وقتی وب از یه پروژهی علمی شروع شد🔥
سال ۱۹۸۹، Tim Berners-Lee دانشمند بریتانیایی که در آزمایشگاه CERN سوئیس کار میکرد، ایدهای برای اشتراکگذاری آسان اطلاعات بین رایانهها داد، ایدهی جهانی که بعدها به World Wide Web تبدیل شد. تا پایان سال ۱۹۹۰، اون و تیمش موفق شدن اولین وبسرور و همچنین وبکلاینت (مرورگر) رو روی کامپیوتر NeXT راهاندازی کنن. این سرور اولین صفحات وب رو با پروتکل HTTP و نشانیهای URL سرو میکرد.
آدرس اولین وبسایت دنیا هم info.cern.ch بود، که در ابتدا محتوای پروژهی Web و آموزش دربارهی HTML و HTTP رو نمایش میداد. در سال ۱۹۹۱ این وبسایت بهصورت عمومی منتشر شد و کمکم استفاده از Web رشد کرد.
تصمیم تاریخی بزرگ این بود که CERN در آوریل ۱۹۹۳ کل فناوری وب را بهصورت رایگان و بدون حق امتیاز در اختیار همه قرار داد، همان چیزی که مسیر انفجاری اینترنت مدرن را هموار کرد.
به این ترتیب از اون ایدهی ساده برای بهاشتراکگذاری اطلاعات در یک آزمایشگاه علمی، شبکهای جهانی بهوجود آمد که امروز میلیاردها نفر و خدمات به آن تکیه دارند.
منبع:
The Silicon Underground: The First Web Server
@NobarCloud ☁️
سال ۱۹۸۹، Tim Berners-Lee دانشمند بریتانیایی که در آزمایشگاه CERN سوئیس کار میکرد، ایدهای برای اشتراکگذاری آسان اطلاعات بین رایانهها داد، ایدهی جهانی که بعدها به World Wide Web تبدیل شد. تا پایان سال ۱۹۹۰، اون و تیمش موفق شدن اولین وبسرور و همچنین وبکلاینت (مرورگر) رو روی کامپیوتر NeXT راهاندازی کنن. این سرور اولین صفحات وب رو با پروتکل HTTP و نشانیهای URL سرو میکرد.
آدرس اولین وبسایت دنیا هم info.cern.ch بود، که در ابتدا محتوای پروژهی Web و آموزش دربارهی HTML و HTTP رو نمایش میداد. در سال ۱۹۹۱ این وبسایت بهصورت عمومی منتشر شد و کمکم استفاده از Web رشد کرد.
تصمیم تاریخی بزرگ این بود که CERN در آوریل ۱۹۹۳ کل فناوری وب را بهصورت رایگان و بدون حق امتیاز در اختیار همه قرار داد، همان چیزی که مسیر انفجاری اینترنت مدرن را هموار کرد.
به این ترتیب از اون ایدهی ساده برای بهاشتراکگذاری اطلاعات در یک آزمایشگاه علمی، شبکهای جهانی بهوجود آمد که امروز میلیاردها نفر و خدمات به آن تکیه دارند.
منبع:
The Silicon Underground: The First Web Server
@NobarCloud ☁️
❤🔥4
وقتی بفهمی یه پروسه چرا توی لینوکست اجرا شده
یه ابزار جدید و خیلی کاربردی با اسم witr (کوتاه شدهی ?Why Is This Running) برای لینوکس منتشر شده که بهت کمک میکنه دلیل اجرا شدن یک پروسه، سرویس یا پورت رو سریع بفهمی. بهجای اینکه چند تا ابزار مستقل مثل ps، top، lsof یا ss رو جداگانه اجرا کنی و اطلاعات رو دستی کنار هم بذاری، witr این کار رو یکجا و بهصورت داستانی توضیح میده:
این پروسه چیه؟
از کجا شروع شده؟
چه چیزی باعث ادامهی اجرای اون شده؟
در چه کانتکستی (مثل systemd، container، shell، cron) اجرا شده؟
این ابزار هدفش اینه که وقتی SSH زدی به یه سرور و دیدی یه چیز عجیب داره اجرا میشه، سریع بدونی چرا اونجاست بدون اینکه کلی وقت صرف تحلیل خروجی چند ابزار بکنی.
ویژگیهای اصلی ابزار:
۱. توضیح دلیل وجود یک PID به صورت زنجیرهی مسئولیت (causal chain)
۲. پشتیبانی از نام پروسه، PID یا حتی پورت برای Query کردن
۳. خروجی انسانیخوان و قابل استفاده حتی تحت فشار دیباگ
۴. گزینهی خروجی JSON برای اتوماسیون یا ابزارهای دیگر
بهعبارتی، این ابزار نه جایگزین مانیتورینگ میشه و نه ابزارهای پروفایلینگ، بلکه برای مواقعی طراحی شده که سریع باید بفهمی چرا این داره اجرا میشه؟ مخصوصاً وقتی توی سرور تحت فشار هستی.
منبع:
GitHub, pranshuparmar/witr: Why Is This Running
@NobarCloud ☁️
یه ابزار جدید و خیلی کاربردی با اسم witr (کوتاه شدهی ?Why Is This Running) برای لینوکس منتشر شده که بهت کمک میکنه دلیل اجرا شدن یک پروسه، سرویس یا پورت رو سریع بفهمی. بهجای اینکه چند تا ابزار مستقل مثل ps، top، lsof یا ss رو جداگانه اجرا کنی و اطلاعات رو دستی کنار هم بذاری، witr این کار رو یکجا و بهصورت داستانی توضیح میده:
این پروسه چیه؟
از کجا شروع شده؟
چه چیزی باعث ادامهی اجرای اون شده؟
در چه کانتکستی (مثل systemd، container، shell، cron) اجرا شده؟
این ابزار هدفش اینه که وقتی SSH زدی به یه سرور و دیدی یه چیز عجیب داره اجرا میشه، سریع بدونی چرا اونجاست بدون اینکه کلی وقت صرف تحلیل خروجی چند ابزار بکنی.
ویژگیهای اصلی ابزار:
۱. توضیح دلیل وجود یک PID به صورت زنجیرهی مسئولیت (causal chain)
۲. پشتیبانی از نام پروسه، PID یا حتی پورت برای Query کردن
۳. خروجی انسانیخوان و قابل استفاده حتی تحت فشار دیباگ
۴. گزینهی خروجی JSON برای اتوماسیون یا ابزارهای دیگر
بهعبارتی، این ابزار نه جایگزین مانیتورینگ میشه و نه ابزارهای پروفایلینگ، بلکه برای مواقعی طراحی شده که سریع باید بفهمی چرا این داره اجرا میشه؟ مخصوصاً وقتی توی سرور تحت فشار هستی.
منبع:
GitHub, pranshuparmar/witr: Why Is This Running
@NobarCloud ☁️
GitHub
GitHub - pranshuparmar/witr: Why is this running?
Why is this running? Contribute to pranshuparmar/witr development by creating an account on GitHub.
❤6👏1
وقتی میخوای یه OpenStack واقعی رو توی محیط توسعه راه بندازی🔥
ابزار DevStack یه مجموعه اسکریپت و ابزار کاربردیه که بهت اجازه میده بدون دردسر و سریع یه ابر OpenStack کامل روی ماشین یا VM خودت راهاندازی کنی. مخصوص توسعه، تست و یادگیری.
این ابزار از سورسهای رسمی OpenStack میسازه و بهت کمک میکنه تا:
۱. تو یه محیط ایزوله و تمیز (مثلاً VM) سریع یه ابر توسعه بسازی،
۲. بفهمی کدهای مختلف OpenStack چطور کنار هم کار میکنن،
۳. ویژگیهای جدید یا پروتوتایپهای بین پروژهای رو امتحان کنی.
همچنین DevStack برای توسعهدهندهها و مشارکتکنندههای OpenStack عالیه چون بهشون محیطی میده که همه سرویسها (مثلاً compute، networking، storage و dashboard) رو کنار هم ببینن و تست کنن. برای شروع معمولاً کافیه DevStack رو از مخزن Git کلون کنی و با اجرای دستور stack.sh/. تو یه VM تمیز، سرویس OpenStack رو بالا بیاری. در نتیجه میتونی بهسادگی به داشبورد مثل Horizon و APIهای OpenStack دسترسی داشته باشی.
نکته مهم اینه که DevStack برای محیطهای production نیست، بلکه ابزاریه برای توسعه، تست و نمونهسازی سریع. اگر میخوای OpenStack رو در مقیاس واقعی و در محیط ابری یا دیتاسنتر مستقر کنی، باید از ابزارهای رسمی و پروسههای استاندارد استفاده کنی.
منبع:
Devstack
@NobarCloud ☁️
ابزار DevStack یه مجموعه اسکریپت و ابزار کاربردیه که بهت اجازه میده بدون دردسر و سریع یه ابر OpenStack کامل روی ماشین یا VM خودت راهاندازی کنی. مخصوص توسعه، تست و یادگیری.
