Audio
💯4
Audio
💯2👌1
Audio
💯2👌1
Audio
💯3
Audio
🔥3
Audio
❤3
Audio
🔥3
Audio
💯4
Audio
💯4
Forwarded from آموزش روانشناسی و توسعه فردی| رادیو روان 🧠📻 (Haniye Behrouznejad 🌿)
🖤◼️موضوعی که امروز به آن می پردازیم؛
خودکشی ( Suicide) عملی عمدی است که باعث مرگ فرد میشود.خودکشی پدیده پیچیدهای است و میتواند علل گوناگون و پیچیدهای داشته باشد. ناامیدی، اختلالات روانی (نظیر افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، اختلال طیف اوتیسم)، اختلالات فیزیکی (مانند سندرم خستگی مزمن)، شکست عشقی، اعتیاد به الکل، سوء مصرف مواد یا دارو، میتوانند به خودکشی ربط داشته باشد و ثابت شده که این عوامل فرد را بیشتر در معرض خودکشی قرار میدهد.
✔️ اغلب، عوامل استرسزا مانند مشکلات مالی، مشکلات شغلی، مشکلات تحصیلی یا مشکلات ارتباط بین فردی (مانند طلاق یا قطع رابطه)، آزار دیگران یا قلدری نیز ممکن است در این میان نقش داشته باشند.
◾️▪️◾️▪️◾️▪️
https://news.1rj.ru/str/psychoradioo
خودکشی
خودکشی ( Suicide) عملی عمدی است که باعث مرگ فرد میشود.خودکشی پدیده پیچیدهای است و میتواند علل گوناگون و پیچیدهای داشته باشد. ناامیدی، اختلالات روانی (نظیر افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، اختلال طیف اوتیسم)، اختلالات فیزیکی (مانند سندرم خستگی مزمن)، شکست عشقی، اعتیاد به الکل، سوء مصرف مواد یا دارو، میتوانند به خودکشی ربط داشته باشد و ثابت شده که این عوامل فرد را بیشتر در معرض خودکشی قرار میدهد.
✔️ اغلب، عوامل استرسزا مانند مشکلات مالی، مشکلات شغلی، مشکلات تحصیلی یا مشکلات ارتباط بین فردی (مانند طلاق یا قطع رابطه)، آزار دیگران یا قلدری نیز ممکن است در این میان نقش داشته باشند.
◾️▪️◾️▪️◾️▪️
https://news.1rj.ru/str/psychoradioo
❤4
Audio
❤4
Audio
💯3👍1
Audio
❤3👌1
Audio
👌4
Audio
👌4
مقدمهای بر روانکاوی
یادداشت دوم
در یک ماه اخیر من از دوستان خودم پرسیدم که شما از صمیمی ترین دوست خود چه میخواهید، پاسخها را که جمع کردم در سه واژه پذیرش، همدلی و همراهی خلاصه شد. از این جمع بندی چه درکی برای من شکل گرفت !؟
گویی آدمی خودش میداند چه میخواهد
پیش از آنکه بخواهیم پیرامون وجود او نظریه پردازی کنیم، خودش به دنبال فردی خردمند و مستقل است تا از او پذیرش و همدلی و همراهی بگیرد .
در دل این نوع رابطه که اکثر افراد طالب آنند، فرد خودش را مییابد، از اعماق وجودش به خودش اجازه میدهد تا آزادانه خود را تجربه کند و پس از این تجربهٔ همه جانبهٔ خویشتن به هماهنگی و تعادلی درونی دست یابد و به سمت تجربهٔ صریح و شکوفایی خویشتن قدم بردارد.
روان آدمی در چنین فضای ارتباطیای متولد میشود . «منِ» آدمی در تجربهٔ فضای ارتباطی متولد میشود و زین پس رو به جلو حرکت و زندگی خواهد کرد .
همچون کودکی که از همدلی و حمایت و پشتیبانی مادر چنان دلگرم است که سبکبال از تمامی نگاههای نگران و قضاوتگر، از صمیم قلب؛ دل به زندگی داده است و کاوش میکند و تعجب میکند و میسازد و ...
در منظری که من میپسندم رسالت اولیهٔ روانکاو قابلگی برای همین زایمان درون روانی است، فرد نیاز دارد در یک افق پذیرا اول متولد شود، یعنی ابعاد عمیق خودش (از تجربه وجودی که گویا مربوط به ساقهٔ مغز است تا عواطف و احساسات که مربوط به لیمبیک است و افکار و ایدههایی که مدام سربرمیآورند) را در خود به نظاره بنشید .
در این لحظه، وجودش، در افق آگاهیاش متولد میشود، آنچه نادیدنی است محسوس میشود و فرد بدون نیاز به فرار از خویشتن این اختیار را خواهد داشت که برای بخشهای گاها متعارض وجودش تصمیمات قابل قبولی بگیرد .
و این همان چیزی است که از دوستان صمیمی خود میخواهیم، میخواهیم ما را ببینند، وجود ما را بپذیرند و اگر نقدی هم دارند آن نقد به معنای دور انداختن هسته مرکزی وجود ما نباشد، به تعبیری حتی اگر گوشت ما را تلخ یافتند استخوان ما را دور نیاندازند.
روانکاو مطلوب از منظر من همان دوست مشفقی است که با تمام وجود در تجربهٔ وجودی من درگیرشده، وجود مرا تا جای ممکن همراه من تجربه میکند، به من کمک میکند تا نادیدنیهای خودم را ببینم و در عین حال مماشاتی ندارد .
