Understanding this Print Ad (1892) Depends on the Ability to Read the Copy
#ADText
#Media
#Advertising
#Copywriting
#ADText
#Media
#Advertising
#Copywriting
فکر میکنید دنیا چقدر جهانی شده است؟
How global is the world today, really?
پاسخ مستند قماوات: به طرز باورنکردنی "فقط اندکی" است
@occasionally_management
How global is the world today, really?
پاسخ مستند قماوات: به طرز باورنکردنی "فقط اندکی" است
@occasionally_management
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
بنزین فوب خلیج فارس (عمده فروشی) لیتری ۵۵ سنته.
دلار حدود ۶۶۰۰ تومنه.
پس قیمت تموم شده بنزین حدود ۳۶۰۰ تومنه.
یعنی از هزینه حمل و جایگاه و مالیات و غیره هم که بگذریم، حداقل روی هر لیتر بنزین ۲۶۰۰ تومن یارانه داده میشه.
مصرف بنزین روزانه ۸۰ میلیون لیتره.
یعنی روزانه بیش از ۲۰۰ میلیارد تومن به خودرودارها یارانه داده میشه.
در یکسال، حدود ۸۰ هزار میلیارد تومن یارانه روی بنزین داده میشه.
کل بودجه سالانه آموزش و پرورش، از ابتدایی تا عالی، همه مدارس و دانشگاهها روی هم، نصف این مبلغ هم نیست!
یعنی به هر نفر سالانه یک میلیون تومن داده میشه تا بسوزه بشه دود و روزی ده کیلومتر سفر ماشینی بکنه.
نمیشه با این یک میلیون تومن کار مفیدتری کرد؟
دلار حدود ۶۶۰۰ تومنه.
پس قیمت تموم شده بنزین حدود ۳۶۰۰ تومنه.
یعنی از هزینه حمل و جایگاه و مالیات و غیره هم که بگذریم، حداقل روی هر لیتر بنزین ۲۶۰۰ تومن یارانه داده میشه.
مصرف بنزین روزانه ۸۰ میلیون لیتره.
یعنی روزانه بیش از ۲۰۰ میلیارد تومن به خودرودارها یارانه داده میشه.
در یکسال، حدود ۸۰ هزار میلیارد تومن یارانه روی بنزین داده میشه.
کل بودجه سالانه آموزش و پرورش، از ابتدایی تا عالی، همه مدارس و دانشگاهها روی هم، نصف این مبلغ هم نیست!
یعنی به هر نفر سالانه یک میلیون تومن داده میشه تا بسوزه بشه دود و روزی ده کیلومتر سفر ماشینی بکنه.
نمیشه با این یک میلیون تومن کار مفیدتری کرد؟
۲ روز فین تکی
2Day FINTECH
1⃣مراحل سرمایهگذاری در استارتاپها
2⃣استارتاپهای فینتک
3⃣بازاریابی استارتاپها
4⃣تجربه خلق اقیانوس آبی
۲۰و۲۱تیر/ ۹الی۱۲ /۱۵الی۱۸
https://evand.com/events/mahoor-fintech
2Day FINTECH
1⃣مراحل سرمایهگذاری در استارتاپها
2⃣استارتاپهای فینتک
3⃣بازاریابی استارتاپها
4⃣تجربه خلق اقیانوس آبی
۲۰و۲۱تیر/ ۹الی۱۲ /۱۵الی۱۸
https://evand.com/events/mahoor-fintech
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
#سفرنامه
همیشه مونده بودم چرا شرکتهای پتروشیمی به فروش ارز به قیمت ۴۲۰۰ تن میدن.
برام سوال بود که چرا به دولت فشار نمیآرند که ارزشون رو به قیمت بازار، که بین هفت تا هشت هزار تومنه، معامله کنند.
بالاخره فهمیدم و میخوام براتون تعریف کنم. فقط اگه سرپا یا در حال حرکتید، اول بشینید بعد بخونید!
ارز صادرکنندگان، مثلا پتروشیمی یا فولاد، در اختیار بانک مرکزی در حسابهای خارج کشور قرار میگیره.
وارد کننده ثبت سفارش میگیره و میره بانک مرکزی میگه دلار ۴۲۰۰ میخوام.
بانک مرکزی به هر صادرکننده ارز داری، پنج تا واردکننده معرفی میکنه تا برن ازش دلار بخرند.
واردکنندهها به شرکت صادرکننده، مراجعه میکنند. مثلا میرن دفترمرکزی یه شرکت پتروشیمی و هر کدوم چونه میزنند که پتروشیمی دلار ۴۲۰۰ رو به اونها بفروشه.
شرکت پتروشیمی فقط میتونه به نرخ ۴۲۰۰ بفروشه، پس چطوری بین متقاضیهای ارز یکی رو انتخاب میکنه؟
مدیر پتروشیمی بهشون یادآوری میکنه که قیمت ارز تو بازار مثلا ۷۵۰۰ه. طرفین شروع میکنن به چونه زدن و چون پنج تا متقاضی هست، قیمت میاد بالا.
یه واردکننده بهم گفت دیروز ۳۰ میلیون دلار ارز ۷۲۰۰ از یک پتروشیمی دولتی خریده. منتها
۳۰ × ۴۲۰۰ = ۱۲۶
۱۲۶ میلیارد تومان چک در وجه شرکت پتروشیمی کشیده.
اینجا جالب میشه:
بعد بابت اختلاف ۳۰۰۰ تومنی،
۳۰ × ۳۰۰۰ = ۹۰
۹۰ میلیارد تومن چک در وجه شخص مدیر پتروشیمی دولتی کشیده!
