📍چالشهای اخلاقی توسعه هوش مصنوعی
❇️ توسعه هوش مصنوعی (AI) چالش اخلاقی متعددی را موجب میشود که باید به آنها توجه شود تا اطمینان حاصل شود که مزایای هوش مصنوعی در حالی که اثرات منفی آن به حداقل میرسد، تحقق مییابد. برخی از چالشهای اخلاقی ناشی از توسعه هوش مصنوعی عبارتند از:
✅ تعصب و تبعیض: سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند سوگیریهای موجود در دادههای مورد استفاده برای آموزش آنها را منعکس و تقویت کنند، که منجر به نتایج تبعیضآمیز میشود. به عنوان مثال، نشان داده شده است که فناوری تشخیص چهره برای افرادی که رنگ پوست تیرهتری دارند، نرخ خطای بالاتری دارد.
✅ حریم خصوصی و امنیت: سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند حجم زیادی از دادههای شخصی را جمعآوری و تجزیه و تحلیل کنند و نگرانیهایی در مورد حفظ حریم خصوصی و امنیت ایجاد کنند. علاوه بر این، استفاده از هوش مصنوعی در نظارت و اجرای قانون، نگرانیهایی را در مورد احتمال سوء استفاده موجب شده است.
✅ جابجایی شغل: استفاده از هوش مصنوعی در اتوماسیون میتواند منجر به جابجایی شغل شود، به ویژه در صنایعی که وظایف تکراری یا کممهارت را میتوان بهراحتی خودکار کرد. این میتواند منجر به اختلالات اقتصادی و اجتماعی شود.
✅ مسئولیتپذیری و شفافیت: پیچیدگی سیستمهای هوش مصنوعی، تعیین مسئولیت را در صورت بروز مشکل دشوار میکند. علاوه بر این، عدم شفافیت در مورد الگوریتمهای مورد استفاده در سیستمهای هوش مصنوعی میتواند درک چگونگی تصمیمگیری را دشوار کند.
✅ سلاحهای خودمختار: توسعه سلاحهای خودمختار نگرانیهایی را در مورد پتانسیل استفاده از هوش مصنوعی در راههایی که قوانین بشردوستانه بینالمللی و حقوق بشر را نقض میکند، افزایش میدهد.
✅ خطرات وجودی: همچنین این احتمال وجود دارد که سیستمهای هوش مصنوعی پیشرفته میتوانند خطرات وجودی را برای بشریت ایجاد کنند، مانند پیامدهای ناخواسته یا استفاده مخرب.
❇️ پرداختن به این چالشهای اخلاقی مستلزم همکاری بین سیاستگذاران، رهبران صنعت و دانشگاهیان است تا اطمینان حاصل شود که هوش مصنوعی به گونهای توسعه یافته و به کار گرفته میشود که مزایای آن را به حداکثر برساند و در عین حال اثرات منفی آن را به حداقل. این شامل ارتقای شفافیت و پاسخگویی، رسیدگی به تعصب و تبعیض، حفاظت از حریم خصوصی و امنیت، و حصول اطمینان از همسویی توسعه هوش مصنوعی با ارزشها و اهداف انسانی است.
#فلسفه_علم
#فلسفه_فناوری
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
❇️ توسعه هوش مصنوعی (AI) چالش اخلاقی متعددی را موجب میشود که باید به آنها توجه شود تا اطمینان حاصل شود که مزایای هوش مصنوعی در حالی که اثرات منفی آن به حداقل میرسد، تحقق مییابد. برخی از چالشهای اخلاقی ناشی از توسعه هوش مصنوعی عبارتند از:
✅ تعصب و تبعیض: سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند سوگیریهای موجود در دادههای مورد استفاده برای آموزش آنها را منعکس و تقویت کنند، که منجر به نتایج تبعیضآمیز میشود. به عنوان مثال، نشان داده شده است که فناوری تشخیص چهره برای افرادی که رنگ پوست تیرهتری دارند، نرخ خطای بالاتری دارد.
✅ حریم خصوصی و امنیت: سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند حجم زیادی از دادههای شخصی را جمعآوری و تجزیه و تحلیل کنند و نگرانیهایی در مورد حفظ حریم خصوصی و امنیت ایجاد کنند. علاوه بر این، استفاده از هوش مصنوعی در نظارت و اجرای قانون، نگرانیهایی را در مورد احتمال سوء استفاده موجب شده است.
✅ جابجایی شغل: استفاده از هوش مصنوعی در اتوماسیون میتواند منجر به جابجایی شغل شود، به ویژه در صنایعی که وظایف تکراری یا کممهارت را میتوان بهراحتی خودکار کرد. این میتواند منجر به اختلالات اقتصادی و اجتماعی شود.
✅ مسئولیتپذیری و شفافیت: پیچیدگی سیستمهای هوش مصنوعی، تعیین مسئولیت را در صورت بروز مشکل دشوار میکند. علاوه بر این، عدم شفافیت در مورد الگوریتمهای مورد استفاده در سیستمهای هوش مصنوعی میتواند درک چگونگی تصمیمگیری را دشوار کند.
✅ سلاحهای خودمختار: توسعه سلاحهای خودمختار نگرانیهایی را در مورد پتانسیل استفاده از هوش مصنوعی در راههایی که قوانین بشردوستانه بینالمللی و حقوق بشر را نقض میکند، افزایش میدهد.
✅ خطرات وجودی: همچنین این احتمال وجود دارد که سیستمهای هوش مصنوعی پیشرفته میتوانند خطرات وجودی را برای بشریت ایجاد کنند، مانند پیامدهای ناخواسته یا استفاده مخرب.
❇️ پرداختن به این چالشهای اخلاقی مستلزم همکاری بین سیاستگذاران، رهبران صنعت و دانشگاهیان است تا اطمینان حاصل شود که هوش مصنوعی به گونهای توسعه یافته و به کار گرفته میشود که مزایای آن را به حداکثر برساند و در عین حال اثرات منفی آن را به حداقل. این شامل ارتقای شفافیت و پاسخگویی، رسیدگی به تعصب و تبعیض، حفاظت از حریم خصوصی و امنیت، و حصول اطمینان از همسویی توسعه هوش مصنوعی با ارزشها و اهداف انسانی است.
#فلسفه_علم
#فلسفه_فناوری
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Eitaa
ایتا - فلسفه علم و فناوری
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
👍1
📍تبیین علمی
Scientific Explanation
🔻 در فلسفه علم، تبیین علمی به فرآیند ارائه توضیح یا توجیه برای چرایی وقوع یک پدیده یا رویداد خاص اشاره دارد. یک تبیین علمی به دنبال ارائه گزارشی منسجم و منطقی از عوامل و مکانیسمهای علّی است که در وقوع یک رویداد یا پدیده خاص نقش دارند.
🔻 رویکردهای متفاوتی برای تبیین علمی در فلسفه علم وجود دارد، اما یکی از تأثیرگذارترین آنها مدل قیاسی-نامولوژیکی (DN) است که توسط کارل همپل ارائه شده است. طبق مدل DN، یک توضیح علمی شامل استنتاج یک پدیده یا رویداد خاص از مجموعه قوانین کلی و شرایط اولیه است که به درستی شناخته شده است. این مدل بر اهمیت سازگاری و انسجام منطقی در تبیین علمی تأکید دارد و به دنبال ایجاد روابط علی بین رویدادها و پدیدهها است.