این ابزار از سورسهای رسمی OpenStack میسازه و بهت کمک میکنه تا:
۱. تو یه محیط ایزوله و تمیز (مثلاً VM) سریع یه ابر توسعه بسازی،
۲. بفهمی کدهای مختلف OpenStack چطور کنار هم کار میکنن،
۳. ویژگیهای جدید یا پروتوتایپهای بین پروژهای رو امتحان کنی.
همچنین DevStack برای توسعهدهندهها و مشارکتکنندههای OpenStack عالیه چون بهشون محیطی میده که همه سرویسها (مثلاً compute، networking، storage و dashboard) رو کنار هم ببینن و تست کنن. برای شروع معمولاً کافیه DevStack رو از مخزن Git کلون کنی و با اجرای دستور stack.sh/. تو یه VM تمیز، سرویس OpenStack رو بالا بیاری. در نتیجه میتونی بهسادگی به داشبورد مثل Horizon و APIهای OpenStack دسترسی داشته باشی.
نکته مهم اینه که DevStack برای محیطهای production نیست، بلکه ابزاریه برای توسعه، تست و نمونهسازی سریع. اگر میخوای OpenStack رو در مقیاس واقعی و در محیط ابری یا دیتاسنتر مستقر کنی، باید از ابزارهای رسمی و پروسههای استاندارد استفاده کنی.
منبع:
Devstack
@NobarCloud ☁️
OpenDev: Free Software Needs Free Tools
devstack
System for quickly installing an OpenStack cloud from upstream git for testing and development.
🔥2
اطلاعیه رسمی | همکاری نوبرکلاد و پچیم
با افتخار اعلام میکنیم که نوبرکلاد در همکاری جدید خود با پچیم، خدمات سرور و زیرساخت ابری را در اختیار کاربران این پلتفرم قرار میدهد.
از این پس، کاربران پچیم میتوانند مستقیماً از طریق پنل کاربری خود، در صورت نیاز به سرور، به پلنهای متنوع نوبرکلاد دسترسی داشته باشند و متناسب با نیازشان بهترین گزینه را تنظیم و انتخاب کنند. همچنین میتوانید از مزایا و خدمات پچیم هم استفاده کنید.
این همکاری با هدف سادهسازی فرآیند تهیه سرور، افزایش کیفیت خدمات زیرساختی و بهبود تجربه کاربران شکل گرفته و ما در نوبرکلاد، از این همکاری ارزشمند بسیار خرسندیم.
1. بررسی پلنها
2. دسترسی مستقیم از پنل پچیم
3. زیرساخت پایدار و حرفهای نوبرکلاد
به آیندهای سریعتر و پایدارتر فکر میکنیم🚀
@NobarCloud ☁️
با افتخار اعلام میکنیم که نوبرکلاد در همکاری جدید خود با پچیم، خدمات سرور و زیرساخت ابری را در اختیار کاربران این پلتفرم قرار میدهد.
از این پس، کاربران پچیم میتوانند مستقیماً از طریق پنل کاربری خود، در صورت نیاز به سرور، به پلنهای متنوع نوبرکلاد دسترسی داشته باشند و متناسب با نیازشان بهترین گزینه را تنظیم و انتخاب کنند. همچنین میتوانید از مزایا و خدمات پچیم هم استفاده کنید.
این همکاری با هدف سادهسازی فرآیند تهیه سرور، افزایش کیفیت خدمات زیرساختی و بهبود تجربه کاربران شکل گرفته و ما در نوبرکلاد، از این همکاری ارزشمند بسیار خرسندیم.
1. بررسی پلنها
2. دسترسی مستقیم از پنل پچیم
3. زیرساخت پایدار و حرفهای نوبرکلاد
به آیندهای سریعتر و پایدارتر فکر میکنیم🚀
@NobarCloud ☁️
Telegram
Pachim|پچیم
🎉 خبر خوب برای کاربرای پچیم
میتونی مستقیم از خود پچیم سرور داخلی و خارجی بخری و
🎁 روی هر سروری که از طریق پچیم فعال کنی، ⡔⠎⠸⣁⣄⠰⣄ ⢔⠸⠰ ⡤⡰⠨⢉⠓⢂⠆ ⢘⠌⡉⠥ ⠓⡰ ⡢⠖⠖⠜ ⡡⣐⢃⠍ ⢑⢊⢐⢉ فعال میشه تا راحت دیپلوی، مانیتورینگ و بکاپ رو یهجا داشته باشی.
✅ سرور مجازی با آیپی…
میتونی مستقیم از خود پچیم سرور داخلی و خارجی بخری و
🎁 روی هر سروری که از طریق پچیم فعال کنی، ⡔⠎⠸⣁⣄⠰⣄ ⢔⠸⠰ ⡤⡰⠨⢉⠓⢂⠆ ⢘⠌⡉⠥ ⠓⡰ ⡢⠖⠖⠜ ⡡⣐⢃⠍ ⢑⢊⢐⢉ فعال میشه تا راحت دیپلوی، مانیتورینگ و بکاپ رو یهجا داشته باشی.
✅ سرور مجازی با آیپی…
❤🔥4
وقتی معماری نرمافزار باید با زیرساخت ابری هماهنگ باشه
رویکرد طراحی دامنهمحور یا همون Domain-Driven Design (DDD) فقط درباره نوشتن کد تمیز نیست؛ یه روش فکر کردنه برای ساخت سیستمهایی که منطق کسبوکارشون شفاف، قابل توسعه و همراستا با معماریهای ابری و توزیعشده باشه. در معماریهای مدرن مثل میکروسرویس و سیستمهای Cloud-Native، سرویسها معمولاً بر اساس مرزهای مشخص دامنه از هم جدا میشن. این همون جاییه که مفاهیمی مثل Bounded Context توی DDD، بهصورت طبیعی تبدیل میشن به مرز سرویسها، دیتابیسها و حتی استراتژیهای استقرار روی کلاود.
این مخزن گیتهاب یه نقطه شروع کاربردی برای یادگیری DDD با نگاه زیرساختیه و کمک میکنه:
۱. قبل از انتخاب ابزار و پلتفرم ابری، دامنه رو درست مدلسازی کنی
۲. سرویسها رو طوری طراحی کنی که مستقل Deploy و Scale بشن
۳. پیچیدگی سیستمهای توزیعشده رو با Event، Aggregate و Context Map کنترل کنی
۴. معماریای بسازی که با رشد سیستم، دچار Coupling و بینظمی نشه.
منابع این مجموعه شامل مقاله، کتاب، ویدیو و ابزارهاییه که برای معمار نرمافزار، بکاند و تیمهای زیرساخت و کلاود کاملاً کاربردیه.
اگه قراره سیستم روی کلاد رشد کنه، طراحی دامنهمحور کمک میکنه زیرساخت در خدمت منطق سیستم باشه، نه برعکس.
منبع:
📌 https://github.com/heynickc/awesome-ddd
@NobarCloud ☁️
رویکرد طراحی دامنهمحور یا همون Domain-Driven Design (DDD) فقط درباره نوشتن کد تمیز نیست؛ یه روش فکر کردنه برای ساخت سیستمهایی که منطق کسبوکارشون شفاف، قابل توسعه و همراستا با معماریهای ابری و توزیعشده باشه. در معماریهای مدرن مثل میکروسرویس و سیستمهای Cloud-Native، سرویسها معمولاً بر اساس مرزهای مشخص دامنه از هم جدا میشن. این همون جاییه که مفاهیمی مثل Bounded Context توی DDD، بهصورت طبیعی تبدیل میشن به مرز سرویسها، دیتابیسها و حتی استراتژیهای استقرار روی کلاود.
این مخزن گیتهاب یه نقطه شروع کاربردی برای یادگیری DDD با نگاه زیرساختیه و کمک میکنه:
۱. قبل از انتخاب ابزار و پلتفرم ابری، دامنه رو درست مدلسازی کنی
۲. سرویسها رو طوری طراحی کنی که مستقل Deploy و Scale بشن
۳. پیچیدگی سیستمهای توزیعشده رو با Event، Aggregate و Context Map کنترل کنی
۴. معماریای بسازی که با رشد سیستم، دچار Coupling و بینظمی نشه.
منابع این مجموعه شامل مقاله، کتاب، ویدیو و ابزارهاییه که برای معمار نرمافزار، بکاند و تیمهای زیرساخت و کلاود کاملاً کاربردیه.
اگه قراره سیستم روی کلاد رشد کنه، طراحی دامنهمحور کمک میکنه زیرساخت در خدمت منطق سیستم باشه، نه برعکس.
