یکی از دانش آموزانم که آماده ورود به کلاس پنجم دبستان است و پارسال در کلاسهای سواد مالی شرکت میکرد را دیروز دیدم.
وقتی حال و احوال او را جویا شدم اینگونه تعریف کرد: "بعد از کلاسهای شما، تصمیم گرفتم دستبند درست کنم و به خانوادهام بفروشم. این کار خیلیخوب بود. بعد دیدم مشتریها دستبند با گره دوست دارند بخاطر همین از اینترنت روش گره زدن را یاد گرفتم و مدلهای مختلف را نگاه کردم.
الان به این فکر افتادم که دیگر خودم دستبند تولید نکنم و نیرو بگیرم. خوبی این روش این است که چشم من ضعیف نمیشود و سود بیشتری به دست میآورم. من میخواهم به دوستانم در مدرسه روش بافت دستبند را یاد بدهم و مواد و مدل را برای آنها فراهم کنم و در مقابل تولید 10 دستبند به آنها 5 هزار تومان پول میدهم."
از او پرسیدم: "تو چطوری اینها را میخواهی بفروشی؟"
جواب داد: "من هم با جاهای مختلف صحبت میکنم که دستبندهای ما را بخرند مثلا یکی از دوستهای مادرم صفحه اینستاگرام دارد از او میخواهم عکس دستنبدها را در صفحه اینستاگرام بگذارد. الان باید به این فکر کنم که چگونه دستبندها را به دست مشتری برسانم."
برای من تجربه این دانش آموز بسیار جالب بود. به نظرم اگر بچههایی که اینگونه فکر میکنند مورد حمایت خانوادههای خود قرار بگیرند میتوانند به کارآفرینهای خوبی در آینده تبدیل شوند.
یکی از دانش آموزانم که آماده ورود به کلاس پنجم دبستان است و پارسال در کلاسهای سواد مالی شرکت میکرد را دیروز دیدم.
وقتی حال و احوال او را جویا شدم اینگونه تعریف کرد: "بعد از کلاسهای شما، تصمیم گرفتم دستبند درست کنم و به خانوادهام بفروشم. این کار خیلیخوب بود. بعد دیدم مشتریها دستبند با گره دوست دارند بخاطر همین از اینترنت روش گره زدن را یاد گرفتم و مدلهای مختلف را نگاه کردم.
الان به این فکر افتادم که دیگر خودم دستبند تولید نکنم و نیرو بگیرم. خوبی این روش این است که چشم من ضعیف نمیشود و سود بیشتری به دست میآورم. من میخواهم به دوستانم در مدرسه روش بافت دستبند را یاد بدهم و مواد و مدل را برای آنها فراهم کنم و در مقابل تولید 10 دستبند به آنها 5 هزار تومان پول میدهم."
از او پرسیدم: "تو چطوری اینها را میخواهی بفروشی؟"
جواب داد: "من هم با جاهای مختلف صحبت میکنم که دستبندهای ما را بخرند مثلا یکی از دوستهای مادرم صفحه اینستاگرام دارد از او میخواهم عکس دستنبدها را در صفحه اینستاگرام بگذارد. الان باید به این فکر کنم که چگونه دستبندها را به دست مشتری برسانم."
برای من تجربه این دانش آموز بسیار جالب بود. به نظرم اگر بچههایی که اینگونه فکر میکنند مورد حمایت خانوادههای خود قرار بگیرند میتوانند به کارآفرینهای خوبی در آینده تبدیل شوند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
وقتی حال و احوال او را جویا شدم اینگونه تعریف کرد: "بعد از کلاسهای شما، تصمیم گرفتم دستبند درست کنم و به خانوادهام بفروشم. این کار خیلیخوب بود. بعد دیدم مشتریها دستبند با گره دوست دارند بخاطر همین از اینترنت روش گره زدن را یاد گرفتم و مدلهای مختلف را نگاه کردم.
الان به این فکر افتادم که دیگر خودم دستبند تولید نکنم و نیرو بگیرم. خوبی این روش این است که چشم من ضعیف نمیشود و سود بیشتری به دست میآورم. من میخواهم به دوستانم در مدرسه روش بافت دستبند را یاد بدهم و مواد و مدل را برای آنها فراهم کنم و در مقابل تولید 10 دستبند به آنها 5 هزار تومان پول میدهم."
از او پرسیدم: "تو چطوری اینها را میخواهی بفروشی؟"
جواب داد: "من هم با جاهای مختلف صحبت میکنم که دستبندهای ما را بخرند مثلا یکی از دوستهای مادرم صفحه اینستاگرام دارد از او میخواهم عکس دستنبدها را در صفحه اینستاگرام بگذارد. الان باید به این فکر کنم که چگونه دستبندها را به دست مشتری برسانم."
برای من تجربه این دانش آموز بسیار جالب بود. به نظرم اگر بچههایی که اینگونه فکر میکنند مورد حمایت خانوادههای خود قرار بگیرند میتوانند به کارآفرینهای خوبی در آینده تبدیل شوند.
یکی از دانش آموزانم که آماده ورود به کلاس پنجم دبستان است و پارسال در کلاسهای سواد مالی شرکت میکرد را دیروز دیدم.
وقتی حال و احوال او را جویا شدم اینگونه تعریف کرد: "بعد از کلاسهای شما، تصمیم گرفتم دستبند درست کنم و به خانوادهام بفروشم. این کار خیلیخوب بود. بعد دیدم مشتریها دستبند با گره دوست دارند بخاطر همین از اینترنت روش گره زدن را یاد گرفتم و مدلهای مختلف را نگاه کردم.
الان به این فکر افتادم که دیگر خودم دستبند تولید نکنم و نیرو بگیرم. خوبی این روش این است که چشم من ضعیف نمیشود و سود بیشتری به دست میآورم. من میخواهم به دوستانم در مدرسه روش بافت دستبند را یاد بدهم و مواد و مدل را برای آنها فراهم کنم و در مقابل تولید 10 دستبند به آنها 5 هزار تومان پول میدهم."
از او پرسیدم: "تو چطوری اینها را میخواهی بفروشی؟"
جواب داد: "من هم با جاهای مختلف صحبت میکنم که دستبندهای ما را بخرند مثلا یکی از دوستهای مادرم صفحه اینستاگرام دارد از او میخواهم عکس دستنبدها را در صفحه اینستاگرام بگذارد. الان باید به این فکر کنم که چگونه دستبندها را به دست مشتری برسانم."
برای من تجربه این دانش آموز بسیار جالب بود. به نظرم اگر بچههایی که اینگونه فکر میکنند مورد حمایت خانوادههای خود قرار بگیرند میتوانند به کارآفرینهای خوبی در آینده تبدیل شوند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Forwarded from Systems Thinking
⭕️ کارگاه آموزشی یادگیری و تفکر سیستمی در مدرسه
ویژه دبیران درس کاروفناوری متوسطه اول
زمان: ۲۳ تا ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ از ساعت ۸-۱۳
اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
https://evnd.co/H2Rfv
@systemsthinking
ویژه دبیران درس کاروفناوری متوسطه اول
زمان: ۲۳ تا ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ از ساعت ۸-۱۳
اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
https://evnd.co/H2Rfv
@systemsthinking
چند روز پیش کارگاهی برای بچههای مقطع اول متوسطه داشتم.
یکی از دانشآموزان در تابستان درشرکت پدربزرگ خود کار میکرد. او در شرکت به کپی گرفتن و سروسامان دادن به پروندههایی که در حدود سه سال بر روی هم انباشت شدهبودند مشغول بود.
و برای انجام این کار قرارداد کاری با شرکت بسته بود. او قرارداد امضا شده خود را به کلاس آورده بود و با خوشحالی به همه نشان میداد. برخی از بچهها که بزرگتر بودند مشتاقانه قرارداد او را نگاه میکردند، مبلغ قرارداد او که ساعتی 25 هزار تومان بود برای همه بچهها جالب و زیاد به نظر میرسید. آنها میگفتند: این کاری که تو انجام میدهی که کاری ندارد چقدر زیاد به تو میدهند.
بعد از صحبت با یکی از بچههایی که تصور میکرد کار او خیلی مهم نیست و مبلغ زیادی بابت این کار میگیرد متوجه شدم تصور او از کار،طراحی خودرو و کار با نرم افزار است.
متاسفانه بچهها تصور میکنند حتما کار باید یک چیز ایده آل باشد که آدمهای محدودی بتوانند آن را انجام دهند و تصور نمیکنند که هرخدمت و کمکی که بتواند زندگی دیگران را راحتتر کند میتواند به عنوان کار حساب شود.
شاید این باوری باشد که در میان بسیاری از جوانانی که سالها تحصیل میکنند هم وجود داشته باشد گاهی به این دلیل حاضر نیستند هر کاری را انجام دهند و تجربه بدست بیاورند.
این تصور حتی باعث میشود بسیاری از خانمها هم نتوانند جایگاه خود را به عنوان خانم خانهدار بپذیرند و از جایگاهی که دارند احساس رضایت نمیکنند.
متاسفانه برای بسیاری از ما کارها ارزش گذاری شدهاند و کارهایی که مربوط به رشتههای خاص مانند پزشکی و ... نباشند ارزشمند نیستند.
