نوشتهی پشت جلد کتاب «مغالطههای پرکاربرد». نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر، بازنویسی مهدی خسروانی، ناشر: نشر نو / قیمت: 13000 تومان
«فریب» بخشی از زندگی روزمرهی انسانهاست. ما فریب میدهیم و فریب میخوریم؛ راست را دروغ و دروغ را راست جلوه میدهیم. جالب اینجاست که خیلی وقتها حتی خودمان را هم فریب میدهیم و حقیقت را برای خودمان هم واژگونه میکنیم.
یکی از مهمترین ابزارهای ما برای این خودفریبیها و دیگرفریبیها «مغالطه» است. به استدلالهای نادرستی که برای اقناع خودمان و دیگران مورد استفاده قرار میدهیم «مغالطه» گفته میشود.
نویسندگان این کتاب در ظاهر میخواهند استفاده از مغالطهها را به خواننده بیاموزند اما در واقع سعی میکنند او را با پرکاربردترین مغالطهها که در دنیای سیاست و تبلیغات و ... مورد استفاده قرار میگیرند آشنا کنند تا هم خودش قربانی مغالطهها نشود و هم از به کار بردن مغالطهها در مقابل دیگران بپرهیزد.
در شیوهی سنتیِ آموزشِ مغالطهها، صرفاً اسم و تعریف مغالطهها و مثالهایی از آنها را برای مخاطب بیان میکنند. نویسندگان این کتاب سعی کردهاند از شیوهی عمیقتری استفاده کنند تا تأثیر بیشتری بر خواننده بگذارد: ربط دادنِ مغالطهها به تلاش انسان برای تحقق منافع و امیال نامعقول.
برای مطالب بیشتر در زمینهی سنجشگرانهاندیشی با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه شوید:
@naqqadaneh
«فریب» بخشی از زندگی روزمرهی انسانهاست. ما فریب میدهیم و فریب میخوریم؛ راست را دروغ و دروغ را راست جلوه میدهیم. جالب اینجاست که خیلی وقتها حتی خودمان را هم فریب میدهیم و حقیقت را برای خودمان هم واژگونه میکنیم.
یکی از مهمترین ابزارهای ما برای این خودفریبیها و دیگرفریبیها «مغالطه» است. به استدلالهای نادرستی که برای اقناع خودمان و دیگران مورد استفاده قرار میدهیم «مغالطه» گفته میشود.
نویسندگان این کتاب در ظاهر میخواهند استفاده از مغالطهها را به خواننده بیاموزند اما در واقع سعی میکنند او را با پرکاربردترین مغالطهها که در دنیای سیاست و تبلیغات و ... مورد استفاده قرار میگیرند آشنا کنند تا هم خودش قربانی مغالطهها نشود و هم از به کار بردن مغالطهها در مقابل دیگران بپرهیزد.
در شیوهی سنتیِ آموزشِ مغالطهها، صرفاً اسم و تعریف مغالطهها و مثالهایی از آنها را برای مخاطب بیان میکنند. نویسندگان این کتاب سعی کردهاند از شیوهی عمیقتری استفاده کنند تا تأثیر بیشتری بر خواننده بگذارد: ربط دادنِ مغالطهها به تلاش انسان برای تحقق منافع و امیال نامعقول.
برای مطالب بیشتر در زمینهی سنجشگرانهاندیشی با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه شوید:
@naqqadaneh
ویژگیهای فرد سنجشگر:
کسانی که در سنجشگرانهاندیشی ورزیدهاند، به هنگام اندیشیدن، عملکردی متفاوت با دیگران دارند. برخی از ویژگیهای عملکرد آنها را در اینجا بیان میکنیم. معنای واژههای جدید را در ادامه توضیح خواهیم داد.
کسی که در سنجشگرانهاندیشی ورزیده است:
• مسئلهها و پرسشهای حیاتی مطرح میکند، و آنها را با وضوح و دقت صورتبندی میکند؛
• اطلاعاتِ ربطدار را گردآوری و ارزیابی میکند و از انگارهها (مفهومها)ی انتزاعی برای تفسیرِ کارآمدِ آنها استفاده میکند؛
• به نتیجهها و راهحلهای مستدل میرسد و آنها را با ملاکها و استانداردهای مربوط میآزماید؛
• با ذهن گشوده، در چارچوبِ نظامهای فکریِ گوناگون میاندیشد و، در صورتِ نیاز، انگاشتهها (پیشفرضها)، لازمهها، و پیامدهای عملیِ آنها را بازشناسی و ارزیابی میکند.
• برای یافتنِ راهحل برای مسئلههای پیچیده، به نحو کارآمد با دیگران دادوستدِ فکری میکند
برگرفته از کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/ بازنویسی: مهدی خسروانی/ ناشر: نشر نو / قیمت: 8000 تومان
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه شوید:
@naqqadaneh
کسانی که در سنجشگرانهاندیشی ورزیدهاند، به هنگام اندیشیدن، عملکردی متفاوت با دیگران دارند. برخی از ویژگیهای عملکرد آنها را در اینجا بیان میکنیم. معنای واژههای جدید را در ادامه توضیح خواهیم داد.
