Forwarded from JG
🐶 “ این چیزیه که قبلاً هیچوقت به هیچکس نگفته بودمش ولی وقتی که احساس پنیک اتک بهم دست می داد باید استراحت می کردم و توی زمان استراحتم توی کافه دوستم به عنوان باریستا کار می کردم. ساعت شیش صبح می رفتم کافه و تا ساعت چهار عصر کار می کردم. “
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀:¨ ·.· ¨:
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ `· . ۶ৎ
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀:¨ ·.· ¨:
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ `· . ۶ৎ