New Version Heydar Heydar ~ Music-Fa.Com
Mahmood Karimi ~ Music-Fa.Com
بابا تو امشب میشی مهمون مادر
از ما دردتو بیشتر میدونه مادر
امشب میشه مرهم زخم سر
تو اشک سرخ چشمای گریون مادر🖤
📍@nmrbasij
از ما دردتو بیشتر میدونه مادر
امشب میشه مرهم زخم سر
تو اشک سرخ چشمای گریون مادر🖤
📍@nmrbasij
❤3💔3
🟡 عفو رهبری برای ۱۵۲۶ محکوم
🔸 عفو و تخفیف و تبدیل مجازات ۱۵۲۶ نفر از محکومان محاکم عمومی و انقلاب به مناسبت عید سعید فطر، عید باستانی نوروز و روز جمهوری اسلامی امروز انجام شد.
🔸 عفو و تخفیف و تبدیل مجازات ۱۵۲۶ نفر از محکومان محاکم عمومی و انقلاب به مناسبت عید سعید فطر، عید باستانی نوروز و روز جمهوری اسلامی امروز انجام شد.
📍@nmrbasij
❤3
به فرزندانتان بیاموزید فلسطین اشغال شده.
مسجد الاقصی اسیر،
رژیم صهیونیستی دشمن
و «مقاومت» افتخار است.
هم چنین کشوری به نام اسرائیل» وجود ندارد.🇵🇸🕊
"روز قدس، روز همبستگی با فلسطین و فریاد عدالتخواهی علیه اشغالگری است. با اتحاد و ایستادگی، از آرمان قدس شریف حمایت میکنیم.
#روز_قدس #فلسطین #آزادی"
🆔@nmrbasij
مسجد الاقصی اسیر،
رژیم صهیونیستی دشمن
و «مقاومت» افتخار است.
هم چنین کشوری به نام اسرائیل» وجود ندارد.🇵🇸🕊
"روز قدس، روز همبستگی با فلسطین و فریاد عدالتخواهی علیه اشغالگری است. با اتحاد و ایستادگی، از آرمان قدس شریف حمایت میکنیم.
#روز_قدس #فلسطین #آزادی"
🆔@nmrbasij
🕊5
دوستی با دوستان💌 و دشمنی با دشمنان✊️
خداوند در این آیه از ما خواسته است:👇
برای عمل به این آیه در زندگی میتوانیم:👇
🌙 #زندگی_با_آیه_ها
@nmrbasij
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...
محمّد (صلّی اللّهُ عَلیه و آله و سلّم) پيامبر خداست و همراهانش در برابر دشمنان بىدين سرسخت و با خودشان مهربان هستند.
سوره فتح، ۲۹
خداوند در این آیه از ما خواسته است:👇
در برابر دشمنان حق استوار و قاطع باشیم و در میان خود روحیهٔ مهربانی و همدلی را تقویت کنیم
برای عمل به این آیه در زندگی میتوانیم:👇
✔️ به جای بیتفاوتی نسبت به دشمنی با حق، آگاهی خود را افزایش دهیم و اقدامات عملی برای ایستادگی در برابر دشمنان داشته باشیم.
✔️ با همه مسلمانان عالم به دنبال تقویت روحیهٔ رحمت و محبت باشیم و در هنگام اختلاف، بهجای تفرقه بر همدلی تمرکز کنیم.
🌙 #زندگی_با_آیه_ها
@nmrbasij
🔥3
خدای اهل بزرگی و جبروت
چه مبارک قرار داد این عید بندگی
و شکوه حضور را ...
🌙 حلول ماه شوال و
فرارسیدن عید سعید فطر مبارک باد 💐
چه مبارک قرار داد این عید بندگی
و شکوه حضور را ...
🌙 حلول ماه شوال و
فرارسیدن عید سعید فطر مبارک باد 💐
📍@nmrbasij
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلانگیزترین پایان ، پایانیست که با لبخند خدا همراه باشد ؛ عید فطر ، لبخند خدا بر بندگانش است .
✨💝 عیدتون مبارک 💝✨
✨💝 عیدتون مبارک 💝✨
📍@nmrbasij
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📢 ویژه روز جمهوری اسلامی ایران
🎥 «داستان انقلاب تناور» به روایت رهبر انقلاب
✏️نهال «جمهوری اسلامی» امروز به «درخت تناوری» تبدیل شده است که نمیتوانند آن را از جای خودش تکان بدهند؛ این را شما بدانید! جمهوری اسلامی قویتر خواهد شد...