کسی که در سنجشگرانهاندیشی ورزیده است:
• مسئلهها و پرسشهای حیاتی مطرح میکند، و آنها را با وضوح و دقت صورتبندی میکند؛
• اطلاعاتِ ربطدار را گردآوری و ارزیابی میکند و از انگارهها (مفهومها)ی انتزاعی برای تفسیرِ کارآمدِ آنها استفاده میکند؛
• به نتیجهها و راهحلهای مستدل میرسد و آنها را با ملاکها و استانداردهای مربوط میآزماید؛
• با ذهن گشوده، در چارچوبِ نظامهای فکریِ گوناگون میاندیشد و، در صورتِ نیاز، انگاشتهها (پیشفرضها)، لازمهها، و پیامدهای عملیِ آنها را بازشناسی و ارزیابی میکند.
• برای یافتنِ راهحل برای مسئلههای پیچیده، به نحو کارآمد با دیگران دادوستدِ فکری میکند
برگرفته از کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/ بازنویسی: مهدی خسروانی/ ناشر: نشر نو / قیمت: 8000 تومان
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه شوید:
@naqqadaneh
منتشر شد:
مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه/نوشتهی پل و الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: نشر نو/قیمت: 8000 تومان/
فهرست مطالب کتاب:
http://sanjeshgari.blogfa.com/post-68.aspx
مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه/نوشتهی پل و الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: نشر نو/قیمت: 8000 تومان/
فهرست مطالب کتاب:
http://sanjeshgari.blogfa.com/post-68.aspx
نوشتهی پشت جلد کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: نشر نو
کتاب کوچکی که در دست دارید شامل مفهومها و ابزارهای اصلیِ تفکر نقّادانه از دیدگاه ریچارد پُل میشود و این مفهومها و ابزارها را به صورت فشرده بیان میکند. این کتاب (که مبنای سایر کتابهای «مجموعهی راهنمای اندیشهورزان» است) حاوی برداشتی از تفکر نقادانه است که نوعی توافق عمومی بر سر آن وجود دارد؛ از این جهت، به کار استادان میآید. برای دانشجویان نیز، یک کتاب تکمیلیِ تفکر نقادانه در کنار کتابهای درسی دیگر است. استادان میتوانند از آن در طراحی برنامهی آموزشی، تکلیفهای درسی، و آزمونها برای موضوعهای گوناگون استفاده کنند. دانشجویان نیز میتوانند از آن برای ارتقای یادگیری خودشان در هر زمینههای مختلف استفاده کنند.
مهارتهای مطرحشده در این کتاب در هر موضوعی به کار میآیند و افراد نقّاد از آنها در خواندن و نوشتن، و نیز در صحبتکردن و شنیدن، استفاده میکنند. این مهارتها را میتوان هم در زندگی شخصی و روزمره و هم در فعالیتهای علمی (از تاریخ و ریاضیات گرفته تا فلسفه و هنر) به کار برد.
برای آشنایی بیشتر با این کتاب و سایر کتابهای این زمینه با کانال سنجشگرانه اندیشی همراه شوید:
@naqqadaneh
کتاب کوچکی که در دست دارید شامل مفهومها و ابزارهای اصلیِ تفکر نقّادانه از دیدگاه ریچارد پُل میشود و این مفهومها و ابزارها را به صورت فشرده بیان میکند. این کتاب (که مبنای سایر کتابهای «مجموعهی راهنمای اندیشهورزان» است) حاوی برداشتی از تفکر نقادانه است که نوعی توافق عمومی بر سر آن وجود دارد؛ از این جهت، به کار استادان میآید. برای دانشجویان نیز، یک کتاب تکمیلیِ تفکر نقادانه در کنار کتابهای درسی دیگر است. استادان میتوانند از آن در طراحی برنامهی آموزشی، تکلیفهای درسی، و آزمونها برای موضوعهای گوناگون استفاده کنند. دانشجویان نیز میتوانند از آن برای ارتقای یادگیری خودشان در هر زمینههای مختلف استفاده کنند.
مهارتهای مطرحشده در این کتاب در هر موضوعی به کار میآیند و افراد نقّاد از آنها در خواندن و نوشتن، و نیز در صحبتکردن و شنیدن، استفاده میکنند. این مهارتها را میتوان هم در زندگی شخصی و روزمره و هم در فعالیتهای علمی (از تاریخ و ریاضیات گرفته تا فلسفه و هنر) به کار برد.
برای آشنایی بیشتر با این کتاب و سایر کتابهای این زمینه با کانال سنجشگرانه اندیشی همراه شوید:
@naqqadaneh
برگرفته از کتاب «مغالطههای پرکاربرد»/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ نشر نو
برای آشنایی بیشتر با کتابهای تفکر نقادانه با کانال «سنجشگرانهاندیشی» همراه شوید:
@naqqadaneh
برای آشنایی بیشتر با کتابهای تفکر نقادانه با کانال «سنجشگرانهاندیشی» همراه شوید:
@naqqadaneh
نمی توانم چیزی به دیگران بیاموزم؛ فقط می توانم وادارشان كنم كه بیندیشند:
@azfalsafetabaad
@azfalsafetabaad
https://news.1rj.ru/str/azfalsafetabaad
از فلسفه تا بعد
You can view posts by @azfalsafetabaad right away.
t.me
از فلسفه تا بعد
You can view posts by @azfalsafetabaad right away.
t.me
Telegram
از فلسفه تا بعد
شبکه ای برای اندیشیدن - معرفی کتاب - فیلم - موسیقی بررسی اندیشه و ابزار فلسفیدن + .....
