تاریخ روایی ایران – Telegram
تاریخ روایی ایران
1.57K subscribers
388 photos
59 videos
13 files
520 links
🍃
بازنگری در تاریخ قلمرو میانی

بررسی بازه زمانی پیش از عصر آهن،
و نقد عنوان مرسوم «پیش از تاریخ».

در حال تبدیل به اندیشکده (مرکز ملی مطالعات تاریخی)

تماس با مدير:
@mehrdad_1166
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃
دکتر عبدالمجید ارفعی:
تاریخ را با چشم باز بخوانیم

تاریخ مانند ریاضی و فیزیک نیست که با اعداد و معادلات مشخصی سر و کار داشته باشد. متون تاریخی وابسته به عوامل مختلفی مانند منبع، دیدگاه و گرایش نویسنده، اعتقادات و حکومت، زمان، مکان و هدف نگارش است.
بنابراین امکان دست‌ورزی و تحریف خواسته یا ناخواسته در متن‌های تاریخی محتمل است.

@oldhistor
👏117
Audio
🍃
ایران‌وج ۵
بازنگری و بازاندیشی در تاریخ

ارائه دلایلی بر نادرستی روایات معمول در تاریخ موجود،
با حضور کارشناسان:
آزاده احسانی
سورنا فیروزی
سعید کریمی
مهرداد ایران‌مهر
کارشناس-مجری: محمد محبی

سال انتشار: ۱۳۹۵، رادیو صدای امید

@oldhistor
https://irane-ayandeh.blogsky.com/iranvej
🕊1
تاریخ روایی ایران
🍃 ایران‌وج ۵ بازنگری و بازاندیشی در تاریخ ارائه دلایلی بر نادرستی روایات معمول در تاریخ موجود، با حضور کارشناسان: آزاده احسانی سورنا فیروزی سعید کریمی مهرداد ایران‌مهر کارشناس-مجری: محمد محبی سال انتشار: ۱۳۹۵، رادیو صدای امید @oldhistor https://irane-a…
محبی: با توجه به مطالب چهار بخش گذشته، هدف ما بازشناسی تاریخ قلمرو میانی است. از منتقدین به محتوای این برنامه دعوت می‌کنیم تا با یکدیگر در فضای علمی به گفتگو و مناظره بپردازیم.
یکی از عیوبی که برای این نوع نگاه جاری بر تاریخ ما گرفته می‌شود، غفلت از منابع باستانی به ویژه استوره‌هاست که می‌تواند در غبارزدایی از تاریخ کمک کند.
آیا تعریف استوره به شکلی است که غرب ارائه داده؟ به صورتی که در حد سرگرمی است و وجود خارجی ندارد؟

ایران‌مهر: ما در نشست‌های پیشین، خطی فرضی را رسم کردیم از امروز به گذشته، از باورهای استوره‌ای تا جهان باورها. واژۀ myth به درد همان مناطق خاستگاه این واژه می‌خورد. ما واژه‌هایی به یک سبک خاص از علم و زیست خودمان داریم.
دیرینه‌شناسی تاریخی به این پرسش‌ها پاسخ داده است. در جهان باورها، نبرد تاریکی و روشنایی مسالۀ مهمی است که بعدها در غرب به تز و انتی‌تز (دیالکتیک) شهرت یافت. حتی افسانه هم با میتولوژی کنونی برابر و هم‌معنا نیست.
و اما تا زمانی که کتاب دکتر آذرتاش آذرنوش را نخوانده‌ایم، نمی‌توانیم دربارۀواژگان دخیل فارسی در قرآن، واژگان دخیل در فرهنگ عرب جاهلی، اظهارنظر کنیم. دربارۀ اینکه کدام واژه عربی است یا نه، به عنوان نمونه واژۀ ماه‌روچ در مسیر تکامل زبانی به موّرخ تبدیل شده که واژۀ تاریخ هم برگرفته از آن است. منظور از تاریخ اسنادی است که در دست داریم، و تاریخ ایران را نیز بر مبنای افسانه‌ها و استوره‌هایی که داریم، مطرح می‌کنیم.
استوره را ما ایرانیان، تاریخ بی‌زمان می‌دانیم. استار به معنی ستاره، و استوره از همین ریشه آمده است. برای مثال گفته می‌شود، فلانی استورۀ (ستاره) زمان خود بود. واژۀ هیستریا به معنای ستاره‌زدگی است و در اینجا واژۀ history به معنی تاریخ را داریم‌. چون در تاریخ باستان جایگاه ستارگان آسمانی، ویژه بود.
مثالی دیگر، واژگان آرشیو و آرشه و آرشیتکت هم‌ریشه‌اند، به معنای کمانی‌شکل. واژۀ هنر نیز در فرهنگ ما معنای کلی‌تر و وسیع‌تری داشته است. همچنین واژۀ نژاد در شاهنامه فردوسی بیشتر مفهوم هویتی دارد و معنای تبار خانوادگی می‌دهد.

