پائولو کوئیلو – Telegram
پائولو کوئیلو
1.49K subscribers
1.06K photos
1 video
1 file
4 links
🔄این صفحه صرفا جنبه ی ادبی داشته و هرگونه برداشت غیر ادبی و غیر ادبیاتی ممنوع می باشد.🔄



@PauloCoelho
Download Telegram
تو آنجایی ..
و آنجا نمی‌داند که چقدر خوشبخت است !!!

🤔🤔🤔


#ناظم_حکمت


@paulocoelho
18👍6🙏1
اندوه من
چونان کودکی ست ؛
هر روز بزرگتر می شود و زیباتر ...!!!



🤔🤔🤔


#نزار_قبانی


@paulocoelho
15👍5🙏2


مردى که دهان دارد
اما حرف نمى زند

لب دارد
اما نمى بوسد

مردى که با بینى اش
هیچ چیزى را نمى بوید

با گوش هایش
چیزى را نمى شنود

مردى با چشمانِ غمگین و بازوانِ بلند
که نمى داند چگونه به آغوش بکشد ..

مترسکى ست
که گنجشک هاى مرا فریب داده !!!

🤔🤔🤔

#مرام_المصری



@paulocoelho
26👍12👎1🎉1🙏1
آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم، من شلیک کردم بهش، درست زدم به پاش!

وقتی بالای سرش رسیدم هنوز جون داشت،
چشم‌هاش داشت التماس می‌کرد،
نفس می‌کشید،
زیباییش من رو تسخیر کرده بود،
حس کردم که اون گوزن می‌تونه دوست خوبی واسم باشه، می‌تونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسش درست کنم...

خوب که فکر کردم با خودم گفتم که اون گوزن واسه همیشه لنگ می‌زنه و وقتی من رو می‌بینه یاد بلایی میفته که سرش آوردم!
از التماس چشم‌هاش فهمیدم بهترین لطفی که می‌تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم...


تو هیچ‌وقت نمی‌تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی!!!

🤔🤔🤔



#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
#روزبه_معین


@paulocoelho
👍2114🙏2
ابتدا فكر ميكردم
شايد يک اتفاق ساده باشد،
تا اينكه بعد از او
هيچ اتفاق ديگری در من رخ نداد !!!

🤔🤔🤔


#آنا_گاوالدا‌



@paulocoelho
👍1610🙏1
یک بار است زندگانی. یک بار.
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم، یک بار.. یک بار و نه بیشتر.
بعد از آن دیگر تمام عمر را ما دنبال همان چیزها می دویم، بعد از آن دیگر تمام مدت را به دنبال همان طعم اولینِ زندگانی هستیم. در پی لذت اول. سیب را به دندان می کشیم تا طعم بار اول را در آن بیابیم،آب را سر می کشیم تا لذت رفع عطش بار اول را پیدا کنیم. در آب غوطه می زنیم تا به شوق بار اول برسیم و نسیم را می بلعیم تا نشانی از آن اولین نسیم بیابیم. زندگانی یک بار است، در هر فصل...
تو چه می پنداری، ستار، تو درباره ی زندگانی چه فکر می کنی؟

شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند، اما تلخی هایش هر بار تازه اند، هر بار تازه تر.!!!

🤔🤔🤔


#کلیدر
#محمود_دولت_آبادی




@paulocoelho
👍207🎉1
خوشبختی
توپی است که وقتی می‌غلتد
به دنبالش می‌رویم

و وقتی متوقف می‌ماند
به آن لگد می‌زنیم !!!

🤔🤔🤔


#شاتوبریان


@paulocoelho
👍136🙏1
بوی یلدا را میشنوی ؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان .
قراری طولانی به بلندای یک شب
شب عشق بازی برگ و برف.
پاییز چمدان به دست ایستاده
عزم رفتن دارد
آسمان بغض میکند
میبارد
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد .
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد
دستی تکان میدهد
قدمی برمیدارد سنگین و سرد .
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز...
و....
تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی !
رفتنت به خیر
سفرت بی خطر !!!

🤔🤔🤔


@paulocoelho
10👍3🎉3
قاصدک های لجوج را دوست دارم ...
همان هایی که روی شانه ات می نشینند

می تکانی..
روی سینه ات می نشینند

می تکانی..
روی کفش هایت
یا به پاهایت می افتد

دیگر دلت نمی آید پا رویش بگذاری
خم میشوی؛
می نشینی؛
وآهسته آن را کف دستهایت می گذاری
به لبهایت نزدیکش می کنی

اما نبوسیده پرواز می کند
وتو را باحسرتی شگفت تنها می گذارد !!!