گفتم آخه مگه میشه؟!؟! حسابهای بانکی راحت قابل کنترله. مگه میشه کسی حساس نشه که این آقای مدیر پتروشیمی چجوریه که چند روز یه بار ۹۰ میلیارد تومان پول میاد تو حسابش؟
گفت مدیرهایی که محافظهکارند یه جور دیگه باهام حساب میکنند. میگن ۱۲۶ میلیارد تومن چکی که بابت ۳۰ میلیون دلار دادی، واقعا معادل ۱۷/۵ میلیون دلار ۷۲۰۰ بوده. پس مدیر پتروشیمی یه شماره حساب خارج از کشور بهم میده میگه وقتی ۳۰ میلیون دلار رو از بانک مرکزی تحویل گرفتی، ۱۲/۵ میلیون دلار رو به این شماره حساب واریز کن. اینجوری عملا ۱۷/۵ میلیون دلار به قیمت ۷۲۰۰ خریدم.
گفتم اگه به نرخ ۷۲۰۰ تن ندی چی میشه؟ گفت ارز رو میده به یکی دیگه از اون چهار نفر.
این خاص یه پتروشیمی دولتی خاص نیست، شامل فولاد و همه صادرکنندههای دیگه هم میشه.
اگه دولت از خیر ارز ۴۲۰۰ میگذشت و نرخ ارز رو آزاد میکرد، این پولها وارد یه شرکت دولتی میشد، اما حالا گیر مدیر فاسدش میآد. اگه تونستید حسابهای خارج از کشورش رو ردگیری کنید.
همیشه مونده بودم چرا شرکتهای پتروشیمی به فروش ارز به قیمت ۴۲۰۰ تن میدن.
برام سوال بود که چرا به دولت فشار نمیآرند که ارزشون رو به قیمت بازار، که بین هفت تا هشت هزار تومنه، معامله کنند.
بالاخره فهمیدم و میخوام براتون تعریف کنم. فقط اگه سرپا یا در حال حرکتید، اول بشینید بعد بخونید!
ارز صادرکنندگان، مثلا پتروشیمی یا فولاد، در اختیار بانک مرکزی در حسابهای خارج کشور قرار میگیره.
وارد کننده ثبت سفارش میگیره و میره بانک مرکزی میگه دلار ۴۲۰۰ میخوام.
بانک مرکزی به هر صادرکننده ارز داری، پنج تا واردکننده معرفی میکنه تا برن ازش دلار بخرند.
واردکنندهها به شرکت صادرکننده، مراجعه میکنند. مثلا میرن دفترمرکزی یه شرکت پتروشیمی و هر کدوم چونه میزنند که پتروشیمی دلار ۴۲۰۰ رو به اونها بفروشه.
شرکت پتروشیمی فقط میتونه به نرخ ۴۲۰۰ بفروشه، پس چطوری بین متقاضیهای ارز یکی رو انتخاب میکنه؟
مدیر پتروشیمی بهشون یادآوری میکنه که قیمت ارز تو بازار مثلا ۷۵۰۰ه. طرفین شروع میکنن به چونه زدن و چون پنج تا متقاضی هست، قیمت میاد بالا.
یه واردکننده بهم گفت دیروز ۳۰ میلیون دلار ارز ۷۲۰۰ از یک پتروشیمی دولتی خریده. منتها
۳۰ × ۴۲۰۰ = ۱۲۶
۱۲۶ میلیارد تومان چک در وجه شرکت پتروشیمی کشیده.
اینجا جالب میشه:
بعد بابت اختلاف ۳۰۰۰ تومنی،
۳۰ × ۳۰۰۰ = ۹۰
۹۰ میلیارد تومن چک در وجه شخص مدیر پتروشیمی دولتی کشیده!
گفتم آخه مگه میشه؟!؟! حسابهای بانکی راحت قابل کنترله. مگه میشه کسی حساس نشه که این آقای مدیر پتروشیمی چجوریه که چند روز یه بار ۹۰ میلیارد تومان پول میاد تو حسابش؟
گفت مدیرهایی که محافظهکارند یه جور دیگه باهام حساب میکنند. میگن ۱۲۶ میلیارد تومن چکی که بابت ۳۰ میلیون دلار دادی، واقعا معادل ۱۷/۵ میلیون دلار ۷۲۰۰ بوده. پس مدیر پتروشیمی یه شماره حساب خارج از کشور بهم میده میگه وقتی ۳۰ میلیون دلار رو از بانک مرکزی تحویل گرفتی، ۱۲/۵ میلیون دلار رو به این شماره حساب واریز کن. اینجوری عملا ۱۷/۵ میلیون دلار به قیمت ۷۲۰۰ خریدم.
گفتم اگه به نرخ ۷۲۰۰ تن ندی چی میشه؟ گفت ارز رو میده به یکی دیگه از اون چهار نفر.
این خاص یه پتروشیمی دولتی خاص نیست، شامل فولاد و همه صادرکنندههای دیگه هم میشه.
اگه دولت از خیر ارز ۴۲۰۰ میگذشت و نرخ ارز رو آزاد میکرد، این پولها وارد یه شرکت دولتی میشد، اما حالا گیر مدیر فاسدش میآد. اگه تونستید حسابهای خارج از کشورش رو ردگیری کنید.
Forwarded from Mohammad Bagherzadeh
13970405-1434-4-72.pdf
230.1 KB
Forwarded from Financial Engineering
✅چگونه سفر خارجی مجانی برویم؟! یا چگونه یک شبه بدون هیچ زحمتی میلیاردر شویم؟!
✍🏻 صادق الحسینی
🔹از همان ابتدا هم گفتم که سیاست ارز 4200 تومانی به اضافه ممنوعیت خرید و فروش ارز که سیاست ارزی فعلی دولت است به دلایل مختلف غلط بوده و متاسفانه نه تنها راه حل شوک ارزی که به کشور وارد شده نیست، بلکه خودش شوک جدیدی به اقتصاد وارد کرده و باعث شده قیمت دلار بی جهت بالا برود. شوک خارجی اصلی وارد شده از محل فشار به کانالهای انتقال ارز ما در خارج بود ولی ما اقدام به تک نرخی کردن ارز در قیمت 4200 تومان (قیمتی پایین) و ممنوعیت خرید و فروش ارز در بازار کردیم. اگر بخواهم مثال بزنم همانند این است که مریض ما سرطان کبد دارد ولی به دنبال جراحی کردن مغز او هستیم! طبیعی است که این جراحی نه تنها کمکی به مریض نمی کند بلکه وضع او را بدتر خواهد کرد. در این مطلب نشان می دهم که این سیاست ارزی چگونه عده ای دلال را میلیاردر می کند و چگونه می توانید مسافرت مجانی بروید!