منبع:
📌 https://github.com/heynickc/awesome-ddd
@NobarCloud ☁️
GitHub
GitHub - heynickc/awesome-ddd: A curated list of Domain-Driven Design (DDD), Command Query Responsibility Segregation (CQRS), Event…
A curated list of Domain-Driven Design (DDD), Command Query Responsibility Segregation (CQRS), Event Sourcing, and Event Storming resources - heynickc/awesome-ddd
👌4
یکی از سوءتفاهمهای رایج در کار با دیتابیس MySQL در زیرساختهای مدرن
یک تصور اشتباه اینه که دادهها در MySQL مستقیماً روی دیسک نوشته و از همونجا خونده میشن، در حالی که این دیتابیس برای حفظ پرفورمنس از یک مسیر چندلایه و بهینهشده برای اجرای کوئریها استفاده میکنه.
در پشت صحنه، قبل از درگیر شدن دیسک، اجزایی مثل:
۱. ساختارهای In-Memory
۲. موارد Buffer Pool و Cache
۳. بهینهساز کوئری و Execution Plan
نقش اصلی رو در پاسخدهی سریع ایفا میکنن و دیسک بیشتر بهعنوان لایه پایداری داده استفاده میشه. در محیطهای ابری، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکنه؛ چون معمولاً:
استوریجها شبکهمحور هستن، تأخیر دیسک متغیره و مقیاسپذیری بدون شناخت رفتار حافظه، عملاً بیاثر میشه.
اگر جریان اجرای کوئری در MySQL بهدرستی درک نشه، انتخاب Instance مناسب، تنظیم منابع، Autoscaling و حتی معماری دیتابیس میتونه کاملاً اشتباه انجام بشه.
در این مقاله، مسیر اجرای یک کوئری MySQL بهصورت ساده و مرحلهبهمرحله توضیح داده شده و مشخص میکنه:
۱. پردازش کوئری از کجا شروع میشه
۲. چه زمانی از حافظه استفاده میشه
۳.در چه مرحلهای دسترسی به Storage انجام میگیره
برای افرادی که روی دیتابیسهای ابری، زیرساخت، DevOps یا سیستمهای مقیاسپذیر کار میکنن، فهم این جریان یکی از پایههای تصمیمگیری درست محسوب میشه.
منبع:
https://farshadth.medium.com/how-mysql-works-behind-the-scenes-72746950cd65
@NobarCloud ☁️
یک تصور اشتباه اینه که دادهها در MySQL مستقیماً روی دیسک نوشته و از همونجا خونده میشن، در حالی که این دیتابیس برای حفظ پرفورمنس از یک مسیر چندلایه و بهینهشده برای اجرای کوئریها استفاده میکنه.
در پشت صحنه، قبل از درگیر شدن دیسک، اجزایی مثل:
۱. ساختارهای In-Memory
۲. موارد Buffer Pool و Cache
۳. بهینهساز کوئری و Execution Plan
نقش اصلی رو در پاسخدهی سریع ایفا میکنن و دیسک بیشتر بهعنوان لایه پایداری داده استفاده میشه. در محیطهای ابری، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکنه؛ چون معمولاً:
استوریجها شبکهمحور هستن، تأخیر دیسک متغیره و مقیاسپذیری بدون شناخت رفتار حافظه، عملاً بیاثر میشه.
اگر جریان اجرای کوئری در MySQL بهدرستی درک نشه، انتخاب Instance مناسب، تنظیم منابع، Autoscaling و حتی معماری دیتابیس میتونه کاملاً اشتباه انجام بشه.
در این مقاله، مسیر اجرای یک کوئری MySQL بهصورت ساده و مرحلهبهمرحله توضیح داده شده و مشخص میکنه:
۱. پردازش کوئری از کجا شروع میشه
۲. چه زمانی از حافظه استفاده میشه
۳.در چه مرحلهای دسترسی به Storage انجام میگیره
برای افرادی که روی دیتابیسهای ابری، زیرساخت، DevOps یا سیستمهای مقیاسپذیر کار میکنن، فهم این جریان یکی از پایههای تصمیمگیری درست محسوب میشه.
منبع:
https://farshadth.medium.com/how-mysql-works-behind-the-scenes-72746950cd65
@NobarCloud ☁️
Medium
How MySQL Works Behind the Scenes
Many people think MySQL always reads and writes data directly from disk, but in reality, it is designed to minimize disk access and…
🔥5
میرور(Mirror) دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
میرور به یک نسخهی کامل، مستقل و همگامشونده از یک منبع اصلی گفته میشود که هدف آن جایگزینی شفاف منبع upstream است، بدون اینکه تغییری در تنظیمات کلاینت ایجاد شود.
به بیان دقیقتر، میرور باید بتواند در صورت عدم دسترسی به منبع اصلی، همان دادهها را با همان ساختار و همان مسیرها ارائه دهد.
میرور دقیقاً چه چیزی را شامل میشود؟
میرور فقط شامل فایلها نیست. یک میرور معتبر باید:
۱. تمام بستهها یا مخازن را بهصورت کامل نگه دارد
۲. متادیتا (index، manifest، release file و …) را حفظ کند
۳. ساختار دایرکتوری upstream را بدون تغییر بازتولید کند
۴. بهصورت خودکار و دورهای همگامسازی شود
نکته مهم: اگر حتی یکی از این اجزا ناقص باشد، آن سرویس از نظر فنی «میرور» محسوب نمیشود.
تفاوت میرور با Cache و Proxy چیست؟
کش برای افزایش سرعت طراحی شده و دادهها را بهصورت موقت و ناقص نگه میدارد و پروکسی صرفاً مسیر عبور درخواستهاست و به منبع اصلی وابسته میماند اما میرور یک منبع مستقل است که میتواند حتی در نبود اتصال خارجی، سرویسدهی کامل انجام دهد.
میرور چرا در زیرساخت نرمافزار حیاتی است؟
در زیرساختهایی که وابسته به مخازن بسته هستند (مثل سیستمهای CI/CD)، نبود میرور باعث:
۱. ناپایداری بیلدها
۲. افزایش خطاهای غیرقابل پیشبینی
۳. وابستگی کامل به شبکهی خارجی
۴. همچنین میرور کنترل زنجیره تأمین نرمافزار در اختیار خود سیستم باشد
پروژه Mirava چه نقشی دارد؟
پروژه Mirava یک ابزار اجرایی نیست، بلکه یک مرجع ساختاریافته از میرورهای داخلی ایران معتبر است که وضعیت دسترسی و نوع سرویس هر میرور را مشخص میکند.
هدف این پروژه این است که مشخص شود:
۱. چه میرورهایی واقعاً وجود دارند
۲. هر کدام چه سرویسهایی را پوشش میدهند
۳. کدام میرورها فعال و قابل اتکا هستند
۴. داشتن میرور بهتنهایی کافی نیست؛ شناخت میرور قابل اعتماد اهمیت دارد.
نکته: میرور یک قابلیت جانبی نیست، بلکه یک مولفهی پایهای زیرساخت در کنار DNS و رجیستری بستهها محسوب میشود.
زیرساختی که میرور ندارد، ذاتاً شکننده و وابسته است
🔗 مخزن پروژه Mirava
@NobarCloud ☁️
میرور به یک نسخهی کامل، مستقل و همگامشونده از یک منبع اصلی گفته میشود که هدف آن جایگزینی شفاف منبع upstream است، بدون اینکه تغییری در تنظیمات کلاینت ایجاد شود.
به بیان دقیقتر، میرور باید بتواند در صورت عدم دسترسی به منبع اصلی، همان دادهها را با همان ساختار و همان مسیرها ارائه دهد.
میرور دقیقاً چه چیزی را شامل میشود؟
میرور فقط شامل فایلها نیست. یک میرور معتبر باید:
۱. تمام بستهها یا مخازن را بهصورت کامل نگه دارد
۲. متادیتا (index، manifest، release file و …) را حفظ کند
۳. ساختار دایرکتوری upstream را بدون تغییر بازتولید کند
۴. بهصورت خودکار و دورهای همگامسازی شود
نکته مهم: اگر حتی یکی از این اجزا ناقص باشد، آن سرویس از نظر فنی «میرور» محسوب نمیشود.
تفاوت میرور با Cache و Proxy چیست؟
کش برای افزایش سرعت طراحی شده و دادهها را بهصورت موقت و ناقص نگه میدارد و پروکسی صرفاً مسیر عبور درخواستهاست و به منبع اصلی وابسته میماند اما میرور یک منبع مستقل است که میتواند حتی در نبود اتصال خارجی، سرویسدهی کامل انجام دهد.
میرور چرا در زیرساخت نرمافزار حیاتی است؟
در زیرساختهایی که وابسته به مخازن بسته هستند (مثل سیستمهای CI/CD)، نبود میرور باعث:
۱. ناپایداری بیلدها
۲. افزایش خطاهای غیرقابل پیشبینی
۳. وابستگی کامل به شبکهی خارجی
۴. همچنین میرور کنترل زنجیره تأمین نرمافزار در اختیار خود سیستم باشد
پروژه Mirava چه نقشی دارد؟
پروژه Mirava یک ابزار اجرایی نیست، بلکه یک مرجع ساختاریافته از میرورهای داخلی ایران معتبر است که وضعیت دسترسی و نوع سرویس هر میرور را مشخص میکند.