محبی: تاکنون چه تجربیات و تحقیقاتی در بحث استوره‌شناسی صورت گرفته است؟

احسانی: نویسنده‌ای به نام دیوید برایانت معتقد به نظریۀ آریایی‌های بومی هند است و در مورد مهاجرت و زبان ایرانیان پژوهش‌هایی داشته‌اند. عهد عتیق و سِفر پیدایش از دید برخی استوره پنداشته شد. برای یک هزاره، اروپاییان عهد عتیق را سند تاریخی و هویتی می‌دانستند‌. در زمینۀ زبان، دانشمندی ۱۱ زبان اروپایی را دسته‌بندی می‌کند و منشآ مشترک همۀ آن‌ها را زبان عبری می‌داند! مردمانی که عهد عتیق را منشا پیدایش می‌دانستند، در هند با متون سانسکریت آشنا می‌شوند که باعث تعجب آن‌ها می‌شود و این بانی بازنگری تاریخی-زبانی می‌گردد، اما به شکلی مغرضانه. چون پذیرش واقعیت دردآور است.
برایانت می‌گوید که، فرض شده کوچی اتفاق افتاده و زبانی پدید آمده که زیر عنوان زبان هندواروپایی یا هندوایرانی می‌شناسیم، پس داده‌های زبان‌شناسی و باستان‌شناسی، بنا بر فرضیۀ کوچ بررسی شده است. در نتیجه، با نادیده گرفتن فرضیۀ کوچ، داده‌های باستان‌شناسی چیز دیگری می‌شد.

محبی: چه مدل‌هایی در دنیا هست که بر اساس آن‌ها می‌توانیم تاریخمان را بازشناسی کنیم؟

فیروزی: متون ۶۰ سال پیش باستان‌شناسان غربی دقیقا مانند باستان‌شناسان امروزی ما ایرانیان صحبت می‌کردند و استوره‌ها و متون را افسانه می‌انگاشتند. اما امروزه آن‌ها را واقعی می‌دانند و در دانشگاه تدریس می‌کنند و از روش راستی‌آزمایی استفاده کرده‌اند.
فردی به نام شلیمان از دل افسانه، تاریخ را بیرون کشید، مثل اتفاقی که برای تروآ افتاد. یک معدنچی آلمانی شروع به کاوش در کنارۀ شرقی دریای اژه نموده و تروآ را پیدا کرد. با کمک همان تفاسیر، داستان و نمونه‌های مشابه در مصر و چین هم هست. حال ما بعد از ۱۰۰ سال می‌خواهیم متون کهن خودمان را بررسی کنیم. اشتباه ما، در نوع نگاهمان به غربی‌هاست.

محبی: امیدوارم در کشور ما هم باستان‌شناسان و استوره‌شناسان با هم و با بهره‌گیری از متون کهن و دیرین‌هواشناسی و افسانه‌شناسی، بازاندیشی مستدلی از تاریخ‌مان داشته باشند.

#ایران‌وج #ایران #فلات #نسخۀ_صوتی

@oldhistor
https://s3.picofile.com/file/8486184084/IRAN_Vej_300x194.jpg

دنبالۀ نوشتار👇
👏21🕊1
🍃
دریاچۀ باستانی کاشی*

مهرداد ایران‌مهر
در مسیر مشهد به تهران و در راه میان شاهرود و دامغان، زمانی که به سمت راست خود (شمال) نگاه کنید، دنبالۀ شرقی رشته‌کوه البرز را می‌بینید، و چنانچه به سمت مقابل (جنوب) بنگرید، با خط کاملا صاف افق در دشتی بی‌انتها روبرو خواهید شد.