🔻 رویکرد دیگر برای تبیین علمی، مدل علّی-مکانیکی است که بر اهمیت شناسایی مکانیسم های علّی که زمینهساز وقوع یک پدیده یا رویداد خاص است، تأکید میکند. این مدل تأکید بیشتری بر شواهد تجربی و آزمایش دارد و به دنبال شناسایی عوامل علّی اساسی است که در وقوع یک رویداد یا پدیده خاص نقش دارند.
🔻 به طور کلی، ماهیت تبیین علمی در فلسفه علم با تعهد به شواهد تجربی، سازگاری منطقی و استدلال علّی مشخص میشود. انتظار میرود توضیحات علمی با شواهد تجربی پشتیبانی شود و از نظر منطقی منسجم و منطبق با قوانین طبیعت باشد. علاوه بر این، انتظار میرود که تبیینهای علمی قادر به پیشبینی دقیق باشند و در پرتو شواهد جدید و پیشرفتهای نظری، بازنگری و اصلاح شوند.
#فلسفه_علم
#فلسفه_فناوری
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Scientific Explanation
🔻 در فلسفه علم، تبیین علمی به فرآیند ارائه توضیح یا توجیه برای چرایی وقوع یک پدیده یا رویداد خاص اشاره دارد. یک تبیین علمی به دنبال ارائه گزارشی منسجم و منطقی از عوامل و مکانیسمهای علّی است که در وقوع یک رویداد یا پدیده خاص نقش دارند.
🔻 رویکردهای متفاوتی برای تبیین علمی در فلسفه علم وجود دارد، اما یکی از تأثیرگذارترین آنها مدل قیاسی-نامولوژیکی (DN) است که توسط کارل همپل ارائه شده است. طبق مدل DN، یک توضیح علمی شامل استنتاج یک پدیده یا رویداد خاص از مجموعه قوانین کلی و شرایط اولیه است که به درستی شناخته شده است. این مدل بر اهمیت سازگاری و انسجام منطقی در تبیین علمی تأکید دارد و به دنبال ایجاد روابط علی بین رویدادها و پدیدهها است.
🔻 رویکرد دیگر برای تبیین علمی، مدل علّی-مکانیکی است که بر اهمیت شناسایی مکانیسم های علّی که زمینهساز وقوع یک پدیده یا رویداد خاص است، تأکید میکند. این مدل تأکید بیشتری بر شواهد تجربی و آزمایش دارد و به دنبال شناسایی عوامل علّی اساسی است که در وقوع یک رویداد یا پدیده خاص نقش دارند.
🔻 به طور کلی، ماهیت تبیین علمی در فلسفه علم با تعهد به شواهد تجربی، سازگاری منطقی و استدلال علّی مشخص میشود. انتظار میرود توضیحات علمی با شواهد تجربی پشتیبانی شود و از نظر منطقی منسجم و منطبق با قوانین طبیعت باشد. علاوه بر این، انتظار میرود که تبیینهای علمی قادر به پیشبینی دقیق باشند و در پرتو شواهد جدید و پیشرفتهای نظری، بازنگری و اصلاح شوند.
#فلسفه_علم
#فلسفه_فناوری
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Eitaa
ایتا - فلسفه علم و فناوری
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
📜 فلسفۀ تکنولوژی، مدخل استنفورد
❇️اگر فلسفه چنان که سلرز (Sellars) میگوید تلاشی باشد برای فهم آن که چیزها به وسیعترین معنایِ ممکن کلمه چگونه به وسیعترین معنای ممکن به هم پیوستهاند، آنگاه فلسفه نباید از تکنولوژی چشم بپوشد.
پیوستگیِ جامعۀ معاصر تا حد زیادی به واسطۀ تکنولوژی است. تکنولوژی هم به مثابۀ نیرویی اقتصادی و هم به مثابۀ نیرویی فرهنگی، حائز اهمیتی عظیم است.
❇️در حقیقت، فلسفۀ تکنولوژی طی دو قرن اخیر که تدریجاً به صورت نوعی رشته درآمده، بیشتر به اثر تکنولوژی بر جامعه و فرهنگ پرداخته است تا به خود تکنولوژی.
📍میچم (Mitcham) این نوع فلسفۀ تکنولوژی را «فلسفۀ تکنولوژی از
منظر علوم انسانی» مینامد. زیرا با علوم اجتماعی و علوم انسانی پیوستگی دارد.
❇️ فقط اخیراً شاخهای از فلسفه تکنولوژی بسط یافته است که به خود تکنولوژی میپردازد و هدفش هم فهم رویۀ طراحی و ابداع مصنوعات (به معنایی وسیع شامل نظامها و فرایندهای مصنوعی) است و هم فهم سرشت چیزهایی که بدین سان ابداع میشوند. این شاخۀ متأخر فلسفۀ تکنولوژی به دنبال پیوستگی با فلسفۀ علم و چندین حوزۀ دیگر در سنت تحلیلی در فلسفۀ مدرن، نظیر فلسفۀ کنش و تصمیمگیری است نه با علوم اجتماعی و علوم انسانی.
📍مدخل فلسفۀ تکنولوژی استنفورد با مرور تاریخی مختصری آغاز میشود و سپس مضامینی را که فلسفۀ تحلیلی مدرن تکنولوژی بر آنها متمرکز است بیان میکند. همچنین از جنبههایِ اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی بحث میکند و در این بحث به برخی از دغدغههای فلسفۀ تکنولوژی از منظر علوم انسانی میپردازد.
این بیان دوگانه شکلگیریِ تکنولوژی را به مثابۀ نتیجۀ فرایندی که در درونِ رویۀ مهندسی پدید آمده و با این رویه، با سنجههایی که فقط کنترل اجتماعی محدودی بر آنها اعمال میشود هدایت میگردد و نیز پیامدهای اجتماعی تحقق تکنولوژی ای را که بدینسان ایجاد میشود در نظر میگیرد. پیامدهایی ناشی از فرایندهایی که فقط کنترل محدودی میتوان بر آنها اعمال کرد.
#فلسفۀ_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#استنفورد
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
❇️اگر فلسفه چنان که سلرز (Sellars) میگوید تلاشی باشد برای فهم آن که چیزها به وسیعترین معنایِ ممکن کلمه چگونه به وسیعترین معنای ممکن به هم پیوستهاند، آنگاه فلسفه نباید از تکنولوژی چشم بپوشد.
پیوستگیِ جامعۀ معاصر تا حد زیادی به واسطۀ تکنولوژی است. تکنولوژی هم به مثابۀ نیرویی اقتصادی و هم به مثابۀ نیرویی فرهنگی، حائز اهمیتی عظیم است.
❇️در حقیقت، فلسفۀ تکنولوژی طی دو قرن اخیر که تدریجاً به صورت نوعی رشته درآمده، بیشتر به اثر تکنولوژی بر جامعه و فرهنگ پرداخته است تا به خود تکنولوژی.
📍میچم (Mitcham) این نوع فلسفۀ تکنولوژی را «فلسفۀ تکنولوژی از
منظر علوم انسانی» مینامد. زیرا با علوم اجتماعی و علوم انسانی پیوستگی دارد.
❇️ فقط اخیراً شاخهای از فلسفه تکنولوژی بسط یافته است که به خود تکنولوژی میپردازد و هدفش هم فهم رویۀ طراحی و ابداع مصنوعات (به معنایی وسیع شامل نظامها و فرایندهای مصنوعی) است و هم فهم سرشت چیزهایی که بدین سان ابداع میشوند. این شاخۀ متأخر فلسفۀ تکنولوژی به دنبال پیوستگی با فلسفۀ علم و چندین حوزۀ دیگر در سنت تحلیلی در فلسفۀ مدرن، نظیر فلسفۀ کنش و تصمیمگیری است نه با علوم اجتماعی و علوم انسانی.