هدف این پروژه این است که مشخص شود:
۱. چه میرورهایی واقعاً وجود دارند
۲. هر کدام چه سرویسهایی را پوشش میدهند
۳. کدام میرورها فعال و قابل اتکا هستند
۴. داشتن میرور بهتنهایی کافی نیست؛ شناخت میرور قابل اعتماد اهمیت دارد.
نکته: میرور یک قابلیت جانبی نیست، بلکه یک مولفهی پایهای زیرساخت در کنار DNS و رجیستری بستهها محسوب میشود.
زیرساختی که میرور ندارد، ذاتاً شکننده و وابسته است
🔗 مخزن پروژه Mirava
@NobarCloud ☁️
GitHub
GitHub - GeeDook/mirava: Mirava is a curated list of Iranian package mirrors, providing reliable and fast access to essential software…
Mirava is a curated list of Iranian package mirrors, providing reliable and fast access to essential software resources within Iran. - GeeDook/mirava
❤2🙏2
اینترنت پس از قطعی؛ نگاهی به اختلال در لایههای زیرساختی
قطعی ۱۸ روزه اینترنت در ایران، تجربهای بود که اثرات آن تنها به مدت زمان قطع ارتباط محدود نماند. پس از بازگشت ظاهری اتصال، همچنان نشانههایی از اختلال در عملکرد عادی اینترنت مشاهده میشود؛ اختلالهایی که بیشتر در لایههای زیرساختی و فنی خود را نشان میدهند. این مسئله باعث شده است که موضوع اینترنت، فراتر از بحث دسترسی کاربران عادی، به یک چالش زیرساختی تبدیل شود.
در ساختار فنی اینترنت، دسترسی پایدار به منابع پایهای اهمیت ویژهای دارد. میرورها بهعنوان نقاط توزیع پکیجها و بهروزرسانیها، نقش مهمی در تضمین سرعت و پایداری سیستمها ایفا میکنند. زمانی که این میرورها بهطور کامل در دسترس نباشند یا اتصال به آنها ناپایدار شود، فرایندهایی که معمولاً بدون توجه کاربر انجام میشوند، با تأخیر و وقفه همراه خواهند شد. این وضعیت بهویژه در محیطهای فنی و توسعه نرمافزار بیشتر قابل مشاهده است.
در هفتههای اخیر، دسترسی به بخشی از میرورهای رسمی و منابع دریافت پکیجها با محدودیت مواجه بوده است. این موضوع باعث شده است که دریافت وابستگیها و بهروزرسانیها، که بخشی از روند طبیعی نگهداری سیستمها محسوب میشود، به تجربهای غیرقابل پیشبینی تبدیل شود. در نتیجه، برخی فرایندهای خودکار ناچار به توقف یا انجام دستی شدهاند؛ موضوعی که در ظاهر کوچک به نظر میرسد، اما در مقیاس بزرگتر تأثیر قابل توجهی دارد.
در کنار میرورها، سرویسهای مدیریت پکیج و نیازمندیهای زیرساختی نیز تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتهاند. سرویسهایی مانند مخازن مدیریت وابستگی، از جمله نمونههایی شبیه به Nexus، معمولاً برای سازماندهی، ذخیره و کنترل نسخههای پکیجها مورد استفاده قرار میگیرند. اختلال در دسترسی به این سرویسها، هماهنگی میان بخشهای مختلف سیستم را دشوارتر میکند و فرایند توسعه و نگهداری را کندتر پیش میبرد.
در چنین شرایطی، تیمهای فنی معمولاً به راهحلهای موقتی روی میآورند؛ از نگهداری محلی پکیجها گرفته تا استفاده از مسیرهای جایگزین برای دسترسی به منابع. این راهحلها میتوانند در کوتاهمدت بخشی از مشکل را کاهش دهند، اما جایگزین دسترسی پایدار و رسمی به زیرساختهای اصلی نیستند. بهتدریج، این وضعیت باعث افزایش پیچیدگی سیستمها و هزینههای نگهداری میشود.
با توجه به این موارد، میتوان گفت که مسئله اینترنت پس از قطعی، تنها به بازگشت اتصال محدود نمیشود. تا زمانی که دسترسی به زیرساختهای پایهای، از جمله میرورها و سرویسهای مدیریت پکیج، بهصورت پایدار فراهم نشود، شرایط به حالت عادی بازنگشته است. توجه به این لایههای کمتر دیدهشده، میتواند نقش مهمی در بهبود کیفیت و قابلیت اتکای اینترنت ایفا کند.
@Nobarcloud ☁️
قطعی ۱۸ روزه اینترنت در ایران، تجربهای بود که اثرات آن تنها به مدت زمان قطع ارتباط محدود نماند. پس از بازگشت ظاهری اتصال، همچنان نشانههایی از اختلال در عملکرد عادی اینترنت مشاهده میشود؛ اختلالهایی که بیشتر در لایههای زیرساختی و فنی خود را نشان میدهند. این مسئله باعث شده است که موضوع اینترنت، فراتر از بحث دسترسی کاربران عادی، به یک چالش زیرساختی تبدیل شود.
در ساختار فنی اینترنت، دسترسی پایدار به منابع پایهای اهمیت ویژهای دارد. میرورها بهعنوان نقاط توزیع پکیجها و بهروزرسانیها، نقش مهمی در تضمین سرعت و پایداری سیستمها ایفا میکنند. زمانی که این میرورها بهطور کامل در دسترس نباشند یا اتصال به آنها ناپایدار شود، فرایندهایی که معمولاً بدون توجه کاربر انجام میشوند، با تأخیر و وقفه همراه خواهند شد. این وضعیت بهویژه در محیطهای فنی و توسعه نرمافزار بیشتر قابل مشاهده است.
در هفتههای اخیر، دسترسی به بخشی از میرورهای رسمی و منابع دریافت پکیجها با محدودیت مواجه بوده است. این موضوع باعث شده است که دریافت وابستگیها و بهروزرسانیها، که بخشی از روند طبیعی نگهداری سیستمها محسوب میشود، به تجربهای غیرقابل پیشبینی تبدیل شود. در نتیجه، برخی فرایندهای خودکار ناچار به توقف یا انجام دستی شدهاند؛ موضوعی که در ظاهر کوچک به نظر میرسد، اما در مقیاس بزرگتر تأثیر قابل توجهی دارد.
در کنار میرورها، سرویسهای مدیریت پکیج و نیازمندیهای زیرساختی نیز تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتهاند. سرویسهایی مانند مخازن مدیریت وابستگی، از جمله نمونههایی شبیه به Nexus، معمولاً برای سازماندهی، ذخیره و کنترل نسخههای پکیجها مورد استفاده قرار میگیرند. اختلال در دسترسی به این سرویسها، هماهنگی میان بخشهای مختلف سیستم را دشوارتر میکند و فرایند توسعه و نگهداری را کندتر پیش میبرد.
در چنین شرایطی، تیمهای فنی معمولاً به راهحلهای موقتی روی میآورند؛ از نگهداری محلی پکیجها گرفته تا استفاده از مسیرهای جایگزین برای دسترسی به منابع. این راهحلها میتوانند در کوتاهمدت بخشی از مشکل را کاهش دهند، اما جایگزین دسترسی پایدار و رسمی به زیرساختهای اصلی نیستند. بهتدریج، این وضعیت باعث افزایش پیچیدگی سیستمها و هزینههای نگهداری میشود.
با توجه به این موارد، میتوان گفت که مسئله اینترنت پس از قطعی، تنها به بازگشت اتصال محدود نمیشود. تا زمانی که دسترسی به زیرساختهای پایهای، از جمله میرورها و سرویسهای مدیریت پکیج، بهصورت پایدار فراهم نشود، شرایط به حالت عادی بازنگشته است. توجه به این لایههای کمتر دیدهشده، میتواند نقش مهمی در بهبود کیفیت و قابلیت اتکای اینترنت ایفا کند.
@Nobarcloud ☁️
👍7❤1
زیرساخت اینترنت و تاثیر قطعی طولانی بر شرکتهای فنی
قطعی طولانی اینترنت، تنها محدودیت در دسترسی کاربران نیست. این اختلال، بهطور مستقیم زیرساختهای سختافزاری و شبکهای کشور را تحت فشار قرار میدهد و تبعات آن به شرکتهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات بازمیگردد. برای شرکتهایی که فعالیتشان وابسته به توسعه نرمافزار، مدیریت سرورها و سرویسهای ابری است، این شرایط میتواند چالشهای عملیاتی قابل توجهی ایجاد کند.