@oldhistor
👇
👏5
تاریخ روایی ایران
🍃 دریاچۀ باستانی کاشی* مهرداد ایران‌مهر در مسیر مشهد به تهران و در راه میان شاهرود و دامغان، زمانی که به سمت راست خود (شمال) نگاه کنید، دنبالۀ شرقی رشته‌کوه البرز را می‌بینید، و چنانچه به سمت مقابل (جنوب) بنگرید، با خط کاملا صاف افق در دشتی بی‌انتها روبرو…
🍃

شما در اصل و در اینجا دارید به کرانه‌های شمالی دریاچۀ نمک حاج علیقلی می‌نگرید که به روزگاری دور، لنگرگاه ساکنان شهر باستانی تپه‌حصار (جنوب دامغان) بوده و از آنجا به دریاچۀ بزرگ و باستانی آب شیرین کاشی (دشت کویر) دسترسی داشته است.

این دریای مهم و قابل کشتیرانی، از حدود طبس کنونی در شرق تا ری و کاشان (دریاچۀ نمک قم) در غرب و از شاهرود و دامغان در شمال تا جندق معلمان یزد در جنوب گسترده بوده است. با ژرفایی مناسب برای کشتیرانی و بندرگاه‌های پرشمار از اوایل نوسنگی تا آغاز عصر آهن، یعنی از حدود ۹۵۰۰ تا ۵۵۰۰ سال پیش.

این دریاچه با درازا و پهنای نزدیک به ۳۰*۸۰ فرسنگ (۶۵۰۰۰ کیلومتر مربع) جزو مهمترین مناطق در جهان باستان به شمار می‌رفته که جدی‌ترین نامزد برای خاستگاه خط‌های آوانگار اولیه و زبان وندی (موسوم به هندواروپایی) و گسترش رنگ پوست روشن به سرزمین‌های غرب عالم شمرده می‌شود.
پیوستگی ژنوم میتوکندریال مادری در میان جمعیت‌های پیرامون کویرهای میانی فلات ایران (دریاچه‌های باستانی)، به اندازه‌ای چشمگیر است که فقط با فرض ارتباط دریایی گسترده میان این جمعیت‌ها در گذشته‌های دور خود، قابل توضیح خواهد بود.

دو دریاچۀ زره (کویر لوت) و گودزره (هامون باستانی) نیز در سمت راست پایین تصویر پیوست دیده می‌شود. نکته آنکه، شهرسوخته به مانند کِفِن، در کرانۀ گودزره بوده است، نه دریای زره.

و اما، در باب قدمت تمدن‌های باستانی پیرامون دریاچه‌های میانی فلات باید گفت، از آنجا که متاسفانه اکنون تاریخگذاری‌های کهن صرفا بر اساس داده‌های باستان‌شناسی انجام گرفته و توجهی به دانش‌های دیرین‌هواشناسی و استوره‌شناسی و ژنتیک و... در این باره نمی‌شود، بنابراین سن آخرین لایۀ کاوش شده، برابر با قدمت آن جایگاه در نظر گرفته می‌شود!

برای مثال، قدمت شهرسوخته را بر اساس آخرین داده‌های به دست آمده از لایه‌های باستان‌شناسی، ۴۴۰۰ سال برآورد کرده‌اند. اما نخست آنکه، این عدد با هر بار کاوش در لایه‌های عمیق‌تر، طبیعتا تغییر می‌کند. دیگر نیز، این زمان‌ها با منطق تاریخی بیگانه است. زیرا تمدن‌ها در پیرامون کویرها شکل نمی‌گیرند، بلکه در کنارۀ رودها و منابع آبی پایدار است که پا گرفته و نمو می‌یابند.