📍مدخل فلسفۀ تکنولوژی استنفورد با مرور تاریخی مختصری آغاز میشود و سپس مضامینی را که فلسفۀ تحلیلی مدرن تکنولوژی بر آنها متمرکز است بیان میکند. همچنین از جنبههایِ اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی بحث میکند و در این بحث به برخی از دغدغههای فلسفۀ تکنولوژی از منظر علوم انسانی میپردازد.
این بیان دوگانه شکلگیریِ تکنولوژی را به مثابۀ نتیجۀ فرایندی که در درونِ رویۀ مهندسی پدید آمده و با این رویه، با سنجههایی که فقط کنترل اجتماعی محدودی بر آنها اعمال میشود هدایت میگردد و نیز پیامدهای اجتماعی تحقق تکنولوژی ای را که بدینسان ایجاد میشود در نظر میگیرد. پیامدهایی ناشی از فرایندهایی که فقط کنترل محدودی میتوان بر آنها اعمال کرد.
#فلسفۀ_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#استنفورد
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Telegram
فلسفه علم و فناوری
کانالی برای علاقمندان و پژوهشگران فلسفهٔ علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
مباحث جدید در فلسفه فنّاوری
🔴 جبرانگاری فنّاورانه: بدین معناست که فنّاوری نیروی محرکه تغییرات اجتماعی است. نگرانی فزایندهای وجود دارد که این دیدگاه نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی را در شکل دادن به فنّاوری و تأثیر آن بر جامعه نادیده میگیرد.
🟠 تکینگی فنّاورانه: اشاره دارد به اینکه در مقطعی در آینده، هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت و منجر به تغییرات اساسی در جامعه خواهد شد. در خصوص امکان این سناریو و پیامدهای بالقوه آن بحثهای روبه رشدی مطرح شده است.
🟡 بیکاری ناشی از فناوری: در این خصوص پرسشهایی مطرح شده است: چگونه اطمینان حاصل کنیم که مردم قادر به یافتن کار معنادار در یک اقتصاد به طور فزاینده خودکار هستند؟ پیامدهای اخلاقی بیکاری گسترده ناشی از توسعه فنّاوری چیست؟
🟢 اخلاق دیجیتال: ظهور فنّاوری دیجیتال طیفی از مسائل اخلاقی، از حریم خصوصی مربوط به دادهها گرفته تا آزار آنلاین را به وجود آورده است. نگرانی فزایندهای در مورد پیامدهای اخلاقی فنّاوری دیجیتال و نیاز به دستورالعملها و استانداردهای اخلاقی برای استفاده از آن وجود دارد.
🔵 رسانههای اجتماعی و دموکراسی
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
🔴 جبرانگاری فنّاورانه: بدین معناست که فنّاوری نیروی محرکه تغییرات اجتماعی است. نگرانی فزایندهای وجود دارد که این دیدگاه نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی را در شکل دادن به فنّاوری و تأثیر آن بر جامعه نادیده میگیرد.
🟠 تکینگی فنّاورانه: اشاره دارد به اینکه در مقطعی در آینده، هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت و منجر به تغییرات اساسی در جامعه خواهد شد. در خصوص امکان این سناریو و پیامدهای بالقوه آن بحثهای روبه رشدی مطرح شده است.
🟡 بیکاری ناشی از فناوری: در این خصوص پرسشهایی مطرح شده است: چگونه اطمینان حاصل کنیم که مردم قادر به یافتن کار معنادار در یک اقتصاد به طور فزاینده خودکار هستند؟ پیامدهای اخلاقی بیکاری گسترده ناشی از توسعه فنّاوری چیست؟
🟢 اخلاق دیجیتال: ظهور فنّاوری دیجیتال طیفی از مسائل اخلاقی، از حریم خصوصی مربوط به دادهها گرفته تا آزار آنلاین را به وجود آورده است. نگرانی فزایندهای در مورد پیامدهای اخلاقی فنّاوری دیجیتال و نیاز به دستورالعملها و استانداردهای اخلاقی برای استفاده از آن وجود دارد.
🔵 رسانههای اجتماعی و دموکراسی
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
👍1
📍کاربرد فلسفه علم در مدیریت و سیاستگذاری علم
👈 فلسفه علم می تواند با کمک به روشن شدن اهداف، روشها و محدودیتهای تحقیق علمی، بینشها و راهنماییهایی برای مدیریت و سیاست علم ارائه دهد. برخی از کاربردهای خاص فلسفه علم در این زمینه عبارتند از:
♦️ تعیین معیارهایی برای کیفیت فعالیت علمی: فلسفه علم می تواند به احراز معیارهایی برای ارزیابی کیفیت تحقیقات علمی مانند اعتبار طرح آزمایشی، پایایی اندازهگیریها و صحت استدلالهای نظری کمک کند.
♦️ ترویج مسئولیت علمی: فلسفه علم می تواند به احراز استانداردهایی برای مسئولیت علمی، مانند الزام به شفافیت، تکرارپذیری، و رفتار اخلاقی کمک کند.
♦️ هدایت تصمیمگیری علمی: فلسفه علم میتواند راهنماییهایی را برای تصمیمگیری در مورد تحقیقات علمی ارائه دهد، مانند تعیین اینکه کدام پرسش¬های پژوهشی برای تحقق اهداف پژوهش امیدوارکنندهترین هستند، کدام روشها مناسبترین هستند و کدام فرضیهها قابل قبولترین هستند.
♦️ پرداختن به دغدغههای اخلاقی و اجتماعی: فلسفه علم میتواند در مقام رسیدگی به دغدغههای اخلاقی و اجتماعی مرتبط با تحقیقات علمی کمک کند؛ مانند حصول اطمینان از اینکه پژوهش با احترام به کرامت انسانی، حفاظت از رفاه شرکتکنندگان در پژوهش، و ترویج عدالت اجتماعی انجام میشود.
♦️ حمایت از همکاری میانرشتهای: فلسفه علم می تواند با ارائه درک مشترک از اهداف و روشهای رشتههای علمی مختلف، به تسهیل همکاری میانرشتهای کمک کند.
☝️ فلسفه علم میتواند کمک کند تا اطمینان حاصل شود که پژوهشهای علمی به شیوهای دقیق، مسئولانه و از نظر اجتماعی سودمند به انجام میرسد. فلسفه علم با تدقیق در مفاهیم مربوط به مسئولیتپذیری علمی و همچنین هدایت تصمیمگیری، میتواند به پیشرفت دانش علمی و رفاه جامعه کمک کند.
#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
👈 فلسفه علم می تواند با کمک به روشن شدن اهداف، روشها و محدودیتهای تحقیق علمی، بینشها و راهنماییهایی برای مدیریت و سیاست علم ارائه دهد. برخی از کاربردهای خاص فلسفه علم در این زمینه عبارتند از:
♦️ تعیین معیارهایی برای کیفیت فعالیت علمی: فلسفه علم می تواند به احراز معیارهایی برای ارزیابی کیفیت تحقیقات علمی مانند اعتبار طرح آزمایشی، پایایی اندازهگیریها و صحت استدلالهای نظری کمک کند.
♦️ ترویج مسئولیت علمی: فلسفه علم می تواند به احراز استانداردهایی برای مسئولیت علمی، مانند الزام به شفافیت، تکرارپذیری، و رفتار اخلاقی کمک کند.