این باور را باید از کودکی تغییر داد تا بچهها دچار کمال گرایی نشوند و بدانند در هر جایگاهی که هستند کار آنها دارای ارزش میباشد.در غیر اینصورت آنها باید تا آخر عمر فقط درس بخوانند تا بتوانند آن تصوری که از کار در ذهن خود دارند را بیافرینند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
یکی از دانشآموزان در تابستان درشرکت پدربزرگ خود کار میکرد. او در شرکت به کپی گرفتن و سروسامان دادن به پروندههایی که در حدود سه سال بر روی هم انباشت شدهبودند مشغول بود.
و برای انجام این کار قرارداد کاری با شرکت بسته بود. او قرارداد امضا شده خود را به کلاس آورده بود و با خوشحالی به همه نشان میداد. برخی از بچهها که بزرگتر بودند مشتاقانه قرارداد او را نگاه میکردند، مبلغ قرارداد او که ساعتی 25 هزار تومان بود برای همه بچهها جالب و زیاد به نظر میرسید. آنها میگفتند: این کاری که تو انجام میدهی که کاری ندارد چقدر زیاد به تو میدهند.
بعد از صحبت با یکی از بچههایی که تصور میکرد کار او خیلی مهم نیست و مبلغ زیادی بابت این کار میگیرد متوجه شدم تصور او از کار،طراحی خودرو و کار با نرم افزار است.
متاسفانه بچهها تصور میکنند حتما کار باید یک چیز ایده آل باشد که آدمهای محدودی بتوانند آن را انجام دهند و تصور نمیکنند که هرخدمت و کمکی که بتواند زندگی دیگران را راحتتر کند میتواند به عنوان کار حساب شود.
شاید این باوری باشد که در میان بسیاری از جوانانی که سالها تحصیل میکنند هم وجود داشته باشد گاهی به این دلیل حاضر نیستند هر کاری را انجام دهند و تجربه بدست بیاورند.
این تصور حتی باعث میشود بسیاری از خانمها هم نتوانند جایگاه خود را به عنوان خانم خانهدار بپذیرند و از جایگاهی که دارند احساس رضایت نمیکنند.
متاسفانه برای بسیاری از ما کارها ارزش گذاری شدهاند و کارهایی که مربوط به رشتههای خاص مانند پزشکی و ... نباشند ارزشمند نیستند.
این باور را باید از کودکی تغییر داد تا بچهها دچار کمال گرایی نشوند و بدانند در هر جایگاهی که هستند کار آنها دارای ارزش میباشد.در غیر اینصورت آنها باید تا آخر عمر فقط درس بخوانند تا بتوانند آن تصوری که از کار در ذهن خود دارند را بیافرینند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
امسال من با بچههای کلاس سوم، چهارم، پنجم، هفتم اقتصاد و با بچههای دهم تفکر سیستمی دارم.
امروز روز اول مهر با بچههای سوم دبستان کلاس اقتصاد داشتم. هنگامیکه وارد کلاس شدم بچهها پرسیدند: شما معلم چه درسی هستید؟
گفتم: اقتصاد
- اقتصاد یعنی چی؟
- شما چی فکر میکنید؟ کسی تا بحال اسم اقتصاد شنیده؟
عدهای دستشون را بالا بردند و یکی یکی شروع به صحبت کردند.
-اقتصاد ما خیلی بده
-اقتصاد یعنی پول
- من دوست ندارم ایران باشم چون اقتصادش بده
- اقتصاد یعنی پس انداز
- من میخوام برم کانادا ایران اقتصادش خوب نیست.
و...
کم کم بحث رسید به اینکه ایرانیها انصاف ندارند جنسها را خیلی گران میفروشند. مثلا چرا یک جنسی که در کرج ۹۰ تومان است در تهران ۲۰۰ تومان باید بخری، انصاف وجود ندارد مردم بیشتر به فکر پول هستند تا انسانیت.
- در کشور چین مردم با یکدیگر همکاری میکنند و به فکر منابع خود هستند آنها سعی میکنند از منابع کم استفاده کنند تا از دست نرود. ولی ما ایرانیها فقط ادای آنها را در میاوریم ولی اجرا نمیکنیم.
مثلا اگر آنها شعر میخوانند ما هم میخواهیم شعر بخوانیم ولی به اینکه چگونه میخوانیم توجهی نداریم.
- پدر من مرتب به اخبار گوش میدهد و قیمت دلار را چک میکند و من از آنجا متوجه شدم وضعیت اقتصاد ما خراب است.
یکی از دانشآموزان معتقد بود که افرادی که گران فروشی میکنند حق دارند چون آنها هم باید نیاز خانواده خود را برآورده کنند.
دانش آموز دیگری در انتقاد به او میگفت: چرا میگویی مردم حق دارند این کشور را مردم درست میکنند.
صحبتهای بچهها بسیار جالب و شنیدنی بود. گاهی والدین تصور میکنند بچهها هنوز کوچک هستند و متوجه مسائل نیستند ولی آنها از صحبتها و نگرانیهای والدین الگو برداری میکنند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
امروز روز اول مهر با بچههای سوم دبستان کلاس اقتصاد داشتم. هنگامیکه وارد کلاس شدم بچهها پرسیدند: شما معلم چه درسی هستید؟
گفتم: اقتصاد
- اقتصاد یعنی چی؟
- شما چی فکر میکنید؟ کسی تا بحال اسم اقتصاد شنیده؟
عدهای دستشون را بالا بردند و یکی یکی شروع به صحبت کردند.
-اقتصاد ما خیلی بده
-اقتصاد یعنی پول
- من دوست ندارم ایران باشم چون اقتصادش بده
- اقتصاد یعنی پس انداز
- من میخوام برم کانادا ایران اقتصادش خوب نیست.
و...
کم کم بحث رسید به اینکه ایرانیها انصاف ندارند جنسها را خیلی گران میفروشند. مثلا چرا یک جنسی که در کرج ۹۰ تومان است در تهران ۲۰۰ تومان باید بخری، انصاف وجود ندارد مردم بیشتر به فکر پول هستند تا انسانیت.
- در کشور چین مردم با یکدیگر همکاری میکنند و به فکر منابع خود هستند آنها سعی میکنند از منابع کم استفاده کنند تا از دست نرود. ولی ما ایرانیها فقط ادای آنها را در میاوریم ولی اجرا نمیکنیم.
مثلا اگر آنها شعر میخوانند ما هم میخواهیم شعر بخوانیم ولی به اینکه چگونه میخوانیم توجهی نداریم.
- پدر من مرتب به اخبار گوش میدهد و قیمت دلار را چک میکند و من از آنجا متوجه شدم وضعیت اقتصاد ما خراب است.
یکی از دانشآموزان معتقد بود که افرادی که گران فروشی میکنند حق دارند چون آنها هم باید نیاز خانواده خود را برآورده کنند.
دانش آموز دیگری در انتقاد به او میگفت: چرا میگویی مردم حق دارند این کشور را مردم درست میکنند.
صحبتهای بچهها بسیار جالب و شنیدنی بود. گاهی والدین تصور میکنند بچهها هنوز کوچک هستند و متوجه مسائل نیستند ولی آنها از صحبتها و نگرانیهای والدین الگو برداری میکنند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
امروز 6 مهر با بچه های کلاس پنجم درس اقتصاد داشتم.
ابتدا کمی با بچهها آشنا شدم و مقداری از درد دل آنها شنیدم. سپس از آنها خواستم در مورد شغلهای تابستانی خود صحبت کنند.
یکی از دانش آموزان تابستان برای مسافرت به تورنتو کانادا رفته بود. او میگفت: من در این مدتی که آنجا بودم در یک شغل داوطلبانه مشغول به کار شدم.
شغل او را پرسیدم.
او پاسخ داد: در یک استخر به بچههای کوچک شنا آموزش میدادم و هفتهای 3 دلار و 40 سنت دستمزد میگرفتم.
دانش آموزان گفتند: 3 دلار که خیلی کمه.
او پاسخ داد: این کار داوطلبانه بود و من باید از آنها ممنون باشم که همین مقدار هم به من دادند.
من از او پرسیدم چطور به تو اعتماد کردند؟
جواب داد: آنها اول از من تست گرفتند و مدارک من را نگاه کردند.
او اضافه کرد که این کار خیلی مسئولیت سنگینی برای من بود من بخاطر اینکه بچهها غرق نشوند باید همیشه مراقب میبودم که بچهها جلیقه و بازو بند شنا داشته باشند.
این تجربه نشان دهنده این است که در کشورهای دیگر چقدر بچهها و مسئولیت پذیر کردن آنها مهم است.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
ابتدا کمی با بچهها آشنا شدم و مقداری از درد دل آنها شنیدم. سپس از آنها خواستم در مورد شغلهای تابستانی خود صحبت کنند.
یکی از دانش آموزان تابستان برای مسافرت به تورنتو کانادا رفته بود. او میگفت: من در این مدتی که آنجا بودم در یک شغل داوطلبانه مشغول به کار شدم.
شغل او را پرسیدم.
او پاسخ داد: در یک استخر به بچههای کوچک شنا آموزش میدادم و هفتهای 3 دلار و 40 سنت دستمزد میگرفتم.
دانش آموزان گفتند: 3 دلار که خیلی کمه.
او پاسخ داد: این کار داوطلبانه بود و من باید از آنها ممنون باشم که همین مقدار هم به من دادند.
من از او پرسیدم چطور به تو اعتماد کردند؟
جواب داد: آنها اول از من تست گرفتند و مدارک من را نگاه کردند.