1️⃣چگونه بعضی ها یک شبه میلیاردر می شوند؟ پاسخ: با واردات کالا با دلار 4200 تومانی و صادرات همان کالا با دلار 8200 تومانی!
سیاست غلط ارزی جریانی غیرقابل باور را در کشور شکل داده که اسمش را نمی دانم چه میشود گذاشت. عده ای با دلار 4200 تومانی کالا وارد کرده و همان کالا را بدون هیچ تغییری به عراق یا افغانستان (یا حتی مابقی کشورها) صادر می کنند! نفع این کار چیست؟ علی القاعده در شرایط عادی چنین کاری حماقت محض است و فقط هزینه های حمل را به فرد تحمیل می کند. اما منفعت میلیاردی این سیاست این است که با دلار 4200 تومانی وارد می کنند ولی دلار حاصل از صادرات به قیمت بازار آزاد (مثال 8200 تومان) است! (در مورد عراق و افغانستان که حتی نیاز به بازگرداندن ارز صادراتی هم نیست) این بدان معناست فردی که مثلا 20 میلیون دلار سویا با ارز 4200 تومانی وارد کرده، این سویا را صادر می کند و ارز آن را به قیمت بازار آزاد می فروشد! یعنی او برای واردات سویا 84 میلیارد تومان پرداخت میکند ولی برای صادرات همان کالا و بدون هیچ زحمت اضافی 164 میلیارد تومان دریافت می کند!
2️⃣بلیط مجانی می دهیم، حواله ارزتان را به ما بدهید!
در سیاست ارزی دولت، برای مسافرتهای دور و نزدیک 500 و 1000 دلار به قیمت 4200 تومان داده میشود. این یعنی اگر خانواده ای سه نفره بخواهند به پاتایا بروند 3 هزار دلار به آنها ارز 4200 تومانی می دهیم. وقتی قیمت دلار در بازار سیاه 8200 تومان است یعنی این خانواده برای رفتن به پاتایا 12 میلیون تومان یارانه می گیرند! کار و کاسبی آژانس های مسافرتی در این فضا جالب است. برخی از آژانس ها جدیدا می گویند به شما بلیط مجانی میدهند به شرطی که حواله ارز را به آژانس تحویل دهید! سود آژانس همین اختلاف ارز است خصوصا وقتی آژانس بلیط ها را بصورت چارتر خریده باشد! همین است که می بینیم مسافرت های خارجی در 3 ماه گذشته رشد بالایی داشته است.
3️⃣صادرکنندگان ارزهایشان را خرج نمی کنند یا در بورس کالا دلالان را میلیاردر می کنند!
تک نرخی کردن دلار در 4200 تومان باعث شده تا صادرکنندگان از مهلت 6 ماهه وارد کردن ارز حاصل از صادرات استفاده کنند و تا لحظه آخر دلارشان را نفروشند. از طرف دیگر، برخی صادرکنندگان دولتی و شبه دولتی که اقدام به فروش ارزشان در نرخ 4200 تومان میکنند، مدیرانشان (غالبا مدیران میانی) مابه التفاوت ارز را بصورت زیرمیزی دریافت میکنند! و پول به جای اینکه به خزانه دولت برود به جیب مدیر فاسد میرود. برخی دیگر از صادرکنندگان دولتی و شبه دولتی هم ترجیح داده اند خودشان صادرات را متوقف کرده و کالایشان را در بورس کالا بصورت ریالی عرضه کنند. در نگاه اول این کار مطلوب به نظر می رسد. اما می دانید این یعنی چی؟ یعنی دلالانی که مثلا قیر یا محصولات پتروشیمی را در بورس کالا با دلار 4200 تومان از این شرکت ها می خرند اقدام به صادرات آن به عراق و افغانستان (یا هر کشور دیگر) می کنند و ارز آن را به نرخ واقعی می فروشند! همین باعث می شود عرضه ارز بیش از پیش کاهش یافته و قیمت بیخود بالاتر از قیمت واقعی قرار بگیرد.
🔔اینها فقط سه نمونه از تبعات ناخواسته و ناگوار سیاست ارزی دولت است. این سیاست باید سریعا تغییر کند. در غیر این صورت نه تنها منابع کشور را به هدر میرود، نه تنها فساد به شدت گسترش می یابد، نه تنها واردات را ارزان کرده و نمی توانیم حجم آن را کنترل کنیم، بلکه اثری که سیاست گذار دنبال آن است یعنی عدم افزایش قیمت کالاهای وارداتی هم محقق نخواهد شد و کالاها خود را با قیمت ارز بازار سیاه تعدیل خواهند کرد.
❌این سیاست ارزی باید کنار گذاشته شود.
منبع: یادداشتهای صادق الحسینی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 صادق الحسینی
🔹از همان ابتدا هم گفتم که سیاست ارز 4200 تومانی به اضافه ممنوعیت خرید و فروش ارز که سیاست ارزی فعلی دولت است به دلایل مختلف غلط بوده و متاسفانه نه تنها راه حل شوک ارزی که به کشور وارد شده نیست، بلکه خودش شوک جدیدی به اقتصاد وارد کرده و باعث شده قیمت دلار بی جهت بالا برود. شوک خارجی اصلی وارد شده از محل فشار به کانالهای انتقال ارز ما در خارج بود ولی ما اقدام به تک نرخی کردن ارز در قیمت 4200 تومان (قیمتی پایین) و ممنوعیت خرید و فروش ارز در بازار کردیم. اگر بخواهم مثال بزنم همانند این است که مریض ما سرطان کبد دارد ولی به دنبال جراحی کردن مغز او هستیم! طبیعی است که این جراحی نه تنها کمکی به مریض نمی کند بلکه وضع او را بدتر خواهد کرد. در این مطلب نشان می دهم که این سیاست ارزی چگونه عده ای دلال را میلیاردر می کند و چگونه می توانید مسافرت مجانی بروید!