♦️ هدایت تصمیمگیری علمی: فلسفه علم میتواند راهنماییهایی را برای تصمیمگیری در مورد تحقیقات علمی ارائه دهد، مانند تعیین اینکه کدام پرسش¬های پژوهشی برای تحقق اهداف پژوهش امیدوارکنندهترین هستند، کدام روشها مناسبترین هستند و کدام فرضیهها قابل قبولترین هستند.
♦️ پرداختن به دغدغههای اخلاقی و اجتماعی: فلسفه علم میتواند در مقام رسیدگی به دغدغههای اخلاقی و اجتماعی مرتبط با تحقیقات علمی کمک کند؛ مانند حصول اطمینان از اینکه پژوهش با احترام به کرامت انسانی، حفاظت از رفاه شرکتکنندگان در پژوهش، و ترویج عدالت اجتماعی انجام میشود.
♦️ حمایت از همکاری میانرشتهای: فلسفه علم می تواند با ارائه درک مشترک از اهداف و روشهای رشتههای علمی مختلف، به تسهیل همکاری میانرشتهای کمک کند.
☝️ فلسفه علم میتواند کمک کند تا اطمینان حاصل شود که پژوهشهای علمی به شیوهای دقیق، مسئولانه و از نظر اجتماعی سودمند به انجام میرسد. فلسفه علم با تدقیق در مفاهیم مربوط به مسئولیتپذیری علمی و همچنین هدایت تصمیمگیری، میتواند به پیشرفت دانش علمی و رفاه جامعه کمک کند.
#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Eitaa
ایتا - فلسفه علم و فناوری
پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa
📄 معرفی مقاله
On the nature of philosophy
در این مقاله که توسط Josko Zanic در سال ۲۰۲۰ در مجلۀ metaphilosophy به رشتۀ تحریر درآمده، به این میپردازد که وظیفۀ فلسفه، تفسیرِ تصورات و اندیشههایی است که به درکِ ما از واقعیت کمک میکند. به عقیدۀ وی فلسفه فعالیتی خلاقانه است و نمیتوان نهایتی برای وجهِ تفسیریِ آن قائل شد.
پس از تبیینِ بخش فوق، نویسنده در سه بخش مجزا به چند موضوع مختلف میپردازد که عبارتند از:
1⃣ فلسفه و علم
این بخش به شباهتها و تفاوتهای فلسفه و علم اختصاص داده شده است. از نکاتی که در این بخش مطرح شده میتوان به این اشاره کرد که علم و فلسفه حوزههای مشترکی دارند اما با این حال فلسفه نه تنها علم نیست بلکه اصلاحکنندۀ مفاهیمِ علمی نیز نیست. فلسفه تنها میتواند مکمل علم باشد.
2⃣ فلسفه و زبان
اینکه فلسفه ماهیتی زبانی ندارد و وظیفۀ اصلی آن تحلیل زبان نیست از نکات این بخش است. اگرچه نویسنده اذعان دارد که در عصرِ حاضر تفکر فلسفی با یک چرخشِ زبانی روبرو بوده است.
3⃣ فلسفه و پیشرفت
در آخر آنچه نویسنده تلاش میکند نشان دهد آن است که فلسفه برخلاف نظر بسیاری، پیشرفت نمیکند اما با توجه به وظیفهای که برای فلسفه ترسیم میکند، منکرِ حرکت رو به جلویِ آن نیز نیست.
#فلسفه_و_علم
#فلسفۀ_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
On the nature of philosophy
در این مقاله که توسط Josko Zanic در سال ۲۰۲۰ در مجلۀ metaphilosophy به رشتۀ تحریر درآمده، به این میپردازد که وظیفۀ فلسفه، تفسیرِ تصورات و اندیشههایی است که به درکِ ما از واقعیت کمک میکند. به عقیدۀ وی فلسفه فعالیتی خلاقانه است و نمیتوان نهایتی برای وجهِ تفسیریِ آن قائل شد.
پس از تبیینِ بخش فوق، نویسنده در سه بخش مجزا به چند موضوع مختلف میپردازد که عبارتند از:
1⃣ فلسفه و علم
این بخش به شباهتها و تفاوتهای فلسفه و علم اختصاص داده شده است. از نکاتی که در این بخش مطرح شده میتوان به این اشاره کرد که علم و فلسفه حوزههای مشترکی دارند اما با این حال فلسفه نه تنها علم نیست بلکه اصلاحکنندۀ مفاهیمِ علمی نیز نیست. فلسفه تنها میتواند مکمل علم باشد.
2⃣ فلسفه و زبان
اینکه فلسفه ماهیتی زبانی ندارد و وظیفۀ اصلی آن تحلیل زبان نیست از نکات این بخش است. اگرچه نویسنده اذعان دارد که در عصرِ حاضر تفکر فلسفی با یک چرخشِ زبانی روبرو بوده است.
3⃣ فلسفه و پیشرفت
در آخر آنچه نویسنده تلاش میکند نشان دهد آن است که فلسفه برخلاف نظر بسیاری، پیشرفت نمیکند اما با توجه به وظیفهای که برای فلسفه ترسیم میکند، منکرِ حرکت رو به جلویِ آن نیز نیست.
#فلسفه_و_علم
#فلسفۀ_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Wiley Online Library
On the Nature of Philosophy
This paper claims that what philosophy primarily does is interpret our notions, offer ways of understanding these notions that are not scientific in nature but not contrary to science either. The pap...
📚برشهایی از مقالۀ «پرسش از تکنولوژی» مارتین هایدگر
❇️تکنولوژی با ماهیتِ تکنولوژی معادل نیست. بنابراین مادام که صرفاً به امر تکنولوژیک میاندیشیم و به آن دامن میزنیم، با آن کنار میآییم یا از آن طفره میرویم، هرگز نخواهیم توانست نسبت خود را با ماهیت تکنولوژی تجربه کنیم. چه آن را با شوق و ذوق بپذیریم و چه آن را طرد کنیم، همواره اسیر و دربند تکنولوژی خواهیم ماند. اما اگر تکنولوژی را امری خنثی تلقی کنیم، به بدترین صورت تسلیم آن خواهیم شد.
❇️تکنولوژی یک وسیلۀ صرف نیست، نحوی اِنکشاف است. چنانچه به این امر توجه کنیم، قلمرو کاملاً متفاوتی در مورد ماهیت تکنولوژی به رویِ ما گشوده خواهد شد. این قلمرو، ساحت انکشاف است: ساحت حقیقت.
❇️انکشافی که بر سراسر تکنولوژی جدید حاکم است، خصلت درافتادن، به معنای تعرض دارد .. واین انکشاف، هیچگاه امری صرفا پایانیافته نیست.
اینکه هرجا تلاش میکنیم تکنولوژی جدید را به عنوان انکشافی تعرض آمیز نشان دهیم، کلمات «درافتادن»، «انضباط بخشیدن»، «منبع ثابت» هجوم میآورد و به نحوی خشک و یکنواخت برهم انباشته میشوند دلیلش در امری نهفته است. آن عدم استتاری که این انضباط در قالب آن شکوفا میشود، هیچگاه ساخته دست بشر نیست.
حقیقت امر آن است که بشر در عصر تکنولوژیک، به نحو چشمگیری، به انکشاف فراخوانده شده است.