او اضافه کرد که این کار خیلی مسئولیت سنگینی برای من بود من بخاطر اینکه بچهها غرق نشوند باید همیشه مراقب میبودم که بچهها جلیقه و بازو بند شنا داشته باشند.
این تجربه نشان دهنده این است که در کشورهای دیگر چقدر بچهها و مسئولیت پذیر کردن آنها مهم است.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
امروز ۷ مهر ۹۸ با بچههای کلاس هفتم درس سواد مالی داشتم.
بعد از اینکه با دانش آموزان مقداری در مورد کار کردن صحبت کردم.
یکی از بچهها از خاطره خود در مورد فروش در مدرسه صحبت کرد.
او میگفت: وقتی کلاس دوم دبستان بودم هر مسافرتی که میرفتم سعی میکردم از طبیعت یک چیزی جمع کنم. یک دفعه از شمال سنگهای زیبایی پیدا کرده بودم آنها را با خودم به تهران آوردم و تعدادی از آنها را با دردسر سوراخ کردم و وسایل تزیینی از آنها درست کردم، وبقیه را هم رنگ و نقاشی کردم و با خودم به مدرسه بردم و آنها را به بچهها فروختم.
بچهها از این طرحهای من خیلی استقبال میکردند تا اینکه یک روز معاون مدرسه متوجه شد و من را هنگامیکه درصف ایستاده بودیم از صف بیرون آورد و جلوی بچهها من را مسخره و تحقیر کرد.
آن روز جلوی دانشآموزان خیلی خجالت کشیدم و احساس بدی داشتم.
با صحبت این دانش آموز بچهها با او هم دردی کردند و شروع به صحبت در مورد تحقیرهایی که در مدرسه شده بودند کردند.
صحبتهای این دانش آموز بسیار ناراحت کننده بود. به جای اینکه مدارس ما خلاقیت را تشویق کنند اینگونه بچهها را در حضور همکلاسیهایشان تحقیر میکنند و توجهی به اثر این رفتار بر آینده کودک ندارند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
بعد از اینکه با دانش آموزان مقداری در مورد کار کردن صحبت کردم.
یکی از بچهها از خاطره خود در مورد فروش در مدرسه صحبت کرد.
او میگفت: وقتی کلاس دوم دبستان بودم هر مسافرتی که میرفتم سعی میکردم از طبیعت یک چیزی جمع کنم. یک دفعه از شمال سنگهای زیبایی پیدا کرده بودم آنها را با خودم به تهران آوردم و تعدادی از آنها را با دردسر سوراخ کردم و وسایل تزیینی از آنها درست کردم، وبقیه را هم رنگ و نقاشی کردم و با خودم به مدرسه بردم و آنها را به بچهها فروختم.
بچهها از این طرحهای من خیلی استقبال میکردند تا اینکه یک روز معاون مدرسه متوجه شد و من را هنگامیکه درصف ایستاده بودیم از صف بیرون آورد و جلوی بچهها من را مسخره و تحقیر کرد.
آن روز جلوی دانشآموزان خیلی خجالت کشیدم و احساس بدی داشتم.
با صحبت این دانش آموز بچهها با او هم دردی کردند و شروع به صحبت در مورد تحقیرهایی که در مدرسه شده بودند کردند.
صحبتهای این دانش آموز بسیار ناراحت کننده بود. به جای اینکه مدارس ما خلاقیت را تشویق کنند اینگونه بچهها را در حضور همکلاسیهایشان تحقیر میکنند و توجهی به اثر این رفتار بر آینده کودک ندارند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
#روز_8_مهر #کلاس_سوم #سواد_مالی
دیروز با بچههای کلاس سوم درس سواد مالی داشتم. ابتدا با بچهها صحبتهای مختلفی در مورد اقتصاد کردم. برخی از دانش آموزان در خارج از مدرسه وسایلی درست میکردند و میفروختند.
هنگامی که صحبت از کار کردن بچهها شد دانش آموزی گفت: ما چرا باید کار کنیم، پدر و مادر هستند آنها پول در میآورند و ما استفاده میکنیم.
دانش آموز دیگری گفت: بچههای فقیر باید کار کنند ما که فقیر نیستیم.
- ما اگر کار کنیم همه فکر میکنند پدر و مادر ما را مجبور کردهاند که کار کنیم.
-دانش آموز دیگری گفت: من همیشه فکر میکردم هر کس کار میکند فقیر است تا اینکه پارسال به شمال رفتم و آنجا بچهای را دیدم که لوازم تحریر میفروخت اول فکر کردم فقیر است، به لباسهایش نگاه کردم و کفشش را دیدم، فهمیدم کفشش مثل کفش من گران است و از آنجا متوجه شدم فقیر نیست و پدرش کتابفروشی دارد، او مقداری از وسایل کتابفروشی را به بچهاش داده که بفروشد از آن روز فهمیدم بچههایی که وسایل میفروشند نمیتوانیم بگوییم که فقیر هستند.
- به نظر من اگر بچهای را دیدیم که وسیلهای میفروشد باید قبلش فکر کنیم بعد بگوییم فقیر است یا نه.
- به نظر من اگر میخواهیم وسیلهای بفروشیم اصلا لازم نیست بساط پهن کنیم و در کنار خیابان بنشینیم و مثل فقیرها رفتار کنیم راههای مختلفی برای فروش وجود دارد که ما باید از آنها استفاده کنیم.
بحثها همچنان ادامه داشت که زنگ کلاس به صدا در آمد.
بچه ها با استدلالهاو بحثهای خود متوجه شدند که فقط فقرا کار نمیکنند و هر کسی باید بخشی از زندگی خود را به کار اختصاص دهد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
دیروز با بچههای کلاس سوم درس سواد مالی داشتم. ابتدا با بچهها صحبتهای مختلفی در مورد اقتصاد کردم. برخی از دانش آموزان در خارج از مدرسه وسایلی درست میکردند و میفروختند.
هنگامی که صحبت از کار کردن بچهها شد دانش آموزی گفت: ما چرا باید کار کنیم، پدر و مادر هستند آنها پول در میآورند و ما استفاده میکنیم.
دانش آموز دیگری گفت: بچههای فقیر باید کار کنند ما که فقیر نیستیم.
- ما اگر کار کنیم همه فکر میکنند پدر و مادر ما را مجبور کردهاند که کار کنیم.
-دانش آموز دیگری گفت: من همیشه فکر میکردم هر کس کار میکند فقیر است تا اینکه پارسال به شمال رفتم و آنجا بچهای را دیدم که لوازم تحریر میفروخت اول فکر کردم فقیر است، به لباسهایش نگاه کردم و کفشش را دیدم، فهمیدم کفشش مثل کفش من گران است و از آنجا متوجه شدم فقیر نیست و پدرش کتابفروشی دارد، او مقداری از وسایل کتابفروشی را به بچهاش داده که بفروشد از آن روز فهمیدم بچههایی که وسایل میفروشند نمیتوانیم بگوییم که فقیر هستند.
- به نظر من اگر بچهای را دیدیم که وسیلهای میفروشد باید قبلش فکر کنیم بعد بگوییم فقیر است یا نه.
- به نظر من اگر میخواهیم وسیلهای بفروشیم اصلا لازم نیست بساط پهن کنیم و در کنار خیابان بنشینیم و مثل فقیرها رفتار کنیم راههای مختلفی برای فروش وجود دارد که ما باید از آنها استفاده کنیم.
بحثها همچنان ادامه داشت که زنگ کلاس به صدا در آمد.
بچه ها با استدلالهاو بحثهای خود متوجه شدند که فقط فقرا کار نمیکنند و هر کسی باید بخشی از زندگی خود را به کار اختصاص دهد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
تفکر سیستمی کلاس دهم
روز چهارشنبه با بچهها کلاس تفکر سیستمی داشتم. بادکنک در دست وارد کلاس شدم. دانش آموزان با دیدن بادکنک پرسیدند: بادکنک برای چی هست؟
به آنها گفتم: میخواهیم امروز به حیاط مدرسه برویم که با بادکنک بازی کنیم یک دفعه صدای جیغ و هورا و دست بچهها بلند شد و سریع همه از جا بلند شدند و به حیاط رفتند. بادکنک را به آنها دادم که بازی کنند، برای بازی دو هدف تعیین کردم.
بچهها با شور و حال فراوانی بازی میکردند و فریاد شادی آنها فضای مدرسه را پر کرده بود. گاهی بادی میآمد و اجازه نمیداد آنها به خوبی بازی کنند و گاهی بادکنک را به لابلای درختانی که در حیاط مدرسه بودند میبرد، و بچهها باید به دنبال بادکنک این طرف و آنطرف میرفتند.
ولی با وجود این مشکلات آنها دنبال انجام بازی بودند و اصلا شکایتی نمیکردند.
بعد از حدود 15 دقیقه بازی به بچهها گفتم وقت بازی تمام شد برویم کلاس.
دانش آموزان بعد از بازی خیلی سرحال شده بودند.
هرکدام از آنها یک چیزی میگفت:
-چقدر خوب بود.
-کاش به جای ورزش بازیهای این شکلی انجام میدادیم.
-من که خیلی استرسم کم شد.
- کاش مدرسه این بازیها را در برنامه ما میگذاشت.
- این بازی چه ربطی به درس داشت؟ من ذهنم در موقع بازی همش درگیر این بود که یک بازی در کلاس تفکر سیستمی چه معنایی میتواند داشته باشد. نمیشود در مدرسه یک کاری انجام شود و هدف آموزشی نداشته باشد.