با بروز خشکسالی ۳۲۰۰ پ.م، روند فروپاشی تمدن‌های پیوسته‌ای چون شهرسوخته، سیلک، کنارصندل، تپه‌حصار و... آغاز شد و سرازیر شدن این جمعیت‌ها به منابع آبی دو سوی فلات یعنی سِند و میانرودان و نیل، باعث پیدایش تمدن‌های ثانویه همچون موهنجودارو و هاراپا در شرق و دولت‌شهرهای پس از دوران دودمانی سومر در میانرودان و نیز تمدن مصر گردید.

از این رو، زمان پا گرفتن و قدمت تمدن‌های پیرامون دریاچه‌های میانی فلات ایران، بسی فراتر از ۵۲۰۰ سال پیش و تمدن‌های سِند و میانرودان و مصر نیز کمتر از این مقدار می‌باشد.

*اوستایی: کان-سَه-اویَه

-دینکرد هفتم
-گزیده‌های زاتسپرم
-شاهنامه، پادشاهی کیخسرو
-پژوهش‌های مشترک دو دانشگاه توبینگن و اوهایو
-پژوهش ژنتیکی دانشگاه کمبریج (دکتر مازیار اشرافیان بناب)
-دانشنامه کاشان، دکتر جهانشاه درخشانی


#دریاچه #کویر #فلات #تمدن

@oldhistor
👏111🕊1
داستان آب و فلات ایران

مهرداد ایران‌مهر
جملۀ زیر زیاد تکرار می‌شود، اما دقیق نیست:

آب همواره در طول تاریخ یکی از اصلی‌ترین مسائل گریبانگیر مردم ایران بوده است.


این یک برداشت مرسوم در میان عامه و حتی متخصصین این حوزه است. اما این ادعا حقیقت ندارد و در مقیاس تاریخی، زمان نسبتا کوتاهی است که فلات ایران در این پهنه، دچار خشکسالی به این سختی شده است.
اما اینکه «آب، و نه صرفا خشکسالی، معمولا برای مردم فلات ایران در طول تاریخ، مسئله بوده است»، این ادعا درست است. زیرا در دوره‌های کمابیش طولانی، این مردمان گرفتار سیلاب‌ها و باران‌های شدیدی هم بوده‌اند که البته هیچگاه به آن پرداخته نشده است.

زیرا:
یکی آنکه، تاریخ ایران را صرفا ۲۵۰۰ ساله می‌دانند و می‌گویند ایرانیان تا پیش از آن در سیبری و جوار خرس‌های قطبی بوده‌اند!
دیگر نیز، اساسا هیچگونه آگاهی از دوران ترسالی چند هزار سالۀ فلات ایران تا پیش از خشکسالی ۳۲۰۰ پ.م ندارند.

تیریشت، کردۀ شانزدهم، بند ۶۱:
... پس ناگاه سیلاب سرزمین‌های ایرانی را فراگیرد. به ناگاه سپاه دشمن به سرزمین‌های ایرانی در آید. به ناگاه سرزمین‌های ایرانی در هم شکند...

👏7🕊1
تاریخ ایران چند سال است؟
Anonymous Poll
9%
۲۵۰۰
34%
۷۰۰۰
17%
۱۲۰۰۰
5%
۱۷۰۰۰
6%
۲۵۰۰۰
30%
۳۲۰۰۰
تاریخ با مبدا هفت هزار ساله!

مهرداد ایران‌مهر
چگونه؟ از کجا؟ طبق کدام مبدا و سند و رخداد؟
پاسخ این است که هیچ. به راستی هیچ رخداد مشخصی در ۷۰۰۰ سال پیش از امروز رخ نداده که بخواهد مبدا تاریخ ایران باشد.

اما متاسفانه یک باور عمومی، رفته‌رفته جای خود را باز کرده و حتی پایۀ مبدا‌گذاری و تاریخنگاری‌های رسمی شده است. به گونه‌ای که انگار به راستی در ۷۰۰۰ سال پیش، رخداد و رویدادی باعث جدا شدن زمان پیش و پس از خود شده و مبدا تاریخ ما گشته است!

آسیب دیگر آنکه، برخی از آنجا که آغاز تاریخ ایران را از هخامنشی و حداکثر ماد دیاکو می‌دانند، تاریخ‌های بیش و پیش از آن را با عنوان «پیش از تاریخ» نامیده و خارج از مباحث تاریخی به شمار می‌آورند. انگار نه انگار که آنان هم انسان بوده‌اند و بر همین خاک زیسته و نیاکان همین کسانی هستند که مردمان دوران تاریخی انگاشته شده‌اند...