خوی فکری سنجشگرانه، اگر در جامعهای رواج یابد، در همهی شئون و روحیات آن جامعه رسوخ خواهد کرد، زیرا خوی سنجشگرانه شیوهای برای مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی است. کسانی که این خوی در آنها پرورش پیدا کند بههیچوجه مقهورِ اشخاصی که سخنرانیهای تبلیغاتی میکنند نخواهند شد ... آنها کُندباورند. وقتی چیزی را باور میکنند، آن را قطعی تلقی نمیکنند؛ میدانند که چیزهایی که باور کردهاند اموری ممکن و محتملاند و این «امکان» و «احتمال» درجههای مختلف دارد. اینکه کسی مدّعایش را با تأکید یا با اطمینان مطرح میکند هیچ تأثیری بر آنها نمیگذارد؛ آنها این توانایی را دارند که قضاوت را تا زمانِ دریافت شواهد به تأخیر بیندازند؛ و توانایی ارزیابی شواهد را هم دارند. آنها میتوانند از زبانبازی و نیز از استناد به پیشداوریهای محبوبشان خودداری کنند. آموزش سنجشگری، و پرورش توانایی سنجشگری، تنها آموزش و پرورشی است که بهحق میتوان گفت که شهروندان خوب پرورش میدهد. (ویلیام گراهام سامنر)
برگرفته از کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ ناشر: فرهنگ نشر نو
کانال سنجشگرانهاندیشی:
@naqqadaneh
برگرفته از کتاب «مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه»/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ ناشر: فرهنگ نشر نو
کانال سنجشگرانهاندیشی:
@naqqadaneh
منتشر شد:
چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم/ ناشر: فرهنگ نشر نو
فهرست مطالب کتاب:
http://sanjeshgari.blogfa.com/post-53.aspx
چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم/ ناشر: فرهنگ نشر نو
فهرست مطالب کتاب:
http://sanjeshgari.blogfa.com/post-53.aspx
نوشتهی پشت جلد کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم» نوشته ریچارد پل و لیندا الدر/ترجمه: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
تقریباً همهی رسانههای جهان مدعیاند که گزارشهای خبریشان را به صورت مستقل، بیطرفانه، و محققانه تولید میکنند. مدعیاند که صرفاً به گزارش و توصیف «واقعیت عینی» میپردازند و از هر گونه نتیجهگیری و قضاوت پرهیز میکنند. از سوی دیگر، ادعا میکنند که رسانههای رقیب این واقعیتها را به نحو توطئهآمیز تحریف کرده و به آن جهت میدهند.
آیا این مدعا درست است؟ آیا رسانهی مستقل و بیطرف وجود دارد؟ ظاهراً پاسخ این پرسشها منفی است. رسانهها، حتی اگر (بر فرض محال) از صاحبانشان و از حکومتها تأثیر نپذیرند، از فرهنگ و نظرگاه مخاطبانشان تأثیر میپذیرند. پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصلهای زیر عمل میکند:
• «ماجرا از نظرگاه ما (و جامعهی ما) چنین به نظر میرسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.»
• «این واقعیتها باورهای ما را تأیید میکنند؛ بنابراین، اینها مهمترین واقعیتها هستند.»
• «این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایستهی انتقادند.»
• «این گزارشها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهمترین گزارشهای خبریاند .»
کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال میکنند تکتکِ این اصلها را معکوس میکنند. کتاب حاضر نحوهی انجام این کار را توضیح میدهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش میدهد.
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه باشید:
@naqqadaneh
تقریباً همهی رسانههای جهان مدعیاند که گزارشهای خبریشان را به صورت مستقل، بیطرفانه، و محققانه تولید میکنند. مدعیاند که صرفاً به گزارش و توصیف «واقعیت عینی» میپردازند و از هر گونه نتیجهگیری و قضاوت پرهیز میکنند. از سوی دیگر، ادعا میکنند که رسانههای رقیب این واقعیتها را به نحو توطئهآمیز تحریف کرده و به آن جهت میدهند.
آیا این مدعا درست است؟ آیا رسانهی مستقل و بیطرف وجود دارد؟ ظاهراً پاسخ این پرسشها منفی است. رسانهها، حتی اگر (بر فرض محال) از صاحبانشان و از حکومتها تأثیر نپذیرند، از فرهنگ و نظرگاه مخاطبانشان تأثیر میپذیرند. پوشش خبری غالب در یک جامعه بر اساس اصلهای زیر عمل میکند:
• «ماجرا از نظرگاه ما (و جامعهی ما) چنین به نظر میرسد؛ بنابراین، ماجرا چنین است.»
• «این واقعیتها باورهای ما را تأیید میکنند؛ بنابراین، اینها مهمترین واقعیتها هستند.»
• «این کشورها با ما دوست نیستند؛ بنابراین، این کشورها شایستهی انتقادند.»
