممکن داره درمیآد نه از جای گرم، وقتی میگم بکش این دندون لجن مادرجنده رو.
کمتر از یک ماه پیش نه با جنگ موافق بودم نه با پهلوی. از کمتر از یک ماه پیش تقریبن ده سال میگذره. من آدمی بودم که ده سال فاصله داشت با موافق جنگ و پهلوی شدن و این حرومزادهها در کمتر از یک ماه من و زندگیم رو اندازهی ده سال جابهجا کردن با گرفتن جون و زندگی تمام آدمهایی که یک هفتهست صبح تا شب و شب تا صبحم شده دیدن تصاویر و خوندن اسمهاشون. ۱۱۷۸۰ عددیه که من و زندگیم رو عوض کرد.
دوستی تماس گرفت و صدای گریههام رو که شنید گفت نمیشه که اینطوری! چیکار کنیم خوب شی؟! گفتم ببین نه! فقط همینطوری میشه اتفاقن و کی گفت که من میخوام خوب شم اصلن؟! من نمیخوام خوب شم بحث نتونستن نیست، تلاشی نمیکنم براش. مقاومت دارم نسبت به خوب شدن و حالم بههم میخوره از هرکسی که خوب شده؛ حالم بههم میخوره چون اینبار «هرکسی نحوهی مواجههی متفاوتی داره با اَندوه!» رو از بیخ نگاییدم. «اجازه بدین آدمها زندگیشون رو بکنن و اذیتشون نکنید!» نگاییدم. اجازه نمیدم و اذیتشون میکنم اتفاقن. گه میخوره کسی نحوهی مواجههش با این مصیبت شکلی جز مواجهه با مصیبت داشته باشه. کسی رو پیدا میکنین یک هفته بعد از زلزلهای که توی شهرش اومده و حتی هنوز نمیدونه جون چند نفر رو گرفته حالش خوب باشه؟! نه. پس گه میخوره کسی حالش خوب باشه و feel free to leave, I don't give the tiniest fuck on earth.
در دنیا هرکسی شرف داره داره از ایران میگه و جنایتی که در حق مردمش شده؛ فرانسوی و اسرائیلی و آمریکایی و ایتالیایی فرقی نداره. بعد توی ایرانی عن داری از کُسوپرتی حرف میزنی که مغز تقریبن تمام ایران حتی نمیتونه هضمش کنه چون داره پاره میشه از خشم و غم. ریدم دهنت.
من سالها بود توی این کانال فحش نمیدادم ولی الان کیرم دهن بالا تا پایین جمهوری اسلامی. کُس مادر مادرجندهتون حرومزادههای پستفطرت.
پینوشت: داشتیم دربارهی چیزی بحث میکردیم و دوستی گفت جلوی در کهریزک آدمها اومده بودن جنازهی بچههاشون رو تحویل بگیرن و مامور راهنماییرانندگی میگفت «آقا اینجا دوبل پارک نکن!». اون بنده خدا داشت کارش رو انجام میدادها، ولی خیلی مسخرهست حرف و کارش الان. بحثی که داریم میکنیم دربارهی دوبل پارک نکردن جلوی در کهریزکه.
حالا دربارهی فحشهای جنسیتی که میگین نده، هرچند الان مثل آقا اینجا دوبل پارک نکنه، باید بگم وقتی به اینها میگیم مادرجنده منظورمون این نیست که مادرشون جندهست، منظورمون اینه که خودشون مادرجندهن! فحشها لیترال نیستن لزومن و معناشون چیزی نیست که در ظاهرست لزومن.
پینوشت: داشتیم دربارهی چیزی بحث میکردیم و دوستی گفت جلوی در کهریزک آدمها اومده بودن جنازهی بچههاشون رو تحویل بگیرن و مامور راهنماییرانندگی میگفت «آقا اینجا دوبل پارک نکن!». اون بنده خدا داشت کارش رو انجام میدادها، ولی خیلی مسخرهست حرف و کارش الان. بحثی که داریم میکنیم دربارهی دوبل پارک نکردن جلوی در کهریزکه.
حالا دربارهی فحشهای جنسیتی که میگین نده، هرچند الان مثل آقا اینجا دوبل پارک نکنه، باید بگم وقتی به اینها میگیم مادرجنده منظورمون این نیست که مادرشون جندهست، منظورمون اینه که خودشون مادرجندهن! فحشها لیترال نیستن لزومن و معناشون چیزی نیست که در ظاهرست لزومن.