فردا که ازین دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
خیام


دنبالۀ نوشتار👇
https://irane-ayandeh.blogsky.com/1404/09/21/post-414
11
چنانچه فرض پیدایش زبانی موسوم به هندواروپایی را بپذیریم، آن جمعیت‌های اولیه پیش از پیدایش این زبان و زبان نیاهندواروپایی فرضی، به چه زبانی سخن می‌گفته‌اند؟
Anonymous Quiz
6%
زبان نداشته‌اند
31%
نیای نیاهندواروپایی
37%
پیوندی اولیه
26%
مشخص نیست
🍃
یک مشت ادعاهای توخالی

مهرداد ایران‌مهر

کژراهه از اینجا آغاز می‌شود:

داریوش بزرگ – بیستون (DB)
adam Dārayavauš xšāyaθiya vazraka … Pārsa Pārsahyā puça,
Ariya, Ariya čiça


👇👇
👏2🕊1
تاریخ روایی ایران
🍃 یک مشت ادعاهای توخالی مهرداد ایران‌مهر کژراهه از اینجا آغاز می‌شود: داریوش بزرگ – بیستون (DB) adam Dārayavauš xšāyaθiya vazraka … Pārsa Pārsahyā puça, Ariya, Ariya čiça 👇👇
🍃
متاسفانه ترجمه‌های دلبخواه انگلیسی از متون میخی، همواره مرجع جامعۀ کم‌سواد علوم انسانی ما بوده است.
پیش‌تر فراوان به این موضوع که آن میخ‌ها در پارسی باستان، آریا خوانده نمی‌شده است، پرداخته‌ایم. همچنین در اوستایی و پهلوی هم که به روشنی ثبت این واژه، آریا نیست.
سر و کلۀ این واژه، با ترجمه‌های فارسی معاصر از متون اروپایی، وارد فرهنگ امروز ما و دامنگیر شد. از همه بدتر، مفهوم نادرست جمعیتی و تباری (نژادی) است که در هیاهوی جنگ دوم جهانی بر دوش این واژه سوار شد.

به هر روی، آسیب از این مطالب به ظاهر علمی و با روکش دانش زبان‌شناسی آغاز شد:

شاخه ایرانی (اوستا و پارسی باستان)
*h₂eryós → airya → airiia / airiya


غربی‌ها به نام و بهانۀ بازسازی، همان خوانش قرن هجدهمی و زورکی آریا (arya) را به شکل‌های *h₂eryós و Aryos و...در آورده و یک زخم دیگر بر پیکر هویت ایرانی وارد کردند.
از آنجا که ایشان همچنان نیاکان ما را در سیبری تصویر می‌کنند، می‌گویند که ایشان در آنجا یکدیگر را هریوس و آریوس صدا می‌زده و سپس همین‌ها خودشان را آریایی نامیده‌اند!

جماعت خوش‌باور و بی‌خبر علوم انسانی کشورمان هم هیچگاه از خود نپرسیدند که پس واژگان ثبت شده و کهن خونیرث و ایران‌وج این وسط چه هست و چه معنایی دارد.

واژۀ خونیرث از دو بخش خوَن و ای‌رثه تشکیل شده است. خوَن بازماندۀ واژۀ اوستایی خوینگ است که تبدیل به خوَن و خور(شید) شده است. سول (Solar) در لاتین هم از همین ریشه است.
ای‌رثه هم به معنای چرخ است که آوای تزئینی ای در آغاز آن به مانند واژگانی که با حروف غیرمصوت آغاز می‌شود، آمده است. مانند ای‌ننه، ای‌دیگنه و...
خونیرث به معنای چرخ خورشید و یادآور سرزمین میانی می‌باشد که در میان شش کشور جای گرفته است.