🌷#روز_جمهوری_اسلامی؛ عید بزرگ ملت ایران
🎥 «داستان انقلاب تناور» به روایت رهبر انقلاب
✏️نهال «جمهوری اسلامی» امروز به «درخت تناوری» تبدیل شده است که نمیتوانند آن را از جای خودش تکان بدهند؛ این را شما بدانید! جمهوری اسلامی قویتر خواهد شد...
🌷#روز_جمهوری_اسلامی؛ عید بزرگ ملت ایران
📍@nmrbasij
🔥5
Forwarded from بسیج دانشجویی استان گیلان
✍ بیانیه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی گیلان در خصوص اقدام ضد فرهنگی و ارزشی عده ای هنجار شکن در میدان شهدای ذهاب و تالار شهر خطاب به مسئولین فرهنگی اجتماعی استان گیلان.
⚜ #بسیج_دانشجویی_استان_گیلان
را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @Gilbso
⚜ #بسیج_دانشجویی_استان_گیلان
را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @Gilbso
👍1
خاطره شماره 01
با سلام
امیدوارم حال همگی تو این روزای سخت زندگی،خوب باشه😌
خاطرات من بعنوان دانشجوی پرستاری برمیگرده به کاراموزی بخش icu
اون مدتی که ما بعنوان دانشجو پرستاری بخش icu بودیم روزای عجیبی برای من بود اینکه میدیدم مثلا بعضیا که سن خیلی پایینی داشتن و دوسداشتن به زندگیشون پایان بدن و خودکشی کرده بودن از ارتفاع و ضربه مغزی شده بودن و افراد مسنی که سکته کرده بودن و حالشون خوب میشد و از کادر درمان التماس میکردن که تموم تلاششون رو کنند که این افراد فوت نکنند و مجددا زندگی کنند تو این دنیا و همه ی اینا یه تناقضی بود برای من از تصمیمات افراد مختلف این دنیا ....
اما میرسیم به خاطره اصلی که من یروز از روزهایی که کارآموزی بودم تایم استراحت اومدیم تو حیاط بیمارستان و دیدم یه خانواده به شدت حالشون بده و دختر خانواده به شدت داره گریه میکنه و بی تابی میکنه و منی که مثل همیشه کنکجاویم گل کرده بود 😂 از آقاهه پرسیدم جناب چیزی شده چه اتفاقی برای شما افتاده ،میتونم کمکتون کنم ؟ من اینجا دانشجو پرستاری هستم به هر حال اگه مریضی اینجا دارید هر کاری از دستم بر بیاد براتون انجام میدم ،اون آقاهه که به شدت حال بد و روحیه بسیار ضعیفی داشت برگشت گفت پسرم با موتور تصادف کرده و هوشیاریش پایینه توروخدا هر کمکی از دستتون برمیاد برای پسرم انجام بدید .
جالب اینجا بود همون پسر تو بخش icu بود همون بخشی که ما کارآموزی بودیم .
خیلی تحت تاثیر حرفای این خانواده قرار گرفتم مخصوصا گریه های خواهر پسره خیلی حالمو دگرگون کرد چون من خودمم خواهر دارم و میدونم خواهرا چقدر داداشاشون رو دوسدارن و حتی حاضر نیستند یه تار مو از سرشون کم شه چه برسه خدایی نکرده برادرش فوت بشه .
به هر حال ،حال منم خیلی تو تایم استراحت بد شد و دلم طاقت نیاورد وقتی تایم استراحت تموم شد رفتیم بخش و من اولین کاری که کردم رفتم بالا سره پسره که چه جوان خوش سیمایی بود ،هیچوقت یادم نمیره اون روز ،رفتم بالاسرش دست رو موهاش کشیدم گفتم سبحان اگه بدونی خانوادت چقدر دوست دارن ،اگه بدونی خواهرت چقدر دلواپسته چقدر داره برات بی تابی میکنه ،اگه بدونی چقدر مادرت حالش بده چقدر پدرت شکسته شده ،سعی کن زود خوب شی ،تو پیش خدایی از خدا بخواه تورو به خانوادت برگردونه ،خانوادت بدون تو داغون میشن مخصوصا خواهرت بدون تو تنها ترین میشه .