❇️ماهیت تکنولوژیِ جدید مدتهاست که پنهان است، حتی در آنجا که ماشینهای صنعتی اختراع شده ... متفکران یونان کاملاً به این امر آگاه بودند: «آنچه در پیدایش و مسلط شدن امور مقدم است، برای ما آدمیان در آخر آشکار میشود»
این نحو انکشاف، مثل همه انحاء، حوالتِ تقدیر است. اما این تقدیر جبر سرنوشت نیست چون آدمی هنگامی به راستی آزاد میشود که به قلمرو تقدیر تعلق داشته باشد و در نتیجه کسی شود که گوش فرا میدهد.
❇️آنچه بشر را تهدید میکند، در وهلۀ اول تکنولوژی نیست، ماهیت تکنولوژی، به عنوان تقدیر انکشاف، خودِ خطر است چراکه امکان آن است که انسان نتواند در مسیر انکشافِ اصیلتری قرار گیرد و در نتیجه فراخوان حقیقت آغازینتری را تجربه کند.
❇️«اما هرجا خطری هست، نیروی منجی نیز میبالد»... نجات دادن یعنی بازفرستادن به اصل و ماهیت خود.
هرچه به خطر نزدیکتر میشویم به همان اندازه راههای نیروی منجی به طور روشنتری میدرخشد و ما هم پرسشجو تر میشویم. چراکه پرسشگری تقوای تفکر است.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
❇️تکنولوژی با ماهیتِ تکنولوژی معادل نیست. بنابراین مادام که صرفاً به امر تکنولوژیک میاندیشیم و به آن دامن میزنیم، با آن کنار میآییم یا از آن طفره میرویم، هرگز نخواهیم توانست نسبت خود را با ماهیت تکنولوژی تجربه کنیم. چه آن را با شوق و ذوق بپذیریم و چه آن را طرد کنیم، همواره اسیر و دربند تکنولوژی خواهیم ماند. اما اگر تکنولوژی را امری خنثی تلقی کنیم، به بدترین صورت تسلیم آن خواهیم شد.
❇️تکنولوژی یک وسیلۀ صرف نیست، نحوی اِنکشاف است. چنانچه به این امر توجه کنیم، قلمرو کاملاً متفاوتی در مورد ماهیت تکنولوژی به رویِ ما گشوده خواهد شد. این قلمرو، ساحت انکشاف است: ساحت حقیقت.
❇️انکشافی که بر سراسر تکنولوژی جدید حاکم است، خصلت درافتادن، به معنای تعرض دارد .. واین انکشاف، هیچگاه امری صرفا پایانیافته نیست.
اینکه هرجا تلاش میکنیم تکنولوژی جدید را به عنوان انکشافی تعرض آمیز نشان دهیم، کلمات «درافتادن»، «انضباط بخشیدن»، «منبع ثابت» هجوم میآورد و به نحوی خشک و یکنواخت برهم انباشته میشوند دلیلش در امری نهفته است. آن عدم استتاری که این انضباط در قالب آن شکوفا میشود، هیچگاه ساخته دست بشر نیست.
حقیقت امر آن است که بشر در عصر تکنولوژیک، به نحو چشمگیری، به انکشاف فراخوانده شده است.
❇️ماهیت تکنولوژیِ جدید مدتهاست که پنهان است، حتی در آنجا که ماشینهای صنعتی اختراع شده ... متفکران یونان کاملاً به این امر آگاه بودند: «آنچه در پیدایش و مسلط شدن امور مقدم است، برای ما آدمیان در آخر آشکار میشود»
این نحو انکشاف، مثل همه انحاء، حوالتِ تقدیر است. اما این تقدیر جبر سرنوشت نیست چون آدمی هنگامی به راستی آزاد میشود که به قلمرو تقدیر تعلق داشته باشد و در نتیجه کسی شود که گوش فرا میدهد.
❇️آنچه بشر را تهدید میکند، در وهلۀ اول تکنولوژی نیست، ماهیت تکنولوژی، به عنوان تقدیر انکشاف، خودِ خطر است چراکه امکان آن است که انسان نتواند در مسیر انکشافِ اصیلتری قرار گیرد و در نتیجه فراخوان حقیقت آغازینتری را تجربه کند.
❇️«اما هرجا خطری هست، نیروی منجی نیز میبالد»... نجات دادن یعنی بازفرستادن به اصل و ماهیت خود.
هرچه به خطر نزدیکتر میشویم به همان اندازه راههای نیروی منجی به طور روشنتری میدرخشد و ما هم پرسشجو تر میشویم. چراکه پرسشگری تقوای تفکر است.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Telegram
فلسفه علم و فناوری
کانالی برای علاقمندان و پژوهشگران فلسفهٔ علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
📄 معرفی مقاله
Science and philosophy: A love-hate relationship
سباستین د.هرو در این مقاله که در سال ۲۰۲۰ در مجلۀ foundation of science به رشتۀ تحریر درآمده، بر آن است تا از نیازِ علم به فلسفه دفاع کند.
وی در ابتدا سه استدلالِ موجود در خصوصِ ناکارآمدیِ فلسفه برای علم را بررسی میکند که عبارتند از:
1⃣ تشخیصِ مرگِ فلسفه
2⃣ چالشِ تاریخیِ لاادریگری
3⃣ تفاوت در روشها و موضوعاتِ فلسفه و علم
نویسنده پس از بررسی این سه خطِ استدلالی، پاسخهای خود را در چارچوبهای زیر ارائه میکند:
1⃣ نقشِ پارادایمها در پیشفرضهای فلسفی در علم
2⃣ چراییِ شکست استدلالِ تاریخی
3⃣ حوزههای اشتراک علم و فلسفه
او با ذکرِ مطالعاتِ موردی دربارۀ چگونگی اثرگذاریِ فلسفه بر علم سعی در تبیینِ دیدگاه خود، یعنی ضرورتِ فلسفه برای علم، دارد.
به عقیدۀ هرو، حلِ مشکلات جهانی و تفاوتآفرینی منوط به آگاهی از پیشینۀ تاریخی و فلسفی است که به رهاییِ دانشمند از تعصبات میانجامد و تمییزدهندۀ یک متخصصِ صرف از یک جویندۀ واقعیِ حقیقت است.
#فلسفه_و_علم
#فلسفۀ_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Science and philosophy: A love-hate relationship
سباستین د.هرو در این مقاله که در سال ۲۰۲۰ در مجلۀ foundation of science به رشتۀ تحریر درآمده، بر آن است تا از نیازِ علم به فلسفه دفاع کند.
وی در ابتدا سه استدلالِ موجود در خصوصِ ناکارآمدیِ فلسفه برای علم را بررسی میکند که عبارتند از:
1⃣ تشخیصِ مرگِ فلسفه
2⃣ چالشِ تاریخیِ لاادریگری
3⃣ تفاوت در روشها و موضوعاتِ فلسفه و علم
نویسنده پس از بررسی این سه خطِ استدلالی، پاسخهای خود را در چارچوبهای زیر ارائه میکند:
1⃣ نقشِ پارادایمها در پیشفرضهای فلسفی در علم
2⃣ چراییِ شکست استدلالِ تاریخی
3⃣ حوزههای اشتراک علم و فلسفه
او با ذکرِ مطالعاتِ موردی دربارۀ چگونگی اثرگذاریِ فلسفه بر علم سعی در تبیینِ دیدگاه خود، یعنی ضرورتِ فلسفه برای علم، دارد.
به عقیدۀ هرو، حلِ مشکلات جهانی و تفاوتآفرینی منوط به آگاهی از پیشینۀ تاریخی و فلسفی است که به رهاییِ دانشمند از تعصبات میانجامد و تمییزدهندۀ یک متخصصِ صرف از یک جویندۀ واقعیِ حقیقت است.