و اما، واژۀ ایران‌وج هم از دو بخش اِیر-ان و وئجه ساخته شده است. بخش ایر بازماندۀ همان ای‌رثه در بخش دوم واژۀ خونیرث است. وئجه هم شکل پهلوی واژۀ اوستایی وئیژنگه به معنای سرزمین است.
ایران‌وج در کل به معنای سرزمین ایرها یعنی ساکنین سرزمین میانی در نظر گرفته می‌شود. در اینجا، تغییر مفهومی ای‌رثه یا همان توپ مرکزی چرخ خورشید که سرزمین میانی یا خونیرث می‌باشد، طبیعی است. اینک بار مفهوم هویتی ساکنین بخش مرکزی این چرخ، به سرزمین موصوف میانی منتسب شده و به قول هگل این مردمان به هویت خویش واقف گشته و خود را با آن تعریف کردند.

خونیرث: خوَن-ای‌رثه / (وئیژنگه)
ایران‌وج: (...) / ایر(ان)-وئجه

سرزمین میانی همپوشان با فلات ایران است. پس طرح مسائلی چون خاستگاه سیبریایی و بازسازی خیالی واژگانی چون هریوس و...، چیزی جز خیالبافی برای انحراف اذهان و خدشه بر هویت ملی ایرانیان نیست.
👏4🕊32
تاریخ روایی ایران
واژۀ خونیرث از دو بخش خوَن و ای‌رثه تشکیل شده است. خوَن بازماندۀ واژۀ اوستایی خوینگ است که تبدیل به خوَن و خور(شید) شده است. سول (Solar) در لاتین هم از همین ریشه است.
ای‌رثه هم به معنای چرخ است که آوای تزئینی ای در آغاز آن به مانند واژگانی که با حروف غیرمصوت آغاز می‌شود، آمده است. مانند ای‌ننه، ای‌دیگنه و...
خونیرث به معنای چرخ خورشید و یادآور سرزمین میانی می‌باشد که در میان شش کشور جای گرفته است.

و اما، واژۀ ایران‌وج هم از دو بخش اِیر-ان و وئجه ساخته شده است. بخش ایر بازماندۀ همان ای‌رثه در بخش دوم واژۀ خونیرث است. وئجه هم شکل پهلوی واژۀ اوستایی وئیژنگه به معنای سرزمین است.
ایران‌وج در کل به معنای سرزمین ایرها یعنی ساکنین سرزمین میانی در نظر گرفته می‌شود. در اینجا، تغییر مفهومی ای‌رثه یا همان توپ مرکزی چرخ خورشید که سرزمین میانی یا خونیرث می‌باشد، طبیعی است. اینک بار مفهوم هویتی ساکنین بخش مرکزی این چرخ، به سرزمین موصوف میانی منتسب شده و به قول هگل این مردمان به هویت خویش واقف گشته و خود را با آن تعریف کردند.
🍃
این تصویر، ساده‌ترین توضیح برای مطالب بالا است.

خوینگ: خورشید
ای‌رثه: چرخ
وئیژنگه: سرزمین


به لحاظ زمانی، خونیرث مقدم بر ایران‌وج بوده و نیای آن است. بنابراین ایران‌وج یک منطقه در یک گوشه‌ای در آسیای میانه و آذربایجان و... نیست که نیاز باشد کسی دنبالش بگردد.
ایران‌وج همانند خونیرث، پهنه‌ای منطبق بر فلات پهناور ایران (ایرانشهر) بوده است.


@oldhistor
👏5
تاریخ روایی ایران
🍃 این تصویر، ساده‌ترین توضیح برای مطالب بالا است. خوینگ: خورشید ای‌رثه: چرخ وئیژنگه: سرزمین به لحاظ زمانی، خونیرث مقدم بر ایران‌وج بوده و نیای آن است. بنابراین ایران‌وج یک منطقه در یک گوشه‌ای در آسیای میانه و آذربایجان و... نیست که نیاز باشد کسی دنبالش بگردد.…
🍃

مساحت خونیرث (ایرانشهر) به تنهایی به اندازۀ مساحت شش کشور است.
مردمان در زمان هوشنگ و بر پشت گاو سریشوک، به شش کشور رفتند. به همین رو، هوشنگ را شاه هفت کشور می‌نامند.