- من فقط به بازی به عنوان بازی و تفریح نگاه کردم و سعی کردم لذت ببرم.
-من از این بازی متوجه شدم که هدف مهم نیست فرآیند رسیدن به هدف مهم است ما در ابتدای بازی نمیتوانستیم بازی را کنترل کنیم و مرتب با هم بحث میکردیم ولی کم کم با صحبت و کنترل توانستیم بازی را بهتر کنیم.
-در زندگی هم همینطوری است مثلا ما یکدفعه میخواستیم برویم شمال ترافیک شدیدی بود در ماشین ما اعصاب همه خرد شده بود و مرتب با همدیگر دعوا میکردیم هر کسی یک چیزی میگفت و میخواست دیگری را ساکت کند ولی ماشین کناری را دیدیم که افراد آن آهنگ گذاشته بودند و لذت میبردند گاهی هم با همدیگر عکس سلفی می گرفتند.
-ما میتوانیم در حین بازی به یکدیگر توهین کنیم و همدیگر را ناراحت کنیم به هدف هم ممکن است برسیم ولی کسی از بازی لذتی نبرده ولی راه دیگری هم هست آن هم این که بایکدیگر دوستانه رفتار کنیم و برای رسیدن به توافق باهم صحبت کنیم اینگونه همه از بازی لذت میبرند.
همینطور بحث پیرامون هدف، مشارکت اعضا و مسیر رسیدن به هدف ادامه داشت تا اینکه زنگ کلاس به صدا در آمد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
روز چهارشنبه با بچهها کلاس تفکر سیستمی داشتم. بادکنک در دست وارد کلاس شدم. دانش آموزان با دیدن بادکنک پرسیدند: بادکنک برای چی هست؟
به آنها گفتم: میخواهیم امروز به حیاط مدرسه برویم که با بادکنک بازی کنیم یک دفعه صدای جیغ و هورا و دست بچهها بلند شد و سریع همه از جا بلند شدند و به حیاط رفتند. بادکنک را به آنها دادم که بازی کنند، برای بازی دو هدف تعیین کردم.
بچهها با شور و حال فراوانی بازی میکردند و فریاد شادی آنها فضای مدرسه را پر کرده بود. گاهی بادی میآمد و اجازه نمیداد آنها به خوبی بازی کنند و گاهی بادکنک را به لابلای درختانی که در حیاط مدرسه بودند میبرد، و بچهها باید به دنبال بادکنک این طرف و آنطرف میرفتند.
ولی با وجود این مشکلات آنها دنبال انجام بازی بودند و اصلا شکایتی نمیکردند.
بعد از حدود 15 دقیقه بازی به بچهها گفتم وقت بازی تمام شد برویم کلاس.
دانش آموزان بعد از بازی خیلی سرحال شده بودند.
هرکدام از آنها یک چیزی میگفت:
-چقدر خوب بود.
-کاش به جای ورزش بازیهای این شکلی انجام میدادیم.
-من که خیلی استرسم کم شد.
- کاش مدرسه این بازیها را در برنامه ما میگذاشت.
- این بازی چه ربطی به درس داشت؟ من ذهنم در موقع بازی همش درگیر این بود که یک بازی در کلاس تفکر سیستمی چه معنایی میتواند داشته باشد. نمیشود در مدرسه یک کاری انجام شود و هدف آموزشی نداشته باشد.
- من فقط به بازی به عنوان بازی و تفریح نگاه کردم و سعی کردم لذت ببرم.
-من از این بازی متوجه شدم که هدف مهم نیست فرآیند رسیدن به هدف مهم است ما در ابتدای بازی نمیتوانستیم بازی را کنترل کنیم و مرتب با هم بحث میکردیم ولی کم کم با صحبت و کنترل توانستیم بازی را بهتر کنیم.
-در زندگی هم همینطوری است مثلا ما یکدفعه میخواستیم برویم شمال ترافیک شدیدی بود در ماشین ما اعصاب همه خرد شده بود و مرتب با همدیگر دعوا میکردیم هر کسی یک چیزی میگفت و میخواست دیگری را ساکت کند ولی ماشین کناری را دیدیم که افراد آن آهنگ گذاشته بودند و لذت میبردند گاهی هم با همدیگر عکس سلفی می گرفتند.
-ما میتوانیم در حین بازی به یکدیگر توهین کنیم و همدیگر را ناراحت کنیم به هدف هم ممکن است برسیم ولی کسی از بازی لذتی نبرده ولی راه دیگری هم هست آن هم این که بایکدیگر دوستانه رفتار کنیم و برای رسیدن به توافق باهم صحبت کنیم اینگونه همه از بازی لذت میبرند.
همینطور بحث پیرامون هدف، مشارکت اعضا و مسیر رسیدن به هدف ادامه داشت تا اینکه زنگ کلاس به صدا در آمد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
روز چهارشنبه با بچههای کلاس چهارم درس اقتصاد داشتم.
در جلسه قبل به بچهها گفته بودم گروهبندی شوند و برای گروه خود نماینده تعیین کنند.
هنگامیکه وارد کلاس شدم دیدم دو گروه تشکیل شده است ولی بقیه در حال کشمکش هستند.
من به بچهها گفته بودم حداکثر تعداد هر گروه ۶ نفر باید باشد. یکی از گروهها پرطرفدار بود و می خواستند ۷ نفر شوند که با مخالفت من مواجه شدند. یک نفر از بچهها با گروه خود مشکل داشت و به هر گروه که میرفت او را نمیپذیرفتند اگر گروهی پیدا میشد که او را میپذیرفت خود او قبول نمیکرد که به آن گروه برود.
حدود ۲۰ دقیقه از کلاس به دنبال پیدا کردن گروه برای این دانشآموز بودیم.
بالاخره معظل بالا گرفت و بچهها شروع به اعتراض کردند که ۲۰ دقیقه از کلاس رفته و ما هنوز درگیر باران (نام دانشآموز) هستیم.
من از این فرصت استفاده کردم و از نمایندگان گروههایی که الان تشکیل شده بودند خواستم بلند شوند و با همدیگر تصمیم گیری کنند که در مقابل این مشکل چه کاری انجام دهیم. برخی از نمایندگان با اعضای گروه خود مشورت کردند. هر گروه یک راهکاری میداد تا اینکه بالاخره یکی از گروهها اعلام کرد که دو نفر از اعضای آنها حاضرند از گروه بیرون بیایند و به همراه باران و دو نفر دیگری که گروه نداشتند گروه جدیدی تشکیل دهند. با این روش همه خوشحال شدند و مشکل گروه بندی کلاس حل شد.
خوب است که در کلاس درس به جای اجبار بچهها به قرار گرفتن در جایی که دوست ندارند و داشتن احساس ناراحتی با شیوه حل مساله، گفتگو و همفکری کلاس شادتری را تجربه کرد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
در جلسه قبل به بچهها گفته بودم گروهبندی شوند و برای گروه خود نماینده تعیین کنند.
هنگامیکه وارد کلاس شدم دیدم دو گروه تشکیل شده است ولی بقیه در حال کشمکش هستند.
من به بچهها گفته بودم حداکثر تعداد هر گروه ۶ نفر باید باشد. یکی از گروهها پرطرفدار بود و می خواستند ۷ نفر شوند که با مخالفت من مواجه شدند. یک نفر از بچهها با گروه خود مشکل داشت و به هر گروه که میرفت او را نمیپذیرفتند اگر گروهی پیدا میشد که او را میپذیرفت خود او قبول نمیکرد که به آن گروه برود.
حدود ۲۰ دقیقه از کلاس به دنبال پیدا کردن گروه برای این دانشآموز بودیم.
بالاخره معظل بالا گرفت و بچهها شروع به اعتراض کردند که ۲۰ دقیقه از کلاس رفته و ما هنوز درگیر باران (نام دانشآموز) هستیم.
من از این فرصت استفاده کردم و از نمایندگان گروههایی که الان تشکیل شده بودند خواستم بلند شوند و با همدیگر تصمیم گیری کنند که در مقابل این مشکل چه کاری انجام دهیم. برخی از نمایندگان با اعضای گروه خود مشورت کردند. هر گروه یک راهکاری میداد تا اینکه بالاخره یکی از گروهها اعلام کرد که دو نفر از اعضای آنها حاضرند از گروه بیرون بیایند و به همراه باران و دو نفر دیگری که گروه نداشتند گروه جدیدی تشکیل دهند. با این روش همه خوشحال شدند و مشکل گروه بندی کلاس حل شد.
خوب است که در کلاس درس به جای اجبار بچهها به قرار گرفتن در جایی که دوست ندارند و داشتن احساس ناراحتی با شیوه حل مساله، گفتگو و همفکری کلاس شادتری را تجربه کرد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
جلسه این هفته کلاس هفتم شغل و مسیر شغلی بود.
بچهها از اینکه پدر و مادرها به علایق آنها توجه ندارند ناراحت بودند. یکی از بچهها میگفت: "من میخواهم موسیقیدان شوم ولی هر کس که این را میشنود میگوید: "چرا موسیقی؟ تو که نمرههات خوبه. کساییکه کار موسیقی انجام میدهند پول بخور و نمیر دارند." من یک سوال دارم مگر در این زندگی همه چیز پول است؟"
دغدغه اکثر بچهها والدینی بودند که نظرات خود را به بچهها تحمیل میکنند. بچهها میگفتند:" پدر و مادرها فکر میکنند ما چیزی نمیفهمیم و هیجانی رفتار میکنیم. "
دانش آموز دیگری میگفت: "خانواده ما اکثرا پزشک هستند مادرم هم دکتر است. من وقتی میگویم: میخواهم زیست شناسی بخوانم.