• «این گزارشها بیشترین جذابیت یا هیجان را برای خوانندگان ما دارند؛ بنابراین، اینها مهمترین گزارشهای خبریاند .»
کسانی که خبرها را نقّادانه دنبال میکنند تکتکِ این اصلها را معکوس میکنند. کتاب حاضر نحوهی انجام این کار را توضیح میدهد و بنابراین تأثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدنِ افراد را کاهش میدهد.
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه باشید:
@naqqadaneh
«هیچ کاری نامعقولتر از این نیست که به مردم قدرت بدهیم و اطلاعات را از آنها بگیریم؛ حال آنکه، در غیاب اطلاعات، قدرت مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. مردمی که میخواهند حاکمِ خودشان باشند باید خود را به قدرتی که دانش در اختیارشان میگذارد مجهز کنند. اگر حکومت مردمی وجود داشته باشد اما عموم مردم از اطلاعات، یا ابزار دستیابی به اطلاعات، محروم باشند چنین حکومتی صرفاً زمینهساز یک نمایش مضحک یا تراژدی، یا شاید هر دو، است.»
جِیمز مَدیسِن
برگرفته از کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»/نوشته ریچارد پل و لیندا الدر/ترجمه: مهدی خسروانی/ ناشر: فرهنگ نشر نو
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه باشید:
@naqqadaneh
جِیمز مَدیسِن
برگرفته از کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»/نوشته ریچارد پل و لیندا الدر/ترجمه: مهدی خسروانی/ ناشر: فرهنگ نشر نو
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه باشید:
@naqqadaneh
Forwarded from مغالطه
مغالطه بار ارزشی کلمات
«قدرت کلمه حمله گازانبری»
کلمه «حمله گازانبری» در مناظرات پیش از انتخابات ۹۲ را به یاد دارید. این کلمه تنها یک گزارش ساده از یک اتفاق نبود. من خیال میکنم یکی از قدرتمندترین استدلالها و ماندگارترین کلمات آن گفتگوها بود. حسن روحانی میتوانست به جای اینکه بگوید: «شما میخواستید با یک حمله گاز انبری قضیه را جمع کنید»، بگوید «شما میخواستید با آنها برخورد نظامی کنید» از جهت نقل گزارش، همان بود. اما تأثیری که بر مخاطب و تماشاگر مناظره گذاشت، هیچگاه در کلمه «برخورد نظامی» نبود.
هر چیزی که مسیر درست فکر کردن را منحرف کند، مغالطه است. کلمه «گاز انبر» این قدرت را دارد، که توجیهات و پاسخهای بعدی محمدباقر قالیباف را تحت شعاع قرار دهد. تماشاگر مناظره هنوز ذهنش درگیر کلمه گازانبر است. این کلمه برایش تازگی دارد؛ آن هم از سوی یک روحانی. حمله گازانبری با برخورد نظامی تفاوت معنایی دارند. برخورد نظامی این معنا را میرساند که نیروهای نظامی در سلسله مراتبشان به این نتیجه رسیدهاند که با این آشوب یا اغتشاش برخورد کنند. اما حمله گازانبری این معنا را نمیرساند. از آن جمع کردن مسأله بدون فکر و یا تلاش برای حل کردن آن برمی آید. معنای مبهمی دارد اما این معنای مبهم خوش نیست و به سوی مسئولیت پذیری و تدبیر عاملین حمله ور میشود.
گاهی یک کلمه میتواند به تنهایی حامل یک استدلال باشد. معانی خاص با ارزش مثبت یا منفی در یک کلمه، به کمک میآیند تا گوینده به نتیجه دلخواهش برسد. تماشاگر بدون اینکه اصل داستان را بداند، «حمله گازانبری» را نمیپذیرد و آن را خطا میشمرد. در آن مناظره اشتباه قالیباف این بود که خود او هم این کلمه را تکرار کرد. غافل از اینکه این واژه به تنهایی قدرت بسیاری دارد.
مغالطه بار ارزشی کلمات، ناشی از این حقیقت است که میتوان قضاوت دیگران را درباره یک موضوع به وسیله بیان آن موضوع با تعبیرهای مختلف عوض کرد. هنگامی که در بیان و توضیح یک موضوع، از کلماتی استفاده کنیم که دارای بار ارزشی مثبت یا منفی باشند و بدین وسیله بخواهیم آن موضوع را پسندیده تر یا ناپسندیده تر از حالت عادی آن نشان دهیم، به این معنا که بدون بار رازشی کلمان آن جمله را بیان کنیم، مرتکب این مغالطه شدهایم.» [اصغر خندان، مغالطات، ص ۱۴۸]
نمونهها و مثالهای بسیاری میتوان در این باره گفت:
«کلمات او چرند و مهمل و مزخرف است.» به جای «در متن او اشتباهاتی دیده میشود»
«من در اعتقادات خود ثابت قدم و استوار هستم و شما نسبت به پیشفرضهای خود لجاجت و تعصب میورزید و او در موضع گیریهای خود یک دنده و کله شق است.» [مثال از کتاب مغالطات] به جای «ما –من و تو و او- بر باورهای خود ماندهایم.»