در سطح زیرساخت، اینترنت به مجموعهای از تجهیزات سختافزاری متکی است: روترها، سوئیچها، سرورهای انتقال داده، دیتاسنترها و خطوط ارتباطی بین شهری و بینالمللی. هرگونه اختلال گسترده، فشار زیادی به این تجهیزات وارد میکند و موجب میشود که حتی پس از بازگشت ظاهری اینترنت، شبکه نتواند ظرفیت کامل خود را ارائه دهد. این محدودیتها اغلب باعث کندی دسترسی به سرویسها، تأخیر در انتقال داده و ناپایداری اتصال به سرورها میشود.
برای شرکتهای فنی، این مسائل عملیاتی پیامدهای ملموسی دارند. سیستمهای توسعه نرمافزار وابسته به پکیجها، مخازن وابستگی و سرویسهای مدیریت نسخه مانند Nexus، بهطور مداوم نیازمند اتصال پایدار به زیرساخت اینترنت هستند. وقتی این اتصال دچار اختلال میشود، فرایندهای خودکار توسعه و بهروزرسانی متوقف میشوند، تیمها مجبور به اجرای عملیات دستی میشوند و احتمال بروز خطا در سیستمها افزایش پیدا میکند.
علاوه بر این، مشکلات سختافزاری زیرساخت باعث کندی انتقال داده میان دیتاسنترها و سرویسهای ابری میشود. شرکتهایی که سرویسهای خود را روی کلود داخلی یا خارجی میزبانی میکنند، ممکن است با ناپایداری در همگامسازی دادهها مواجه شوند، عملیات پشتیبانگیری با تأخیر انجام شود و سطح دسترسی کاربران کاهش یابد. این اختلالات، اگرچه به صورت فوری محسوس نیستند، در بلندمدت باعث افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش بهرهوری میشوند.
زنجیره وابستگیها در شرکتهای نرمافزاری نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. دریافت بهروزرسانیها از میرورها، همگامسازی پکیجها و ارتباط با سرویسهای مدیریت نسخه، مستلزم اتصال پایدار و باکیفیت است. اختلال در این لایهها به معنای توقف بخشی از فرایندهای کلیدی توسعه، افزایش زمان استقرار پروژهها و ایجاد فشار روی تیمهای فنی است. به این ترتیب، حتی زمانی که اینترنت به ظاهر وصل شده است، شرکتها همچنان با محدودیتهای عملیاتی مواجهاند.
در نهایت، تجربه قطعیهای طولانی نشان میدهد که حفظ زیرساخت سختافزاری و شبکهای پایدار، بیش از هر ابزار نرمافزاری دیگری برای شرکتهای فناوری حیاتی است. برنامهریزی دقیق، مدیریت ظرفیت و بهینهسازی ارتباط میان سرورها، دیتاسنترها و سرویسهای ابری، تنها راه کاهش تأثیر اختلالات طولانیمدت است. توجه به این لایههای کمتر دیدهشده، کلید حفظ عملکرد و استمرار فعالیت شرکتهای فنی در شرایط ناپایدار اینترنت است.
@Nobarcloud ☁️
قطعی طولانی اینترنت، تنها محدودیت در دسترسی کاربران نیست. این اختلال، بهطور مستقیم زیرساختهای سختافزاری و شبکهای کشور را تحت فشار قرار میدهد و تبعات آن به شرکتهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات بازمیگردد. برای شرکتهایی که فعالیتشان وابسته به توسعه نرمافزار، مدیریت سرورها و سرویسهای ابری است، این شرایط میتواند چالشهای عملیاتی قابل توجهی ایجاد کند.
در سطح زیرساخت، اینترنت به مجموعهای از تجهیزات سختافزاری متکی است: روترها، سوئیچها، سرورهای انتقال داده، دیتاسنترها و خطوط ارتباطی بین شهری و بینالمللی. هرگونه اختلال گسترده، فشار زیادی به این تجهیزات وارد میکند و موجب میشود که حتی پس از بازگشت ظاهری اینترنت، شبکه نتواند ظرفیت کامل خود را ارائه دهد. این محدودیتها اغلب باعث کندی دسترسی به سرویسها، تأخیر در انتقال داده و ناپایداری اتصال به سرورها میشود.
برای شرکتهای فنی، این مسائل عملیاتی پیامدهای ملموسی دارند. سیستمهای توسعه نرمافزار وابسته به پکیجها، مخازن وابستگی و سرویسهای مدیریت نسخه مانند Nexus، بهطور مداوم نیازمند اتصال پایدار به زیرساخت اینترنت هستند. وقتی این اتصال دچار اختلال میشود، فرایندهای خودکار توسعه و بهروزرسانی متوقف میشوند، تیمها مجبور به اجرای عملیات دستی میشوند و احتمال بروز خطا در سیستمها افزایش پیدا میکند.
علاوه بر این، مشکلات سختافزاری زیرساخت باعث کندی انتقال داده میان دیتاسنترها و سرویسهای ابری میشود. شرکتهایی که سرویسهای خود را روی کلود داخلی یا خارجی میزبانی میکنند، ممکن است با ناپایداری در همگامسازی دادهها مواجه شوند، عملیات پشتیبانگیری با تأخیر انجام شود و سطح دسترسی کاربران کاهش یابد. این اختلالات، اگرچه به صورت فوری محسوس نیستند، در بلندمدت باعث افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش بهرهوری میشوند.
زنجیره وابستگیها در شرکتهای نرمافزاری نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. دریافت بهروزرسانیها از میرورها، همگامسازی پکیجها و ارتباط با سرویسهای مدیریت نسخه، مستلزم اتصال پایدار و باکیفیت است. اختلال در این لایهها به معنای توقف بخشی از فرایندهای کلیدی توسعه، افزایش زمان استقرار پروژهها و ایجاد فشار روی تیمهای فنی است. به این ترتیب، حتی زمانی که اینترنت به ظاهر وصل شده است، شرکتها همچنان با محدودیتهای عملیاتی مواجهاند.
در نهایت، تجربه قطعیهای طولانی نشان میدهد که حفظ زیرساخت سختافزاری و شبکهای پایدار، بیش از هر ابزار نرمافزاری دیگری برای شرکتهای فناوری حیاتی است. برنامهریزی دقیق، مدیریت ظرفیت و بهینهسازی ارتباط میان سرورها، دیتاسنترها و سرویسهای ابری، تنها راه کاهش تأثیر اختلالات طولانیمدت است. توجه به این لایههای کمتر دیدهشده، کلید حفظ عملکرد و استمرار فعالیت شرکتهای فنی در شرایط ناپایدار اینترنت است.
@Nobarcloud ☁️
👍7
در شرایط ناپایدار اینترنت، برای پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری چه باید کرد؟
در شرایطی که قطعی و ناپایداری اینترنت به یک ریسک تکرارشونده تبدیل شده است، داشتن یک پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری دیگر یک انتخاب یا اقدام احتیاطی نیست، بلکه بخشی از الزامات زیرساختی هر شرکت فنی محسوب میشود. بسیاری از اختلالاتی که در زمان قطعی یا محدودیت اینترنت رخ میدهند، نه به دلیل از کار افتادن کامل سیستمها، بلکه به دلیل نبود آمادگی برای چنین سناریوهایی تشدید میشوند.
نخستین اصل در طراحی یک پلن بکآپ مؤثر، تفکیک دادههای حیاتی از دادههای غیروحیاتی است. همه دادهها ارزش یکسان ندارند و لازم است مشخص شود کدام پایگاههای داده، فایلها، تنظیمات سیستم و اطلاعات عملیاتی باید با اولویت بالاتر و در بازههای زمانی کوتاهتر پشتیبانگیری شوند. بدون این تفکیک، بکآپگیری تبدیل به فرایندی پرهزینه و غیرهدفمند میشود.
در گام بعد، محل نگهداری بکآپها اهمیت ویژهای دارد. تکیه صرف بر یک دیتاسنتر یا یک موقعیت جغرافیایی، ریسک بزرگی ایجاد میکند. پلن بکآپ باید بهگونهای طراحی شود که نسخههای پشتیبان در چند لایه و در چند محل مستقل نگهداری شوند؛ برای مثال ترکیبی از ذخیرهسازی محلی، دیتاسنتر دوم و در صورت امکان، فضای ذخیرهسازی خارج از شبکه اصلی. این تنوع، احتمال از دست رفتن کامل دادهها را به حداقل میرساند.
از منظر فنی، بکآپگیری باید تا حد امکان خودکار، مستند و قابل تست باشد. بکآپی که فقط وجود دارد اما فرایند بازگردانی آن آزمایش نشده، در زمان بحران عملاً قابل اتکا نیست. بخشی از پلن دیزاستر ریکاوری باید به تستهای دورهای بازیابی دادهها اختصاص پیدا کند تا اطمینان حاصل شود که در شرایط واقعی نیز امکان بازگرداندن سرویسها وجود دارد.