🤔🤔🤔




#ناشناس



@paulocoelho
23👍4🙏2🎉1
دعایم مشتی دانه بود در ایوان
تا پرنده ای بیاید و بخورد و به خدا بگوید این دانه که خوردم از ایوان خانه ای بود که صاحبش دعایی داشت و خدا بگوید: با آن دانه که خوردی، تنت اندکی گرم شد؟ بالت کمی جان گرفت؟

و پرنده بگوید: بله اندکی ..

و خدا بگوید: بیا این استجابت را ببر و بگذار در ایوانش به پاس همان اندکی !!!

🤔🤔🤔




#عرفان_نظرآهاری


@paulocoelho
34👍6🙏6
گوش هایم را می گیرم ، چشم هایم را می بندم ، و زبانم را گاز می گیرم ، ولی حریف افکارم نمی شوم!
چقدر دردناک است فهمیدن...
خوش بحال عروسک آویزان به آینه ماشین، تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد.

کاش زندگی از آخر به اول بود.
پیر بدنیا می آمدیم ، آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم ، سپس کودکی معصوم می شدیم ،
ودر نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم !!! 

🤔🤔🤔






@paulocoelho
25👍8🙏3
برای هر انسان، کسی باید باشد
که با دوست داشتن زیباترش کند...


مثل آن پنجره‌ی چوبی
که از شمعدانی‌ها
جان تازه‌ای می‌گیرد !!!

🤔🤔🤔



#تورگوت_اویار



@paulocoelho
17👍2🙏1
نشست تو ماشين؛
دستاش مي لرزيد،
بخاري رو روشن کردم.

گفت : ابراهيم، ماشينت بوي دريا ميده...
گفتم ماهي خريده بودم.
گفت : ماهي مُرده که بوي دريا نميده!
گفتم هر چيزي موقع مرگ بوي اون جايي رو ميده که دلتنگشه...
گفت : یعنی من بميرم بوي تو رو ميدم؟!!!


🤔🤔🤔


#سيامک_تقي_زاده


@paulocoelho
18👍3🙏3🎉1
شش یا هفت ساله که بودم
دست چک پدرم را با دفتر نقاشی ام اشتباه گرفتم
و تمام صفحاتش را خط خطی کردم
مادرم خیلی هول شده بود
دفترچه را از دست من کشید وبه همراه کت پدرم به حمام برد
آخر شب صدایشان را می شنیدم ;
حواست کجاست زن ؟!
میدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟
می دانی باید مرخصی بگیرم و تا شهر بروم؟
میدانی چقدر باید دنبال کارهای اداری اش بدوئم؟

“صدای مادرم نمی آمد”
میدانستی و سر به هوا بودی؟
“بازهم صدای مادرم نمی آمد” ...


سالها از آن ماجرا می گذرد
شاید پدرم اصلا یادش نیاید چقدر برای دوباره گرفتن آن دفترچه اذیت شد
مادرم هم یادش نمی آید چقدر برای کار نکرده اش شرمندگی کشید
اما من خوب یادم مانده است که مادرم آن شب سپر بلای من شد تا آب در دل من تکان نخورد
خوب یادم مانده است تنها کسی که قربانت شوم هایش واقعی ست اسمش مادر است !!!

🤔🤔🤔



#ناشناس



@Paulocoelho
34👍5🎉2
از لیوان ها
به لیوان شکسته فکر می‌کنی ..

از آدم‌ها
به کسی که از دست داده‌ای
به کسی که به دست نیاورده‌ای ..

همیشه
چیزی که نیست
بهتر است !!!


🤔🤔🤔


#علیرضا_روشن


@paulocoelho
16👍6🙏2
مرد گفت : اگر ما نبودیم چه کسی از شما محافظت می کرد ؟
زن پاسخ داد : در برابر چه کسی ؟!!!


🤔🤔🤔



#ناشناس


@paulocoelho
👍217👏1
آرام ترین آدم ها...
آن هایی هستند که یک روز در دلشان جهنمی را خاموش کرده اند و زنده مانده اند !!!

🤔🤔🤔


#داستایوفسکی



@paulocoelho
21👍12🙏3
می‌دانم که تصمیم درستی گرفتم، ولی کاش تصمیم درست این نبود !!!

🤔🤔🤔


#گابریل_گارسیا_مارکز
#صد_سال_تنهایی


@paulocoelho
15👌4👏2👍1
بوی یلدا را میشنوی ؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان .
قراری طولانی به بلندای یک شب
شب عشق بازی برگ و برف.
پاییز چمدان به دست ایستاده
عزم رفتن دارد
آسمان بغض میکند
میبارد
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد .
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد
دستی تکان میدهد
قدمی برمیدارد سنگین و سرد .
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز...
و....
تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی !
رفتنت به خیر
سفرت بی خطر !!!

🤔🤔🤔


@paulocoelho
9🎉3
طبیعی است که آغاز ها زیبا باشند،
زیرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید: سلام، من آدم پَستی هستم.
..!!!


🤔🤔🤔




#داستایوفسکی



@paulocoelho
8👏8👍6