در عالم سیاست نیز فراوان از این مغالطه استفاده میشود:
«هولوکاست هستهای»، «ترکمانچای هستهای»، «ذلت هستهای» تیترهایی بود که مخالفین دولت یازدهم با توافق ژنو نوشتند. یا در مخالفت با هدفمندی یارانه مخالفین آن را «اقتصاد صدقه ای» یا «توسعه کمیته امداد» مینامیدند.
در این مغالطه، از کلمات جهت دار استفاده میشود. این جهت دهی میتواند مثبت و یا منفی و حتی عاطفی باشد. گوینده با شناخت از ذهن مخاطب، از واژگانی استفاده میکند که مخاطب را بر اساس قضاوتهایش تحت تأثیر قرار دهد و «راه صحیح تفکرش را منحرف کند».
گاهی در یک عرف خاص، کلمه ای بار منفی یا حتی مثبت به خود میگیرد؛ در حالیکه اصل معنایش خالی از ارزشگذاری است یا حتی معنای با ارزش مخالف دارد. مثلاً اصطلاح «انقلابهای مخملی» در رسانه های ما حتی گاهی به عنوان اتهام و برچسب برای افرادی به کار میرود. رسانه ها به گونه ای این واژه را معنا میکنند که گویی «جاسوسی و همکاری با بیگانه و تلاش برای براندازی به سود بیگانه» در معنای آن است. اما معنای آن در عرف سیاسی «انقلاب بدون خشونت و خونریزی» است و در معنای آن، وابستگی به بیگانه جا ندارد. حتی میتوان «بنیادگرایی» را وقتی به معنای منفی و برای اثبات نفی اندیشه به کار رود، از مصادیق این مغالطه دانست.
«قدرت کلمه حمله گازانبری»
کلمه «حمله گازانبری» در مناظرات پیش از انتخابات ۹۲ را به یاد دارید. این کلمه تنها یک گزارش ساده از یک اتفاق نبود. من خیال میکنم یکی از قدرتمندترین استدلالها و ماندگارترین کلمات آن گفتگوها بود. حسن روحانی میتوانست به جای اینکه بگوید: «شما میخواستید با یک حمله گاز انبری قضیه را جمع کنید»، بگوید «شما میخواستید با آنها برخورد نظامی کنید» از جهت نقل گزارش، همان بود. اما تأثیری که بر مخاطب و تماشاگر مناظره گذاشت، هیچگاه در کلمه «برخورد نظامی» نبود.
هر چیزی که مسیر درست فکر کردن را منحرف کند، مغالطه است. کلمه «گاز انبر» این قدرت را دارد، که توجیهات و پاسخهای بعدی محمدباقر قالیباف را تحت شعاع قرار دهد. تماشاگر مناظره هنوز ذهنش درگیر کلمه گازانبر است. این کلمه برایش تازگی دارد؛ آن هم از سوی یک روحانی. حمله گازانبری با برخورد نظامی تفاوت معنایی دارند. برخورد نظامی این معنا را میرساند که نیروهای نظامی در سلسله مراتبشان به این نتیجه رسیدهاند که با این آشوب یا اغتشاش برخورد کنند. اما حمله گازانبری این معنا را نمیرساند. از آن جمع کردن مسأله بدون فکر و یا تلاش برای حل کردن آن برمی آید. معنای مبهمی دارد اما این معنای مبهم خوش نیست و به سوی مسئولیت پذیری و تدبیر عاملین حمله ور میشود.
گاهی یک کلمه میتواند به تنهایی حامل یک استدلال باشد. معانی خاص با ارزش مثبت یا منفی در یک کلمه، به کمک میآیند تا گوینده به نتیجه دلخواهش برسد. تماشاگر بدون اینکه اصل داستان را بداند، «حمله گازانبری» را نمیپذیرد و آن را خطا میشمرد. در آن مناظره اشتباه قالیباف این بود که خود او هم این کلمه را تکرار کرد. غافل از اینکه این واژه به تنهایی قدرت بسیاری دارد.
مغالطه بار ارزشی کلمات، ناشی از این حقیقت است که میتوان قضاوت دیگران را درباره یک موضوع به وسیله بیان آن موضوع با تعبیرهای مختلف عوض کرد. هنگامی که در بیان و توضیح یک موضوع، از کلماتی استفاده کنیم که دارای بار ارزشی مثبت یا منفی باشند و بدین وسیله بخواهیم آن موضوع را پسندیده تر یا ناپسندیده تر از حالت عادی آن نشان دهیم، به این معنا که بدون بار رازشی کلمان آن جمله را بیان کنیم، مرتکب این مغالطه شدهایم.» [اصغر خندان، مغالطات، ص ۱۴۸]
نمونهها و مثالهای بسیاری میتوان در این باره گفت:
«کلمات او چرند و مهمل و مزخرف است.» به جای «در متن او اشتباهاتی دیده میشود»
«من در اعتقادات خود ثابت قدم و استوار هستم و شما نسبت به پیشفرضهای خود لجاجت و تعصب میورزید و او در موضع گیریهای خود یک دنده و کله شق است.» [مثال از کتاب مغالطات] به جای «ما –من و تو و او- بر باورهای خود ماندهایم.»