1️⃣چگونه بعضی ها یک شبه میلیاردر می شوند؟ پاسخ: با واردات کالا با دلار 4200 تومانی و صادرات همان کالا با دلار 8200 تومانی!
سیاست غلط ارزی جریانی غیرقابل باور را در کشور شکل داده که اسمش را نمی دانم چه میشود گذاشت. عده ای با دلار 4200 تومانی کالا وارد کرده و همان کالا را بدون هیچ تغییری به عراق یا افغانستان (یا حتی مابقی کشورها) صادر می کنند! نفع این کار چیست؟ علی القاعده در شرایط عادی چنین کاری حماقت محض است و فقط هزینه های حمل را به فرد تحمیل می کند. اما منفعت میلیاردی این سیاست این است که با دلار 4200 تومانی وارد می کنند ولی دلار حاصل از صادرات به قیمت بازار آزاد (مثال 8200 تومان) است! (در مورد عراق و افغانستان که حتی نیاز به بازگرداندن ارز صادراتی هم نیست) این بدان معناست فردی که مثلا 20 میلیون دلار سویا با ارز 4200 تومانی وارد کرده، این سویا را صادر می کند و ارز آن را به قیمت بازار آزاد می فروشد! یعنی او برای واردات سویا 84 میلیارد تومان پرداخت میکند ولی برای صادرات همان کالا و بدون هیچ زحمت اضافی 164 میلیارد تومان دریافت می کند!
2️⃣بلیط مجانی می دهیم، حواله ارزتان را به ما بدهید!
در سیاست ارزی دولت، برای مسافرتهای دور و نزدیک 500 و 1000 دلار به قیمت 4200 تومان داده میشود. این یعنی اگر خانواده ای سه نفره بخواهند به پاتایا بروند 3 هزار دلار به آنها ارز 4200 تومانی می دهیم. وقتی قیمت دلار در بازار سیاه 8200 تومان است یعنی این خانواده برای رفتن به پاتایا 12 میلیون تومان یارانه می گیرند! کار و کاسبی آژانس های مسافرتی در این فضا جالب است. برخی از آژانس ها جدیدا می گویند به شما بلیط مجانی میدهند به شرطی که حواله ارز را به آژانس تحویل دهید! سود آژانس همین اختلاف ارز است خصوصا وقتی آژانس بلیط ها را بصورت چارتر خریده باشد! همین است که می بینیم مسافرت های خارجی در 3 ماه گذشته رشد بالایی داشته است.
3️⃣صادرکنندگان ارزهایشان را خرج نمی کنند یا در بورس کالا دلالان را میلیاردر می کنند!
تک نرخی کردن دلار در 4200 تومان باعث شده تا صادرکنندگان از مهلت 6 ماهه وارد کردن ارز حاصل از صادرات استفاده کنند و تا لحظه آخر دلارشان را نفروشند. از طرف دیگر، برخی صادرکنندگان دولتی و شبه دولتی که اقدام به فروش ارزشان در نرخ 4200 تومان میکنند، مدیرانشان (غالبا مدیران میانی) مابه التفاوت ارز را بصورت زیرمیزی دریافت میکنند! و پول به جای اینکه به خزانه دولت برود به جیب مدیر فاسد میرود. برخی دیگر از صادرکنندگان دولتی و شبه دولتی هم ترجیح داده اند خودشان صادرات را متوقف کرده و کالایشان را در بورس کالا بصورت ریالی عرضه کنند. در نگاه اول این کار مطلوب به نظر می رسد. اما می دانید این یعنی چی؟ یعنی دلالانی که مثلا قیر یا محصولات پتروشیمی را در بورس کالا با دلار 4200 تومان از این شرکت ها می خرند اقدام به صادرات آن به عراق و افغانستان (یا هر کشور دیگر) می کنند و ارز آن را به نرخ واقعی می فروشند! همین باعث می شود عرضه ارز بیش از پیش کاهش یافته و قیمت بیخود بالاتر از قیمت واقعی قرار بگیرد.
🔔اینها فقط سه نمونه از تبعات ناخواسته و ناگوار سیاست ارزی دولت است. این سیاست باید سریعا تغییر کند. در غیر این صورت نه تنها منابع کشور را به هدر میرود، نه تنها فساد به شدت گسترش می یابد، نه تنها واردات را ارزان کرده و نمی توانیم حجم آن را کنترل کنیم، بلکه اثری که سیاست گذار دنبال آن است یعنی عدم افزایش قیمت کالاهای وارداتی هم محقق نخواهد شد و کالاها خود را با قیمت ارز بازار سیاه تعدیل خواهند کرد.
❌این سیاست ارزی باید کنار گذاشته شود.
منبع: یادداشتهای صادق الحسینی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
15861.pdf
1.7 MB
کتاب هنر تحریمها، اثر ریچارد نفیو
بسیار روان و ساده فرآیند کشور تحریم کننده( آمریکا) را توضیح داده است. اگر به مسله تحریم و چگونگی مواجه با آن علاقه دارید، کتاب بسیار جذابی است.
بسیار روان و ساده فرآیند کشور تحریم کننده( آمریکا) را توضیح داده است. اگر به مسله تحریم و چگونگی مواجه با آن علاقه دارید، کتاب بسیار جذابی است.
دوستان! اگر به این کتاب دسترسی دارید، مرا بی نصیب مگذارید.
@mahmoudisatar
@mahmoudisatar
گزینشی که شجاعت و عدالت را کُشت
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ نوجوان هفدهساله درسخوانی بود که در تابستان سال 1366 در رشته پزشکی قبول شده بود. خانواده خوشحال بودند، اولین پزشک آینده فامیل بود، اما به یکباره خبر آمد که گزینش او را رد کرده است. نوجوانی که سرش چنان در درس و مشق بود که پزشکی قبول میشد، از خانوادهای مذهبی میآمد و تابستانها را هم در کنار پدر در روستا کار میکرد، اصلاً چه کاری میتوانست کرده باشد که با همان معیارهای دهه شصت شایسته رد شدن باشد؟ همه فامیل حتماً دست بهکار شدند تا بالاخره مسأله حل شد و یادم هست یکی دو مقام استانی هم پا در میانی کردند تا مشکل گزینش نوجوان حل شد. آن نوجوان امروز پزشک فوقتخصص است و صدها هزار انسان از خدمات او بهرهمند هستند. سرمایهگذاری در ساخت مرکز درمانی هم انجام داده و حتماً اشتغالهایی هم ایجاد کرده است.