در کنار دادهها، پیکربندی سیستمها و زیرساخت نیز باید جزو بکآپها باشد. تنظیمات سرورها، فایلهای کانفیگ، نسخههای وابستگیها و حتی اسکریپتهای استقرار، نقش مهمی در بازگرداندن سریع سرویسها دارند. در شرایط قطعی اینترنت، دسترسی نداشتن به این اطلاعات میتواند زمان بازیابی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
دیزاستر ریکاوری فراتر از بکآپگیری است و به سناریوهای عملیاتی نیز میپردازد. لازم است مشخص شود در صورت قطع اینترنت، اختلال در دیتاسنتر یا از دسترس خارج شدن سرویسهای خارجی، چه اقداماتی و به چه ترتیبی انجام میشود. تعریف نقشها، مسئولیتها و مسیرهای تصمیمگیری، باعث میشود تیم فنی در شرایط بحرانی دچار سردرگمی نشود و واکنشها هماهنگ و مؤثر باشند.
در نهایت، تجربه قطعیهای اخیر نشان میدهد که پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری باید متناسب با واقعیتهای زیرساختی کشور طراحی شود، نه بر اساس شرایط ایدهآل. اینترنت ناپایدار، دسترسی محدود به سرویسهای خارجی و اختلال در زنجیره تأمین نرمافزار، همگی عواملی هستند که باید در این پلن لحاظ شوند. آمادگی برای این شرایط، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای تداوم کسبوکار است.
@Nobarcloud ☁️
در شرایطی که قطعی و ناپایداری اینترنت به یک ریسک تکرارشونده تبدیل شده است، داشتن یک پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری دیگر یک انتخاب یا اقدام احتیاطی نیست، بلکه بخشی از الزامات زیرساختی هر شرکت فنی محسوب میشود. بسیاری از اختلالاتی که در زمان قطعی یا محدودیت اینترنت رخ میدهند، نه به دلیل از کار افتادن کامل سیستمها، بلکه به دلیل نبود آمادگی برای چنین سناریوهایی تشدید میشوند.
نخستین اصل در طراحی یک پلن بکآپ مؤثر، تفکیک دادههای حیاتی از دادههای غیروحیاتی است. همه دادهها ارزش یکسان ندارند و لازم است مشخص شود کدام پایگاههای داده، فایلها، تنظیمات سیستم و اطلاعات عملیاتی باید با اولویت بالاتر و در بازههای زمانی کوتاهتر پشتیبانگیری شوند. بدون این تفکیک، بکآپگیری تبدیل به فرایندی پرهزینه و غیرهدفمند میشود.
در گام بعد، محل نگهداری بکآپها اهمیت ویژهای دارد. تکیه صرف بر یک دیتاسنتر یا یک موقعیت جغرافیایی، ریسک بزرگی ایجاد میکند. پلن بکآپ باید بهگونهای طراحی شود که نسخههای پشتیبان در چند لایه و در چند محل مستقل نگهداری شوند؛ برای مثال ترکیبی از ذخیرهسازی محلی، دیتاسنتر دوم و در صورت امکان، فضای ذخیرهسازی خارج از شبکه اصلی. این تنوع، احتمال از دست رفتن کامل دادهها را به حداقل میرساند.
از منظر فنی، بکآپگیری باید تا حد امکان خودکار، مستند و قابل تست باشد. بکآپی که فقط وجود دارد اما فرایند بازگردانی آن آزمایش نشده، در زمان بحران عملاً قابل اتکا نیست. بخشی از پلن دیزاستر ریکاوری باید به تستهای دورهای بازیابی دادهها اختصاص پیدا کند تا اطمینان حاصل شود که در شرایط واقعی نیز امکان بازگرداندن سرویسها وجود دارد.
در کنار دادهها، پیکربندی سیستمها و زیرساخت نیز باید جزو بکآپها باشد. تنظیمات سرورها، فایلهای کانفیگ، نسخههای وابستگیها و حتی اسکریپتهای استقرار، نقش مهمی در بازگرداندن سریع سرویسها دارند. در شرایط قطعی اینترنت، دسترسی نداشتن به این اطلاعات میتواند زمان بازیابی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
دیزاستر ریکاوری فراتر از بکآپگیری است و به سناریوهای عملیاتی نیز میپردازد. لازم است مشخص شود در صورت قطع اینترنت، اختلال در دیتاسنتر یا از دسترس خارج شدن سرویسهای خارجی، چه اقداماتی و به چه ترتیبی انجام میشود. تعریف نقشها، مسئولیتها و مسیرهای تصمیمگیری، باعث میشود تیم فنی در شرایط بحرانی دچار سردرگمی نشود و واکنشها هماهنگ و مؤثر باشند.
در نهایت، تجربه قطعیهای اخیر نشان میدهد که پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری باید متناسب با واقعیتهای زیرساختی کشور طراحی شود، نه بر اساس شرایط ایدهآل. اینترنت ناپایدار، دسترسی محدود به سرویسهای خارجی و اختلال در زنجیره تأمین نرمافزار، همگی عواملی هستند که باید در این پلن لحاظ شوند. آمادگی برای این شرایط، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای تداوم کسبوکار است.
@Nobarcloud ☁️
❤2👍2
چرا پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری حیاتی است؟
در شرایط ناپایداری اینترنت و اختلالات طولانیمدت، طراحی یک پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری دقیق برای شرکتهای فنی حیاتی است. این پلن نباید تنها به نسخه پشتیبان از دادهها محدود شود، بلکه باید تضمین کند که در صورت قطعی اینترنت، از دسترس خارج شدن سرویسهای ابری یا اختلال در دیتاسنترها، توسعه نرمافزار و استقرار سرویسها با حداقل وقفه ادامه پیدا کند. برای این منظور، ابتدا باید دادهها و سیستمهای حیاتی شناسایی و اولویتبندی شوند؛ شامل پایگاههای داده اصلی، فایلهای کانفیگ سرورها، اسکریپتهای استقرار، وابستگیهای نرمافزاری و مخازن داخلی و خارجی پکیجها. ذخیرهسازی این لایهها با فواصل زمانی کوتاه، اطمینان میدهد که در شرایط بحرانی، امکان بازیابی سریع و مطمئن وجود داشته باشد.
یکی از بخشهای مهم این پلن، مدیریت و پشتیبانگیری از مخازن وابستگیها و سرویسهای مدیریت پکیج مانند Nexus، Artifactory یا GitLab Package Registry است. شرکتهایی که به این سرویسها برای مدیریت نسخهها و وابستگیها متکی هستند، باید مطمئن شوند که یک نسخه آفلاین یا کپی محلی از تمام پکیجهای حیاتی موجود است. این کار میتواند شامل Mirror کردن کامل مخازن اصلی، ذخیره Docker Images در Registry داخلی و پشتیبانگیری منظم از مخازن Git باشد تا در صورت قطع اینترنت یا محدودیت دسترسی، تیم توسعه همچنان بتواند فرایند ساخت و استقرار را ادامه دهد.
میرورها نیز نقش مهمی در تضمین تداوم عملیات دارند. تیمهای فنی باید بتوانند نسخههای محلی پکیجها و بهروزرسانیها را در دیتاسنتر داخلی یا سرورهای محلی نگهداری کنند تا در مواقعی که دسترسی به منابع خارجی محدود است، پروژهها بدون تأخیر پیش بروند. این رویکرد به خصوص برای پکیجهای پرمصرف در محیطهای Node.js، Python (PyPI)، Java (Maven) و حتی ایمیج Docker ضروری است.
بخش دیگری که اغلب نادیده گرفته میشود، پشتیبانگیری از کانفیگ سرورها و تنظیمات شبکه است. شامل فایلهای کانفیگ سرویسهای وب، دیتابیسها، Load Balancerها و سیستمهای CI/CD میشود. بدون داشتن نسخههای پشتیبان از این تنظیمات، بازگردانی سرویسها حتی با وجود دادههای بکآپ، بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود. بنابراین، اسکریپتهای خودکار برای بکآپ کانفیگها، همراه با ذخیرهسازی چندلایه و رمزگذاری مناسب، یک ضرورت است.
خودکارسازی و تست دورهای بکآپها نیز کلید موفقیت پلن دیزاستر ریکاوری است. بکآپهایی که به صورت دستی انجام شوند یا تست بازیابی آنها نشده باشد، در بحران کارایی لازم را ندارند. اسکریپتهای اتوماتیک، گزارشگیری دقیق و تمرینهای منظم بازیابی، تضمین میکنند که در شرایط واقعی تیم فنی قادر باشد سریع و بدون خطا سرویسها و دادهها را بازگرداند.