هرکجا که میتونین و هرچقدر که میتونین بایکوت کنین این حرومزادهها رو. سوپری سر کوچه و پسرخاله و مادرزن فرقی نداره؛ هرکجا که میتونین و هرچقدر که میتونین زندگی رو زهرمارشون کنین.
اگر هر کسی نحوهی مواجههش با اَندوه یهجوره پس نحوهی مواجههی من با اَندوه مقابله با حال خوب هرکسیه که حالش الان خوبه.
توی کشوری داریم زندگی میکنیم که ساعت ده شب به بعد آب قطع میشه و حتی اجازهی شاشیدن هم نداریم بعد یه عده کسمغز فکر میکنن امنیت داریم.
نباید ساکت میماندیم
من امشب به یلدا آقافضلی فکر کردم. دختری که انقدر اون چندشب کتک خورده بود تو کل زندگیش نخورده بود. دختری که با اون همه کتک تو پروندهش نوشتن متهم اظهار پشیمانی نکرد. دختری که آزاد شد و بعد کشته شد و با وقاحت تمام گفتن شیشه میکشیده و خودکشی کرده.
من امشب به نوید افکاری فکر کردم و شبهای بیشماری به ندا آقاسلطان. اگر هنوز توی جهنمایم بهخاطر بهاندازهی کافی فکر نکردن به این آدمهاست و به بیرحمانه سلاخی شدنشون. بله؛ ما مقصریم عزیزان، چه بخوایم چه نخوایم، چون تا دیماه خونین سر خیلیهامون مثل مشتی کبک کودن زیر برف بود و ادای عادی بودن درمیآوردیم. ادای زندگی کردن درمیآوردیم علیرغم تمام کشتوکشتارها و قیمت دلار و محیط زیست و تاریخی که ذرهذره با گه یکی شد و توحشی که زندگی کشورهای همسایه رو به کثافت کشید و علیرغم نژادپرستی نفرتانگیزی که نسبت به افغانستانیها وجود داشت و داره و آیندهای که جلوی چشممون از معنا تهی شد و تحریمها و ایزوله شدن کشورمون و جدا افتادنش از تمام جهان و لیستی که تا صبح میشه ادامهش داد. ما مقصریم چون بهمون گفت نوید که سکوت ما یعنی حمایت از ظلم و ظالم و گس وات؟! ما سکوت کردیم. ما مقصر as fuckایم برای این سکوت.
Forwarded from GHOSTEEN | شبح (Mahdi)
ناپیرو
من امشب به نوید افکاری فکر کردم و شبهای بیشماری به ندا آقاسلطان. اگر هنوز توی جهنمایم بهخاطر بهاندازهی کافی فکر نکردن به این آدمهاست و به بیرحمانه سلاخی شدنشون. بله؛ ما مقصریم عزیزان، چه بخوایم چه نخوایم، چون تا دیماه خونین سر خیلیهامون مثل مشتی کبک کودن زیر برف بود و ادای عادی بودن درمیآوردیم. ادای زندگی کردن درمیآوردیم علیرغم تمام کشتوکشتارها و قیمت دلار و محیط زیست و تاریخی که جلوی چشممون با گه یکی شد و توحشی که زندگی کشورهای همسایه رو به کثافت کشید و علیرغم نژادپرستی نفرتانگیزی که نسبت به افغانستانیها وجود داشت و داره و آیندهای که جلوی چشممون از معنا تهی شد و تحریمها و ایزوله شدن کشورمون و جدا افتادنش از تمام جهان و لیستی که تا صبح میشه ادامهش داد. ما مقصریم چون بهمون گفت نوید که سکوت ما یعنی حمایت از ظلم و ظالم و گس وات؟! ما سکوت کردیم. ما مقصر as fuckایم برای این سکوت.
من امشب و خیلی از شبها به سید محمد حسینی فکر کردم. کسی که هیچکسی رو نداشت. نمیدونم در وصف تنهایی و مظلومیتش چیا باید گفت... وقتی یاد محاکمهش میافتم جگرم خون میشه و وقتی یاد مدل مویی که براش درست کردن تا شبیه اوباش باشه میافتم ذره ذره وجودم پر از غم میشه و هزاران تصویر جلوی چشمام میاد از وقتی که ناامیدانه تلاش میکرد از خودش دفاع کنه و نمیذاشتن. ما خیلیهارو از دست دادیم. ما برای تمامی شبهای آینده زندگیمون اسم و روایت داریم برای به خاطر آوردن و فکر کردن. و این غم... آی از این غم... آی از این غم... آی از غم شما عزیزان کشته شدهی من. گناه شما شجاعت بسیار و نفسکشیدن توی این جغرافیای منحوس بود. غم و نام شما تا ابد با ما خواهد بود. شما، تعریفِ واژهی آزادی هستید.