#فلسفه_و_علم
#فلسفۀ_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
📄 معرفی مقاله
Marx and machine
دونالد مککنزی در این مقاله که در سال ۱۹۸۴ و در مجلهٔ Technology and Culture به چاپ رسیده، درصدد است تا ناصواب بودن این روایت که #مارکس یک جبرگرای تکنولوژیک است را نشان دهد.
📍نویسنده با نقلقول معروف مارکس آغاز میکند که: « آسیای دستی به شما جامعهای با ارباب فئودال میدهد و آسیای بخاری جامعهای با سرمایهدار صنعتی» و آن را یکی از عوامل قرائتهای نادرست میخواند.
📍او ضمن بررسی یکی از آثار مهم مارکس به نام #کاپیتال و تنقیح فرایند کار، فرایند ارزش افزایی و تبیین تاریخی از ماشین، گلوگاههای بحث در مارکس را به خوبی نشان داده و با تکیه بر آرای مارکس عنوان میکند که اتفاقا این روابط اجتماعی و مناسبات تولید است که به تکنولوژی شکل میدهد.
📍نگارندهٔ مقاله با طرح پرسشهای مهم در حوزهٔ فلسفه تکنولوژی و تاثیر و تاثر ماشین و مناسبات اجتماعی بر یکدیگر، از مستندسازی امکانی طراحی سخن میگوید. به این معنا که در موارد معین تشخیص دهیم که امور میتوانستد به گونهای دیگر باشند.
📍این مقاله که از مقالات معروف در فلسفۀ تکنولوژی است در نهایت با این بصیرت پایان مییابد که چنین مطالعاتی پتانسیل امری دیالکتیک را دارد چرا که درک اینکه تکنولوژی موجود از نظر اجتماعی چگونه شکل یافته میتواند به بازسازیِ آن کمک کند..
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Marx and machine
دونالد مککنزی در این مقاله که در سال ۱۹۸۴ و در مجلهٔ Technology and Culture به چاپ رسیده، درصدد است تا ناصواب بودن این روایت که #مارکس یک جبرگرای تکنولوژیک است را نشان دهد.
📍نویسنده با نقلقول معروف مارکس آغاز میکند که: « آسیای دستی به شما جامعهای با ارباب فئودال میدهد و آسیای بخاری جامعهای با سرمایهدار صنعتی» و آن را یکی از عوامل قرائتهای نادرست میخواند.
📍او ضمن بررسی یکی از آثار مهم مارکس به نام #کاپیتال و تنقیح فرایند کار، فرایند ارزش افزایی و تبیین تاریخی از ماشین، گلوگاههای بحث در مارکس را به خوبی نشان داده و با تکیه بر آرای مارکس عنوان میکند که اتفاقا این روابط اجتماعی و مناسبات تولید است که به تکنولوژی شکل میدهد.
📍نگارندهٔ مقاله با طرح پرسشهای مهم در حوزهٔ فلسفه تکنولوژی و تاثیر و تاثر ماشین و مناسبات اجتماعی بر یکدیگر، از مستندسازی امکانی طراحی سخن میگوید. به این معنا که در موارد معین تشخیص دهیم که امور میتوانستد به گونهای دیگر باشند.
📍این مقاله که از مقالات معروف در فلسفۀ تکنولوژی است در نهایت با این بصیرت پایان مییابد که چنین مطالعاتی پتانسیل امری دیالکتیک را دارد چرا که درک اینکه تکنولوژی موجود از نظر اجتماعی چگونه شکل یافته میتواند به بازسازیِ آن کمک کند..
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
SpringerLink
Science and Philosophy: A Love–Hate Relationship
Foundations of Science - In this paper I review the problematic relationship between science and philosophy; in particular, I will address the question of whether science needs philosophy, and I...
📄 معرفی مقاله
The revolt against rationalism: Feyerabend's Critical philosophy
📍جیمی شاو در مقالهٔ شورش علیه عقلانیت که در سال 2019 در مجلهٔ studies in history and philosophy of science به چاپ رسیده است به دنبال آن است تا نشان دهد که علیرغم برداشتهای معمول از فلسفهٔ انتقادی فایرابند، نظام فکری او همواره پایدار و موضعی علیه عقلانیت بوده است و فایرابندِ متاخر بر همان روشِ فایرابند متقدم، گام برداشته است.
📍نویسنده دو مسیر مشخص را پی میگیرد.
1⃣اول آنکه تعریف دقیقِ مدنظر فایرابند از عقلانیت را روشن میسازد و نشان میدهد که برداشتِ او از عقلانیت، همان تعریف عقلانیت کلاسیک نیست.
2⃣دوم و مهمتر آنکه استدلال میکند که انتقاداتِ به ظاهر منفصل فایرابند از تجربهگرایی، پوپر، لاکاتوش، بور، کوهن، نیوتن و فننیومن، همگی نمونههایی از یک ایدهٔ منسجم است که در انتقادهای او از عقلانیت در کتاب «علیه روش» به اوج خود میرسد.
📍در نهایت شاو با صورتبندی و بازسازی استدلالهای فایرابند علیه عقلانیت، بازسازیِ خود را با استدلال اریک آبراهام و رابرت فارل (که نظری کاملا متفاوت و متقابل با موضع شاو دارند) به مقایسه میگذارد.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
The revolt against rationalism: Feyerabend's Critical philosophy
📍جیمی شاو در مقالهٔ شورش علیه عقلانیت که در سال 2019 در مجلهٔ studies in history and philosophy of science به چاپ رسیده است به دنبال آن است تا نشان دهد که علیرغم برداشتهای معمول از فلسفهٔ انتقادی فایرابند، نظام فکری او همواره پایدار و موضعی علیه عقلانیت بوده است و فایرابندِ متاخر بر همان روشِ فایرابند متقدم، گام برداشته است.
📍نویسنده دو مسیر مشخص را پی میگیرد.
1⃣اول آنکه تعریف دقیقِ مدنظر فایرابند از عقلانیت را روشن میسازد و نشان میدهد که برداشتِ او از عقلانیت، همان تعریف عقلانیت کلاسیک نیست.
2⃣دوم و مهمتر آنکه استدلال میکند که انتقاداتِ به ظاهر منفصل فایرابند از تجربهگرایی، پوپر، لاکاتوش، بور، کوهن، نیوتن و فننیومن، همگی نمونههایی از یک ایدهٔ منسجم است که در انتقادهای او از عقلانیت در کتاب «علیه روش» به اوج خود میرسد.
📍در نهایت شاو با صورتبندی و بازسازی استدلالهای فایرابند علیه عقلانیت، بازسازیِ خود را با استدلال اریک آبراهام و رابرت فارل (که نظری کاملا متفاوت و متقابل با موضع شاو دارند) به مقایسه میگذارد.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Telegram
فلسفه علم و فناوری
کانالی برای علاقمندان و پژوهشگران فلسفهٔ علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
📄 معرفی مقاله
Do artifacts have politics?
📍لنگدن وینر در مقالهٔ آیا مصنوعات سیاسی هستند، که در سال 1980 در مجلهٔ modern technology problem or opportunity به چاپ رسیده و یکی از پرارجاعترین مقالات در حوزهٔ فلسفه تکنولوژی است، به این مسئله میپردازد که آیا میتوان به مصنوعات تکنیکی کیفیت سیاسی نسبت داد یا خیر.