✅ یک لحظه از خودمان بپرسیم اگر کسی به داد این نوجوان درسخوان نرسیده بود، امروز خودش چه وضعی داشت؟ جامعهای که از استعداد او بیبهره میماند چه هزینهای میپرداخت؟ خودش و یک فامیل بزرگ چه احساسی نسبت به کشور پیدا میکردند؟ او و جامعه این هزینه را به چه دلیل باید میپرداختند؟ آیا گزارش یک استشهاد محلی، سلیقه یک آدم، غرضورزی یک خبرچین یا چیزی از این دست برای داوری درباره او کفایت میکرد؟ نظام گزینش آدمهای زیادی از این دست را زیر تیغ خود نابود کرده و از ایشان انسانهایی سرخورده و ناراضی ساخته، و جامعه را نیز از وجود استعداد و قابلیتهایشان محروم کرده است.
✅ آدمهای دستگاه اداری امروز، اغلب از سختترین سازوکارهای گزینشی عبور کردهاند و تیغ گزینش در بازه زمانی بسیار طولانیمدتی – بیش از یک دهه – بالای سر هر کارمند دستگاه اداری است تا زمانی که حداقل شرایط استخدامی او «رسمیِ قطعی» شود. او در این مدت میآموزد که سکوت پیشه کند، خلاف تصمیمهای کارشناسی حرفی نزند زیرا ممکن است به دلایل غیرکارشناسی او را در گزینش رد کنند. او یاد میگیرد که همواره بهانههایی برای رد کردن آدمها در دسترس است. نظام گزینش ترسی را در آدمها نهادینه میکند که دست آخر از بخش عمده کارکنان دستگاه اداری افرادی بیمناک میسازد.
✅ آدمهای شایستهای به ضرب سلیقهورزیها حذف شدهاند و ثمرهاش این است که پس از چند دهه، دستگاه اداری انباشته از آدمهایی است که نه فقط از بیان دیدگاهها و عقاید اجتماعی و سیاسی خود بیم دارند، بلکه ترس از بیان دیدگاه کارشناسی مستقل را نیز در خود نهادینه کردهاند. دستگاه اداری مملو از بیم و محافظهکاری آزاردهندهای است که کارکنان را وامیدارد آهسته بیایند و آهسته بروند تا گربه شاخصشان نزند. «جلّاسان گردگو» که پیشتر درباره آنها نوشتهام، یکی از خروجیهای همین ترس نهادینهشده در شخصیت آدمهای دستگاه اداری است.
✅ نظام گزینش اما کارکرد دیگری نیز داشته که کمتر به آن توجه شده است. آدمهای گزینششده از مسیرهای تو در تو، بالاخص اگر از قبیله خودیهای نظام فکری حاکم بر گزینش باشند، آنگاه که خطایی کنند، در معرض عقوبت متناسب با خطایشان قرار نمیگیرند. این نظام گزینش یک مدعای پنهان دارد که بقای خود را با آن تضمین میکند. نظام گزینش مدعی است برترینها در تعهد، دینداری و تناسب با معیارهای نظام سیاسی را برای تأمین منافع کشور و نظام انتخاب میکند، و بدیهی است که هر خطاکار نظام اداری که پس از طی کردن گزینش مرتکب خطایی شده باشد، یک نشانه بر ناکارآمدی خود نظام گزینش است. عدالت اجرا نمیشود و بررسی خطاهای بوروکراتهای اداری – بالاخص آنها که خودیتر هستند و آداب مطلوب گزینشگران را رعایت میکردهاند – به درستی انجام نمیگیرد زیرا هر اجرای عدالتی درخصوص خطاکاران، یک تیر دیگر بر پیکر نظام گزینش است.
✅ گزینش به شکلی که در چهار دهه گذشته اعمال شده، سهمی بهسزا در پیدایش مشکلات امروز جامعه ایران دارد و اگرچه تنها عامل مؤثر نبوده، اما ریشههای عقلانیت، شجاعت و عدالت را در دستگاه اداری به سهم خود خشکانده است. گزینش سازوکاری بوده که به غایت در نشاندن پخمگان به جای نخبگان؛ یا پخمه کردن آنان که میتوانستهاند نخبه باشند، سهم داشته است.
✅ قیمت دلار شاید در مدت زمان کوتاه نوشتن این متن باز هم بالاتر رفته باشد، اما سهم نظام گزینش اداری را در برکشیدن آدمهایی که شایسته نبودهاند و مسبب چنین وضعیتی هستند، نباید فراموش کرد. آنچه امروز شاهدش هستیم، ریشه در تاریخ دارد. ما تاریخ را فراموش میکنیم اما تاریخ هرگز ما را فراموش نمیکند.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ نوجوان هفدهساله درسخوانی بود که در تابستان سال 1366 در رشته پزشکی قبول شده بود. خانواده خوشحال بودند، اولین پزشک آینده فامیل بود، اما به یکباره خبر آمد که گزینش او را رد کرده است. نوجوانی که سرش چنان در درس و مشق بود که پزشکی قبول میشد، از خانوادهای مذهبی میآمد و تابستانها را هم در کنار پدر در روستا کار میکرد، اصلاً چه کاری میتوانست کرده باشد که با همان معیارهای دهه شصت شایسته رد شدن باشد؟ همه فامیل حتماً دست بهکار شدند تا بالاخره مسأله حل شد و یادم هست یکی دو مقام استانی هم پا در میانی کردند تا مشکل گزینش نوجوان حل شد. آن نوجوان امروز پزشک فوقتخصص است و صدها هزار انسان از خدمات او بهرهمند هستند. سرمایهگذاری در ساخت مرکز درمانی هم انجام داده و حتماً اشتغالهایی هم ایجاد کرده است.