مماشات ندارد یعنی این قابلیت و ظرفیت را دارد که در عین حال که هستهٔ مرکزی وجود مرا میپذیرد، پیرایههای آن را صریح و بدون تعارف به چشم من آورد، کیسهاش که به تنم میخورد، از آن پشت چرکها را به رُخم بکشد تا من بدانم و بفهمم که با خود چه کردهام و چه میکنم .
و این ؛ همانی است که بشریت در سنتهای تاریخی خود از یک رفیق شفیق انتظار داشته است .
محمد انسانی
یادداشت دوم
در یک ماه اخیر من از دوستان خودم پرسیدم که شما از صمیمی ترین دوست خود چه میخواهید، پاسخها را که جمع کردم در سه واژه پذیرش، همدلی و همراهی خلاصه شد. از این جمع بندی چه درکی برای من شکل گرفت !؟
گویی آدمی خودش میداند چه میخواهد
پیش از آنکه بخواهیم پیرامون وجود او نظریه پردازی کنیم، خودش به دنبال فردی خردمند و مستقل است تا از او پذیرش و همدلی و همراهی بگیرد .
در دل این نوع رابطه که اکثر افراد طالب آنند، فرد خودش را مییابد، از اعماق وجودش به خودش اجازه میدهد تا آزادانه خود را تجربه کند و پس از این تجربهٔ همه جانبهٔ خویشتن به هماهنگی و تعادلی درونی دست یابد و به سمت تجربهٔ صریح و شکوفایی خویشتن قدم بردارد.
روان آدمی در چنین فضای ارتباطیای متولد میشود . «منِ» آدمی در تجربهٔ فضای ارتباطی متولد میشود و زین پس رو به جلو حرکت و زندگی خواهد کرد .
همچون کودکی که از همدلی و حمایت و پشتیبانی مادر چنان دلگرم است که سبکبال از تمامی نگاههای نگران و قضاوتگر، از صمیم قلب؛ دل به زندگی داده است و کاوش میکند و تعجب میکند و میسازد و ...
در منظری که من میپسندم رسالت اولیهٔ روانکاو قابلگی برای همین زایمان درون روانی است، فرد نیاز دارد در یک افق پذیرا اول متولد شود، یعنی ابعاد عمیق خودش (از تجربه وجودی که گویا مربوط به ساقهٔ مغز است تا عواطف و احساسات که مربوط به لیمبیک است و افکار و ایدههایی که مدام سربرمیآورند) را در خود به نظاره بنشید .
در این لحظه، وجودش، در افق آگاهیاش متولد میشود، آنچه نادیدنی است محسوس میشود و فرد بدون نیاز به فرار از خویشتن این اختیار را خواهد داشت که برای بخشهای گاها متعارض وجودش تصمیمات قابل قبولی بگیرد .
و این همان چیزی است که از دوستان صمیمی خود میخواهیم، میخواهیم ما را ببینند، وجود ما را بپذیرند و اگر نقدی هم دارند آن نقد به معنای دور انداختن هسته مرکزی وجود ما نباشد، به تعبیری حتی اگر گوشت ما را تلخ یافتند استخوان ما را دور نیاندازند.
روانکاو مطلوب از منظر من همان دوست مشفقی است که با تمام وجود در تجربهٔ وجودی من درگیرشده، وجود مرا تا جای ممکن همراه من تجربه میکند، به من کمک میکند تا نادیدنیهای خودم را ببینم و در عین حال مماشاتی ندارد .
مماشات ندارد یعنی این قابلیت و ظرفیت را دارد که در عین حال که هستهٔ مرکزی وجود مرا میپذیرد، پیرایههای آن را صریح و بدون تعارف به چشم من آورد، کیسهاش که به تنم میخورد، از آن پشت چرکها را به رُخم بکشد تا من بدانم و بفهمم که با خود چه کردهام و چه میکنم .
و این ؛ همانی است که بشریت در سنتهای تاریخی خود از یک رفیق شفیق انتظار داشته است .
محمد انسانی
⚡3
Forwarded from محمد انسانی (ιllιlı.ıl محمد lıιllιlı.)
درک من از گذشته از حال امروزم عبور میکند،
اگر امروز درمانده باشم، در مرور خاطرات گذشته مدام صحنههایی از درماندگی و ناتوانی و احساسات منفی همراه آن از ذهنم عبور میکند.
اگر امروزم موفقیت آمیز باشد، تمام ناکامیهای گذشته به عنوان مسیر یک قهرمان نستوه در نظرم جلوه میکند.
همچنین، فضای ارتباطی امروزِ افراد، گذشتهٔ آنان را بازنویسی میکند و ارتباط درمانیِ فعلی درک آدمی از خود و ارتباطات پیشینش را.
اگر امروز درمانده باشم، در مرور خاطرات گذشته مدام صحنههایی از درماندگی و ناتوانی و احساسات منفی همراه آن از ذهنم عبور میکند.
اگر امروزم موفقیت آمیز باشد، تمام ناکامیهای گذشته به عنوان مسیر یک قهرمان نستوه در نظرم جلوه میکند.
همچنین، فضای ارتباطی امروزِ افراد، گذشتهٔ آنان را بازنویسی میکند و ارتباط درمانیِ فعلی درک آدمی از خود و ارتباطات پیشینش را.
💯3