📍برخی فناوری را صِرفاً ابزاری میبینند که برای برآورده کردن کارکردی خاص طراحی شده است، در نتیجه اطلاق کردن سیاست به فناوری بیمعنی است. به طور کلی وینِر در صدد است تا نشان دهد که فناوری دارای سیاست است. بدین معنی که میتوان کیفیاتی سیاسی را به فناوری نسبت داد. در تحلیل این مسئله، وینِر به دو نوع تفسیر میپردازد.
1⃣ در تفسیر نوع اول، فناوریها به دلیل طراحی و نحوهٔ قرارگیری خاصی که در جامعه دارند، پیامدهای سیاسی روشنی را به بار میآورند. در این نوع تفسیر، فناوریها قابلیت انعطاف دارند، بدین معنی که با تغییر طراحی و تقرر آن در جامعه، پیامدهای سیاسی آن تغییر پیدا میکند.
2⃣در تفسیر دوم، برخی فناوریها ذاتاً سیاسی هستند. بدین نحو که ساختار مادی آن به گونهای است که پیامدهای سیاسیای در پی دارد. در این نوع تفسیر، فناوری انعطافپذیر نیست، بدین معنی که اتخاذ فناوری خاصی ذاتاً ایدئولوژی با مشی سیاسی خاصی را موجب میشود.
📍دیدگاه وینِر تلفیقی از این دو دیدگاه است. بدین معنی که برخی فناوریها ذاتاً نتایجی سیاسی را در پی دارند، اما چگونگی پیادهسازی شدن آن در جامعه را نباید نادیده گرفت. از طرف دیگر، برخی فناوریها وجود دارند که انعطافناپذیرند، یعنی تغییر در طراحی آن نمیتواند از تأثیر سیاسی آن بکاهد.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Do artifacts have politics?
📍لنگدن وینر در مقالهٔ آیا مصنوعات سیاسی هستند، که در سال 1980 در مجلهٔ modern technology problem or opportunity به چاپ رسیده و یکی از پرارجاعترین مقالات در حوزهٔ فلسفه تکنولوژی است، به این مسئله میپردازد که آیا میتوان به مصنوعات تکنیکی کیفیت سیاسی نسبت داد یا خیر.
📍برخی فناوری را صِرفاً ابزاری میبینند که برای برآورده کردن کارکردی خاص طراحی شده است، در نتیجه اطلاق کردن سیاست به فناوری بیمعنی است. به طور کلی وینِر در صدد است تا نشان دهد که فناوری دارای سیاست است. بدین معنی که میتوان کیفیاتی سیاسی را به فناوری نسبت داد. در تحلیل این مسئله، وینِر به دو نوع تفسیر میپردازد.
1⃣ در تفسیر نوع اول، فناوریها به دلیل طراحی و نحوهٔ قرارگیری خاصی که در جامعه دارند، پیامدهای سیاسی روشنی را به بار میآورند. در این نوع تفسیر، فناوریها قابلیت انعطاف دارند، بدین معنی که با تغییر طراحی و تقرر آن در جامعه، پیامدهای سیاسی آن تغییر پیدا میکند.
2⃣در تفسیر دوم، برخی فناوریها ذاتاً سیاسی هستند. بدین نحو که ساختار مادی آن به گونهای است که پیامدهای سیاسیای در پی دارد. در این نوع تفسیر، فناوری انعطافپذیر نیست، بدین معنی که اتخاذ فناوری خاصی ذاتاً ایدئولوژی با مشی سیاسی خاصی را موجب میشود.
📍دیدگاه وینِر تلفیقی از این دو دیدگاه است. بدین معنی که برخی فناوریها ذاتاً نتایجی سیاسی را در پی دارند، اما چگونگی پیادهسازی شدن آن در جامعه را نباید نادیده گرفت. از طرف دیگر، برخی فناوریها وجود دارند که انعطافناپذیرند، یعنی تغییر در طراحی آن نمیتواند از تأثیر سیاسی آن بکاهد.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
👍1
📄 معرفی مقاله
Laws and lawlessness
📍استفن مامفورد در مقالهٔ فوق که در سال 2005 در مجلهٔ synthese به چاپ رسیده است به دنبال بسطِ یک موضع متافیزیکی در مباحثِ قانون طبیعت است که از یک طرف رأی به بیقانونی میدهد و از طرفی نیز تأکید دارد که موضعِ او رئالیستی و ضد هیومی است.
📍 به طور خلاصه میتوان گفت آنچه برای مامفورد مسئلهساز است، «حکمرانی» قانون است. به عقیدۀ او اصولاً مفهوم قانون در طبیعت، مفهومی گمراهکننده است و از همین روست که او دیدگاهی حذفگرایانه را نسبت به قانون اتخاذ میکند.
📍در یک کلام اگر بخواهیم مشخصههای موضع مامفورد درخصوص قوانین طبیعت را بیان کنیم باید بگوییم که
1⃣اولاً او به نفع بیقانونی حکم میدهد. یعنی نقطۀ مقابل واقعگراییِ نومولوژیکال که ادعا میکند قوانینی در طبیعت وجود دارد.
2⃣ثانیاً موضعی ضد هیومی دارد به این معنا که منکر پیوندهای ضروری در طبیعت نیست.
3⃣ثالثاً رویکرد خود را رئالیستی مینامد و معتقد است که با کنار گذاشتنِ قوانین خدشهای به آنچه مدنظر واقعگرایان است وارد نمیشود.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Laws and lawlessness
📍استفن مامفورد در مقالهٔ فوق که در سال 2005 در مجلهٔ synthese به چاپ رسیده است به دنبال بسطِ یک موضع متافیزیکی در مباحثِ قانون طبیعت است که از یک طرف رأی به بیقانونی میدهد و از طرفی نیز تأکید دارد که موضعِ او رئالیستی و ضد هیومی است.
📍 به طور خلاصه میتوان گفت آنچه برای مامفورد مسئلهساز است، «حکمرانی» قانون است. به عقیدۀ او اصولاً مفهوم قانون در طبیعت، مفهومی گمراهکننده است و از همین روست که او دیدگاهی حذفگرایانه را نسبت به قانون اتخاذ میکند.
📍در یک کلام اگر بخواهیم مشخصههای موضع مامفورد درخصوص قوانین طبیعت را بیان کنیم باید بگوییم که
1⃣اولاً او به نفع بیقانونی حکم میدهد. یعنی نقطۀ مقابل واقعگراییِ نومولوژیکال که ادعا میکند قوانینی در طبیعت وجود دارد.
2⃣ثانیاً موضعی ضد هیومی دارد به این معنا که منکر پیوندهای ضروری در طبیعت نیست.
3⃣ثالثاً رویکرد خود را رئالیستی مینامد و معتقد است که با کنار گذاشتنِ قوانین خدشهای به آنچه مدنظر واقعگرایان است وارد نمیشود.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Telegram
فلسفه علم و فناوری
کانالی برای علاقمندان و پژوهشگران فلسفهٔ علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
👍2
📄 معرفی مقاله
Realist Ennui and the Base Rate Fallacy
📍مگنس و کلندر در مقالهٔ فوق که در سال 2004 در مجلهٔ philosophy of science به چاپ رسیده است, چند هدف اصلی را پی میگیرند.
📍آنها در بادیِ امر با پذیرشِ وقوعِ مغالطۀ نرخ پایه در دو استدلالِ مهمِ له و علیه واقعگرایی علمی، یعنی استدلال معجزه ممنوع و فرااستقرای بدبینانه، دلیلِ لاینحل باقی ماندنِ مناقشه را همین امر معرفی میکنند.