الان که دارم اینو برای شما مینویسم به خداوندی خدا موهای تنم داره سیخ میشه
این حرفارو که داشتم میزدم دیدم اشک از چشمش سرازیر شد .یعنی خدایا یه حس نابی اونجا داشتم باورم نمیشد من این چیزارو فقط تو فیلم دیده بودم .کلا انروز تو شوک بودم .
به هر حال یروز خیلی عجیبی برام رقم خورد .
گذشت چند ماهی و من کارآموزی بخش جراحی عصابم شروع شده بود و داشتم کارای مریضارو انجام میدادم که یهو دیدم یه آقایی از پشت صدام میزنه آقای فلانی خوبی ،برگشتم دیدم پدر سبحانه و دیدم حالش خوبه و میگه دست شما دردنکنه انروز که حالمون بد بود حس خوبی بهمون دادی و امیدوارمون کردی و الان سبحان حالش خوبه و اوردیمش ریکاوری منم گفتم دوسدارم سبحان رو ببینم و رفتیم اتاقی که سبحان بستری بود و باورم نمیشد سبحان منو دید دستاشو بالا میآورد و لبخند میزد اینگاری منو میشناخت و چه حس بی نظیری بود اون لحظه ...
یکی از خاطرات بی نظیر زندگیم بود که خواستم با شما هم به اشتراک بزارم .
و در آخر بعنوان یه کادر درمان از شما عزیزان میخوام تموم تلاشتون رو کنید تا انسانیت نمیره 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
بخش icu بخشی بود که فهمیدم کادر اون بخش فرشته ان فقط بال ندارن ❤️🥺
#خاطره #دلنوشته #مسابقه
📍@nmrbasij
❤54
بسیج پ.م شهید بهشتی رشت
خاطره شماره 01 با سلام امیدوارم حال همگی تو این روزای سخت زندگی،خوب باشه😌 خاطرات من بعنوان دانشجوی پرستاری برمیگرده به کاراموزی بخش icu اون مدتی که ما بعنوان دانشجو پرستاری بخش icu بودیم روزای عجیبی برای من بود اینکه میدیدم مثلا بعضیا که سن خیلی پایینی…
خاطره شماره 02
در دل تاریکی های هزار و چهارصد و سه فرو رفتم🌑
در دل شب های بی پایان گم شدم
اما درست همانجا که نوری نبود ستاره ای درونم شکفت و راه را نشانم داد.💫
آن شب های تار را با امید سپری کردم که ریشه در عشق علی(ع) و آل علی(ع) داشت؛ نوری که هرگز خاموش نمی شود.🤍
#خاطره #دلنوشته #مسابقه
📍@nmrbasij
❤28
بسیج پ.م شهید بهشتی رشت
خاطره شماره 02 در دل تاریکی های هزار و چهارصد و سه فرو رفتم🌑 در دل شب های بی پایان گم شدم اما درست همانجا که نوری نبود ستاره ای درونم شکفت و راه را نشانم داد.💫 آن شب های تار را با امید سپری کردم که ریشه در عشق علی(ع) و آل علی(ع) داشت؛ نوری که هرگز خاموش نمی…
خاطره شماره 03
اسفند ۱۴۰۳ ، مناطق عملیاتی جنوب
سفر راهیان نور ...
و دل مُرددی که قرار بود تا کمیل همراهی ام کند ، خودش بماند و من برگردم!
از کانال کمیل که به سمت علقمه حرکت می کردیم ، انگار هنوز چیزی در من می تپید؛
مسلما بخشی از وجودم در آنجا جا مانده بودم اما...
اما دلم، هنوز با من بود!
انگار از اول هم قرار بود ، در اروند غرق شود.
آخر شنیده بود اروند هر چیزی را که سر راهش باشد با خود می برد ، حتی دل را ، حتی انسان را...
آمده بود تا غواص شود؛
تا بشود ۱۷۶ امین نفر!
آمده بود تا شرمندگی علقمه را به رُخَش بکشد
همانی که تا دیروز شرمنده عباس بود و حالا شهدای غواص.
شرمنده مادری که ماهی می شنود و چشمش دریاچه می شود ...
شرمنده دختری که بابا می شنود و بغض امانش نمی دهد.
آری دلم آمده بود تا در علقمه ، کنار همان تپه ای که رویش نوشته شده بود (رفتی؟! فراموشم نکنی!...) جا بماند...
.
.
.