✅ یک لحظه از خودمان بپرسیم اگر کسی به داد این نوجوان درسخوان نرسیده بود، امروز خودش چه وضعی داشت؟ جامعهای که از استعداد او بیبهره میماند چه هزینهای میپرداخت؟ خودش و یک فامیل بزرگ چه احساسی نسبت به کشور پیدا میکردند؟ او و جامعه این هزینه را به چه دلیل باید میپرداختند؟ آیا گزارش یک استشهاد محلی، سلیقه یک آدم، غرضورزی یک خبرچین یا چیزی از این دست برای داوری درباره او کفایت میکرد؟ نظام گزینش آدمهای زیادی از این دست را زیر تیغ خود نابود کرده و از ایشان انسانهایی سرخورده و ناراضی ساخته، و جامعه را نیز از وجود استعداد و قابلیتهایشان محروم کرده است.
✅ آدمهای دستگاه اداری امروز، اغلب از سختترین سازوکارهای گزینشی عبور کردهاند و تیغ گزینش در بازه زمانی بسیار طولانیمدتی – بیش از یک دهه – بالای سر هر کارمند دستگاه اداری است تا زمانی که حداقل شرایط استخدامی او «رسمیِ قطعی» شود. او در این مدت میآموزد که سکوت پیشه کند، خلاف تصمیمهای کارشناسی حرفی نزند زیرا ممکن است به دلایل غیرکارشناسی او را در گزینش رد کنند. او یاد میگیرد که همواره بهانههایی برای رد کردن آدمها در دسترس است. نظام گزینش ترسی را در آدمها نهادینه میکند که دست آخر از بخش عمده کارکنان دستگاه اداری افرادی بیمناک میسازد.
✅ آدمهای شایستهای به ضرب سلیقهورزیها حذف شدهاند و ثمرهاش این است که پس از چند دهه، دستگاه اداری انباشته از آدمهایی است که نه فقط از بیان دیدگاهها و عقاید اجتماعی و سیاسی خود بیم دارند، بلکه ترس از بیان دیدگاه کارشناسی مستقل را نیز در خود نهادینه کردهاند. دستگاه اداری مملو از بیم و محافظهکاری آزاردهندهای است که کارکنان را وامیدارد آهسته بیایند و آهسته بروند تا گربه شاخصشان نزند. «جلّاسان گردگو» که پیشتر درباره آنها نوشتهام، یکی از خروجیهای همین ترس نهادینهشده در شخصیت آدمهای دستگاه اداری است.
✅ نظام گزینش اما کارکرد دیگری نیز داشته که کمتر به آن توجه شده است. آدمهای گزینششده از مسیرهای تو در تو، بالاخص اگر از قبیله خودیهای نظام فکری حاکم بر گزینش باشند، آنگاه که خطایی کنند، در معرض عقوبت متناسب با خطایشان قرار نمیگیرند. این نظام گزینش یک مدعای پنهان دارد که بقای خود را با آن تضمین میکند. نظام گزینش مدعی است برترینها در تعهد، دینداری و تناسب با معیارهای نظام سیاسی را برای تأمین منافع کشور و نظام انتخاب میکند، و بدیهی است که هر خطاکار نظام اداری که پس از طی کردن گزینش مرتکب خطایی شده باشد، یک نشانه بر ناکارآمدی خود نظام گزینش است. عدالت اجرا نمیشود و بررسی خطاهای بوروکراتهای اداری – بالاخص آنها که خودیتر هستند و آداب مطلوب گزینشگران را رعایت میکردهاند – به درستی انجام نمیگیرد زیرا هر اجرای عدالتی درخصوص خطاکاران، یک تیر دیگر بر پیکر نظام گزینش است.
✅ گزینش به شکلی که در چهار دهه گذشته اعمال شده، سهمی بهسزا در پیدایش مشکلات امروز جامعه ایران دارد و اگرچه تنها عامل مؤثر نبوده، اما ریشههای عقلانیت، شجاعت و عدالت را در دستگاه اداری به سهم خود خشکانده است. گزینش سازوکاری بوده که به غایت در نشاندن پخمگان به جای نخبگان؛ یا پخمه کردن آنان که میتوانستهاند نخبه باشند، سهم داشته است.
✅ قیمت دلار شاید در مدت زمان کوتاه نوشتن این متن باز هم بالاتر رفته باشد، اما سهم نظام گزینش اداری را در برکشیدن آدمهایی که شایسته نبودهاند و مسبب چنین وضعیتی هستند، نباید فراموش کرد. آنچه امروز شاهدش هستیم، ریشه در تاریخ دارد. ما تاریخ را فراموش میکنیم اما تاریخ هرگز ما را فراموش نمیکند.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
Forwarded from كارگزاری آينده نگر خوارزمی
با ثبتنام تا تاریخ ۱۵ مرداد از ۵۰ درصد تخفیف بهرمند شوید.
لینک ثبتنام
https://evand.com/events/smahmoudi
لینک ثبتنام
https://evand.com/events/smahmoudi
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
در خرداد ۱۳۹۲، بعد از تکمیل جهش ارزی که تابستون ۹۱ شروع شد، نرخ دلار حدود ۳۵۰۰ تومن شد.
- خرداد ۹۲ نقدینگی ۴۷۰ همت بود. (همت = هزار میلیارد تومن).
- اسفند ۹۶ نقدینگی ۱۵۳۰ همت گزارش شده.
- بانک مرکزی نقدینگی تیر ۹۷ رو اعلام نکرده، اما با توجه به اینکه در طول سال ۹۶، میانه رشد نقدینگی حدودا روزی ۱ همت بوده، میشه تخمین زد که امروز نقدینگی حدود ۱۶۶۰ همت باشه.
در نتیجه، از خرداد ۹۲ تا مرداد ۹۷، نقدینگی با ۲۵۰٪ رشد، ۳/۵ برابر شده.