مامانم میگوید: "با زیست شناسی می خواهی چه کار کنی؟ تو باید پزشک شوی." او اصلا به من و علایقم توجه ندارد."
نکتهای که وجود دارد این است که باید به نظر بچهها احترام گذاشت و بدانیم که آنها نیز توانایی تحلیل دارند و میتوانند در تصمیم گیری مشارکت داشته باشند.
برای تصمیم گیری در مورد مسیر شغلی بهتر است به عنوان والدین نظر خود را تحمیل نکنیم و به کمک فرزند خود به بررسی همه جانبه یک شغل بپردازیم و تواناییها و علایق او را در نظر بگیریم.
در این مسیر باید توجه داشت که تمایلات و آرزوهای شخصی ما به بچهها تحمیل نشود و زندگی نکرده و آرزوهای برآورده نشده خود را انتظار نداشته باشیم که بچهها پیگیری کنند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
بچهها از اینکه پدر و مادرها به علایق آنها توجه ندارند ناراحت بودند. یکی از بچهها میگفت: "من میخواهم موسیقیدان شوم ولی هر کس که این را میشنود میگوید: "چرا موسیقی؟ تو که نمرههات خوبه. کساییکه کار موسیقی انجام میدهند پول بخور و نمیر دارند." من یک سوال دارم مگر در این زندگی همه چیز پول است؟"
دغدغه اکثر بچهها والدینی بودند که نظرات خود را به بچهها تحمیل میکنند. بچهها میگفتند:" پدر و مادرها فکر میکنند ما چیزی نمیفهمیم و هیجانی رفتار میکنیم. "
دانش آموز دیگری میگفت: "خانواده ما اکثرا پزشک هستند مادرم هم دکتر است. من وقتی میگویم: میخواهم زیست شناسی بخوانم.
مامانم میگوید: "با زیست شناسی می خواهی چه کار کنی؟ تو باید پزشک شوی." او اصلا به من و علایقم توجه ندارد."
نکتهای که وجود دارد این است که باید به نظر بچهها احترام گذاشت و بدانیم که آنها نیز توانایی تحلیل دارند و میتوانند در تصمیم گیری مشارکت داشته باشند.
برای تصمیم گیری در مورد مسیر شغلی بهتر است به عنوان والدین نظر خود را تحمیل نکنیم و به کمک فرزند خود به بررسی همه جانبه یک شغل بپردازیم و تواناییها و علایق او را در نظر بگیریم.
در این مسیر باید توجه داشت که تمایلات و آرزوهای شخصی ما به بچهها تحمیل نشود و زندگی نکرده و آرزوهای برآورده نشده خود را انتظار نداشته باشیم که بچهها پیگیری کنند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
در کلاس تفکر سیستمی کلاس دهم از بچهها خواستم به دایره افرادی فکر کنند که با آنها در ارتباط هستند.
بعد از آنها خواستم بگویند آیا دوست دارند افرادی را در این دایره اضافه یا حذف کنند؟
تعدادی از بچهها جواب دادند بله بعضی از این افراد را میخواهیم از این دایره حذف کنیم ولی نمیدونیم چطوری.
پاسخ بقیه این بود که دوست داریم تعدادی را به دایره دوستی اضافه کنیم.
یک نفر از بچهها گفت: من دایره ارتباطاتم خیلی محدوده چون نمیتوانم به کسی اعتماد کنم و باید مدت زیادی با یک نفر باشم که بتوانم به او اعتماد کنم.
دانشآموز دیگری میگفت: من دوست دارم چند نفر را در این دایره بیاورم.
پرسیدم: خب برای اینکه بخوای یک نفر را در دایره دوستیات بیاوری چه کاری حاضری انجام بدی؟
- هیچی
-مگه میشه که هیچ کاری انجام ندی و انتظار داشته باشی یک نفر بیاد در دایره دوستی تو؟
-میسپارم دست زمان، خودش درست میشه اگر به صلاحم باشه نزدیک میشه اگر نباشه هم میره.
این مورد یک نمونه ایست که در زندگی بسیاری از ما اتفاق میافتد.
گاهی میخواهیم چیزی اتفاق بیفتد ولی دست روی دست میگذاریم و منتظر میمانیم تا زمانه کاری برای آن انجام دهد و نقش خود را در ایجاد و نگهداری آن نادیده میگیریم.
#ظرف
#تفکر_درونزا
#تفکر_در_طول_زمان
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
بعد از آنها خواستم بگویند آیا دوست دارند افرادی را در این دایره اضافه یا حذف کنند؟
تعدادی از بچهها جواب دادند بله بعضی از این افراد را میخواهیم از این دایره حذف کنیم ولی نمیدونیم چطوری.
پاسخ بقیه این بود که دوست داریم تعدادی را به دایره دوستی اضافه کنیم.
یک نفر از بچهها گفت: من دایره ارتباطاتم خیلی محدوده چون نمیتوانم به کسی اعتماد کنم و باید مدت زیادی با یک نفر باشم که بتوانم به او اعتماد کنم.
دانشآموز دیگری میگفت: من دوست دارم چند نفر را در این دایره بیاورم.
پرسیدم: خب برای اینکه بخوای یک نفر را در دایره دوستیات بیاوری چه کاری حاضری انجام بدی؟
- هیچی
-مگه میشه که هیچ کاری انجام ندی و انتظار داشته باشی یک نفر بیاد در دایره دوستی تو؟
-میسپارم دست زمان، خودش درست میشه اگر به صلاحم باشه نزدیک میشه اگر نباشه هم میره.
این مورد یک نمونه ایست که در زندگی بسیاری از ما اتفاق میافتد.
گاهی میخواهیم چیزی اتفاق بیفتد ولی دست روی دست میگذاریم و منتظر میمانیم تا زمانه کاری برای آن انجام دهد و نقش خود را در ایجاد و نگهداری آن نادیده میگیریم.
#ظرف
#تفکر_درونزا
#تفکر_در_طول_زمان
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
#سواد_مالی
#کلاس_هفتم
#دوازدهم_آبان
#تفکر_درونزا
در کلاس سواد مالی بچههای هفتم چند جلسهای است که در مورد مسائل و ناراحتیها با یکدیگر صحبت میکنیم تا بتوانیم به ایده شغلی برسیم.
در کلاس بچهها به این فکر کردند که ما چگونه میتوانیم کاری انجام دهیم که هم به رشد خود کمک کرده باشیم و هم باعث رشد کشور شویم.
در جلسه قبل یکی از مشکلاتی که بچهها به آن اشاره کردند محرومیت بعضی از مناطق کشور بود. آنها به این فکر کردند که مثلا برای سیستان و بلوچستان چه کار میتوانیم انجام دهیم که رشد کند و افراد محروم کمتری داشته باشد.
عدهای به کمکهای نقدی اشاره کردند و عدهای کمکهای نقدی را رد کردند و میگفتند ما به جای ماهی باید به آنها ماهیگیری را آموزش دهیم.
درآخر به این نتیجه رسیدند که باید از صنایع دستی سیستان و بلوچستان حمایت کنند. در حمایت از این صحبتهایی که در جلسه قبل شده بود یکی از دانش آموزان از یکی از فروشندههای بلوچ چند کلاه و صنایع دستی خریده بود و به شهری که زادگاه پدرش بود برده و آنجا با قیمتی بالاتر فروخته و حدود 500 هزار تومان سود کرده بود.
پدرش هم به عنوان تشویق 500 هزار تومان به او جایزه داده بود.
او با خوشحالی در کلاس از کاری که در حمایت از مردم و صنایع دستی سیستان و بلوچستان کرده است تعریف میکرد و میگفت من هم خودم سود کردم و هم به آنها کمک کردهام.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#کلاس_هفتم
#دوازدهم_آبان
#تفکر_درونزا
در کلاس سواد مالی بچههای هفتم چند جلسهای است که در مورد مسائل و ناراحتیها با یکدیگر صحبت میکنیم تا بتوانیم به ایده شغلی برسیم.
در کلاس بچهها به این فکر کردند که ما چگونه میتوانیم کاری انجام دهیم که هم به رشد خود کمک کرده باشیم و هم باعث رشد کشور شویم.
در جلسه قبل یکی از مشکلاتی که بچهها به آن اشاره کردند محرومیت بعضی از مناطق کشور بود. آنها به این فکر کردند که مثلا برای سیستان و بلوچستان چه کار میتوانیم انجام دهیم که رشد کند و افراد محروم کمتری داشته باشد.
عدهای به کمکهای نقدی اشاره کردند و عدهای کمکهای نقدی را رد کردند و میگفتند ما به جای ماهی باید به آنها ماهیگیری را آموزش دهیم.
درآخر به این نتیجه رسیدند که باید از صنایع دستی سیستان و بلوچستان حمایت کنند. در حمایت از این صحبتهایی که در جلسه قبل شده بود یکی از دانش آموزان از یکی از فروشندههای بلوچ چند کلاه و صنایع دستی خریده بود و به شهری که زادگاه پدرش بود برده و آنجا با قیمتی بالاتر فروخته و حدود 500 هزار تومان سود کرده بود.
پدرش هم به عنوان تشویق 500 هزار تومان به او جایزه داده بود.