و من اکنون معنی تمام نه آمدن ها و تردید ها را دریافتم؛
گویا قرار نبود هیچوقت از آنجا دل بکنم....
#خاطره #دلنوشته #مسابقه
📍@nmrbasij
❤14
بسیج پ.م شهید بهشتی رشت
خاطره شماره 03 اسفند ۱۴۰۳ ، مناطق عملیاتی جنوب سفر راهیان نور ... و دل مُرددی که قرار بود تا کمیل همراهی ام کند ، خودش بماند و من برگردم! از کانال کمیل که به سمت علقمه حرکت می کردیم ، انگار هنوز چیزی در من می تپید؛ مسلما بخشی از وجودم در آنجا جا مانده بودم…
خاطره شماره 04
سال جدید با دلهرهی زیاد رسید
شاید هیچ موقع ۴۰۳و۴۰۴ رو فراموش نکنم و نکنیم
ولی امیدوارم بهارش برامون خوب باشه تا اتفاقات بد رو بشوره و ببره
#خاطره #دلنوشته #مسابقه
📍@nmrbasij
❤5
فرازی از زیارت عاشورا:
اللّٰهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ
وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلَىٰ قَتْلِهِ،
اللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً؛
خدایا لعنت کن جمعیتی را که با حسین پیکار کردند
و همراهی نمودند و پیمان بستند و پیروی کردند
بر کشتن آن حضرت، خدایا همه آنان را لعنت کن؛
🇵🇸🕊
@nmrbasij
اللّٰهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ
وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلَىٰ قَتْلِهِ،
اللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً؛
خدایا لعنت کن جمعیتی را که با حسین پیکار کردند
و همراهی نمودند و پیمان بستند و پیروی کردند
بر کشتن آن حضرت، خدایا همه آنان را لعنت کن؛
🇵🇸🕊
@nmrbasij
❤10
بسیج پ.م شهید بهشتی رشت
خاطره شماره 04 سال جدید با دلهرهی زیاد رسید شاید هیچ موقع ۴۰۳و۴۰۴ رو فراموش نکنم و نکنیم ولی امیدوارم بهارش برامون خوب باشه تا اتفاقات بد رو بشوره و ببره #خاطره #دلنوشته #مسابقه 📍@nmrbasij
خاطره شماره 05
بعضی از روزها بسیار سخت میگذرند؛ آنقدر سخت که تورا به زانو درآورند...
آمدهاند تا درد را به استخوانت برسانند...
آمدهاند تا اندک نفس باقی ماندهات را هم بگیرند....
آمدهاند تا تو ثانیه به ثانیه گذرکردن شان را با تمام وجودت احساس کنی...
اما...
اما با این حال؛
سختی ها به تو یاد می دهند چطور جنگجوی خوبی باشی؛
یاد می دهند چطور قوی تر باشی؛
یاد میدهند چطور وقتی زمین میخوری، دوباره بایستی...
به تو یاد میدهند همیشه اولین کلید نباید قفل را باز کند و گاهی تو باید تا آخرین کلید صبور باشی...
به تو یاد میدهند پژمرده نشوی و ادامه دهی...
و تو یاد میگیری هیچ وقت انتخابت پذیرفتن شکست نباشد!... هیچ وقت!...
تو قرار نیست باختن را بپذیری ، پس لطفا ادامه بده و از سخت ترین روزهای زندگی ات، سر سخت تر باش🤍
فراموش نکن همیشه و در همه حال به خودت و تصمیمهایت افتخار کنی؛ چون یقین دارم تو همیشه بهترین ورژن خودت هستی 🤍
#خاطره #دلنوشته #مسابقه
📍@nmrbasij
❤14
بسیج پ.م شهید بهشتی رشت
خاطره شماره 05 بعضی از روزها بسیار سخت میگذرند؛ آنقدر سخت که تورا به زانو درآورند... آمدهاند تا درد را به استخوانت برسانند... آمدهاند تا اندک نفس باقی ماندهات را هم بگیرند.... آمدهاند تا تو ثانیه به ثانیه گذرکردن شان را با تمام وجودت احساس کنی... …
خاطره شماره 06
زود گذشت....
و هر سال و هر روز این یک بیت شعر رو یاد میکنم
بر سر هر سالی از این روزگار
خورده ام افسوس، خوشی های پار
#خاطره #دلنوشته #مسابقه
📍@nmrbasij
❤5