پس اگه نرخ دلار در خرداد ۹۲ درست بوده، امروز نرخ دلار باید حدود ۱۲۲۵۰ تومن باشه:
۳۵۰۰ × ۳/۵ = ۱۲۲۵۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما این تحلیل یک اشکال داره چرا که نقدینگی دلار هم ۳۳٪ رشد داشته.
۳/۵ ÷ ۱/۳۳ = ۱۶۰٪
پس نسبت به رشد نقدینگی دلار، نقدینگی ریال ۱۶۰٪ رشد اضافی داشته و لذا نرخ دلار به ریال باید ۲/۶ برابر باشه.
۳۵۰۰ × ۲/۶ = ۹۱۰۰
پس دلار باید ۹۱۰۰ تومن باشه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما این تحلیل هم یک اشکال داره.
در این دوره پنج ساله، بخش واقعی اقتصاد آمریکا ۱۱٪ رشد داشته در حالیکه بخش واقعی اقتصاد ایران ۱۸٪ رشد داشته. پس نرخ دلار باید حدودا ۷٪ کمتر از ۹۱۰۰ تومن باشه، یعنی باید حدود ۸۵۰۰ تومن باشه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما حتی این تحلیل هنوز اشکال داره.
یک منبع اصلی عرضه دلار، دلار نفتیه.
سال ۹۲، قیمت نفت بشکهای ۱۱۰ دلار بود و تا یکسال بعد در این سطح حفظ شد. کاهش قیمت نفت از آخر تابستون ۹۳ شروع شد.
امروز قیمت یک بشکه نفت حدودا ۷۵ دلاره. پس بخاطر کاهش درامد نفتی ناشی از کاهش ۳۰٪ی قیمت نفت، نرخ دلار باید قدری بیشتر از ۸۵۰۰ تومن باشه.
منتها این رو هم لحاظ کنیم که در یکسال گذشته، حجم صادرات نفتی ما دو برابر صادرات سال ۹۲ بوده. پس بنظر میاد قیمت دلار باید قدری کمتر باشه. اما از طرف دیگه، بازار ارز به گذشته نگاه نمیکنه بلکه به آینده نگاه میکنه و با خروج آمریکا از برجام، بازار ارز انتظار داره در آینده حجم صادرات نفتی شبیه حجم صادرات نفتی سال ۹۲ باشه. پس افزایش حجم صادرات اخیر، در قیمت ارز اثری نداره، چون صادرات آینده مهمه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
سه نکته رو به یاد داشته باشیم:
۱) چند تا از عوامل اصلی و بنیادی تعیین قیمت دلار اینها هستند: رشد نقدینگی ریال، رشد نقدینگی دلار، رشد اقتصادی، و همینطور انتظار از درآمد صادرات نفتی در آینده.
۲) اگر دولت در شش ماه گذشته بازار ارز رو درست مدیریت کرده بود، تخمین میزنم که امروز دلار قدری بیش از ۸۵۰۰ تومن میبود.
۳) قیمت تعادلی دلار رو کسی نمیدونه جز بازار آزاد، و قیمت بهینه دلار رو کسی نمیدونه جز بازار آزادی که رقابت سالمی در اون حاکم باشه. ما فقط میتونیم تخمینهایی بدست بیاریم. اما تعادل واقعی همونیه که بازار اعلام میکنه.
از اونجا که در حال حاضر بازار دلار بازار سالمی نیست، منطقا قیمت دلار هم قیمت درستی نیست. از اونجا که در بازار سیاه قیمتها معمولا بالاتر از قیمت تعادلی هستند، احتمالا آزاد کردن بازار دلار، قیمتش رو از سطح ۱۰۷۰۰ تومنی فعلی کاهش میده.
اما بعد از این تحلیل، باز تاکید میکنم که قیمت درست همونیه که در بازاری با رقابت سالم کشف میشه. من نمیگم اون قیمت چی باید باشه؛ فقط تخمینی ازش دارم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ادعا بر وجود حباب، یعنی «بازار اشتباه میکنه ولی اگه اونجوری که من میگم قیمت گذاری میکرد درست میبود». من چنین ادعایی نمیکنم. من میگم این بازار آزاد و رقابتی نیست. بازار رو درست کنیم، هر قیمتی کشف کرد، همون درسته. بر مبنای تحلیلی، تخمین میزنم قیمت کشف شده کمی بیش از ۸۵۰۰ باشه، اما اگه نبود، بازار آزاد رقابتی رو متهم نمیکنم، بلکه اشتباه رو در تخمینم خواهم دونست.
چرا این همه بر این تاکید میکنم؟ چون یک دشواری عمل به علم اقتصاد برای سیاستمداران اینه که باید بتونن اقرار به ندونستن قیمتها بکنند. وقتی ازشون میپرسن دلار چند باشه، عوض اینکه مثلا بگن ۴۲۰۰، باید بگن «نمیدونم». اما ظاهراً براشون اُفت داره بگن «نمیدونم»، لذا مثلا میگن ۴۲۰۰ بعد بدتر بیآبرو میشن.
چقدر اقرار به ندونستن سخت اما نجات بخشه!
فردا قراره بسته ارزی جدید منتشر بشه. هیچ اطلاعی از محتویاتش ندارم. تجربه گذشته باعث شده امید چندانی نداشته باشم. سیاستگذاری درست اقتصادی میزانی از فروتنی و اقرار به ندونستن لازم داره که در این سیاستگذاران نمیبینم.
با این وجود، آرزو میکنم که فردا ببینیم که قضاوت من در حق سیاستگذار اشتباه بوده.
👈 اما فارغ از تصمیمات فردا، به سیاستمداری که مدعی دونستن قیمت بهینه چیزیه رای ندید!
- خرداد ۹۲ نقدینگی ۴۷۰ همت بود. (همت = هزار میلیارد تومن).
- اسفند ۹۶ نقدینگی ۱۵۳۰ همت گزارش شده.