تصویر سمت راست:
کتاب التفهیم بیرونی


@oldhistor
10👏1
🍃
چرا تصور درستی از سومر نداریم؟

مهرداد ایران‌مهر

دورهٔ حلف: ۶۱۰۰ تا ۵۵۰۰ پ.م
دورهٔ عبید: ۴۱۰۰–۵۳۰۰ پ.م. (نوسنگی باسفال تا مس‌سنگی)
دورهٔ اوروک: ۲۹۰۰–۴۱۰۰ پ.م. (از پایان مس‌سنگی تا اوایل عصر مفرغ)
اوروک ۱۴و۱۵: ۳۳۰۰–۴۱۰۰ پ.م.
اوروک ۵: ۳۱۰۰–۳۳۰۰ پ.م. (نخستین ورود فرمانروایان بیگانه از فلات، نمرود)
دورهٔ جمدت نصر (اوروک ۳): ۲۹۰۰–۳۱۰۰ پ.م.

👇دورهٔ دودمانی نخستین موسوم به سومر (عصر مفرغ نخستین ۲ تا ۴)
دورهٔ دودمانی نخستین ۱: ۲۸۰۰–۲۹۰۰ پ.م.
دورهٔ دودمانی نخستین ۲: ۲۶۰۰–۲۸۰۰ پ.م. (گیلگمش)
دورهٔ دودمانی نخستین ۳الف: ۲۵۰۰–۲۶۰۰ پ.م.
دورهٔ دودمانی نخستین ۳ب: حدوداً ۲۳۳۴–۲۵۰۰ پ.م.

دوران دودمانی معروف به سومر شامل بیشترین حضور جمعیت‌های فلات ایران است که با خشکسالی ۳۲۰۰ پ.م به میانرودان (و سِند) رفتند. یعنی همان جمعیت‌های متمدن پیرامون دریاچه‌های میانی مانند تپه‌حصار و سیلک و کنارصندل و شهرسوخته و...

سومری‌ها به خود اوگ-ساگ-گیگ-گا و به سرزمین‌شان کی-ان-گیر و به خاستگاه نیاکانشان در شرق، سرزمین مقدس می‌گفتند. اکدی‌ها ایشان را شومر نامیدند.

کهن‌تر از این‌ها، چغامیش و اریدو با بیش از ۸۵۰۰ سال قدمت است.


@oldhistor
👏8🕊1
تاریخ روایی ایران
🍃 چرا تصور درستی از سومر نداریم؟ مهرداد ایران‌مهر دورهٔ حلف: ۶۱۰۰ تا ۵۵۰۰ پ.م دورهٔ عبید: ۴۱۰۰–۵۳۰۰ پ.م. (نوسنگی باسفال تا مس‌سنگی) دورهٔ اوروک: ۲۹۰۰–۴۱۰۰ پ.م. (از پایان مس‌سنگی تا اوایل عصر مفرغ) اوروک ۱۴و۱۵: ۳۳۰۰–۴۱۰۰ پ.م. اوروک ۵: ۳۱۰۰–۳۳۰۰ پ.م. (نخستین…
🍃
سومر یا شومر، واژه‌ای اکدی

عبارت سومری، اصطلاحی همگانی میان اکدیان بود که به افراد غیربومیِ ساکن میانرودان داده می‌شد.

سومریان خود را با عنوان 𒌦 𒊕 𒈪 𒂵 آوانویس /uŋ saŋ ɡi ɡa/ اونگ - سانگ - نگیگا به معنی مردم سیاه‌سر و سرزمین‌شان را کی - ان - گیر به معنی سرزمین اربابان بزرگوار می‌نامیدند.
اکدیان نیز مردم سومری را تسالمات - قاقادی (tsalmat-qaqqadi) به همین معنی مردمان سیاه‌سر می‌نامیدند.

واژۀ سومر در زبان اکدی، ممکن است گویش آن منطقۀ جغرافیایی باشد. اما دلیل واقعی رواج این اصطلاح یعنی سومر (šumerû) نامشخص است.
اصطلاح شنعار در کتاب مقدس، (Sngr مصری، شانهار Šanhar(a) هیتی) نیز می‌تواند نوع گویش غیراکدی شومر (Shumer) باشد.

@oldhistor
👏5🕊1