او با خوشحالی در کلاس از کاری که در حمایت از مردم و صنایع دستی سیستان و بلوچستان کرده است تعریف میکرد و میگفت من هم خودم سود کردم و هم به آنها کمک کردهام.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
روز سه شنبه ۲۱ آبان با بچههای کلاس دهم کلاس تفکر سیستمی داشتم.
ابتدا به همراه بچهها بازی #پیوستگی را انجام دادیم. بعد از آن با آنها در مورد آن صحبت کردیم. بچهها ابتدا از احساساتشان در بازی گفتند.
آنها میگفتند: در حین بازی احساس اردکی که از مادرش پیروی میکند را داشتیم.
سپس بحث به جامعه رسید، آنها میگفتند: در کشور ما همه مثل اردک هستیم که داریم از یک عده دیگری پیروی میکنیم.
ما باید سخت تلاش کنیم و بهترین سالهای زندگی خود را از دست بدهیم بخاطر تبعیت از فرهنگ جامعه که موفقیت را در کنکور و دانشگاه میبیند.
- به نظر من موفقیت یعنی پولدار بودن. اگر پولدار باشی هر چیزی را که میخواهی میتوانی داشته باشی.
در تایید این صحبت یکی از دانشآموزان گفت: من دو دوست دارم که خیلی پولدار هستند و برایشان کنکور مسالهای نیست. میگویند هر چه که بخواهیم پدرمان برایمان فراهم میکند. من هم اگر پدری پولدار داشتم مثل آنها دغدغهای نداشتم.
- ولی من پدر پولداری دارم اما هیچ وقت نمیبینمش. به نظر شما آیا او نمیتواند زندگی خود را جوری تنظیم کند که برای من هم وقت داشته باشد. او که میخواست فقط کار کند و پول در بیاورد چرا بچهدار شد؟
در همین حین به بچهها مفهوم #مخزنها که یکی از مفاهیم سیستمی است را آموزش دادم.
موردی که باید به آن توجه کنیم این است که گاهی در زندگی آنقدر سرگرم کار، پول و قدرت میشویم که دیگر وقتی برای بودن با خانواده و فرزندان باقی نمیماند و یادمان میرود جوجه اردکهایی به دنبال ما هستند.
بهتر است مقداری فکر کنیم و حساب شدهتر عمل کنیم.
مریم معصومی آبان ۹٨
@systemsthinking
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
ابتدا به همراه بچهها بازی #پیوستگی را انجام دادیم. بعد از آن با آنها در مورد آن صحبت کردیم. بچهها ابتدا از احساساتشان در بازی گفتند.
آنها میگفتند: در حین بازی احساس اردکی که از مادرش پیروی میکند را داشتیم.
سپس بحث به جامعه رسید، آنها میگفتند: در کشور ما همه مثل اردک هستیم که داریم از یک عده دیگری پیروی میکنیم.
ما باید سخت تلاش کنیم و بهترین سالهای زندگی خود را از دست بدهیم بخاطر تبعیت از فرهنگ جامعه که موفقیت را در کنکور و دانشگاه میبیند.
- به نظر من موفقیت یعنی پولدار بودن. اگر پولدار باشی هر چیزی را که میخواهی میتوانی داشته باشی.
در تایید این صحبت یکی از دانشآموزان گفت: من دو دوست دارم که خیلی پولدار هستند و برایشان کنکور مسالهای نیست. میگویند هر چه که بخواهیم پدرمان برایمان فراهم میکند. من هم اگر پدری پولدار داشتم مثل آنها دغدغهای نداشتم.
- ولی من پدر پولداری دارم اما هیچ وقت نمیبینمش. به نظر شما آیا او نمیتواند زندگی خود را جوری تنظیم کند که برای من هم وقت داشته باشد. او که میخواست فقط کار کند و پول در بیاورد چرا بچهدار شد؟
در همین حین به بچهها مفهوم #مخزنها که یکی از مفاهیم سیستمی است را آموزش دادم.
موردی که باید به آن توجه کنیم این است که گاهی در زندگی آنقدر سرگرم کار، پول و قدرت میشویم که دیگر وقتی برای بودن با خانواده و فرزندان باقی نمیماند و یادمان میرود جوجه اردکهایی به دنبال ما هستند.
بهتر است مقداری فکر کنیم و حساب شدهتر عمل کنیم.
مریم معصومی آبان ۹٨
@systemsthinking
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
هفته پیش بچههای کلاس دهم امتحان داشتند و من به عنوان مراقب بودم.
هنگامی که به عنوان مراقب هستیم ابتدای شروع امتحان کار خیلی سخت نیست ولی نیم ساعت که از امتحان میگذرد و بچهها مقداری از سوالات را جواب دادهاند، تازه کار مراقب آغاز میشود، چون آنها میخواهند با یکدیگر جوابهای خود را چک کنند. به همین منظور به انواع و اقسام حقهها دست میزنند. آن روز من هم مستثنی نبودم و مورد لطف بچهها قرار گرفتم.
پس از امتحان در کلاس تفکرسیستمی همین اتفاق را برای بچهها بیان کردم و پرسیدم علت تقلب چیست؟
جوابهای متفاوتی به این سوال دادند.
-تقلب کردن ما خیلی کوچک است و اثری بر دیگران ندارد ولی افرادی که سوالات کنکور را میگیرند، زندگی دیگران را نابود میکنند.
-من هنگامیکه تقلب میکنم تازه درس را یاد میگیرم.
-ما با این نمره قضاوت میشویم.
والدین ما بر اساس نمره با ما رفتار میکنند. اگر نمره خوب بگیریم مورد تشویق قرار میگیریم و اگر نمره بد بگیریم معلومه تنبیه میشویم.
-برای اینکه مدرسه بهمون گیر نده مجبوریم نمره خوب بگیریم به همین خاطر مجبوریم تقلب کنیم.
- هیچ کس از ما نمیپرسه آیا درس را یادگرفتهای یا نه ولی نمره برایشان مهم است.
-من مادرم خیلی برایم مهم است و میخواهم او را خوشحال کنم به همین خاطر تلاشم را میکنم و به او میگویم من تلاشم را کردهام و اگر نمره خوبی نگرفتم دست من نیست به همین خاطر دنبال تقلب هم نیستم.
-پدر من بر اساس نمره با من رفتار میکند و اگر نمره پایینی بگیرم مرا تحقیر میکند.
سوال بعدی این بود که آیا نمرهای که بر اساس تقلب میگیریم دروغی نیست که به خود میگوییم؟
آیا در موارد دیگر زندگی از این دست دروغها در زندگی ما فراوان مشاهده نمیشوند؟
ما در یک سطحی هستیم و میخواهیم خود را به گونه دیگری نشان دهیم و این از کجا نشات میگیرد؟
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
هنگامی که به عنوان مراقب هستیم ابتدای شروع امتحان کار خیلی سخت نیست ولی نیم ساعت که از امتحان میگذرد و بچهها مقداری از سوالات را جواب دادهاند، تازه کار مراقب آغاز میشود، چون آنها میخواهند با یکدیگر جوابهای خود را چک کنند. به همین منظور به انواع و اقسام حقهها دست میزنند. آن روز من هم مستثنی نبودم و مورد لطف بچهها قرار گرفتم.
پس از امتحان در کلاس تفکرسیستمی همین اتفاق را برای بچهها بیان کردم و پرسیدم علت تقلب چیست؟
جوابهای متفاوتی به این سوال دادند.
-تقلب کردن ما خیلی کوچک است و اثری بر دیگران ندارد ولی افرادی که سوالات کنکور را میگیرند، زندگی دیگران را نابود میکنند.
-من هنگامیکه تقلب میکنم تازه درس را یاد میگیرم.
-ما با این نمره قضاوت میشویم.
والدین ما بر اساس نمره با ما رفتار میکنند. اگر نمره خوب بگیریم مورد تشویق قرار میگیریم و اگر نمره بد بگیریم معلومه تنبیه میشویم.
-برای اینکه مدرسه بهمون گیر نده مجبوریم نمره خوب بگیریم به همین خاطر مجبوریم تقلب کنیم.
- هیچ کس از ما نمیپرسه آیا درس را یادگرفتهای یا نه ولی نمره برایشان مهم است.
-من مادرم خیلی برایم مهم است و میخواهم او را خوشحال کنم به همین خاطر تلاشم را میکنم و به او میگویم من تلاشم را کردهام و اگر نمره خوبی نگرفتم دست من نیست به همین خاطر دنبال تقلب هم نیستم.
-پدر من بر اساس نمره با من رفتار میکند و اگر نمره پایینی بگیرم مرا تحقیر میکند.
سوال بعدی این بود که آیا نمرهای که بر اساس تقلب میگیریم دروغی نیست که به خود میگوییم؟
آیا در موارد دیگر زندگی از این دست دروغها در زندگی ما فراوان مشاهده نمیشوند؟
ما در یک سطحی هستیم و میخواهیم خود را به گونه دیگری نشان دهیم و این از کجا نشات میگیرد؟
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
این هفته در کلاس تفکر سیستمی پایه دهم درمورد الگوهای تفکر سیستمی صحبت کردم.
مثالهای متعددی برای بچهها بیان کردم تا معنی این الگو را متوجه شوند.
بحثهای متعددی در ادامه صحبتهای من در کلاس مطرح شد و بچهها نمونههای بسیاری را بیان کردند.