در عالم سیاست نیز فراوان از این مغالطه استفاده میشود:
«هولوکاست هستهای»، «ترکمانچای هستهای»، «ذلت هستهای» تیترهایی بود که مخالفین دولت یازدهم با توافق ژنو نوشتند. یا در مخالفت با هدفمندی یارانه مخالفین آن را «اقتصاد صدقه ای» یا «توسعه کمیته امداد» مینامیدند.
در این مغالطه، از کلمات جهت دار استفاده میشود. این جهت دهی میتواند مثبت و یا منفی و حتی عاطفی باشد. گوینده با شناخت از ذهن مخاطب، از واژگانی استفاده میکند که مخاطب را بر اساس قضاوتهایش تحت تأثیر قرار دهد و «راه صحیح تفکرش را منحرف کند».
گاهی در یک عرف خاص، کلمه ای بار منفی یا حتی مثبت به خود میگیرد؛ در حالیکه اصل معنایش خالی از ارزشگذاری است یا حتی معنای با ارزش مخالف دارد. مثلاً اصطلاح «انقلابهای مخملی» در رسانه های ما حتی گاهی به عنوان اتهام و برچسب برای افرادی به کار میرود. رسانه ها به گونه ای این واژه را معنا میکنند که گویی «جاسوسی و همکاری با بیگانه و تلاش برای براندازی به سود بیگانه» در معنای آن است. اما معنای آن در عرف سیاسی «انقلاب بدون خشونت و خونریزی» است و در معنای آن، وابستگی به بیگانه جا ندارد. حتی میتوان «بنیادگرایی» را وقتی به معنای منفی و برای اثبات نفی اندیشه به کار رود، از مصادیق این مغالطه دانست.
از یکشنبه
چهار کتاب جدید در زمینهی تفکر نقادانه در غرفهی «فرهنگ نشر نو»
اطلاعات بیشتر در وبلاگ و کانال سنجشگرانهاندیشی:
http://sanjeshgari.blogfa.com/post-73.aspx
@naqqadaneh
چهار کتاب جدید در زمینهی تفکر نقادانه در غرفهی «فرهنگ نشر نو»
اطلاعات بیشتر در وبلاگ و کانال سنجشگرانهاندیشی:
http://sanjeshgari.blogfa.com/post-73.aspx
@naqqadaneh
سفسطه؛ شیادی در استدلال
شخصی که سفسطه میکند در ظاهر تبحر خودش در استدلال را به نمایش میگذارد، اما در واقع اصول استدلال درست را رعایت نمیکند، بلکه نتیجههای دور از ذهن را در لفافهای از استدلال دروغین به خورد مخاطب میدهد. سفسطه اصطلاحی کلی است که به طیف وسیعی از فنون استدلال مشکوک از جمله «مصادره به مطلوب»، «استدلال دوری»، «مغالطههای صوری و غیر صوری»، خطابه، و ... اطلاق میشود.
در اینجا یک نمونه از سفسطه را میآوریم:
سفسطهگر: این گربه مادر توست.
صاحب گربه: مسخره است! چهطور ممکن است این گربه مادر من باشد؟
سفسطهگر: خوب؛ فکر نمیکنم منکر این باشی که این گربه متعلق به توست.
صاحب گربه: مسلماً نه.
سفسطهگر: آیا قبول داری که این گربه یک مادر است؟
صاحب گربه: بله.
سفسطهگر: پس حتماً این گربه مادر توست.
صاحب گربه: که این طور!
در این مورد، پیبردن به نادرستی نتیجهای که مورد نظر شخص سفسطهگر است دشوار نیست. همچنین بهآسانی میتوان پی برد که چرا این نتیجه از مقدمههای مورد تأیید به دست نمیآید. اما در استدلالهای پیچیدهتر، ممکن است سفسطه با مهارت بیشتری جاسازی شده باشد و اثرات آن زیانبارتر باشند.
سوفیستها [که اصطلاح سفسطه از نام آنها گرفته شده است] آموزگارانی در یونان باستان بودند که گفته میشود به شاگردانشان یاد میدادند که چگونه به هر طریق ممکن در بحثها برنده شوند؛ از قرار معلوم، آنها بیش از آنکه به آموختن شیوههای دستیابی به حقیقت علاقهمند باشند، به آموختن شیوههای پیشرفت در امور دنیوی علاقهمند بودند. معلوم نیست سوفیستها واقعاً آن طور که گفته شده انسانهای غیراخلاقیای بوده باشند. اما، به هر حال، کاربرد امروزین اصطلاح «سفسطه» همواره با بار منفی همراه است. وقتی میگوییم کسی «سفسطه میکند» معمولاً منظورمان این است که او فرد شیادی است که خودش هم به خوبی از کاستیهای استدلالش آگاه است.
اندیشیدن؛ فرهنگ کوچک سنجشگرانهاندیشی، نوشتهی نایجل واربرتن، ترجمهی محمد مهدی خسروانی، انتشارات علمی و فرهنگی
@naqqadaneh
شخصی که سفسطه میکند در ظاهر تبحر خودش در استدلال را به نمایش میگذارد، اما در واقع اصول استدلال درست را رعایت نمیکند، بلکه نتیجههای دور از ذهن را در لفافهای از استدلال دروغین به خورد مخاطب میدهد. سفسطه اصطلاحی کلی است که به طیف وسیعی از فنون استدلال مشکوک از جمله «مصادره به مطلوب»، «استدلال دوری»، «مغالطههای صوری و غیر صوری»، خطابه، و ... اطلاق میشود.