Forwarded from دو در یک
من امشب به #مجیدرضا_رهنورد فکر کردم. به کسی که دستش جان وطن بود و شکست. به سربهداری که با زبانی به دور از تمام طمطراقهای روشنفکری میان چند کرکس مسیر انقلاب را دگرگون کرد و طرحی نو درانداخت. به کسی که سفیر رقص و شادی در برابر مرگ و ماتم بود. نامش جاوید و یادش گرامی.
: Nargess
: Nargess
فضانوردان - دست برنمیداشت
<unknown>
دیدم میزننش
تا آدم کننش
دربداغون بود بدنش
دست برنمیداشت
خنجر نکشید
زورش نرسید
دستهاش رو برید
اما دست برنمیداشت
دست برنمیداشت
دست برنمیداشت
مارو نمیکاشت
جامون گلدون نمیذاشت
صدتا کاغذ تا کردن
امضا رو امضا کردن
حکم رو اجرا کردن
بیمارو مداوا کردن
چسب زخمشو وا کردن
از نزدیک نگاه کردن
فهمیدن چیکار کردن
ترسیدن و حاشا کردن
دست برنمیداشت
دست برنمیداشت
مارو نمیکاشت
جامون گلدون نمیذاشت
تنها شده بود
دست برنمیداشت
منها شده بود
دست برنمیداشت
تا آدم کننش
دربداغون بود بدنش
دست برنمیداشت
خنجر نکشید
زورش نرسید
دستهاش رو برید
اما دست برنمیداشت
دست برنمیداشت
دست برنمیداشت
مارو نمیکاشت
جامون گلدون نمیذاشت
صدتا کاغذ تا کردن
امضا رو امضا کردن
حکم رو اجرا کردن
بیمارو مداوا کردن
چسب زخمشو وا کردن
از نزدیک نگاه کردن
فهمیدن چیکار کردن
ترسیدن و حاشا کردن
دست برنمیداشت
دست برنمیداشت
مارو نمیکاشت
جامون گلدون نمیذاشت
تنها شده بود
دست برنمیداشت
منها شده بود
دست برنمیداشت
مغزم یک هفتهست یک لحظه خاموش نشده. حتی توی اون سه چاهار ساعتی که مثلن و بهزور میخوابم دارم خواب همهچیز رو میبینم. با فروپاشی روانی فاصلهی خاصی ندارم ولی تخممه؟! خیر. تنها چیزی که تخممه تموم شدن این جاکشهاست.
زن زندگی آزادی دربارهی اُمید و زیبایی بود و دیماه خونین دربارهی نفرت محضه. دربارهی خشم محضه. دربارهی بوی تعفن جمهوری اسلامیه که داره خفهمون میکنه و نمیشه از کنارش گذشت دیگه. کنار نداره دیگه و اگه داره براتون گاوین. دربارهی حرومزاده بودن اونها و گاو بودن شماست. دربارهی انتقام و تیکهپاره کردن بزرگ و کوچیکشونه.
عطف به این ویس:
مهدی دستگردی بازداشتی
امیرمهدی مرادی بازداشتی
یوسف احمدی حکم اعدام صادر شده
پوریا صلواتی بازداشتیای که ازش بیخبریم
مهدی دستگردی بازداشتی
امیرمهدی مرادی بازداشتی
یوسف احمدی حکم اعدام صادر شده
پوریا صلواتی بازداشتیای که ازش بیخبریم
Sharqe Doore Tanhaie
Ashkan Khatibi ft. Melina
چه بغضی توی چشماته
چه شرق دور تنهایی
گمم کن توی آغوشت
که بیاندازه زیبایی
اگه مرزها رو میبندن
هنوز آغوشمون بازه
تو دستهات سایهبون
میشه واسه من سقف میسازه
چه شرق دور تنهایی
گمم کن توی آغوشت
که بیاندازه زیبایی
اگه مرزها رو میبندن
هنوز آغوشمون بازه
تو دستهات سایهبون
میشه واسه من سقف میسازه
حالا تمام آهنگهای عاشقانه دربارهی تمام آدمهاییه که از دست دادیم چون کی یادشه دیگه که عاشق بودن چی بود؟! کی یادشه دیگه که زندگی چی بود؟!