به دیگر سخن غفلت از نرخ پایه و نادیده گرفتنِ احتمالات مذکور سبب شده که مناقشۀ واقعگرایی-پادواقعگرایی بدون آنکه به نتیجۀ مطلوبی برسد به صورت فرسایشی ادامه پیدا کند.
📍 هدف دیگر مگنس و کلندر در این مقاله آن است که نشان دهند لازم و ضروری است که استدلالهایی که، چه در حوزۀ واقعگرایی و چه پادواقعگرایی، کل گسترۀ علم را در بر میگیرند یا به عبارتی نگاهی کلان به توجیهِ واقعگرایی یا پادواقعگرایی دارند باید کنار گذاشته شود و در عوض تمرکز خود را به استدلالهایِ جزئی و موارد و هویاتِ خاص معطوف دارند.
📍به زعمِ آنان، چنین چشماندازی موجب خواهد شد که ماهیتِ این مناقشه به شکل چشمگیری تغییر کند.
❇️مغالطۀ نرخ پایه که نویسندگان استدلال میکنند که استدلالهای اصلی واقعگرایی مرتکب میشوند چیست؟
مغالطۀ نرخ پایه یا غفلت از نرخ پایه به معنایِ اعتماد و پذیرش موارد خاص و نادیده گرفتن آمار و اطلاعات موجود است.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Realist Ennui and the Base Rate Fallacy
📍مگنس و کلندر در مقالهٔ فوق که در سال 2004 در مجلهٔ philosophy of science به چاپ رسیده است, چند هدف اصلی را پی میگیرند.
📍آنها در بادیِ امر با پذیرشِ وقوعِ مغالطۀ نرخ پایه در دو استدلالِ مهمِ له و علیه واقعگرایی علمی، یعنی استدلال معجزه ممنوع و فرااستقرای بدبینانه، دلیلِ لاینحل باقی ماندنِ مناقشه را همین امر معرفی میکنند.
به دیگر سخن غفلت از نرخ پایه و نادیده گرفتنِ احتمالات مذکور سبب شده که مناقشۀ واقعگرایی-پادواقعگرایی بدون آنکه به نتیجۀ مطلوبی برسد به صورت فرسایشی ادامه پیدا کند.
📍 هدف دیگر مگنس و کلندر در این مقاله آن است که نشان دهند لازم و ضروری است که استدلالهایی که، چه در حوزۀ واقعگرایی و چه پادواقعگرایی، کل گسترۀ علم را در بر میگیرند یا به عبارتی نگاهی کلان به توجیهِ واقعگرایی یا پادواقعگرایی دارند باید کنار گذاشته شود و در عوض تمرکز خود را به استدلالهایِ جزئی و موارد و هویاتِ خاص معطوف دارند.
📍به زعمِ آنان، چنین چشماندازی موجب خواهد شد که ماهیتِ این مناقشه به شکل چشمگیری تغییر کند.
❇️مغالطۀ نرخ پایه که نویسندگان استدلال میکنند که استدلالهای اصلی واقعگرایی مرتکب میشوند چیست؟
مغالطۀ نرخ پایه یا غفلت از نرخ پایه به معنایِ اعتماد و پذیرش موارد خاص و نادیده گرفتن آمار و اطلاعات موجود است.
#فلسفه_تکنولوژی
#فلسفه_علم
#معرفی_مقاله
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Telegram
فلسفه علم و فناوری
کانالی برای علاقمندان و پژوهشگران فلسفهٔ علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
منبعی برای مقالات کلاسیک و معاصر فلسفه علم و فناوری
👍2❤1
📄 معرفی مقاله
Realism and the No-miracle argument
هاوسون در این مقاله که در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسیده است به بررسی استدلال «معجزه ممنوع» میپردازد که یکی از استدلالهای اصلی در حمایت از واقعگرایی علمی است.
📍هاوسون یک صورت بندی چهار بخشی را از این استدلال ارائه میکند:
مرحله نخست پیشبینی مستقل نظریه T از دادههای مشاهدهای
مرحله دوم احتمال کم توافق تصادفی
مرحله سوم رد فرضیه تصادفی بودن
مرحله چهارم نتیجهگیری صدق تقریبی نظریه.
📍هاوسون به مثالهایی مانند پیشبینی دقیق مومنتوم مغناطیسی الکترون توسط الکترودینامیک کوانتومی اشاره میکند تا نشان دهد که احتمال توافق تصادفی بسیار کم است و بنابراین نظریههای علمی باید تقریباً صادق باشند. هاوسون به نقدهای مختلفی که به استدلال «صدق تقریبی» وارد شده است، میپردازد.
📍او اشاره میکند که هیچکس تاکنون نتوانسته است تعریف دقیقی از «صدق تقریبی» ارائه دهد، اما این موضوع برای استدلال «معجزه ممنوع» اهمیت زیادی ندارد زیرا نقش «صدق تقریبی» در این استدلال به تعریف دقیق آن وابسته نیست.
❇️هاوسون نتیجه میگیرد که مدل علمی به عنوان یک بازی فعال حدس زدن طبیعت، امید واقعی برای پاسخ به مسئله هیوم ارائه میدهد. او معتقد است که دیدگاه منفی هیوم در مورد مسئله استقرا ممکن است نتیجه ارائه نادرست آن به شکل Passive باشد و با افزودن اطلاعات مرتبط، این مسئله قابل حل به نظر میرسد. بخش بسیار مهم مقاله، مربوط به نتایج آزمایش پزشکی هاروارد است که به مناقشات فراوانی دامن زده است.
#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا
Realism and the No-miracle argument
هاوسون در این مقاله که در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسیده است به بررسی استدلال «معجزه ممنوع» میپردازد که یکی از استدلالهای اصلی در حمایت از واقعگرایی علمی است.
📍هاوسون یک صورت بندی چهار بخشی را از این استدلال ارائه میکند:
مرحله نخست پیشبینی مستقل نظریه T از دادههای مشاهدهای
مرحله دوم احتمال کم توافق تصادفی
مرحله سوم رد فرضیه تصادفی بودن
مرحله چهارم نتیجهگیری صدق تقریبی نظریه.
📍هاوسون به مثالهایی مانند پیشبینی دقیق مومنتوم مغناطیسی الکترون توسط الکترودینامیک کوانتومی اشاره میکند تا نشان دهد که احتمال توافق تصادفی بسیار کم است و بنابراین نظریههای علمی باید تقریباً صادق باشند. هاوسون به نقدهای مختلفی که به استدلال «صدق تقریبی» وارد شده است، میپردازد.
📍او اشاره میکند که هیچکس تاکنون نتوانسته است تعریف دقیقی از «صدق تقریبی» ارائه دهد، اما این موضوع برای استدلال «معجزه ممنوع» اهمیت زیادی ندارد زیرا نقش «صدق تقریبی» در این استدلال به تعریف دقیق آن وابسته نیست.
❇️هاوسون نتیجه میگیرد که مدل علمی به عنوان یک بازی فعال حدس زدن طبیعت، امید واقعی برای پاسخ به مسئله هیوم ارائه میدهد. او معتقد است که دیدگاه منفی هیوم در مورد مسئله استقرا ممکن است نتیجه ارائه نادرست آن به شکل Passive باشد و با افزودن اطلاعات مرتبط، این مسئله قابل حل به نظر میرسد. بخش بسیار مهم مقاله، مربوط به نتایج آزمایش پزشکی هاروارد است که به مناقشات فراوانی دامن زده است.
#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
📱کانال فلسفه علم و فنّاوری
🆔 تلگرام، ایتا