در اینجا یک نمونه از سفسطه را میآوریم:
سفسطهگر: این گربه مادر توست.
صاحب گربه: مسخره است! چهطور ممکن است این گربه مادر من باشد؟
سفسطهگر: خوب؛ فکر نمیکنم منکر این باشی که این گربه متعلق به توست.
صاحب گربه: مسلماً نه.
سفسطهگر: آیا قبول داری که این گربه یک مادر است؟
صاحب گربه: بله.
سفسطهگر: پس حتماً این گربه مادر توست.
صاحب گربه: که این طور!
در این مورد، پیبردن به نادرستی نتیجهای که مورد نظر شخص سفسطهگر است دشوار نیست. همچنین بهآسانی میتوان پی برد که چرا این نتیجه از مقدمههای مورد تأیید به دست نمیآید. اما در استدلالهای پیچیدهتر، ممکن است سفسطه با مهارت بیشتری جاسازی شده باشد و اثرات آن زیانبارتر باشند.
سوفیستها [که اصطلاح سفسطه از نام آنها گرفته شده است] آموزگارانی در یونان باستان بودند که گفته میشود به شاگردانشان یاد میدادند که چگونه به هر طریق ممکن در بحثها برنده شوند؛ از قرار معلوم، آنها بیش از آنکه به آموختن شیوههای دستیابی به حقیقت علاقهمند باشند، به آموختن شیوههای پیشرفت در امور دنیوی علاقهمند بودند. معلوم نیست سوفیستها واقعاً آن طور که گفته شده انسانهای غیراخلاقیای بوده باشند. اما، به هر حال، کاربرد امروزین اصطلاح «سفسطه» همواره با بار منفی همراه است. وقتی میگوییم کسی «سفسطه میکند» معمولاً منظورمان این است که او فرد شیادی است که خودش هم به خوبی از کاستیهای استدلالش آگاه است.
اندیشیدن؛ فرهنگ کوچک سنجشگرانهاندیشی، نوشتهی نایجل واربرتن، ترجمهی محمد مهدی خسروانی، انتشارات علمی و فرهنگی
@naqqadaneh
کار فاهمهی بشری این است که بفهمد چیزهایی هستند که نمیتواند آنها را فهم کند و بفهمد که آن چیزها کداماند.
(سورن کرکگور)
برگرفته از کتاب «یک پنجره»؛ گردآوری و ترجمهی سیمین صالح
@naqqadaneh
(سورن کرکگور)
برگرفته از کتاب «یک پنجره»؛ گردآوری و ترجمهی سیمین صالح
@naqqadaneh
مغالطههای انتخاباتی (1)
مغالطههایی که هر کاندیدایی مرتکب میشود و هر رأیدهندهای باید آنها را بشناسد
توسل به هیجانهای عوامانه
فریبکاران و کسانی که در تقلب و حقهبازی چیرهدستاند مراقباند که خودشان را پایبند به ارزشها و دیدگاههای مخاطبانشان نشان دهند؛ خصوصاً باورهایی که برای مخاطبانشان مقدساند. هر کسی پیشداوریهایی دارد و بیشتر انسانها از چیز یا چیزهایی متنفرند. افراد مکار پیشداوریها، نفرتها، و ترسهای نامعقول افراد را تحریک میکنند و چنین القا میکنند که با مخاطب موافقاند. آنها به گونهای عمل میکنند که گویی دیدگاههای مخاطب را قبول دارند و روی ذهن او کار میکنند تا متقاعد شود که مخالفان آنها به این باورهای مقدس پایبند نیستند.
این مغالطه به شکلهای گوناگونی ممکن است رخ دهد. یکی از این شکلها با عنوان «فقط شیوههای روشنِ مرسوم» خوانده میشود. در مغالطهی «فقط شیوههای مرسوم»، شخص فریبکار، به صورت آشکار یا نهان، چیزی شبیه به این میگوید:
چه خوب است بازگشتن به وطن (شهر یا کشور) و بودن در کنار مردمی که بهراستی میتوانیم به آنها اعتماد کنیم. چه عالیست بودن در کنار مردمی که صاف و صادق با امور مواجه میشوند؛ کسانی که برای حل مسئلهها از شعور عادی خودشان استفاده میکنند و اعتقادی به شیوههای پرتکلفِ اندیشه و عمل ندارند.
برگرفته از کتاب "مغالطه های پرکاربرد"/نوشته ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
کانال سنجشگرانه اندیشی:
@naqqadaneh
مغالطههایی که هر کاندیدایی مرتکب میشود و هر رأیدهندهای باید آنها را بشناسد
توسل به هیجانهای عوامانه
فریبکاران و کسانی که در تقلب و حقهبازی چیرهدستاند مراقباند که خودشان را پایبند به ارزشها و دیدگاههای مخاطبانشان نشان دهند؛ خصوصاً باورهایی که برای مخاطبانشان مقدساند. هر کسی پیشداوریهایی دارد و بیشتر انسانها از چیز یا چیزهایی متنفرند. افراد مکار پیشداوریها، نفرتها، و ترسهای نامعقول افراد را تحریک میکنند و چنین القا میکنند که با مخاطب موافقاند. آنها به گونهای عمل میکنند که گویی دیدگاههای مخاطب را قبول دارند و روی ذهن او کار میکنند تا متقاعد شود که مخالفان آنها به این باورهای مقدس پایبند نیستند.