یکی از بچهها در حین صحبتهای من به رفتاری که پدربزرگش در قبال پدرش داشته است اشاره کرد و گفت: پدر بزرگ من بین پدر من و بقیه بچهها فرق گذاشته است. ولی این رفتار باعث نشده است که پدر من تسلیم شود، برعکس او از بچگی روی پای خود ایستاده و الان بقدری موفق است که به آنها هم کمک میکند.
ولی به نظرم مشکلی که در اکثر خانوادهها وجود دارد این است که پدر و مادرها به ما که ذهن نویی داریم توجهی نمیکنند، آنها فکر میکنند خودشان همه چیز را میدانند.
در صورتیکه وقتی کاری میتواند موفق باشد که تجربه افراد مسن در کنار نوآوری و خلاقیت ذهن جوان قرار بگیرد. البته این تنها در منزل ما نیست اگر بالاتر بیاییم میبینیم در جامعه ما هم همینطور است.
الان در منزل ما اگر من ایدهای داشته باشم و حرفی بزنم کسی به آن توجه نمیکند و میگویند تو بچه هستی.
پدر من تصور میکند خودش کار درست را انجام میدهد و نیازی به مشورت ندارد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
مثالهای متعددی برای بچهها بیان کردم تا معنی این الگو را متوجه شوند.
بحثهای متعددی در ادامه صحبتهای من در کلاس مطرح شد و بچهها نمونههای بسیاری را بیان کردند.
یکی از بچهها در حین صحبتهای من به رفتاری که پدربزرگش در قبال پدرش داشته است اشاره کرد و گفت: پدر بزرگ من بین پدر من و بقیه بچهها فرق گذاشته است. ولی این رفتار باعث نشده است که پدر من تسلیم شود، برعکس او از بچگی روی پای خود ایستاده و الان بقدری موفق است که به آنها هم کمک میکند.
ولی به نظرم مشکلی که در اکثر خانوادهها وجود دارد این است که پدر و مادرها به ما که ذهن نویی داریم توجهی نمیکنند، آنها فکر میکنند خودشان همه چیز را میدانند.
در صورتیکه وقتی کاری میتواند موفق باشد که تجربه افراد مسن در کنار نوآوری و خلاقیت ذهن جوان قرار بگیرد. البته این تنها در منزل ما نیست اگر بالاتر بیاییم میبینیم در جامعه ما هم همینطور است.
الان در منزل ما اگر من ایدهای داشته باشم و حرفی بزنم کسی به آن توجه نمیکند و میگویند تو بچه هستی.
پدر من تصور میکند خودش کار درست را انجام میدهد و نیازی به مشورت ندارد.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
من امسال سال پنجمی است که آموزش سواد مالی به کودکان و نوجوانان را انجام میدهم.
در این مدت هرسال به حدود ۵۰۰ نفر دانشآموز سواد مالی را آموزش دادهام.
چند وقتی است که ذهنم درگیر این موضوع است که آیا آموزشهای من کاربردی بودهاند یا خیر.
به همین علت چند روز پیش، برای اینکه بتوانم از نتایج آموزشهای خود اطلاع پیدا کنم، با یکی از دبیران دبیرستان که اقتصاد کتاب درسی را به بچههای انسانی آموزش میدهند صحبت کردم و از ایشان جویای اوضاع دانش آموزانی شدم که در دبستان و متوسطه اول دانشآموز من بودهاند و الان دانش آموز ایشان هستند.
هنگامیکه با ایشان صحبت کردم میگفتند: "اتفاقا چند وقتی است که با خودم فکر میکنم که این بچهها چقدر مسالهها را راحت حل میکنند و قدرت تحلیل خوبی دارند و چون در مدارس مختلفی درس میدهم مرتب این بچهها را با آنها مقایسه میکنم، خیلی تفاوت میبینم، من نمیدانستم این بچهها سواد مالی را گذراندهاند."
من از شنیدن این صحبتها خیلی خوشحال شدم و فکر میکنم بزرگترین هدیهای که یک معلم میتواند بگیرد، این است که تغییر در جهت رشد را در دانشآموزانش ببیند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
در این مدت هرسال به حدود ۵۰۰ نفر دانشآموز سواد مالی را آموزش دادهام.
چند وقتی است که ذهنم درگیر این موضوع است که آیا آموزشهای من کاربردی بودهاند یا خیر.
به همین علت چند روز پیش، برای اینکه بتوانم از نتایج آموزشهای خود اطلاع پیدا کنم، با یکی از دبیران دبیرستان که اقتصاد کتاب درسی را به بچههای انسانی آموزش میدهند صحبت کردم و از ایشان جویای اوضاع دانش آموزانی شدم که در دبستان و متوسطه اول دانشآموز من بودهاند و الان دانش آموز ایشان هستند.
هنگامیکه با ایشان صحبت کردم میگفتند: "اتفاقا چند وقتی است که با خودم فکر میکنم که این بچهها چقدر مسالهها را راحت حل میکنند و قدرت تحلیل خوبی دارند و چون در مدارس مختلفی درس میدهم مرتب این بچهها را با آنها مقایسه میکنم، خیلی تفاوت میبینم، من نمیدانستم این بچهها سواد مالی را گذراندهاند."
من از شنیدن این صحبتها خیلی خوشحال شدم و فکر میکنم بزرگترین هدیهای که یک معلم میتواند بگیرد، این است که تغییر در جهت رشد را در دانشآموزانش ببیند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
#کلاس_دهم
#تفکر_سیستمی
هفته پیش با بچههای دهم انسانی درس تفکر سیستمی داشتم.
برای شروع با بچهها از اتفاقات مختلفی که در اطرافمان در حال وقوع است صحبت کردم. یکی از بچهها به یاد مدرسه قبلی خود افتاد و گفت: "در مدرسه دو کلاس ریاضی داشتیم. کلاس ریاضی مخصوص زرنگها و یک کلاس ریاضی مخصوص بچههای ضعیف. من که ریاضی ضعیفی داشتم، در کلاس بچههای تنبل بودم. از اینکه در این کلاس بودم خیلی حس بدی داشتم مدرسه بهترین معلم را برای کلاس بچه زرنگها آورده بود.
بچهها و معلمان مرتب در مدرسه به ما برچسب میزدند. این تصمیم جدا کردن بچههای زرنگ و تنبل، هیچ کمکی به بهتر شدن وضعیت ما نکرد. دانشآموزان زرنگ هم حس خوبی نداشتند. من چند دفعه به مدیر گفتم حالا که شما درس ریاضی را تفکیک کردید، زیست شناسی و بقیه درسها را هم جدا کنید که من جزو زرنگها بیفتم. آنها قبول نکردند و گفتند درس ریاضی فقط مهم است.
مشکل مدارس و خانوادهها این هست که فقط ریاضی را به عنوان درس میبینند، اگر کسی نمره ریاضی خوبی بیاورد جزو آدمهای با هوش است وگرنه جزو دسته تنبلها قرار میگیرد."
با این صحبتهای او بچههای دیگر هم مثالهایی از این دست که باعث شده است مسیر زندگی بسیاری از افراد را تغییر دهد را بیان کردند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
#تفکر_سیستمی
هفته پیش با بچههای دهم انسانی درس تفکر سیستمی داشتم.
برای شروع با بچهها از اتفاقات مختلفی که در اطرافمان در حال وقوع است صحبت کردم. یکی از بچهها به یاد مدرسه قبلی خود افتاد و گفت: "در مدرسه دو کلاس ریاضی داشتیم. کلاس ریاضی مخصوص زرنگها و یک کلاس ریاضی مخصوص بچههای ضعیف. من که ریاضی ضعیفی داشتم، در کلاس بچههای تنبل بودم. از اینکه در این کلاس بودم خیلی حس بدی داشتم مدرسه بهترین معلم را برای کلاس بچه زرنگها آورده بود.
بچهها و معلمان مرتب در مدرسه به ما برچسب میزدند. این تصمیم جدا کردن بچههای زرنگ و تنبل، هیچ کمکی به بهتر شدن وضعیت ما نکرد. دانشآموزان زرنگ هم حس خوبی نداشتند. من چند دفعه به مدیر گفتم حالا که شما درس ریاضی را تفکیک کردید، زیست شناسی و بقیه درسها را هم جدا کنید که من جزو زرنگها بیفتم. آنها قبول نکردند و گفتند درس ریاضی فقط مهم است.
مشکل مدارس و خانوادهها این هست که فقط ریاضی را به عنوان درس میبینند، اگر کسی نمره ریاضی خوبی بیاورد جزو آدمهای با هوش است وگرنه جزو دسته تنبلها قرار میگیرد."
با این صحبتهای او بچههای دیگر هم مثالهایی از این دست که باعث شده است مسیر زندگی بسیاری از افراد را تغییر دهد را بیان کردند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
امروز در کلاس دهم در درس تفکر سیستمی برای بچهها فعالیتی را انجام دادم که بچهها بیشتر با خود و ارزشهای خود آشنایی پیدا کنند.
بچهها در این فعالیت باید طبق راهنمایی من ارزشمندترین چیزهایی که داشتند را یادداشت و طبق قوانین، چند تا چند حذف میکردند.
هنگام حذف، عدهای از بچهها کلافه بودند. نمیدانستند چگونه تصمیم گیری بگیرند، اینکه کدام را حذف کنند برایشان به یک چالش تبدیل شده بود.
این عده میگفتند: دیگه نمیتونم حذف کنم، خیلی کار سختیه.
و بعد از حذف در حالیکه خیلی آشفته بودند میگفتند: خیلی عذاب وجدان دارم، اصلا حس خوبی ندارم.