در نهایت، یک پلن مؤثر دیزاستر ریکاوری باید شامل سناریوهای عملیاتی مشخص برای قطعی اینترنت، از دسترس خارج شدن سرویسهای ابری، اختلال در دیتاسنتر و ناپایداری میرورها و مخازن وابستگیها باشد. تعیین نقشها و مسئولیتها، مسیرهای تصمیمگیری و مراحل بازیابی سرویسها باعث میشود تیم فنی بدون سردرگمی عمل کند و توانایی ادامه توسعه، استقرار و نگهداری سیستمها حتی در شرایط بحرانی را داشته باشد. این رویکرد، نه تنها از دست رفتن دادهها و توقف عملیات را کاهش میدهد، بلکه امکان مدیریت پایدار و کمهزینه زیرساختها را در شرایط ناپایدار اینترنت فراهم میکند و ستون فقرات تداوم عملیاتی شرکتهای فناوری را تضمین میکند.
@Nobarcloud ☁️
در شرایط ناپایداری اینترنت و اختلالات طولانیمدت، طراحی یک پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری دقیق برای شرکتهای فنی حیاتی است. این پلن نباید تنها به نسخه پشتیبان از دادهها محدود شود، بلکه باید تضمین کند که در صورت قطعی اینترنت، از دسترس خارج شدن سرویسهای ابری یا اختلال در دیتاسنترها، توسعه نرمافزار و استقرار سرویسها با حداقل وقفه ادامه پیدا کند. برای این منظور، ابتدا باید دادهها و سیستمهای حیاتی شناسایی و اولویتبندی شوند؛ شامل پایگاههای داده اصلی، فایلهای کانفیگ سرورها، اسکریپتهای استقرار، وابستگیهای نرمافزاری و مخازن داخلی و خارجی پکیجها. ذخیرهسازی این لایهها با فواصل زمانی کوتاه، اطمینان میدهد که در شرایط بحرانی، امکان بازیابی سریع و مطمئن وجود داشته باشد.
یکی از بخشهای مهم این پلن، مدیریت و پشتیبانگیری از مخازن وابستگیها و سرویسهای مدیریت پکیج مانند Nexus، Artifactory یا GitLab Package Registry است. شرکتهایی که به این سرویسها برای مدیریت نسخهها و وابستگیها متکی هستند، باید مطمئن شوند که یک نسخه آفلاین یا کپی محلی از تمام پکیجهای حیاتی موجود است. این کار میتواند شامل Mirror کردن کامل مخازن اصلی، ذخیره Docker Images در Registry داخلی و پشتیبانگیری منظم از مخازن Git باشد تا در صورت قطع اینترنت یا محدودیت دسترسی، تیم توسعه همچنان بتواند فرایند ساخت و استقرار را ادامه دهد.
میرورها نیز نقش مهمی در تضمین تداوم عملیات دارند. تیمهای فنی باید بتوانند نسخههای محلی پکیجها و بهروزرسانیها را در دیتاسنتر داخلی یا سرورهای محلی نگهداری کنند تا در مواقعی که دسترسی به منابع خارجی محدود است، پروژهها بدون تأخیر پیش بروند. این رویکرد به خصوص برای پکیجهای پرمصرف در محیطهای Node.js، Python (PyPI)، Java (Maven) و حتی ایمیج Docker ضروری است.
بخش دیگری که اغلب نادیده گرفته میشود، پشتیبانگیری از کانفیگ سرورها و تنظیمات شبکه است. شامل فایلهای کانفیگ سرویسهای وب، دیتابیسها، Load Balancerها و سیستمهای CI/CD میشود. بدون داشتن نسخههای پشتیبان از این تنظیمات، بازگردانی سرویسها حتی با وجود دادههای بکآپ، بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود. بنابراین، اسکریپتهای خودکار برای بکآپ کانفیگها، همراه با ذخیرهسازی چندلایه و رمزگذاری مناسب، یک ضرورت است.
خودکارسازی و تست دورهای بکآپها نیز کلید موفقیت پلن دیزاستر ریکاوری است. بکآپهایی که به صورت دستی انجام شوند یا تست بازیابی آنها نشده باشد، در بحران کارایی لازم را ندارند. اسکریپتهای اتوماتیک، گزارشگیری دقیق و تمرینهای منظم بازیابی، تضمین میکنند که در شرایط واقعی تیم فنی قادر باشد سریع و بدون خطا سرویسها و دادهها را بازگرداند.
در نهایت، یک پلن مؤثر دیزاستر ریکاوری باید شامل سناریوهای عملیاتی مشخص برای قطعی اینترنت، از دسترس خارج شدن سرویسهای ابری، اختلال در دیتاسنتر و ناپایداری میرورها و مخازن وابستگیها باشد. تعیین نقشها و مسئولیتها، مسیرهای تصمیمگیری و مراحل بازیابی سرویسها باعث میشود تیم فنی بدون سردرگمی عمل کند و توانایی ادامه توسعه، استقرار و نگهداری سیستمها حتی در شرایط بحرانی را داشته باشد. این رویکرد، نه تنها از دست رفتن دادهها و توقف عملیات را کاهش میدهد، بلکه امکان مدیریت پایدار و کمهزینه زیرساختها را در شرایط ناپایدار اینترنت فراهم میکند و ستون فقرات تداوم عملیاتی شرکتهای فناوری را تضمین میکند.
@Nobarcloud ☁️
❤5👍2
در هفتههای اخیر، آسیبهای واردشده به زیرساختها فشار قابلتوجهی را به اکوسیستم استارتاپی کشور، بهویژه تیمهای نوپا و در مراحل ابتدایی، وارد کرده است. محدودیتهای زیرساختی و ناپایداری سرویسها، فرایند توسعه، تست، استقرار و حتی ارتباط تیمها با کاربران و بازار را با چالشهای جدی مواجه کرده است. ما این وضعیت را صرفاً یک اختلال کوتاهمدت نمیدانیم، بلکه آن را مسئلهای ساختاری میبینیم که نیازمند همراهی و مسئولیتپذیری جمعی است.
بر همین اساس، تصمیم گرفتیم فضایی فراهم کنیم تا استارتاپهای نوپا بتوانند پلنها، نیازمندیها و دغدغههای زیرساختی خود را با ما به اشتراک بگذارند. این پلنها پس از بررسی فنی و ارزیابی شرایط هر تیم، مبنای ارائه منابع و حمایتهای متناسب بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان قرار میگیرند؛ منابعی که با هدف حفظ تداوم فعالیت، کاهش فشار عملیاتی و جلوگیری از توقف مسیر رشد در اختیار تیمها قرار خواهد گرفت.
هدف این اقدام، حمایت از تیمهایی است که با وجود محدودیتها و فشارهای موجود، همچنان متعهد به ساختن، نوآوری و پیشبرد ایدههای خود هستند. باور داریم تداوم فعالیت این تیمها، نقش مهمی در پایداری اکوسیستم نوآوری دارد و حمایت از آنها، سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده است.
جزئیات، شرایط و نحوه ثبت درخواست در وبسایت توضیح داده شده است. امیدواریم این قدم، هرچند کوچک، بتواند سهمی در حفظ جریان نوآوری و بقای کسبوکارهای نوپا در این شرایط دشوار داشته باشد.
@Nobarcloud ☁️
بر همین اساس، تصمیم گرفتیم فضایی فراهم کنیم تا استارتاپهای نوپا بتوانند پلنها، نیازمندیها و دغدغههای زیرساختی خود را با ما به اشتراک بگذارند. این پلنها پس از بررسی فنی و ارزیابی شرایط هر تیم، مبنای ارائه منابع و حمایتهای متناسب بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان قرار میگیرند؛ منابعی که با هدف حفظ تداوم فعالیت، کاهش فشار عملیاتی و جلوگیری از توقف مسیر رشد در اختیار تیمها قرار خواهد گرفت.
هدف این اقدام، حمایت از تیمهایی است که با وجود محدودیتها و فشارهای موجود، همچنان متعهد به ساختن، نوآوری و پیشبرد ایدههای خود هستند. باور داریم تداوم فعالیت این تیمها، نقش مهمی در پایداری اکوسیستم نوآوری دارد و حمایت از آنها، سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده است.
جزئیات، شرایط و نحوه ثبت درخواست در وبسایت توضیح داده شده است. امیدواریم این قدم، هرچند کوچک، بتواند سهمی در حفظ جریان نوآوری و بقای کسبوکارهای نوپا در این شرایط دشوار داشته باشد.