این مغالطه به شکلهای گوناگونی ممکن است رخ دهد. یکی از این شکلها با عنوان «فقط شیوههای روشنِ مرسوم» خوانده میشود. در مغالطهی «فقط شیوههای مرسوم»، شخص فریبکار، به صورت آشکار یا نهان، چیزی شبیه به این میگوید:
چه خوب است بازگشتن به وطن (شهر یا کشور) و بودن در کنار مردمی که بهراستی میتوانیم به آنها اعتماد کنیم. چه عالیست بودن در کنار مردمی که صاف و صادق با امور مواجه میشوند؛ کسانی که برای حل مسئلهها از شعور عادی خودشان استفاده میکنند و اعتقادی به شیوههای پرتکلفِ اندیشه و عمل ندارند.
برگرفته از کتاب "مغالطه های پرکاربرد"/نوشته ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
کانال سنجشگرانه اندیشی:
@naqqadaneh
Forwarded from مغالطه
«مرجوعی» و «مغالطه تغییر تعریف» این روزها مخالفان خرید هواپیما از سوی دولت، بر «مرجوعی بودن» هواپیما تأکید میکنند و این مرجوعی بودن را نشانهٔ نادرست بودن این خرید میدانند.
معنایی خاص از مرجوعی بودن را در کلمات خود میگنجانند و با آن معنای خاص به نادرست بودن خرید هواپیما پیمیبرند. میگویند هواپیمایی را که اسپانیا مرجوع کرد، خریدند و ... معنایی که از مرجوع کردن در این کلمات هست، به معنای برگشت به دلیل بنجل بودن و خراب بودن است نه هر برگشتی.
در حالیکه برگشت کالا و انصراف از خرید میتواند دلایل مختلفی داشته باشد:
برخی از دلایل به خاطر عیب و نقصان درونی یا بیرونی خود کالا است: بیکیفیت بودن کالا، خراب بودن کالا، گران بودن کالا، برتری کالای همقیمت مشابه و ... این دلایل به خاطر اشکالی در خود کالاست و مشتری به این دلیل آن را بازمیگرداند.
اما گاهی دلایل برگشت کالا، نه به دلیل خود کالا بلکه به دلیل دیگری است گاهی این دلایل به مشتری برمیگردد یا فروشنده: مثل مرگ مشتری پیش از تحویل، ورشکستگی مشتری، عدم توانایی مشتری در پرداخت قیمت کالا و ....
گاهی دلیل برگشت خارج از کالا و خارج از مشتری و فروشنده است: مثلا کسی آسیاب آبی میخواهد بخرد و رود یا نهر خشک میشود و حتی مشکلات گمرکی و هزاران مثال دیگر
زمان برگشت کالا هم گاهی میتواند پیش از تحویل باشد، هنگام تحویل باشد و حتی پس از تحویل. البته در دو قسم اول بیشتر از اینکه معنای ارجاع داشته باشد، معنای بازگشت از معامله و فسخ آن است نه برگشت کالا.
مرجوعی بودن یک کالا، لزوماً به معنای خوب بودن یا بد بودن کالا نیست. باید دلیل و حتی زمان و شرایط این برگشت کالا را دید و آنگاه حکم کرد که آیا از مرجوعی بودن کالا میتوان پی به بد بودن کالا برد یا نه. یک مثال فوتبالی بزنیم: در تعریف ساسان انصاری بگوییم او نیمکتنشین پرسپولیس بود و بازیکن مرجوعی پرسپولیس بود که به فولاد آمد. خب این تعریف ناقصی از اوست. نه نیمکت نشینی در پرسپولیس و نه مرجوعی بودنش از پرسپولیس، دلیل ناکارآمدی او نیست؛ جدول گلزنان لیگبرتر را ببینید، الان ساسان انصاری در صدر است.
بگذریم؛ مخالفان خرید هواپیما، به مرجوعی بودن آن استناد میکنند برای بد بودن این خرید. این استناد و استدلال، درش مغالطه «تغییر تعریف» رخ داده است. معنا و تعریف «مرجوع» را تغییر دادهاند به «مرجوع بر اثر نقص در کالا» در حالیکه مرجوع، اعم از نقص در کالا و هر علت دیگری در کالا و بیرون از کالا است حتی علل طبیعی مثل خشکسالی را هم میتواند دلیل مرجوع بودن باشد.
https://goo.gl/MpZjTM
Audio
فایل صوتی مقدمهی کتاب «مغالطههای پرکاربرد»/نوشتهی پل و الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه باشید:
@naqqadaneh
با کانال سنجشگرانهاندیشی همراه باشید:
@naqqadaneh
مرحله های سنجشگرانه اندیش شدن
از کتاب "مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه" نوشته پل و الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/فرهنگ نشر نو
@naqqadaneh
از کتاب "مفهومها و ابزارهای تفکر نقادانه" نوشته پل و الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/فرهنگ نشر نو
@naqqadaneh