در مقابل عدهای وجود داشتند که خیلی راحت حذف را انجام میدادند و میگفتند: اگر بازم باید حذف کنیم بگویید، ما حاضریم.😊
چند نفری بودند که حاضر شدند از پدر و مادر خود چشم بپوشند ولی از خواهر و برادر خود نمیتوانستند بگذرند.
استدلال آنها این بود که خواهر و برادر برای ما میمانند.
با این فعالیت بچهها متوجه شدند که تفاوتهای فردی و ارزشهای ما چه نقشی در تصمیم گیریها دارند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
بچهها در این فعالیت باید طبق راهنمایی من ارزشمندترین چیزهایی که داشتند را یادداشت و طبق قوانین، چند تا چند حذف میکردند.
هنگام حذف، عدهای از بچهها کلافه بودند. نمیدانستند چگونه تصمیم گیری بگیرند، اینکه کدام را حذف کنند برایشان به یک چالش تبدیل شده بود.
این عده میگفتند: دیگه نمیتونم حذف کنم، خیلی کار سختیه.
و بعد از حذف در حالیکه خیلی آشفته بودند میگفتند: خیلی عذاب وجدان دارم، اصلا حس خوبی ندارم.
در مقابل عدهای وجود داشتند که خیلی راحت حذف را انجام میدادند و میگفتند: اگر بازم باید حذف کنیم بگویید، ما حاضریم.😊
چند نفری بودند که حاضر شدند از پدر و مادر خود چشم بپوشند ولی از خواهر و برادر خود نمیتوانستند بگذرند.
استدلال آنها این بود که خواهر و برادر برای ما میمانند.
با این فعالیت بچهها متوجه شدند که تفاوتهای فردی و ارزشهای ما چه نقشی در تصمیم گیریها دارند.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
من امسال به هفده کلاس در مقاطع مختلف (دبستان تا دبیرستان) اقتصاد آموزش میدهم، در حال حاضر مدتی است که درحال بازخورد گرفتن از کلاسهایم هستم. به همین منظور
از یک ماه پیش تا به حال جلسات متعددی برای دیدار با والدین دبستان داشتهام.
صحبت با والدین و بازخوردهای خیلی خوب آنها برای من نشاندهنده قدم برداشتن در مسیر درست است.
امروز هم جلسهای با والدین بچههای کلاس سوم دبستان داشتم.
اکثر این والدین به من بابت درگیر کردن بچهها و پررنگ کردن درس اقتصاد در زندگی آنها تبریک گفتند.
مادری که در رشته اقتصاد تحصیل کرده بود میگفت: "تا امسال دختر من مرتب از من ایراد میگرفت که چرا این رشته را خواندهام ولی امسال نحوه تدریس شما اینقدر بر او اثر گذاشته که اقتصاد برایش جذاب شده است، الان ما حسابی حرف برای گفتن داریم و او مرتب میآید و از کلاس شما با شور و شوق تعریف میکند."
مادر دیگری میگفت: "اول سال در مورد اقتصاد از دخترم چیزی نمیشنیدم ولی الان این درس برای او خیلی پررنگ شده است و مرتب به دنبال جمعآوری وسایل این درس است او مرتب سوال میپرسد، در ذهن خود تحلیل انجام میدهد و کالاها را ارزشگذاری میکند."
مادر دیگری میگفت: " دختر من وسایل مربوط به درس اقتصاد را در زیپ جلوی کیف خود میگذارد و هر روز با خود به مدرسه میاورد و من اجازه ندارم به این وسایل دست بزنم، وقتی به دخترم میگویم این وسایل کیفت را سنگین کردهاند آنها را بگذار خانه، جواب میدهد اینها خیلی مهم هستند تو خبر نداری."
پدری هم میگفت: "دختر من که تا بحال میخواست پزشک شود الان در مورد شغلهای دیگر سوال میکند و مرتب میخواهد بداند که چگونه میتواند از توانمندی خود درآمد کسب کند."
یکی از اهدافی که من در کلاسهایم دنبال میکنم همین صحبتهایی بود که از والدین شنیدم. از اینکه توانستهام در این مدت سه ماهه ذهن بچهها را درگیر کنم و درس اقتصاد را به عنوان درسی اساسی در زندگی آنها جا بیندازم خیلی خوشحال هستم.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
از یک ماه پیش تا به حال جلسات متعددی برای دیدار با والدین دبستان داشتهام.
صحبت با والدین و بازخوردهای خیلی خوب آنها برای من نشاندهنده قدم برداشتن در مسیر درست است.
امروز هم جلسهای با والدین بچههای کلاس سوم دبستان داشتم.
اکثر این والدین به من بابت درگیر کردن بچهها و پررنگ کردن درس اقتصاد در زندگی آنها تبریک گفتند.
مادری که در رشته اقتصاد تحصیل کرده بود میگفت: "تا امسال دختر من مرتب از من ایراد میگرفت که چرا این رشته را خواندهام ولی امسال نحوه تدریس شما اینقدر بر او اثر گذاشته که اقتصاد برایش جذاب شده است، الان ما حسابی حرف برای گفتن داریم و او مرتب میآید و از کلاس شما با شور و شوق تعریف میکند."
مادر دیگری میگفت: "اول سال در مورد اقتصاد از دخترم چیزی نمیشنیدم ولی الان این درس برای او خیلی پررنگ شده است و مرتب به دنبال جمعآوری وسایل این درس است او مرتب سوال میپرسد، در ذهن خود تحلیل انجام میدهد و کالاها را ارزشگذاری میکند."
مادر دیگری میگفت: " دختر من وسایل مربوط به درس اقتصاد را در زیپ جلوی کیف خود میگذارد و هر روز با خود به مدرسه میاورد و من اجازه ندارم به این وسایل دست بزنم، وقتی به دخترم میگویم این وسایل کیفت را سنگین کردهاند آنها را بگذار خانه، جواب میدهد اینها خیلی مهم هستند تو خبر نداری."
پدری هم میگفت: "دختر من که تا بحال میخواست پزشک شود الان در مورد شغلهای دیگر سوال میکند و مرتب میخواهد بداند که چگونه میتواند از توانمندی خود درآمد کسب کند."
یکی از اهدافی که من در کلاسهایم دنبال میکنم همین صحبتهایی بود که از والدین شنیدم. از اینکه توانستهام در این مدت سه ماهه ذهن بچهها را درگیر کنم و درس اقتصاد را به عنوان درسی اساسی در زندگی آنها جا بیندازم خیلی خوشحال هستم.
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
دیروز جلسه دیگری با والدین دانشآموزان کلاس سوم داشتم.
یکی از والدین دو دختر داشت که یکی پارسال در کلاس دهم در درس تفکرسیستمی دانشآموز من بود و یکی در حال حاضر در درس اقتصاد.
او در مورد تاثیر این آموزشها صحبت میکرد؛ و میگفت: "بچههای من آموزشها را به خانه انتقال میدهند آنها باعث شدهاند که ما هم آموزش ببینیم و رفتارمان عوض شود. فرزندان من تاکید دارند که زبالههای خشکوتر را جدا کنیم و به غیر از خانه در کل ساختمان با همسایهها صحبت و آنها را تشویق کردهاند که این کار را انجام دهند و اینجوری آموزش به کل ساختمان ما انتقال پیدا کردهاست."
این خانم اصرار داشت که لطفا این آموزشها را به والدین معرفی کنید، چون این آموزشهاست که به درد بچهها و کشور ما میخورد.
با صحبتهای این مادر عزیز به اثرات آموزشی که میدهم پی بردم.
من به این دو نفر آموزش دادهام و این دو به ۳۰ نفر دیگر و آن ۳۰ نفر به ...
و اینگونه میتوانیم آگاهی را نشر دهیم.
مریم معصومی
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
یکی از والدین دو دختر داشت که یکی پارسال در کلاس دهم در درس تفکرسیستمی دانشآموز من بود و یکی در حال حاضر در درس اقتصاد.
او در مورد تاثیر این آموزشها صحبت میکرد؛ و میگفت: "بچههای من آموزشها را به خانه انتقال میدهند آنها باعث شدهاند که ما هم آموزش ببینیم و رفتارمان عوض شود. فرزندان من تاکید دارند که زبالههای خشکوتر را جدا کنیم و به غیر از خانه در کل ساختمان با همسایهها صحبت و آنها را تشویق کردهاند که این کار را انجام دهند و اینجوری آموزش به کل ساختمان ما انتقال پیدا کردهاست."
این خانم اصرار داشت که لطفا این آموزشها را به والدین معرفی کنید، چون این آموزشهاست که به درد بچهها و کشور ما میخورد.
با صحبتهای این مادر عزیز به اثرات آموزشی که میدهم پی بردم.
من به این دو نفر آموزش دادهام و این دو به ۳۰ نفر دیگر و آن ۳۰ نفر به ...
و اینگونه میتوانیم آگاهی را نشر دهیم.
مریم معصومی
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8M3ijJ-VmrZMuK5g
Telegram
آکادمی سواد مالی نشا
آکادمی سواد مالی نشا باتجربه ۱۱ ساله خود در حوزه سواد مالی همراه والدین و فرزندان در مسیر ساخت ثروت میباشد.
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam
Www.neshaschool.com
ارتباط با من
مریم معصومی کوچ توانمندی مالی و نویسنده کتابهای سواد مالی ویژه والدین انتشارات بورس
@Masoumi_Maryam