@Nobarcloud ☁️
❤8👍2
چرا پلن بکآپ و دیزاستر ریکاوری حیاتی است؟(بخش سوم)
در شرایط ناپایداری اینترنت و اختلالهای مکرر زیرساختی، تمرکز صرف بر بکآپ کافی نیست. اگرچه بکآپ یکی از ارکان اصلی تابآوری سیستمهاست، اما تجربه نشان داده که بسیاری از آسیبها پیش از مرحله از دست رفتن دادهها رخ میدهند؛ جایی که سرویسها به دلیل وابستگیهای بیرونی، معماری نامنعطف یا نبود استقلال عملیاتی از کار میافتند. بنابراین لازم است نگاه زیرساختی فراتر از بکآپ گسترش یابد و بر کاهش وابستگی، افزایش تابآوری و تداوم سرویس تمرکز کند.
یکی از مهمترین اقدامات، کاهش وابستگی به سرویسهای خارجی و نقاط شکست واحد است. بسیاری از تیمها بهصورت ناخواسته به APIها، رجیستریها، سرویسهای احراز هویت یا DNSهای خارجی وابستهاند. در زمان اختلال اینترنت، این وابستگیها حتی اگر دادهها سالم باشند، میتوانند کل سرویس را از دسترس خارج کنند. استفاده از سرویسهای جایگزین داخلی، پیادهسازی DNS Resolverهای محلی، Cache کردن پاسخهای حیاتی و طراحی سیستم بهگونهای که در حالت Degraded Mode نیز قابل استفاده باشد، از جمله راهکارهایی است که میتواند سطح دسترسپذیری را در بحران حفظ کند.
موضوع مهم دیگر، طراحی معماری منعطف و ماژولار است. سیستمهایی که بهشدت Monolithic هستند یا وابستگیهای تنگاتنگ بین سرویسها دارند، در شرایط ناپایدار بیشترین آسیب را میبینند. حرکت به سمت معماری ماژولار، تعریف Boundaryهای مشخص بین سرویسها و استفاده از Queueها و Message Brokerها، باعث میشود اختلال در یک بخش، کل سیستم را زمینگیر نکند. این نوع طراحی به تیمها اجازه میدهد برخی سرویسها را موقتاً غیرفعال یا محدود کنند، بدون آنکه کل محصول از کار بیفتد.
از منظر عملیاتی، مدیریت دسترسی و آمادهسازی تیم برای شرایط آفلاین یا نیمهآفلاین اهمیت بالایی دارد. بسیاری از فرآیندهای روزمره مانند Deploy، مانیتورینگ یا حتی دسترسی به مستندات، به اینترنت وابستهاند. نگهداری مستندات حیاتی بهصورت داخلی، دسترسی آفلاین به ابزارهای مانیتورینگ و آمادهسازی Runbookهای بحران، کمک میکند تیم فنی در زمان اختلال بدون اتکا به منابع بیرونی تصمیمگیری کند. این موضوع بهویژه برای تیمهای کوچک که فشار عملیاتی بالاتری دارند، حیاتی است.
بعد دیگر، مانیتورینگ هوشمند و تشخیص زودهنگام اختلالهاست. در بسیاری از موارد، آسیبها زمانی بزرگ میشوند که تیم دیر متوجه مشکل میشود. پیادهسازی مانیتورینگ داخلی، آلارمهای مبتنی بر رفتار سیستم و تفکیک خطاهای زیرساختی از خطاهای اپلیکیشنی، امکان واکنش سریعتر را فراهم میکند. این کار نهتنها زمان Downtime را کاهش میدهد، بلکه از تصمیمهای شتابزده و پرهزینه در شرایط بحران جلوگیری میکند.
در نهایت، نباید از بعد انسانی و سازمانی غافل شد. زیرساخت پایدار بدون تیم آماده و تصمیمگیر مؤثر، معنا ندارد. شفافیت در تصمیمگیری، تعریف مسئولیتها در شرایط بحرانی و تمرین سناریوهای اختلال، به تیمها اعتمادبهنفس و سرعت عمل میدهد. سازمانهایی که بحران را از پیش تمرین کردهاند، در زمان واقعی کمتر دچار سردرگمی و فرسودگی میشوند.
در مجموع، تابآوری واقعی زیرساخت تنها با بکآپ محقق نمیشود. کاهش وابستگیها، معماری منعطف، آمادگی عملیاتی، مانیتورینگ دقیق و بلوغ تیمی، مجموعه اقداماتی هستند که در کنار بکآپ، امکان ادامه مسیر کسبوکار را در شرایط ناپایدار فراهم میکنند. این نگاه جامع، تفاوت میان «بقا» و «از کار افتادن» را در لحظات بحرانی رقم میزند.
@Nobarcloud ☁️
در شرایط ناپایداری اینترنت و اختلالهای مکرر زیرساختی، تمرکز صرف بر بکآپ کافی نیست. اگرچه بکآپ یکی از ارکان اصلی تابآوری سیستمهاست، اما تجربه نشان داده که بسیاری از آسیبها پیش از مرحله از دست رفتن دادهها رخ میدهند؛ جایی که سرویسها به دلیل وابستگیهای بیرونی، معماری نامنعطف یا نبود استقلال عملیاتی از کار میافتند. بنابراین لازم است نگاه زیرساختی فراتر از بکآپ گسترش یابد و بر کاهش وابستگی، افزایش تابآوری و تداوم سرویس تمرکز کند.
یکی از مهمترین اقدامات، کاهش وابستگی به سرویسهای خارجی و نقاط شکست واحد است. بسیاری از تیمها بهصورت ناخواسته به APIها، رجیستریها، سرویسهای احراز هویت یا DNSهای خارجی وابستهاند. در زمان اختلال اینترنت، این وابستگیها حتی اگر دادهها سالم باشند، میتوانند کل سرویس را از دسترس خارج کنند. استفاده از سرویسهای جایگزین داخلی، پیادهسازی DNS Resolverهای محلی، Cache کردن پاسخهای حیاتی و طراحی سیستم بهگونهای که در حالت Degraded Mode نیز قابل استفاده باشد، از جمله راهکارهایی است که میتواند سطح دسترسپذیری را در بحران حفظ کند.
موضوع مهم دیگر، طراحی معماری منعطف و ماژولار است. سیستمهایی که بهشدت Monolithic هستند یا وابستگیهای تنگاتنگ بین سرویسها دارند، در شرایط ناپایدار بیشترین آسیب را میبینند. حرکت به سمت معماری ماژولار، تعریف Boundaryهای مشخص بین سرویسها و استفاده از Queueها و Message Brokerها، باعث میشود اختلال در یک بخش، کل سیستم را زمینگیر نکند. این نوع طراحی به تیمها اجازه میدهد برخی سرویسها را موقتاً غیرفعال یا محدود کنند، بدون آنکه کل محصول از کار بیفتد.
از منظر عملیاتی، مدیریت دسترسی و آمادهسازی تیم برای شرایط آفلاین یا نیمهآفلاین اهمیت بالایی دارد. بسیاری از فرآیندهای روزمره مانند Deploy، مانیتورینگ یا حتی دسترسی به مستندات، به اینترنت وابستهاند. نگهداری مستندات حیاتی بهصورت داخلی، دسترسی آفلاین به ابزارهای مانیتورینگ و آمادهسازی Runbookهای بحران، کمک میکند تیم فنی در زمان اختلال بدون اتکا به منابع بیرونی تصمیمگیری کند. این موضوع بهویژه برای تیمهای کوچک که فشار عملیاتی بالاتری دارند، حیاتی است.
بعد دیگر، مانیتورینگ هوشمند و تشخیص زودهنگام اختلالهاست. در بسیاری از موارد، آسیبها زمانی بزرگ میشوند که تیم دیر متوجه مشکل میشود. پیادهسازی مانیتورینگ داخلی، آلارمهای مبتنی بر رفتار سیستم و تفکیک خطاهای زیرساختی از خطاهای اپلیکیشنی، امکان واکنش سریعتر را فراهم میکند. این کار نهتنها زمان Downtime را کاهش میدهد، بلکه از تصمیمهای شتابزده و پرهزینه در شرایط بحران جلوگیری میکند.
در نهایت، نباید از بعد انسانی و سازمانی غافل شد. زیرساخت پایدار بدون تیم آماده و تصمیمگیر مؤثر، معنا ندارد. شفافیت در تصمیمگیری، تعریف مسئولیتها در شرایط بحرانی و تمرین سناریوهای اختلال، به تیمها اعتمادبهنفس و سرعت عمل میدهد. سازمانهایی که بحران را از پیش تمرین کردهاند، در زمان واقعی کمتر دچار سردرگمی و فرسودگی میشوند.
در مجموع، تابآوری واقعی زیرساخت تنها با بکآپ محقق نمیشود. کاهش وابستگیها، معماری منعطف، آمادگی عملیاتی، مانیتورینگ دقیق و بلوغ تیمی، مجموعه اقداماتی هستند که در کنار بکآپ، امکان ادامه مسیر کسبوکار را در شرایط ناپایدار فراهم میکنند. این نگاه جامع، تفاوت میان «بقا» و «از کار افتادن» را در لحظات بحرانی رقم میزند.
@Nobarcloud ☁️
❤4👍1