- بانک مرکزی نقدینگی تیر ۹۷ رو اعلام نکرده، اما با توجه به اینکه در طول سال ۹۶، میانه رشد نقدینگی حدودا روزی ۱ همت بوده، میشه تخمین زد که امروز نقدینگی حدود ۱۶۶۰ همت باشه.
در نتیجه، از خرداد ۹۲ تا مرداد ۹۷، نقدینگی با ۲۵۰٪ رشد، ۳/۵ برابر شده.
پس اگه نرخ دلار در خرداد ۹۲ درست بوده، امروز نرخ دلار باید حدود ۱۲۲۵۰ تومن باشه:
۳۵۰۰ × ۳/۵ = ۱۲۲۵۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما این تحلیل یک اشکال داره چرا که نقدینگی دلار هم ۳۳٪ رشد داشته.
۳/۵ ÷ ۱/۳۳ = ۱۶۰٪
پس نسبت به رشد نقدینگی دلار، نقدینگی ریال ۱۶۰٪ رشد اضافی داشته و لذا نرخ دلار به ریال باید ۲/۶ برابر باشه.
۳۵۰۰ × ۲/۶ = ۹۱۰۰
پس دلار باید ۹۱۰۰ تومن باشه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما این تحلیل هم یک اشکال داره.
در این دوره پنج ساله، بخش واقعی اقتصاد آمریکا ۱۱٪ رشد داشته در حالیکه بخش واقعی اقتصاد ایران ۱۸٪ رشد داشته. پس نرخ دلار باید حدودا ۷٪ کمتر از ۹۱۰۰ تومن باشه، یعنی باید حدود ۸۵۰۰ تومن باشه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما حتی این تحلیل هنوز اشکال داره.
یک منبع اصلی عرضه دلار، دلار نفتیه.
سال ۹۲، قیمت نفت بشکهای ۱۱۰ دلار بود و تا یکسال بعد در این سطح حفظ شد. کاهش قیمت نفت از آخر تابستون ۹۳ شروع شد.
امروز قیمت یک بشکه نفت حدودا ۷۵ دلاره. پس بخاطر کاهش درامد نفتی ناشی از کاهش ۳۰٪ی قیمت نفت، نرخ دلار باید قدری بیشتر از ۸۵۰۰ تومن باشه.
منتها این رو هم لحاظ کنیم که در یکسال گذشته، حجم صادرات نفتی ما دو برابر صادرات سال ۹۲ بوده. پس بنظر میاد قیمت دلار باید قدری کمتر باشه. اما از طرف دیگه، بازار ارز به گذشته نگاه نمیکنه بلکه به آینده نگاه میکنه و با خروج آمریکا از برجام، بازار ارز انتظار داره در آینده حجم صادرات نفتی شبیه حجم صادرات نفتی سال ۹۲ باشه. پس افزایش حجم صادرات اخیر، در قیمت ارز اثری نداره، چون صادرات آینده مهمه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
سه نکته رو به یاد داشته باشیم:
۱) چند تا از عوامل اصلی و بنیادی تعیین قیمت دلار اینها هستند: رشد نقدینگی ریال، رشد نقدینگی دلار، رشد اقتصادی، و همینطور انتظار از درآمد صادرات نفتی در آینده.
۲) اگر دولت در شش ماه گذشته بازار ارز رو درست مدیریت کرده بود، تخمین میزنم که امروز دلار قدری بیش از ۸۵۰۰ تومن میبود.
۳) قیمت تعادلی دلار رو کسی نمیدونه جز بازار آزاد، و قیمت بهینه دلار رو کسی نمیدونه جز بازار آزادی که رقابت سالمی در اون حاکم باشه. ما فقط میتونیم تخمینهایی بدست بیاریم. اما تعادل واقعی همونیه که بازار اعلام میکنه.
از اونجا که در حال حاضر بازار دلار بازار سالمی نیست، منطقا قیمت دلار هم قیمت درستی نیست. از اونجا که در بازار سیاه قیمتها معمولا بالاتر از قیمت تعادلی هستند، احتمالا آزاد کردن بازار دلار، قیمتش رو از سطح ۱۰۷۰۰ تومنی فعلی کاهش میده.
اما بعد از این تحلیل، باز تاکید میکنم که قیمت درست همونیه که در بازاری با رقابت سالم کشف میشه. من نمیگم اون قیمت چی باید باشه؛ فقط تخمینی ازش دارم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ادعا بر وجود حباب، یعنی «بازار اشتباه میکنه ولی اگه اونجوری که من میگم قیمت گذاری میکرد درست میبود». من چنین ادعایی نمیکنم. من میگم این بازار آزاد و رقابتی نیست. بازار رو درست کنیم، هر قیمتی کشف کرد، همون درسته. بر مبنای تحلیلی، تخمین میزنم قیمت کشف شده کمی بیش از ۸۵۰۰ باشه، اما اگه نبود، بازار آزاد رقابتی رو متهم نمیکنم، بلکه اشتباه رو در تخمینم خواهم دونست.
چرا این همه بر این تاکید میکنم؟ چون یک دشواری عمل به علم اقتصاد برای سیاستمداران اینه که باید بتونن اقرار به ندونستن قیمتها بکنند. وقتی ازشون میپرسن دلار چند باشه، عوض اینکه مثلا بگن ۴۲۰۰، باید بگن «نمیدونم». اما ظاهراً براشون اُفت داره بگن «نمیدونم»، لذا مثلا میگن ۴۲۰۰ بعد بدتر بیآبرو میشن.
چقدر اقرار به ندونستن سخت اما نجات بخشه!
فردا قراره بسته ارزی جدید منتشر بشه. هیچ اطلاعی از محتویاتش ندارم. تجربه گذشته باعث شده امید چندانی نداشته باشم. سیاستگذاری درست اقتصادی میزانی از فروتنی و اقرار به ندونستن لازم داره که در این سیاستگذاران نمیبینم.
با این وجود، آرزو میکنم که فردا ببینیم که قضاوت من در حق سیاستگذار اشتباه بوده.
👈 اما فارغ از تصمیمات فردا، به سیاستمداری که مدعی دونستن قیمت بهینه چیزیه رای ندید!